پنجشنبه 15 آذر 1386  08:12 ق.ظ

 

16 آذر یادآور خیلی چیزهاست . . . رویداد ها . . . چهره ها

 

روز دانشجو

 

 

کاش یکی بود یکی نبود . . . اول قصه ها نبود

 

 

 

خبرنگارانی که خود خبرساز شدند

در ادامه مطلب متنی از رعنا شمس بخوانید . . .

صبح طبق معمول با تاخیر 10 دقیقه ای رسیدم مدرسه. از پله ها که داشتم می رفتم بالا متعجب بودم چرا طبقه اینقدر ساکته. پیش خودم فکر کردم شاید خانم خسروی (یک عدد ناظم تو دل برو!) یر یکی از کلاس هاس یا تازه رفته یا احیانا تو راهرو داره رژه می ره. به طبقه خودمون که رسیدم دیدم دو سه تا از بچه های اون کلاس تو راهرو دارن آروم حرف می زنن و چشم هاشون هم خیسه! پیش خودم فکر کردم طبق معمول ماجرا هندیه!
رسیدم پشت در کلاس خودمون؛ بر خلاف همیشه اینقدر ساکت بود که به صرافت افتادم که شاید معلم رفته باشه سر کلاس. در زدم صدای هیچکس نیومد. در رو آروم باز کردم دیدم معلم که سر کلاس نیست! بلند گفتم: زهر مار! شماها چه تونه اول صبحی ؟ نه صداتون در میاد، نه در می زنم جواب می دین، خسروی تازه رفته؟! تازه متوجه شدم سکوت بیش از حد غیر عادیه. تو چشمای بچه نگاه کردم بعضی ها داشتن گریه می کردن، بعضی ها معلوم بود تازه آروم شدن، بعضی های دیگه هم دوتا دوتا با لحن آروم و دلسوزانه ای خیلی آهسته با هم حرف می زدن. من هنوز کیفم رو از روی دوشم بر نداشته بودم یکی گفت: "بگیر بشین".
من که هنوز نمی دونستم چه خبره با بهت گفتم "چی شده؟ مگه خسروی دست بزن هم داره ؟!".
گفت: "هیچی". مثلا می خواست یواش یواش خبر بده سکته نکنم.
گفتم: "مرگ! واسه هیچی همتون این ریختی شدین ؟؟؟".
که بالاخره گفت: "پدر نگار فوت شده".
گفتم: "کی؟!".
گفت: "دیشب".
گفتم: "برای چی؟ اون که سنی نداشت".
جواب اومد که دیشب تو سانحه هوایی C130 ... بقیه اش رو نشنیدم، یعنی دیگه هیچ احتیاجی به شنیدن نداشتم ... حتی احتیاجی به دیدن هم نداشتم، اونی که می دیدم و اونی که شنیدم هیچ احتیاجی به هیچ توضیح اضافه ای نداشت. رسول کاظم نژاد، خبرنگار با سابقه ی روزنامه کیهان شب گذشته در سانحه هوایی C130 به همراه تعدادی از همکارانش شهید شده بود ... مدام "... سانحه هوایی C130 ..." توی ذهنم می چرخید؛ اتفاقی که خیلی از خانواده ها رو داغدار کرد ... .

 


***

قرار شد برای عرض تسلیت به منزل خانواده ی کاظم نژاد بریم. جمعیت داوطلب زیاد بود، تحقیقا همه دوست داشتیم نگار رو ببینیم؛ نشد. تعدادی از کلاس ما و تعدادی از اون کلاس (کلاس نگار) وچند معلم و ناظم راهی شدند. هفته بعد هم برای شادی روح پدر نگار با حضور خانواده کاظم نژاد، چندی از دوستان شهید کاظم نژاد، مسئولی از روزنامه کیهان (که سمتشون رو به خاطر ندارم) تو مدرسه مراسمی برگزار شد تا بقیه هم از خانواده کاظم نژاد دلجوئی کرده باشن.
طبقه ما تا روزی که نگار به مدرسه برگشت حال عادی نداشت؛ سکوت بود. وقتی برگشت به خاطر خود نگار سکوت رو شکستیم.

***

حالا ۲ سال از اون روز، از اون سانحه می گذره. برای نگار و امثال نگار داغ نداشتن پدر، برای هنرستان شهید صدوقی نام پایگاه مقاومت بسیج "شهید کاظم نژاد"، برای 20:30 یه آیتم ویژه با زیر صدای ترانه ی "مرو ای دوست ... " دکتر اصفهانی به همراه احتمالا متنی که آقای خبرنگار، کامران نجف زاده خواهند خواند، و برای من و دوستانم یک خاطره تلخ از اون به یادگار مونده. برای تو چی ؟!

***

پ.ن 1: زمانی که C130 سقوط کرد چند روز پیاپی از این حادثه دلخراش در انواع رسانه ها صحبت شد؛ البته نه از جزئیات ماجرا. از خیلی ها می شنیدم که می گفتن کار خودشونه و چیزهایی مشابه این. به نظرم این حرف بی ربط بود چون برای من این سوال پیش اومد که اولاً کار کی ؟ ثانیاً چرا و برای چی ؟ مگه یه عده خبرنگار و عکاس و نظامی چه خطری می تونن داشته باشن؟! و باز هم شنیدم که قرار نیست رسانه ها خیلی روی جزئیات این قضیه مانور بدن، یعنی اجازه ندارن.
چند روز بعد هم که باز اتفاقی مشابه سانحه C130 حادث شد، فقط خبر دادن که "اتفاق افتاد" و تمام. دیگه چیزی اضافه تر نشنیدم. از یکی از گوینده ها هم اخیراً مصاحبه ای خوندم که اتفاقاً ایشون هم به همین قضیه اشاره کرده بودن و گفته بودن: " به ما گفتن هیچی نگین ...".

سوالهای من بعد از ۲ سال هنوز بی جوابه.


  • آخرین ویرایش:-
آخرین پست ها
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic