چهارشنبه 12 اردیبهشت 1386  12:05 ب.ظ

حــسـیــن بــاغـــی

مرد تبلیغات تلویزیونی

مرد تیزرهای تبلیغاتی ،‌روزی نیست كه صدای او را از تلویزیون یا رادیو نشنویم . روی بخش عمده ای از تبلیغات صدای او را می شنویم و هر یك متفاوت تر از دیگری این روزها صدای او را بر روی انیمیشن های شهرداری تهران می شنویم. .

یك نفر پشت این همه شخصیت...


ا و مرد تیزرهاست. از صبح تا شب صدایش را می شنوید. بهانه این گزارش البته این بود كه مردی با این همه مشغله چقدر درآمد دارد

اگر یك نفر « نامبر وان» می شود بی دلیل نیست. با چشم خودمان دیدیم كه ۲ دقیقه بیشتر طول نكشید، گویندگی روی تبلیغ نمایشگاه خرید بهاره و دریافت دستمزد همیشه می گفتیم آنها معجزه می كنند، تكیه كلام هایشان را با صدای خودشان تكرار می كردیم و تا سالها سرگرمی حلقه دوستانه، تكرار آن تكیه كلام ها و اداهای آنها بود. تكرار صدای مورچه خوار و مورچه ای كه همیشه دنبال هم بودند و بالاخره معلوم نمی شد كدام یك طعمه است و كدام یك شكارچی، صدای سرد شخصیت های شرور و صدای گرم لورل و هاردی، نورمن و جری لوییس، صدای صاف و محبت آمیز پیرمردان نصیحت گر و صدای رسا و مبارزه طلبانه جنگجوها و قهرمان ها.

هرچه بیشتر سعی می كردیم ادایشان را دربیاوریم بیشتر به نبوغ آنها پی می بردیم، بیشتر به عمق هنری پی می بردیم كه می توانست شرارت، نجابت، مهربانی، نفرت یا بلاهت را به قابل لمس ترین لحن ممكن ادا كند. شاید به همین خاطر هم هست كه همیشه دوست داشتیم بدانیم چه چهره ای پشت صدای این شخصیت هاست.

حسین باغی می گوید: «معجزه ای در كار نیست. در جوانی فقط عشق و علاقه بود كه ما را به تمرین تقلید صدا وا می داشت و حاصل این تمرین هم آن صداها بود.» باغی یكی از صاحبان صداهای ماندگار است. یكی از دوبلورهایی است كه به چهره های بازیگران سریال ها و كارتون ها شخصیت می دهد. شخصیت هایی كه به واسطه صدایشان گاه به آنها علاقه مند و گاه از آنها متنفر می شوی.

او می گوید: «از همان دوران تحصیل وقتی وارد مدرسه می شدم بچه ها را دور خودم جمع می كردم و برایشان تقلید صدا و ادابازی و تیپ سازی می كردم. آن وقت ها بعضی از افراد فامیل ما، در برنامه های هنری و تئاتر و سینما فعالیت داشتند و وقتی من وارد كار هنری شدم آنها نقش استاد و پیشكسوت را برایم داشتند. » اما این كار فقط به علاقه و تمرین نیاز ندارد، كار دوبلور با صدا و كلمات است و هر چیزی كه با اینها ارتباط دارد باید دوباره آموخته شود. باغی در نوجوانی و بعد از آن به سراغ موسیقی رفت و دوره ردیف خوانی موسیقی كلاسیك را دید. مدتی هم موسیقی پاپ را دنبال كرد.

می گوید: «یادم هست كه نوجوانان و جوانان، آن موقع از پدر و مادرشان دوچرخه می خواستند اما من از پدرم ضبط صوت خواستم. پدرم برایم خرید و من با خوشحالی با آن صدای اساتید بزرگی مثل مرحوم سارنگ و محتشم، اسطوره های بزرگ صدا و سینما را ضبط و بارها گوش می كردم. به تكنیك و فن بیانشان دقت می كردم و از آنها الگوبرداری می كردم. حالا هم از پدرم ممنونم كه آرزوی آن روزهای مرا برآورده كرد

آن روزهایی كه می گوید، روزهای نوجوانی اوست، روزهایی در سالهای دهه چهل، روزهایی كه برای بسیاری شاید خیلی دور باشد.

باغی سال ۱۳۲۹ به دنیا آمده و بچه محلات خانی آباد و قنات آباد تهران است.

باغی دوره ابتدایی را در دبستان شریعت گذراند، بعد به دبیرستان رازی رفت. بعد از دیپلم هم زبان فرانسه را در یك كالج زبان یاد گرفت.

باغی با نت و موسیقی آشنا شد و زیر و بم صدا را شناخت، اما جملاتی كه ادا می كرد از كلمات و حروفی تشكیل شده بود كه ادای هركدام تكنیك خاصی داشت. به نظر او برای رسیدن به فن بیان و گویندگی باید به ظرافت های احساس گوینده ای اصلی و تكنیك اش توجه كرد و تلفیق این دو است كه به نتیجه خوشایندی می رسد. می گوید كسی كه می خواهد گویندگی كند، باید تلفظ الفبا را دوباره بیاموزد و نحوه ادای حروف را اصلاح كند، لهجه اش را هنگام ادای حروف دخالت ندهد و آنقدر تمرین كند تا بداند كه چه حالت های خاصی موقع تلفظ حروف در مخرج است و در كجای دهان و بینی می پیچد. با این توجه به حروف به كلمه می رسیم و بعد هم به جمله. باید بعد از تلفیق تكنیك بیان و احساس به متن هم توجه شود. گوینده باید دقت كند كه این متن كمدی است یا سیاسی، موزیكال است یا تاریخی و با حس و حال همان موضوع، متن را بخواند

با همین تمرین هاست كه دوبلوری مثل باغی هم برای فیلم هایی مثل بن هور و تاراس بولبا گویندگی كرده است و هم جای چهاردست در كارتون نیك و نیكو، هم در سریال شینگن صحبت كرده است و هم در كارتون دور دنیا در هشتاد روز، در هركدام با حس و حال و جذابیت های خودشان؛ گویندگی تیزرهای تبلیغاتی هم كه جای خودشان را داشته است.

او كارش را با وسواس عجیبی دنبال می كرده است و به قول خودش بعد از اجرای هر كار، واكنش بیننده ها را در صحنه های مختلف زیرنظر می گرفته است. می گوید در تبلیغ یك نوع مارك ساعت به تیپ افراد مختلف دقت می كردم كه چطور ساعت را به دست خود می بندند. دقت می كردم كه یك دكتر، یك كاسب یا یك شهروند عادی چطور ساعت را به دست خود می بندد و با این روان شناسی ساعت را تبلیغ می كردم

دوبلورها و گوینده های موفق هم مثل صاحبان مشاغل دیگر كه با اهمیت دادن به مسوولیت شان در حرفه شان موفق می شوند، بار مسوولیت را روی دوش خود احساس می كنند. باغی چه در گویندگی برای تبلیغ كالاها و چه در پیش پرده خوانی فیلم ها، بار این مسوولیت را روی دوش خود حس می كرده است. او در پیش پرده خوانی یا خواندن ماجرای فیلم های بزرگی چون بن هور و تاراس بولبا در همان فضایی قرار می گرفت كه كارگردان و نویسنده و عوامل فیلم برای ایجادش تلاش كرده بودند. می گوید: «من باید برای محصولی گویندگی می كردم كه شاید تولیدش ۳ تا ۷ سال طول كشیده بود، واقعاً مسوولیت سنگینی بود. او از حسن بیان پیش پرده یك اثر تاریخی كه بار ادیبانه ای دارد صحبت می كند و سنگینی مسوولیت كار وقتی كه می فهمی پیش پرده را فقط باید پیش از اكران اول بخواند، بیشتر لمس می شود. او هنوز با خاطرات اسپارتاكوس، بن هور و سپیددندان زندگی می كند.

از این احساس مسوولیت كه بگذریم تنوع گویندگی برای شخصیت های متفاوت هم برای خودش جذاب و گاهی شگفت انگیز است. باغی پیشتر آنونس های سینمایی و پیش پرده آثار ادبی و تاریخی را می خوانده و تاریخ مردم و ایران باستان را. بعدها وارد گویندگی كارهای انیمیشن و كارتون شده و در كارتون هایی مثل دور دنیا در هشتاد روز به جای ریگودون و در كارتون نیكو به جای چهاردست گویندگی كرده است. در كارتون فوتبالیست ها، گزارشگر فوتبال بوده و در فیلم های حلال و حرام و كنت مونت كریستو و جان ساكسون و دهها فیلم دیگر هم صحبت كرده است. سریال های جنگجویان كوهستان و شینگن هم از كارهای دیگر اوست.

اما حالا كار متفاوتی را دنبال می كند. می گوید: «به كار قبلی ام برگشته ام یعنی گویندگی تیزرهای تبلیغاتی

شگفتی كار گویندگی و دوبله وقتی به وضوح حس می شود كه بدانی گاهی یك گوینده در آن واحد به جای چند شخصیت صحبت می كند. باغی در تیزرهای انیمیشن راهنمایی و رانندگی به جای «سیا»، «داوود خطر» و «هومن» صحبت می كند و در آخر هم در نقش پلیس وظیفه شناس كاراكترهای خلافكار را نصیحت می كند.

او كه درحال حاضر كارش را روی تیزرهای تبلیغاتی متمركز كرده است، یادش می آید گویندگی اش در نقش بابا برقی، آقای ایمنی گاز و شخصیت «پاك یادت نره» خیلی ها را به تقلید صدایش وا داشته بود.

باغی می گوید كه وقتی گوینده از پشت آن دیوار شیشه ای گویندگی می كند و متن را بارها به طور آزمایشی اجرا می كند، چهره اش دیدنی است. او مثل بازیگر بارها حس می گیرد و با بیانی متفاوت گویندگی می كند تا به صدای اصلی و موردنظر برسند و آن وقت است كه صدابردار ضبط اصلی را شروع می كند. این شیوه همه دوبلورها و گوینده ها بوده است، حتی گوینده هایی كه باغی از آنها به عنوان اسطوره های گویندگی یاد می كند، گوینده هایی مثل منوچهر اسماعیلی یا جلیلوند. او صداهای آنها را جاودانه می داند و وقتی این صفت را برای صدای او هم صادق می دانیم با فروتنی می گوید من در این حد نیستم. در آن حد بودن را چه كسی باید تشخیص دهد؟ چه كسی باید عشق او پشت این كار را حس كند؟ این عشق و احساس برای تمام بیننده ها و شنونده ها قابل حس و درك است. از مردم كوچه و خیابان گرفته تا دخترش كه تیزرهای راهنمایی و رانندگی را دنبال می كند


  • آخرین ویرایش:-
آخرین پست ها
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic