دفتر خاطرات یه مجری مشبه به!!!

در پی درخواست و استقبال فراوان شما عزیزان ! این بار شخص شخیص بنده اقدام به سرقت دفتر خاطرات یك مجری كردم كه به همه عالم و آدم شباهت دارد جز خودش . . .(همكاران بنده در امور دزدی و سرقت و قاپیدن و این حرفا به دلیل سرقت های پیاپی دستگیر شدن خودم مجبور شدم برم بقاپم!)

خداوند همه ما را به راه راست هدایت كند. . .

توضیح: نحوه سرقت در ادامه توضیح داده خواهد شد.(فوتینا . . ما شگردهای خودمان را به شما یاد نمی دهیم. . .)

صفحه اول دفتر خاطرات را باز كردم و با صحنه ای عجیب مواجه شدم . . . در جای جای صفحه اول آن نوشته شده بود منو راها كن از این خاطرات شیشه ای . . . !!!تو چی كشیدی رضا؟!! بی خیال صفحه اول شدیم.(معلومه همین امسالی رفته دفتر خاطرات خریده. . . آخی . . نازی!)

3 فروردین 86:

آخی . . . بالاخره روی خیلیا رو كم كردم و بنی(1) رو آوردم وسط برنامه . . . نیم ساعت اوومد نذاشتم یه كلمه حرف بزنه . . . من خیلی باحالم!!! معمار(2) گفته: میباس رضا یه برنامه شیشه ای میشه ای همین روزا ببری رو آنتن. . . حالیته؟!! منم كه از خدامه. . . دور قبلی خودم و ممد(3) شیریك بودیم زدیم تو رگ.حالا این دفه ممد كنار نمیاد میگه: یا من یا هیچ كس دیگه!!!!(شعر كی بود ؟!!یادم نمیاد حالا یادم اوومد مین ویسم!!).ما هم كه بخیل نیستیم. . . خدا رو شكر یه مدرك مهندسی عمران(4) اون بیخ بیخ جیبمونه. . .  باهاش صفا می كنیم.بی خود منو مهندس ناظر فرودگاه امام نكردن كه. . . حالا صبح خبرش میاد فرودگاه فروكش كرده . . . !!! مگه من بخیلم!!! بی خیال ....

حالا موندم اسم برنامه رو چییكارش كنم؟ همون عبور شیشه ای خوبه ها. . . (صدای زنگ پیامك!!!)

اه ممده كه. . .

SMS:Ghalat Kardi. . . Obor Mobor Nadarim!!! Raftam sohbat kardam. . . gofatn bezarin SHAB SHISHEI. . . oftad? Dar zemn boro ba Behroz Sobat kon bego ye sheer meery chizi peda kone bezarin aval akhare barnameh. . . 

حالا تو از كجا فهمیدی؟ باشه . . . ! !

از یه سه چار نفری قول گرفتیم بیان تو برنامه ما ضایع نشیم. از بنی و فروتن قول گیریفتیم حتما بیان البته بنی خیلی شاكی بود اشكال نداره. . . كارش  یه بستنی ه!!! راضیش میكنم!!!

حالا ببینم چی میشه. . .

(صدا): رضا بیا اینجا كارت دارم

الان میام. . . . اه چرا دارم اینا رو مینوییسم؟!!! منو رها كن(5) از این قلم شیشه ای!!!

1-احتمالا مقصودش همان بنیامین است!

2-مجید دیگه. . .  رجبی معمار مدیر شبكه تیرون!!!

3-محمد قنبری تهرانی شیشه ای تهیه كننده شب شیشه ای

4- البته از نوع ملی و تبریزی اش!!!

5- این عبارت قبل از این برنامه كذایی مورد استفاده این مجری بوده است! باور نمی كنید؟

 

 

13فروردین 86:

امروز با ممد قنبری  و خانوم بچه ها پریدیم بیرون. . . رفتیم اطراف دركه و دربند . . . وای منو رها كن از این آلودگی شهری . . .(سال دیگه میریم شمال! !)  با بهروز صحبت كردم قرار شد دو تا از بروبكس خودشو بفرسته واسه تیتراژ اول و آخر به یه شرط . . . دوباره بیارمش تو عبور شیشه ای. . . (ممد موقع شنیدن این كلمه یه پس گردنی میزند و میگوید: شب شیشه ای رضا. . . تو آخر یاد نگرفتی؟!)

به بهروز گفتم بیا یكی ازاین شعرای اول و آخر رو بذار «منو رها كن . . . » جواب میده. . .اونم گفت باشه یه تشریك مساعی میریم تو كارش!!! بهروز دیشب اس ام زد گفت: روزبه بمانی(الهی نمانی!!!) و مهتی یرائی(مهدی یرائی) رو گذاشته واسه اول و آخر.من كه نمیشناسمشون. . . بد شد میام رو به مردم هر چی بوده میریزم بیرون میگم مردم اینه. . . بهروز صفاریان اینه . . .

امروز بچه زیاد بغل من بود. . . .

خانوم . . . . كجایی؟ . . . بیا این بچه رو بگیر. . . . دم كشید ! ! !

14 فروردین 86:

دیروز خیلی خوش گذشت گرچه زیاد هم نه. . . این بچه مگه میذاره ما 2 دقیقه نفس بكشیم؟!!

وسط ناهار كه اونجور رومون شكوفه(1) زد . . . ! ! اصلا من چرا دارم خاطره مینویسم؟! ! خیلی بیكارم!

1-خوش خوشانتان نشود. . . بچه دار شدید حساب كار دستتان می آید.

1 اردیبهشت86:

وای . . . از موقعی كه شب شیشه ای شروع شده من چقدر باحال شدم. . . آمار اس ام اس ها كه 100 تا گذشته . . . یعنی میشه من لری كینگ بشم روی این برنامه های تاك شو جهانی رو كم كنم؟

قیافم فقط یه خورده ناجوره ! ! آخه بگو مرد حسابی تو كه تو خونه ات دبه دبه ژل داری چرا رفتی مواتو از ته زدی. . . حالا بذارم بلند شه همون اول دوباره بهش ژل میزنم تا خوش فرم شه! ! این فرزاد فلان فلان شده(1) رفته مو بلند كرده صبح و شب میره تو جام جم. . . هیشكی هم محلش نمیذاره ها. . . !!! اصلا به فرزاد كاری ندارم چون باهاش رفیقم نمیخوام رفاقتم رو به هم بزنم.یه روز به فرزاد تو استودیو جام جم گفتم: فرزاد منم اگه همون سلمونی میرفتم كه تو میرفتی كه دیگه عین 2تا داداش دوقولو  میشدیم مخصوصا اوون ابروها . . .اونم گفت: ببین دلكم!! ما كه نباس شبیه هم بشیم حالا بماند اصفهونیا بعضی موقع ها تو رو جای من دعوت میكنن پول بیشترم میدن. . . گفتم چرا بیشتر؟ گفت: واسه اینكه او 3نفری نه یه نفر. . . رشیدپور+من+شهریاری

راست میگفت نه؟؟!! گفتم: دیگه این نعمت خدادایه دیگه فرزاد جون!!! عینكم هم واسه همین عوض كردم منو با فرزاد اشتباه نگیرن گرچه خیابون میرم فحش زیاد میخورم(2) من چی بگم آخه؟ من مهندس اونم مهندس اصلا چرا ما اومدیم صدا و سیما؟!

1- از نوشتن افحاش قبیحه معذوریم!!!

2-نمونه: فرزاد. . .  برو بیرون!!!

7 اردیبهشت 86:

وای چی میشد من دوباره فرزاد رو میاوردم تو برنامه بهش نشون میدادم تا دلش بسوزه. .بسوزه تا هی مردم نگن این رشیدپوره شبیه فرزاده صداشم شبیه شهریاری. . . خب مگه من تقصیر دارم؟ ! برین از بابا ننم بپرسین چرا منو تشریك مساعی با این 2تا كردن . . .

آخ جونم واستون بگه كه این برنامه چی میشه. . . روی لری كینگو و اوون اپرا وینفری رو كم میكنه. . . قرار شده رضا صادقی رو هم بیارم یه تكونی به برنامه بدیم.

یه یارویی اس ام اس زده كل هنر پیشه ها و خواننده ها رو درخواست كرده. . .از كجا اس ام اس زده بود؟ 0913345 مال كجاست؟ مهتی. . . . مهتی جان . . .  اها من كه الان سر برنامه نیستم چرا دارم متی رو صدا میكنم؟ ! شماره باید مال اصفهانی جایی باشه. . .

SMS: chi chi migi reza? Kojaye esfahan 913345 dare? Esfahan ziad rafty …jav gir shody!!!!

Rasty pool oon dafei ro behet dadan? Fek nakonam. . . esfehonia ye papasy be farzad nadadan oon vaght bian be too bedan? Rasty 913345 ham male kermony hast . . . khoda nasib nakone. . . kari dashty SMS bezan. . . Ghorbonam bery…  MEHTY!!!!

بابا اینا از كجا میفهمن من دارم خاطره مین ویسم؟ اینجا دوربین داره؟ دوربین گفتم یاد یه چیزی كردم.

این دوربینه كه توی برنامه هی كج و معوج میشه وای كه من چقدر باهاش حال میكنم. . . این تصویر آدمو وقتی كج نشون میده ...در نظر بگیر خودتم وسط برنامه خودت با اوون حال ببینی. . .  

آخی چقدر خوابم میاد(صدای مهیب خمیازه ! !) . . . برم بخوابم.

15 اردیبهشت 86:

وای كه رضا صادقی رو آوردیم ركورد اس ام اس زدیم 280 هزار تا . . . هوار هوار اس ام اس میومد. . . علی انصاریانم اون شب بود وای كه من لری كینگ شدم رفت. . . یكی منو بگیره!!!

عزیزان به برنامه من خوش اومدین(توجه كنین برنامه من. . . برنامه خود خوده من!!!!)

ظهرش ممد اس ام اس زد گفت بالاییا ایزه دادن رضا صادقی بیاد تو شب شیشه ای.من قربون اوون بالاییا برم الهی كه منو دارین هر روز معروف تر میكنین!!! به ممد گفتیم باید قول رضا گلزار و بنیامین رو هم بگیری من نمیدونم خودت یه كاریش بكن.

منو رها كن از این شب شیشه ای........................دارم بال درمیارم!!!

این برنامه مریلا هم خیلی آشوب بود . . . خدا نصیب گرگ بیابون نكنه . . . خب مریلا خانوم وقتی من دارم میگم كه تو جشنواره شاكی شده بودی قبول كن دیگه چرا دعوا راه میندازی؟؟؟

گرچه همچین واس من بد نشد. . . دو سه تا دیگه از این مهمونا داشته باشم آمار بیننده ها همچین میره بالا !!!!

-دارم چراغارو خاموش می كنم. . .نمی خوای خاطره نویسی رو تموم كنی؟

- منو رها كن از این خاطره نویسی خانوم...گفتی چراغ یاد زویا پیرزاد افتادم.چراغ ها را من خاموش می كنم. . . یادم باشه بیارمش تو برنامم! !

20 اردیبهشت 86:

چند شب پیشا بهرام رو آورده بودم تنگ برنامه اونم چی واسه اولین بار.خود بهرام قبل از برنامه داشت ذوق می زد ها. . . حالا میاد جلو دوربین میخواد منو ضایع كنه.عجب شبی شده بود اونشب.از من اصرار از بهارم انكار كه تو به خاطر 2 تا نقش معتاد سیمرغ گرفتی. زورم به بهرام نرسید همشم تقصیر اون مدیر برنامه های مارمولكشه ! ! میدونست من میارمش شب شیشه ای اومده بودد به بهرام یاد داده بود چطور منو دور بزنه. . . باشه اشكالی نداره.

با اینكه بهرام منو دور زد ولی خیلی خوشم اوومد چون برنامم خیلی داغ شده بود.ممد وسط برنامه اس ام زد گفت: دیدی رضا . . . دیدی كم آوردی؟ باشه . . .

 یه روز میارمت روبه رو دوربین حالتو میگیرم!

 


  • آخرین ویرایش:-
آخرین پست ها
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic