تبلیغات
هنر هفتم
جمعه 5 اردیبهشت 1393  01:09 ب.ظ

93 = 8 + 85

درباره آلبوم جدید بنیامین بهادری

امید محمودزاده ابراهیمی: در انتهای سال 92 بالاخره آلبوم بنیامین بهادری پس از یک سال و نیم کش و قوس منتشر شد. در طی این مدت ترانه شرقی و محسن رجب پور از تهیه کنندگی آلبوم 93 کنار رفتند و گروه بنیامین موزیک تشکیل شد. گروهی که فرید احمدی را به عنوان ترانه سرا، نیما وارسته را به عنوان تنظیم کننده و علی منصوری را به عنوان رهبر ارکستر با خود می بیند. این آلبوم ابتدا قرار بود در تابستان یا پاییز سال 91 منتشر شود اما اتفاقات نامعلوم مانع این کار شد تا 91 تبدیل به 93 شود. در طی همین یک سال و نیم اتفاق تلخ فوت همسر بنیامین بهادری هم به جمیع اتفاقات اضافه شد و تأثیر محسوسی روی 93 گذاشت اتفاقی که اگر نمی افتاد شاهد آلبومی به مراتب متفاوت‌تری از بنیامین بهادری می‌بودیم. البته قطع ارتباط کاری بنیامین و ترانه شرقی خیلی روی رابطه‌ی شخصی بین بنیامین و محسن رجب پور تأثیر نگذاشته چون همان طور که از عکس های منتشر از مراسم همسر بنیامین و گزارش های رسانه های مختلف مشخص بود محسن رجب پور با تلاش وافر خود تمامی هماهنگی ها را انجام می داد و در یک گفتگو هم تأکید کرده بود که این پایانِ یک همکاری کاری بود و هیچ کدورتی بین او و بنیامین نیست.
قرار بود فرشید فارسیان هم در گروه بنیامین موزیک حضور داشته باشد اما به نظر می رسد سبک تنظیم های فرشید چندان با کلیت آلبوم بنیامین هماهنگ نبود و به همین خاطر است که اسم وی را در نه گروه بنیامین موزیک می بینیم و نه جزو تنظیم کنندگان آلبوم، فرشید فارسیان پیش از این در تنظیم یک قطعه به نام «خط سوم» با بنیامین همکاری داشت. قطعه ای متفاوت با تصنیف/ترانه ای متفاوت از مولانا و فرید احمدی. قطعه ای که فیدبک های مناسبی در بین طرفداران بنیامین ایجاد نکرد.



ویژه نامه نوروز 1393 هفته نامه پاسارگاد سیرجان



هفته نامه پاسارگاد سیرجان به رسم همه ساله‌ی خود اقدام به انتشار ویژه نامه نوروزی کرده است. در این ویژه نامه وجهه اصلی را مردم و شخصیت های مستند جامعه دارند و با کمتر چهره‌ی شاخصی گفتگو شده است. یک ویژه نامه مستند و تخصصی تر به نسبت قبل. در این ویژه نامه به رسم همه ویژه نامه های نوروزی چند بخش مجزا چند پرونده را درون خود جای داده است. اصلی‌ترین پرونده این ویژه نامه مربوط به بحث خشونت در سطح جامعه است. آیا آستانه تحمل شهروندان سیرجانی پایین آمده است؟ این پرونده را دبیر بخش خبر و حوادث پاسارگاد؛ حسین اطمینان تهیه کرده است.
به طور کلی در این ویژه نامه با حرفه ای گری بیش‌تری رو به رو هستیم. تخصصی تر در مسائل پرداخته شده است. تنوع هم در نوع خود حفظ شده است. یعنی شاید بشود گفت یک جورهایی سنگین تر و وزین تر شده است.
مطالبی در که ذیل می آید نظر شخصی من است.شاید اشتباه و شاید درست. با اینکه از روزنامه نگاری دور شدم اما دوست دارم ثمره ی کار دوستانم را ببینم بخوانم و نظر بدهم. شاید از میان این همه واژه کلمه ای یا جمله ای بدردبخور پیدا بشود. متن را به صورت قطعه قطعه و جدا جدا نوشته ام و با خواندن هر مطلب نظرم را درباره آن مطلب نوشته ام و اگر نظری نداشته ام چیزی از آن درمطلب ننوشته ام.

درباره جلد:
راستش من طراح صفحه نیستم. به عنوان یه مخاطب نظراتم را درباره جلد ویژه نامه می نویسم.
استفاده از رنگ سفید تنها جذابیت جلد است. در ضمن تکراری هم هست.این سومین سالی است که از این طرح استفاده می شود و به بنظرم بهتر بود طرح چیدمان دیگری در دستور کار قرار می گرفت. عکس یک را که متن توضیح دادم اما تیتر روی آن با عنوان «خانه ای از جنس موسیقی» بسیار کوچک است. خیلی کوچک است و اصلا دیده نمی شود. بقیه تیترها هم معمولی اند و فارغ از جذابیت. در ابتدا هم گفتم که ویژگی اصلی این ویژه نامه نوروزی وزین تر و سنگین تر شدن آن است. اما خب برای جلد طرح تکراری بود.


سه شنبه 12 فروردین 1393  05:34 ب.ظ

سایپا 232


محصولی جدید از سایپا و اولین فیس لیفت رسمی تیبا

امید محمودزاده ابراهیمی: سایپا 232 سومین محصول پلت فرم دوم سایپا است که چند روز پیش از عید رونمایی شد. این خودرو یک فیس لیفت رسمی از خودروی تیبا است. تیبایی که از نظر مدیران سایپا زیبای ایرانی معرفی می شود اما حتی مشتریان این خودرو چنین اعتقادی ندارند!
 اینکه مراسم در روزهای پایانی سال 92 برگزار شد می تواند نشانگر چند نکته باشد:

1.رویکرد جدید سایپا با مدیریت سعید مدنی
2.عجله مدیران سایپا برای نشان دادن تغییرات آن هم در روی کار آمدن چند ماهه دولت جدید
3.به خود آمدن سایپایی ها و عزم جدی برای بیرون آمدن از شرایط رکود و پیش به سوی مستقل شدن
نکته سوم را که خیلی باور نمی کنیم چون هنوز شرایط آنقدر آماده نیست و بدنه سایپا و ایران خودرو این دو غول خودروسازی ایران همچنان منتظر حمایت های دولتی هستند
نکته اول و بخصوص نکته دوم بیشتر مورد توجه هستند. قطعا رویکرد سایپا با مدیریت سعید مدنی تغییرات جدی ای خواهد کرد و در آن شکی نیست. در روز رونمایی سایپا 232 هم اعلام شد این خودرو از تابستان 93 به روی خط تولید خواهد رفت. اگر سایپا بتواند به این قول خود عمل کند یعنی تغییرات جدی شروع شده است.(اشتباه نفرمایید به روی خط تولید خواهد رفت نه اینکه آماده فروش باشد.هنوز رسم رونمایی ایرانی ها را درک نکرده اید؟)
اما سایپا 232 که هنوز نام رسمی ندارد و برای انتخاب اسم آن در سایت سایپا مسابقه ای برگزار شده است چقدر می تواند مشتری ایرانی را راضی کند؟
قطعا این خودرو در نظر منتقدان خودروسازی داخلی نیز نمره قبولی در فیس لیفت را میگیرد. جدی بگویم؛ انتظار نمی رفت سایپا بعد از تیبای نه چندان دلچسب اش دست به تغییر اساسی محصول اش بزند. گرچه آمدن سایپا232 به کنار رفتن تیبا نمی انجامد و تولید تیبا و تیبا2 با همان چهره ادامه خواهد یافت  اما 100% می توان گفت بازار تیبا با حضور سایپا232 دستخوش تغییرات بسیاری خواهد شد. رفتار مشتریان ایرانی شاید بهترین راه برای تغییر رویه موجود تولید خودروهایی چون تیبا خواهد بود. اگر با تولید سایپا232 تیبا دیگر مشتری ای نداشته باشد شاید آن زمان سایپا تصمیم بگیرد فقط سایپا232 را تولید کند و تیراژ آن را بالا ببرد و عملا تیبا را با آن چهره ی نامانوس کنار بگذارد
آنطور که از این سو و آن سو شنیده می شود در فاز اول طراحی داخلی(داشبورد) سایپا232 به مانند تیبا خواهد بود اما در فاز دوم تغییر داشبورد آن در دستورکار قرار دارد. احتمالا شرکت کروز داشبورد جدید را تولید خواهد کرد
سایپا 232 در ظاهر جلو شبیه کدام خودرو است؟ فیات؟...نه خیلی جلو نروید بیشتر شبیه به خودروی زوتای S300است که 72میلیون قیمت دارد و محصول لوکس چینی و نسبتا باکیفیت سایپا خواهد بود و در مراسم آن روز هم در کنار 232 حضور داشت.طراحی عقب 232 برخلاف انچه می پندارید بیشتر شبیه نیسان تیانا است فقط در اجرا چراغ ها نظر به کلاس B بودن و ابعاد کوچک خودرو؛ کوچکتر کار شده اند. اما همه این شباهت ها باعث نمی شود سایپا232 خودروی بدی به نظر بیاید. قابل قبول است و همگان شانس اش در بازار را بسیار زیاد می دانند. قیمت اش هم که در جریان هستید. بین 26 تا 28 میلیون خواهد بود که انتظار می رود با روند تغییر قیمت های حامل های انرژی در سال آینده به بالای 30میلیون هم برسد. قابل توجه آن دسته از دوستانی که می گویند سایپا232 اگر به 30میلیون برسد ارزش ندارد و باید رانا خرید...باید خدمت این دوستان عرض شود اگر سایپا232 به 30میلیون برسد قطعا رانا نیز آن زمان به 35الی36 میلیون خواهد رسید(در بهترین حالتن ممکنه) و پژو 206 هم به جدول بالای 40میلیونی ها پرواز خواهد کرد!
سخن کوتاه می کنیم تا شما عکس ها را در ادامه مطلب ببینید و شما نظرتان را درباره سایپا232 بگویید



یکشنبه 3 فروردین 1393  04:53 ب.ظ



امید محمودزاده ابراهیمی: همشهری 24 ویژه نامه خوبی را برای عید تدارک دیده. با عکسی از ترانه علیدوستی به انتخاب 24ای ها که بازیگر منتخب شان در سال 1392 بوده است.
انبوهی از مطالب و یادداشت های سینمایی در این ویژه نامه کار شده که از نظر شخصی این مطالب خواندنی تر بودند:

1. یادداشت هوشنگ گلمکانی درباره سینما،جشنواره فیلم فجر و توضیحات خیلی خوب و روشنگرایانه درباره داوری های جشنواره فیلم فجر





2. اما جالب ترین مطلب 24 مربوط است به چند سینماگر جهانی که روی جلد 24 رفته اند و حالا با آنها درباره 24 گفتگو شده است. کوئنتین تارانتینو،جانی دپ و دیوید فینیچر از جمله این افراد هستند.



خوب یادم هست که نوروز 1390 وقتی در حال بستن ویژه نامه نوروزی نشریه پاسارگاد سیرجان بودیم ایده ای از طرف یکی از دوستان ارائه شد که Fake News در نشریه کار کنیم فقط به شرطی که در پایان مشخص شود که Fake بوده وگرنه بعد از عید باید به هزاران نفر جواب پس بدهیم! :-))  گفتگویی خیالی انجام دادیم با نیکی کریمی و حضورش در سیرجان و ساخت یک فیلم مستند و آن را در تیتر آوردیم(بعلاوه عکس بزرگی از نیکی کریمی روی جلد :دی ) مطلب و چینش کار را خودم انجام دادم و خوشبختانه مشکلی پیش نیامد. Fake News خیلی کار بدی نیست. کمتر مورد استفاده قرار میگیرد اما وقتی نشریه ای تصمیم به اجرای آن میگیرد باید خیلی دقت و وسواس به خرج دهد. همشهری جوان هم فکر کنم یک بار این کار را انجام داد و فیک نیوز را در همان شماره توضیح داد.(با عکسی مونتاژ شده از جومونگ در دفتر همشهری جوان و مجله بدست!)
همشهری 24 هم همینکار را انجام داده و متن را اگر از اول تا آخر بخوانید خودتان متوجه می شوید. البته نباید کار احسان لطفی را دست کم بگیریم که سعی کرده جملات به صورت ترجمه ای در متن بیان شود یا شدت واقعی بودن آن به چشم بیاید.
 البته این کار پاسخی هوشمندانه به اقدام چندماه پیش هفته نامه مثلث است که مصاحبه ای خیالی با هووارد گوردون تهیه کننده سریال Homeland انجام داد و هیچ وقت هم حاضر نشد جعلی بودن آن را بپذیرد! خصوصا آنکه در لید مطلب همشهری24 نوشته شده که تمامی این مطلب واقعی بوده و سند آن در دفتر نشریه موجود می باشد. این دقیقا متنی بود که هفته نامه مثلث منتشر کرده بود. گرچه بعدا مثلث توضیح داد که لازم نمی بینید اسناد مصاحبه اش با هووارد گوردون را به کسی نشان دهد! شاهد قضیه اعضای هیئت تحریریه بوده اند!!!  اما این رفتار هفته نامه مثلث مصداق بی اخلاقی بود.  اینکه مصاحبه ای خیالی را جای مصاحبه واقعی جا بزنیم و حرف های خودمان را از زبان مصاحبه شونده خیالی بزنیم بی اخلاقی رسانه ای است نه حرفه ای گری رسانه ای. در هر حال  این کار همشهری24 در این زمینه فوق العاده بود.



3.پرونده ای چند صفحه ای درباره 20 کارکتر فراموش نشدنی سینمای ایران کار شده که خودم به شخصه با چندتای آنها در این حد ارتباط برقرار نکردم اما کار نو و متفاوتی درآمده خصوصا آنکه هر نویسنده ای برای هر کارکتر مطلبی جداگانه نوشته شده و در یک ستون کناری درباره شخصیت و بازیگر توضیح آورده شده و حتی دیالوگ های ماندگار آن کارکتر درج شده است. این کار متفاوت جز از حسین معززی نیا و 24 برنمی آید فقط ای کاش و ای کاش مطلب شخصیت حاج کاظم آژانس شیشه ای را سوسن شریعتی نمی نوشت. متن کمی نامفهوم است.



4.درباره 50شمارگی و یا 4سالگی نشریه 24 هم یک پرونده جمع آوری شده ولی همه ی آن به 24 و دست اندرکارانش برنمی گردد. نویسندگان 24 این بار از نقد نوشتن خود نوشته اند و از آنان خواسته شده که رازهای نوشتن خود را برای مخاطبان 24 فاش سازند. یادداشت ها همه عالی اند اما من یادداشت های مجید اسلامی  مجید بسطامی  امیر پوریا و آرش خوشخو را بیش از همه پسندیدم.
مطلبی هم درباره چگونگی تهیه عکس های روی جلد کار شده که جذاب است.از دست ندهید



5. میزگردی هر ساله در نشریه هالیوود ریپورتر برگزار می شود و در آن با سینماگران موفق سال گذشته گفتگو می شود. گفتگو بسیار حرفه ای انجام شده و فقط مصاحبه کنندگان از بقیه سوال نمی کنند و خوده سینماگران هم گاهی نقش مصاحبه کننده را بازی می کنند. این میزگرد ترجمه شده و بسیار هم خوب ترجمه شده(یحیی نظری آن را ترجمه کرده). این مطلب را از دست ندهید. آلفونسو كوآرون (جاذبه)، پل گرین‌گرس (كاپیتان‌فیلیپس)، دیوید اُ. راسل (دغل‌كاری آمریكایی)، استیو مك‌كوئین (۱۲ سال بردگی)، بن استیلر (زندگی خصوصی والتر میتی) و لی دنیلز (پیش‌خدمت) در این میزگرد خواندنی تعارف را كنار گذاشته‌اند و علاوه بر پاسخ‌دادن به پرسش‌های مصاحبه‌كنندگان هر سؤالی از همدیگر داشته‌اند هم به‌زبان آورده‌اند.






بانوی قرمزپوش میدان شاهنامه

امید محمودزاده ابراهیمی: هفته‌ی عشق نام تک آهنگ تازه ی بنیامین بهادری نیست. این تک آهنگ در سال 91 و هم‌زمان با جشن ولنتاین منتشر شد حالا پس از یکسال و بعد از اتفاق ناگواری که برای همسر بنیامین افتاد موزیک ویدئوی این اثر منتشر شده است. هفته عشق اولین موزیک ویدئوی رسمی است که بنیامین بهادری منتشر کرده است. قبلاً هم بنیامین دو موزیک ویدئو از قطعات آلبوم اولش (85) ضبط کرده بود اما محسن رجب پور آن‌ها را به دلیل اینکه "کیفیت پایین" موزیک ویدئوها می‌خواند به بایگانی فرستاد و هیچ گاه انتشار نیافتند. قاسم جعفری کارگردان آن موزیک ویدئوها بود.
بنیامین بهادری ذات قصه گویی آلبوم‌هایش را به لطف ترانه های فرید احمدی همیشه حفظ کرده است و حالا در اولین موزیک ویدئوی رسمی وی؛ این قصه گویی سمت و سوی دیگری بر خود گرفته است.
موزیک ویدئوی "هفته‌ی عشق" که قبل از درگذشت همسر بنیامین بهادری ضبط و تدوین شده است از قصه‌ی عاشقی تعریف می‌کند که عشق خود را در نزدیکی خود از دست می‌دهد. موضوعی که شباهت بسیاری با اتفاقی که برای بنیامین بهادری افتاد؛ دارد. "هفته‌ی عشق" چند المان اصلی دارد. یکی حضور ساعت دیگری رنگ قرمز. ساعتی که در چندین صحنه‌ی این موزیک ویدئو دیده می‌شود. روی ساعت 5 تنظیم شده است. رنگ قرمز هم المان دیگری است که روی لباس/ کیف/ خودرو و ... دیده می‌شود.
موزیک ویدئوی هفته‌ی عشق همان طور که در بالا گفته شد یک قصه را روایت می کند. قصه ای که خیلی ها آن را نشنیده اند و این اولین بار است که چنین موضوعی در یک موزیک ویدئو به تصویر کشیده می شود.


«تصویری که گفته می شود مربوط به یاقوت؛ بانوی قرمز پوش میدان فردوسی است»

زنی به اسم یاقوت سالها با لباس قرمز در حوالی میدان فردوسی دیده می شد. او بر روی یک سکو کنار میدان می نشست و آدمها را نگاه می کرد. یاقوت 30سال هر روز حوالی عصر ساعت 5 اینکار را تکرار می کرد. هر روز با همان لباس قرمز و زندگی ای که در یک بقچه جا می شده است. گویی یاقوت منتظر کسی بود. درباره وی افسانه ها گفته شده است و معروف ترین آن این است که یاقوت با جوانی در این میدان قرار عاشقی داشته است که جوانک سر قرار نیامده و یاقوت هر روز به امید دیدار او به این میدان می امده است. یاقوت تا سال 61-62 در همین میدان دیده می شده است و از آن پس دیگر کسی او را ندیده است.
این فایل صوتی گفتگوی کوتاهی ست که گویا در رادیو ملی(قبل از انقلاب) ضبط شده است و مجری به افسانه حضور چندین و چند ساله ی او در این میدان می پردازد.
http://www.aparat.com/v/9cjKe

به تصویر کشیدن چنین موضوعی با چنین داستان یا افسانه ی عاشقانه ای از پس کسی جز بنیامین برنمی آید. هفته ی عشق کاملا با داستان یاقوت و لباس قرمز جفت و جور درآمده است. با اینکه نمی دانیم کارگردان این موزیک ویدئو چه کسی است اما در انتهای این موزیک ویدئو نام مستانه مهاجر تدوین گر با سابقه ی سینمای ایران را می بینیم که صد در صد وی در شکل گیری بصری این موزیک ویدئو نقش بسیار ویژه ای داشته است. علی منصوری و نیما وارسته هم در این موزیک ویدئو به نقش آفرینی پرداخته اند و تک تک آدم هایی که در این موزیک ویدئو می بینید همه بازیگر هستند. موزیک ویدئو در حوالی میدان فردوسی تهران ضبط شده است.احتمالا بهار یا تابستان امسال(با توجه به نوع پوشش آدمها)
هفته ی عشق فضای موهومی دارد. ابتدا بنیامین از جایی متوجه کسی می شود و به سمت او می آید اما قبل از رسیدن او دوربین به زمین می افتد و آهنگ از اینجا روی موزیک ویدئو قرار می گیرد. علی منصوری در نقش یک موتورسوار باید رویه متعادل دوربین را بهم بزند و خبر از یک حادثه بدهد. بنیامین در نقش همان عاشق سر قرار نیامده است. عده ای دیگر در این موزیک ویدئو نقش مهم جلوه دادن المان ها را در ویدئو دارند. رنگ قرمز؛ ساعت 5 . همه به دوربین(استعاره از عاشقی که سر قرار نیامده) مرتبا ساعت 5(ساعت قرار) را یادآوری می کنند. بنیامین از بین همه این آدمها می گذرد. عده ای دیگر دست از ساعت برداشته و رنگ قرمز را یادآور می شوند. باز هم بنیامین رد می شود. آنقدر این فضا ادامه می یابد که بنیامین یاقوت را در سنین پیری باز هم دور میدان فردوسی می بیند.

