مهران دوستی آدم فوق العاده صریحی است. از همان سال 60 که شال و کلاه کرده و

آمریکا را به قصد بازگشت به وطن ترک کرده است. یک راست به رادیو آمده و گویندگی شده حرفه اش.

نمک رادیو ما را پابند کرده...!!!

به میزان صراحتش حرفه ای هم هست؛ چه به عنوان گوینده رادیو و زمانی که در استودیو می نشیند و چه زمانی که به عنوان مصاحبه شونده رو به روی ما. در هر دو حالت، تا جایی که میتواند، حرف هایش را بی پرده می زند و به قول خودش سربزنگاه، با یک جمله همه حرف هایش را جمع می کند و زهرشان را می گیرد. می گوید ازقولش تیتر بزنیم رادیو دردرجه اول گوینده می خواهد، نه بازیگرند و اگر این طوری ادامه بدهند، با این تریپ خفن بازی، دیر یا زود از رادیو کنار زده شده و محو می شوند. گفت و گوی ما با مهران دوستی در یک روزسرد وبارانی در آلاچیقی انجام شد که گویا پاتوق مهران است و دوستان، آلاچیقی روبه روی ساختمان پخش مرکزی جام جم. هرچند مهران دوستی آن قدر حرف برای گفتن داشت که نمی دانیم اگردوستانش می آمدند. اساسا مجالی برای حرف زدن پیدا می کردند یا نه؟!

موسی حسینی راوندی – ایمان جلیلی

با تشكر از انسیه خانوم از وبلاگ:

http://hamshahri-javan.blogfa.com/

 

 

 

 

  • دررادیو این قدر کارهای کلیشه ای انجام شده که وقتی یکی پیدا می شود و یک کار متفاوت ارائه می دهد توجه همه را جلب می کند، مثل گوینده هایی که به خاطر تفاوت اجرایشان حسابی گل کرده اند.

  

بله! در رسانه هایی که همه شبیه هم هستند و همه را کوتوله بار آورده اند، یک   کسی می آید و دراین دنیای کوتوله ها، یک کم بلند تر است حرف هایی می زند که مثلاً باب میل خیلی ها نباشد بله، این گل می کند.

 

 

  • حرف ها و نوع اجرایی که البته باب میل خیلی ها هم هست.

 

ببینید! اول اجازه بدهید تکلیف یک موضوعی را مشخص کنم. بحث گویندگی از اجرا و بازیگری جداست. دوستان ما دررادیو جوان، گوینده نیستند، مجری – بازیگر هستند کار گویندگی، مادام العمر است اما بازیگری و مجریگری نه. من 27 سال است که دررادیو گویندگی می کنم. بارها هم اخراج شده ام؛ 2 سال، 3 سال، حتی 5 سال. ولی چون گوینده هستم. باز برگشته ام. کسانی که می آیند و با بازیگری مدتی گل می کنند و مطرح می شوند. خیلی زود هم فید می شوند.

 

 

  • پس تفاوت دراجرایشان را قبول دارید؟

 

بله اما من یک چیزی می گویم و دوست دارم تیترش کنید همه رسانه ها در جهان ابتدا به گوینده نیاز دارند. نه بازیگر و نه حتی مجری. الان همین آقایی که دارد از این جارد می شود، بیاید و میکروفن بدهید دستش و بگویید درباره فلان چیز حرف بزند یا آب و هوا را گزارش کند، مثل بلبل این کار را می کند. این می شود مجری. برای همه رسانه ها هم مجری، ریخته است. اما بیا به همین آقا بگو امسال سال مولاناتس. می توانید یک بیت شعر از مولانا بخوانید؟ ایشان هم می گوید شرمنده. من نمی توانم. خیلی از گوینده های ما دو بیت شعر حافظ نمی توانند بخوانند ولی اگر به همان آدم بگویید ادای راننده تاکسی را در بیاور، می تواند! این مدل اجرا کردن، تاریخ مصرف دارد، متفاوت بودن آن هم دربه کار بردن بعضی عبارات نسل سومی، تاریخ مصرف دارد. چنین مجری هایی امروز می روند توی بورس و فردا هم خیلی راحت کنار می روند.

 

 

  • پس گوینده کارش این است که با نوع اجرایش مخاطب را جذب کند؟

 

نه به این معنا. کار گوینده اطلاع رسانی است؛ اطلاع رسانی درست و به موقع، یا مثلا گفت و گو های چالشی.

 

 

  • من خودم آمده بودم بگویم بعضی گوینده های رادیو به هر چیزی متوسل می شوند که مخاطب را جذب کنند ولی گویا شما خودتان شاکی هستید!

 

ببینید، درمجموع باید ازاین حرکتی که رادیو جوان شروع کرده است حمایت کرد. من خودم ازاین دوستان گویند حمایت می کنم. ولی می ترسم کسی بیاید که این شیوه را قبول نداشته باشد. مدیر جدیدی بیاید و بگوید نه. حرف من این است که ابتدا باید گوینده حرفه ای شد، بعد رفت دنبال بازیگری. فرشید منافی، نیما رئیسی خانم صداقتی خانم رافعی و بسیاری از بچه های که آمدند درشبکه جوان و این شبکه را متحول هم کردند، در عین حال اشتباهات بزرگی هم دارند خیلی هایشان بازیگری می کنند این ها اگر دردراز مدت همین روند را ادامه بدهند، رادیو کنارشان می زند. چون اینها رقیب پیدا می کنند رادیو گوینده می خواهد و گوینده را هم نگه می دارد. رشد برخی دوستان رشد بادکنکی است. رشد می کنند و بعد هم می ترکند!

 

 

  • بعضی گوینده ها هم که فتوکپی یکدیگرند. صدا ها خیلی شبیه هم است.

 

درگویندگی یک اصل وجود دارد به اسم «صدای خوب» که متاسفانه در رسانه ما خیلی کم در نظر گرفته می شود و کم رعایت می شود. برای همین است که همه صدا ها دررادیو شبیه هم هستند خانم ها را که به جرات می توانم بگویم همه شان شبیه هم اند. باز گوینده های مرد به دلیل مسائل فیزیکی می توانندتغییرلحن بدهند ولی خانم ها نه. بعد از انقلاب به خاطر تعداد زیاد شبکه ها، مجبور شدند افراد زیادی را جذب کنند. بدون درنظر گرفتن یک سری ملاک ها از جمله صدا الان دو سه سالی است که متوجه این قضیه شده اند و می گویند گوینده باید صاحب صدا هم باشد. گوینده و مجری باید دود چراغ بخورد. باید سختی بکشد توهین بشنود. حتی بدتر از سربازی. الان به خاطر گستردگی شبکه ها، مدیرها کاری نمی توانند بکنند شبکه ها 24 ساعته اند و آنتن نباید بخوابد. ایشان را می بینند با من آشنا ست، می آیند او را هم وارد کار می کنند. البته الان بهتر شده. پنج شش سال پیش که وحشتناک بود.

 

 

  • یعنی رابطه بازی دیگر؟ یا مثلا سفارشیها.

 

شما می گویید رابطه، من می گویم اجبار. 6 شبکه 24 ساعته که بالخره باید برای آن نیرو جذب کرد.

 

 

  • پس با این اوصاف، نباید انتظار زیادی از برنامه های رادیویی داشت؟

 

شما اگر جای مدیر رادیو باشید و 24 ساعته هم بخواهید برنامه پخش کنید و به شما بگویند بودجه ما این است و فعلا از همین نیروهایی که دارید استفاده کنید چه کار می کنید؟ می آیید 20 تا گوینده تربیت می کنید؟

 

 

  • خب این به خاطر این است که ما می خواهیم ازحداقل امکانات و هزینه حداکثر بهره را ببریم!

 

دقیقا. گوینده مثل بازیگر نیست. 30 سال می ماند. ماندگار است امین حیایی می آید و نهایتا 2 سال ، 5 سال می ماند روی بورس، اما گوینده خوب 30 سال کار می کند. خب، برای چنین چیزی باید هزنه کرد. یکی از هزینه هایش گزینش مناسب است؛ آن هم نه از طریق مراکز دولتی هزینه دیگر، در اختیار قرار دادن استودیوها برای جوانان است یکی از بهترین دوره ها این است که این ها بیایند و بنشینند کنار من گویندگی کلاس آموزشی ندارد فوت و فن قرائت را شاید بشود یاد داد، اما لحن را نمی شود. ولی شما 5 سال می آیی می نشینی کنار من و کم کم یاد می گیری که البته چنین چیزی هم درحال حاضر به خاطر حجم بالای برنامه ها مقدور نیست. تا یادم نرفته بگویم آن بحث رابطه ای را که شما گفتید نقض نمی کنم اما همه جا این طورنیست. ضمن این که تاکید می کنم گاهی اجبارهم در کار است؛ برای جذب نیرو و پر کردن آنتن.

 

 

  • شاید همین اجبار است كه ما را برده است به سمت یك سری برنامه ها و اجراهای سطحی و سبك.

 

مثلاً همین اجراهای دو نفره ای كه یك آقا و خانم می نشینند كنار هم و گاهی از شدت بی مزگی اجرا، شنونده موج را عوض می كند و یا اصلا رادیو را خاموش می كند!

 

 

  • شاید هدف گذاری برنامه ها ایراد دارد.

 

بله. شخصا معتقدم باید هدف را شناخت. مثلا یك برنامه فرهنگی می رود روی آنتن ولی چون من د گیر مسائل روزانه هم هستم، یكهو وسط این برنامه فرهنگی می زنم به گوجه فرنگی! ما چون جوگیر هستیم، وسط حافظ خواندن می زنیم به این تیپ چیزها. به هرال یك رسانه پیشرو باید هشدار بدهد. شبكه جوان دارد این كار را می كند و مثل زنگ خطری است كه برای مسوولین به صدا در می آید این خیلی خوب است. دوستان من در شبكه جوان كه به جرات می گویم یك شبكه آوانگارد است، دارند كارهایی می كنند كه اولین مخالفانش هم از همكاران خود ما درصدا وسیما هستند حالا باید از این حركت حمایت كنید چون اگر جلوی حركتی كه شبكه جوان شروع كننده آن بوده گرفته شود، ما بر می گردیم به 30 سال پیش من نمی خواهم از شبكه ای نام ببرم كه برنامه هایشان شبیه 30 سال پیش است ولی حتما خودتان می شنوید.

 

 

  • شما می گویید اگر ما خوب نباشیم، شنونده موج را عوض می كند. من می گویم درحال حاضر شنونده اگ از شبكه جوان هم راضی نباشد، دیگر كجا را می خواهد بگیرد؟!

 

خب. از طریق رادیو دیجیتال كه به زودی می آید و البته الان هم آمده، شما می توانید 100 هزار موج رادیو را با كیفیت FM بگیرید. دیگر انتخاب سخت نیست.

 

 

  • می خواهم بگویم همین شبكه جوانی هم كه از آن به عنوان شبكه آوانگارد نام می برید، دچار نوعی تكرار شده است. بچه های رادیو، خودشان دارند خودشان را تكرار می كنند از «ما دانشجوییم» و «كاملا جوانانه» بگیرید بیایید جلو. این فرمی كه شما دارید از آن می گویید، دائما دارد تكرار می شود.

 

به طور كلی   با حرف شما موافقم. بعضی جاها فقط اسم عوض می شود والا برنامه، مثل همن برنامه «روی خط جوانی» است اما در بین خود برنامه سازها در شبكه جوان، رقابت وجود دارد. این رقابت در ذات رسانه است ولی چون حق انتخاب دیگری ندارید، ولی می خواهم بگویم در همین فضا و در همین شبكه جوان، دارد یك سری نوآوری هایی تجربه می شود كه با همه تكرارش از خیلی از رادیو های دیگر پیشروتر است. این هم بر می گردد به فرم برنامه ها. مثلا این كه ابتدای برنامه ها سلام علیك نمی كنیم، یا در مراكز استان ها هم دارد تقلید می شود.

اما همین فرم هم در دراز مدت جواب نمی دهد باید مفهوم و اندیشه هم در برنامه هایمان باشد.

 

 

  • مجموع این حرف ها را مگر كسانی كه كار در دستشان است نمی دانند؟

 

می دانند. در جلساتی كه هست خیلی چیزها منتقل می شود این كه رادیو به سمت لمپنیزم رفته. این كه گوینده هایی كه در شبكه جوان دارند گویندگی می كنند، لمپنیزیم را دارند رواج می دهند. زبان فارسی در خط است و... ولی این ها ایستاده اند چون می دانند كه اگر همین شبكه هم نبود. رادیوی ما به آن جایی می رسید كه خاموش می شد.

ضمن این كه بعضی وقت ها این جا سرمایه گذاری می كنند، ولی در تلویزیون برداشت می شود.

برای این كه انگیزه های شهرت تصویر و نام و امضاء گرفتن و این جور چیزها در ذهن آقایان حلول می كند و می روند آن جا.

 

 

  • چطور است كه بچه های رادیو با این امكانات و بضاعت مادی كم، حاضرند باز هم كار كنند؟ فقط خواهش می كنم به عشق ربطش ندهید.

 

نه، عشق مال هفته اول زندگی است. هفته بعد دماغ كج می شود و...

ولی این جا گرفتار نمك رادیو می شوند. ممكن است پول هم نگیرد، اما مثل خانه اش می شود. برای این كه شما احساس می كنی یك بلند گویی داری كه می توانی با یك عده همزاد پنداری كنی. همین . و گرنه فكر می كنید طرفی كه می آید با 150 هزار تومان سر دبیری می كند. دنبال چیست؟

 

 

  • با همه این اوصاف چقدر امیدوار به آینده رادیو؟

 

رادیو روند بسیار مثبتی دارد. البته ما نیاز به نقد داریم. نقد واقعی، نیاز به بازنگری در راهمان داریم. كمتر روزنامه ای را دیده ام كه بیاید و نقد درست و حسابی نسبت به وضعیت رادیو داشته باشد. البته پیش از این كه شما ما را نقد كنید، ما باید خودمان خودمان را نقد كنیم. زمانی این نقد سازنده می شود كه كاربردی هم باشد، نه این كه بیاییم جلسه بگذاریم،  موز و همبرگر بخوریم و بعد هم برویم خانه و بگوییم دیدید همدیگر را نقد كردیم؟

 

 

  • گفتید نقد فكر نمی كنید در اجراهایتان زیاد حرف می زنید؟ آدم بعضی وقت ها با خودش می گویند بابا! بگذار ببینم مصاحبه شونده چه می گوید؟

 

من این طور احساس می كنم كه طرف، دارد حرفش را تكرار می كند بعضی ها به من می گویند بی ادبی است، ولی بعضی ها هم می گویند شاهكار است. برای این كه نوع جدیدی را به وجود آورده ای كه در آن خیلی مودب نیستی، خیلی با كلاس نیستی و می پری توی حرفش. معتقدم نوع جدیدی از مصاحبه است و جواب هم می دهد.


  • آخرین ویرایش:-
آخرین پست ها
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات