تبلیغات
هنر هفتم
دوشنبه 22 شهریور 1389  02:05 ب.ظ



دیروز نشریه بودم داشتم خبرگزاری ها رو چک می کردم برخوردم به خبرگزاری البرز که در بخش نور و صدا(همون مالتی مدیا) عکس های دوبلورهای فرار از زندان رو گذاشته بود(عکس ها متعلق به همین وبلاگی که دارید میبینید یعنی هنر هفتم است) اما 2 ایراد داشت؛


اولا اینکه ناقص بود و عکسهاش کم بود و دوم اینکه منبع رو هم زده بود تو دیوار ! نظر خصوصی گذاشتیم که اصلاح کنند اما  دوستان در البرز نیوز اصلا اعتنایی نکردند...مثل اینکه رعایت نکردن حقوق بقیه  در خبرگزاری های ما کاملا یک امر عادی است. حالا اگر کسی خبر خودشان را بدون رعایت حق مطلب جای دیگری کار کند آسمان و زمین را با هم ترکیب می کنند! اما وقتی پای وبلاگ و این حرفها باشد، گوش کسی بدهکار نیست.



لینک البرز:
دوبلورهای فرار از زندان




شنبه 20 شهریور 1389  02:28 ب.ظ


ما دنبال پرواز مرغ عشقیم ...

ریمیکس آهنگ پرواز به عنوان عیدی گروه آریان در عیدفطر امسال عرضه شد.آهنگ «پرواز» که ده سالی از عرضه آن می گذرد معروف ترین و پرطرفدارترین قطعه آریان حتی پس از یک دهه از انتشار آن محسوب می شود که در زمان انتشار(1380) توانست کمک شایانی به فروش «و اما عشق»؛آلبوم دوم این گروه، کند.

آهنگساز این قطعه سیامک خواهانی نوازنده ویلن این گروه است و تنظیم قطعه پرواز را هم وی بر عهده داشته است اما ریمیکس این قطعه که دو سه روزی از انتشار آن می گذرد را «نیما وارسته» بر عهده داشته است.


::......................از اینجا دانلود کنید..................::

عیدتان مبارک



درباره سوزاندن قرآن


  • این اقدام مطمئنا توسط یک کشیش مسیحی و 50 نفر عضو فرقه انحرافی او انجام نمی پذیرد و صد در صد حامیان محکمی از کار این کشیش حمایت می کنند. هدف آنها هم مشخص است.عصبانی کردن مسلمانان و سقوط سیاسی دولت اوباما نزد کشورهای اسلامی. همین چند پست پیش در معرفی فیلم سالت نوشتم که روس ها قصد داشتند که با ابزار آمریکا مسلمانان را عصبانی کنند. حالا معلوم نیست این کشیش با حمایت و تحریک چه کسانی می خواهد اینکار را انجام دهد اما دقیقا شبیه همان اتفاق در فیلم «سالت» است.

  • اظهارنظر دولت آمریکا مبنی بر اینکه نمی تواند جلوی این کار را بگیرد با توجیه آزادی بیان، کمی مسخره است و مرغ پخته را به خنده می اندازد. فکر می کنم فرقی ست بین آزادی بیان و آزادی عمل بی حد و حصر که یک کشیش بخواهد فقط با این کارش دیگر مسلمانان را عصبانی کند چون سوزاندن قرآن نه بانیان حمله به برج های نیویورک را محاکمه می کند و نه ضربه به مسلمانان است.انچه که هست این فتنه جدید یک بازی باخت باخت برای دولت آمریکا و حتی کلیسا است که نمی توانند جلوی آن را بگیرند

  • هر کتاب مقدسی(انجیل،تورات) که مربوط به شریعت خاص خودش است باید به آن احترام گذاشت.اگر روزی بگویند که می خواهیم تورات و انجیل را آتش بزنیم باید صدای ما مسلمان ها هم بلند شود...اگر واقعا ادعای مسلمانی داریم. در سالگرد 11 سپتامبر چیزی جز فتنه تندخوها و تندروها در پشت پرده این ماجرا نمی بینم.دولت آمریکا "باید" و برای حفظ حیثیت خودش هم شده جلوی این کار را بگیرد.شوخی که نداریم...

  • آنقدر سریال 24 دیده ایم که به چشم خودمان اطمینان نداریم. این فرض را هم در نظر بگیرید که عده ای که دوست ندارند باراک حسین اوباما دموکرات وجه بهتری برای آمریکا در منطقه کسب کند(به دلیل سیاست گفتگویی که راه انداخته و ممکن است کشورها را به سمت خود بکشاند)، دست به تحریک زده اند.منظور از عده ای یعنی گروه های افراطی که ممکن است داخلی ها با آنها همکاری داشته باشند....  گفتم فرض است.زود قضاوت نکنید.

  • با تظاهرات علیه این اقدام موافقم اما نمی دانم چرا «قدس» از «قرآن» مهم تر است چون واکنش های داخلی خیلی نسبت به این قضیه سست بود.نمی دانم شما هم حس کردید یا نه...شایدم به خاطر آخر ماه رمضان بوده ! حالا هم که لغو شد.

  • یکی از دوستان می گفت این کارها فقط به خاطر فشار به ایرانه ...! من که عقلم به جایی قد نداد. شما اگه میدونید بنویسید



  • آخرین ویرایش:شنبه 20 شهریور 1389
سه شنبه 16 شهریور 1389  12:23 ق.ظ



1. این عکس را همکار عکاس ما در بیرون از ساختمان نشریه گرفت،جالب بود گفتم شما هم ببینید.

2. اینقدر درگیر روزمره زندگی شدم که از تک و تای قبلی(شور و حال....گیر ندین حالا به این اصطلاحات من!) افتادم. تکه تکه صحنه فیلمنامه می نویسم و حال تایپ اش را ندارم...حجم خرید مجلاتم پایین آمده و خوابم بیشتر شده ! هی ....

3. مجله «پیک سبز» اینروزها مخاطبانش هر روز دارد زیادتر می‌ شود.اول فکر کردم این هفته نامه وابسته به موسسه همشهری است اما وقتی همشهری جوان هست چه نیازی به پیک سبز؟ مجله خوب و به قول خودمان «پُر»ای است.از دستش ندهید.

4. هیچ کدام از سریال های رمضانی را ندیدم ولی در عوض تا الان یک فصل از سریال قهرمانان را تماشا کرده ام.سریال بدی نیست و جذاب است اما نه با خانواده چون صحنه های دلخراش و قصابی زیاد دارد !

5. یک متن با عنوان «آزمون دموکراسی در ایران» نوشته ام من باب قضایای شجریان و افتخاری...فرصت نکردم تایپ اش کنم. متن دیگری هم با عنوان «جام جم های کوچک ما» نوشته ام که آن هم یک تایپیست می طلبد!

6. سیرجانی ها امسال کنکور را ترکانده اند! بعد از مهرناز شهسواری پور که رتبه دوم آزمون تجربی سراسری را آورد این بار در آزمون دانشگاه آزاد هم 2 سیرجانی اول شدند. علی آزادیخواه و مرضیه صادقی به ترتیب رتبه های اول رشته علوم تجربی و پزشکی را بدست آورده اند. با مرضیه صادقی در تحریریه گفتگویی کردیم که از اینجا می توانید بخوانید. بعد از جنجالی که خبرآنلاین سر مصاحبه اختصاصی ما با مهرناز شهسواری پور دراورد ایندفعه این متن را به خبرانلاین نفرستادم .بی خیال دردسر

7. می گویند عید فطر را می خواهند 3 روز تعطیل کنند! مشکلی نیست مملکت ما که این همه روز تعطیل بوده این هم ایضا روی آنها ! حالا جالب تر اینجاست که سازمان تبلیغات اسلامی بیانیه داده و گفته به تعطیلات یوم الله سال کاری نداشته باشید! راستش به نظرم کسی جرات نمی کند در این جا هیچ تعطیلی را کم کند.شاید فقط زورشان به تعطیلی های ملی می رسد!

8. به شدت دنبال نسخه 720p فیلم جدید کریس نولان با عنوان Inception یا «آغاز» هستم.اگر تریلر آن را دیده باشید حتما بی نهایت کنجکاو می شوید که این دیگر چه برگی است که نولان برای فیلم جدیدش روو کرده  است.لئوناردو دی کاپریو نقش اول این فیلم است و تا حالا حدودا 700 میلیون دلار در کل جهان فروخته . این را هم از دست ندهید.این فیلم موسیقی فوق العاده ای هم دارد که کار هانس زیمر و زاک همنسی است.

9. همین....خدا همه ما را به راه راست هدایت کند!


  • آخرین ویرایش:سه شنبه 16 شهریور 1389



«حسین باغی» مدتی است در بستر بیماری است؛ صداپیشه «بابا برقی» و شخصیت دوست‌داشتنی «چهار دست» در حالی که هم‌چنان نیازمند پرستاری و خدمات ویژه پزشکی است به دلیل مشکلات مالی روزهای گذشته از بیمارستان مهر تهران مرخص شد!

همسر حسین باغی با اشاره به بیماری طولانی مدت این دوبلور پیشکسوت، گفت: از کسانی که در صدا‌وسیما امکان داشت بتوانند برای بیماری همسرم کاری کنند، کمک خواستم، ولی هیچ جوابی نگرفتم.

مریم ایمانی‌فر با ابراز گله‌مندی از عدم حمایت مسؤولان سازمان صدا‌وسیما از همسرش، اظهار کرد: حسین باغی، در هر زمان و هر جایی که بود، هر وقت که از او می‌خواستند، با اشتیاق و با عشق کارش را انجام می‌داد، اما بعد از 45 سال زحمتی که برای دوبله این کشور کشیده است، حتی بیمه هم ندارد و مسؤولان توجهی به وضعیت بد جسمی‌اش ندارند.

وی ادامه داد: حداقل چیزی که او نیاز دارد، بیمه است یا این‌که بتوانیم از بیمارستان صدا‌وسیما استفاده کنیم یا کمکی کنند تا بتوانیم او را در بیمارستان دیگری بستری کنیم.

او گفت: اگر گنج هم داشتیم تا به حال تمام می‌شد و حق همسرم نیست که در چنین وضعیتی باشد؛ چند بار پیغام داده‌ام و خواهش کرده‌ام که اگر کسی می‌تواند، برای بیمه‌ حسین باغی کاری کند یا کمکی کند، انجام دهد.

وی با بیان این‌که خبر بیماری حسین باغی بین همکاران و دوستانش پخش شده‌است، اظهار کرد: چه خوب است وقتی که نیاز به حمایت و کمک هم داریم، به داد همدیگر برسیم.

او گفت: مدت‌هاست که از دکتر‌ها جواب منفی می‌شنوم و نمی‌توانند بیماری او را تشخیص دهند و فقط امیدم به خداست.

وی در پایان با اشاره به این‌که به خاطر مشکلات مالی همسرش را از روز هشتم شهریور ماه از بیمارستان مرخص کرده‌اند، عنوان کرد: حدود پنج ماه است که درگیر مساله‌ی بیماری همسرم هستیم و هیچ دکتری نتوانسته است بیماری او را تشخیص بدهد و درحال حاضر به خاطر مصرف دارو‌های مختلف، بسیار ضعیف شده است و خودم در خانه از وی مراقبت می‌کنم.


حسین باغی متولد 1329 تهران است. او فارغ التحصیل مدرسه عالی ترجمه و از سال 1355 کار دوبله را حرفه‌یی شروع کرده است. او علاوه بر صداپیشه فیلم ، گوینده آنونس و فیلم‌های تبلیغاتی و مستند هم بوده است. باغی گویندگی فیلم‌های تبلیغاتی را از سال 1346، گویندگی آنونس را از1350 و اجرای رادیویی را از سال1363آغاز کرد.

نقشهای شاخص در سریال: کارآگاه کاستر، ارتش سری، راه قدس(امپراطوررم). کارتون: فوتبالیستها (گزارشگر)، نیکو(چهاردست). فیلم: غازهای وحشی( راجرمور).

به نظر حسین باغی برای رسیدن به فن بیان و گویندگی باید به ظرافت‌های احساس گوینده‌ای اصلی و تکنیک اش توجه کرد و تلفیق این دو است که به نتیجه خوشایندی می‌رسد. باغی در تیزرهای انیمیشن راهنمایی و رانندگی به جای «سیا»، «داوود خطر» و «هومن» صحبت کرده و در آخر هم در نقش پلیس وظیفه شناس کاراکترهای خلافکار را نصیحت می کند. گویندگی اش در نقش بابا برقی، آقای ایمنی گاز و شخصیت «پاک یادت نره» خیلی‌ها را به تقلید صدایش او وا داشته است.

منبع: خبر آنلاین



پی نوشت مرتبط:
آقای ضرغامی؛ شما یک زمانی قول داده بودید که بیمه دوبلورها و گویندگان را درست می کنید....منتظر عمل به قول شما هستیم

پی نوشت یک:
طاعات و عباداتتان در این شب های عزیز مورد قبول درگاه حق(برای حسین باغی هم دعا کنید)

پی نوشت دو:
وقتی می گوییم روحیه سالهای قبل در ماه رمضان امسال وجود ندارد نگویید نه....شب نوزدهم ماه رمضان ساعت حدود 10:30 شب در خیابانی که منزل ما واقع است؛  شلوغ ترین مکان یک قهوه خانه و قلیان خانه است !

پی نوشت سه:
بعد از 21 روز از ماه رمضان مسجد 2 خیابان بالاتر منزل ما اقدام به پخش "ربنا" کرد.....21 روز !



  • آخرین ویرایش:پنجشنبه 11 شهریور 1389
چهارشنبه 10 شهریور 1389  09:00 ب.ظ







برای کشوری که همیشه مورد سوظن قرار می گیرد عجیب نیست که سوژه فیلم های هالیوودی هم بشود.همین چند وقت پیش بود که فیلم ترنسپوتر 3 را می دیدم(البته مربوط به سال 2008 است اما فرصت نکردم هیچ وقت کامل ببینم) در سکانسی از این فیلم رابط راننده حرفه ای(استاهام) به وی می گوید که می خواهد نقشه های پنتاگون درباره حمله به تهران را به او نشان دهد که استاهام به وی می گوید نه لازم ندارم!و حالا همین چند روز پیش فیلم سالت با بازی آنجلینا جولی را می دیدم که در سکانس های آخر فیلم مامور مخفی روسیه به جای رییس جمهور ایالات متحده می خواهد دکمه حمله اتمی به ایران و مکه را بزند تا با کشتن 9 میلیون نفر، یک میلیارد مسلمان را از آمریکا عصبانی کند تا امریکا برای همیشه از این کار درد بکشد.

البته این اولین بار نیست که اسم از ایران در سینمای هالیوود برده می شود.قبل ها در فیلم ارباب جنگ هم یک دلال اسلحه روسی در دیالوگ اش می گفت : من هم به ایران سلاح می فروختم هم به عراق و یا در فیلم دشمن ملت که جاسوس پیر خاطرات جاسوسی های خودش در ایران و بعد از انقلاب را برای همکارش تعریف می کرد.
سریال 24 هم در آخرین فصل خود به جمهوری اسلامی کامیستان و موضوع انرژی اتمی پرداخت که صدالبته معلوم بود که کامیستان فقط یک اسم توخالی است و منظور همان جمهوری اسلامی ایران بوده است. اشاره به ایران و کوباندن شدید روسیه به ویژه در همین موارد آخر یعنی فصل آخر سریال 24 و فیلم سینمایی سالت مواردی اتفاقی عجیبی است که این روزها داریم می بینیم.

پی نوشت یک:
سالت در زمانی پخش خود را شروع کرد که اوباما و مدودف در حال همبرگر خوردن بودند و جاسوس های دوطرف در حال مبادله!

پی نوشت دو:
سریع ذهنتان با این متن دنبال توطئه و از این صحبتا نرود...فقط خواستم به اینها اشاره کنم.همین


توضیح عکسها:
فیلم را ببینید تا خودتان بفهمید...ما همین جوری لوو نمی دهیم!(گرچه بالا توی متن یه چیزایی لوو دادیم اما تهیه کننده سالت زنگ زد گفت هیچی نگو تا نسخه 720p برسه دستتون ! میگم مگه فرقی تو داستانش میکنه...گوشی رو قطع کرد! ). برای اینکه داستان فیلم لوو نرود 3 عکس از این پست را حذف کردم.بروید با وجدان وبلاگ نویسی ما حال کنید!





  • آخرین ویرایش:چهارشنبه 10 شهریور 1389

همکاری هنکس و اسپیلبرگ در اقیانوس آرام



پرهزینه ترین سریال تاریخ چگونه ساخته شد؟

 مجموعه تلویزیونی «اقیانوس آرام» به تهیه‌کنندگی تام هنکس و استیون اسپیلبرگ با 217 میلیون دلار پرهزینه‌ترین سریال تاریخ است.(در سایت ویکی پدیا مقدار بودجه این سریال 150 میلیون دلار آورده شده است)

به گزارش خبرآنلاین، صبحی مه‌آلود در سپتامبر سال 1944، یوجین اسلج و لشگر شماره یک تفنگداران دریایی در ساحل پله‌لوئا، جزیره‌ای در اقیانوس آرام واقع شده بین گینه‌نو و فیلیپین پیاده شدند. 11 هزار ژاپنی به این سربازان حمله کردند. این نبرد خونین‌ترین نبرد جنگ دوم جهانی بود و پس از 69 سال در سریال شبکه اچ‌بی‌او بازسازی شد. این سریال 10 اپیزود خواهد داشت.

در این نبرد بیش از 900 سرباز آمریکایی پیش از گرفتن جزیره کشته شدند. بازسازی این نبرد نیازمند سرمایه عظیمی بود، از آن سرمایه‌هایی که جری بروکهایمر خرج فیلم‌هایی چون «پرل هاربر» می‌کند و کمتر صرف سریالی تلویزیونی می‌شود.

سریال «اقیانوس آرام» که تام هنکس و استیون اسپیلبرگ از جمله تهیه‌کنندگان آن بودند با سرمایه 217 میلیون دلاری ساخته و به پرهزینه‌ترین سریال تاریخ بدل شد. به این سرمایه 10 میلیون دلار هزینه بازاریابی را اضافه کنید. البته سریال با 20 میلیون دلار تخفیف از سوی استرالیا که لوکیشن اصلی فیلم بود روبه‌رو شد.

این پول خرج چه شد؟
تونی تو، تهیه‌کننده عامل سریال «اقیانوس آرام» می‌گوید صحنه پیاده شدن اسلج (جوزف مازلو) در ساحل پله‌لوئا به تنهایی پنج میلیون دلار هزینه داشته است. برای گرفتن این صحنه 300 نفر برای چهار روز متوالی در ساحل «راکی پوینت» در کوئینزلند استرالیا مشغول به کار بودند.

بروس مک‌کنا، نویسنده و یکی از تهیه‌کنندگان عامل سریال می‌گوید: «ما این کار را انجام دادیم و زیر بودجه هم انجام دادیم. چنین کاری یک معجزه اقتصادی است.»

بازیگران
اقتصاد از زمان انتخاب بازیگران وارد این پروژه شد، زمانی که شبکه اچ‌بی‌او تهیه‌کنندگان (تام هنکس، گری گوتزمن و استیون اسپیلبرگ) تصمیم گرفتند بی‌خیال ستاره‌ها شوند.

تونی تو می‌گوید هر کدام از بازیگران اصلی دو تا سه برابر مبلغ پیشنهادی سندیکای بازیگران که روزی 700 دلار است دریافت کردند. آنها روزانه 70 دلار هم اضافه دریافت می‌کردند و اگر در صحنه‌ای خطرناک بازی می‌کردند و یا از بدلکار استفاده نمی‌کردند تا روزی 150 دلار هم مازاد دریافت می‌کردند.

لباس
صحنه پیاده شدن نیروها در ساحل پله‌لوئا پاییز سال 2007 فیلمبرداری شده است. گروه تولید برای تمامی 300 نفر لباس فرم، کلاه و کوله‌پشتی تهیه کرده بودند که همگی مشابه وسایل به کار رفته در جنگ دوم جهانی بود. در طول ساخت این سریال پنی رز، طراح لباس بیش از سه هزار لباس فرم طراحی کرد که برای دوخت آنها 215 هزار متر مربع پارچه سرژه بکار رفت. این لباس‌ها در کارگاه‌های قدیمی هند دوخته شد تا دوختشان کاملا شبیه دوخت لباس‌های دهه 1940 باشد.

هر روز بازیگران در چادری به طول 9 متر لباس‌های خود را می‌پوشیدند و سلاح‌های مناسب را برمی‌داشتند. برای گرفتن صحنه پیاده شدن از دوربین‌های فیلمبرداری کارگذاشته شده در یک کشتی مادر و دو قایق دیگر استفاده شده است. علاوه بر این چند دوربین در طول ساحل جاسازی شده بودند. رهبری این ارکستر عظیم را کارل فرانکلین، یکی از چند کارگردان این مجموعه کوتاه 10 قسمتی برعهده داشت.

سلاح و مواد منفجره
حتی پیش از آغاز فیلمبرداری نیز تهیه‌کنندگان می‌دانستند سریال «اقیانوس آرام» روزانه 270 هزار دلار هزینه دربردارد. بخشی از این هزینه صرف 50 هزار نوار گلوله مشقی، هزار و 800 سلاح بزرگ دیگر و دیگر اقلام جنگی شد. به این فهرست 20 انفجار بزرگ را بیفزایید که در آن 10 کیلو ماده منفرجه مخصوص استفاده شده است. این ماده منفجره نوعی دینامیت است که هر پوند آن حدود 2 دلار هزینه دارد.

هر شلیک گلوله به یکی از سربازان توسط یکی از رسیورهای رادیویی کنترل می‌شد که هر کدام هزار دلار هزینه داشتند. واکنش کیت ویژه‌ای که زیر لباس کار گذاشته شده و تاثیر گلوله را نشان می‌دهد نیز با همین رسیورها کنترل می‌شد. هزینه این کیت‌ها نیز دانه‌ای 12 دلار است. جاس ویلیامز، متخصص آتش‌بازی‌های سریال می‌گوید انفجار هر کدام از این کیت‌ها هزار دلار هزینه داشته است.

او می‌گوید: «ما یک سال تمام و تقریبا بدون وقفه داشتیم کیت می‌ترکاندیم، و این بی‌سابقه است. استفاده از بازیگران به جای بدلکاران در این صحنه‌ها به این معنی بود که خیلی خیلی باید مراقب باشم.»

بازیگران جوان این سریال تقریبا تمامی بدلکاری‌ها را خودشان انجام دادند و کسی هم آسیبی ندید و این مسئله را مدیون آموزش های نظامی و جنگی پیش از فیلمبرداری هستند. شاید تنها مورد جدی آسیب‌دیدگی به مسموم شدن ناشی از غذا آن هم پیش از فیلمبرداری بود.

ساحل پله‌لوئا
هر برداشت صحنه پیاده شدن سربازان در ساحل 13 هزار و 500 دلار هزینه داشته است. تهیه‌کننده «اقیانوس آرام» می‌گوید: «روزانه چهار نمای باز داشتیم که هر کدام به تنهایی 70 هزار دلار هزینه داشتند.»

تمام این مسائل به لطف پیشرفت‌های تکنیکی از زمان سریال «دسته برادران» انجام شد. سریال کوتاهی که در سال 2001 ساخته شد و اسپیلبرگ، گوتزمن و هنکس مردان پشت سر آن بودند.

ویلیامز اشاره می‌کند که «برای صحنه‌های نبرد به لطف صنعت الکترونیک روز می‌توانستیم از کنترل‌های رادیویی بهره ببریم. دیگر لازم نیست مثل گذشته روی زمین و حتی روی بدن بازیگران سیم‌کشی کنیم.»

با این وجود برای کنترل این شلیک‌ها و رهبری رادیوها 93 تکنسین در سریال همکاری می‌کردند. با همه اینها تهیه‌کنندگان می گویند تمام آنچه می‌خواستند را انجام نداده‌اند.

گراهام یوست، یکی از نویسندگان اصلی و تهیه‌کننده عامل مجموعه می‌گوید:«یک جاهایی کوتاه آمدیم.» و با اشاره به صحنه‌ای که قرار بود گردبادی رخ دهد می‌گوید: «خیلی دشوار بود، حتی با سرمایه ما هم دشوار بود. به همین دلیل به مونتاژ صحنه‌هایی از سربازان بسنده کردیم.»

جلوه‌های ویژه
گرفتن این صحنه‌ها بخش اعظم سرمایه را بلعید. جان سالیوان، ناظر جلوه‌های ویژه و هفت همکارش برای اینکه در مرحله پس از تولید صحنه‌هایشان کاملا طبیعی باشد برخی صحنه‌ها را خودشان گرفتند و سپس به سانتا مونیکا رفتند به همراه 85 نفر دیگر مدت 30 ماه روی این صحنه‌ها کار کردند.

آنها با استفاده از فناوری CGI زیردریایی‌های بزرگ را بازسازی کردند و تا حدودی در هزینه صرفه‌جویی کردند هر چند این کار نیز ارزان نبود. سالیوان می‌گوید حتی ساده‌ترین کار مثل افزودن برق شلیک گلوله برای هر شلیک 700 دلار هزینه داشته است. شلیک‌های پیچیده‌تر که نیازمند دود بودند و گلوله از کنار آدم‌ها عبور می‌کرد هر کدام 40 هزار دلار هزینه داشتند.

گرفتن صحنه منفجر شدن قایقی در کنار ساحل پله‌لوئا بسیار دشوار بود به همین دلیل سالیوان گرفتن این صحنه را به گروه جلوه‌های ویژه‌ای در چین واگذار کرد. «این کار مقرون به صرفه‌تر بود، و نتیجه همانی می‌شد که می‌خواستیم. این آخرین صحنه فیلم بود که فیلمبرداری شد.»

اما گرفتن این صحنه که چهار ثانیه هم طول نکشید حدود 30 هزار دلار هزینه برداشت. با اینکه هزینه همه چیز را تحت شعاع قرار داده بود اما مسئله‌ای مهم‌تر نیز در میان بود. یوست می‌گوید: «همه چیز منوط به داستان بود. هرچند پس‌زمینه فراخ و گسترده بود.»

مایکل لومباردو، مدیر برنامه‌ریزی اچ‌بی‌او در مورد تصمیم ساخت این سریال می‌گوید:«گرفتن چنین تصمیمی ترسناک بود. اما همه از نتیجه رازی هستند.»

سریال «اقیانوس آرام» یکی از بخت‌های اصلی جایزه امی یا اسکار تلویزیونی امسال است. این سریال در 23 رشته نامزد شده است.

رویترز/ 27 اوت/ ترجمه: حسین عیدی‌زاده

منبع: خبرآنلاین


پی نوشت خودم با شرمساری:

این سریال مارچ 2010 از شبکه اچ بی او پخش خود را آغاز کرد و 24 می 2010 هم به اتمام رسید اما ما (ما که نه سایت خبرآنلاین) تازه سرحساب شده !! ممنون از خبرآنلاین !

سریال ساخته شده...پخش شده....تموم شده....تازه ما داریم میگیم اه ه ه ه  اینم بودا !!!


دوشنبه 8 شهریور 1389  04:00 ب.ظ

گفت‌وگوی خبرآنلاین با مجری «ماه عسل»



جوهرچی:
 بیننده می‌تواند کانال را عوض کند




 این نظر شماست که ماه عسل را مخاطب پسند نمی‌دانید. آمار و اطلاعات سازمان بیانگر چیز دیگری است. اگر بیننده از برنامه یا نحوه اجرا راضی نباشد حق دارد کانال را عوض کند...

شیما کریمی: قرار بود «فرزاد حسنی» اجرای برنامه ماه عسل شبکه سوم سیما را بر عهده بگیرد اما در روزهایی که «فاصله‌ها» سریال شبانه تلویزیون بود و «فرهاد» یک شخصیت از دست رفته محسوب می‌شد، زمزمه‌هایی بر جایگزینی «حسن جوهرچی» برای اجرای برنامه افطار شبکه سوم سیما به گوش رسید. حالا نیمی از ماه مبارک طی شده و ماه عسل راه خود را طی کرده اما...حوالی ظهر گرم یکی از همین روزها، حسن جوهرچی 42 ساله را در هیاهوی تله فیلم (نیلوفر) به گپ و گفتی نشاندیم تا از دلتنگی‌های ماه عسلی‌مان بگوییم و بپرسیم و او هم هر چه می‌خواهد بگوید.

این گفتگو را حتما بخوانید...(در ادامه مطلب)

 

ماه عسل معمولا برنامه بی حاشیه‌ای نبوده و نیست و ظاهرا قرعه فال جنجال امسالش هم به نام شما افتاد؟

نه. اصلا. از جنجالی بودن سال‌های قبل این برنامه بی اطلاعم اما امسال حاشیه و جنجالی در کار نیست و با آرامش، ماه عسل را پیش می‌بریم.

اما انتخاب و جایگزینی شما در لحظات آخر و جنس اجرای سرد و بی روحتان، نظرات منفی و مخالف مختلفی را برانگیخت.

اگر بیننده از برنامه یا نحوه اجرا راضی نباشد حق دارد کانال را عوض کند.

این را هم می‌دانید که مخاطب، خواه ناخواه اجرای شما را با احسان علیخانی مقایسه می‌کند؟

بیننده مختار است هر کاری دلش می‌خواهد بکند. باید به حق انتخاب مخاطب، احترام بگذاریم.

گویا آدم اهل ریسکی هستید؟

نه. اصلا بحث ریسک نیست. من نقش فرهاد کیان را در مجموعه فاصله‌ها بازی کردم، نقش جذابی که هر بازیگری دوست داشت آن را ایفا کند اما مردم می‌گفتند: آقای جوهرچی، توقع بازی در نقش منفی را از شما نداشتیم. در حالی که در انتها دیدیم فرهاد اصلا منفی نبود. ما اصولا شتابزده قضاوت می‌کنیم حال آن که نتیجه کار را در انتها باید مشاهده کرد.

*  *  *


  • آخرین ویرایش:دوشنبه 8 شهریور 1389
دوشنبه 8 شهریور 1389  11:30 ق.ظ


بدون شرح!
.
.
.
.
.
.
ازدواج مثل دستشویی است... كسانی كه بیرون هستند این پا و اون پا می‌كنند تا زودتر بروند داخل... كسانی هم كه داخل هستند خسته می‌شوند و می‌خواهند زودتر بیایند بیرون
.
.
.
.
.
.

فرورتیش رضوانیه






پی نوشت یک:
کلیه مطالبی که فرورتیش در صفحه فیس بووکش می گذارد نشاندهنده عقاید واقعی وی نیست

پی نوشت دو:
باید بگم توهم دوستان اصولگرا از مطلب فرورتیش! ...لینک زیر را بخوانید

توهم فتنه‌گران از "نوکیا" به "سامسونگ" رسید!

البته این توهم سابقه دارد !

اگر ریش داشته باشید، در صف بانک نمی‌ایستید!


پی نوشت آخر:
از گذاشتن این مطلب منظور خاصی ندارم و قصد هم ندارم اونو "روزنوشت" کنم...



  • آخرین ویرایش:دوشنبه 8 شهریور 1389
جمعه 5 شهریور 1389  11:14 ب.ظ



شب،داخلی،داخل اتاق

زمان: دهم ماه مبارک رمضان

(اینجا خانه عماد و آرزو است.زوج جوانی که زندگی مشترک خود را تازه آغاز کرده اند.شب دهم ماه مبارک رمضان است،بعد از سحر،عماد و آرزو آماده می شوند که با هم نماز بخوانند)

-عماد(صدا می زند): تو وضو گرفتی آرزو؟ من برم ؟
-آرزو: آره گرفتم...تو برو بگیر
-عماد: باشه...(عماد به روشویی می رود،چراغ آن را روشن می کند،نور آرامی فضا را در بر میگیرد.عماد وضو گرفتن را آغاز می کند،دوربین روی چهره او در آینه زووم می شود.او در حال دست کشیدن روی صورت خود است.حین صورت شستن دستی به ریش پروفسوری خودش می کشد و وضو گرفتن را ادامه می دهد و به اتمام می رساند)
-عماد: (چراغ روشویی را خاموش می کند و به سمت اتاق می رود که با حوله دست و صورت خود را خشک کند): (صدا می زند): آرزو...جانماز رو اینجا پهن کنیم؟
-آرزو: نه... تو این اتاق بهتره....(چند لحظه مکث) عماد؟....
-عماد: ...جانم؟
-آرزو: یه لحظه میای؟
-عماد: دو لحظه میام....! (با لبخند به سمت اتاقی می رود که آرزو آنجاست)

(آرزو رو به آینه است و یک چادر سفید با طرح های فیروزه ای پوشیده است،دوربین از پشت سر عماد آرزو را نشان می دهد که با حالت بچه گانه خودش سریع به سمت عماد برمیگردد،عماد و آرزو چشم در چشم می شوند)

-آرزو(چادرش را قشنگ دور خودش و چهره اش جمع می کند و رو به عماد...) آرایشم خوبه؟
-عماد: ماه شدی آرزو(دستی به سر و روی آرزو می کشد و او را نوازش می دهد،دوربین از دو جهت کلوزآپ عماد و آرزو را  نشان می دهد)
-عماد:  (آرزو را در آغوش می گیرد و به چشمان او خیره می شود)(با صدایی آرام): من چرا اینقدر دوست دارم؟
-آرزو: (سرش را به نشانه شرم پایین می آورد و زمین را نگاه می کند و سپس دوباره به چشمان عماد خیره می شود،دوربین کلوزآپ او را نشان می دهد): تو بگو من چرا اینقدر دوستت دارم...(دستی به صورت عماد می کشد)

-عماد:( چادر آرزو را مرتب می کند و رو به روی او می گوید:) بریم تا نماز قضا نشده...

-آرزو: (با لحنی بچه گانه): باشه.......بریم


  • آخرین ویرایش:جمعه 5 شهریور 1389
  • تعداد کل صفحات :84  
  • ...  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • 11  
  • ...