لینک دانلود این ویدئو:


پی نوشت:
# درباره بانوی قرمز پوش میدان فردوسی بیشتر بدانید:  زن سرخ پوش(میدان فروسی) از ویکی پدیا
# گفته می‌شود همسر مرحومه ی بنیامین بهادری [نسیم حشمتی] و مادر ایشان در این موزیک ویدئو نقش آفرینی کرده‌اند. البته در پایان تیتراژ اسمی از نسیم حشمتی برده نمی‌شود
# جمله‌ آخر موزیک ویدئو از فرید احمدی:
من تنها یک لحظه عاشقت شدم لحظه‌ای که از هفته‌ها گذشت و تمام نشد
همان افسانه ی بانوی سرخ پوش میدان شاهنامه
# بنیامین در این موزیک ویدئو هم نقش اول را دارد و هم نقش راوی داستان.
# آهنگی که روی موزیک ویدئو قرار دارد با ورژن سال گذشته فرق دارد و بنیامین دوباره این آهنگ را خوانده است. از نظر شخصی من آهنگی که سال گذشته منتشر شد ؛ قوی تر و بهتر بود.
# نام کسانی که در انتهای ویدئو آورده شده است: بنیامین بهادری/مستانه مهاجر/فرید احمدی/علی منصوری/طهورا ابوالقاسمی/نیما وارسته/امیرحسین قدسی/پانته آ پناهی ها/اشکان مهری/سجاد افشاریان/سیامک مهمان دوست/مجید محمدکی/سحر مصیبی/مرتضی فربد/رژین راد/اکرم شادمان/علی تصدیقی
# به بنیامین بهادری باز هم تسلیت می گوییم. اینکه چرا در وبلاگم مطلبی درباره بنیامین و اتفاق ناگواری که برای او افتاد چیزی ننوشتم دلیلی جز مشغله کاری ندارد. امشب که برای پست جدید به پنل کاربری وبلاگم وارد شدم دیدم مطلبی نوشته بودم اما ناقص...مطلبی که هیچ وقت منتشر نشد. گفتنی ها درباره این اتفاق همگی گفته شده است.گرچه نه آنطور که مردم تشنه دانستن بیشتر درباره آن بودند.(البته به غیر از نشریه سرنخ که مطلبی دقیق و موشکافانه درباره این سانحه به قلم خاطره علی نسب منتشر کرد). به بنیامین از طریق وایبر تسلیت گفتم گرچه می دانم که او حال و روز آنچنانی ندارد که بخواهد پاسخ همه این تسلیت ها را بدهد. طولانی ترین شب سال 92 با طولانی ترین غم او قرین شد. برای بنیامین و خانواده همسرش آرزوی صبر می کنیم.


سه شنبه 12 آذر 1392  12:20 ق.ظ

درباره فیلم کوتاه«فرار» ساخته علیرضا زندیه و علی رسولی
تجربه یک قالب متفاوت



امید محمودزاده ابراهیمی: فرار نام فیلم کوتاهی از علیرضا زندیه و علی رسولی است. علیرضا زندیه با من نسبت فامیلی دارد.پسر عمه ام است. این متن را هم برای خوشامد فامیلی نمی نویسم. گرچه به دلیل مکان های زندگی؛ دور از هم هستیم و سالی یک بار هم نمی توانیم همدیگر را ببینیم اما علیرضا اگز اشتباه نکنم از اول دبیرستان سفت و سخت سمت هنر رفت.متولد 1374 است.فیلم فرار اولین تجربه هنری حرفه ای او است که حالا دیگر می توان گفت واقعا «دیده شده است».
فرار درباره آلودگی محیط زیست است. آلودگی ای که علیرضا و شهروندان تهرانی کاملا با آن آشنایی دارند. همین آشنایی و همزیستی نامسالمت آمیز! باعث شد علیرضا زندیه به همراه علی رسولی یک فیلم کوتاه درباره آن بسازند. در این فیلم علیرضا تنها نقش آفرینی می کند و علی رسولی تصویربرداری را برعهده دارد. زمان کل فیلم 6 دقیقه است.
بخواهیم صادقانه نگاه کنیم سوژه فیلم «نو» نیست. حتی حرکت فیلم از ثانیه یک تا ثانیه آخر هم نو نیست اما «فرار» واقعاً دارد از کلیشه نگاه ها هم فرار می کند. در ادامه توضیح می دهم چرا «فرار» دارد این کار را انجام می دهد. فیلم با یک تصویر قرمز و لوگوی فیلم آغاز و به سمت یک فضای سیاه و سفید و یک مرد تنها در وسط خیابان با ماسک فید می شود. افکت های صدا که آلودگی صوتی را القا می کنند به یکدیگر می پیوندند. یک جور موسیقی از میان تمامی این افکت ها شنیده می شود.فضا سیاه و سفید است. مرد ماسک زده با حالتی ناآرام و بی قرار به سمت ناکجا شروع به فرار می کند و دوربین با حرکات تند او را دنبال می کند. حرکات دوربین و تدوین تصاویر بسیار تند است. لوکیشن ها مرتباً عوض می شود و مرد ماسک زده همچنان فرار می کند. خبری از آدم های بیرون نیست و این موضوع تعمداً به تصویر کشیده شده تا تنهایی مرد ماسک زده بیشتر مشخص شود.
مرد همچنان به راه خودش ادامه می دهد اما آلودگی ها او را رها نمی کنند. فیلم از دقیقه 3 که میانه فیلم محسوب می شود به سمت فضای نو تغییر جهت می دهد. مرد به فضای کوه و جنگل پناه می برد و اینجاست که فیلم از فضای سیاه و سفید به فضای رنگی تغییر می کند. خبری از آلودگی نیست. مرد ماسک را از سر بیرون می آورد و فضایی شبیه رستگاری اتفاق می افتد. نور و فضای سرسبز اطراف فیلم را در بر می گیرد تا جایی که حتی ماسک افتاده شده نیز در چشمی خود فضای سرسبز را اشاعه می دهد.

در ابتدا گفتم که سوژه و نحوه روایت فیلم «نو» نیست. هنوز هم می گویم اما «فرار» در پرداخت بسیار خوب عمل کرده است. بهروز افخمی می گوید تمامی قصه ها تعریف شده اند و این نحوه پرداخت به داستان است که فیلم را متفاوت می کند. درباره «فرار» این موضوع کاملاً صدق می کند. نحوه پرداخت به قصه کوتاه مرد ماسک دار باعث شده که فیلم از نگاه کلیشه ای دور بماند. به شدت معتقدم که فضاسازی،تصویربرداری و تدوین موسیقی و حتی نوع انتخاب موسیقی ها و افکت های صوتی و نگاه دوربین خلاقانه بوده است و کاملا فکر شده این کارها صورت گرفته است. در ابتدا و پایان فیلم لوگوی فیلم با افکت های صداگذاری شده روی فیلم آمده و می روند. چیزهایی که شاید نمونه اش را خودم در سری بازی های Call of Duty مشابه اش را دیده بودم.
 در زمانی که فیلم وارد فضای رنگی می شود و مرد ماسک دار از فضای آلودگی رها می شود و به دامان طبیعت می پیوندد اصلا انتظار نداریم که موسیقی راک (یا پاپ راک) بشنویم اما این موسیقی وجود دارد و کاملا با فضای فیلم آمیخته شده و مصنوعی نیست. گرافیک تصویری تیتراژ و خوده فیلم نشان می دهد سازندگان آن درک صحیحی از جلوه های بصری داشته اند و همه اینها دست به دست هم داده تا «فرار» کلیشه نباشد.
بابت ساخت این فیلم به علیرضا زندیه و علی رسولی تبریک ویژه می گویم. ویژه بدین خاطر که کمتر دیده ام فیلمسازان جوان تا این حد به جزئیات اهمیت بدهند و درک خوبی از فضاسازی و جلوه های بصری داشته باشند. بی شک ادامه این راه سرآغاز موفقیت های آینده خواهد بود.

لینک این ویدئو در یوتیوب:
www.youtube.com/watch?v=yE0juKOY4Ek


اسکرین شات هایی از این فیلم کوتاه در ادامه مطلب ...





امید محمودزاده ابراهیمی: سرویس عکس سایت سیرنا در محرم امسال 220 عکس از عزاداری های این ایام از سیرجان و مناطق اطراف آن منتشر کرد. در این عکس ها سعی بر آن شده است که نحوه و سبک عزاداری های سیرجان و حومه به نحو مطلوب به تصویر کشیده شود. همچنین در قسمت ویدیو این سایت چند ویدیو از عزاداری های سیرجان منتشر شده است
گلچینی از عکس های محرم 1392 را در زیر ببینید.
برای دیدن عکس های بیشتر به سرویس عکس سیرنا مراجعه فرمایید. (http://sirna.ir/pic)
عکس های عاشورایی کاری است از:
امین ارجمند
مرتضی صالحی
وحید دهیادگاری
محمدصالح بیگمرادی
اسماعیل خورتن
امید محمودزاده ابراهیمی

























یکشنبه 13 مرداد 1392  03:43 ب.ظ


دومین تک ترانه جدید سیروان خسروی در سال جاری با عنوان "به همین زودی" منتشر شد. به نوعی می توان گفت تک ترانه های جدید او ینی "زندگی همین امروزه" و "به همین زودی" سبک جدید سیروان خسروی پس از آخرین آلبومش-جاده رویاها- است. جاده رویاها با اینکه چینش یکدست تری نسبت به آلبوم ساعت9داشت اما آنچنان که تصور میشد مورد استقبال قرار نگرفت. شاید گنجاندن 4ترانه ای که قبل از انتشار آلبوم به صورت تک ترانه منتشر شده بودند باعث شد میزان استقبال از آلبوم خیره کننده نباشد. اما هرچه که هست سیروان؛ سیروان است و همه کارهایی که او انجام می دهد به شدت زیر ذره بین طرفدارانش است. اوضاع برای سیروان و قطعاتی که منتشر می کند سخت است اما پسر ماجراجوی تنظیم ایران قصد ایستادن ندارد. 
امسال از سیروان خسروی بازی در مجموعه رالی ایرانی که مورد استقبال تماشاگران شبکه خانگی قرار گرفت؛ را دیدیم. سیروان با پیشنهاد محمدرضا فروتن به این مجموعه اضافه شد و باز هم نشان داد دست از ماجراجویی برنمی دارد. او همچنان مشغول کار بر روی آلبوم محمدرضا فروتن است و اگر اتفاق خاصی نیفتد تا پایان سال می توانیم تنظیم های سیروان را با صدای فروتن بشنویم.
ترانه ی "به همین زودی" کاری است از امیرعلی بهادری و زانیار خسروی. امیرعلی بهادری که هیچ نسبتی هم با بنیامین بهادری ندارد! تیرماه امسال تک ترانه "نگران نباش" را با ترانه و ملودی ای از خودش و تنظیم زانیار روانه سایت های اینترنتی کرد.

در "به همین زودی" صدای کر را از شهاب رمضان می شنوید(باید دقت کنید البته!). گیتار آکوستیک و بک وکال را کیان پورتراب انجام داده و گیتار آکوستیک سولو را امیر میلاد نیکزاد نواخته است. به همین زودی شنیدنی،رومانتیک و عاشقانه است. به فضای آلبوم ساعت9بیشتر نزدیک است و خصوصاً خوده آهنگ ساعت9. حتما بشنوید.


ترانه نگران نباش از امیرعلی بهادری  را هم از اینجا دانلود کنید


سه شنبه 11 تیر 1392  08:56 ب.ظ

برای همراهانی که دوست دارمشان

مقدمه: در پست قبلی با عنوان «من؛محمدحسین جعفریان و یک بومرنگ» انتقادی از صحبت های ایشان در یک مصاحبه تلویزیونی از طرف من شده بود. حالا جناب جعفریان در شماره اخیر همشهری جوان لطف کردند و هم مطلب وبلاگ را خواندند و هم پاسخ به انتقادات را دادند. از اینکه ایشان لطف کردند و مطلب اینجانب را خواندند بسیار تا بسیار تشکر می کنم. اصلا انتظارش را نداشتم که این مطلب خوانده و به آن پاسخ داده شود.
این مطلب در شماره اخیر هفته نامه همشهری جوان در قسمت یادداشت های اختصاصی ایشان منتشر شده است.

شب اعلام نتایج انتخابات من یک مصاحبه تلفنی داشتم. برخی دوستان شنیده بودند و انتقادهایی داشت‌اند از آن جمله یکی از خوانندگان ه. ج به نام «امید محمودزاده ابراهیمی». یکی دیگر از خواننده های مجله که تلفن را دارد و آدرس وبلاگ او را داد تا بروم انتقادش را بخوانم. رفتم و خواندم. در پیشانی مطلب تمجیدهایی از من شده بود، بیش از لیاقتم. انتقاد هم شده بود که چون دوستان دیگر نیز سوالشان همین بود، چند خطی به احترام همه بر و بچه های مجله و دیگران که نوشته های من را دنبال می کنند، در توضیح می نویسم.
یکی از ایرادات اغلب جوان ترها هنگام شنیدن سخنان یا خواندن مطالب آن است که به جملات، نوع و چینش واژگان و فراز و فرود آن دقت نمی کنند. همیشه برآیندی از آنچه شنیده یا خوانده اند، در ذهنشان نقش می بندد و همان برایشان حجت می شود. لذا گاه نتیجه ای که می گیرند یا مراد صاحب اثر، حتی متضاد از آب درمی آید. حالا اگر این پیش خودمان بماند، ضررش کمتر است اما وقتی تعیین می کنیم همان برایندی است که در ذهن ما نقش بسته، جوهر کلام طرف بوده و حتی در خیابان خودمان نیت خوانی هم کرده و اینجا و آنجا نتیجه ای که خودمان گرفته ایم را برای همه نقل کرده و به آن استناد می کنیم. به قول خراسانی‌ها کار بیخ پیدا می کند؛ مثلاً همین دوستی که گفتم نوشته است: «محمدحسین جفریان این نویسنده خوش قلم و دوست داشتنی همشهری جوان ... از انتخاب اشتباه مردم سخن می گوید و ...» برادر من! من چکاره ام که در جایگاه قضاوت رفتار میلیون‌ها تن از هموطنانم بنشینم؟ بعد هم همین بزرگوار از فحوای سخنانم معلوم کرده که کاندیدای اصلح از نظر من چه کسی بوده و در نهایت مرا متهم به عدم رعایت اخلاق کرده و مبتلا به «سندروم زود قضاوت کردن» دانسته است!
عزیز دل! اگر در مقام ناقد و تحلیل گر، بنده در پاسخ خبرنگار آنچه را که در شهر می گذرد نقل کنم، من هم می شوم خبرنگار دوم حال آنکه بناست از من نقد و تحلیل بشنوند. خبرنگار پرسید: آیا آقای روحانی با اصولگرایان دچار مشکل نمی شود؟ و جوهر کلام من این بود که دکتر روحانی مشکل اولش اصولگرایان نیستند، حامیانش هستند. چون چند چهره مهم از ایشان حمایت آشکار کرده و در تقویت سبد رای وی به شدت موثر بوده اند، از شب اعلام نتایج سهم خواهی این‌ها شروع می شود و چالش اصلی این بزرگوار چگونگی مواجهه با این سهم خواهی است.
جالب است که آنجا تاکید کردم پیروز انتخابات مردم‌اند چرا که مشارکتشان عالی بود. اما گذشته از آنچه من گفته ام اگر من یا هر ناقد و تحلیل گری باور داشته باشد، این انتخاب مردم را دچار مشکلاتی می کند، بدیهی است باید هرگاه به این نتیجه رسید بگوید. کما اینکه اگر همین هشدارها را در مورد دولت دهم، مسئولان به موقع ارج می نهادند از بسیاری از کجروی ها و اتلاف حقوق مردم پیشگیری می شد. وقتی همه فهمیدند فلان سیاست یا انتخاب اشتباه بوده و نتایجش زمین و آسمان را بگیرد، اگر بگوید که دیگر تحلیل گر نیست آن موقع بگوید، دیگر به نظر شما اخلاقی است و کارش درست است؟ 
این اسمش سندروم نیست بزرگوار! نقد و تحلیل خبر است. من گزارشگر نبودم، نقد و تحلیلم را درباره آن خبر خواسته بودند. حالا این تحلیل را به یاد بسپار تا بعد!


یکشنبه 26 خرداد 1392  07:23 ب.ظ

قصه  ^ بومرنگ ^ شهر ما


بومرنگ ها دو نوع اند؛ نوع اول، بسیار سنگین است و مستقیما به هدف برخورد می‌کند. 
نوع دیگر سبک تر است و شکل آن به گونه‌ای است که اگر با مهارت پرتاب شود،
 دوباره به سمت دست‌های پرتاب کننده باز می‌گردد

امید محمودزاده ابراهیمی: محمد حسین جعفریان را آنهایی که همشهری جوان می خوانند و یا قبلاً می خواندند، می شناسند. روزنامه نگار، مستندساز و شاعر که من او را با یادداشت هایش در همشهری جوان شناختم. یادداشت های گاه نیشدار و بی پروای او در همشهری جوان هرازگاهی جنجالی می شد. از تعریف کردن قصه امام جمعه جهرم و آلات موسیقی به نقل از عطاا... مهاجرانی (وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی) و مقصر خواندن کمال خرازی(وزیر امور خارجه در دولت اصلاحات) در قضیه حمله طالبان به سفارت ایران و کشته شدن چند دیپلمات ایرانی و محمود صارمی خبرنگار خبرگزاری ایرنا در آن حادثه. 
صراحت لهجه محمد حسین جعفریان مختص خودش است. اصولگرایی معتدل است با میانه رو البته اما بسیار صریح و بی پروا. یادداشت های او، خوانندگانش را به عمق بیشتر و تفکر بیشتر در مسائل فرا می خواند. همیشه سعی می کند جنبه انصاف قضیه را تا آنجایی که درب نشریه مربوطه تخته نشود!، حفظ کند.
اما شاید محمدحسین جعفریان هم مانند خیلی از ما ایرانی ها به سندرم «زود قضاوت کردن» و «سریع حکم دادن» مبتلا است. همین 4 سال پیش و موقع انتخاب مجدد محمود احمدی نژاد در انتخابات جنجالی سال 1388 بود که منتقدان و مخالفان احمدی نژاد، صریحاً حکم کلی درباره 4 سال آینده زمامداری احمدی نژاد صادر می کردند. اما موافقان وی، آنها را به احترام به رای اکثریت بشارت می دادند و تاکید می کردند باید به آرایی که مردم به صندوق ریخته اند، احترام گذاشت و نباید درباره منتخب شان جوری صحبت کرد که مردم متهم به انتخاب اشتباه شده اند. بحث جالب و خوبی بود. خیلی ها مشی اعتدال را پیش گرفتند؛ انتقادپذیری نشان دادند اما خیلی های دیگر نتوانستند.
حالا پس از 4 سال، محمدحسین جعفریان این نویسنده خوش قلم،دوست داشتنی و معتدل همشهری جوان، در گفتگو با یکی از رسانه های غربی که همیشه متهم به معاند بودن با نظام سیاسی ایران است از انتخاب اشتباه مردم سخن می گوید و انتخاب حسن روحانی را از همین حالا که وی هنوز قدرت را به دست نگرفته؛ باعث و بنیان مشکلات آینده ایران می داند. از لا به لای صحبت های او مشخص است که کاندیدای اصلح او کسی نیست جز شهردار تهران، محمدباقر قالیباف که در همین انتخابات نفر دوم شد. 
حداقل ذهنیت من که مخاطب یادداشت های محمدحسین جعفریان هستم، این است که وی راهی که خود آن را صد در صد تقبیح کرده است؛ نرود. همفکران اصولگرای معتدل  وی هر چند که در نظرات و آرا با رئیس جمهور 4 سال پیش اختلافات بسیاری داشتند اما همواره دم از اخلاق زدند. بسیار تذکر خوبی هم است که منتقد، اخلاق را حفظ کند اما آیا رعایت این اخلاق از سوی محمدحسین جعفریان خوش قلم انتظار زیادی است؟ انتظار زیادی است که وی درباره رئیس جمهور نیامده و کارهای انجام نشده، حکم زودهنگام صادر کند؟ 
این خرده یادداشت من به دفاع از آقای روحانی نیست؛ انتقاد یا گله ای کوچک است به نویسنده ای که حرف هایش را می خواندم و هنوز هم مشتاقم بخوانم. 


  • تعداد کل صفحات :91  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
آخرین پست ها