یکشنبه 30 اردیبهشت 1386  11:05 ق.ظ

خواننـده‌های میـلـیـونتـومـانی

گزارش افشاگرانه از موسساتی كه خواننده تولید می كنند!!!

وقتی اوضاع به سمتی رفته كه می‌شود با داشتن چند میلیون پول مفت خواننده شد، چرا كه نه؟ وقتی می‌توانی دست توی جیبت بكنی و آلبوم بدهی بیرون و كلیپ بسازی و به همه نشان بدهی، چرا باید حسرت بچه معروف‌شدن را در دلت نگه داری؟

«بنگاه‌های خواننده‌سازی» همین‌جوری رشد می‌كنند و خواننده‌های درپیت همین‌جوری بیشتر می‌شوند. آلبوم‌ها به صورت زیرزمینی دست به دست می‌چرخند و تویی كه تا دیروز اوج شهرتت این بود كه آقای گل لیگ محله‌تان هستی، حالا یكشبه شده‌ای پای ثابت ضبط‌صوت‌های ماشین‌های كوچه و خیابان.

تا بوده همین بوده! خوبی‌اش این است كه امتحان‌كردن این راه برای رسیدن به شهرت، خیلی راحت‌تر از راه‌هایی مثل فوتبالیست‌شدن یا بازیگر شدن است؛ چون نه ذره‌ای استعداد می‌خواهد و نه دوزار سواد!

اما همیشه رسیدن به رؤیا این‌قدر راحت و نزدیك نیست. خیلی وقت‌ها آدم‌های زرنگ‌تر از تویی وجود دارند كه در چشم به هم‌ زدنی پولت را می‌گیرند و كلاهت را برمی‌دارند و آن‌وقت تو می‌مانی و حسرت همیشگی شهرت ...

«ما خودمان اسپانسر می‌شویم؛ تهیه آلبوم و ساخت كلیپ و شعر و آهنگسازی و تنظیم.»، «با بزرگان موسیقی پاپ همراه شوید و صدای خود را باور كنید»، «فقط با یك آهنگ صدایتان را به بازار عرضه كنید.» حتی نگاه كردن به این تبلیغات هم آدم را وسوسه می‌كند.

اگر چرخی در صفحه نیازمندی‌های روزنامه‌ها زده باشید، متوجه می‌شوید كه مؤسساتی وجود دارند كه هر روز از شما دعوت می‌كنند به آنها اعتماد كنید و سراغشان بروید تا برایتان آلبوم موسیقی تهیه كنند. اصلا هم مهم نیست كه صدایتان مزخرف است یا چیزی از موسیقی نمی‌دانید؛ مهم این است كه شما جوانید و عشق شهرت و احتمالا دوزار هم ته جیبتان پول هست؛ پولی كه حاضرید برای چهره شدن خرجش كنید؛ رؤیا شروع می‌شود.

اطلاعات تكمیلی::وبلاگ هنر هفتم

ü       «ف.ن» و «ا.چ» همان فرشید نوابی و الهام چرخنده هستند.هر دو بازیگر بودند(سریال من یك مستاجرم كه یادتان هست؟).در عالم واقعیت زن و شوهرند.

ü       گروه «0098» همان گروهی است كه برای حسین صنعتی آهنگ «دلبر» را سروده! و ساخته اند.پیام قربانی و مریم قربانی و خانواده صنعتی از دوستان مشترك آنان به حساب می آیند.(پیام قربانی تنظیم گر است«با پیام شمس،تنظیم كننده جدید بنیامین اشتباه نشود!» و مریم قربانی هم هر از چند گاهی ترانه ای میسراید).

ü       گروهی كه «سرود برره ای » خوانده اند از دوستان نزدیك محسن فرحی ای به شمار می روند.

ü       اوون آقایی كه تقلید «عارف» را انجام می دهد با انجام چند كار برای نیروی مقاومت بسیج و حصور در صدا و سیما برای خود شهرتی به هم زد.««آی پدرا...آی مادرا...!!!!»»(یادتون هست؟ اسمش یادم نیست!)

ایمان جلیلی- مزدك علی‌نظری- محمد کیاسالار- مجید رئوفی

 

 

استودیو یا اتاق‌خواب؟!

یك خانه 3 طبقه، انتهای بلوار فرحزادی شهرك غرب؛ نه از تابلو خبری هست نه قیافه ساختمان به استودیوی موسیقی می‌خورد. طبق قرار قبلی زنگ اول را می‌زنی و در باز می‌شود. جلوی در ورودی منزل، جوان 22-21 ساله‌ای ایستاده با موهای بلند و ته‌ریش؛ این همان پسری است كه شماره‌اش را از روزنامه پیدا كرده‌ای و امروز باهاش قرار گذاشته‌ای تا نمونه كار نشانت بدهد و گوش شیطان كر با هم اولین آلبوم را بدهید بیرون.

هیچ‌چیز اینجا شبیه تصور اولیه آدم نیست؛ نه استودیویی، نه منشی‌ای و نه خدم و حشمی؛ فقط و فقط یك خانه ساده كه بوی قرمه‌سبزی ناهار هنوز هم داخلش موج می‌زند. دفتر كار استاد درواقع همان اتاق‌خوابش است؛ البته باید منصف بود؛ اتاق به لطف وجود دوتا گیتار و یك كیبورد كمی موسیقایی شده.

روی میز آن‌طرف هم كامپیوتری هست كه از نبود یك سیستم صوتی درست و حسابی رنج می‌برد! روی تخت می‌نشینی تا دیالوگ‌های 2 همكار آینده شروع شود:

«من روی این كامپیوتر همه نمونه كاری دارم. فقط شما بگو دوست داری چه سبكی كار كنی و بعد فایل‌ها یكی یكی باز می‌شوند تا سلیقه مشتری دست استاد بیاید. این وسط تو باید یك دهن هم بخوانی؛ نگران نباش! خوب‌بودن صدا خیلی ملاك نیست».

«یك‌كمی فالش می‌خوانی؛ البته مشكلی نیست، توی استودیو درستش می‌كنیم».

و حالا وقت این است كه هر دو به افق‌های دوردست نگاه كنید: «اگر به توافق برسیم من 3ماهه كار را برایت جمع می‌كنم؛ چندتا شعر آماده و مجوز گرفته دارم كه دیگر معطل ترانه نمانی؛ كیبورد و گیتار را هم خودم می‌زنم، چرا بیخود پول نوازنده بدهی؟ ماكت اولیه كه حاضر شد. خبرت می‌كنم بیا وردار ببر خانه، آنجا تمرین كن. بعدش 2 روز می‌رویم استودیو ضبط می‌كنیم و تمام!».

جملات پر است از قوت‌قلب؛ این‌قدر كه فكر می‌كنی تا خواننده‌شدن یك وجب بیشتر فاصله نداری! او حتی مدعی است كه این طرف و آن‌طرف آشناهایی دارد كه می‌توانند سه‌سوته مجوز آلبومت را بگیرند؛ فقط باید كمی شیتیل را ببری بالا.

و اما یك پیشنهاد: «شما چون اعتماد به نفس نداری، بهتر است قبل از تهیه آلبوم، یك تك‌آهنگ كار كنی ببینی خوشت می‌آید یا نه. اگر نتیجه خوب بود كه می‌رویم برایTrackهای بعدی».

استاد درعین‌حال تذكر می‌دهد كه می‌شود برای كمتركردن هزینه‌ها بی‌خیال استودیو شد و توی همین اتاق 6 متری سروته قضیه را هم آورد؛ ضمن اینكه برای مشتری‌های بی‌حوصله یك راه كم‌دردسر هم هست: «آهنگ آماده هم دارم، شما فقط باید رویش بخوانی. البته این به درد كسانی كه می‌خواهند كار را ادامه بدهند نمی‌خورد. من كه پیشنهاد نمی‌كنم».

سلام آقای مالباخته

25 سالش است؛ سیامك از آن جوان‌هایی است كه از 4 سال پیش تا الان مدام بین «مؤسسه‌های خواننده‌ساز» چرخیده. در طول این چرخ‌زدن‌ها هم 4 میلیون تومانش را خورده‌اند؛ بدون اینكه حتی آلبومی تهیه شده باشد.

او حسابی از چم و خم ماجرا باخبر است: «بچه‌های دیوانه و بی‌فكر زیادند. دوست دارند مشهور شوند. منتها مسئله این است كه خیلی‌هایشان پول قلنبه ندارند. من دیده‌ام بچه‌هایی را كه رفته‌اند قرض و قوله كرده‌اند یا حتی وام گرفته‌اند تا بتوانند یك Track آهنگ بسازند.

چندتا از دوستانم هستند كه هنوز دارند قسط وام می‌دهند. خیلی‌ها هم برای پس‌دادن قرض‌شان رفته‌اند سراغ كارهای نامربوط. این اتفاق خیلی برای بچه‌ها می‌افتد». روال كار كسانی كه قرار است برای آلبوم شما آهنگسازی بكنند این‌جوری است كه معمولا مبلغ قرارداد را در 3قسط می‌گیرند؛ اولین قسط قبل از شروع كار، دومی بعد از تهیه ماكت اولیه و سومی بعد از تحویل آهنگ؛ هرچند هیچ‌وقت اوضاع به این روبه‌راهی نمی‌شود:

«روزی كه پول را می‌گیرند، ناپدید می‌شوند. بعد باید با هزار بدبختی توی شمال یا توی یكی از این كافی‌شاپ‌های تهران گیرشان بیاوری و بروی التماس كنی جان هركس كه دوست داری بیا از فردا كار را شروع كنیم!».

اما وقتی كار به قول خودشان استارت می‌خورد: «می‌آید شروع می‌كند با كیبورد آهنگ‌زدن؛ لالالا...! وقتی هم بپرسی كه آقا این دیگر چی است؟ می‌گویند داریم دمو می‌سازیم.

اگر هم یك وقت اعتراض كنی شاكی می‌شوند كه تو چی از موسیقی می‌فهمی كه حرف می‌زنی و اگر كار بالا بگیرد و نخواهید باهم كار كنید؟ «كافی است بگویی پولم را پس بده.

بلافاصله قرارداد را می‌كشند جلو و شروع می‌كنند به حساب و كتاب. همان آهنگ درپیتی را كه جلوی رویت زده، 700هزار تومان باهات حساب می‌كند؛ یك میلیون پیش‌قسط داده‌ای، برای 300 هزار تومان بقیه‌اش هم یك چك 2ماهه می‌دهد دستت كه حالا حالاها باید برای نقدكردنش بدوی

و خب، طبیعی است كه دستت به جایی بند نخواهد بود: «كاری نمی‌توانی بكنی چون كسی نیست كه به دادت برسد؛ آن بیرون اگر اتفاقی بیفتد، قاضی هست، محكمه‌ای هست كه می‌توانی بروی شكایت كنی. ولی اینجا باید بروی سراغ كی برای شكایت؟! اینها جوری قرارداد را تنظیم می‌كنند كه همه‌چیز به نفع خودشان باشد

گزارش اكشن می‌شود

سیامك لابه‌لای حرف‌هایش سراغ یك مورد خاص هم می‌رود؛ 2 چهره تقریبا سرشناس كه با استفاده از چهره‌هاشان ملت را جذب می‌كنند و به بهانه ساخت آلبوم، با آنها وارد معامله می‌شوند.

به گفته او، این 2 نفر كه قبلا بازیگر بوده‌اند، با حضور در یك مسابقه كه مدتی از یك شبكه ماهواره‌ای پخش می‌شد، حالا برای خودشان دفتر و دستكی راه انداخته‌اند و در زمینه تولید آلبوم فعالیت می‌كنند: «اینها در آن برنامه یك مسابقه خوانندگی راه انداخته‌ بودند؛ فراخوان می‌دادند و ملت هم می‌آمدند؛ چرا نیایند؟ همه عاشق این كارند؛ عاشق شهرت؛ عاشق دیده‌شدن.

از هركس بخواهی با كله می‌آید. بعد از فراخوان 5 هزار نفر آمدند. یك كیبوردزن درپیت گذاشته بودند آنجا كه از مردم تست می‌گرفت؛ منتها هر نفر باید برای تست‌دادن 10 هزار تومان پول می‌داد».

ضرب كنید؛ 5 هزارتا 10 هزار تومان می‌شود به عبارتی 50 میلیون تومان! سیامك می‌گوید مسابقه بهانه بوده؛ درواقع آقای «ف.ن» و خانم «ا.چ» از این طریق پسرهای جوان را به خواننده‌شدن و تهیه آلبوم تشویق می‌كردند: «بابا، این یارو بازیگر است، اصلا موسیقی نمی‌داند چیست!

این قدر همه جا بی‌در و پیكر است كه فقط از چهره بودنش استفاده می‌كند و برای ساخت هر Track بین 3 تا 4 میلیون تومان می‌گیرد، در حالی كه بزرگان موسیقی ما هم چنین پولی نمی‌گیرند؛ اصلا خجالت می‌كشند كه حرف پول را بزنند».

این 2 نفر هنوز هم فعال هستند و اتفاقا در تهران دفتر هم زده‌اند: «آقاهه كه موسیقی نمی‌فهمد. 4 تا نوازنده بدبخت دارد كه با 50-40 هزار تومان كار می‌كنند. یكی را هم كه 20 تا 30 درصد تنظیم بلد است، می‌آورد.

همان جا هم خانمش برایت شعر می‌گوید: «دیگه نمی‌گم بمون برام...» و آخرش یك چیزی تحویلت می‌دهند در حد آش!».

مثل اینكه آقای بازیگر از سابقه‌اش در تلویزیون هم استفاده می‌كند؛ به این صورت كه بعضی خواننده‌ها را برای خواندن تیتراژ پایانی سریال به كارگردان‌ها معرفی می‌كند. این امتیاز ویژه(!) شامل حال سیامك هم شده: «زنگ می‌زد به فلان كارگردان كه ‌یك خواننده  گیر آوردم كه برایت آهنگ می‌خواند و پول هم می‌دهد! بعد ما را می‌بردند توی استودیو كه تست بگیرند؛ تو نگو همان جا آهنگ‌ را ضبط می‌كنند بدون اینكه خبردار شوی می‌فرستند سازمان. این جوری تو 2 میلیون پول داده‌ای، كارگردان هم پولش را گرفته، پورسانت آقای «ف.ن» هم كه ردیف است!».

ورود سوم شخص

خیلی از این كسانی كه توی روزنامه آگهی می‌دهند واقعا آدم‌های تازه‌كاری هستند كه اكثرشان با استفاده از برنامه‌های كامپیوتری آهنگ‌زن شده‌اند: «دستگاه‌هایی هست كه با آنها صدای خواننده خارجی را برمی‌دارند و صدای جدید می‌گذارند رویش.

الان هم كه دیگر برنامه‌هایی آمده كه حتی یك بچه هم اگر یك كم كامپیوتر سرش بشود می‌تواند آهنگ بسازد».

داریوش خواجه‌نوری با گفتن این حرف‌ها سر صحبت را باز می‌كند. به هر حال او سال‌هاست كه در زمینه موسیقی كار می‌كند و شاگردهای زیادی هم داشته و دارد. جالب اینكه بسیاری از شاگردهای او حالا دارند به همین صورت برای مردم آهنگ می‌سازند و پول پارو می‌كنند:

«اكثر نوازنده‌های من الان آهنگساز شده‌اند. این ایرادی ندارد اما مسئله این است كه جدیدا شاگردهایی كه فقط چند ماهی است موسیقی را شروع كرده‌اند، توی روزنامه آگهی می‌دهند و كار می‌سازند»، شاگردهایی كه برای خودشان دفتر و دستكی درست كرده‌اند و دیگر بی‌خیال یاد گرفتن شده‌اند:

«آدم از این تأسف می‌‌خورد كه شاگردهایی كه شش ماه است گیتار می‌زنند و هیچی هم از تئوری موسیقی نمی‌دانند و اتفاقا شاگردهای خوبی هم نیستند، الان آهنگسازی می‌كنند و پول‌های گنده می‌گیرند».

خواجه نوری از نمونه‌هایی می‌گوید كه سرشان كلاه رفته و بعد آمده‌اند سراغ او: «یك آقایی چند وقت پیش آمد سراغ من. می‌گفت 15 میلیون داده تا با عنوان كشف ستاره و پخش كردن كارهایش در شبكه‌های ماهواره‌ای داخلی شش تا آهنگ برایش بسازند.

اول فكر كردم دارد شوخی می‌كند. آهنگسازش كسی بود كه من می‌شناختمش و می‌دانستم حتی نمی‌تواند آكورد بگیرد! خیلی‌ها از این راه به نان و نوا رسیدند؛ آدم‌هایی كه اتفاقا مشهور هم نیستند. من تعجب می‌كنم كه مردم چطور به اینها اطمینان می‌كنند».

اما آهنگسازها همیشه هم گمنام و در پیت نیستند. تعداد قابل توجهی از چهره‌های آشنای موسیقی هم از این كارها می‌كنند؛ اما نه با نام خودشان بلكه به اسم شاگردهایشان. البته رقم‌های دریافتی آنها سرسام‌آور است؛ یك  چیزی حدود 5 میلیون برای هر track!

بعضی از مؤسسات هنری نام آشنا هم هستند كه به طور غیرمستقیم در این جریان دست دارند؛ یعنی تعداد زیادی از این مؤسسه‌های خرده‌پا جزو زیرمجموعه‌های آنها به حساب می‌آیند.

داریوش خواجه‌نوری آخر حرف‌هایش می‌گوید: «خیلی‌ها می‌دانند كه این آهنگ‌ها چطوری ضبط و پخش می‌شوند؛ جریان كاملا واضح است. فقط نمی‌دانم چرا كسی به روی خودش نمی‌آورد؟ نمی‌فهمم چرا مردم هنوز دنبال این آدم‌ها می‌روند؟».

اما شاید بهترین حرف برای تمام كردن این گزارش، ‌حرفی باشد كه سیامك می‌زد: «خیلی‌ها سر این قضیه لطمه خورده‌اند. شما حداقل 10میلیون تومان هزینه می‌كنی، ‌اما خداحافظ! پولت می‌سوزد.

اگر خیلی كارت بگیرد و برای پخشش مشكل نداشته باشی شاید 2میلیونش زنده شود اما قصه همین جا تمام شده.

برای هیچ كدام از آنها هم مهم نیست كه تو موفق می‌شوی یا نه».

و تو كم كم خودت را قانع می‌كنی كه برای مشهور شدن راه‌های دیگری هم وجود دارد و رویا همین جا تمام می‌شود.

با چقدر پول خواننده‌تان می‌كنند؟

بستگی دارد كه كارتان گیر كدام دسته بیفتد؛ یك عده تازه‌كارند و تنها كار می‌كنند؛ از مؤسسه و دفتر هم خبری نیست؛ اینها ارزان‌تر حساب می‌كنند. اما اگر بروید سراغ آنهایی كه ادا اطوارشان زیاد است، باید چند برابر پول خرج كنید. اینجا می‌توانید حدود نرخ‌های هر 2 دسته را ببینید:

1 - كر و كثیف‌ها

 شعر: 150 تا 200 هزار تومان. البته اگر چهره سرشناسی برایتان شعر بگوید، این رقم تا 500 هزار تومان هم می‌رود. این راه هم در نظر داشته باشید كه شعرهای مجوز گرفته 20 تا 30 هزار تومان گران‌ترند.

 آهنگسازی و تنظیم: برای هر قطعه بین 300 تا 500 هزار تومان، معمولا بروبچ، هزینه نظارت ضبط و این جور عناوین دهن پركن را هم روی همین پول سرشكن می‌كنند!

 نوازنده: برای هر ساز، 70 تا 80 هزار تومان.

 استودیو: برای هر track به طور متوسط 50 هزار تومان. البته معمولا آدم‌هایی كه آماتور به حساب می‌آیند باید پول بیشتری برای اجاره استودیو بدهند.

  هزینه دوندگی: شامل رفت و آمد برای گرفتن مجوز و جمع و جور كردن نوازنده‌ها و این جور چیزهاست؛ سرجمع می‌كند به عبارتی 100 هزار تومان.

اتوكشیده‌ها

 شعر: از 300 هزار تومان به بالا.

 آهنگسازی و تنظیم: برای هر قطعه از یك میلیون و 700 هزار تومان شروع می‌شود و گاهی حتی تا 6 میلیون تومان هم می‌رسد؛ البته برای هر تك آهنگ!

 نوازنده: همان 80 تا 70 هزار تومان.

 استودیو: معمولا هزینه استودیو را سر همان پولی كه برای آهنگسازی گرفته‌اند، حساب می‌كنند.

 هزینه دوندگی: ندارند چون كلیه امور بعد از كامل شدن آهنگ‌ها، برعهده مشتری است!

اوضاع قمر در عقرب است

همیشه این جمله را شنیده‌ایم: «هر ننه قمری آمده خواننده شده!». منظور گوینده‌ها هم البته  بیشتر در محدوده موسیقی پاپ است؛  چه آن موقع كه موسیقی پاپ تازه متولد شده بود و چه حالا كه خوانندگان و موزیسین‌ها با آزادی نسبی تقریبا هر چه را دوست دارند، می‌خوانند.

یعنی هر كس با هر صدایی و با هر لحنی و با هر رنگی می‌تواند آهنگی تولید كند و از طرق مختلف آن را به گوش ملت منتظر برساند.

این طرق مختلف هم واقعا در نوع خود نوبرند! اما قبل از رسیدن به این طرق مختلف، بهتر است در این باره صحبت كنیم كه پس چگونه این آهنگ‌ها با استقبال نسبی مواجه می‌شوند؟ مهم‌تر از همه آهنگ الكترونیكی‌ای است كه سازندگان با حجم و قدرت بالا ضبط می‌كنند.

این آهنگ‌ها بیشتر به واسطه تنظیم ترنس یا ‌هاوس‌شان است كه مورد توجه قرار می‌گیرند؛ نه شعر آنچنانی وجود دارد، نه ملودی چشمگیری و نه صدای خوشی. اما نكته اینجاست كه با تبلیغات فراوان از طریق وب‌سایت‌ها و وبلاگ‌های واقعا زنجیره‌ای، ناگهان حمله شدیدی به گوش مخاطبان آغاز می‌شود.

اگر خواننده محترم شغل «بابا پولداری» هم داشته باشد كه دیگر حل است؛ یك كلیپ خوش رنگ با دوربین Canon و یك ایده یك خطی همیشگی برای پخش از شبكه‌های نیمه مجاز كافی است. تعرفه آهنگ‌ها هم طبق شنیده‌ها، یك میلیون تومان برای 2 هفته است.

به مشتریان ویژه تخفیف هم داده می‌شود. این در حالی است كه مطابق نظر ارشاد، اثر هر خواننده‌ای كه از این شبكه‌ها پخش شود، نمی‌تواند وارد بازار رسمی‌ شود؛ یعنی بازدهی مالی رسمی ‌در حد صفر.

اما نكته همین‌جاست كه برای این رفقا، درآمد در درجه n ام اهمیت هم قرار ندارد؛ مهم شهرتی است كه بین هم‌دانشگاهی‌ها یا دوستان مهمانی‌ها ایجاد می‌شود. حالا اگر مدت قرارداد با شبكه‌ها هم تمام شد، كسی این همه وب‌سایت دانلود مجانی را كه نگرفته.

می‌شود آلبوم‌ها را برای دانلود در اختیار مدیران این سایت‌های زنجیره‌ای گذاشت تا چند هفته‌ای هم نام خواننده معمولا خوش‌تیپ قصه ما در این سایت‌ها دیده شود؛ چه دیده شدنی! اما وب‌سایت‌ها هم جدیدا زرنگ‌تر شده‌اند.

برای پروموت كردن یك خواننده یا آلبوم، هزینه‌ای دریافت می‌كنند و این آلبوم تا هفته‌ها در صدر این وب‌سایت قرار می‌گیرد و اگر 10 آلبوم دیگر هم در این مدت منتشر شود، لینك دانلود آلبوم همان‌جا آن بالابالاها می‌ماند و از جایش تكان نمی‌خورد.

نكته اینجاست كه در این وانفسا و در كوران آهنگ‌های بد و بسیار بد، اگر كار خوبی هم ارائه شود، فرصت معرفی به مخاطب را از دست خواهد داد و كسی نمی‌تواند خوب را پیدا كند و از بدها جدا شود.  اوضاع باید قمر در عقرب شود كه  علیاحضرت ننه قمر بتواند خواننده شود؛ ظاهرا شده!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


  • آخرین ویرایش:-
آخرین پست ها
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات