موسیقی فاقد احساس، صنعت است نه هنر



.::صدیقه ایران‌نژاد،پاسارگاد::.

کنسرت بداهه نوازی جلال ذوالفنون استاد و نوازنده برجسته تار و سه تار نهم تیرماه با حمایت نشریه پاسارگاد و شرکت ملی صنایع مس ایران با استقبال علاقه مندان موسیقی ایرانی در شهر سیرجان برگزار شد. در ادامه می توانید گزارش تصویری موسیقی ایرانیان از این کنسرت و مصاحبه ای با جلال ذوالفنون را مشاهده کنید.

این‌که قرار است برای هر نوشته و مصاحبه ای مقدمه ای آورده شود گاهی اوقات هم خیلی بد نیست، حضور جلال ذوالفنون در سیرجان شاید موضوعی باشد که هم نیاز به اشارات زیادی داشته باشد و هم بی‌نیاز از اشاره، چرا که علاقه‌مندان به موسیقی سنتی با شخصیت تأثیرگذار ذوالفنون در این عرصه آشنایند و این به نوعی مطلب را از اشاره بی‌نیاز می‌کند. برگزاری کنسرت بداهه‌نوازی این هنرمند در سیرجان به میزبانی‌ هفته‌نامه پاسارگاد بهانه‌ای شد تا در فرصتی کوتاه پای صحبت‌های وی بنشینیم.

وقتی برای دیدار استاد رفتیم اولین چیزی که از وی دیدیم تواضع و  بی‌تکلفی‌اش بود، آرام، ساده و صمیمی صحبت می‌کرد و این تداعی شعری بود که ذهن مرا می‌کاوید:

«افتادگی آموز اگر طالب فیضی   هرگز نخورد آب زمینی که بلند است»

گفتگو را با موضوعاتی که ذهنم را درگیر کرده بود، شروع می‌کنم.

استاد ما همیشه موسیقی را با کلام شنیدهایم؛ فکر میکنید بداههنوازی چگونه میتواند شنونده را اقناع کند؟

این مسأله که شعر با موسیقی همراه می‌شود بیشتر در ایران متداول است، در بیشتر جاهای جهان اکثر سمفونی‌های بزرگ دنیا فاقد شعر و کلام‌اند ولی خب نظر به اینکه در فرهنگ ایران، ادبیات شعری نقش مهمی دارد و بخشی از ذهنیت مردم ماست، شعر با موسیقی همراه شده و قشنگ هم هست هرچند گاهی این ترکیب نامتناسب می‌شود و آهنگ را خراب می‌کند. نظر خود من این است که سهم شعر در موسیقی مقداری از حد متعارف و متداول خودش جلوتر رفته، اما کمش خوب است.

و موسیقی بیکلام؟

موسیقی بی‌کلام باید یک پیام‌هایی داشته باشد که اگر خود شعر نیست؛ تداعی شعر را بکند. بنابراین اگر موسیقی بتواند به هویت فطری انسان بها داده و او را از هویت مجازی‌اش جدا کند، می‌تواند فاقد کلام باشد. اما اگر نتواند این مهم را به انجام برساند، آن موقع ناقص است و نیاز به کلام دارد. خلاصه این که موسیقی بی‌کلام زمانی می‌تواند کاری را انجام دهد که کمبودی را پر کند که بتواند تا حدودی برای شنونده جایگزین پیام شعری بشود.

آهنگهای قدیمی که با آنکه تکنیک کمتر داشتند، از اصالت و گیرایی بیشتری برخوردار بودند، اما امروز با وجود تکنیکهای پیشرفته در  موسیقی، ارزش هنری آن مثل گذشته نیست، چرا؟

خب آن‌هایی که این کار را کرده‌اند و ارزش هنر را پایین آورده‌اند ذهنیت هنری نداشته‌اند، ذهنیت تکنیکی داشتند. ببینید ما در دنیا چیزهایی داریم که با تکنیک جلو رفته‌اند، مثل آثار بتهوون، ولی یک احساس قوی پشتوانه آن است که اگر نباشد آن دیگر هنر نیست، صنعت است. مبنای هنر احساس است. کسی که ذهنیت هنری‌اش ضعیف باشد، هر چه قدر هم تکنیک را به کمک بگیرد، نمی‌تواند بیشتر از ذهنیت هنری خودش یا همان مقدار احساسش نمود کند، وقتی احساسش ده واحد باشد دنبال تکنیک هم که برود همین ده واحد است و تکنیک چیزی به آن اضافه نمی‌کند.

ببینید در دنیا دو عامل مهم تاثیرگذاری موسیقی، بر شنونده هست؛ یکی درغرب با عنوان پلی‌فونی که دنباله‌اش هم هنوز هست و یکی هم بداهه‌نوازی در شرق. موسیقی آن طرف هم به احساس نیاز دارد و هم به تکنیک و این طرفی نیز احساس را لازم دارد اما فکر نکنید این کاری که ما شرقی‌ها می‌کنیم تکنیک نیست، وقتی ما احساس‌مان را به بهترین وجه بیان می‌کنیم، خودش تکنیک است، یک نفر می‌تواند این احساس را بروز دهد، یکی نمی‌تواند، یعنی تکنیک آن را ندارد. یک پیش‌درآمد ابوعطای ساده اگر تکنیک آن را نداشته باشید با آن که ملودی خیلی ساده‌ای است نمی‌توانید آن را بیان کنید.

در بیشتر آثار مطرح موسیقی غرب، میتوان به نوعی داستان موسیقی بیکلام را برداشت کرد اما به نظر میرسد این اتفاق در موسیقی ما کمتر مشهود است؛ چرا؟

اگر موسیقی بتواند یک داستان را به گونه‌ای که شنونده آن را درک کند؛ بیان کند، معنایش این است که این داستان را با کلام هم می‌شود بیان کرد. بنابراین موسیقی اینجا نقش بی‌خودی دارد. مگر آن که بیانی را انجام دهد که با کلام نشود، اگر این گونه در نظر بگیریم، هر موسیقی هر گاه برخاسته از یک فرهنگ و یا یک اندیشه باشد، به هر حال این خاصیت را دارد که یک داستانی را بیان کند، اما این داستان در حیطه متافیزیک است، در حیطه فیزیک اگر بخواهیم مطلبی را به صورت هنری بیان کنیم، به نظر من نقض غرض شده و عقب رفته‌ایم. چرا که انگیزه پیدایش هنر این بود که چون کلام توانایی بیان ندارد چیزی جایگزین آن شود که بتواند این «پدیده» را بیان کند، حالا اگر برگردیم به کلام، به نظر من نقض غرض شده و موسیقی هنری از خود نشان نداده است.

شما موسیقی را بیان احساس معرفی میکنید، یعنی هنر؛ زبانیست برای بیان احساس، به نظر شما اگر توأم با کلام باشد ارزش احساسی آن بیشتر نمیشود؟

به نظر من بیشتر نمی‌شود. برای این که ما، آثار بی‌کلامی داریم که خیلی با آن بیان احساس شده. بنابراین این یعنی نیازی به کلام ندارد.  بودن کلام بیان احساس را دوچندان نمی‌کند، راه را باز می‌کند، ما ایرانی‌ها چون با شعر مأنوس هستیم، حتی می‌خواهیم کلام روزمره‌مان موزون باشد، حال برای درک موسیقی یک میان‌بر پیدا کرده‌ایم و آن هم کلام است، می‌خواهیم از راه شعر موسیقی را دریافت ‌کنیم، یعنی ذهن‌مان عادت نکرده به این که موسیقی را دریافت کند. این شعر واسطه است.

از صحبتهای شما این طور استنباط میشود که موسیقی مقدم بر شعر است…

بله، من فکر می‌کنم همین‌طور است. ببینید، اولا از نظر تاریخ زبان، ثابت شده قبل از این که کلام به وجود بیاید، موسیقی در حنجره وجود داشته، همین کاری که سایر گونه‌های حیات با هم دارند، مثلا پرنده‌ها موسیقی را دارند، اما کلام را ندارند، با زیر و بم موسیقی مطالباتشان را بیان می‌کنند و … فکر کرده‌اید کلام چیست؟ ضررش این است که از زمانی که انسان توان‌مندی سخن را پیدا کرد این توانایی را هم پیدا کرد که به چیز دیگری فکر کند و چیز دیگری را به زبان بیاورد و … دروغ بگوید! و الّا قبل از این که کلام به وجود بیاید دروغی وجود نداشت.»


منبع نشریه: پاسارگاد

منبع سایت: موسیقی ایرانیان

از سایت موسیقی ایرانیان می توانید عکسهای رضا سیوند از این کنسرت را ببینید.



یکشنبه 13 تیر 1389  11:55 ب.ظ

مصاحبه چالشی با حبیب خواننده ...




از مدتها قبل زمزمه بازگشت حبیب محبیان معروف به حبیب در محافل مختلف مطبوعاتی و رسانه‌ای به خصوص سایت‌های خبری مطرح شده است که ابتدا با رضا رشیدپور مجری صدا و سیما در سایت شخصی‌اش همراه با عکس مشترکش با وی این خبر را اعلام کرد که بدنبال آن این خبر در بسیاری از سایت‌ها منعکس شد.

در این میان سایت‌های مختلف و مراجع رسمی دولتی اظهار نظرهای مختلفی را اعلام نموده‌اند، همانند اینکه آقای حبیب محبیان تقاضای کنسرت در تهران نموده است ولی مسئولین هنری وزارت ارشاد طی اظهار نظری اعلام داشتند تقاضای مجوز آلبوم موسیقی حبیب در دست بررسی دارند.

روزنامه «راه مردم» به منظور اینکه به ابهامات، تکذیب‌ها و تاییدهای افراد و مراجع مختلف پایان دهد، مصاحبه‌ای چالشی با آقای حبیب محبیان انجام داده است که از نظر شما می‌گذرد.



به مدیریت بهرام زند؛
24 به شبکه نمایش خانگی می آید



مجموعه تلویزیونی 24 با دریافت مجوز شورای پروانه نمایش وزارت ارشاد، مدیریت دوبلاژ «بهرام زند»، نظارت «نادر طالب‌زاده» و انجام امور فنی و كیفی از قبیل اصلاح پوشش و... به شبكه نمایش خانگی می‌آید.

به گزارش روابط عمومی شركت تصویر دنیای هنر (TDH)، با گسترش پخش سریال‌های گوناگون از شبكه‌های مختلف ماهواره‌ای كه بدون در نظر گرفتن حریم اخلاقی خانواده های ایرانی و با دوبله های بسیار ضعیف و فاقد كیفیت تهیه و روی آنتن می‌رود، شركت تصویر دنیای هنر، حقوق پخش ویدئویی سریال «24» را خریداری كرد و این مجموعه تلویزیونی، هم اكنون به مدیریت بهرام زند و با همكاری جمعی از بهترین دوبلورهای ایران در حال گذراندن مراحل فنی است، با تایید شورای پروانه نمایش وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و انجام امور فنی و كیفی از قبیل اصلاح پوشش و غیره به زودی وارد شبكه نمایش خانگی كشور می‌شود.

بر اساس این گزارش، نادر طالب زاده، فیلمساز و كارشناس مسائل فرهنگی و هنری نیز به عنوان مشاور فرهنگی، محتوایی و سیاسی بر روند آماده سازی این مجموعه نظارت داشته است.

اضافه می‌شود: 24 داستان یك مامور سازمان CTU به نام جك باور است كه درگیر ماجراهایی در طول 24 ساعت (یك شبانه روز) می‌شود. پخش این سریال از سال 2001 آغاز شده و اوایل سال میلادی جاری به پایان رسیده است.



وبلاگ هنر هفتم سعی می کند بزودی اسامی دوبلورهای این سریال را معرفی کند.




دو تا شبکه داشتیم که اون موقع بهش میگفتیم کانال. هرچی بود در این دو کانال بود. اول سیاه سفید بود و بعد رنگی شد و ما ذوق در کردیم. وقتی بیکار بودیم و از بازی با اسباب بازیهای پلاستیکی و کتاب خوندن خسته بودیم، دسته جمعی جلوی تلویزیون مینشستیم و کارتون و سریال میدیدیم. فرقی نداشت جعبه جادویی داره "رامکال" نشون میده یا "آینه عبرت" یا حتی مستند "یک میلیارد مسلمان" یا سریالهای پلیسی مثل " درک"، ما فقط میدیدیم و لذت میبردیم. گاهی هم منتظر شنیدن خبر عیدفطر بودیم که وسط "پوآرو" گل و بلبل و آواز نشون میدادن و ما خوشحال میشدیم.

*** *** ***
یادمه وقتی پدرسالار پخش می شد و همه منتظر بودن ببینن آخرش چی میشه و آذر چشم سفید چه آتیشی میسوزونه و اسدالله خان از سکته قلبی نجات پیدا میکنه یا نه ، یه جک رواج پیدا کرده بود که: میدونی آخر پدرسالار چی میشه؟ دیش دیرین دین دین.... (آهنگ آخر سریال)

هزار دستان، سربداران، بوعلی سینا، کمال الملک سریالهای تاریخی بودند که در امکانات کم اون زمان ساخته شدند. کیه که هنوز شعبون بی مخ رو یادش نباشه؟

کیه که هنوز "روزی روزگاری" و بازی درخشان ژاله علو و مرحوم خسرو شکیبایی رو یادش رفته باشه؟

"گالشهای مادربزرگ" آخرش چی شد؟ دزد لوازم منزل کی بود؟

"آینه عبرت" و آتقی به کجا رسیدند؟ آتقی بالاخره اعتیادشو ترک کرد؟ منتقل و وافورشو کجا برد؟

زندگی ها در "آینه" شیرین شد؟ مرجانه گلچین و مهین شهابی که در تمام قسمتهای سریال بازی می کردند چی شدند؟

اون آقاهه در "راز باغچه" بالاخره تونست دخترو پسر سریال رو گول بزنه و به گنج باغچه دسترسی پیدا کنه؟ چی توی باغچه بود؟
آخر "تلویزیون کابلی بچه ها" چی شد؟
وای که چقدر کیف میکردیم وقتی اسد خمارلو در "آرایشگاه زیبا" مشغول شنیدن غرغرهای مادرش پشت تلفن بودو از سرما میلرزید، ما هم تو خونه کنار بخاری نفتی و مامان که داشت بافتنی میبافت نشسته بودیم و با همون حس سرما آرایشگاه زیبا میدیدیم.

" ساعت خوش" چرا یکهو تموم شد؟ جنگ های نوروزی شبکه یک ،اجراهای دیدنی "داریوش کاردان" در نقش عرب ، "بعد از خبر" شهریاری و آتش افروز، " تا هشت و نیم"، "دیدنیها"ی جلال مقامی، " واقع نمایی های "همسران" و " خانه سبز" بیرنگ و مرحوم رسام ،" قورباغه سبز"، "چاق و لاغر"، "النگ دولنگ"،" هوشیار و بیدار"، "علی کوچولو"، مسابقه " بخور بخور" با اجرای شهریاری و کیک های خوشمزه ای که شرکت کننده ها با چشم بسته می خوردند.

*** *** ***
خیلی وقته که دیگه خبری از این هیجانات و لذتهای تصویری نیست. همه چیز رنگ سیاهی به خودش گرفته، حتی وقتی بخوای مثبت هم فکر کنی و دیدن یکی از سریالهارو تحمل کنی، هنوز ده دقیقه نشده کانال رو عوض میکنی و میزنی فارسی وان. تا شاید در چند دقیقه استراحت قبل خواب کمی آروم بشی و استراحت کنی.
حتی دیدن سریالهای مثلا فاخر هم راضیت نمیکنه. چون سطع توقعت از رسانه ملی از زمانی که " آینه" پخش می شد تا به الان، خیلی بالاتر رفته و نمیتونی تحمل کنی که به نام بیننده و به کام رسانه ملی،سرت شیره بمالن.
*** *** ***

بهتره بی خیال این جعبه جادویی که تعدادشبکه هاش ( کانال قدیم) بیشتر شده رو بی خیال بشی و فکر کنی که اصلا خاطراتی از این جعبه جادویی که قبلا سیاه سفید بود و باید جلوش میرفتی تا این دو تا کانال رو عوض کنی، نداری...


منبع:کافه شکلات


نویسنده کافه شکلات انتهای این متن نوشته است که «وقتی بخوای مثبت هم فکر کنی و دیدن یکی از سریالهارو تحمل کنی، هنوز ده دقیقه نشده کانال رو عوض میکنی و میزنی فارسی وان. تا شاید در چند دقیقه استراحت قبل خواب کمی آروم بشی»....

اما من موافق نیستم چون به نظرم سریال های فارسی وان (اکثرا) قابل تحمل هم نیستند.حالا هم به لحاظ محتوا و هم دوبله بسیار ضعیف(البته این نظر من است) .

اینکه سطح توقع ما از رسانه میلی(ملی سابق!) از سال 1370 تا به الان بالا رفته است چیز عجیبی نیست.شما سینمای هالیوود را هم نگاه می بینید که از خیلی سال ها قبل تا به الان پیشرفت کرده اند تا مخاطب را از دست ندهند.ولی آیا رسانه ما هم آنقدر پیشرفت کرده...یعنی از مردم جلوتر حرکت کرده است یا عقب تر رفته؟ مشخص است که تلویزیون ما هر گامی که به جلو رفته است پس از آن چند قدم به عقب بازگشته است. به طور مثال در زمینه سریال های پلیسی ما یک دوره صعود را داشتیم که با کارگاه علوی1 و شلیک نهایی و سرنخ شروع شد و سپس رو به افول رفت و به سریال پلیس جوان رسید.پس از آن سریال خواب و بیدار تکانی اساسی به سریال های پلیسی و اکشن داد ولی پس از آن ما باز هم رویه سقوط را در پی گرفتیم و حالا کلانتر3 که بی محتواترین سریال پلیسی حال حاضر محسوب می شود،مهمان خانه هاست. برای همین هم هست که بعضی ها(عمدتا سیاسیون تندرو) از رویه پیشرفت و بالا رفتن توقع  دلخوش نیستند و آن را برخلاف رویه مصالح خود می دانند چون توقع چیزی است که اگر بالا رفت دیگر نمی توان آنرا پایین آورد و این مسئولان و سازندگان هستند که باید خود را به سطح توقع مردم برسانند.

تلویزیون ما به نظرم کار خوبی کرد که سریال هایی مثل 24 و فرار از زندان را پخش نکرد(کاری که به نفع خودش تمام شود) چون اگر این سریال ها پخش شوند  دیگر کسی سریال های ایرانی را نگاه نمی کند.گرچه اعتقاد دارم که همه چیز جای خودش را دارد اما ما هم باید رویه پیشرفت خودمان را در پیش بگیریم.  ما باید سبک خودمان را در پیشرفت پی بگیریم.


پی‌نوشت یک:

این عقب ماندگی یا خیلی طول می کشد که جبران شود یا بالاخره ما باید قید پیشرفت را بزنیم و فقط شاهد پیشرفت دیگران باشیم.


  • آخرین ویرایش:-
پنجشنبه 3 تیر 1389  12:06 ق.ظ





پس از آلبوم موفق "بی تو تنهام"امیر یگانه با یک تک آهنگ شاد و ریتمیک بازگشت.


یگانه که چندی پیش در مصاحبه ای گفته بود که دوست ندارد کسی غیر از سیروان تنظیم کارهایش را بر عهده بگیرد و حالا پس از اولین آلبومش "بی تو تنهام" و در اولین تک آهنگ شاد و ریتمیک خود(که ملودی اش کم شبیه عشق من باش از بهنام صفوی نیست) به سراغ زانیار خسروی به عنوان ترانه سرا،آهنگساز و تنظیم کننده رفته است.تنظیمی که جنس سیروان بود را داراست اما نمی تواند همان المان های سیروانی را تکرار کند.

زانیار خسروی قبل از تنظیم این تک آهنگ، یکی از آهنگ های خودش را تنظیم کرده بود که پس از آنکه از آن اقبال چندانی نشد،تنظیم کارهایش را به برادر خود سیروان خسروی سپرد.
در این تنظیم زانیار سعی کرده است ریتم کار را خوب حفظ کند که به نظر می رسد او به خوبی از پس این کار برآمده است.

این آهنگ را بشنوید و لذت ببرید

لینك مستقیم :

آهنگ با كیفیت MP3 192

حس

آهنگ با كیفیت MP3 128

حس

آهنگ با كیفیت 64 OGG

حس

آهنگ با كیفیت WMA 20

( مخصوص تلفن همراه )


لینک های دیگر:

برای دانلود روی آهنگ مورد نظر خود کلیک راست کنید و بعد گزینه Save Target As را بزنید

دانلود با کیفیت MP3 128

دانلود با کیفیت OGG 56


دوشنبه 24 خرداد 1389  12:46 ق.ظ



عکس تزئیتی است


خیلی اتفاقی سکانسی از فرار از زندان که این روزها از شبکه فارسی وان پخش می شود را دیدم و کمی بهم برخورد! در این سکانس مایکل اسکافیلد در حال نجات دکتر سارا تانکردی است و در مرحله پایانی انها به اتاق ملاقات می رسند و می خواهند پایین بیایند که اول مایکل اسکافیلد پایین می آید و بعد دست سارا را می گیرد و او را پایین می آورد و fun پایین آمدن سارا، آنها چشم در چشم یکدیگر می شوند.احساسی در این میان بین بیننده و شخصیت های سریال شکل می گیرد.

در نسخه جوانه پویا داخل ایران این سکانس حذف شده بود در حالی که اصلا چیز خاصی نداشت.به نظرم بودن این سکانس به فهم بیننده از رابطه مایکل و سارا کمک می کرد. به هر حال پل شیرینگ و تیم نویسندگان این سریال برای نشان دادن شروع این رابطه از المان هایی استفاده کردند که سکانس بالا یکی از آنها بود.
فکر می کنم با سانسور این صحنه (و صحنه های عاطفی دیگر) که اصلا صحنه های غیر اخلاقی هم نیستند ،دارد به شعور بیننده ایرانی توهین می شود.الان نسخه ای که از فارسی وان در حال پخش است بیشتر به شعور بیننده احترام گذاشته است یا نسخه ای که وزارت فرهنگ و ارشاد در آن دست برده است؟
قضاوت با شما

همچنان از دوبله بی نظیر این سریال دچار حس غرور و شادمانی می شوم.جا دارد باز هم از تیم دوبله این سریال تشکر و قدردانی صورت گیرد.



جمعه 14 خرداد 1389  07:42 ب.ظ



اینجا رو نگا نكنین! روی عكس كلیك كنین!

یادش بخیر چهارسال پیش و چهارسال قبلش چه دورانی بود.همش توی امتحانات هم هست!نمی دانم چرا حس می كنم وقتی ایران در جام جهانی باشد بیشتر حرص می خورم! حالا كه نیست دغدغه حرص خوردن ندارم فقط دغدغه م میمونه برزیل و برزیل و برزیل !
نبینم كسی به برزیل بد بگه !! از روز اولی ما چشم باز كردیم و از زمانی كه روماریو و به به تو و رونالدو و ریوالدو غیره و شناختیم همیشه طرفدار برزیل بودیم كه البته این  یك موضوع مشترك خانوادگی و خاندانی هم هست!!!
به خاطر جام جهانی درب تلویزیون داخلی رو باز می كنیم!
یا الله !!

برنامه كامل بازی ها از شبكه سوم سیما در ادامه مطلب



 


جمعه 14 خرداد 1389  01:42 ب.ظ



سعید شهروز پس از سالها دوری از صحنه،کنسرت خود را در روزهای سوم و چهارم تیرماه سال جاری در سال همایش های بین المللی اجرا می کند





-سالروز ارتحال امام خمینی(ره) تسلیت باد
در همین باره بخوانید:

ناتمام ماندن سخنرانی سید حسن خمینی در حرم امام (ره)


ممانعت از سخنرانی سیدحسن خمینی، «حادثه تلخ» بود + تکمیلی


  • آخرین ویرایش:یکشنبه 16 خرداد 1389
جمعه 14 خرداد 1389  01:39 ب.ظ



مادر ای طراوت بهاران و ای هستی بخش زندگانیم

تو را چه بنامم و وصفت چه بخوانم که بیکران آسمانها و دریاها و هرچه در اوست در پیش نام تو کوچکند و عزیز

و اکنون تو را ای بزرگ، ای بی همتا

با تمام عظمتت در قلب کوچک خود می یابم و یزدان پاک را سپاس می گویم که این نهال عشق و محبت را به قلب من ارزانی داشت

باشد که به جبران نیکیهایت و به پاس بی خوابیهایت

همواره تو را عزیز بدارم و محترم

و همواره آواز من این باشد که

مادر... دوستت دارم ... دوستت دارم


  • آخرین ویرایش:جمعه 14 خرداد 1389



.:: سیروان خسروی ::.

طی اطلاع بعضی از دوستانم متوجه شدم که از عصر روز یکشنبه (9 خرداد) شخصی اقدام به ارسال تعداد فوقالعاده زیادی پیامک از شماره 09384106003 به تمامی (!)  جامعه موسیقی پاپ ایران و حتی تعداد زیادی از دوستان و آشیانانم نموده.
متن پیامک: "کنسرت سیروان خسروی کنسل شد. لطفا به همه دوستان خود اطلاع دهید!"
با توجه به اینکه هدف این دوست یا دوستان عزیز اخلال در برگزاری کنسرت 27و 28 خرداد ماه اینجانب ( که مجوز آن از سوی وزارت محترم ارشاد و اداره اماکن تهران بزرگ صادر شده) میباشد، در حال پیگیری قانونی این عمل غیر انسانی و زشت از طریق پلیس امنیت ملی هستم.
 
هواداران عزیزم مطمئن باشند که من و اعضای ارکستر با جدیت به تمرینها ادامه میدهیم و به زودی نیز شاهد تبلیغات گسترده تر کنسرت در سطح شهر خواهیم بود.
بلیطهای کنسرت نیز طبق خبر اعلام شده در حال فروش در مراکز اعلام شده است.
 
 
دهم خرداد 1389
سیروان خسروی

 


  • تعداد کل صفحات :77  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
آخرین پست ها