پنجشنبه 6 تیر 1387  09:06 ق.ظ

 

حرف های جدیدی برای گفتن دارم

گفتگو با:


بهنام صفاریان به گواه خیلی از صاحبنظران موسیقی یك ستاره در میان  خوانندگان پاپ به شمار می رود

بهنام   صفاریان

B e h n a m  S a f f a r i a n

 

تا به حال از بهنام صفاریان بسیار نوشته ایم ولی این اولین مصاحبه ای از اوست كه تابحال من خوانده ام و در وبلاگم می گذارم...بهنام اصولا زیاد مصاحبه نمی كند ولی مصاحبه ای كه در زیر می خوانید تقریبا جامع و كامل است و اصلا نیاز به مقدمه و توضیح ندارد...

این مصاحبه در مجله "ترانه ماه" نیمه اول خرداد چاپ شده است.

 

منبع:

طرفداران بهروز صفاریان

--------------------------------------------------
تقدیم به تمام طرفداران فوتبال و یورو 2008

سمبلهای یورو 2008 + اهنگهای سری 2

اهنگهای یورو 2008 _ 1

آهنگی که بین 2 نیمه فوتبال از پخش می شود و آهنگساز آن آقای امیر فتح اللهی است.
از اینجا دانلود کنید...

منبع آهنگ ها:

پافا

 



در قسمت ملودی و تنظیم آلبوم شبح، تمام کار به عهده ی بهروز صفاریان بود؟

 

بله مشخصا بار اصلی این بخش روی دوش بهروز بود ولی من هم سعی کردم تا در بعضی از قسمت ها مثل صداگیری و امور جانبی در کنارش باشم تا به روند کار سرعت بیشتری بدهم. من بارها بیان کردم که "شبح" محصول مشترکی است از بهنام و بهروز صفاریان، در حال حاضر هم معتقدم شبح آینه ی واضحی است از آنچه که در ذهن من و بهروز می گذشته و از آنچه که من و بهروز دوست داشتیم که اتفاق بیفتد و دغدغه ای بود که خدا را شکر به بهترین نحو موجودیت پیدا کرده و به گوش مخاطب رسید.

 

 

 

چرا در آلبوم شبح از آهنگسازان دیگر استفاده نکردید و تنها شاهد حضور بهروز به عنوان آهنگساز و تنظیم کننده هستیم؟ تجربه ی همکاری با دیگران در "دورنگی"  شیرین نبود؟

 

همین طور که پیشتر گفتیم "شبح"  به نوعی تریبونی بود برای بیان ذهنیات و دغدغه های من و بهروز. با توجه به ارتباط نزدیکی که ما با هم داریم و همین طور شناخت نسبتا کاملی که از هم داریم، خیلی خوب می دانستیم که چه باید بکنیم. به همین علت ترجیح دادیم تا آلبوم را دوتایی به کمک هم جمع کنیم و به بیانی "شبح" آلبوم خانوادگی ماست. البته من حسن نیتم را در"دورنگی" نشان دادم و با سایر آهنگسازان من جمله: امیر قدیانی، امیر علیزاده، پدرام کشتکار، مازیار عطاریان و ... کار کردم. اگر به یاد داشته باشید محبوب ترین تراک "دو رنگی" کار بهروز نبود و ساخته ی آهنگساز دیگری بود. من در این مورد تعصب خاصی ندارم و فکر می کنم که در آلبوم بعدی به طور قطع از همکاری سایر دوستان هم استفاده خواهم کرد.

 

 

 

از ابتدای فعالیت بهروزصفاریان، عنوان مدیریت برنامه در کنار اسم او در اکثر آلبومها به چشم می خورد، کمی در مورد این عنوان توضیح بده.

 

مدیریت هنری در واقع به نوعی مدیریت زمان و فاکتورهایی است که برای انجام و پیش برد کاری لازم است و در حقیقت مدیر هنری وظیفه دارد که با بهترین برنامه ریزی، بهترین راندمان را از ادواتی که در اختیار دارد مثل تنظیم، ملودی، صداهای مختلف سازها و استودیو و نوازندگان و ... بگیرد، در اصل این مدیر هنری است که تشخیص می دهد در چه لحظه ای چه کاری باید انجام بشود و این حضور در جهت هرچه بهتر برگزار شدن مراحل تولید کار است که به نظر من کاملا ضروری و ملزم انجام چنین پروژه هایی است. بهروز در آلبوم های متفاوتی عهده دار این مسئولیت بوده، در این کار هم من در کنارش بودم تا با کمک هم در تسریع کار سهیم باشیم.

 

 

 

در طول ضبط شبح به مشکل خاصی برنخوردید؟

 

اتفاق خاصی نبود فقط 9- 8  ماهی که برای ضبط آلبوم مجبور به اقامت در دوبی بودیم خیلی سخت گذشت. خصوصا که دوری از وطن و خانواده شرایط را سخت تر هم کرده بود. وقتی پای تولید کار در داخل کشور هستی چون دغدغه ی خاصی نداری با خیال راحت و با طمانینه و تمرکز کافی روی کار متمرکز می شوی ولی وقتی مجبوری ماهها در یک کشور غریب سر کنی شرایط خیلی دشوار خواهد شد.

 

 

 

مدتی زمزمه هایی به گوش می رسید مبنی بر اینکه بهنام صفاریان در خارج از کشور به سر می برد و شاید هم آنجا ماندگار شود.

 

بله، مدتی برای انجام امور شخصی سفرهای مختلفی داشتم و اتفاقا به تازگی از آخرین سفرم برگشتم. هنوز هم احتمال دارد سفرهای دیگری داشته باشم.

 

                                 

 

                                 

 

 

 

چرا کار را در دوبی ضبط کردید؟ مگر در ایران استودیویی با کیفیت مورد نظر شما برای ضبط وجود نداشت؟

 

به جرات می توانم بگویم که در سال 83 که ما مشغول ضبط شبح بودیم هیچ استودیوی مجهزی در تهران وجود نداشت و ما به همین علت مجبور شدیم با هزینه های گزاف کار را در دوبی و در استودیوی P.S.D در کنار فرزین فردین فرد ضبط کنیم. در آن مقطع هیچ استودیوی مجهز داخلی وجود نداشت که ما بتوانیم آلبوم را حتی در سطح متوسط ضبط کنیم به همین دلیل راهی دوبی شدیم. ولی الآن شرایط خیلی بهتر شده.

 

منظورت اینست که استودیوهای تهران در طی یک حرکت بی سابقه مجهز شدند؟

 

همه که نه ولی میشود از استودیوی پاپ، به مدیریت ناصر فرهودی یاد کرد که خوشبختانه در حال حاضر با فراهم کردن بهترین امکانات، شرایط خوبی را برای هنرمندان موسیقی فراهم کرده تا بتوانند در داخل کشور کاری با سطح بالا ضبط کنند. سیستم های صوتی که ما به دلیل عدم وجودشان به دبی رفتیم در سال 85 به همت ناصر فرهودی به استودیوی پاپ وارد شد و به کمک هنرمندان بیشمار موسیقی پاپ ما آمد. در کل میشود گفت که در حال حاضر استودیوی پاپ از لحاظ کیفیت خروجی با استودیوی P.S.D برابری می کند و تقریبا دیگر لازم نیست که برای ضبط آلبومهایمان رهسپار دوبی بشویم (واقعا خدا را شکر) . شاید یکی از دلایل تعلل در تولید شبح همین فقدان امکانات در سال 83 بود که به سایر مسائل هم دامن زد.

 

 

 

ولی ما هنوز داریم کسانی را که برای ضبط یا مسترینگ کارهایشان عازم دوبی و یا سایر کشورها می شوند!

 

بله، ولی شما در پشت این قضیه علل دیگری را غیر از ضبط کار جستجو کنید. من با قاطعیت می گویم که در حال حاضر می شود در استودیوی پاپ کاری با بهترین کیفیت ضبط کرد. کسانی که هنوز برای اجرای کارهایشان به خارج از کشور رجوع می کنند به نوعی خواستار اضافه شدن حواشی تبلیغاتی و ژورنالیستی در اطراف اتمسفر کاریشان هستند و ادعایی ندارند جز اینکه بیشترین ارزش را برای کارشان قائل هستند. از طرفی این روزها چشم و هم چشمی در موسیقی خیلی باب شده. مثلا اگر ما نوازندگان گروه سازهای زهی را از بغداد آوردیم یا نوازنده از اکوادور دعوت کردیم تا با ساز Quena ما را همراهی کند، همه و همه در راستای ارائه ی بهتر کار بود و نه برای جلب توجه یا ایجاد حواشی. ما هم به طور قطع بعد از تجهیز استودیوهای داخلی هرگز مجبور به ترک دیار نخواهیم بود و ترجیح می دهیم هزینه های بالای حضور و اقامت در خارج از کشور را در بخش دیگری از کار به گردش دربیاوریم.

 

 

 

فکر می کنی بهنام صفاریان در شبح پیشرفتی نسبت به دورنگی داشته؟ آیا خودت تفاوتی را حس می کنی؟

 

"دورنگی" تجربه ی اول من بود و بعد از گذشت تایمی نسبتا طولانی "شبح" روی کار آمد. حس می کنم بهنام صفاریان بعد از "دورنگی" با توجه به استقبالی که مردم از کار داشتند حس مسئولیت و تعهد در خودش لمس کرد که باید و باید که بهتر از قبل بشود و در آلبوم بعدی حرفهای جدیدی برای گفتن داشته باشد، این بود که بعد از "دورنگی" روی صدای خودم کار کردم و فکر می کنم که در"شبح" اجرای قابل قبولتر و حرفه ای تری  را ارائه دادم.

 

 

 

 

فضای تراک "شب انتظار" و "خیام" متفاوت با سایر آهنگ هاست، اینطور نیست؟

 

درسته که "شب انتظار" از فضای متفاوتی سود می برد ولی این دلیلی برای عدم جذب مخاطب نیست، اتفاقا شاید جالب باشد که بدانید من این تراک را از بقیه ی آهنگ های این آلبوم بیشتر دوست دارم.

 

 

 

و به همین دلیل برای این کار کلیپ تهیه کردی؟

 

علاقه هم دخیل بوده ولی تنها دلیل نبود. با همفکری که با سایر دوستان و امیر مقیمی (کارگردان کلیپ) داشتم به این نتیجه رسیدم که برای تراک شب انتظار کلیپ بسازیم. اتفاقا من کلیپ را هم خیلی دوست دارم و  از نوع تدوین کار لذت می برم. لوکیشن کار را خودم تهیه کردم و از مربی عزیزم آقای محمد قربانی دعوت کردم تا در کلیپ من حضور داشته باشد. طراحی فضای کلی کار به عهده ی امیر مقیمی بود که به اعتقاد من استعداد فراوانی در زمینه ی ساخت کلیپ و عکاسی دارد.

 

 

 

برسیم سر ماجرای نبودن نام فریدون در شناسنامه سی دی ها، این موضوع که ربطی به کدورت فریدون و بهروز صفاریان ندارد؟

 

نه به هیچ وجه، اگر سوتفاهم پیش آمده  را شرح بدهم مطمئنا همه چیز برای شما و سایرین روشن خواهد شد: شرکت ایران گام که وظیفه ی پخش این آلبوم را به عهده داشت این کار را به صورت کاست، سی دی های valet و سی دی های قابدار آماده ی عرضه کرده که در محل های عرضه با درخواست مخاطبان، بیشتر سی دی های valet که قیمت پایین تری دارند ارائه شده که قاب این سی دی ها که مقوایی است، فضای خیلی زیادی برای درج همه ی اطلاعات یک آلبوم ندارد. من در سی دی های قابدار به تفصیل اسم عوامل را آوردم و طی چند خطی هم از دوستانی چون فریدون و مسعود خادم که به صورت افتخاری حضور داشتند، تشکر کردم.

 

 

 

چه شد که تصمیم به همکاری با فریدون گرفتی؟

 

من و بهروز دوستی عمیقی با فریدون و خیلی از بچه های دیگر داریم و اصلا ارتباطات طوری نیست که مثلا من از کسی دعوت کنم که با من در تراکی هم خوانی کند تا من از اسم و شهرت او استفاده کنم. موضوع همکاری من و فریدون هم کاملا اتفاقی شد. ما در مرحله ی اتود بودیم که فریدون کار را شنید و برای اجرای قسمتی از آن اظهار تمایل کرد و ما هم بعد از اتودهای اولیه وقتی از نتیجه ی خوبی که اتفاق افتاده بود مطمئن شدیم کار را ادامه دادیم و در حقیقت این همکاری به زیباتر شدن کار کمک زیادی کرد. حتی حضور بهروز هم در بعضی از آهنگها با همین اتودها شکل می گرفت و در هر جایی که حس می کردیم حضور چند صدا به زیباتر شدن نتیجه کمک می کند، استقبال می کردیم.

 

 

 

از کار بعدی ات بگو، باید 5- 4 سال دیگر برای انتشار آلبوم بعدی منتظر باشیم؟

 

نه (با خنده) امیدوارم این بار همه مراحل خیلی سریع تر طی بشود و البته شانس هم کمی با ما یار باشد تا داستانهایی که سر "شبح" پیش آمد دوباره تکرار نشود. فعلا که حرکت خاصی برای آلبوم جدید انجام ندادم، تمام مشغولیات ذهنی من ارائه ی کار خوب بر اساس موسیقی خوب و فکر شده است. اما اینکه اتقاق بعدی کی رخ بدهد فعلا که اصلا مشخص نیست.

 

               

 

                                      

 

 

 

بعد از "دورنگی" انتظار می رفت که بهنام را روی استیج ببینیم ولی این اتفاق هیچ وقت رخ نداد. دلیلش چه بود؟

 

در دوره ای که "دورنگی" آمد و سر و صدای زیادی هم به راه انداخت من پیشنهادات زیادی برای اجرای کنسرت داشتم ولی بنا به دلایل مختلف این اتفاق رخ نداد. شاید یکی از دلایل اصلی کم تعداد بودن کارها بود که برای اجرای کنسرت کافی نبود. در حالا حاضر بعد از انتشار "شبح" دوباره سیل پیشنهادات سرازیر شده ولی مثل همیشه شرایط خیلی مهیا و ایده آل نیست. دشواری های دریافت مجوز، امکانات ضعیف اجرا و ... همه و همه دست به دست هم می دهند تا شوق هر خواننده ای برای اجرای زنده فروکش کند. ولی من برای اجرای زنده مصمم هستم و به زودی هم به روی استیج خواهم رفت تا از این طریق ارتباط نزدیک تری با مخاطبانم داشته باشم.

 

 

 

برای یک لحظه حضور بهروز را در زندگیت نادیده بگیر، فکر می کنی بازهم همین جایی که الآن ایستاده ای، ایستاده بودی؟

 

بدون شک بهروز نقش خیلی پررنگی در حضور من در عرصه ی موسیقی داشته و هم خودش و هم شخصیت کاری و حرفه ایش برای من قابل احترام است. بهروز را خیلی دوست دارم و احساس خاصی جدا از مسئله ی برادری بین ماست. چیزی شبیه یک دوستی عمیق، خوشحالم که برادری مثل او دارم. ما هم مثل خیلی از برادران و حتی دوستان دیگر با هم کار می کنیم و گاهی اوقات موش دوانی هایی هم رخ می دهد که من هرگز به آنها اهمیت ندادم: اینکه بهنام زیر سایه ی اسم و شهرت شخص دیگری به این جایگاه رسیده و یا خیلی حرفهای بی ارزش دیگر. بله، بهروز نقش خیلی مهمی در رسیدن من به این موقعیت ایفا کرده ولی اینکه من قصد سواستفاده از شرایط بهروز را داشته باشم، هرگز. من حتی روی جلد سی دی نام خانوادگی ام را هم کار نکردم تا حدالامکان از شنیدن خیلی از حرفها و حدیثها در امان باشم.

 

 

 

تهیه کنندگی کار را ظاهرا خودتان به عهده داشتید.

 

تمام هزینه های کار به عهده ی خود ما بود و در انتهای کار به شرکت نغمه ی داوودی واگذار شد.

 

 

 

کلا برای تولید شبح چقدر هزینه کردید؟

 

حدود 4-53 میلیون تومان

 

 

 

راستی چرا با توجه به اینکه تراک شبح در نهایت از آلبوم حذف شد، نام آلبوم را تغییر ندادید؟

 

در واقع این یک ریسک تبلیغاتی بود. سالهاست که این آلبوم به نام "شبح" شناخته شده و ما حتی با تغییر نام هم باید در داخل پرانتز ذکر می کردیم: شبح سابق. پس ترجیحا برای گریز از این مسائل اجازه دادیم تا آلبوم با همان نامی که جا افتاده بود، بیرون بیاید.

 


  • آخرین ویرایش:-
آخرین پست ها
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات