سه شنبه 14 اردیبهشت 1389  12:48 ق.ظ

تکذیب حضور بنیامین و رجب پور در شبکه تلویزیونی طپش
محسن رجب پور: هیچ مصاحبه‌ای با شبکه های لس‌آنجلسی نداشتیم



موسیقی ایرانیان: محسن رجب‌پور طی توضیحاتی در خصوص کنسرت بنیامین، مصاحبه خود با شبکه لس آنجلسی را تکذیب کرد. به دنبال اجرای بنیامین بهادری در لس‌آنجلس، برخی رسانه‌ها اقدام به انتشار اخباری مبنی بر حضور این خواننده به همراه محسن رجب‌پور در یک برنامه تلویزیونی لس آنجلسی کردند؛ پس از انتشار این اخبار رجب‌پور که در حال حاضر به همراه گروهش در آمریکا به سر می‌برد، گفت: خلاف انتشار برخی اخبار در سایت‌های داخلی و هجمه‌ای که طی این مدت در آمریکا بر ما وارده شده، ‌نه من و نه بنیامین هیچ مصاحبه‌ای با تلویزیون‌های لس‌آنجلسی نداشته‌ایم و این تصاویر پخش شده به صورت مونتاژ از روی اینترنت گرفته شده است.

* دوربین‌های فیلمبرداری از شبکه‌های مختلف در فرودگاه به سمت ما آمدند

وی ادامه داد: ساعت‌ها قبل از ورود ما به فرودگاه 10 دوربین فیلمبرداری از شبکه‌های مختلف بدون هیچ دعوتی از سفر ما به آن کشور فیلم گرفتند و یکی از این شبکه‌ها با استفاده از یکی از این فیلم‌ها مدعی حضور ما در استودیو شده، این در حالی است که ما اصلا مجری این شبکه تلویزیونی را نمی‌شناسیم.

* علی‌رغم تبلیغات، ایرانی‌ها صندلی‌های سالن را پر کرده بودند

رجب‌پور با اشاره به اینکه این کنسرت اولین اجرای یک خواننده ردیف اول پاپ ایران در لس‌آنجلس است، افزود: طی یک ماه گذشته شایعات زیادی مبنی بر اینکه دولت ایران اجازه نمی‌دهد هنرمندان‌شان برای اجرا به خارج از کشور بیایند،عنوان شده بود و این در حالی است که در عین ناباوری، ایرانی‌های مقیم آمریکا و نیز مخاطبان آن کشور تمامی صندلی‌های سالن را که یکی از خوش نام‌ترین سالن‌های لس آنجلس است، پر کرده بودند و مردم ایران علی‌رغم صحبت‌های مطرح شده علیه ایران، به دیدن کنسرت آمده بودند.
رجب‌پور گفت: فلان مجری برنامه لس آنجلسی عنوان کرده که ما به درخواست بنیامین و رجب‌پور با این افراد گفت‌وگو کرده‌ایم در حالی که اصلا چنین چیزی نبوده و همه شبکه‌ها با حضور در فرودگاه ما را غافلگیر کردند و ما اصلا از این مسئله مطلع نبودیم.

* پلیس آمریکا جلوی اغتشاشگران را گرفت

مدیر برگزاری کنسرت بنیامین در خصوص جوسازی‌های افراد سودجو علیه ایران گفت: از مدت‌ها قبل اعلام کرده بودند هنرمندان این کنسرت ایرانی هستند و هیچ کس به دیدن آن نرود. همچنین برای بر هم زدن این برنامه برخی افراد مقابل درب ورودی اقدام به آتش زدن روسری کردند که این اقدام با حضور پلیس و پی‌گیری‌های ما پایان یافت.
رجب‌پور در خاتمه خاطر نشان کرد: برای ما جای تعجب است که هم در ایران و هم در خارج مورد هجمه قرار می‌گیریم به طوری که رسانه‌های داخلی نیز اقدام به انتشار چنین اخبار کذبی می‌کنند.



سه شنبه 14 اردیبهشت 1389  12:45 ق.ظ

گفت‌و‌گوی اختصاصی سایت «موسیقی ما» با بنیامین بهادری - بخش اول
بنیامین: هیچ وقت و هیچ کجا فالش نخوانده‌ام





موسیقی ما -  مهدی عزیزی، خسرو خسروپرویز: اولین اجرا‌های زنده در ایران دلیل خوبی بود برای گفت‌و‌گو با بنیامین بهادری که در حال حاضر بی‌شک یکی از محبوب‌ترین چهره‌های موسیقی پاپ ایران است. به همین منظورهفته گذشته در دفتر شرکت ترانه شرقی مهمان بنیامین بهادری شدیم تا گپی درباره حس‌و‌حال و فعالیت‌های این روز‌های وی بزنیم. ماحصل این گپ‌و‌گفت را در دو بخش می‌خوانید که بخش اول بیشتر به آلبوم جدید و وضعیت موسیقی پاپ ایران در سال گذشته اختصاص دارد و بخش دوم درباره کنسرت‌ها و به خصوص اولین اجرای زنده بنیامین در ایران است. از این گفت و گو یک فایل صوتی هم به زودی در سایت منتشر می‌شود...

×××





از آلبوم جدیدت شروع کنیم؛ شنیدم به شدت مشغول کار روی آلبوم جدید هستی.
بله، من هر روز روی آلبوم بعدی كار می‌كنم حتی وقتی در خانه یا پای سازهم نباشم، به شدت مشغول كار  روی آلبوم هستم و به نتایج خوبی هم دست پیدا كردیم ولی هنوز زمان قطعی انتشار آن مشخص نیست.

این بار چه کسی آهنگ‌های بنیامین را تنظیم می‌کند؟
هنوز نمی‌خواهم لو بدهم.

کلا نقش تنظیم‌كننده در جنس موسیقی تو چیست؟
هر كس به اندازه خودش نقش دارد من هیچ وقت جای كس دیگری را نمی‌گیرم و هیچ‌كس هم جای من را نمی‌گیرد ما به هم خیلی كمك می‌كنیم تنظیم‌كننده به اندازه اسمی كه می‌شنوید در كار من سهیم و تاثیر‌گذار است.

در آلبوم‌های قبلی با پیام شمس و نیما وارسته کار کردی به نظر خودت کار کدام بهتر بود؟
هر كدامشان به نوبه خودشان بی‌نظیر هستند. با اینكه هر یك فضای كاری كاملا متفاوتی دارند ولی من اصولا با پیام راحت‌تر بودم، نیما پسر خوب و با استعدادی‌ است و تقریبا می‌توانم بگویم كه در كار خودش نابغه است.

از سبک موسیقی بنیامین تقلید زیاد شده اصولا این تقلید را قبول داری؟ سوال قبلی‌ام راجع به نقش تنظیم‌کننده در ترانه‌های بنیامین بیشتر به این موضوع بر‌می‌گشت.

برای یك هنرمند بهترین چیز آن است كه مقلد‌های زیادی داشته باشد البته من این مسئله را تایید نمی‌كنم ولی اساسا لازمه اینكه شما یك هنرمند خوب و حرفه‌ای به حساب بیایید این است که دارای مقلد باشید. البته این فقط باید در چارچوب کارآماتوری اتفاق بیفتد، همه ما در دوره آماتوری به نوبه خود تقلید كردیم ولی اگر این تقلید به شكلی باشد كه مردم بفهمند و منتشر شود دیگر تقلید نیست بلكه نوعی دزدی به حساب می‌آید بنابراین تقلید نباید به مرحله انتشار برسد.

این نظر را قبول داری که بنیامین به هر حال سبک خاصی برای خودش دارد چه به لحاظ موسیقی و ترانه که خیلی با هم مچ‌شده و این متر‌و‌معیار سبک بنیامینی است؟

نه واقعا به نظرم این طور نباید دید. کار باید اورجینال باشد تا خوب و ماندگار شود. من با هر تنظیم‌کننده‌ای کار کنم من بنیامینم و آن تنظیم‌کننده هم خودش است و باید کار جدید و اورجینالی تولید شود. نیما و پیام در کارهای‌شان با من تاکید می‌کنم با من اورجینال بودند و فرید احمدی که سوپر‌اورجیتال است.

نیما و پیام در دیگران کارهای‌شان هم اورجینال بودند؟

این را بگذاریم برای قضاوت مردم. چون من خیلی هم به کارهای جدید بچه‌ها گوش نکردم. بهتره من قضاوت نکنم و این را بر عهده مخاطب‌ها بگذاریم.

یکی از معضلات موسیقی ما نبودن یک سیستم ارزیابی کارشناسی و امتیازدهی به محصولات و تولیدات موسیقی ماست. انتخاب یا عیارسنجی در موسیقی نداریم.

موسیقی پاپ نیاز به این چیزها ندارد. این چیزهای بیشتر به موسیقی کلاسیک یا کلا بحث آکادمیک موسیقی‌ست.

ولی مثلا در انتخاب‌های جوایز «گرمی» بخش پاپ هم وجود دارد.

«گرمی» را می‌دهند به کسی که هیات داوران در آن سال بهتر دانسته ولی در موسیقی پاپ همیشه جایزه را به کسی می‌دهند که بیشتر از همه دیده شده و تیراژ و فروش آلبوم‌اش بیشتر بوده است. این آلبوم در موسیقی پاپ از همه بهتر بوده.

حکما این طوری نیست.

چرا حکما این‌طوری است. وقتی می خواهند بگویند بهترین خواننده یا گروه آمریکایی کدام است می‌گویند فلان گروه چون این هفته مثلا چهلمین هفته است که در صدر تاپ موزیک است. مردم زنگ می‌زنند یا مثل شما سایت شما امتیاز می‌دهند. این راهی که شما درسایت دارید به آنجاها هم می‌رسد که مطمئن بگوییم مثلا به باکس آلبوم های برتر سایت موسیقی ما می‌شود برای ارزیابی استناد کرد.

پس یعنی به نظر تو در موسیقی پاپ ما هر خواننده‌ای که طرفداران بیشتری داشته باشد لزوما خواننده بهتری است؟

در موسیقی پاپ بله.

حتی اگر کار تقلیدی باشد؟ مثلا اگر از خود تو تقلید کند وموسیقی ضعیفی داشته باشد ولی کارش بیشتر از تو بفروشد بازهمین عقیده را داری؟

بله اگر از من پرفروش‌تر شود و موفقتر باشد حتما بهتر بوده. موسیقی پاپ همین است. اگر تو یک سی‌دی خام فقط سکوت، اسم آلبوم روش بزنید و در بازار منتشر کنید و این آلبوم پرفروش بشه، تو خواننده موفقی هستی. پاپ تعریف‌‌اش همین است.

برخی از كارشناسان موسیقی تو را متهم به فالش خواندن می‌كنند نظرت خودت چیست؟ اصلا با این تعریفی که از موسیقی پاپ و موفقیت یک خواننده داری این موضوع برای تو اهمیت دارد؟

اوه .. اصلا و به هیچ‌وجه در موسیقی بنیامین فالشی پیدا نمی‌كنید .هیچ وقت... شاید ذهنیت‌ها فالش باشد. هیچ وقت وهیچ کجا فالش نیستم. اگر کارشناسی هست که معتقد است من فالش می‌خوانم باید بیاید سر میز به من اثبات کند که من کجا فالش می‌خوانم ... نه نه اصلا امکان ندارد. 

کلا این موضوع برای تو اهمیت دارد؟ چون خیلی از خواننده‌های پاپ معتقدند که حتی اگر فالش هم بخوانند ولی چون همه دوست دارند و مخاطبانشان راضی‌اند کارشان درست است.

بله، من هم با آنها موافقم اما وقتی اسم کارشناس وسط می‌آید قضیه فرق می‌کند باید بیایند و اثبات کنند. من از همه آهنگ‌هایم دفاع می‌کنم چون این قطعات دیگر مال منِ تنها نیست. مال من و همه آن‌هایی است که شنیده‌اند و خوششان آمده . دفاع کردن در بحث کارشناسی یک کار درست است که اگر واقعا کسی ادعای مستندی دارد من حاضرم هر جایی درباره‌اش توضیح بدهم. ولی من مدعی‌ام که اصلا چنین قضیه‌ای وجود ندارد.

ما یک دوره نسبتا خوب داشتیم که اولین آلبوم‌های نسل جدید‌تر موسیقی پاپ به بازار آمد و خیلی مورد استقبال قرار گرفت اما سال گذشته آلبوم‌های دوم این خواننده‌ها خیلی موفق نبود، به نظرت چرا اكثر آلبوم‌های دوم دچار افت شد؟

نه قبول ندارم! به نظر من ساختار این آلبوم‌ها حرفه‌ای بود.

اما منظور من میزان استقبال مردمی همان تعریفی که خودت از موسیقی پاپ و معیار ارزیابی‌اش گفتی بود.

بله، اما میزان استقبال به شرایط مختلفی بستگی دارد از جمله رقابت كاذبی که شکل گرفته. كاری به استقبال عمومی و مردمی ندارم. تولید آلبوم‌ها در طول این چند سال اخیر به شكل كاملا حرفه‌ای درآمده است و اكثر هنرمندان در طول سال‌های اخیر به خلاقیت‌های حرفه‌ای دست زدند كه قبلا اصلا این مسئله وجود خارجی نداشت.

پس نظر مساعدی نسبت به آلبوم های سال گذشته داری؟

من آلبوم‌ها را گوش دادم احساس می‌کنم که اتفاقا برخلاف نظر خیلی‌ها شاید استقبال مردم کمتر بوده اما خود تولید‌ها حرفه‌ای‌تر شده است. و این جای تبریک دارد به دوستان. 

ولی من فکر می‌کنم شاید به لحاظ کیفیت بالاتر بوده اما دیگه حس و خلاقیت قبل را نداشتند.

ببین شرایط مختلفی روی خلاقیت و شناخت مخاطب تاثیر می‌گذارد. مخاطب ما مدام تغییر ذائقه می‌دهد و شما اینجا یک زمان چند ماهه دارید تا انتشار. هرچه این زمان کوتاه‌تر شود می‌توانیم این بهانه را از هنرمندان بگیریم. من نمی‌گم این زمان را برداریم. اما باید کارشناسی شود. ما در زمینه شناخت هنر خیلی توسعه یافته‌ایم. مردم ما این قضیه را خوب درک می‌کنند. به خاطر پیشینه فرهنگی که داشتیم مردم ما ذائقه خوبی در این زمینه دارند. ولی متاسفانه یا خوشبختانه در این سال‌ها ورودی‌های زیادی در حوزه موسیقی به خصوص پاپ داشتیم. هر روز یک mp3 جدید تولید می‌شود. مردم یک مقداری گیج شدند. مثل همین اتفاقی که برای آلبوم من افتاد. یک دفعه با 17 قطعه در یک آلبوم رو‌به‌رو شدند. طرف گیج می‌شه چی شد؟! شاید یکی از خطا‌های من در آلبومم این بود که تعددا قطعات زیاد بود.یک نفر ممکن است آلبوم را گوش کند و از اول برسد به آخر و در انتها فکر کند خوب چی شد؟ چون نفهمیده چه اتفاقی افتاده.

این برای یک آلبوم پاپ خیلی بده.

آره اینو من به عنوان یک خطا و اشتباه در آلبوم 88 گفتم. این خطا بود که تعداد قطعات در آلبوم زیاد بود. دست مخاطبم را نخوانده بودم که هر روز با این حجم قطعات و ترانه‌ها مواجه می‌شود.

چرا سینگل منتشر نمی‌کنی؟

این کار رو می‌کنم و همین قبل از عید قطعه «بوی عیدی» را منتشر کردم.

این کار حرفه‌ای است که کمتر در ایران شاهدش هستیم

بله ولی باید سینگل خوب ارائه بشه که مردم کاملا متوجه بشن که این کار اثر کیه و کاملا با شناسنامه باشد. شاید سایت شما بتونه در آینده این کار را انجام بده.

... ادامه دارد


سه شنبه 14 اردیبهشت 1389  12:35 ق.ظ


 تمام تلاشم را می کنم تا تیرماه آلبومم آماده شود،
بنیامین ملودی های خوبی می سازد، سال 79 با هم ملودی های کودکانه می ساختیم



موسیقی ایرانیان – امین موسوی: “اثر هنری واقعی” یک تعریفی دارد و “یک قطعه موسیقی خوب” هم یک تعریفی دیگر، ممکن است یک آهنگ خوب باشد ولی جزو آثار هنری محسوب نشود، بطور مثال ممکن است آهنگ پاپی بین مردم گل کند و آهنگی خوب شناخته شود ولی نتوان آنرا یک اثر هنری دانست بلکه آن آهنگ را فقط یک وسیله ی موفق در سرگرم کردن مردم دانست، چند وقت پیش خواندم حسین علیزاده استاد موسیقی ردیفی در جایی گفته بود که موسیقی پاپ فقط مخصوص سرگرمی است. درست است که بسیاری از البوم های پاپ سطح پایین هستند و یا فقط جنبه ی سرگرمی دارند ولی به هیچ عنوان نمی توان گفت که همه ی آثار موسیقی پاپ آثاری غیر هنری هستند و فقط جنبه ی سرگرمی دارند، با توجه به تعریفی که نگارنده از هنر و هنرمند در مقاله ای در سایت موسیقی ایرانیان تحت عنوان “تعریف واقعی هنرمند” کرده است، تعریف یک اثر هنری، فارغ از سبک و استایل خاصی است که هر قطعه ای که معیارهای یک اثر هنری را داشته باشد جزو تعریف ما محسوب می شود. ممکن است یک هنرمند آماتور، قطعه ای را که از اعماق روحش برخاسته با بضاعت موسیقایی محدودش خلق کند، مطمئنا این قطعه فارغ از سبکش از آهنگ بی احساس وخنثی ای است که توسط یک استاد بزرگ موسیقی تولید شده، اثری هنری تر و ماندگار تر است، هر چند که شاید دارای بار فنی پایین تری باشد، بر همین اساس هم نمی توان گفت که موسیقی پاپ فقط جنبه ی سرگرمی یا تفریح دارد که چه بسا بسیار آثار ماندگاری در این حوزه تهیه شده است که سال های سال، روح و دل مخاطبان این سبک را سرگرم خود کرده است.

با توجه به تعریف ذکر شده و صحبت هایی که شد، یک اثر هنری ریشه در اعماق روح انسان دارد ولی یک آهنگ سرگرم کننده فقط لذتی زودگذر برای انسان به ارمغان می اورد، بر همین اساس به نظر(شاید شخصی) نگارنده آهنگ های پنجم و آهنگ آخری آلبوم «عشق من باش» با تعریف یک اثر هنری واقعی همسویی بیشتری دارند که آهنگ های دیگر این آلبوم بیشتر به نظر برای جلب و جذب سلیقه ی مخاطب ساخته شده که ای کاش او در آلبوم بعدیش بیشتر از آنکه به استقبال مخاطب فکر کند به ماندگاری و هنری بودن کارهایش بیندیشد.

از این بحث که بگذریم می رسیم به سر اصل مطلب. واقعیت این است که در نظرسنجی های مختلف بهنام صفوی به عنوان پدیده ی اول موسیقی پاپ در سال اخیر مطرح شد، به همین بهانه به سراغ او رفتیم و مصاحبه خبری و گفتگویی تحلیلی را با او ترتیب دادیم.

در بخش اول، مصاحبه ی خبری با او را می توانید بخوانید که صحبت هایی را در مورد فعالیت های موسیقیش انجام داده است و در بخش بعدی که بعدا بر روی سایت قرار خواهد گرفت، قسمت اول گفتگوی تحلیلی که شامل بحث هایی در مورد “علل موفقیت یک آلبوم در جامعه”، “فرآیند تولید ملودی، ترانه و یک آلبوم”،”علل ضعف موسیقی مجاز کشور نسبت به موسیقی های زیر زمینی” و غیره است را می توانید مطالعه کنید.

از آلبوم «بگو دوستم داری» شروع کنیم، چریان این آلبوم چه بود؟

این آلبوم کاری بود که بصورت گروهی انجام شد و با خواننده بصورت فیت (دو صدایی) خوانده شد و اولین تجربه خوانندگی من بود که حدود هفتاد درصدش را شخص دیگری به نام آقای نقابت خوانده بود و سیاست گذاری های آن را هم نود و پنج درصد تهیه کننده اش انجام داده بود و من خودم آنرا هیچ وقت به عنوان آلبوم رسمی ام نمی دانم، چون من خودم که تمام و کمال آنرا نخواندم و کلا هم زیاد در کار دستی نداشتم.
قبل از آن آلبوم، آلبوم دیگری نداشتی؟

چرا اولین آلبوم من آلبوم بی کلام استرومنتال «تمام رویاهای من» بوده و هیچ کسی هم از این موضوع خبر ندارد. این آلبوم را من در زمان دانشجویی با سینتی سایزر کار کرده بودم، منتها در تعداد بسیار محدودی این کار را منتشر کردم و آن زمان بیشتر از روی علاقه این آلبوم را تولید کردم که قطعا هم این کار را من در آینده ادیت کرده و با تنظیم جدید دوباره منتشر خواهم کرد.

از خوانندگی در «بگو دوستم داری» پشیمان نیستی؟

چرا اتفاقا پشیمانم که آن را کار کردم، برای اینکه همیشه به سابقه ی کار هنرمند توجه می شود و این موضوع خیلی مهم است، آن موقع من نباید این حرکت را انجام می دادم حتی به صورت فیت (دو صدایی)، شاید چون تجربه لازم را نداشتم دست به این اشتباه زدم.


مثل اینکه در مجموعه های رنگین کمان هم نقش آهنگسازی داشته ای، کمی در این مورد توضیح بده.

بله، من در سال 79 با بنیامین با هم کار می کردیم، آن زمان هنوز بنیامین آلبومی بیرون نداده بود، ما آن زمان برای «عروسک چیه و چرا» که از شبکه تهران پخش می شد ملودی های کودکانه می ساختیم.

اتفاقا موسیقی های کودکانه ی آن دوره بیشتر از موسیقی های این چند ساله مطرح شد، مثلا من یادم است که آن زمان حتی جوانان هم «آهویی دارم خوشگله» را در کوه می خواندند و این موضوع نشان دهنده ی این است که ملودی های خوب کودکانه می تواند بر روی بزرگترها هم تاثیر گذارد.

همانطور که می گویند نوع تدریس در دوره ی ابتدایی خیلی مهم است به نظر من موسیقی کودکانه ی خوب برای بچه ها می تواند خوراکی باشد برای اینکه گوششان را آماده کند و بزرگتر که شدند موسیقی خوب بشنوند. من خودم هم کار کودک را خیلی دوست دارم و همین الان هم در حال کار کردن بر روی دو پروژه هستم و همیشه هم من کار کودک کرده ام، مثلا پارسال “عروسک چشم عسلی” را من کار کردم، “رنگین کمان 3و 4 ” با من بود، فاطیما هم که مجری بود و با عمو پورنگ در تلویزیون برنامه اجرا می کرد و چند تا هم فیلم و سریال بازی می کرد، یکی از کارهای مرا خوانده بود.

اتفاقا کسی که بتواند در موسیقی کودک ملودی خوب بسازد عمدتا در موسیقی بزرگسالان هم موفق می شود؟ قبول داری اینها به هم ربط دارد؟

بله ربط دارد، مثلا ملودی خود آهنگ «آهویی دارم خوشگله» برای بنیامین بود که به نظر من او یکی از ملودی سازهای خوب کشورمان است، کلا شما فکر نکنید الزاما ملودی هایی که برای موسیقی پاپ ساخته  می شود ربطی به موسیقی کودک ندارد، اتفاقا ربط زیادی هم دارد و اصولا بسیاری از ملودی هایی موفق است که ریشه ی کودکانه هم داشته باشد.


بعضی سایت ها شایعه کرده بودند که آلبومت مجوز ندارد، قضیه ی آن چه بود؟ راستی قبلا کلیپ هایتان در ماهواره پخش می شد، آیا مشکلی برای مجوز پیش نیامد؟

ببین جریان اینطور بود که من همان سال 86 که استارت مجوز آلبوم را زدم مجوز آلبوم را تا به اینجا رساندم که حراست گفت باید پخش کلیپ کاملا قطع شود و در آن مقطع هم این کار انجام شد. البته من روابط خیلی نزدیک و زیادی با حراست داشتم و حسن نیت خودم را اینطور ثابت کردم که هیچ کلیپ دومی را کار نکردم. در آن زمان آلبوم تمام مراحل و شعر و مجوز را گرفت و حتی شماره ی ملی کتابخانه را اخذ کرد، منتها یک عده ای بودند که کارشکنی می کردند، اشخاصی بودند که بیرون از این مجموعه بودند و مرتب نامه می دادند و زیرآب زنی می کردند که حتی بعد از انتشار آلبوم ها این شایعات را آنها به راه انداختند. بهتر، به نظر من این قضیه اتفاق بدی نبود چه بسا که اتفاق خوبی بود.

پس آن شایعه توسط یک عده که کینه یا دشمنی با تو داشتند بوجود آمد؟

نه من که به شخصه با هیچ کسی مشکل ندارم ولی آنها بخاطر مسائل مادی این کار را کردند و سعی کردند برای مجوزم مشکل ایجاد کنند.

تو که می خواستی مجوز بگیری چرا به شبکه  های خارجی کلیپ دادی؟

جریان این بود که سال 85 من کلیپم را به قصد ماهواره تولید کردم ولی درآن زمان من نمی دانستم چنین قانونی هست، یعنی بهتر است بگویم اطلاعات کمی از این قضیه داشتم، آن موقع اصلا کسی به PMC  کلیپ نمی داد، شاید من آن زمان (سه سال پیش) جزو ده نفر اولی بودم که به آنها کلیپ دادم. ولی بعدش که فهمیدیم این کار غیر قانونی و ممنوع است دیگر تلاش کردم هیچ کلیپی از من پخش نشود ولی خب خیلی شبکه ها اذیت می کنند و وقتی کلیپ دست آنها می افتد، نمی شود کاری کرد، وقتی طرف خارج از کشور است دیگر دستت به آنها نمی رسد، حتی من از آنها هم شکایت کرده ام ولی شکایت در ایران برای شخصی است که در ایران باشد و بتوانی پیدایش کنی، این آقایی که آلمان زندگی می کند من نمی توانم پیدایش کنم، حتی اگر به سایت شبکه ی تلویزیونی اش هم مراجعه کنی هیچ نام و نشانی از خودشان در سایت نیست که ما بتوانیم پیدایشان کنیم.


چرا در جشنواره امسال شرکت نکردی؟

راستش در دقیقه ی نود به من خبر جشنواره را دادند که من هم چون هنوز کنسرت رسمی اجرا نکرده بودم برایم مهم بود که اولین اجرایم چه کیفیتی داشته باشد، در جشنواره هم من تا دقیقه آخر در جدول روز هفتم اسفند اسمم بود، ولی از آنجایی که من دوست داشتم کنسرت را عقب تر بندازم تا تمریناتم را بیشتر کنم و آن چیزی را که ایده آل من است را بر روی استیج ببرم، خب برنامه ام با زمان بندی های ارشاد جور در نیامد.
برای اولین کنسرتت هم می توانی در چند شهر کوچک هم ابتدا آزمایشی کنسرت برگزار کنی و بعد از اینکه تجربه ات بیشتر شد در تهران کنسرت بگذاری، دقیقا مثل یگانه که او هم اول در شهرهای خیلی کوچک کنسرت می گذاشت.
حالا این شخصی است ولی نظر شخصی من این است که از تهران شروع کنم.

راستی چه موقعی کنسرتت را برگزار خواهی کرد؟

احتمال زیاد بعد از آلبوم، کنسرت هایم را شروع می کنم.

خب آلبوم بعدیت کی منتشر می شود؟

من تمام تلاشم را می کنم که تا تیرماه آلبومم آماده شود، اما حاضر بودن آلبوم از جانب من یک بخش است، مراحل مجوز بخش دیگر، باید ببینیم مجوز آلبوم را کی می توانیم بگیریم.

برنامه یا پیشنهادی برای موسیقی فیلم نداری؟

چرا دارم ولی الان هنوز تصمیم جدی راجع به این قضیه نگرفتم، برای بازیگری فیلم هم تا الان سه، چهار پیشنهاد داشتم ولی دقیقا مشکل در اینجا بوده که هیچ کدام از این فیلم ها کارگردان معروفی نداشتند.

لازم به ذکر مجدد است که علاوه بر این مصاحبه، گفتگویی تحلیلی با بهنام صفوی انجام شده که برای مشاهده آن می توانید شماره ی هفت مجله را دانلود کنید.






منبع: مجله موسیقی ایرانیان


  • آخرین ویرایش:سه شنبه 14 اردیبهشت 1389




موسیقی ایرانیان – ابراهیم مولائی: هفتمین شماره ماهنامه موسیقی ایرانیان یکشنبه پنجم اردیبهشت ماه به صورت رایگان و اینترنتی منتشر شد، این شماره شامل مصاحبه های اختصاصی با کیوان ساکت آهنگساز و نوازنده صاحب سبک تار و سه تار، بهنام صفوی خواننده ی پاپ و صدرالدین حسین خانی مدیر شرکت ایران گام است.
همچنین در این شماره، اخباری از رویدادهای موسیقایی فروردین و گزارش های تصویری کاملی از کنسرت های همایون شجریان، گروه آوازی، فرشاد جمالی، احسان خواجه امیری، رضا صادقی، بنیامین، گروه آریان و محسن یگانه در طی یک ماه اخیر گنجانده شده است.
از دیگر مطالب این شماره می توان به بخش سوم میزگرد ترانه سرایان، مقالاتی در حوزه ی موسیقی های محلی خراسانی، آذربایجانی و سبک های دیگر موسیقی اشاره کرد.
قابل ذکر است که در مصاحبه با ساکت بحث هایی در مورد “تصویرسازی در موسیقی”، “غیر واقعی بودن فیلم سنتوری مهرجویی”، “علل ضعف موسیقی ایرانی در سال های اخیر” و موارد دیگری شده است.
گفتنیست به جز مصاحبه ی خبری با بهنام صفوی که در مورد فعالیت های موسیقایی او اطلاعات تازه تری داده شده، گفتگوی تحلیلی دیگری هم با او در مورد بحث هایی مانند “علل موفقیت یک آلبوم در جامعه”، “فرآیند تولید ملودی، ترانه و یک آلبوم”،”علل ضعف موسیقی مجاز کشور نسبت به موسیقی های زیر زمینی” و غیره شده است.

از شما عزیزان تقاضا داریم برای لذت بردن از ماهنامه حتما با کیفیت بالا دانلود کنید .


برای مشاهده مجله  که به فرمت PDF می باشد به نرم افزار Adobe Acrobat Reader نیاز است.


برای خارج کردن فایل ها از حالت فشرده به نرم افزار WinRAR نیاز است.


جمعه 3 اردیبهشت 1389  12:46 ب.ظ



شب گذشته گلشیفته فرهانی در برنامه اکران بی بی سی حاضر شد و حرف های جدیدتری از رفتنش در ایران و هالیوود بر زبان آورد که شاید خیلی وقت پیش باید شنیده میشد.او از سکوتش گفت و از جفاهایی که به حق او وارد شده بود.

در متن قبلی ام درباره گلشیفته با عنوان "او خودش را گم کرد" تحلیل هایی نوشته بودم که حالا با حرف های گلشیفته دیگر خیلی از آن واژه ها را  قبول ندارم.

آرزوی موفقیت برای این بازیگر جوان و سابق! سینمای ایران





حمیده خیرآبادی ملقب به نادره، بازیگر سرشناس سینما، تئاتر و تلویزیون ایران شامگاه دوشنبه 30 فروردین در 86 سالگی دار فانی را وداع گفت.

به گزارش خبرآنلاین، مرحوم حمیده خیرآبادی سال 1303 در رشت به دنیا آمد و تحصیلات خود را تا مقطع دیپلم ادامه داد.

او فعالیت در تئاتر را از سال 1326 آغاز کرد و سال 1332 با بازی در فیلم «میهن‌پرست» به کارگردانی غلامحسین نقشینه وارد دنیای سینما شد.

مرحوم خیرآبادی در حدود شش دهه فعالیت سینمایی در بیش از 150 فیلم سینمایی نقش‌آفرینی کرد و سه بار نامزد دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل از جشنواره فیلم فجر شد.

از جمله مجموعه‌های تلویزیونی زنده‌یاد خیرآبادی می‌توان به «پدرسالار»، «تلخ‌ و شیرین»، «خانه سبز»، «همه فرزندان من» و «پدر خوانده» اشاره کرد.

 «الماس 33» داریوش مهرجویی، «دختر شاه پریان» شاپور قریب، «شب فرشتگان» فریدون گله، «حسن کچل» علی حاتمی، «رضا موتوری» مسعود کیمیایی، «اجاره‌نشین‌ها» داریوش مهرجویی، «خانه ابری» اکبر خواجوی، «ریحانه» علیرضا رئیسیان، «مادر» علی حاتمی، «شب بیست‌ و نهم» حمید رخشانی، «بچه‌ها طلاق» تهمینه میلانی، «بانو» داریوش مهرجویی، «جیب‌برها به بهشت نمی‌روند» ابوالحسن داودی، «هنرپیشه» محسن مخملباف و «بازیگر» محمدعلی سجادی از فیلم‌های اوست.

آخرین فیلم مرحوم خیرآبادی «سرود تولد» تولید سال 1383 بود. مراسم تدفین زنده‌یاد خیرآبادی صبح امروز سه‌شنبه به طور خصوصی در بهشت زهرا برگزار شد.

وبلاگ هنر هفتم این ضایعه را به جامعه هنری و خانواده محترم ایشان خصوصا سرکار خانم ثریا قاسمی تسلیت می گوید.


  • آخرین ویرایش:-




.:: محسن حدادی/خبرآنلاین ::.

سیمای جمهوری اسلامی ایران در نوروز 89 نشان داد ظرفیت بالایی برای نقض قوانین خود و ساختارشکنی‌های غیر قابل تصور بعد از سه دهه عمر انقلاب دارد. این گزارش شاید با کمی تأخیر اما به علت سکوت برخی رسانه‌های اصولگرا و همچنین برخی دلسوزان همیشه در صحنه بعد از گذشت یک هفته‌ از تعطیلات نوروزی منتشر می‌شود.

بعد از اتفاقات و جریانات سیاسی سال 88 و انتقاد جدی اکثر فعالان منتسب به دو جناح اصلی کشور از عملکرد ضعیف و گاه یکسویه رسانه ملی و در پی آن ریزش مخاطبان و کاهش اعتماد عمومی و در مقابل افزایش رویکرد به شبکه‌های ماهواره‌ای و اینترنتی، نوروز 89 فرصتی استثنایی برای تلویزیون بود تا ضمن بازیافت مخاطبان میلیونی، اعتماد مردم را دوباره به خود احیا کند و از روی همین تفکر مدیریتی، متأسفانه ساختارشکنی‌ها و تناقض‌ها و سانسورهای جالب توجهی رخ داد که نه تنها هدف مدیران را تأمین نکرد بلکه باعث اعتراض اهالی هنر، نخبگان و حتی خانواده‌های همیشه مشتری تلویزیون نیز شد.

همه چیز آزاد می‌شود
پخش برخی موزیک‌های روز لس‌آ‌نجلسی که خوانندگان زن و مرد آمریکایی یا ایرانی مقیم آمریکا روی آنها ترانه خوانده‌اند در شب و روز‌های نوروز به طوری ساختارشکنی کرده بود که مردم کوچه وبازار با تعجب از پخش این آهنگ‌ها در میهمانی‌ها یاد می‌کردند و به قول خود می‌گفتند: همه چیز آزاده شده است.

این در حالی اتفاق می‌افتاد که تیزرهای جشنواره موسیقی فجر در اسفند 89 ـ حدود یک ماه قبل ـ از هیچ یک از شبکه‌های سیما پخش نشد و علت آن هم مغایرت برخی اصول جشنواره با اصول رسانه ملی عنوان شد.

قیچی سانسور برای ایرانی‌ها
فیلم‌های ایرانی با سوژه‌های خاص که برای نخستین بار از تلویزیون پخش می‌شد در تبلیغات شب عید سیما تعجب بسیاری را برانگیخت که پس از پخش، این تعجب به تمسخر تبدیل شد چرا که سیما این فیلم‌ها را بر اساس قوانین خود دوباره ممیزی کرده بود.

به عبارتی تلویزیون برای جذب مخاطب، از اسامی این فیلم‌ها و فیلمسازهایشان استفاده کرد اما در عمل نشان داد ظرفیت پخش فیلم‌هایی با سوژه‌های خاص را ندارد و به بهترین شکل می‌تواند فیلم‌های ایرانی نمایش‌داده شده در سینما را در قاب تلویزیون ذبح کند.
برای نمونه، شبکه‌های تلویزیونی فیلم‌های «سوپر استار» و «دعوت» از دو کارگردان نام‌آشنای کشور، که دو سوژه خاص و البته موجود در جامعه را مطرح‌کرده ‌بودند، به نمایش گذاشتند، اما این‌فیلم‌ها طوری پخش شد که رسانه‌ها را به واکنش واداشت، آن هم در شرایطی که دی‌وی‌دی این فیلم‌ها با بهترین کیفیت در کوچه ‌و خیابان وجود دارد و در دسترس همه مردم.

اما این تمام ماجرا نبود چرا که هیچکس از سانسور «خروس جنگی» و «آواز گنجشک‌ها» خبری منتشر نکرد. نکته جالب توجه در مورد «آواز گنجشک‌ها» پخش آن در بدترین ساعت و از شبکه دوم سیما بود که البته سکانس شوخی مرد با همسرش روی پشت بام نیز به صلاحدید پخش شبکه دو، سانسور شده بود تا مجیدمجیدی و فیلم خوش‌ساخت و فوق‌العاده دلنشینش نیز از تیغ سانسور سیما بی‌نصیب نماند و البته مخاطبان زیادی هم این فیلم را تماشا نکنند و احتمالا این اتفاقات هیچ ارتباطی به مواضع سیاسی مجید مجیدی ندارد.

هرکس هر طور راحت است
نداشتن استراتژی در پخش برنامه‌های نوروزی نیز خود را در بدترین شکل ممکن در شبکه سوم سیما نشان داد، به طوری که تیتراژ آغازین سریال شبانه این شبکه، «رقص پا»ی مردی است که به صورت نقاشی متحرک و کاملاً منطبق و همگام با موسیقی سریال، به نمایش درمی‌‌آید.

اتفاقی که شاید پخش آن در 31 سال گذشته غیرقابل تصور هم بوده اما... همچنین آواز و ترانه‌خوانی در فیلم‌های خارجی که همواره از سوی سازمان صداوسیما برای پخش ممنوع بوده و سانسور می‌شده امسال در فیلم‌های هندی شبکه سوم سیما به راحتی پخش شد.

صدای دختری در فیلم «چهاردیوانه» که برای چند دقیقه تک‌خوانی می‌کند به طور کامل از شبکه سوم سیما پخش شد به علاوه اینکه این فیلم صحنه‌های آوازخوانی بیشتری نیز داشت که آنها هم پخش شد.

موی زن دو صیغه دارد
ذکر این نکته خالی از لطف نیست که تا چندی پیش در نمایش فیلم‌های ایرانی علاوه بر حذف صحنه‌های رقص، دیالوگ‌های فحش و برخی شوخی‌های زننده، فیلم‌ها در سکانس حضور زنانی که موهایشان پوشیده نبود، «ترمیم» می‌شد، اما امسال در اکثر فیلم‌های به نمایش درآمده حتی از شبکه‌های یک و دو این نکته به فراموشی سپرده شده بود و اکثر فیلم‌های روزی که نامشان هم در این گزارش ذکر شد، با وجود این تخلفات سابق بر این، بدون حذف و ترمیم پخش شد.

این رفتار متناقض در حالی اعمال شد که اگر به تیزر تبلیغاتی فیلم‌های در حال اکران سینمایی دقت کنید، همچنان سانسور موهای بازیگران زن در دستور کار است! تیزرهای فیلم «هیچ»، «طهران - تهران» و «پوپک و مش ماشالا» تأیید‌کننده این تناقض رفتاری تلویزیون است که موی زن‌ها در تیزر تبلیغاتی 20 ثانیه‌ای فیلم‌ها نباید پیدا باشد ولی در یک فیلم 90 دقیقه‌ای اشکالی ندارد.

فیلم‌های خارجی مئید این ایران
تناقض در پخش فیلم‌های خارجی سیما نیز در حد خود امسال به نوعی فراگیرتر از همیشه بود به طوری که خرید، انتخاب و دوبله این فیلم‌ها نشانی از دقت نظر و برنامه را در خود نداشت و گاه تنها بار اسمی بازیگران و کارگردانان و سال ساخت آنها مورد توجه قرار گرفته بود.

به طوری که پخش فیلم «پلنگ صورتی2» با حدود 40 دقیقه سانسور یا فیلم «کارآگاه خصوصی» با حدود 30 دقیقه سانسور، ایجاد ساعاتی شاد برای مخاطب تلویزیون نیست و بیشتر سردرگمی و آزار مخاطب است با داستانی ناقص، دوبله‌ای ضعیف و شخصیت‌هایی که از فیلم حذف شده‌اند.
 

بر همین مبنا گاه در دوبله یک فیلم، یک نفر برای چهار کاراکتر صحبت و دوبله فیلم را به شدت سطحی کرده بود که نشان از عجله و ترافیک کاری دوبله در شب عید است، مانند فیلم «چهار دیوانه».

ساختارشکنی ادامه دارد
جمعه‌ای که گذشت روز جشن ملی فناوری هسته‌ای بود و شبکه اول سیما یا همان شبکه ملی در اقدامی بی‌سابقه، ضمن نمایش آلات موسیقی در اجرای زنده سمفونی انقلاب و برخی زنان نوازنده، قفل 31 ساله نمایش آلات موسیقی را شکست.

البته در برنامه‌های متعدد این روز ساختار شکنی‌های دیگری نیز اتفاق افتاد، برای مثال بسیاری از زنان با پوشش‌های کاملاً نامناسب و همچنین گاه پوششی زننده که علاوه بر موی سر؛ گردن و گوش‌هایشان نیز پیدا بود به ابراز نظر درخصوص دستیابی به انرژی هسته‌ای می‌پرداختند درست مانند زمان انتخابات یا راهپیمایی‌ها که گویی تلویزیون ماموریتی ویژه برای «متفاوت بودن» حضور مردم دارد.

این اقدام سیما در حالی اتفاق می‌افتاد که تلویزیون همچنان موی بازیگران سینما در تیزرهای تبلیغاتی را سانسور می‌کند.

قربانیان نوروزی
برنامه‌های جانبی سیما برای نوروز امسال نیز به شکلی پخش شد که غیر از برنامه‌های اصلی ـ فیلم و سریال ـ سایر برنامه‌های خوب و جدید از لیست زمانی مخاطبان خارج شده بود.

مجموعه مستندهای جذاب ایرانی و خارجی شبکه‌های سیما که گاه قربانی پخش سریال‌ها و فیلم‌ها می‌شد و گاه قربانی پخش زنده مسابقان ورزشی، نشان از نوعی ناهماهنگی در برنامه‌ریزی تلویزیون داشت.


برنامه‌ریزی که گاه تا ساعتی قبل از پخش تغییر می‌کرد و جز چند شبانه‌روز، در باقی روزها و شب‌های تعطیلات، دائم در حال تغییر بود به طوری که 80 درصد ساعات پخش سریال‌های سیما درست در زمانی که اعلام شده بود یا در صبح و عصر تبلیغ می‌شد، «روی آنتن نمی‌رفت» که البته این نکته بیشتر به ضرر شرکت‌هایی تمام شد که برای پیش و بعد از این سریال‌ها سفارش پخش آگهی بازرگانی داده بودند. چرا که با زیرنویس‌های تلویزیون به محض تمام شدن سریال یک شبکه، مخاطبان به شبکه بعد می‌رفتند و...

***

هنوز معلوم نیست روند ساختارشکنی‌ها و تناقض‌های رفتاری سیما در سال 89 ادامه پیدا کند یا تنها شیرینی سال نو برای مخاطبان تلویزیون بوده است؟


  • آخرین ویرایش:-
جمعه 27 فروردین 1389  12:24 ق.ظ



مثل اینکه سیاست ایران از موسیقی اش چندان جدا نیست !(و شاید برعکس)!!

پس از اصرار عجیب رئیس جمهور به همراه وزیر رفاه و دستیار ارشد رئیس جمهور مبنی بر اضافه کردن جمعیت ایران حتی با استناد به آیه قرآن! (از ترس فقر فرزندانتان را نکشید.خداوند خود روزی دهنده خواهد بود)!تنها چیزی که به مخیله مان خطور کرد آهنگ "سوسن خانوم" گروه بروبکس بود ...آنجایی که رپر گروه می خواند:

بعد دوسال راه میندازیم یه مخزن گنده جوجه کشی!

احتمالا تا دو سال دیگر مخزنی از جوجه و ماشین های جوجه کشی با وام های کلان دولتی خواهیم داشت!!

تا اظهار نظر بعدی
شما را به تلویزیون دولتی ایران می سپاریم!!!


  • آخرین ویرایش:-


.:: مصطفی امامی/هنرمندان ::.

گفت و گو با بازیگری که سخت تن به مصاحبه می دهد و از قضآ کلآ انسان کم حرفی هم هست کار راحتی نیست.افسانه پاکرو بازیگر جوان و با استعداد سینمای ایران از آن دست بازیگرانی است که قدم به قدم پله های موفقیت را پشت سر گذاشته است و به قول معروف راه صد ساله را یک شبه طی نکرده است و از قرار معلوم عجله ای هم ندارد و با انتخاب های درست و آگاهانه به مسیر خود در سینما ادامه می دهد.آنچه در زیر میخوانید گفت و گوی ما با دختر خوب سینمای ایران،افسانه پاکرو است:

*برای شروع لطفا بیوگرافی مختصری از خود برایمان بگو.

متولد  4  اردیبهشت هستم و بر خلاف آنچه در اینترنت منتشر شده متولد 1362 نیستم.تاکنون درسریال رسم عاشقی و فیلمهای محکومین بهشت ، پیدا و پنهان ، رویای خیس ، محاکمه ،زندگی شیرین و شیر وعسل بازی کرده ام.


در ادامه مطلب بخوانید . . .



شنبه 21 فروردین 1389  09:35 ب.ظ



كیومرث ملك مطیعی بازیگر پیشكسوت سینما ، تئاتر و تلویزیون ساعاتی پیش درگذشت.زنده یاد كیومرث ملك مطیعی یكی از هنرمندان پیشكسوت در عرصه تلویزیون، تئاتر و سینما ساعت 14:50 امروز به علت ایست قلبی در بیمارستان شریعتی تهران درگذشت.

بنابراین گزارش، یكی از كاركنان بیمارستان شریعتی ضمن تائید خبر فوق گفت: زنده یاد مطیعی كه به دلیل سابقه مشكلات گوارشی مدتی در بیمارستان بستری شده بود، روز گذشته به دلیل ناراحتی قلبی به بیمارستان شریعتی مراجعه كرد و سرانجام ظهر امروز بر اثر ایست قلبی دار فانی را وداع گفت.

كیومرث ملك مطیعی ساكن كرج بود و سالها در زمینه هنرهای نمایشی فعالیت كرده است.
كیومرث ملك مطیعی سال 1315 در بندرانزلی متولد شد. بازی در تئاتر را از سال 1330 در رشت و بازی در سینما را از سال 1350 شروع به كار كرد.
این هنرمند با چندین هنرمند پیشكسوت دیگر معاصر بوده و از میان آثاری كه در آنها ایفای نقش كرده، می‌توان به گل بارون (1388)، پسر آدم، دختر حوا (1387)، پوست موز (1387)، صبح روز هفتم (1387)، كلانتری غیرانتفاعی (1387)، خروس جنگی (تلخ و شیرین) (1386) و قاعده بازی (1385) اشاره كرد.
عروس فراری (1383)، فردا روز دیگری است (1374)، الو!الو! من جوجوام (1373)، دیدار (1373)، آوای دریا (1369)، ترن (1366)، جنگلبان (1366)، سرزمین آرزوها (1366)، بگذار زندگی كنم (1365)، معما (1365)، مهمانی خصوصی (1365)، تفنگ شكسته (1364) و راه دوم (1363) از دیگر آثاری است كه ملك مطیعی در آنها ایفای نقش كرده است.

در هفته های گذشته هم سینمای ایران 2 بازیگر قدیمی خود یعنی رضا کرم رضایی و محمود بنفشه خواه را هم از دست داده بود. وبلاگ هنر هفتم فقدان این چهره های ماندگار هنر تئاتر و سینمای ایران را به جامعه هنری و خانواده این عزیزان تسلیت عرض می کند.

روحشان شاد و یاد پرمهرشان گرامی



  • آخرین ویرایش:شنبه 21 فروردین 1389
  • تعداد کل صفحات :77  
  • ...  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • ...  
آخرین پست ها