جمعه 28 اردیبهشت 1386  01:05 ق.ظ

افشین یداللهی در شب شیشه ای

»»ماندگاری فقط در ترانه نیست««

گپ صمیمانه رضا رشید پور با افشین یداللهی،ترانه سرا

خانمها آقایان دختر ها پسرها سلام شب شیشه ای شما بخیر. سئوال امشب برنامه: -کلام کدام ترانه را می پسندید؟ 1-استاد علی معلم 2-افشین یدالهی 3-روزبه بمانی 4-فرزاد حسنی

-امشب مهمان شب شیشه ای یک ترانه سرای مشهور است .رشته ی اصلی او روانپزشکی است به این دلیل شناخت خوبی نسبت به روان مخاطبش دارد بارها و بارها تیتراژهای برنامه های تلویزیونی را با کلام موزون ایشان شنیده اید دکتر افشین یدالهی سلام شب شما بخیر .

  من هم سلام عرض میکنم خدمت شما و همه بیندگان عزیز .

بقیه در ادامه مطلب...

 

 

-آقای افشین یدالهی شما هم که از آدم هایی هستید که از رانت استفاده می کنید از توجه ویژه مدیران استفاده میکنید که الان 6،5تا از تیتراژهای برنامه های صدا وسیما با ترانه های شما به روی آنتن میرود چه جوری این پسر خاله بودن را با مدیران صدا وسیما بدست آوردید ؟

دلیلش این است که من اصلاً مراجعه حضوری به صدا و سیما نداشته ام و برحسب یک اتفاق این قضیه پیش آمده تیراژ اولی که به صورت رسمی انجام شد مال «بازی پنهان» بود که از شبکه 5 پخش شد که دوست عزیزم آقای امید حجت خوانده بودند و بعد فیلم «خط قرمز» بود که به من زنگ زدنند و گفتند که ما یک ملودی داریم و روی آن ترانه بزار،کارگردان این کار آقای قاسم جعفری بودند که من ایشان را ندیده بودم و نمیشناختم ،همکاری بعدی باجناب جعفری در سریال «شب آفتابی» بودکه زنگ زدند و کار را انجام دادیم که ایشان هم من را نمی شناختند همکاری بعدی در «مسافری از هند» بودکه ما هنوز همدیگر را ملاقات نکرده بودیم .

-آقای دکتر همه کسانی که در بین بعضی از دوستان متهم به پسر خالگی می شوند هر موقع از ایشان سئوال میکنیم میگویند که نه ما اصلاً مدیران صدا و سیما را تا بحال از نزدیک ندیده ایم و نمی شناسیم حتماً یک چیزی بوده که و یا اتفاقی نبوده که این حرفها پشت سر شما بوده.

خیر پشت سر خیلی ها حرف می زنند و ممکنه اتفاقی باشد البته من این مسئله را مسئله مهمی نمیدانم .ولی من در 2شاخه ای که کار کردم یکی آقای فردین خلعتبری بوده و دیگری آقای قاسم جعفری یکی آهنگساز و دیگری کارگردان اتفاقاً افراد پر کاری در صدا و سیما بودند .

-این همه ما در کشور ترانه سرا داریم چرا فقط شما چند نفر را برای تیتراژهای تلویزیونی انتخاب میکنند؟

  این سئوال قضیه اش فرق میکند به نظر من صدا و سیما می تواند استعدادهای جوان یا غیر جوان را که استعداد و توانایی زیادی هم دارند را جذب بکند به نظر من این قدم را صدا وسیما باید بردارد .حالا من بخاطر کارهایی که کردم شاید بیشتر شناخته شدم در این زمینه وباز هم می گویم که هیچ رانتی در کار نبوده و من و آقای خلعتبری دوستان خوبی هستیم و از نظر کاری باهم ارتباط خوبی برقرار میکنیم . 

-حداقل و حداکثر مبلغ به اصطلاح غزل فروشی در ایران چقدر است ؟

غزل فروشی یک بار منفی داره همان چیزی که شما فرمودید.چیزی که مد نظر شمااست ترانه است نه غزل و حالا همین ترانه قیمتهای متفاوتی دارد از مجانی و رایگان شروع می شود تاپانصدهزارتومان.البته قصد اصلی من این مبالغ نیست قصد اصلی من کار خوب است خیلی وقت ها ممکنه با دوستانم به گونه ی دیگری برخورد بکنیم ولی دوستان دیگری هم هستند که این قیمت میگیرند البته بستگی به تعدادکارهایشان هم دارد.

-شما الان چند نفر ترانه سرای خوب در موسیقی پاپ ایران می شناسید؟

از نظر،کسانی که واقعاًدارند کار میکنند و ترانه هایشان به حد اجرا رسیده باشد و حرفی برای گفتن داشته باشند تعدادشان زیاداست ولی کسانی که مابخواهیم به نام بشناسیم تعداد آنها اندک می شود ولی پتانسیلی که در عصر حاضر در ترانه سراهای ما است واقعاً زیاد است ولی متأسفانه شاید مجال بروز آنچنانی پیدا نمیکنند.

-مجال بروز را همین میگویندکه مثلاً تهیه کنندگان و کارگردانهای تلویزیونی یکسری افراد خاص را می شناسند فقط میروند دنبال آنها و جوانهایی که ترانه های خوب دارند همینطور با ترانه هایشان می مانند.

مورد مصرف ترانه فقط در تلویزیون نیست ما این همه خواننده ترانه سرا و آهنگساز داریم که مطرح هم هستند و فروش زیادی هم داشته آثارشان ولی در سطح تلویزیون نبودند وکارهایشان در سطح بازار عام به جامعه دادند.

-به هر حال شاید بعضی از آدمها یک قدرت های ویژه ای دارند همه چیز را هم به حساب پسر خاله بودن نگذاریم حتماً یکسری نقاط قوت در بعضی ها است که برجسته میشوند.

یکی از دوستان ما میگفتند که هیچکس اتفاقی به یک جایگاه شاخص نمیرسد حالا می تواند در هر زمینه ای باشد هنری ورزشی و غیره . در زمینه ی ترانه که به عنوان یک هنر حرفه ای است باید اصول حرفه ای گری را هم رعایت کنیم.ترانه سرا بایدکلام بسیار قوی داشته باشد و اگر معنای حرفه ای بودن را نداند متأسفانه نمیتواند موفق بشود.حالا این فضای حرفه ای در صداو سیما به یک صورت است و در جامعه به یک صورت دیگر.

- شما به عنوان یک ترانه سرایی که خیلی ها به شمااعتماد دارند در دنیای موسیقی به رانت و پسر خالگی در صدا و سیما چقدر معتقد هستید؟

ما میتوانیم آشنا بودن و راحت بودن از لحاظ همکاری تعبییر بکنیم ،یا یک رابطه ی کاری سالم اگر آن فردی که دارد کار انجام میدهد و موفق است حالا اگر پسر خاله است یا نه هیچ تفاوتی نمیکند مهم بازده کار است و مسئله اینجا است که ما مانع کس دیگری نشده باشیم شخص خود من اگر کار میکنم نمیگویم که چون من دارم کار میکنم پس شخص دیگری نباشد ،نه اگر کسی به من پیشنهادی کرده من انجام داده ام مثلاً بوده که ما این کار را به چند نفر میدهیم همه بگویند و یک نفر انتخاب بشود من میگویم شاید این روال خوبی نباشد، من میگویم کارگردان و تهیه کننده باید تکلیفش را باخودش بداند و باکسی که میخواهند کار کنند مشخص باشد و بعد به آن سفارش بدهد.

-پس شما میفرمایید که آشنایی هارا هم میشود تعبیر به رانت کرد و هم اینکه اگر کسی توانایی دارد توانا است و کارش نمیشود کرد حالا بیایم کار ندهیم به او چون می شناسیمش.

  مسئله این است که الان افراد زیادی هستند در ترانه سرایی،ما الان یک خانه ترانه داریم از 5سال پیش که بچه های زیادی هستند که در آنجا ترانه هایشان را می خوانند و عده زیادی هستند که قابلیت کار در صدا و سینما را دارند شاید این وظیفه صداو سیما باشد که یک قدم نزدیکتر بشود و ببیند که آیا واقعاً کسی هست یانه ، و این افراد همه مجتمع هستند و همه کارهایشان را می خوانند،یعنی اگر یک قدم کوتاه از سمت صدا و سیما باشد تعداد بسیار زیادی استعدادکشف می شود.

-آقای یدالهی چون خیلی ها علاقه مند به دنیای موسیقی هستند آهنگساز شدن و خواننده بودن برای آنها سخت است و بهترین راه را ترانه گفتن میدانند و به این خاطر ورودی ترانه سرایی خیلی زیاد است در ایران آیا ما با هر توانایی از ادبیات می توانیم ترانه سرایی کنیم یعنی این یک قضیه علمی است یا هر جمله ای حس ما گفت هرچند که قافیه هم داشت یا نه بنویسیم .

من یکبار یک جمله ای گفتم که ،وقتی که سالها ترانه هایت را بی اجازه زمزمه کنند آنوقت اجازه داری خود را ترانه سرا بنامی. یعنی اینکه ترانه سرایی ممکنه در شروع به نظر کمی ساده بیاید ولی کار ساده ای نیست ما اگر کمی به گذشته ی ترانه فکر بکنیم میبینیم که در یک دوره از این کار ما فقط چند نفر ترانه سرا و تصنیف سرای حرفه ای در این کار داشتیم در حالی که تعداد کسانی که در این زمینه کار کردند خیلی زیاد هستند وکسانی که شاخص می شوند واسم و ترانه هایش در یادها می ماند کم اند الان هم همینطور است در واقع ترانه سرایی یک کار سهل و ممتنع است که هر کسی حتی اگر شاعر بود میتواند ترانه سرا باشد برای ترانه سرا بودن شاعر بودن لازم است ولی کافی نیست.

-پس روش آن چه جوری است،مثلاً الان یک جوانی دوست دارد ترانه سرا بشود چکار باید بکند که ترانه هایش قوی بشوند چه به لحاظ احساس چه به لحاظ ساختار؟

ترانه هنوز یک قوانین مدونی ندارد ما هنوز در روی اسم ترانه هم توافق نداریم،ما در این توافق نداریم که به چه چیزی می شود اسم ترانه را اطلاق کردکه چی است و چی نیست حتی این تعریف در طول زمانهای مختلف هم تغییر میکند مسئله ی اول این است که آن فرد مسلماً باید اصول اولیه ادبی و شعری را بداند حالا اگر میخواهد این ساختارها و ادبیات را بشکند باید باتسلط و آگاهی این کار را بکند،کسی که اصول اولیه وزن و قافیه را نمیداند و بخواهد ساختار شکنی بکند،شاید خیلی نتواند موفق بشود،قسمت اول تکنیک کار است و قسمت دوم این است که حرفی برای گفتن داشته باشد،اصلا در هنر شاید بیان خلاق احساسات یااندیشه باشد هرکسی می تواند اندیشه شخصی خودش را داشته باشد و قرار نیست که آن اندیشه یک اندیشه پیچیده و بقرنجی باشد مهم این است که حرفی برای گفتن داشته باشد و آن حرف را با تکنیک لازم بگوید حالا پیشرفت کار مسلماً طعم خودش را پیدا میکند و حال و هوای خودش را پیدا میکند.

-جدیداً در فضای یکی دوسال اخیر موسیقی پاپ در کشورمان خوانندگان خیلی محبوبی وجود دارند که خودشان هم ترانه سرایی میکنندکه یکی از محبوبترین هایش هم مهمان برنامه مابود و می پذیرفت که چهار چوب ترانه هایش شاید بعضی جاها ایراد داشته باشد ولی این یک حس است،یا بسیاری از این موسیقی های زیر زمینی که شنوندگان زیادی هم در بعضی مواقع پیدا میکنه به لحاظ تکنیک ترانه زیاد قوی نیستند ولی حس زیادی دارند این نفی کننده حرف شما نیست که الان تکنیک در ترانه زیاد مهم نیست؟

این دو قسمت از کار است حالا ما هرکدام از آنها را اگر بهش کمتر بپردازیم در آن قسمت ضعف داریم ولی این به معنی این نیست که لزوماًاین کار ارتباط برقرار نمیکند خیلی از کارهااست که بعضی وقتهاایراد های تکنیکی دارد ولی چون بدلیل اینکه حس بالایی دارد ارتباط برقرار میکند ضمن اینکه ما ارزیابیمان را قسمتی از آن را ارتباط با مخاطب و تیراژ قرار میدهیم که بسیار هم مهم است از نظر من ولی اگر بخواهیم موشکافانه تر نگاه بکنیم به یک ترانه، مسلماً یک بعد کار قسمت تکنیکی کار است اگر کار با همان حس تکنیک در آن رعایت بشود،البته تکنیک کافی، ما میتوانیم به قدری تکنیکی عمل بکنیم .که اینقدر دست و پا گیر باشد این تکنیک ما هیچ انعطافی نداشته باشیم .با خیلی از دوستانی که در زمینه شعر کلاسیک کار میکنند وقتی برخورد میکنیم اینقدر درگیر تکنیک کار هستند که عملاً خلاقیت از آنها دور میشود ما نمیگوییم که تکنیک لزوماً باید باشد و هیچ تغییری نمیکند اگر جایی حس آنقدر قوی است که ارزشمند است ما حتی میتوانیم تکنیک را فدا کنیم ولی اگر این یک روال قالب بشود و تکنیک نداشتن ضعف یک کار بشود غالباً آن کار موفق نخواهد بود.

-آقای دکتر شما نمی خواهید بخوانید؟

چون من کار پزشکی رادارم انجام میدهم در کنار کار ترانه سرایی همین وقت من را میگیرد حالا به همین 2 تا برسیم خیلی هنر کردیم .

-مراجعین شما میدانند که شما ترانه سرا هستید؟

بله خیلی از آنها می دانند و دفتر های شعرشان را می آوردند که من نظری بدهم.

-محور اصلی ترانه وقتی می خواهد به دل بشیند عشق است و ما تقسیم بندی کردیم و می گوییم یک عشق زمینی داریم و یک عشق آسمانی،که عشق زمینی مقدمه رسیدن به عشق آسمانی است پس فی نفس پذیرفته ایم که عشق زمینی وجود دارد و بدیهی است و آن هم عشق ناجوری نیست من می توانم همسرم را دوست داشته باشم مادرم را دوست داشته باشم یا پدرم را،این یک اپیدمی شده که وقتی ما یک ترانه عاشقانه می سراییم و تابلو هم است که این ترانه عاشقانه زمینی است برای اینکه عمق بدهیم به ترانه خودمان به لحاظ ظاهری و برای اخذ مجوز این عشق را سریع مرتبط میکنیم به عشق آسمانی میگوییم که برای خدا یا امام زمان گفتم من فکر میکنم که هم عشق آسمانی را کوچک کردیم بااین کار و هم اصل بدیهی عشق زمینی را انکار میکنیم نظر شما چیست؟

  به هر حال موضوع معمول ترانه هااین است ولی قالب ترانه هابه این موضوع خلاصه نمیشود موضوع اجتماعی و دیگر هم داریم این برمیگردد به سیاستهایی که بعضی مواقع در تصویر است مثلاً اگر ما این را بپذیریم به عنوان یک واقعه ،همه ی افراد در یک شرایط سنی این عواطف را تجربه می کنند این از اول وجود داشته و وجود هم خواهد داشت مهم این است که ما این را چه جور مطرح بکنیم اگر یک فردی را دیدیم که برای آن عشق زمینی شعر گفته برای همان هم گفته حالا درست است که یک ترانه را می شود به هر دو نوع تعبیر کرد ولی بعضی از ترانه ها قابلیت این کار را ندارند اگر این محدودیت را بگذاریم که در مورد عشق زمینی نباید صحبت بشود ...

-مگر الان چنین قانونی است؟

الان بهتر شده وضعیت ،ما در سریال هایمان به عشق زمینی میپردازیم خیلی راحت یعنی یک نفر عاشق کسی بشود و غیره.ولی وقتی بخواهیم این را در قالب شعر بیان کنیم با یک سری محدودیت مواجه میشویم،اگر این هست وجود دارد و کسی هم این را انکار نکرده و پیش می آید به عنوان یک موضوع طبیعی که پیش می آید در زندگی هرکس و درسهایی هم به ما میدهد که شروع بعضی از موارد خودشناسی هم است از همین مسئله شروع می شود و باید به آن پرداخت اگربیان نشود و محدود بشود باید این ترانه را مربوط بدهیم به یک فضای معنوی و یک شخصیت معنوی و دینی وآن را توجیه کنیم .

- شما چیزی فرمودید من باشما مخالفم شمافرمودید مااز سریال تلوزیونی می توانیم عشق را بگوییم ولی در ترانه نمی توانیم من می گویم تأثیر گذاشتن ترانه را با سریال مقایسه نکنیم چون تأثیر گذاری ترانه خیلی بیشتر است.

آخر چیزی است که نیاز به ترانه و سریال ندارد زبان به زبان و سینه به سینه میگردد و می آید و عشق یک قسمتی از زندگی آدم است چه ترانه ای باشد چه نباشد چه سریالی باشد چه نباشد بنابراین ترانه یک روشی است برای ابراز این عشق برای تخلیه شدن عواطف و احساسات و یک ارتباط عاطفی که انسان می تواند بر قرار کند آدم میتواند یک آرامش بیشتری پیدا بکند بعد از گوش دادن یاسرودن ترانه،ولی عشق اصالت خودش را دارد و وجود دارد،حالا کلمه عشق را که ما میگوییم ،در ترانه ها و در زندگی ما عشق فقط یک اصطلاح است ولی مفهومش ممکنه آن چیزی که در اصطلاح است نباشد بعضی وقتها ترانه های مایک وابستگی است نه یک دلبستگی یعنی که ما التماس میکنیم که اگر تو نباشی من میمیرم درسته که این یک اغراق شاعرانه درش است و درست است که یک فرد عاشق مایه عاطفی در کلامش داشته باشد اما به این عشق نمی گوییم در واقع این یک التماس است ولی وجود دارد .

-آقای دکتر حالا که عشق اینقدر در ترانه می تواند موثر باشد و مارا به ترانه برساند الان یک جریانی ایجاد شده که من همیشه از این قضیه انتقاد کردم حالا که اینقدر ترانه عاشقانه تاثیر گذار است چرا ما روی آوردیم به نفرین کردن و موارد مشابه که به نظر من خوب نیست نظر شما به عنوان کارشناس ترانه چیست؟

این مسائلی که شمافرمودید طیف داردکه از نفرین هست تادشنام،یک قسمت از این واقعیت دارد و من خودم شخصاً مخالف آن نیستم من بایک قسمت از آن موافقم به خاطر همان حد فاصل بین دلبستگی و وابستگی،از آن دلبستگی های منفعلانه که فقط ضجه و التماس میکند و هیچ پویایی درش نیست میاد بیرون.ترانه و اجتماع و شرایط اجتماعی در یک تعامل با هم هستند و همیشه اینها روی هم اثر می گذارند شرایط اجتماعی ماهم به گونه ای می شود که ترانه بازتاب آن شرایط می شود،ما الان در روابط اجتماعی هم میبینیم که دیگر عشق ها به آن مفهوم همیشگی نیست از آن طرف هم که خیلی که به سمت دشنام و تحقیر کردن طرف مقابل می رود این نشان دهنده ی یک ضعف می تواند باشد مثل ضرب المثلی که می گویند «گربه دستش به گوشت نمیرسه میگه بو میده »،در واقع اینقدر نبودن آن فرد ما را به هم ریخته که روی آوردیم به دشنام گویی و لعن و نفرین .

-آقای دکتر زمانی بود در ترانه ما که ترانه ها تحولات سیاسی اجتماعی به بار می آوردند چون تأثیر گذار بودند ماندگار می شدند مثلاً« گنجیشکک اشی مشی» باصدای فرهادعزیز که هرکدام بازتابی از تحولات سیاسی اجتماعی است ماندگار هستند یا «الهه ناز» یا«ای ایران»،فکر نمیکنید ماندگاری ترانه هایمان خیلی کم است یا اثر گذاری آنها کم شده است؟

 شاید بتوانیم بگوییم که ترانه ماندگاریش کم شده ولی فقط این ماندگاری در مورد ترانه نیست در همه ی زمینه موارد شاخص کم داریم در مورد غزل هم همینطور است در حالی که غزل سرایان خوبی داریم و همینطور در زمینه ی ستاره های سینما اگر مقایسه بکنید ستاره های بسیار قدرتمندی که هم در سینمای ما هستند و هم در دنیا و هم ورزشکاران یا حتی رئیس جمهورهایی هم که به صورت دوره ای در هر جای دنیا به قدرت میرسند الان مثل زمانهای قدیم آن طور اسم آنها ماندگار نمیشود،انگار عصر حاضر ما در دنیا عصر ماندگاری نیست وضعیت موسیقی نه تنها درکشور مابلکه در تمام دنیا به این صورت است یعنی الان ستاره های ما ودیگر کشورها مثل گذشته ها شاید نباشند .ولی من معتقدم که ترانه ما در حال حاضر از ترانه ما در گذشته قویتر خواهد بود .

-برگزاری کنسرت به ماندگاری ترانه کمک میکند؟

 یکی از راه هایش است ولی ما الان در حال حاضر حمایتی که باید بشود نداریم و صدا و سیما هم به تنهایی تصمیم گیرنده ی این قضیه نیست زیرا ما الان در مسئولین نظرهای متفاوتی داریم خیلی از مسئولین هستندکه شاید بادید بسته به این قضیه نگاه بکنند و بعضی هم هستند که میگویند ما موسیقی ملی را باید بهش بپردازیم .ولی من چند وقت پیش که با یکی از دوستان آقای میرعبدالهی یکی از مسئولین وزارت کشور صحبت میکردم دیدم که اطلاع بسیاری در ترانه ها دارند در مورد فضای کلی جامعه،شعر و موسیقی برای من جالب بود که حتی در مورد گوشه ها، ردیف ها و دست گاه ها هم با ایشان صحبت می کردم و نظرات جالبی هم داشتند و لزوماً این نبود که اگر ما بخواهیم به ترانه بپردازیم و به آن پر و بال بدیم حتماً بنا باشد که اتفاق منفی در جامعه ما بیاندازد. از موسیقی باید استفاده بکنیم و مصرف بکنیم و در طول تاریخ همیشه بوده و خواهد بود.

-آیا همه ی قضیه همین است یعنی هیچ مشکلی برای ماندگاری ترانه نیست؟

 خیر عرض کردم که الان وضعیت جامعه مابه این صورت است که افراد شاخص در موسیقی کم نداریم در زمینه ترانه هم ما ترانه سرای قوی کم نداریم و کلامشان هم خیلی امروزی است چون من معتقدم که ترانه باید به روز باشد الان ما در زمینه کلام کارکردیم ولی شاید در موسیقی و ملودی دچار یکنواختی شده ایم .

-الان بخشی از این قضیه به تجارت تبدیل شده،جالب است که ما مثلاً20 تا ترانه داریم روی کاغذ که همه ی آنها مجوز دارند این را حالا کدام خواننده می خواند،بیاتو بخوان،مثل اینکه قبلاًاینطور نبوده برای صدای خواننده می نوشتند.

در یک زمانی وقتی می خواست که یک ترانه شکل بگیرد آهنگساز خواننده ترانه سرا مدتها باهم بودند و باهم سر و کله می زدند تایک کار شکل بگیرد الان اینقدرکه فقط به بخش تجاری کار پرداخته می شود چراکه می خواهند باحداقل هزینه یک آلبوم را جمع بکنند این باعث می شود که مااز آهنگساز و ترانه سرای غیر حرفه ای استفاده بکنیم و کیفیت کار میاد پایین،ضمن اینکه خیلی وقتها ترانه ساخته میشود و اجرا میشود و هیچ کدام از عوامل کار همدیگر را ندیده اند به هر حال این نقاط ضعف هم است .شاید خیلی از ما حرف شخصی و مستقلی برای گفتن نداریم،تکلیفمان بازندگی و دیدگاه مان باخودمان مشخص نیست.

-نظر شما راجع به ترانه های وارداتی چیست؟

آن هم مثل همین جااست ترانه ی خوب دارد ،ترانه ی ضعیف هم دارد.در کل من موافق نیستم که ترانه ای خوب است که خیلی جدی و سنگین رنگین باشد یکی از موارد مصرف اینکه ما می خواهیم فقط برای انرژی گرفتن و شادشدن یک ترانه ای را گوش کنیم در هنگام مسافرت در ماشین و نمیخواهیم تفکر و تأملی در آن بکنیم این یکی از مصارف این ترانه است هر ترانه ایکه اصول خودش را رعایت کرده باشد وسالم باشد ازنظر من میتواندترانه ی خوبی باشد ومن فکر میکنم تعدادکسانی که در داخل ترانه خوب درست میکنند به مراتب بیشتر و بهتر از خارج باشد .

و اما نتیجه نظر سنجی: از بین ترانه های پخش شده بهترین را انتخاب کردند. 196196نفر در نظر سنجی شرکت کردند . 2/34%به آقای افشین یدالهی رأی دادند. 4/29%به آقای روزبه بمانی رأی دادند. 2/20%به فرزاد حسنی رأی دادند . 2/16%به استاد علی معلم رأی دادند.


  • آخرین ویرایش:-
آخرین پست ها
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات