اینقدر غوغای شبکه های اجتماعی زیاده شده(و همچنین کار و زندگی ما البته) که نمیرسم زیاد اینجا بیام...
ولی اینجا رو دوس دارم...
برمی گردم...
به زودی!
-یکی از دوستان:
"حالا برنگردی هم مشکلی نیست ها !".....

کاری کردی با دل من، که نمی تونم عاشق باشم ...
چند روزی میشود که آهنگ جدید امیر اسید و اوربل با نام عاشقانه را گوش میکنم. آهنگ خوبی است و تنظیم اوربل(این بار به جای امیراسید) بر روی این آهنگ بسیار خوب و حرفهای است اما نکتهای که در میانه شنیدن آهنگ واقعا در چشم است؛ ترانه ناموزون آن است. ترانهای که معلوم نیست عاشقانه است یا ضد عاشقانه یا چیزی میانه آنها!
(عاشقونه می خونم،عاشق تو می مونم.....اگه از پیشم بری، منتظر نمی مونم)
البته این یک ایراد نیست،چیزی که این وسط مشخص است این است که بخش یا گوشهای از خلق و خوی این نسل،نسلی که امیراسید دارد از آنها میخواند؛ در این ترانه آمده است. عاشقانه میخواند اما منتظر نمیماند! اگر عشق از پیش چشمانش برود به مانند اجداد خود مجنون و فرهاد، خودش را اذیت نمیکند و رو به دیگری میکند! خب این نسل همین است و کاری هم نمیشود کرد. نسل سرعت و تکنولوژی؛ نمیتواند منتظر بماند.
(از اوون روزی که من تو رو دیدم....چشمامو بستم،عاشقت هستم...دختر)
(از حرفایی که تو به من میگی، از پیشم میری، بیزار و خستهام...دختر)
(کاری کردی با دل من، که نمی تونم عاشق باشم...نمی تونم به سادگی حرفاتو باور کنم...)
*این در حالی ست که در بخش دوم ترانه،قسمت بالا اینچنین خوانده میشود:
(کاری کردی با دل من، که همیشه عاشق باشم...که نتونم به سادگی،اوون آدم سابق باشم...)
(عاشقونه می خونم،عاشق تو می مونم.....اگه از پیشم بری، منتظر نمی مونم)
این نسل منتظر نمیماند...
آهنگ با کیفیت MP3 320
عاشقونه
آهنگ با کیفیت MP3 128
عاشقونه
آهنگ با کیفیت OGG 64
عاشقونه

امیدوارم این آهنگ پخش شود چون بعید می دانم بگذارند صدای خواننده مطرحی چون سیروان روی یک تیتراژ سریال تلویزیونی شنیده شود.
سیروان خسروی اهنگ جدید خود را برای تیتراژ این سریال خوانده است و موسیقی تیتراژ ابتدایی و انتهایی آن دست ساختهی اوست.
سریال ساختمان پزشکان سریال طنزی است که از روز 31اردیبهشت،شبها ساعت 20:45 از شبکه سوم سیما پخش خواهد شد. سرپرست نویسندگان این سریال پیمان قاسم خوانی است و سروش صحت کارگردانی آن را بر عهده دارد...
آهنگ جدید سیروان را دانلود کنید
ترانه: زانیار خسروی
تنظیم: سیروان خسروی
ترانه: زهرا عاملی
ملودی: مهدی یراحی
تنظیم:سیروان خسروی

اسمش را نمی توان جدایی کامل گذاشت اما بالاخره زانیار از سیروان جدا شد و آهنگ جدید خودش را خودش تنظیم کرد. البته قبلا هم این کار را انجام داده بود اما تجربه موفقی نبود اما آهنگ "اوون" تنظیم خوبی دارد.
زانیار این روزها سر شلوغی دارد. همین چند روز پیش آهنگی از علیرضا مولایی منتشر شد که شعر،ملودی و تنظیمش را زانیار انجام داده بود.
آهنگ جدید زانیار را دانلود کنید...آهنگی که برای اولین بار ترانه ای منفی دارد...برخلاف کارهای قبلی زانیار
آهنگ جدید علیرضا مولایی با نام "با تو"(شعر،ملودی و تنظیم: زانیار خسروی)

پروژه NX7 که منجر به ساخت دنا شد
خودتان را گول
نزنید! دنا طراحی اش دقیقا شبیه سوزوکی ویتارا است و یک طرح ملی کامل نیست.طرح جلو و طرح عقب آن
دقیقا از روی سوزوکی ویتارا کپی شده است اما خیلی خوب است. یعنی کپی هست اما کپی هم
غنیمت است. کپی خوب همیشه نتایج خوبی به دنبال داشته است.
هیواندا،تویوتا،کیاموتورز،مزدا و... همه این کمپانی های چشم بادامی، از
رویه کپی استفاده کردند اما در کپی متوقف نماندند و روز به روز پیشرفت
کردند.مهم این است که درجا نزنیم. کاری که تا به حال انجام دادیم.
طراحی جدید و چشم نواز دنا که هر مشتری را راغب به خرید آن می کند
درباره طراحی دنا؛
همان طور که در بالا گفتم دنا طرحش را از سوزوکی ویتارا قرض گرفته است اما طراح آن توانسته به خوبی آن را روی سمند پیاده کند. خطوط طراحی جلو و عقب دنا بر خلاف سمند سورن کاملا با هم هماهنگ هستند اما درب های خودرو و گلگیرها دقیقا همان سورن است و تفاوتی ندارد. طراحی داخل دنا صد در صد صاحبان آینده این خودرو را به وجد می آورد. آن طور که از عکس ها مشخص است، این طراحی از سوزوکی و BMW وام گرفته شده است و به همان اندازه که دنا ظاهر زیبایی دارد، باطن زیباتری در درون خودرو منتظر صاحبانش است. طرح داشبورد،کلیدها،طرح صفحه کیلومتر همه و همه دگرگون شده است و شاید احساس نکنید شما دارید در یک سمند فیس لیفت شده می نشینید!
رانا یا دنا؟
خودروی رانا که دو سال پیش رونمایی شد و قرار است شهریور ماه امسال(1390) به بازار عرضه شود بر پایه پلت فرم خودروی 206 صندوق دار طراحی شده است. درب ها و کلیه خطوط طراحی این خودرو دقیقا همان 206 است و احتمالا صدای بسته شدن درب خودرو، این موضوع را بیشتر از پیش ثابت می کند!
سبک طراحی دنا و رانا شبیه هم است. پلت فرم را از محصولات قبلی گرفته اند و طراحی داخل و موتور و گیبرکس متفاوتی را قرار است تجربه کنند. البته به لحاظ زیبایی طراحی، قطعا دنا رتبه اول را از آن خود می کند.
رانا طراحی بیرونی اش را بیشتر مدیون هیوندای سوناتا است و دنا سوزوکی ویتارا اما دنا گویی زیباتر به نظر می رسد.البته خودروی رانا احتمالا یک عیب بزرگ خواهد داشت که در شهریورماه مشخص می شود؛ اتاق داخلی آن با پژوی 206صندوق دار هیچ فرقی ندارد و بزرگ تر نشده است و همین عامل قطعا به یک عیب بزرگ این خودرو تبدیل خواهد شد. ان طور هم که شنیده میشد این بود که چون پلت فرم با 206 یکسان بود،به اتاق خودرو هیچ دستی برده نشد و البته این قضیه از همان پژوی 206 صندوق دار نشات گرفت که کمپانی پژوی فرانسه اجازه تغییر در اتاق داخلی خودرو را نداد و همین عامل باعث شد که صاحبان خودرو 206SD از بخش عقبی خودروی خود ناراضی باشند.
اگر بخواهیم سدان های کوچک خانوادگی را در یک دسته بگذاریم، 206 صندوق دار و تویوتا یاریس در یک رده قرار می گیرند اما چرا تویوتا این مشکل را ندارد...به عقبه کمپانی خودروسازی مراجعه کنید! تویوتا یاریس در ظاهر همین مشکل را داراست اما وقتی در قسمت عقب خودرو می نشینید دقیقا تصور شما برعکس می شود! شاید اگر صندلی های خودروی 206 نسبت به ستون های عقبی خودرو کمی عقب تر طراحی می شدند یا کشیده می شدند، دیگر شاهد این مشکل نبودیم.
فیس لیفت یا ...؟
خیلی ها اعتقاد دارند که محصول جدید ایران خودرو فقط یک فیس لیفت است اما مدیران ایران خودرو این موضوع را قبول ندارند و بر این موضوع پای می کوبند که دنا خودروی جدید ملی است و فیس لیفت سمند محسوب نمی شود. البته این گفته ها شاید چندان منطقی نباشد چون پلت فرم سمند تغییری نکرده و فقط طرح داخلی،خارجی + گیربکس این خودرو تغییر پیدا کرده است که این نشان از طراحی یک خودروی جدید نیست. استاندارد جهانی طراحی خودرو چیز دیگری می گوید اما خب ایران خودرو برای خودش استانداردهای جداگانه دارد!
به شخصه دنا را به عنوان یک فیس لیفت خیلی خوب از پلت فرم سمند قبول دارم و نه یک خودروی جدید. ایرادی هم نداشت ایران خودرو هر چند سال یکبار سمند را فیس لیفت می کرد و به بازار عرضه می کرد و مدل های قدیمی را کنار می گذاشت(مثل خودروسازان خارجی) اما وقتی بازار خودرو در کشوری مثل ایران بسته است و هر محصولی مشتری دارد، طبعا ایران خودرو 5مدل پژو،4مدل سمند و سایپا هم 6مدل صبا تولید می کند! این در حالی است که کمپانی هایی مثل هیوندا،تویوتا،کیاموتورز و... هر ساله دست به فیس لیفت خودروهای خود می زنند و مدل های قبلی کنار می روند اما در ایران کنار رفتن معنی ندارد!
(پژو پارس قرار بود به عنوان فیس لیفت 405 به بازار عرضه شود و 405 کنار برود اما هم اکنون این دو محصول برادرانه در کنار هم قرار دارند و هر کدام مشتری های خاص خود!)
اصولا معانی جهانی را در استاندارد ایرانی نگنجانید چون به تناقض های ناجوری می خورید!!
دنا چنین خصوصیاتی دارد. بر پایه پلت فرم سمند است و طراحی سوزوکی ویتارا را بر خود دارد، بعلاوه موتور EF7 که قرار است قلب تپنده آن باشد.

موتور EF7در اولین آزمایش رسمی خود | عکس:شایگان/خبرگزاری فارس
داستان یک موتور ملی؛
موتور EF7 که موتور ملی ایران محسوب می شود،داستانی طولانی دارد.این
موتور ملی شرکت ایران خودرو که با همکاری مهندسانی از آلمان(حالا یا بنز یا
بی ام و، هیچ وقت مشخص نشد) ساخت آن از سال 1373 آغاز شد. آن زمان تصمیم بر
این گرفته شده بود که گاز و اختصاصا CNG به عنوان سوخت دوم کشور راه
اندازی شود تا هم مصرف بنزین کاهش پیدا کند و هم آلودگی کمتر شود. اما
طولانی شدن فرآیند ساخت این موتور باعث شد این قلب تپنده دوگانه در
خودروهای ایرانی جای چندانی نداشته باشد.
موتور EF7 برای اولین بار 2 سال پیش در قلب سمند پایه گازسوز قرار گرفت و
به بازار عرضه شد. بازخوردها به این موتور مثبت بود و مشخص بود که EF7
توانسته مشتری را راضی نگه دارد. البته EF7 یک برادر کوچکتر به نام EF4 نیز
دارد که از لحاظ قدرت کمی ضعیف تر است اما هیچ وقت مشخص نشد EF4 هم به
مانند EF7 پایه گازسوز است یا خیر و یا هزینه تولید این موتور مقرون به
صرفه بوده است یا نه.
EF7 چه فرقی با EF4 دارد؟
موتور EF7 را مهندسان آلمانی با همکاری مهندسان ایرانی ساختند و موتور EF4
را مهندسان ایرانی ساختند و آلمانی ها نظارت کردند. این همه ی آن چیزی است که
درباره تفاوت تولید این دو موتور گفته و شنیده شده است.
زمانی شنیده می شد که موتور EF7 برای سمند و موتور EF4 برای خودروهایی
نظیر پراید تولید می شود که هیچ کدام صد در صد رنگ واقعیت برخود نگرفتند. 2 سال پیش هم گفته شد که موتور EF4 که 1400 و 1600 سی سی قدرت دارد(در دو مدل جداگانه) روی خودروی رانا نصب خواهد شد.
غبار تعطیلی؛
پس از یک دوره عرضه سمند های پایه گازسوز با موتور EF7 به یکباره تولید این
موتور رنگ تعطیلی بر خود گرفت.ایران خودرو به مانند تمام نظام سیستماتیک
ایرانی! این موضوع را تکذیب کرد اما بازار دیگر رنگ این موتور را بر خود
ندید و صاحبان خودروهای دارای این موتور را بیش از پیش نگران ساخت. نگرانی
آنان از این موضوع بود که اگر خرابی برای این موتور به وجود بیاید آیا هیچ
نمایندگی ایران خودرو حاضر به تعمیر و عیب یابی این موتور است؟
شنیده ها حاکی بود که تحریم مهر محکمی بر عدم ورود قطعات این موتور از
آلمان به ایران شده است اما هیچ منبعی ای موضوع را تایید نکرد تا همین چند
هفته پیش و رونمایی خودروی دنا، دوباره موضوع این موتور سر زبان ها افتاد
آیا اتفاق دیگری برای موتور ملی افتاده است که قرار است این بار روی دنا
قرار گیرد؟
ظهور مجدد؟
آن طور که به نظر می رسد تولید موتور EF7 از حالت CKD درآمده است و قرار
است تمام قطعات آن در داخل کشور تولید شود و کاملا بومی سازی انجام شود.
اینکه این اتفاق را به فال نیک بگیریم یا خیر...مستلزم زمان بیشتر است.

رانا و دنا دو محصولی که خواهرخوانده محسوب می شوند
سیستم مالتی پلکس؛برگ برنده دنا؟
درباره سیستم مالتی پلکس اطلاعات زیادی نداشتم فقط می دانستم که کنترل الکترونیک سیستم های خودرو را شامل می شود. این مطلب را درباره مزایای این سیستم بخوانید:
"سیستم مالتی پلکس یکی از پیشرفته ترین و مدرن ترن سیستم های جامع برقی در خودرو می باشد . سیستم مالتی پلکس قابلیت تشخیص عیب یابی را دارد . در این سیستم ، با توجه به کیفیت و عملکرد سیستم برقی خودرو ، تحول اساسی در سیستم الکترونیک خودرو ایجاد شده است .
این سیستم علاوه بر این که رله ها ، فیوزها ومزایای سیستم هشداردهنده قبلی و دیگر قطعات برقی را به صورت یکپارچه دربر دارد ، از نظر کیفی شرایط الکترونیک خودرو را نیز ارتقاء داده و به دلیل ارتباط سیستم های برقی با نرم افزار مربوطه قابلیت های جدیدی از قبیل اعلام وضعیت لامپهای خودرو در جلو آمپر و ... را نیز شامل می شود.
از نقاط مثبت این سیستم می توان به کاهش هزینه های تعمیر و نگهداری خودرو، افزودن آسان قابلیت های جدید و صرفه جویی در زمان مونتاژ وخدمات پس از فروش اشاره نمود.
مزایای سیستم مالتی پلکس از نظر:
فنی
افزایش ضریب اطمینان و کیفیت، حفاظت بهتر بارهای الکتریکی، حفاظت کامل سیمها در مقابل اتصال کوتاه، افزایش طول عمر لامپها، مدیریت مصرف توان الکتریکی در خودرو، حذف جعبه فیوز و ادغام فیوزها، ادغام رله ها (قابلیت عیب یابی)
مزایای سیستم مالتی پلکس برای مشتری :
* ایمنی
هشدار به هنگام باز بودن کمربند ایمنی در سرعت 20 کیومتر،بوق هشدار در 3 ثانیه در سرعت بالای 120 کیلومتر
* عملکردی
چراغ پارکینگ : با این قابلیت می توانید چراغهای بغل و چراغ نور پایین را حدوا بهمدت 30 ثانیه روشن بگذارید . برای این کار ابتدا کلید را دروضعیت قرار دهید . هشدار دهنده چراغها را فعال سازیدو سپس از خودرو خارج شده و خودرو را قفل نمایید
امکان کنترل شیشه های جلو پس از خاموش کردن خودرو به مدت 30 ثانیه
کلید پنل جدید : این کلید باعث می شود که استفاده از بخاری ، کولر و سایر تنظیمات آن به راحتی انجام شود و راننده کنترل بهتری روی تنظیم این کنترل ها داشته باشد.
جلو آمپر جدید : در این جلو آمپر علاوه بر زیبایی بیشتر به دلیل طراحی و جانمایی مناسبتر کنترلها و نمایشگرها ، یک نمایشگر نیز طراحی شده است که کلیه اطلاعات درآن نمایش داده می شود این اطلاعات شامل موارد زیر است :
متوسط سرعت خودرو
میزان پیمایش از محلی که شمارشگر صفر شده است تا محل فعلی خودرو/وضعیت باز بودن کمربند ایمنی/وضعیت بالا بودن ترمز دستی/وضعیت باز بودن درب ها با مشخص نمودن دربی که باز است/تاریخ و ساعت و دمای محیط بیرون/مسافت قابل پیمایش تا زمان نیاز به تعویض روغن وفیلترها
درباره نحوه کارکرد این سیستم، اینجا را بخوانید ...
تولید بدون رقیب؛
ایران خودرو و سایپا همیشه مثل دو برادر در کنار هم بوده اند و هیچ گاه
رقابتی میان شان شکل نگرفت. رانت دولتی و پشتوانه ای محکم با نام بازار
بسته داخلی، خیال این دو خودروساز کشور را راحت کرده است که تا ابد اوضاع
بدین منوال خواهد بود. اما طراحی های جدید شرکت ایران خودرو(رانا و دنا) در
کنار تولید خودروی ملی تیبا که شرکت سایپا آن را به بازار عرضه کرد، این موضوع را به ذهن متبادر می سازد
که این بار ایران خودرو پیشرو تر از سایپا حرکت می کند و قصد دارد این
عنوان را سالهای سال از آن خود کند. سایپا در این میدان بازنده اصلی است و
اگر بازاری با نام "پراید" وجود نداشت مشخص نبود این خودروساز نارنجی پوش
کشوری به کدام توانایی خود می توانست تکیه کند.
گرچه این موضوع واضح و مبرهن است که هنوز تا افق روشن در خودروسازی کشور، سال های سال وقت لازم است.
بالاخره توانستم چند شب پیش فیلم
«ملک سلیمان» را ببینم. فیلمی که پنج و نیم میلیارد تومان خرج روی دست
بنیاد سینمایی فارابی و سازمان اوقاف گذاشت و شهریار بحرانی کارگردان سریال
معروف مریم مقدس آن را به تصویر کشید. فیلم خوبی نبود اما جلوههای
ویژهاش هم جالب بود اما آنطور که گفته میشد هالیوودی است؛ نبود. ملک
سلیمان، میتوانست بهتر از این باشد.
اشاره؛
در جایی از فیلم حضرت سلیمان به اذن
خداوند با وصل کردن سه کشتی؛ آنها را به پرواز در میآورد تا زودتر به
اورشلیم برسد و شهرش را از فتنه شیطان یا به قول خوده حضرت سلیمان «شیاطینی
از جنس انسان» نجات دهد. با اینکه اطلاعات دینیام کامل نیست اما این کشتی
و پروازش را جایی نخواندم (یا در کتابهایمان ننوشتند) انتظار داشتم حضرت
سلیمان قالیچه داشته باشد که آن هم در فیلم نبود. به هر حال حضرت سلیمان
بوئینگاش را ساخت! و خودش شد کاپیتان خلبان شماره یک و آن را به پرواز
درآورد و در نزدیکی قصرش در اورشلیم به زمین نشست.
بخوانید؛
غرض از این مطلب نقد فیلم ملک سلیمان
نیست. ملک سلیمان میتوانست سریال خوبی باشد اما این فیلمی که ما دیدیم...
منصفانه بگویم ضعیف بود و فیلمنامه خوبی نداشت.
اما غرض از نوشتن این مطلب بحث
معجزات در فیلمهای مذهبی است. همه ما معجزات پیامبران را شنیدهایم. از
حضرت نوح تا همین حضرت سلیمان و... معجزات یعنی کارهایی که دیگران در انجام
دادن آن عاجزند. کاری که محیرالقول است و فقط عدهای خاص که از طرف خدا
منصوب شدهاند توانا به اجرای آن هستند. حضرت موسی عصایش را به زمین زد و
اژدها شد و ساحران نتوانستند با او مقابله کنند. حضرت ابراهیم آتش را
گلستان کرد و تخت ملکه سبا را به قصر خودش آورد. (در این فیلم هم که با ۳
کشتی، بوئینگ ۷۴۷ ساخت!)
به گمان من ما انسانها هم معجزه گریم. قبول ندارید؟ یک مثال میزنم.
شما همین ۵۰ سال پیش یا ۱۰۰ سال پیش
اگر به کسی میگفتید که وسیلهای دارم که میتوانم با آن، آن سوی قارهها
را ببینم و یا با آدمهای قارههای دیگر صحبت کنم، به شما میگفتند حتما
داری دروغ میگی! حالا فرض کنید آن آدم از جیبش آی فون۴ در میآورد و یا لپ
تاپش را باز میکرد و نشان میداد (بحث تطابق زمان را کنار بگذارید چون در
آن زمان نه سیم اینترنت ADSL بود و نه اینترنت Wi-Fi!)... شما معجزه گر
بودید... شما معجزه کردید. همه اختراعاتی که ما اکنون داریم از آنها
استفاده میکنیم (اینترنت، لپ تاپ، تلفن همراه، ماهواره، تصاویر سه بعدی،
هواپیماهای پهن پیکر و ابرصوت و...) همه و همه برای آدمهای ۱۰۰ سال پیش
معجزه بود، فقط فرق آن با معجزات پیامبران این است که این معجزات در طول
زمان معنا دارند وگرنه نمیتوان اینترنت را بدون سیم یا بیسیم در طهران ۵۰
سال پیش داشت!
به نظرم انسان هم معجزه گر است و این
اختصاص به پیامبران ندارد. اتفاقا معجزات انسان قابل باورتر از پیامبران
است و هر کس به معجزات انسان در طول تاریخ ایمان نیاورد واقعا انسان نیست.
نکته آخر؛
کشور ژاپن اعلام کرده در سال ۲۰۲۰
مردم ژاپن میتوانند با رفتن به ورزشگاه محلی خود و زدن عینکهای مخصوص
بازیهای جام جهانی ۲۰۲۰ را به صورت سه بعدی واقعی از جایگاه یک تماشاگر
ببینند... شرکت بنز قصد دارد از رویه رشد گیاه خودروی کاملا سبز بسازد،
خودرویی که باید آن را کاشت تا بدنهاش تا چند ماه دیگر دربیاید... به نظر
شما همه این اتفاقات معجزه نیست؟
جدا «فکر میکنم ما در عصر پیامبران انسانی و معجزاتشان زندگی میکنیم. معجزاتی که حتی برای تکذیب کنندگانشان؛ قابل باورند.

خیلی از شما شاید آهنگ جدید جنیفر لوپز به نام On The Floor یا ترجمه آن یعنی «ما روی صحنه هستیم» را شنیدهاید. این قطعه چند هفتهای میشود که از کانالهای مختلف پخش میشود و بسیار هم پرطرفدار است و یک جورهایی بازگشت طوفانی جنیفر لوپز پس از یک مدت دوری او از موسیقی، محسوب میشود. در این قطعه پیت بال هم جنیفر را همراهی میکند. رپ خوانی که تا قبل از این با کلیپها و آلبوم آنچنانیاش شناخته شده بود.
موسیقی قطعه ما روی صحنه هستیم بسیار آشناست. بله این قطعه از ملودی معروف «Lambada» استفاده کرده است اما شعر متفاوتی روی آن خوانده شده است. به نظر میرسد در تنظیم و ملودی قطعه ما روی صحنه هستیم حساسیت بسیاری خرج شده است تا این ملودی معروف غربی ضربه نخورد و آنطور هم به نظر میرسد (نظر به استقبال از این قطعه در سراسر جهان و حتی خوده ما ایرانیها) این ملودی همچنان جذابیت خود را حفظ کرده است. احتمالا جنیفر لوپز و کمپانی پخش کننده آهنگ هم امتیاز استفاده از این ملودی را خریدهاند چون قانون کپی رایت اجازه نمیدهد شما بدون اجازه صاحب اثر از یک ملودی کپی برداری کنید خصوصا ملودی معروفی مثل لامبادا.
غرض از این نگارش این مطلب مقایسه دو اتفاق بود؛ 
بنیامین بهادری در نوروز ۱۳۸۹ قطعه بوی عیدی که برداشتی از قطعه بوی عیدی معروف فرهاد مهراد بود را به بازار عرضه کرد. ملودی همان ملودی بود و فقط ترانه کار طبق نظر فرید احمدی تغییر کرده بود. دقیقا به مانند قطعه جدید جنیفر لوپز که روی همان ملودی معروف راه میرود اما ترانهاش متفاوت است.
اینکه حق کپی رایت قطعه بوی عیدی پرداخت شده است یا نه یا اجازه گرفته شده یا نه را نمیدانم و احتمال هم نمیدهم که این اتفاق افتاده است چون قانون کپی رایت در ایران معنای خاصی ندارد. گرچه ما از بنیامین این انتظار را داریم که این کار را انجام دهد اما به صورت قطعی نمیتوان گفت که این اتفاق افتاده یا خیر. فکر میکنم اتفاق مهمتر این است که قطعه کپی شده از قطعه اصلی چقدر مخاطب پیدا کرده و چقدر توانسته همان حال و هوا را حفظ کند. درباره قطعه «ما روی صحنه هستیم» و «لامبادا» خیلی نمیتوان نظر داد چون ما آنجا نیستیم که ببینیم چقدر این قطعه طرفدار دارد و شاید باشند کسانی که از این کار جنیفر لوپز و استفاده او از قطعه لامبادا ناراحت شده باشند و در صورتی دیگر عدهای باشند که این کار وی را تایید کنند. ما ایرانیها چون دوریم و در جو آنجا نیستیم فقط از روی ریتم آهنگ میتوانیم بگوییم که خوب است و مشکلی ندارد.
اما؛
ملودی فرهاد و قیاس آن با قطعه بوی عیدی... به نظر میرسد هردو از لحاظ ملودی مشکلی نداشته باشند اما این تغییر شعر چندان به مذاق شنوندگان موسیقی خوش نیامده است. گرچه این کار، کار نویی بود و همچنین بسیار خطرناک اما در این تجربه بنیامین ایدهآل ذهن مخاطبانش نبود. خیلیها منتقد کار او شدند و عدهای هم این کار را توهین به فرهاد مهراد و کار جاودانهاش دانستند. در این متن قضاوت نمیکنیم و فقط قصد از مقایسه این دو ترانه داشتیم که در شرایط تقریبا یکسانی هستند؛ «استفاده از ملودی یکسان و تغییر ترانه»
نظر شما چیست؟
***

بنیامین بهادری هیچ وقت یک خواننده عادی نبوده است. کارهایش همیشه پر سر و صدا بودند. چه از "بوی محرمش میاد" و آلبوم 85 و 88 اش تا همین "خط سوم" که حرف و حدیث های بسیاری ایجاد کرد.
او در این چندساله ثابت کرده است که هیچ وقت بی محابا دست به کار نبرده است و قطعا هدفی از کارش داشته است. او در آلبوم اولش چندین قطعه متفاوت را در آلبوم خود گنجاند که هرکدام یک نوگرایی در موسیقی پاپ محسوب می شدند. در آلبوم 88 هم او به گفته خودش؛ قصه ای از ابتدا تا به انتها تعریف کرد و 17 قطعه که 5 قطعه یک و نیم دقیقه را شامل میشد و دارای Intro و Ending بود را در آلبوم 88 منتشر کرد. خیلی ها اعتقاد دارند که پس از آلبوم 88 بنیامین یک روند ثابت را در پیش گرفت و نتوانست در عرصه موسیقی یکه تازی کند اما ارائه تک آهنگ های متفاوت از بنیامین(جدا از بحث کیفیت آنها) این تلاش و تفکر بنیامین را می رساند که همچنان دوست دارد کارهای متفاوتش را حتی اگر موقعیت او را در موسیقی پاپ به لرزه بیاندازد؛ به گوش مخاطبانش برساند.آری او بنیامین است. کسی که اعتقاد دارد هرکار جدید باید اولین کار باشد. متفاوت و نو و به تعبیر دیگر جریان ساز.
اما خط سوم جریان ساز است؟ آیا بنیامین بهادری با ارائه دو تک اهنگ نوروزی یعنی "بوی عیدی" در نوروز89 و "خط سوم" در نوروز90 قصد داشته و دارد که جریان ایجاد کند یا صرفا برای محک زدن سلیقه مخاطبانش اقدام به عرضه این تک آهنگ ها کرده است؟ نقش فرید احمدی در این میان چقدر پررنگ است؟ برخلاف نوشتار قبلی ام در همین جا گویی فرید احمدی در "خط سوم" هم نقش دارد. به مانند بوی عیدی که فرید احمدی تغییراتی در اصل شعر داده بود اینبار در خط سوم او به نوعی ربط دهنده مثنوی های مولانا است. پس خط سوم یک تصنیف ترانه است که بنیامین با همه خطرهای یاد شده اقدام به انتشار آن کرد.
خط سوم قطعا یک قطعه پرطرفدار نیست خصوصا آنکه در تنظیم آن کمی بی دقتی وجود دارد و در طول قطعه گاهی زدگی مخاطب را به همراه دارد. بنیامین بهادری تاکنون قطعه ای با سبک خط سوم در کارنامه خود نداشت و همه او را یک ترانه خوان می دانستند تا مثنوی خوان. البته شاید به شکلی دیگر باید خط سوم را با ترانه واژه در آلبوم 85 مقایسه کنیم که جنس متفاوتی از ترانه و تنظیم و ملودی را تجربه می کرد. خط سوم به ترانه واژه کم شبیه نیست اما جذابیت های ترانه واژه قطعا بیشتر از خط سوم است. دلیل آن را هم می توان در قرارگیری ترانه واژه در آلبوم دانست و نه به صورت یک تک آهنگ.تنظیم ترانه واژه هم با وجود تمام سختی هایش بهتر از خط سوم درآمده است.
به نظر می رسد بنیامین باید در ارائه تک آهنگ هایش تجدیدنظر اساسی انجام بدهد. کار روی مثنوی مولانا جذاب و متفاوت است اما به هر حال امضای بنیامین پای کار است. گرچه همگان می دانند که او در آلبومش چنین قطعاتی را کار نخواهد کرد اما به هر حال بنیامین در ارائه کارهای متفاوتش باید دقت بیشتری به خرج دهد.
پینوشت یک:
به نظر می رسد نبود یک تنظیم کننده قوی در کنار بنیامین تقریبا دارد به یک معضل تبدیل می شود. علی منصوری قطعه بوی عیدی را تنظیم کرد و فرشاد فارسیان قطعه خط سوم. هر دوی کار تنظیم متوسطی داشتند. شاید واقعا بنیامین به تنظیم حساسیت زیادی ندارد.

دو) از نشریه و نویسندگی به در آمدیم. تجربه خیلی خوبی بود.کاش در آینده ادامه پیدا کند.
سه) به فیس بوک ما پیغام بدهید با این آدرس...omid.p30@facebook.com
چهار) مجله خطی خطی رو میخوام مشترک بشم. در این هاگیرواگیر...مجله ای است برای بسط خنده در جامعه. به پیشنهاد و توصیه من مشترک شوید.
پنج) تبریکات شما را صمیمانه پذیرا هستیم! اگر خواستید مطلبی درباره هنر هفتم،تولدش،هفت سالگی اش،صاحبش! بنویسید...خب بنویسید و بفرستید! چاپ می کنیم بدون محدودیت!
شیش) همین! سال خوبی داشته باشید...
مطالبی که به زودی خواهید خواند:
خط سوم؛بنیامین بهادری
درباره بعضی مسائل...روزنوشت(10)
داستان جدید؛ دیپلمات(البته قول نمیدم ادامهاش بدم!)
درباره چند فیلم(hereafter و...)
و ...

چند وقت پیش به خارج از کشور رفته بودم . مسافرتم کمی طول کشید . خیلی از عصرها کاملا بیکار بودم ! گوش کردن به موسیقی های ذخیره شده در لب تاپ و گشت و گذار در اینترنت تنها سرگرمی من بود .
همه ی کافی شاپ های آنجا اینترنت پرسرعت و بدون فیلتر دارند . درست مثل ایران خودمان ! به یکی از این مراکز تجاری مشهور رفتم و در یک کافی شاپ شناخته شده فرانسوی نشستم . طبق عادت لب تاپم را روشن کردم و با صدای ملایم مشغول گوش دادن آهنگ مهران مدیری شدم ...
آره بارون میومد ... خوب یادمه
همه ی گارسن های آنجا خانم بودند . یکی از ایشان کنار میز من آمد و منوی قهوه ها را به من داد . چند ثانیه ای مکث کرد و سپس یک سوال جالب پرسید .... این لب تاپ خودتونه ؟
خیال کردم که کسی از مشتری ها به صدای موسیقی اعتراض کرده . هرچند که بسیار ملایم بود . بلافاصله دلیل این سوال را از او پرسیدم . لبخند زد و گفت که کسی اعتراض نکرده و فقط می خواهد بداند که خواننده ی این آهنگ کیست ؟
می گفت که موسیقی ایران را خیلی دوست دارد و آثاری از استاد شجریان را بارها گوش کرده ولی صدای این خواننده را نمی شناسد . به او توضیح دادم که مهران مدیری یک بازیگر معروف در کشور من است که بعضی وقت ها می خواند و صدای زیبایی هم دارد ...
چند دقیقه بعد به من گفت که نمی خواهد تنهایی من را به هم بزند و به کانتر کافی شاپ برگشت و من هم مشغول وب گردی شدم .
یک ساعتی گذشت و من با صدای نیمه بلند خواهش کردم که صورت حسابم را بیاورند . اما در پوشه ی مخصوص به جز صورت حساب یک چیز دیگر هم به چشم می خورد ... یک فلش مموری
با احترام فراوان از من خواست که اگر امکان دارد آن موسیقی را برایش کپی کنم . بابت این درخواست بسیار خجالت می کشید . بنده ی خدا فکر می کرد که ما کپی رایت و از این حرفها (!) داریم ... چیزی نگفتم و با لبخندی ترانه ی مهران را برایش کپی کردم ...
صاحب کافی شاپ به خاطر آنکه موسیقی به آنها داده ام از من پول نگرفت و من اطمینان پیدا کردم که خیلی آدم حسابی هستند ...
جدای شوخی بسیار خوشحال شدم که هنر ایرانی حتی در آن سوی دنیا مخاطب دارد . حتی مخاطب غیر ایرانی .
خداوکیلی چند ساعت سخنرانی لازم بود تا به اندازه ی یک آهنگ از مهران مدیری تبادل فرهنگی ایجاد کنیم ؟!
آخرین پست ها