این كلیپه یا فیلم عروسی؟!

 آن اوایل كه تازه داشت «موسیقی پاپ بعد از انقلاب» یواش یواش خودش را به شرایط روز تحمیل می‌كرد، ترانه‌هایی مثل «گل می‌روید به باغ» همراه با همان تصویر روییدن گل در باغ و بوستان، یا نهایتا بال بال زدن پروانه‌ای بی‌حال، از شبكه‌های تلویزیون ایران پخش می‌شد. اسمش را هم گذاشته بودند: «نما آهنگ» یا «نماهنگ»!

ویدئو موزیك‌هایی كه از آن طرف آب می‌رسید هم آنچنان تعریفی نداشت؛ معمولا به مناسبت عید باستانی نوروز، هر كی هر چی داشت رو می‌كرد و خواننده‌ها با آلبوم‌های جدیدشان صف می‌كشیدند تا یكی یكی بروند توی یك استودیوی خالی كه فقط یك حوض آب و فواره‌ای كوچك داشت با كلی نورهای رنگارنگ تند و ضایع.

معمولا هم چند تا نوازنده الكی بودند كه به فراخور حال و هوای كاری كه قرار بود به شیوه Play back ضبط شود و خواننده جلوی دوربین لب بزند، او را همراهی می‌كردند، حالا یا  با لب و لوچه آویزان، ژست مناسب اجرای كارهای اسلو را می‌گرفتند یا پا به پای خواننده شنگول كار، قر می‌دادند و بشكن می‌زدند. یادش بخیر، عجب موجوداتی بودند این نوازنده نماهای كرایه‌ای!

اما به هر حال چرخ روزگار گشت و گشت و گشت تا به اینجا رسیدیم كه حالا كانال‌های 24 ساعته ماهواره‌ای شروع به فعالیت كرده‌اند و طبیعتا برای پر كردن زمان برنامه‌هایشان نیاز به ویدئوهایی دندان‌گیرتر دارند؛ چیزی كه هم مخاطب VIVA و MTV دیده را راضی كند و هم خواننده جوانی كه كلی خرج آلبوم و سر و وضعش كرده و نمی‌خواهد چیزی از سایر رقبایش كم داشته باشد!

®      مزدك علی نظری

v      با مطالبی درباره:

ü       كوجی زادوری

ü       امیر بهادر فلاحتی

ü       شاهرخ رضی پور

 

 

 

 

 

در بطن ماجرا

كوجی زادوری دیگه كیه؟!!

 

با ظهور و اوج‌گیری خوانندگان پاپ داخلی، نوعی رقابت بین تهرانی‌ها و تهرانجلسی‌ها بالا گرفت. این قضیه در موزیك ویدئوها هم نمود پیدا كرد و اگرچه دست بیرونی‌ها بیشتر باز بود اما داخلی‌ها هم بیكار ننشستند و در یك دوره، فیلم كنسرت ها یا به اصطلاح كلیپ‌ها (كه فقط شامل همان لب زدن خواننده در استودیو بود) به وفور وارد سری نوارهای موسسه رسانه‌های تصویری شد، آن سوی آب «كوجی زادوری» میدان داری می‌كرد.

كوجی از ارامنه مهاجری است كه پس از كسانی چون «شهروز رفیعی»، «علیرضا امیرقاسمی» و «محبی» وارد گود شده و به كمك امكانات فنی خوبی كه در اختیار داشت موفق شد اسم و رسمی برای خودش به هم بزند. بد نیست بدانید این آدم درس سینما یا چیز مشابهی نخوانده و به قول معروف «خودآموخته» است و به صورت تجربی وارد كار شده.

كوجی با یاری كله‌گنده‌های محله ارامنه لس آنجلس، باندی را تشكیل داد كه با پول و روابط آنها توانست امكانات جدیدی را با  قیمت كمتر در خدمت كلیپ‌سازی بگیرد. قیمت كوجی بین 1000 تا 3000 دلار است كه  به نسبت بقیه كلیپ‌سازها خیلی به صرفه‌تر به نظر می‌رسد.

این كارگردان اخیرا دست به آهنگ سازی هم زده و باعث سرازیر شدن سیل انتقادها به سوی خود شده. مثلا «شهیار قنبری» ترانه‌سرای نامدار در یكی از برنامه‌های تلویزیونی خودگفت: «اینجا اوضاع خیلی خراب است؛ طرف صافكار بوده، آمده وخواننده شده است. حالا هم كه این آقای ویدئو موزیك‌ساز برای ما آهنگ‌سازی می‌كند

 

یكی از دلایل پركاری كوجی، بندی در قرارداد شركت‌های تولید و پخش موسیقی است كه خواننده را ملزم می‌كندویدئوهای آلبوم خود را صرفا با كوجی كار كند. مثل شركت معروف «آونگ» كه همه كلیپ‌های خوانندگان خود را از دست پخت‌های كوجی می‌بیند.

این روزها این بند كذایی به داخل ایران هم رسیده و البته اگر منصفانه به قضیه نگاه كنیم، زیاد هم بد به نظر نمی‌رسد. البته به شرطی كه نه مثل كوجی و دار و دسته‌اش درجهت استثمار خواننده یا گروه موسیقی، بلكه برای تضمین كیفیت كلیپ خواننده‌ای باشد كه شركت تولیدی آلبوم او را منتشر كرده.

 

«سپهر سعیدی» مدیر اجرایی شركت فرهنگی هنری «رهگذر هفت اقلیم» كه درزمینه تولید و نشر آثار موسیقایی فعالیت می‌كند،  از هواداران پروپاقرص این بند است. سعیدی می‌گوید: «مسلم است كه خواننده دید حرفه‌ای ما را ندارد و ممكن است برای صرفه‌جویی در هزینه‌ها یا عدم آشنایی با تهیه‌كننده و كارگردان كاربلد، ساخت كلیپش را  به دست كسانی بدهد كه حاصل كارشان به اعتبار شركت ما ضربه بزند. بنابراین ما خودمان عوامل حرفه‌ای تهیه كلیپ را  به خواننده‌ها معرفی می‌كنیم تا با كمترین هزینه، با كیفیت‌ترین محصول تولید شود

 

یكی از بهترین كارگردان‌هایی كه توسط رهگذر هفت اقلیم به خواننده‌ها توصیه می‌شود، «امیر بهادرفلاحتی» است.

كارهای امیر بهادر مثل چهره‌اش ساده‌اند و سینمایی؛ یعنی برخلاف اكثر كارگردان‌های فعال در كلیپ‌سازی، از كلیشه‌های رایج استفاده نمی‌كند و ضمنا سعی می‌كند استانداردهای فنی ساخت یك فیلم كوتاه را رعایت كند.

در جشنواره نوروزی شبكه ماهواره‌ای MITV، كلیپ «عشق پوشالی» (با صدای كامبیز قنبرزاده) كه از ساخته‌های امیر بهادر بود جایزه دوم بهترین موزیك ویدئو را از آن خود كرد. او تا به حال 13 كلیپ ساخته و چند تایی هم در دست تولید دارد.

 

كلیشه ها طبق طبق....!!!!

منظور از كلیشه‌های رایج كلیپ‌ها كه بحثش شد، هم زرق و برق‌های عجیب و غریبی است كه این روزها چهره مصنوعی خنده‌داری به موزیك ویدئوهای ایرانی داده و دم به ساعت از MITV و PMC نمایش داده می‌شوند؛ ثانیه به ثانیه لباس عوض كردن آقای خواننده، حضور قطعی یك دختر خانم خوش چهره، اتومبیل گران‌قیمت، لوكیشن‌های از ما بهترانی مثل قصرهای رویایی یا جنگل‌های باصفای شمال و برای جور شدن جنس: یك گربه پشمالو یا یك قلاده سگ خال‌خالی!

نكته این است كه تهیه این مواد چندان سخت نیست چون به هر حال وضعیت سینما و تلویزیون ما هم مثل همین كلیپ‌هاست و مشكل قبلا حل شده؛ توی فیلم‌ها و سریال‌هایی كه هر شب چند كیلویی از آنها به خورد بینندگان عزیز داده می‌شود یا روی پرده سینماها این نمادهای اشرافی‌گری به وفور دیده می‌شوند.

مخاطبی كه وضعیتش نیاز به شرح و بسط اضافی ندارد، فقط جذب تماشای اتومبیل‌های مدل بالا یا لوكیشن‌های رویایی این فیلم‌ها یا سریال‌ها می‌شود. خنده‌دار اینكه كلی هم نقد و مصاحبه با عوامل در نشریات به چاپ می‌رسد یا در تلویزیون، برنامه‌ای برای بررسی این «آثار»(!) می‌گذارند در حالی كه در حقیقت عامل توجه بینندگان همان كلیشه‌هایی است كه از آن صحبت كردیم، نه داستان زیبا یا بازی خوب بازیگران!

به هر حال، مواد لازم برای شوربای تصویری خوانندگان مهیاست؛ می‌شود با شل كردن سر كیسه، هر مدل اتومبیل یا هر جور لوكیشن دلخواه را كرایه كرد. بازیگر خوش چهره از جنس مخالف هم تا دلتان بخواهد می‌شود پیدا كرد، فقط كافی است لب تر كنید تا صد تا عشق سینما یا عشق شهرت حاضر شوند مجانی برایتان بازی كنند. حالا زیاد هم بازیگر نبودند و زیاد هم بازی نكردند، مهم نیست. مهم ست شدن او با فضای لوكس كلیپ است و بس!

 

اشتهار عاریه‌ای!

 

«شاهرخ رضی‌پور» یكی دیگر از كلیپ‌سازهای پركار داخلی است كه در یك مورد با امیر بهادر هم عقیده است؛ استفاده نكردن از بازیگر مونث در كار!

البته دلایل رضی‌پور با ادله امیر بهادرمتفاوت است؛ «من از بازیگر دختر استفاده نمی‌كنم چون باید حجاب داشته باشد، آن وقت شاید سلیقه خواننده این باشد كه آرایش چهره یا نوع لباس بازیگر مناسب موازین جاری نباشد، بنابراین برای ما دردسر درست می‌شود، اما از ماشین یا خانه‌های مجلل استفاده كرده‌ام

شاهرخ خان كه به قول خودش درس سینما نخوانده یا حتی از كنار یك كارگردان معروف هم رد نشده(!) پنج سال است كه دارد در حوزه كلیپ‌سازی كار می‌كند، برای رسانه‌های تصویری كارهای استودیویی ساخته یا كنسرت ضبط كرده و الان هم ساخته‌هایش از MITV پخش می‌شود؛ كلیپ‌هایی از خوانندگانی مثل: محمد خاكپور، حسین استیری، علی خلج، امیر مرآت، آراد و ...

او توضیح می‌دهد: «اغلب بچه‌ها اسپانسر ندارند و خودشان تهیه‌كننده كلیپ‌هایشان هستند. چیزهایی كه در كارهایشان دیده می‌شود هم یا اجاره‌ای است یا از رفقایشان قرض گرفته‌اند. نمی‌شود به تمایل این خواننده ها در استفاده از وسایل لوكس خرده گرفت چون بعضی‌هایشان واقعا صدای خوبی دارند اما  برای اینكه بیشتر جلب توجه كنند، از عوامل جذاب‌تر استفاده می‌كنند. خواننده‌ای كه  تازه وارد عرصه شده می‌خواهد با جذاب كردن كلیپش كاری كند كه بعدا مخاطب با شنیدن آهنگش یاد كلیپ بیفتد و تصاویر آن چیزهایی كه در كار دیده در ذهنش تداعی شود

امیر بهادر اما كوتاه بیا نیست؛ او بدون تعارف‌تر صحبت می‌كند: «توی این كلیپ‌ها همه می‌خواهند آن چیزی باشند كه نیستند، اكثر بچه‌ها پولدار نیستند، می‌روند قرض می‌كنند، آن وقت مارا می‌برند توی یك قصر بزرگ و رویایی تا ازشان فیلم بگیریم

 

این كارگردان جوان خواسته‌های خواننده‌ها از كارگردان را می‌شمارد: «بحث روز، جدایی است. طرف با دوستش قهر كرده، می‌خواهد همان داستان را پیاده كند و ماجرای كلیپش عین آن باشد! كاری هم ندارد كه آیا جنس موزیك و فضای كارش به این داستان می‌خورد یا نه. اغلب‌شان موزیك ترنس و دنس را دوست دارند كه بتوانند توی میهمانی‌ها بگذارند. همه‌شان پلی بك دوست دارند، عشق میكروفن دارند. قصه همه كلیپ‌ها مثل هم است، فقط یك داستان داریم؛ یا دختره نقاش و روشنفكر است یا دنبال پول و ماشین پسر دیگری می‌افتد و خواننده را ترك می‌كند!حتما هم باید كلیپ‌شان Happy end داشته باشد و به خوبی و خوشی تمام شود. چون افكت تصویری نداریم مدام لباس‌های رنگارنگ عوض می‌كنند و ...»

این آخری را خوب آمد؛ انصافا فرت و فرت لباس عوض كردن خواننده‌ها نكته‌ای است كه در هیچ جای دنیا غیر از اینجا و بالیوود هندوستان نمی‌شود دید! «مایكل جكسون» در اوج شهرت فقط یك جور لباس برای ویدئو موزیكش می‌پوشید. مثلا وقتی آهنگ «Bad»اش را می‌شنویم، سریع یاد آن لباس عجیب خاص آن كار می‌افتیم یا كت و شلوار سفید «Smooth Criminal» و سایركارهایش. امیر بهادر ادامه می‌دهد: «الان كلیپ‌ها حالت تبلیغی خوبی ندارند. چون كارها ساپورت نمی‌شوند، قدرتی وجود ندارد كه قدرت‌نمایی صورت بگیرد. تعریف درست كار ما، فعالیت زیرزمینی است. نتیجه این می‌شود كه شبكه‌ای مثل MITV با هجوم خواننده‌های آب حوضی، اعلام می‌كند: باید برای پخش كلیپ پول بدهید

این در حالی است كه تمام شبكه‌های پخش موسیقی دنیا، برای استفاده از كلیپ‌های خوانندگان باید مبلغی هم به آنها بپردازند. بگو كجای كار موسیقی ما مثل بقیه دنیاست كه این یكی برعكس نباشد؟!


  • آخرین ویرایش:-
آخرین پست ها
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات