جمعه 28 اردیبهشت 1386  12:05 ب.ظ

دفتر شعر من كجاست؟!!! واسه اون ترانه هات...

یا... حكایتی اندر باب الرساله:

شـعـر بـایـد خــودش بــیـــاد!!!

اوضاع ترانه روبه راه نیست. انگار هیچ ترانه ای برای ماندگار شدن ساخته نشده است. یك حس فردی است كه باید خیلی عمومی شود و این اتفاق نمی افتد.

انگار دیگر كسی حرف كس دیگر را خوب نمی فهمد یا باز بهتر است بگوییم كه كسان زیادی حرف كس دیگر را درك نمی كنند. حرف های مشترك خیلی كمتر شده، ظاهرا دغدغه های مشترك هم.

این از ماندگار شدن كه به یك آرزو در بین تعقیب كنندگان و دست اندركاران موسیقی و ترانه تبدیل شده. ترانه ها معمولا پاپ كورنی شده اند.

پف بیخودی دارند. خیلی هم زود، تاریخ مصرفشان تمام می شود. یك نكته اصلی اش هم به نوع آهنگ ها بر می گردد. بعضی ها كه استاد سرقت آهنگ های عربی و تركی و غربی اند و به همین دلیل، ترانه ها خوب روی ملودی جفت و جور نمی شوند. یعنی ترانه سراها این قدر توانایی ندارند.

خیلی ها كه اساسا اینگونه ترانه گفتن روی ملودی آماده را چندان نمی پسندند! اما خب ترانه سراهای بزرگ وقتی این كار را كرده اند، دیگر نمی توان به راحتی از آن گذشت. اما بحث بر سر ملودی های سرقتی است؛ ملودی هایی كه برای یك ادبیات دیگر ساخته شده اند و در بستری دیگر.

اصلا پا را فراتر می گذاریم و ملودی های اوریجینال آهنگسازان داخلی در سبك های ترنس و هاوس را در نظر می گیریم. باز هم موضوع كمی حاشیه دارد. این بك ها، با جمله بندی فارسی چندان متناسب نیستند.

شعرها در بستر ریتم و ملودی قرار نمی گیرند و بعد ترانه سرا مجبور است جای كلمات یا خود كلمات را عوض كند. این می شود كه دیگر جمله ها سر راست نیستند و سخت به خاطر سپرده می شوند.

ضمن اینكه تندبودن ریتم باعث می شود متن هم تندتر خوانده شود و زمزمه كردنش هم برای مخاطب سخت تر می شود. تمام اینها همه درجهت ماندگارنشدن ترانه هاست. برخی از ترانه سراها، هم هستند كه سعی می كنند خیلی ثقیل و با كلمات آنچنانی ترانه بگویند. جمله بندی هایشان سخت است. این دسته را هم نباید از یاد برد.

اما نكته دیگر این است كه اساسا ترانه خوبی هم شنیده نمی شود؛ هركسی دوست دارد شبیه فلان ترانه سرای مشهور قدیمی ترانه بگوید، تصویر بسازد و مخاطب را با این تصاویر به متن ترانه ببرد، اما خود او هم، پس از سال ها به اینجا رسیده، غزل گفته، مضامین جدید وارد ترانه كرده و دغدغه هایش را به ترانه آورده.

از همه مهم تر اینكه خودش بوده. خود خودش. اما بسیاری از ترانه سراها سعی می كنند شبیه آنها شوند. به همین دلیل است كه تصاویر می شود همان تصاویروتشبیهات همان ها.

حتی بعضی ها، همان اصطلاحات ابداعی شاعران و ترانه سراهای دیگر را به كار می برند؛ اصطلاحاتی كه شناسنامه شاعران اصلی است و بعد هم توجیه می آورند كه مگر كلمات را آن شاعران ساخته اند؟

 درست است كه كلمات همان ها هستند، اما نوع استفاده از آنها در مضمون مورد نظرشان و معانی جانبی آنهاست كه این اصطلاحات را وارد شناسنامه یك ترانه سرا می كند مثلاً، هم شب یك كلمه عمومی است و هم نیلوفر ، ولی شب نیلوفری دیگر نمی تواند تركیبی عمومی باشد. دیگر مختص شاعر است. یا اصطلاحاتی مثل دلریخته و دلكوك كه دیگر تركیباتی ابداعی اند.

اما ترانه سرایان جدید ما چه آورده اند؟ یكی شروع می كند به ترانه منفی گفتن و دیگران شروع می كنند به كپی! كار به جایی می رسد كه حال مخاطب از شنیدن چنین ترانه ای بد می شود. سوژه ها بسیار معدود و محدودند.

حتی بعضی ها سعی می كنند وارد وادی های جدیدی شوند. مثلاً ترانه های اجتماعی چند وقتی است كه بیشتر مورد توجه قرار گرفته اند اما خیلی سطحی و شعارگونه.

كه مثلاً درباره موضوعاتی مثل اختلاف طبقاتی، فقر و… مدام حرف های هزاران بار گفته شده را تكرار می كنند. در این صفحه به سراغ تعدادی از ترانه سراهای مشهور و پركار این روزهای موسیقی پاپ رفته ایم و دربارة اوضاع و احوال ترانه سرایی با آنها گپ زده ایم.

بدیهی است كه این مجموعه به هیچ وجه شامل تنها فعالان عرصة ترانه نمی شود و جای خیلی  ها تویش خالی است. امیدواریم در آینده آنها هم وارد این بحث شوند و جریان را نقد كنند. از طرفی برای پیدا كردن قضاوتی عادلانه نسبت به اوضاع باید نظر مصرف كنندگان بازار و شنوندگان این ترانه ها و همین طور تهیه كنندگان آلبوم های موسیقی را هم پرسید.

منتظر گزارش، از این بخش بازار هم باشید. شاید این طوری بتوانیم نگاه دقیق تری به حوزة ترانه كه جزو تاثیرگذارترین محصولات فرهنگی است داشته باشیم. منتظر باشید و فعلا نظر ترانه سراها را بخوانید.

§         منبع:همشهری جوان

 

v      محمد صالح علا

از قدیمی های عرصة ترانه است، هر چند ترانه سرایی تنها تخصص اش نیست. او برنامه ساز، نمایشنامه نویس، بازیگر و كارگردان هم هست. همه او را می شناسند و نیازی به تكرار مكررات نیست.

شما چه كسی را ترانه سرای حرفه ای می دانید؟

ببینید، من كسانی را می شناسم كه از ترانه سرایی درآمد كسب می كنند و زندگی را می چرخانند. خیلی هم به آنها خوش می گذرد و درآمد زیادی هم دارند. اما بعد از اینكه آثارشان را داوری می كنی، می بینی كه آنها ترانه نمی گویند و كارشان در حوزه زیباشناسی نیست و تأثیری هم ندارد.

من آنها را ترانه سرا نمی دانم. به نظرم ترانه سراهایی كه موجه هستند و آثار ماندگاری دارند و در این حوزه درجه یك هستند، كارهای دیگری می كنند، ترجمه می كنند، نمایشنامه می نویسند، فیلم می سازند، روزنامه نگارند یا... من واقعا ترانه سرایی كه در حوزه جمال شناختی كار بكند و شغلش هم باشد و كارهای ماندگار هم داشته باشد، نمی شناسم.

مشكل ترانة امروز كجاست كه مردم كمتر با آن ارتباط برقرار می كنند؟

به نظر من مشكل بزرگ شاعران و ترانه سرایان نسل جدید، این است كه همه شبیه هم می گویند. یعنی اگر اسمشان را از پای اثرشان برداری معلوم نیست این اثر از آن كیست.

مشكل دیگر این است كه تقلید خیلی زیاد شده؛ یعنی كلمات را جابه جا می كنند و می شود یك اثر جدید؛ یعنی انگار مد شده كه نانشان را به كرة دیگران بمالند و بخورند. این نشانگر این مسئله است كه نوگرایی درحال حاضر در ترانه ازبین رفته است.

پیش بینی تان درباره آینده ترانه ایران چیست؟

اگر به دوره طلایی ترانه سرایی در ایران نگاه كنیم، دورانی است كه خوانندگان درجه یك وجود داشتند، آهنگسازان درجه یك وجود داشتند، ترانه سرایان درجه یك وجود داشتند، تنظیم كننده و نوازندگان درجه یك وجود داشتند؛ یعنی همه اینها باهم موجود بود.

ما الان فرهاد داریم؟ واروژان داریم؟ اگر هست ما می توانیم انتظار داشته باشیم كه ترانه سراهایی مثل بزرگان ترانه مان هم رشد كنند و به وجود بیایند و اگر نیست باید چه كار كرد؟

من خودم ترانه هایی دارم كه دوستشان دارم.به چه آهنگساز و خواننده ای بدهم كه كار كند؟ یعنی دیگر همچین جمع ها و آدم هایی نیستند. به همین خاطر، من از آینده ترانه هیچ اطلاعی ندارم و از نظرم مه آلوده است و حالت اثیری خاصی دارد.

یعنی از ترانه امروز ناامید شده اید؟

به جرأت می گویم زمانی بود كه ترانه تأثیرش از غزلیات حافظ و شاهنامه فردوسی و اشعار سعدی بیشتر بود. متأسفانه آنهایی كه مسئولیت این امر را عهده دار هستند، ترانه را دست كم گرفته اند.

من قصد نق زدن ندارم، اما باید اینجا بگویم كه امروز با دیدن وضع حاضر، خیلی احساس پرشكستگی می كنم. من امروز یك ترانه سرای پرشكسته هستم، پرشكسته؛ یعنی بالی برای پریدن ندارم.

v      افشین یداللهی

با خیلی از خوانندگان مطرح پاپ همكاری كرده و در كارهایش ترانه های خوبی هم دیده می شود. آخرین همكاری او با عصار و در قطعة هویت بوده كه با واكنش های متفاوتی همراه شده است.

می گویند ترانه سرای حرفه ای، كسی است كه از ترانه گفتن پول در بیاورد. شما با این حرف موافق اید؟

ترانه سرا تا توانایی دریافت پول را نداشته باشد، حرفه ای محسوب نمی شود زیرا شما باید به جایگاهی برسید كه دیگران حاضر باشند به هر دلیلی بابت ترانة شما پول بدهند. تا شما پولی از این راه دریافت نكرده باشید، آماتور هستید و وارد فضای حرفه ای نشده اید.

شما خودتان حاضرید به خاطر پول، ترانه ای بگویید كه اعتقادی به آن ندارید؟

در شرایط خاص احتمالا اینگونه ترانه را نمی گویم. البته بستگی به موقعیت دارد. الان می گویم نه، اما ممكن است یكی از نزدیكان در حال مرگ باشد و به پول این ترانه نیاز داشته باشد. پس در چنین شرایطی این حرف ممكن است شعار باشد، اما تاكنون شرایطی پیش آمده و این كار را نكرده ام.

شما به چه ترانه ای می گویید ترانه خوب؟

نمی توان تعریف مشخصی داشت. اما اگر ترانه به هدف خود (كه ممكن است مصرفی بودن باشد) پایبند و متعهد باشد و مسلما از چارچوب قوی و شسته رفته ای برخوردار باشد، ترانة خوبی است.

چرا بیشتر كارهایی كه این روزها توی موسیقی خودمان می شنویم، ترانه هایش سطحی اند؟

كارهایی كه مجوز گرفته و بیرون آمده اند، نشان توان ترانة ما نیست. منظورم از ترانه، كلام روی ورق است كه در این زمینه، از گذشته خیلی قوی تر شده ایم و پیشرفت كرده ایم.

چون اقتصاد موسیقی ما پررونق نیست، همه می خواهند مانند بسازبفروش ها با كمترین هزینه آلبوم را تمام كنند كه به همان میزان كارها ضعیف و سطحی هستند و همه چیز دست به دست هم می دهد تا كارهای سطح پایین، وارد بازار بشوند.

شما به آیندة ترانه خوش بین اید؟

بله، چون موسیقی را نمی شود از زندگی مردم حذف كرد، من خوش بین هستم. الان شاید وضعیت حال حاضر مساعد نباشد. اما پرمخاطب ترین اثر ادبی، ترانه است و خیلی نمی شود مطمئن بود كه به شرایط مساعد نمی رسیم. در نـهـــایـت مــی تــوانـیم امیدوار باشیم.

v      نیلوفر لاری پور

اسمش با آلبوم مسافر بر سر زبان ها افتاد؛ یعنی از همان اوایل احیای موسیقی پاپ در كشور. او سختگیرتر از خیلی از همكارانش، خیلی به كارنامه اش اهمیت می دهد.

ترانه سرای حرفه ای بودن یعنی پول گرفتن در ازای ترانه؟

من خودم تا پول نگیرم ترانه را تحویل نمی دهم. ترانه سرا باید به مقامی رسیده باشد و آن قدر اسمش قیمت داشته باشد كه كسی پولش را نخورد و بتواند پولش را بگیرد. ترانه سرا باید شغلش ترانه سرایی باشد، یعنی از این راه پول در بیاورد. خود من از پول ترانه اجاره خانه می دهم، مانتو می خرم و رستوران می روم.

حرفه ای بودن در هر كاری این است كه شما پول بگیرید. در حال حاضر، ترانه سرایی یك مافیا دارد كه شاید خود من هم جزوش باشم؛ نه اینكه بد باشد نه. یك جریان هستیم كه باید با هم باشیم و با هم پیش برویم. فرضا ممكن است شخص جدید را هم از میدان بیرون كنیم.

اینكه آدم در ازای ترانه هایش پول بگیرد، باعث نمی شود كارش به ابتذال كشیده شود؟

ببینید، من بعضی مواقع، 6 ماه كار نكرده ام زیرا قیمت كارهایم بالاست و علتش این است كه با هركس كار نكرده ام و هر كلامی هم نگفته ام. خب اگر این روند ادامه پیدا كند، باعث می شود از كلامی استفاده كنم كه راضی نیستم. اما می گویم اسم من را پای آن كار نزنند زیرا به پولش نیاز دارم. وقتی كار خوب خواهان ندارد، مجبور می شوی برای امرار معاش با اسم مستعار كاركنی یا به قول دیگر اگر مجبور باشم این كار را بكنم، آقای گزارشگری را پیدا می كنم و می گویم مجبور بودم چون پول اجاره خانه ام عقب افتاده بود.

شما به چه ترانه ای می گویید ترانه ضعیف؟

ترانه ای كه غلط باشد و تصویر شاعرانه نداشته باشد، به نظر من ترانه ای ضعیف است.

چرا مردم، ترانه های این روز و روزگار را زیر لب زمزمه نمی كنند؟

وقتی كار خوبی بیرون می آید(یعنی می گیرد و مردم استقبال می كنند) بقیه به جای دقت در محتوا و قدرت كار، فقط آن را كپی می كنند. من در زمینة كلام، به خودم بالاترین نمره را می دهم و از خودم راضی هستم، اما به غیر چند كاری كه وارد بازار شده، خودم راغب نیستم كارهای اجرا شده ام را برای بار دوم گوش بدهم.

و پیش بینی تان دربارة آینده موسیقی تان؟

(با خنده می گوید) به خدا من از یك ساعت بعد خودم هم خبر ندارم، چه برسد به آیندة موسیقی. اما اگر وضعیت همین طوری كه الان هست پیش برود، فاجعه است و این اوضاع بیشتر به ضعف ملودی و كسانی برمی گردد كه منبع مالی موسیقی ما هستند.

v      شاهكار بینش پژوه

هم شاعر است، هم آهنگساز و هم خواننده؛ علاوه بر 3 آلبومی كه منتشر كرده، ترانه های زیادی هم برای علیرضا عصار سروده و به نوعی زوج او در این سال ها بوده است.

نظر شما دربارة ترانه سرای حرفه ای چیست؟

حرفه ای در حیطه ادبیات و بسیاری از هنرهای دیگر، گاهی معنای عكس دارد؛ یعنی كسی كه از طریق ترانه امرارمعاش نمی كند حرفه ای محسوب می شود. درواقع حرفه ای بودن یك ترانه سرا در سابقه اجرایی و هنری آن آدم است.

نظرتان درباره امرارمعاش از راه ترانه سرایی چیست؟

به این سؤال شما به ناگزیر با احتیاط بیشتری پاسخ خواهم داد زیرا بسیاری از ترانه سراها از این راه امرارمعاش می كنند اما با احترام به كلیه این دوستان، من معتقدم كه امرارمعاش از این طریق به ناگزیر روزگاری به ابتذال خواهد كشید.

وضعیت ترانه امروز، به نظر شما، راضی كننده هست یا نه؟

وضعیت امروز، من را خوشحال نمی كند زیرا موسیقی و ترانة ما، موسیقی و ترانة سانسورزده ای است. نقد و بررسی موسیقی و شعر سانسور شده نقد درستی نخواهد بود. از این جهت كه از تمام پتانسیل های هنرمندانه استفاده نشده و بخش بزرگی از آنها در پستوی خانه ها پنهان است. ما در شرایطی می توانیم به نقد بپردازیم كه داده ها، داده های كافی باشند، نه تنها آنچه اجازة انتشار می گیرد.

به آیندة ترانه خوش بین اید؟

من خوش بین نیستم و طی 6 ماه اخیر، امیدم از نصف هم كمتر شده است. گمان می كنم همه چیز به سیاست گذاری های فرهنگی بستگی دارد. ما تا پیش از این در جای خود فرو می رفتیم ولی امروز پسرفت می كنیم.

v      یغما گلرویی

نام او را خیلی شنیده اید؛ این وری و آن وری. یغما به هر كسی كه از او ترانه بخواهد، نه نمی گوید و معمولا هم از اجرای ترانه هایش راضی نیست. او البته هواداران ویژه ای هم دارد.

ترانه سرا باید حتما وزن و عروض بلد باشد؟

نه، ترانه سرایی به نظر من فرمول خاصی ندارد، اگر ترانه سرا موسیقی و وزن و عروض بداند خوب است اما خود من وزن و عروض بلد نیستم. یعنی اگر بپرسند فلان ترانه را روی چه وزنی گفته ای نمی دانم و نیازی هم به دانستنش نمی بینم.

شما شغلتان ترانه سرایی است؟

همسایه ها از من می پرسند شغلت چیست و چرا همیشه خانه ای؟ وقتی می گویم ترانه سرا و مترجم هستم، تحسین می كنند و بعد می گویند: موفق باشید، خب شغل اصلی تان چیست؟

فكر نمی كنید وقتی آدم، شغلش بشود ترانه سرایی به ترانه اش لطمه بخورد؟

راستش را بخواهید، من اگر روزی به مشكل مالی برخورد كنم، برخلاف چیزی كه اعتقاد دارم هیچ وقت نمی نویسم. در چنین شرایطی مطمئن باشید مسافركشی می كنم. به نظر من وقتی ابتذال رخ می دهد كه ترانه سرا برخلاف جهان بینی و اعتقادش عمل كند و بنویسد.

وقتی می گویند یك ترانه مبتذل است، یعنی چه؟ یعنی كلامش مبتذل است؟

نه، خالتور در كلام اتفاق نمی افتد، در موسیقی شكل می گیرد. ما كلام خالتور نداریم. به نظر من هیچ چیز در هنر مبتذل نیست و نمی توان به آن مبتذل گفت.

حال و روز ترانة امروز چطور است به نظر شما؟ شما از این اوضاع راضی هستید؟

من صددرصد از وضع حاضر ناراضی هستم و متأسفم. اگر ترانه را بخواهیم با كارهایی كه اجرا شده و در بازار موسیقی است بسنجیم، افتضاح است. در شرایط حاضر كارهای خوب، به دلایل واهی و بی دلیل وارد بازار نمی شوند و برعكس، كسی با كارهای خالتور و مصرفی كاری ندارد.

خیلی از آلبوم هایی كه از كارهای من منتشر شده، هنوز خود من گوششان نداده ام، چون درونشان هیچ اتفاق خاصی نیفتاده است. بیشتر می گذارم در آرشیوم تا بعد مرگم كارنامه ای از كارهایم موجود باشد، همین.

آینده چطور؟ آینده روشن است؟

آیندة روشنی نمی بینم و به قول دیگر آینده را افتضاح می بینم. چون به غیر مسائل مدیریتی و مجوزی موسیقی امروز ما كه وضعیت نابه سامانی دارد، سلیقة چند نفرتهیه كننده در لاله زار، دارد كل موسیقی ما را هدایت می كند.

تمام هدف ها عوض شده است و اعتقادی وجود ندارد. تنها پول حرف اول و آخر را می زند و این تأسف بار است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


  • آخرین ویرایش:-
آخرین پست ها
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات