طنازان تلویزیون...زیر تیغ!!!

تیكه انداختن به تیكه اندازان!!!

 

 

مهران مدیری

 

 توصیف عمومی: نوعی تلقی 6 تیغه از مقوله طنز. کسی که حرکات ماهیچه های چشم، عضلات لپ و مهره های گردن را وارد عالم بازیگری کرد. یک جور تنبلی خلاق که رموز دلبری یک جا از مسئولان، مخاطبان و اسپانسرها را به خوبی می داند. زوج او و پیمان قاسم خانی حتی از زوج منوچهر آذری و فرهنگ مهرپرور هم بهتر جواب داده است. تنها کسی که در تلویزیون ایران می تواند از کلمه «فرت» استفاده کند.

 شگردها: ناز و ادا، تکه کلام، قهرهای ادواری، استفاده مفرط از ژیلت.

 آینده شناسی: قطع نخاع و سرطان ریه هم نمی تواند مانع شود تا او مردم را بخنداند.

 

رضا عطاران

 

توصیف عمومی: معمولا جدی ترین لحظات زندگی او خنده دارترین اوقات تماشاگرانش را شامل می شوند. تبلور نوعی خونسردی توام با خنگی که بازخورد خنده داری در مخاطب ایجاد می کند. دزد تمام سریال های ماه رمضان. معمولا وقتی هم جلو و هم پشت دوربین مشغول می شود سریالش به سمت لای باقالی ها میل می کند. در آخرین فیلم سینمایی اش او توانست در یک نمای هیجان انگیز (نمای زیر کرسی در فیلم هوو) با ارائه ترکیب موجزی از زیرشلواری آبی مرسوم مردان ایرانی  و نمای درشت اندام ها، بینندگان را تا حد مرگ هیجان زده کند. او آن قدر خونسرد است که آدم فکر می کند نکند واقعا مثل بعضی از موجودات آبزی دمای بدنش متغیر است!

 شگردها: کل کل انداختن با مهران مدیری

 آینده نگری: کل کل انداختن با مهران مدیری

 

مهران غفوریان

 

 توصیف عمومی: تبلور تمام گردی های عالم هنر. او حتی حاضر نیست یک درخت صنوبر هم از او در سریال جلوه بیشتری داشته باشد. کلوزآپ لپ های او بهترین فاکتوری است که با استفاده از آن می توان بچه ها را برای غذا خوردن تشویق کرد. تعریف او از کار گروهی عبارت است از کاری که در آن مهران غفوریان کارگردان و تهیه کننده باشد، نقش اول، دوم، سوم و احتیاطا چهارم را هم خودش بازی کند و بازیگران دیگر هم حداکثر حداکثر نقششان این باشد که زمینه را برای طلوع توانایی های او فراهم کنند، از بعد از «زیر آسمان شهر3» او به زیرزمین هنر ایران نقل مکان کرده است. اکبر عبدی درباره او گفته است: «وقتی به مهران نگاه می کنم نگران سلامتی خودم می شوم!»

 شگردها: لرزاندن چربی های انباشته شده، تقلید صدای داریوش (پادشاه هخامنشی مدنظر است)، برخورد با هرگونه شی تیز و برنده، رفت و آمد در راه پله ها.

 آینده شناسی: او در آینده نه چندان نزدیک زیر آسمان شهرn  را به روی آنتن خواهد فرستاد و ...

 

جواد رضویان

 

 توصیف عمومی : کمپلکس از دهان و دندان. که وقتی باز می شوند می توان تمام نبایدهای آناتومیک یک عضو را در آنها تماشا کرد. هنر او این است که می تواند با این اعضا» مردم را بخنداند. او به تنهایی مخترع چند مدل لهجه ایرانی است. معمولا در مقابل دوربین و هنگام مصاحبه چنان پسر دسته گلی است که به تنهایی می تواند نواقص دکور برنامه را هم رفع کند. او هم جدیدا دچار سو»تفاهم برنامه سازی و کارگردانی شده است.

 شگردها: در آوردن صدای قوری، گره زدن دست و پا به هم، باز کردن دهان با زاویه 90 درجه بین فکین.

 آینده نگری: به قسمت مربوط به مهران غفوریان مراجعه کنید!

 

داریوش کاردان

 

 توصیف عمومی: نوعی لامپ 200 متحرک. زندگی هنری او با خلق کاراکتر آثار استاد خرناس شروع، ادامه و پایان یافت. او در جایی گفته است تا وقتی که با استاد خرناس جایزه اسکار طنز تلویزیونی را نگیرد ول کن این شخصیت نخواهد بود. روایت است که او هم قرائت خاصی به کار گروهی دارد به نحوی که حتی نقش دختر 18 ساله خانواده را هم با گریم استاد خرناس، خودش بازی می کند. او ترک است، اما عربی، کرمانشاهی، شمالی و یزدی را هم تقلید می کند. او به شدت در کار خود نوگرا است و در طنز او مفاهیم بدیعی چون جنس کوپنی، ازدواج فامیلی، صف، ترس از همسر و البته استاد خرناس حرف اول را می زند.

 شگرد: پیچ و تاب دادن صدا، گریم استاد خرناس، نگاه عاشقانه، قاتلانه به موفقیت های مهران مدیری

 آینده نگری: استاد خرناس و ... کماکان استاد خرناس...

 

رضا شفیعی جم

 

 توصیف ظاهری: او یقینا از چند ناحیه بدن پیوندی است. کافی است اراده کند تا هر یک از ماهیچه های صورتش به یک سمت منقبض شوند. او از معدود بازیگران تاریخ است که در عرض یک سال چنان تلاش کرد که توانست از نظر حجمی از نقشی که داشت (بامشاد) پیشی بگیرد. نقل است که بعد از آن بچه ها وقتی می خواستند به هم بگویند توپ منو بده می گفتند اون شفیعی جمو بده بیاد! از القاب او رضا چشم نعلبکی، خیابان جم و بامشاد است.

 

 شگرد: او به طور کلی شگرد است، معمولا بهترین شگرد او برای خنداندن تماشاگر جدی بازی کردن است!

 آینده نگری: او به زودی در یک سریال جدی تاریخی ظاهر خواهد شد و یک سره سریال را...

 

فتحعلی اویسی

 

توصیف ظاهری: نوعی خانه سالمندان متحرک که می تواند در این سن و سال دل جوانش را به همه نشان دهد! او ابتدا تکه  کلام هایش را که معمولا اصوات نامفهومی هستند انتخاب و بعد نقش (حالا هر چه که باشد) قبول می کند.

قدما گفته اند کاشف آدم که مهدی  مظلومی باشد،  بهتر از این نمی شود. حیف که به ما گفته اند رعایت سن و سال مردم را بکنیم وگرنه می گفتیم شلنگ تخته انداختن و تغییر صدا آدم را بازیگر طنز نمی کند.

 شگردها: چرخش دست، پوشیدن انواع لباس های مسخره، خوردن باقالی پلو با گوشت.

 آینده نگری: همیشه پیش از آن که فکر کنی اتفاق می افتد...

 

 

جلال سعیدی 

--


  • آخرین ویرایش:-
آخرین پست ها
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic