تبلیغات
هنر هفتم

سخنرانی شاه، در صدر فهرست نامزدهای گلدن گلوب



فیلم "سخنرانی شاه"، با نامزد شدن در هفت رشته در صدر فهرست نامزدهای جوایز گلدن گلوب سال 2011 قرار گرفت.
کالین فرث، بازیگر انگلیسی با بازی در نقش جورج ششم (پدر ملکه الیزابت دوم) در این فیلم بریتانیایی نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر نقش اصلی مرد و هلنا بونام کارتر، بازیگر دیگر این فیلم نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل زن شده است.
این فیلم همچنین برای بهترین فیلم نامزد دریافت گلدن گلوب شده است.

در فهرست نامزدهای این جوایز، دو فیلم مبارز و شبکه اجتماعی با نامزد شدن در شش بخش، از جمله بهترین فیلم، در رده دوم قرارگرفتند.

فیلم های دراما

تریلر قوی سیاه و فیلم علمی- تخیلی سر آغاز با بازی لئوناردو دی کاپریو دو فیلم دیگری هستند که برای دریافت جایزه بهترین فیلم دراما نامزد شده اند.

در بخش بهترین بازیگران نقش اول مرد فیلم های دراما بجز کالین فرث، جس آیسنبرگ، جیمز فرانکو، رایان گاسلینگ و مارک والبرگ نیز نامزد شده اند.
بجز والبرگ سه بازیگر دیگر فیلم مبارز در بخش های دیگر جایزه بهترین بازیگری نامزد شده اند. دیوید او راسل، کارگردان این فیلم نیز در بخش بهترین کارگردانی نامزد شده است.

در بخش بهترین بازیگران نقش اول زن فیلم های دراما هلی بری، نیکول کیدمن، جنیفر لورنس، ناتالی لورنس و میشل ویلیامز نامزد شده اند.

فیلم های کمدی و موزیکال

در بخش فیلم های کمدی و موزیکال فیلم های آلیس در سرزمین عجایب، توریست، قرمز، برلسک و بچه ها حالشان خوب است نامزد دریافت جایزه بهترین فیلم شده اند.

جانی دپ در بخش بهترین بازیگر مرد برای دو فیلم توریست و آلیس در سرزمین عجایب نامزد شده است و بازیگرانی چون پل جاماتی، جیک جیلنهال و کوین اسپیسی رقیبان او هستند.

در بخش بهترین بازیگر زن هم آنجلینا جولی، هم بازی دپ در توریست، با آنت بنینگ، آن هاتاوی، اما استون و جولین مور رقابت خواهد کرد.

مجموعه های امپراتوری بوردواک، دکستر، مرده متحرک، همسر خوب و مردان دیوانه نامزدهای بخش بهترین مجموعه های تلویزیونی شده اند.

نامزدهای جوایز گلدن گلوب توسط انجمن رسانه های خارجی هالیوود انتخاب می شوند که عموما خبرهای صنعت فیلمسازی در هالیوود را پوشش می دهند.

برندگان این جایزه که حدود یک ماه پیش از مراسم اسکار معرفی می شوند، معمولا شانس بالایی برای برنده شده جایزه اسکار دارند.

با این حال در شش سال گذشته تنها فیلمی که توانست پس از برنده شدن جایزه بهترین فیلم گلدن گلوب به اسکار هم دست یابد فیلم میلیونر زاغه نشین در سال 2008 بود.

در مراسم جوایز گلدن گلوب سال 2011، رابرت دونیرو، هنرپیشه کهنه کار سینمای آمریکا برای یک عمر فعالیت هنری جایزه معتبر سسیل بی دومیل را دریافت خواهد کرد.

مراسم شصت و هشتمین دوره جوایز گلدن گلوب روز 16 ژانویه در لس آنجلس برگزار می شود و رکی جرویز، کمدین مجری این مراسم خواهد بود.


  • آخرین ویرایش:چهارشنبه 24 آذر 1389



واقعا همه چیزمان به همه چیزمان می آید و شکایتی نیست! من به خاطر مدرک دانشگاه می روم و همان اندازه به اندازه ظرفیت دانشگاهی که می روم دریافت می کنم و دانشگاه چیزی به من اضافه نمی کند! حتی استادان این دانشگاه هم که خودشان درس خوانده دانشگاه های بزرگ هستند سعی ندارند چیزی اضافه کنند. آنها حتی سعی ندارند ما را به فکر و تعقل وادار کنند. قبلا این چیزها برایم عجیب بود اما حالا واقعیت است. همه محافظه کاریم...بی قید و شرط

چند روز پیش سر کلاسی بودیم که در میانه بحث به عدم بارندگی در کشور رسید. چند جلسه قبل‌تر هم سر همین کلاس(اواسط یا اواخر مهرماه) همین موضوع پیش آمد که من به نقل از یکی از اساتید هواشناسی گفتم که امسال سرمای خشک با بارندگی خیلی کم در کشور داریم. آخر چند روز پیشش در حال بررسی اخبار بودم که این خبر را خواندم. بگذریم...

وقتی صحبت به عدم بارش رسید استاد سر کلاس ما(که اتفاقا از لحاظ سوادی قبولش دارم) گفت: «من شنیده ام که آمریکا با بمب‌افکن های بی52 که در ارتفاع 30هزارپایی موادیدید نقره – به نظرم همین بود دقیق یادم نیست- روی ابرهای ایران،افغانستان و عراق می ریزند که باعث عدم بارش باران شده است» تا اینجای کار مشکل نبود گرچه همان موقع من شروع به صحبت کردم که این توهم توطئه است و مدرک ثابت شده ای وجود ندارد که چنین چیزی را نشان دهد چون اثبات چنین چیزی عملا غیرممکن است و یه جورایی قضیه رجانیوزی است !!...اما دلخوری من از آنجا شروع شد که استاد گفت:«من هم فکر می کنم این قضیه 70تا80 درصد درست است...چون به هر حال بحث تحریم هاست...».یعنی دقیقا استاد فکر خودش را به بچه های کلاس تلقین کرد و فکرهای دانشجویانش را تحریک نکرد که حتی در این باره فکر کنند! القا و دیگر هیچ...همین موقع بود که یکی دیگر از دانشجویان جوگیر شد و گفت:«بله استاد! جنگ جهانی سوم شروع شده..با این حمله دو کره به هم»...خب معلوم بود که این دانشجوی نازنین که ردیف اول نشسته بود اولا تحت تاثیر خزعبلات رسانه ملی خودمان و القای فکر استاد هم باعث شد جوگیر شود و جنگ جهانی سوم را شروع شده اعلام کند! الان چند هفته ای از آن قضیه گذشته است و همچنان نمی دانم چرا ما شاهد جنگ جهانی سوم نیستیم!!

با این که این بحث ها چند دقیقه بیشتر نبود اما استاد ما واقعا ضعیف عمل کرد و شان یک استاد را رعایت نکرد. استاد چیزی به ما اضافه نکرد و فقط فکر خودش که براساس شنیده ها بود را القا کرد و همین....
من درباره چیزی که اطلاع ندارم می گویم اطلاع ندارم. هواپیما در 30هزارپایی شناسایی نمی شود؟ من که نمی دانم و اگر هم جایی خوانده باشم الان یادم نیست. درست بود همان جا بگویم ...نه استاد داری شعر میگی!!...صد در صد درست نیست! پس بهتر است اگر چیزی را نمی دانیم حداقل جبهه نگیریم و القای فکر نکنیم...مثل این تلویزیون گل و بلبل مان نشویم و همه چیز را یک سویه نبینیم. دانشجویان انگلیسی این روزها دارند به افزایش شهریه اعتراض می کنند با پلیس درگیر شده اند و تلویزیون ما می گوید آنها حق طلبند!! اما خب اگر دانشجوهای ما اینکار را می کردند میشدند عوامل فتنه-استکبار-ضدفلان-و هزار قصیده و غزل دیگر که تا به حال درباره این قشر تحصیلکرده همیشه فریب‌خورده!!! گفته اند.

باران نمی بارد تقصیر آمریکاست.اعتراض می شود تقصیر آمریکاست.فارسی‌وان سریال پخش میکند تقصیر آمریکاست.فیلم قتل کرج درمیآید تقصیرآمریکاست.عزاداری مان دچار افراط و تفریط است تقصیر آمریکاست.طلاق زیاد می شود تقصیر آمریکاست.جمعیت کنترل می شود تقصیر آمریکاست.تخم مرغ گران می شود تقصیر آمریکاست.کلا هر اتفاقی بیفتد که به زعم بعضی ها خوش نیاید؛ تقصیر آمریکاست....آن وقت می گوییم آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند...!!!
شما اسمش را چی می گذارید؟ اینها همه‌اش روی هم «توهم توطئه و فرار از زیر بار مسوولیت» نیست؟


پی‌نوشت یک:
از کجا به کجا رسیدیم!...بی خیال!


  • آخرین ویرایش:جمعه 19 آذر 1389


واكنش سیاوش قمیشی نسبت به انتشار آلبوم «اسیر» و حواشی پس از آن



موسیقی ایرانیان – ابراهیم مولائی: درج خبری با عنوان «آلبوم «اسـیر» علـیرضا قمـیشی بالاخره منتشر شد» در سایت موسیقی ایرانیان باعث ارسال جوابیه‌ای از سوی سیاوش قمیشی به سایت موسیقی ایرانیان شد.
چندی پیش حمید اسفندیاری مدیر اجرایی شرکت آوای باربد در گفتگو با ما خبر از انتشار اولین آلبوم رسمی علیرضا قمیشی در داخل ایران داد که این آلبوم با نام «اسیر» در تاریخ ششم آذر ماه با مجوز وزارت ارشاد وارد بازار موسیقی شد.
انتشار این آلبوم شروع جنجال های بسیاری پیرامون این آلبوم بود و از طرفی باعث گردید سیاوش قمیشی با ارسال جوابیه ای به سایت موسیقی ایرانیان به این حاشیه ها واکنش نشان دهد.
آنچه  در ادامه خواهید خواند جوابیه سیاوش قمیشی به خبر مربوط به انتشار آلبوم اسیر با صدای علیرضا قمیشی است، لازم به ذکر است که موسیقی ایرانیان در اختلاف این چنینی کاملا بی طرف است و تنها وظیفه ی رسانه ای خویش مبنی بر انتقال گفته های هنرمندان را بر عهده دارد و هیچ گفته یا نوشته ای از هنرمندان را تایید یا رد نمی کند و آمادگی درج جوابیه طرف مقابل را دارد.

«با سلام
مطلع شدم که بعد از انتشار آلبوم شخص علیرضا قمیشی در رسانه های مختلف اخبار پیچید و کشمکش هایی هم از طرف هواداران من و هم از طرف رسانه های داخل کشور به وجود آمد، لازم میدانم که چند نکته را در باره مسائل پیش آمده متذکر شوم. در آلبوم شخص مذکور دو آهنگ بازخوانی شده که در اصل متعلق به شخص بنده هستند و سالیان پیش توسط من با بهره گیری از وسایل و امکانات موجود وقت، در منزل ساخته و اجرا شده اند که بعد ها پخش شده بودند. اما نکته حائز اهمیت مخالفت شدید من با این حرکت میباشد. این مخالفت به این دلیل نیست که قصد انحصاری کردن اجرای این آهنگ ها را داشته باشم، بلکه در وهله اول بنده با اجرای آهنگ ها بدون اجازه شخص من به عنوان مالک این آثار مخالفت دارم چون باور من بر این است که همیشه و همه جا حقوق معنوی آثار هنری باید توسط همه رعایت شود و مورد احترام واقع گردد. همیشه عدم رعایت این حقوق در کشور ایران باعث آزار و ناراحتی من بوده و هست و در اینجا این بی احترامی به حقوق معنوی آثار هنری توسط شخصی به انجام رسیده که نام من را به عنوان فامیل یدک میکشد. نکته دوم این هست که بنده راضی نبودم شخص علیرضا قمیشی با استفاده از نام من بازیچه افرادی باشد که منحصرا به دنبال منافع اقتصادی خود هستند. موردی که من تمام طول عمر تلاش داشتم تا گریبان گیرم نشود. با اینکه قبلا مراتب عدم رضایت خودم را در باره انتشار این آهنگ ها در این آلبوم اعلام کرده بودم ولی این عمل به گونه ناشایستی انجام گرفت. ابتدا نام تنظیم کننده و سپس نام علیرضا قمیشی به عنوان خالق این آثار روی جلد این آلبوم درج گردید. لازم به تذکر مجدد هست که بنده با اینگونه سو استفاده ها از کارهای هنری توسط هر شخصی به شدت مخالف هستم، حتی اگر نزدیکترین فرد به من مرتکب این عمل شود.
با تشکر
سیاوش قمیشی»

پی‌نوشت هنر هفتم:
(1) از همان ابتدا هم سیاوش با پسرش ارتباط خوبی نداشت و چندین بار در مصاحبه های مختلف منکر ارتباط با پسرش شده بود.

(2) این متن ممکن است روی تعریف هایی که قبلا سیاوش قمیشی از سیروان خسروی کرده بود تاثیر بگذارد!



  • آخرین ویرایش:جمعه 19 آذر 1389


نهمین شماره مجله موسیقی ایرانیان منتشر شد. مجله موسیقی ایرانیان در این شماره از خوانندگان پاپ با محسن یگانه و از اهالی موسیقی کلاسیک ایرانی با هنرمندانی چون پری ملکی، محمد معتمدی، سیامک سپهری(سرپرست گروه رستاک) و پرواز همای مصاحبه کرده است. دیگر گفتگوی پراهمیت این شماره مصاحبه با دکتر صادق طباطبائی یکی از نزدیکان امام خمینی و امام موسی صدر در رابطه‌ی فقه و موسیقی است.

از مقالات اختصاصی این شماره می توان به نوشته‌هایی چون «بررسی تاثیر پخش سوپر مارکتی بر اوضاع موسیقی کشور»، «نوشته ای برای علت موفقیت آلبوم «همه اقوام من» گروه رستاک»، «نوشته ای از مارسل پروست نویسنده ی فرانسوی در ستایش موسیقی زشت»، «آیا نسل جدید موسیقی پاپ ایران زنده خواهد ماند؟»، «حلال یا حرام بودن آواز بانوان»، «نوشته ای در باب قانون کپی رایت» و نوشته‌ ای برای موضوعاتی چون «تاثیر فقدان استاد در موسیقی پاپ نسل امروز» و «سرگرمی یا جدی بودن موسیقی پاپ» اشاره کرد.

گزارش های اختصاصی مختصر تصویری و متنی از کنسرت های اخیر هنرمندان موسیقی کلاسیک چون محمدرضا شجریان، شهرام ناظری، شهداد روحانی (اجرای ارکستر سمفونیک تهران)، حمیدرضا متبسم، کیهان کلهر، جلال ذوالفنون، حسام الدین سراج، سامان احتشامی، همایون شجریان، سالار عقیلی، علی قمصری، محسن شریفیان و همچنین گزارش مختصر از کنسرت‌های اخیر هنرمندان موسیقی پاپ ایران چون احسان خواجه امیری، محسن یگانه، رضا صادقی، حمید حامی، بنیامین بهادری،‌ حمید عسکری، علی لهراسبی، فریدون آسرایی، فرزاد فرزین و گروه آریان از مطالب دیگر این شماره به حساب می‌آید.

این شماره بر خلاف شماره‌های قبلی رایگان نیست و دارای قیمتی غیرمادی است، برای پی بردن به قیمت این شماره و دانلود مجله به اینجا مراجعه کنید.

قابل ذکر است که مجله موسیقی ایرانیان از سایت موسیقی ایرانیان بطور کامل جدا گشته و دارای یک وبسایت جداگانه ای شده است، برای دیدن سایت جدید مجله موسیقی ایرانیان می توانید اینجا را کلیک کنید.

همچنین برای مطالعه ی نوشته ی اخیر مدیران مجموعه ی موسیقی ایرانیان در باب موضوعات مختلف می توانید به اینجا مراجعه نمایید.



مجله را
آنلاین ورق بزنید

توضیحات برای دانلود:
خوانندگان مجله و کاربران عزیز برای مشاهده‌ی صفحات نهمین شماره مجله موسیقی ایرانیان می توانید صفحات را در قالب تک‌صفحه‌ای یا دوصفحه‌ای PDF دانلود کنید.

(مخاطبان عزیز در صورت امکان برای مشاهده‌ی صفحات با کیفیت عالی و برای لذت بردن از زیبایی صفحات تقاضا داریم بالاترین کیفیت مجله را دانلود نمایید. همچنین برای کاربرانی که مایل هستند کلمات مطالب مجله را با اندازه‌ی بزرگ مطالعه کنند پیشنهاد می کنیم مجله را بصورت حالت تک‌صفحه‌ای دانلود کنند.)

حالت نمایش به صورت دو صفحه‌ای:

دریافت به صورت فایل PDF کیفیت اصلی (۱۱۰ مگا بایت)
دریافت به صورت فایل PDF کیفیت خوب (۴۹ مگا بایت)
دریافت به صورت فایل PDF کیفیت متوسط (۳۲ مگا بایت)
دریافت به صورت فایل PDF کیفیت پایین (۱۹ مگا بایت)

حالت نمایش به صورت تک‌صفحه‌ای:

دریافت به صورت فایل PDF کیفیت اصلی (۱۰۹ مگا بایت)
دریافت به صورت فایل PDF کیفیت خوب (۴۹ مگا بایت)
دریافت به صورت فایل PDF کیفیت متوسط (۳۴ مگا بایت)
دریافت به صورت فایل PDF کیفیت پایین (۱۹ مگا بایت)

برای مشاهده مجله که به فرمت PDF می باشد به نرم افزار Adobe Acrobat Reader نیاز است.


شوخی نیست که یک ملت هر ساله حدود سیصد هزار نفر از افراد خود را کشته یا مجروح کند چون دارد به سر کار، مهمانی، خرید و یا مسافرت می‌رود. تنها در دوران پس از انقلاب، لااقل 700 هزار قبر برای کشته‌های رانندگی حفر شده و دست کم 15 میلیون نفر مجروح شده‌اند که تعدادی از آنان باید باقی عمر را بر روی تخت و یا ویلچر بگذرانند...

همه قشرها از وزیر، وکیل و استاد دانشگاه گرفته تا ورزشکار، بازیگر، کارمند و کارگر هر از چندگاهی به سوگ یکی از همکاران خود می‌نشینند. مثل بسیاری از ما، شاید این از دست رفتگان مانند مرحوم کریمی راد وزیر دادگستری، مرحوم آیدین نیکخواه بهرامی و مرحومه خانم گلدره گمان نمی‌کردند جان خود را در یک تصادف ناگهانی از دست بدهند.


به راستی ما را چه شده است که یکی از بی فرهنگ ترین مردم دنیا در رانندگی از آب درآمده ایم به طوری که در کنار معرفی جاذبه‌های گردشگری در ایران، «هشدار جدی نسبت به رانندگی خطرناک ایرانیان» یکی از بخش‌های جدایی ناپذیر کتابچه‌های راهنمای جهانگردان است؟ مگر ما چگونه رانندگی می‌کنیم که فیلم رانندگی و نیز نحوه عبور عابران در ایران، تبدیل به یکی از انواع کلیپهای پربیننده و خنده‌دار در اینترنت با صدها هزار بیننده شده و آبروی «ایرانی» را یکجا به حراج گذاشته‌ایم؟ هر چه هست ما اصلاح ناشدنی نیستیم و الاّ ایستادن خودروها در پشت خط عابر پیاده و نیز بستن کمربند ایمنی، امروز در میان ما فراگیر نشده بود...



 به نظر می‌رسد یک عامل اساسی که چنین ما را گرفتار کرده، این است که در ایران اساسا از ابتدا کلمه «رانندگی»، غلط معنا شده است...

رانندگی در دنیا یک امر «جمعی» است ولی در ایران یک امر «فردی» تلقی می‌شود. رانندگی در ایران یعنی «می خواهم خودم را با خودرو به مقصدم برسانم». پس رانندگان دیگر، «رقیب» من هستند و من نباید از رقبا عقب بمانم...هر فضای خالی که پیدا شد باید زودتر از دیگران آن را پر کنم.

چنین است که رانندگی ایرانی یعنی «چپاندن خودرو یا موتور در اولین فضایی که خالی می‌شود»؛ یعنی «رفتن از هر مسیر ممکن نه از مسیر تعیین شده»؛ حاصل این نوع رانندگی چنین تصویری است:





گر چه اتومبیل سال‌هاست وارد ایران شده، اما تعریف رانندگی، چه رسد به فرهنگ آن، هنوز وارد کشورمان نشده است.

«رانندگی صحیح» نوعی مشارکت در یک امر جمعی است. این «جریان عبور و مرور» است که راننده را به مقصد می‌رساند نه به اصطلاح «زرنگی» او. «رانندگی صحیح» که نوعی مشارکت در یک امر جمعی است به معنای «هدایت خودرو خود در جای صحیح در بین خودروهای دیگر» است. بنابراین، اینکه خودرو فرد در بین دو خودرو جلویی جا می‌شود یا نه، تأثیری در نحوه رانندگی صحیح ندارد... وقتی در جامعه‌ای این نگرش به رانندگی حاکم باشد، یعنی هر کس قبل از آنکه به رسیدن به مقصدش فکر کند به دنبال مشارکت در حرکت جمعی خودروها باشد، این نظم در عمل چنین خود را نشان می‌دهد:




با این روش:
1. سرعت حرکت خودروها چند برابر می‌شود.
2. احتمال تصادم اتومبیلها به شدت کاهش می‌یابد.
3. در صورت تصادف، با توجه به مسیر خالی در دو طرف، خودروهای پلیس و آمبولانس به سرعت به محل رسیده راه را باز می‌کنند.
4. در صورت پنچر شدن یا خرابی یک ماشین، به دلیل وجود فضای کافی راه بندان پدید نمی‌آید.
5. از همه مهمتر، رانندگان با اعصاب راحت رانندگی می‌کنند. دیگر لازم نیست که آنان در هر لحظه چهار طرف را مراقبت کنند تا مبادا سپر یا آینه اتومبیل کناری به اتومبیلشان برخورد کند یا از عقب کسی به آنها بزند...

همچنین کسی که می‌خواهد در بزرگراه به راست بپیچد از صدها متر جلوتر در مسیر تعیین شده قرار می‌گیرد و خالی بودن باند کناری، او را به قانون شکنی نمی‌کشاند. (البته اعمال شدید قانون نقش خود را دارد که محل بحث در اینجا نیست):






ترافیک در همه شهرهای بزرگ دنیا وجود دارد. وقتی بناست چند صد هزار یا چند میلیون نفر در ساعت معینی به سر کار بروند خود به خود ازدحام پدید می‌آید. اما تفاوت ترافیک شهرهای بزرگ دنیا با ترافیک تهران این است که در کلانشهرها ترافیک باعث «تأخیر» است اما در شهری مثل تهران چون رانندگی یک امر فردی است نه جمعی، ترافیک فقط موجب تأخیر نیست، موجب «کلافگی» و «خرد شدن اعصاب» هم هست...

اما پرسش مهم این است که برای اصلاح وضع موجود عملا از کجا باید آغاز کرد؟

برای روشن شدن مطلب باید توجه کرد که رانندگی ایرانی، اصطلاحات خاصی هم به دنبال آورده است که در کتابهای آموزش رانندگی هیچ کشوری اصلا «وجود ندارد»؛ اصطلاحاتی مانند «راه گرفتن » و یا «رد کردن». «راه گرفتن» یعنی جلوی دیگری را بگیر تا خودت بتوانی بروی. به دلیل نبود پاره‌ای مقررات در ایران (مثلا قانون حق تقدم هنگام گردش به چپ) مجبوریم تا می‌توانیم وسیله نقلیه خود را جلوتر و جلوتر ببریم تا خودرو مقابل چاره‌ای جز راه دادن به ما نداشته باشد.

همچنین «رد کردن» را وقتی به کار می‌بریم که خودرو خود را از فاصله بسیار نزدیک از کنار اتومبیلهای دیگر یا پای یک عابر عبور می‌دهیم. پس در هر دو اصطلاح «راه گرفتن» و «رد کردن» که مختص به رانندگی ماست، معنای «نزدیک شدن شدید به خودروها یا عابران» نهفته است.

حال چرا بدون «راه گرفتن» و «رد کردن» نمی‌توان در ایران رانندگی کرد؟ نکته اصلی اینجاست: اساسا «رعایت فاصله» که عنصری بسیار اساسی در رانندگی است در کشور ما هیچ جایگاه و تعریف مشخصی ندارد. اگر راننده سپرش را از یک میلیمتری زانوی عابر رد کند، تخلفی مرتکب نشده؛ اگر پشت چراغ قرمز اتومبیلها پنج سانتیمتر از هم فاصله داشته باشند قانون رعایت شده؛ وقتی یک موتورسیکلت با فاصله 30 سانتیمتر در پشت سر یک خودرو حرکت می‌کند خلاف قانون مرتکب نشده و عملا تخلف محسوب نمی‌شود. باید حتما به اصطلاح «بخورد و صدا بدهد» تا اتفاقی افتاده باشد.

البته طبق قانون رانندگان موظفند «فاصله ایمن» را رعایت کنند، ولی این از همان کلی گوییهایی است که مصادیقش نه تعریف شده و نه به مردم آموزش داده شده است و نه رعایت نکردن آن به چشم کسی می‌آید، زیرا همه عادت کرده ایم چفت در چفت یکدیگر حرکت کنیم...

برای اینکه ببینیم جزئیات رعایت فاصله چگونه در دیگر کشورها یک به یک به رانندگان آموزش داده شده و چگونه اعمال قانون می‌شود مناسب است نمونه‌هایی در اینجا آورده شود.

وقتی سرویس مدرسه برای پیاده و سوار کردن دانش آموزان توقف می‌کند خودروهای پشت سر موظف به رعایت فاصله 20 متری هستند (عکس زیر از آیین نامه رانندگی یک کشور خارجی است). تخطی از این قانون حتی برای اولین بار، علاوه بر 400 دلار جریمه، تعلیق گواهینامه برای شش ماه را در پی دارد.





هنگام گردش به راست حق با عابر است و راننده باید حدود دو متر از خط عابر فاصله بگیرد. به خاطر اعمال قاطعانه این قانون است که این عابر (عکس زیر) چنین آسوده عرض خیابان را طی می‌کند. او به روبه‌رو نگاه می‌کند نه به خودرو، زیرا می‌داند سپر اتومبیل از دو متری به او نزدیکتر نخواهد شد:




حال تا اندازه‌ای معلوم می‌شود که چرا در کشور ما این مقدار تصادف رخ می‌دهد و چرا بیشترین کشته‌ها در میان عابران پیاده در ایران یا «سالمند» هستند و یا «کودک»؛ تا کسی حرکات شبه آکروباتیک بلد نباشد نمی‌تواند خود را از اتومبیلها و موتورسیکلتهایی که چفت در چفت یکدیگر و با فاصله سانتیمتری و گاهی میلیمتری از کنار عابران می‌گذرند نجات دهد.

بنابر آنچه گفته شد، نقطه شروع اصلاح رانندگی در ایران، آموزش فاصله گرفتن از یکدیگر است؛ چه فاصله خودرو از خودرو که با حرکت بین خطوط حاصل می‌شود و چه فاصله گرفتن عابر و خودرو از یکدیگر، و چه فاصله گرفتن از خودروهای امداد...

نکات در مورد کاستی‌های رانندگی در ایران بسیار است. از جمله:

▪ در کشوری که بالاترین کشته را در تصادفات می‌دهد یک کارخانه خودروسازی اجازه می‌یابد که پرفروشترین و در عین حال آسیب پذیرترین خودرو کشور را بدون کیسه هوا و ABS و لوازم ایمنی دیگر روانه بازار کند. این نشان می‌دهد که رانندگی و کشته هایش هنوز برای برخی سیاستگذاران تبدیل به یک دغدغه اساسی نشده است.

▪ نباید برخی عجولانه نحوه عجیب رانندگی در ایران را با اموری از قبیل چند برابر ظرفیت بودن تعداد خودروها یا تنگ بودن برخی معابر توجیه کنند. البته به دنبال حل این مشکلات هم باید بود اما اینها تنها می‌توانند دلیل «ترافیک» باشند، نه دلیلی برای رانندگی بی‌قانون رانندگان یا عبور بی‌قانون‌تر عابران. از این روست که نحوه رانندگی، در شهرهای کوچک هم یک معضل است.
▪ از تابلوهای ورود ممنوع و یکطرفه که بگذریم تابلوها نقشی در رانندگی شهری ندارند.

تابلوی «ایست» در ایران کاملا بی معناست و این نقش به سرعت گیرها واگذار شده است در حالی که با توجه به شرایط محیطی هر کوچه و نیز خیابان، تابلوهای حداکثر سرعت باید لااقل در ابتدای آنها نصب شود... ما با تکیه بر ذکر حداکثر سرعت شهری در آیین نامه، همه کوچه‌ها و خیابانها را به امان خدا رها کرده ایم و هر کس زورش رسیده یک سرعت گیر سیخی یا میخی و غیر آن با ارتفاع دلبخواهی در کوچه خودش قرار داده است...

▪ از چند انیمیشن که بگذریم رسانه ملی آموزش مصداقی رانندگی را مورد توجه قرار نداده است. کاش برنامه‌هایی مانند «سفر به خیر» که غالبا به کلی گویی می‌گذرند طریق صحیح و نیز خطاهای رایج رانندگی را قدم به قدم به مردم یادآور می‌شدند. گاهی چند آموزش تصویری (مانند مورد زیر) می‌تواند از دهها توصیه گفتاری در بهبود اوضاع مؤثرتر واقع شود:




با وضعی که در آن به سر می‌بریم، آموزش رانندگی آنقدر اهمیت دارد که اگر رسانه ملی هر روز برنامه‌های شش شبکه تلویزیون را همزمان قطع کرده و چند ثانیه‌ای به این آموزشها اختصاص دهد کاری عادی انجام داده است.

▪ تصور بسیاری از ما از تصادف شدید، دو ماشین له شده است و بس. شاید اگر با هشدار قبلی تصویر بانوی بارداری که با صورت خون آلود در میان آهن پاره‌ها گرفتار شده و فریاد می‌زند و یا تصویر کودکی که با کیف مدرسه به گوشه‌ای ازخیابان پرتاب شده نمایش داده شود، کمی از بلای «تعجیل برای هیچ» که در رانندگی و غیر رانندگی مانند بختک به جان ما ایرانیان افتاده، رهایی یابیم...

منبع: اینترنت


پنجشنبه 4 آذر 1389  05:10 ب.ظ



•    دیشب «تسویه حساب» را دیدم. فیلم جذابی بود.دیالوگ های خوبی داشت و متفاوت بود. بازی لادن مستوفی واقعا عالی بود و فیلمبرداری تونی زرین دست(علیرضای خودمان! به او در سینما تونی می گویند) حرف نداشت. پس از فیلم مزخرفی به نام –یک اشتباه کوچولو- تسویه حساب کمی حالم را خوب کرد و اندکی امید داد که هنوز نقطه امیدی روشن است در این وانفسای سینما. DVD اش را 2500تومان خریدم اما نفهمیدم کیفیت فیلم HD بود یا نه ! به نظرم نبود چون اگر بود حتما تبلیغ می کردند. واقعا ارزشش را داشت.پیشنهاد می کنم از دست ندهید. تهمینه میلانی دیالوگ های خوبی کار کرده و پایان تسویه حساب را هم متفاوت بسته بود.

•    برای اولین بار گزارش من از یک جلسه شورای شهر تیتر یک نشریه شد.«اینجا»  لیاقت گزارشم را نمی دانم اما خوشحال کننده آنچنانی نبود. چرا؟ چون دوست داشتم بهترین گزارشم تیتر یک باشد نه اولین گزارشم. من طنزنویس و دبیر صفحه آخر هستم و گزارش خبری اولین تجربه من بود.به هر حال سیاه مشقی بود برای آینده. ممنون از دبیر تحریریه و سردبیر که با تیتر یک کردن گزارش سنت حال دادن به اعضای تحریریه را حفظ کردند! ***حاشیه: برای این جلسه اینقدر استرس داشتم که اولا کل جلسه را با خودکار لکسیLexi تازه خریداری شده ام نوشتم(با اینکه خودکاره فوق العاده ای بود اما دستام افتاد بس که نوشتم!!) و همزمان کل اش رو ضبط کردم. هیچ کدوم از خبرنگارای دیگه اینکارو نکردن و چپ چپ منو نگاه میکردن! یا من آماتور بودم یا اونا بی خیال !***
پاسارگادنیوز را ببینید و دانلود کنید...

•    میان ترم ها شروع شده...دوباره امتحان و ریاضی2 و مقاومت و اینا !...چه گرفتاری هستیم ما ! لطفا دعا کنید

•    برخلاف خیلی ها مختارنامه را از قسمت اول تا به الان ندیده ام ! تعریف که زیاد می کنند اما خب حوصله تلویزیون دیدن را ندارم. ساختمان 85 هم اینقدر اعصاب خردکن شد که گذاشتمش کنار...

•    دیروز یکی بهم گفت امید تو مردی؟ گفتم چطور؟ گفت دیگه فیس بووک نمیای...! وبلاگتو آپ نمیکنی...ممنون از این دوستمون که زنده ماندن ما را با معیارهای مجازی سنجیده اند!

•    فارسی‌وان وحشتناک روی اعصاب من راه میره(نقاب آنالیا...همسایه ها...طلسم زیبا...کوفت....زهرمار...این خزعبلات چی‌ان ملت نگاه میکنن؟؟؟)...خدا نصیب کافر نکنه ! البته سریال های PMC و آن هم از نوع «به نام عشق» را هم اضافه کنید. توفیقی اجباری برای من که حتی شنیدن صدای این سریال ها آزارم می دهد

•    چلچراغ هم توقیف شد و 1000تومان از حجم مالی مجلات خریداری شده ما کم شد...چه کسی می داند توقیف و بیکار شدن یعنی چی؟

•    در شماره قبل نشریه پاسارگاد مطلب طنزی درباره مرحوم کردان و مراسم بزرگداشتش نوشتم که کلا خط قرمز آمد رویش...حالا میذارم اینجا که دق دلی خالی کرده باشم !...

«عنوان مراسم» هفته :

* مراسم یادبود سالگرد ارتحال علی كردان وزیر جنجالی كابینه دولت نهم با عنوان «یاد یار مهربان» در مازندران برگزار می‌شود. ستاد برگزاری یاد یار مهربان اعلام كرد: در این مراسم  14 كمیته اجرایی به صورت «خودجوش و مردمی» فعالیت می‌كنند و مهمانانی از داخل و خارج از كشور حضور دارند.
(1) ورود افراد غیر دكترا اكیدا ممنوع است!
(2) با توجه به برگزاری این مراسم و هفته كتاب كه «یار مهربان» شناخته می‌شود به مسوولین وزارت ارشاد به صورت جدی تذكر می‌دهیم هفته «كتاب، یار مهربان» را به هفته «كتاب، یار كاغذی روی‌دست مانده» تغییر نام دهند تا با این مراسم مهم هم‌نامی پیش نیاید.
(3) 14 كمیته‌ی خودجوش و مردمی! با این حساب لزوم داشتن ستاد ارتحال را توضیح بفرمایید.
(4) باور بفرمایید منظور از مهمانان خارج از كشور هم‌كلاسی‌های مرحوم كردان در دانشگاه آكسفورد نیست!
(5) اینطور نباشد که ما ارتحال کنیم، شما عشق و حال !(قال کردان;ع;)

•    منوچهر متکی وزیر امور خارجه کشورمان درباره سلاح های پیدا شده در نیجریه با دستپاچگی خاصی گفته بود که این سلاح ها قرارداد میان یک شرکت خصوصی ایرانی! و کشور نیجریه بوده است. والا خدمت انور شما عرض شود که ما در این عمر 23ساله خود برای اولین بار است می شنویم که یک شرکت خصوصی اسلحه سازی در ایران وجود دارد که البته نه اسمی دارد؛ نه مسوولی که بیاید اظهارنظر کند و از شرکتش دفاع کند و این نیجریه ها هم معلوم نیست چرا به سپاه گیر داده اند(احتمالا همش فشارهای آمریکا بوده و لاغیر!) . حالا جالب تر این است که این شرکت خصوصی که تاجرش را فرستاده بود به آنجا اینقدر ارتباطات قوی داشته که تا لو رفتن قضیه سریعا تاجر مربوطه به سفارت پناهنده شده است.البته معامله خدایی و حلال که دررفتن نمی خواهد.احتمالا این دوست تاجرمان زیاد ترسیده اند وگرنه خبری نبود! وزیر امور خارجه ما هم در راستای لو رفتن این قضیه در سه سوت خودشان را رسانده اند نیجریه که بگویند بی‌خیال و گیر نده و از این حرفها که معلوم شد این تو بمیری از اوون تو بمیری ها نبوده !... نیجریه همچنین یک عضو سفارت ایران را هم متهم به دخالت در این قضیه کرده است.این وسط اول رسانه های غربی گفتند: بله آقا ! این سلاح ها قرار بوده بره غزه ...از اینجا سردرآورده! آخرش معلوم شد که این سلاح ها که توسط یک شرکت خصوصی(!) از ایران صادر شده بود داشته میرفته گامبیا...از اوون طرف گامبیا هم کل سفارت ایران رو از کشورش شوت کرد بیرون !(گامبیا کشوری 1.5میلیون نفری است)آنهایی که خبرها را دنبال می کنند لطفا بشمارند که از اول تا آخر این قضیه دولت ایران چقدر مجبور شد آسمان را به ریسمان ببافد و چقدر هزینه کند که چی؟..... یک شرکت خصوصی دوتا کانتینر اسلحه بفروشد !

•    حتما خیلی از شما عکس های یک روستا در کهگیلویه و بویراحمد دیدید که مردمانش مجبور بودند برای رسیدن به آنطرف رودخانه از تله کابینی استفاده کنند که به مرور باعث قطع انگشتان دست انها میشد.گزارشی که فاطیما کریمی از خبرگزاری مهر آن را تهیه کرد، خیلی ها را تکان داد اما ...! ....اما خیلی ها همچنان عین خیالشان نبود. نماینده آن منطقه در مجلس(سید علی محمد بزرگواری) به صراحت گفت: رودخانه در آن منطقه عرض آنچنانی ندارد و مردم می توانند شنا کنند!  من اگر جای رییس مجلس بودم یک هیات به همراه ایشان برمیداشتم و میرفتم به منطقه مربوطه و به نماینده نامربوطش می گفتم...بدو...دربیار اوون لباسا رو...بپر تو آب ببینم چیکاره ای...روو هم حدی دارد !



•    قول میدم بیشتر بنویسم....فعلا همین


  • آخرین ویرایش:جمعه 5 آذر 1389
چهارشنبه 26 آبان 1389  01:30 ب.ظ



«دنبال نون باش كه خربزه آبِ»؛ این ضرب‌المثلی‌ست كه آدم‌های با تفكر اقتصادی به جوان‌های سنین پایین‌تر خود توصیه می‌كنند. مسائل بسیاری را هم در برمی‌گیرد. امروزه نگاه اكثر ما به كتابخوانی دقیقا عین همین ضرب‌المثل است. اگر این روزها كسی را ببینید كه كتابی در دست دارد (مثلا رمان، داستان و ...) به او چه می‌گویید؟ قطعاً تشویق كه نمی‌كنید. یا به آن شخص می‌گویید «چقدر دلت خوشه؟» یا « تو هم بیكاری ها». آری كتاب‌خوانی كه تا همین چند سال پیش نشانه سواد، شخصیت و علم محسوب می‌شد حالا به «بیكار بودن» ترجمه شده‌است. در وانفسای روزگاری كه مردمانش به 24 ساعته بودن شبانه روز و كم بودن آن اعتراض می‌كنند! پس جایی برای كتاب خواندن مثل گذشته نیست. اما چه كنیم؟ عزا بگیریم و بر سر بكوبیم؟ این را شما بگویید چون من می‌خواهم بحث را عوض كنم.

نشریات در سال‌های اخیر با وجود تمام فراز و فرودهایشان رشد خوبی داشته‌اند و می‌توان گفت این مورد هنوز به مانند كتاب به زوال نیفتاده است. شما هر هفته می‌توانید با خرید روزنامه‌‌ها و نشریات مختلف از انواع اطلاعات مختلف برخوردار شوید. اما فكر نمی‌كنید این نشریه خواندن هم سهمی در آمار پایین كتاب‌خوانی داشته باشد؟
شما را نمی‌ دانم اما من گمان می‌كنم، دارد. چون حداقل توانسته سنت كتاب‌خوانی را در نگارنده به حاشیه براند.

اما با همه این حرف‌ها، این یك عیب است یا حسن؟ نشریه‌خوانی بهتر است یا كتاب‌خوانی؟ آیا آمار مطالعه نشریات جایی در آمار سرانه‌ی كتابخوانی ایرانیان كه وزارت ارشادی‌ها هر سال از كم بودن آن خبر می‌دهند؛ دارد یا جداگانه حساب می‌شود؟ یا اصلا حساب نمی‌شود؟ شاید ندانید اما همین استان كرمان بیشترین آمار نشریه‌خوانی در بین تمام استان‌های كشور را داراست. سرتان را درد نیاورم اما به نظرم در دورانی كه كتاب و كتاب‌خوانی به ركود افتاده باید سنت نشریه‌خوانی را گسترش دهیم و آنقدر هم بر سر و روی خودمان نزنیم كه چرا این آمار پایین است. به هر حال اطلاعات یا مطالبی هست كه می‌توان آنها را از طریق همین نشریات منتقل كرد و نشریات هم بستر خوبی برای كتاب‌خوانی خواهند شد. نسل ما نسل فست‌فوود و تكنولوژی و تغییرات سریع است. نسلی كه به نظر نمی‌رسد كتاب‌های قطور در دست بگیرد و حوصله خواندن آن را داشته باشد. اما به نظرم نشریه كه به روز تر و جذاب‌تر از كتاب است می تواند این خلا اساسی مطالعه را در نسل ما جبران كند. اگر لیوان پر را نگاه كنیم؛ شاید دیگر این‌قدر نگران نباشیم. نترسیم و باب جدیدی در كشور باز كنیم.


منبع: پاسارگادنیوز/دنبال نون باش که خربزه آب


  • آخرین ویرایش:چهارشنبه 26 آبان 1389


چشمای بنیامین رنگی نشده؟!/عکس:حنانه شفیعی

موسیقی ایرانیان – امین ریزباف:
کنسرت بنیامین توسط شرکت ترانه شرقی 19، 20 و 21 آبان ماه در سالن همایشهای برج میلاد تهران برگزار شد. اگر بخواهیم آن کنسرت نیمه کاره ی بنیامین در آخرین دوره ی جشنواره فجر را که با اعتراض بسیاری از هواداران این خواننده همراه بود فاکتور بگیریم این کنسرت اولین اجرای بنیامین در تهران به حساب خواهد آمد، متاسفانه کارمندان جزء شرکت ترانه ی شرقی بدترین و قبیح ترین برخورد را با سردبیر و عکاس این مجموعه انجام دادند که شرح اصلی واقعی را به همراه گزارش مفصل موسیقی ایرانیان از این کنسرت به زودی خواهید خواند، در حال حاضر می توانید عکس های حنانه شفیعی را از این اجرا ببینید.

اینجا...



فک کنم این همون دوچرخه‌ای بود که در کاور آلبوم دوم حضور داشت





این عکس اختصاصی سعید عبداللهی در صفحه فیس‌بوکش  بود که در مجموعه عکس‌ها نیست

موسیقی ما:
کنسرت بنیامین بهادری روز‌های چهارشنبه تا جمعه در سالن همایش‌های برج میلاد تهران برگزار شد. این اجرا ها با استقبال خوب هواداران بنیامین همراه بود و با نظم خاصی برگزار شد. سری دوم عکس‌های سعید عبداللهی از این کنسرت را
این‌جا ببینید ...











موسیقی ایرانیان – شیدا ناظریان:
کنسرت سیروان خسروی 13- 14 آبان ماه با حضور میهمانانی چون محمدرضا گلزار، شهاب رمضان، حمید طالب‌زاده و روزبه نعمت‌اللهی در کرج برگزار شد، در ادامه می توانید گزارشی از این کنسرت را بخوانید.
کنسرت قرار بود ساعت 9 در تالار شهیدان نژاد فلاح کرج شروع شود اما عقربه ی ساعت بر روی 8:40 قرار گرفته بود و خبری از باز شدن درب ها نبود، صفی طولانی از مردم به همراه بوفه هایی برای فروش خوراکی با بوهایی نامطبوع همه و همه دست بدست هم داده بود تا ازدحام و شلوغی و بی نظمی و زشتی به حد اعلا برسد.
با گذر زمان و شلوغی هرچه تمام، فضای لابی سالن دیگر شبیه استادیوم شده بود. ساعت 8:45 دقیقه بود و برخی از سرپا ایستادن دچار پا درد و کمر درد شده و با این پا و اون پا کردن انتظار باز شدن در را می کشیدند، اما با این حال هنوز درها بسته بود و هرزگاهی همچنان صدای تنظیم و کوک سازها از سالن به گوش می خورد.
بالاخره ساعت 8:50 دقیقه شد و مخاطبین اجازه‌‌ی ورود به سالن را پیدا کردند، اما با این حال صف به کندی پیش می رفت، عقربه ی ساعت بر روی 9:15 دقیقه رفت اما نصفی از مردم هنوز بلیط هایشان کنترل نشده بود. بعد از ده دقیقه تقریبا همه وارد سالن شدند و بر روی صندلی هایشان نشستند. برخی هم که دوراندیش یا خوش شانس بودند تازه از راه رسیده بدون معطلی مستقر شدند.
هرزگاهی مردم با کف و هورا خواستار شروع سریع برنامه بودند اما خبری از سیروان خسروی و گروهش نبود که نبود. ساعت از 9:35 گذشت و به 9:45 رسید و در حالی که تقریبا تشویق مردم یکسره شده بود بالاخره سر و کلۀ نوازندگان بر روی صحنه پیدا شد و سیران خسروی اجرای اول خودش را در کرج با ترانۀ دوست داشتنی «تو خیال کردی بری دل من برایت تنگ می شه» آغاز کرد.
بعد از این قطعه با یک سلام و تشکر و ابراز خوشحالی مختصر از این که در شهری بجز تهران اجرا دارد سریع به ادامه برنامه پرداخت که شاید گوشه ای از این همه تأخیر جبران شود، البته بماند که در این گیر و دار برای دقایقی لیست آهنگ هایش هم گم شده بود.
او در ادامه، قطعاتی از آلبوم اول و دومش را اجرا کرد، مردم در حین اجرای قطعات خیلی عالی با خواننده محبوبشان همخوانی و همراهی می کردند که تا حدی زشتی بی نظمی های قبل از شروع برنامه با  اجرای زیبا و خوب گروه موسیقی در ذهن مردم از بین رفت.
متاسفانه در اکثر آهنگ ها صدای خواننده کمتر از صدای سازها به گوش می رسید و این برای هواداران خسروی خیلی خوشایند نبود.

در ادامه ی برنامه لیست ترانه های مفقودی پیدا شد و سیروان هم از احسان حاجیان مدیر نامه‌ی خود تشکر ویژه کرد. «بهترین ترانه در آلبوم اول کدام است؟» سوالی بود که سیروان خسروی از مردم کرد و در نهایت ترانۀ «باران» از آلبوم اول انتخاب و اجرا شد اما همچنان صدای سیروان در بین صدای موسیقی کمتر از حد معمول بود.
او بعد از این قطعه تشکر ویژه ای از شرکتهای سپهر مهرماه – نوای نی لبک شرقی و حراست ارشاد کرج و تهران کرد و در ادامه به اجرای ترانۀ ملایم و دل نشین «دلم گرفته بازم یاد روزهای گذشته دارم می افتم» پرداخت.
او در ادامه بعد از اجرای چند قطعه ی دیگر از میهمانان برنامه چون شهاب رمضان، حمید طالب زاده و نوازندگان گروه چون آرش مقدم (درامز)، آرش سعیدی (گیتار باس)، رضا تاجبخش (پیانو)، امیر میلاد نیک زاد (کی بورد)، امید حاجیلی (ترمپت و پرکاشن) و مسعود همایونی (گیتار الکتریک) تشکر کرد.
از نکات جالب این کنسرت می توان به یک پیام بازرگانی اشاره کرد که چند دقیقه یک بار مثل زیر نویس بر روی صحنه رفت و آمد می کرد، ظاهرا ً ایشان با آن کت و شلوار آراسته مسئول حراست و کنترل سالن بودند.
یکی از آهنگ هایی که جو جالبی بر سالن حاکم کرد آهنگ «دلتو یکی یکی شکسته شد» بود که بسیاری موبایل هایشان را در آن آهنگ روشن و سیروان را با همخوانی‌شان همراه کردند، سیروان هم بعد از اتمام آهنگ به مردم ابراز علاقه و شادی کرد.

در ادامه سیروان از اجرای رضا تاجبخش 26 و 27 آبان در تالار وحدت در گروه ایجاز خبر داد و با ذکر اینکه به هر دو اجرا خواهد رفت خرید بلیط این کنسرت را به مردم توصیه کرد.
در ادامه مردم اجرای ترانه‌ی «تو مریضی» را درخواست کردند اما سیروان خسروی با جدیت گفت: «متأسفم نمی توانم بخوانم»، او بعد از این جمله «باورش سخته که امروز بین ما محبتی نسبت» را اجرا نمود. بعد از این قطعه سیروان خبر از کنسرتش در تهران با حضور احتمالی شهاب رمضان در 29 و 30 آبان داد و با همراهی میلاد درخشانی و امید حاجیلی «خسته شدم از دست دنیا، خسته ام من از رنگ تکرار» را خواند و کنسرت را با اجرای «تو خیال کردی بری» آهنگ و ترانۀ محبوب خود به پایان رساند.


  • تعداد کل صفحات :84  
  • ...  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • ...