آنها با ما كاری ندارند . . .


عكس: عبدالله عبداللهی نسب/سینمای ما

درباره فیلم "دایره زنگی" ساخته پریسا بخت آور

 

(1)اعتراف می كنم كه با تبلیغات و نقدهای مثبتی كه از دایره زنگی دیدم و خواندم(و همچنین بازی كارگردان محبوبم:مهران مدیری) به دیدن دایره زنگی در یكی از روزهای تیرماه 87 و در میانه هفته رفتم.از بحث بلیط و اینها كه بگذریم(هر نفر 1000 تومان) به خوده فیلم می رسیم.

 

(2)فیلم با صحنه اخبار هواشناسی خانم رضازاده آغاز می شود و چند لحظه بعد دكه روزنامه فروشی را باد با خود می برد!!!...چیزی جز هیاهو و شلوغی دستگیرمان نشد.

صحنه بعد با شات های امین حیایی و نیلوفر خوش خلق رو به رو هستیم و حامد بهداد هم در انتها اضافه می شود.انگار باز داریم یك "تقاطع" دیگر می بینیم.چینش سكانس ها دقیقا مثل "تقاطع" ساخته ابوالحسن داوودی است.با پرت شدن جعبه آدامس(؟) به تیتراژ می رسیم.چیزی شبیه چهارشنبه سوری ساخته فیلمنامه نویس همین فیلم یعنی اصغر فرهادی.البته در "چهارشنبه سوری" تیتراژ در كنار حركت اتوبوس با مسافری به نام ترانه علیدوستی همراه بود.اینجا به شكلی دیگر...

 

(3)شروع فیلم می خواهد هیجانی و با حرف های جنجال برانگیزی باشد...خواسته یا ناخواسته چیزی دستگیر مخاطب نمی شود ...همه می خواهند درباره ماهواره و دایره زنگی اش صحبت كنند ...انگار زندگی همه ما با آن گره خورده است...كتمان نمی كنم كه دایره زنگی یك جامعه كوچك از ماست و فیلمنامه نویس داستانش را در این قالب می ریزد و فیلمنامه را شكل می دهد. اما دایره زنگی به رغم فروش میلیاردی اش اصلا داستان خوبی ندارد و سعی نمی كند مخاطب را با خود همراه سازد.سر و ته قضیه دایره زنگی و آدمهایش اصلا معلوم نیست...تصادف در فیلم حرف اول را می زند. داستان كوتاه "گوسفند زنده" هم به جز خنده اندك تماشاگر لطف دیگری برای فیلم ندارد.

در صحنه های اول فیلم یك ماشین از چراغ قرمز رد می شود...صحنه ای شعاری كه نشان دهد این فیلم از خطوط قرمز عبور كرده است!!! غافل از اینكه چراغ قرمز با خط قرمز كیلومتر ها فاصله دارد!

 

(4)در دسته بندی این 3 فیلم: اجاره نشین ها و مهمان مامان(داریوش مهرجویی)دایره زنگی(پریسا بخت آور) پایان معنی ندارد.داستان ها یكی یكی در قالب یك داستان واحد می آیند و پایانی هم ممكن است وجود نداشته باشد.دفاع طرفداران دایره زنگی از همین موضوع نشات می گیرد.آنان معتقدند در این گونه فیلم ها پایان مهم نیست.حرف آنان كاملا درست است اما داستان چه؟ آیا واقعا داستان های ریز و درشت دایره زنگی یك قالب كلی دارند؟ رامین(صابر ابر) به عنوان نصاب ماهواره وارد یك ساختمان چند واحده می شود و مشكلاتی برای او پیش می آید.باران كوثری هم كه اصلا معلوم نیست دوست دختر اوست یا به روایت آخر فیلم فقط مسافر او بوده!...اگر نكته اول درست باشد ...سخت است باور كنیم كه رابطه این 2 چرا اینقدر راحت و بی دغدغه به تصویر كشیده است و گیر های ارشاد هم كه همیشه اینجا موجب اعتراض كارگردانان می شود.اگر قبول كنیم كه باران كوثری فقط یك مسافر بوده...كه اصلا منطق رابطه این 2(ابر-كوثری) اصلا با هیچ كجای مغزمان جور در نمی آید!!!

نشان دادن (كوثری) در آخر فیلم به عنوان دزد و كیف زن غافلگیری خاصی ندارد چون آنقدر روابط آشفته به تصویر كشیده شده كه این پارت آخر كمكی به پایان درام اجتماعی فرهادی و بخت آور نمی كند.

 

(5)سرگشتگی و بی سرانجامی آدم های فیلم گرچه طعنه به آدم های امروزی و معاصر می زند ولی از آن هیچ سودی نمی برد.این سرگشتگی با تاكید بر حركت دوربین روی دست به طور مدام تكرار می شود ولی چیزی جز شلوغی و گنگ بودن سكانس ها چیزی در پی ندارد. اگر در چهارشنبه سوری از حركت دوربین روی دست به عنوان محملی برای آشفته نشان دادن اوضاع منزل زوج فیلم استفاده شد اما گویا این ترفند در فیلم دایره زنگی نه تنها جواب نداده بلكه حتی باعث گنگ تر شدن صحنه های فیلم شده است. مخاطب مدام منتظر یك اتفاق است.یك اتفاق به هر قیمتی...به قیمت خندانش با گفتن "جیش" به جای "دیش" و "پی پی" از زبان بازیگر كودك فیلم یا صحنه افتادن دیش ماهواره روی زن همسایه كه بعدش اصلا معلوم نیست بازیگران برای چه موضوعی می خندند...شاید دارند به ساده و كج فهم بودن ما می خندند.

دایره زنگی فیلمی مناسب امروز سینما نبود...اگر به طور مثال در سال های قبل ساخته میشد شاید فیلم تامل برانگیزتری از كار در می آمد.

 

 

(6)شاید بهتر بود در ابتدای پاراگراق (4) بالا نام "تقاطع" را هم می آوردم اما دلیل آنكه این كار را انجام ندادم این بود كه سرنوشت آن آدمها در یك تقاطع به یكدیگر پیوند می خورد اما 3 فیلم دیگر این خصوصیت را ندارند.آنها سرنوشتی موازی و با هم دارند و اصلا در یك تقاطع با یكدیگر قرار نمی گیرند.اما نكته مشترك این فیلم ها كه اتفاقا دقیقا با تضاد در یكدیگر هستند این است:

مخاطب ایرانی پایان نداشتن فیلم را دلیلی بر بی مفهومی فیلم و سرگشتگی فیلم می داند اما در همه موارد این ایراد وارد نیست.كما بر اینكه به مهمان مامان و اجاره نشین ها وارد نبود.

همه این فیلم ها فروش خیلی خوبی در گیشه داشتند گرچه همه این فیلم ها در زمان خود از بهترین های سینما برای بازی كمك گرفته بودند اما فروش خوب همه این فیلم ها در تضادی متقارن!! با سلیقه مخاطب ایرانی دارد... باز هم اعتراف می كنم مخاطب ایرانی غیر قابل پیش بینی است.

 

(7)دایره زنگی بی شك كاری به مخاطبش ندارد.داستان هایش را تعریف می كند و مردم را بدرقه می كند.دایره زنگی همه آدمهایش را می كوبد...شخصیت شان را تیره می كند و فقط این كودكان فیلم هستند كه از این مهلكه جان به در می برند.(دقت كنید به صحنه دعوا در میانه فیلم در پشت بام).

 

 

اما در مورد بازی ها:

 

(8)بازی خوب صابر ابر كمك خوبی برای پیش بردن داستان است. در پایان فیلم او به مانند یك بازیگر حرفه ای بازی می كند و حداقل دلمان خوش است كه بازی او به دلمان نشسته است.

باران كوثری هم خوب است گرچه ممكن است بعدها همین تیپ را تكرار كند گرچه این نقش هم دست كمی از نقش خوب او در سریال "صاحبدلان" نداشت.

اما بازی كارگردان محبوبم مهران مدیری ... چه باید بگویم؟ بیشتر نقش او در سایه بود.شخصیتش هم كه طناز طراحی نشده بود تا حداقل دلمان به شوخی های او گرم باشد گرچه كمال تبریزی در فیلم "همیشه پای یك زن در میان است" قول یك مهران مدیری متفاوت را داده است!!!...

بازی دكتر امید روحانی(منتقد سینما) برایم جالب بود.هیچ وقت تا به حال در عمرم یك منتقد سینما را جلوی دوربین سینما ندیده بودم.آنها همیشه در كنار گود بوده اند و تا بوده اند بوده اند!!! شاید جرات دكتر از دیگر منتقدان بیشتر بوده كه جلوی دوربین حاضر شده است.بازی دكتر هم خوب است.به نظر شما آقای روحانی بازی خودش را چگونه نقد خواهد كرد و چه نمره ای به خودش می دهد؟

در این میان بازی زوج سینمای ایران (حیایی-خوش خلق) خوب درآمده است ولی انگار وقتی حیایی در كنار خوش خلق بازی می كند یك سر و گردن از او كوتاه تر است!!! اشتباه نكنید...به نظر من بازی نیلوفر خوش خلق در دایره زنگی یك سر و گردن از بازی همسرش بالاتر بود.البته این موضوع قطعی و صد در صد نیست و كاركتر نقش هم مهم است.

 

 

برای اصغر فرهادی(فیلمنامه نویس):

 

(9)آقای فرهادی ... به رغم اینكه چهارشنبه سوری و دایره زنگی اصلا هم ژانر یكدیگر نیستند ولی چه كنم كه من وقتی فیلمی با نویسندگی و احتمالا كارگردانی تان می بینم ...در ذهنم آن را با چهارشنبه سوری مقایسه می كنم.می دانم كار درستی نیست اما چه كنم.امضای شما پای این فیلمنامه است.نمی توانم....نمی توانم....

 

 

 

 

توضیح مهم:

(10)این نوشته فقط دیدگاه یك مخاطب سینماست نه كارشناس و منتقد سینما.شاید به زعم خیلی ها دایره زنگی فیلم جالبی باشد.(قطعا باید اینطور باشد كه فروشش از یك میلیارد فراتر می رود).پس شما هم با دید یك مخاطب سینما بخوانیدش.

 

 

سوتی فیلم:

 بهاره رهنما با خانه همسایه پایینی تماس می گیرد و صدای خود را تغییر می دهد و یك پیغام می گذارد.امید روحانی پیغام را می شنود و با پسرش نیما شاهرخ شاهی درگیر می شود بدون آنكه Caller ID تلفنش را چك كند تا ببیند چه كسی زنگ زده است‌ !!! به قول یكی از همراهانم در سینما اگر این سوتی گرفته میشد ..فیلم باید پایان می پذیرفت!!!!

 

 

پی نوشت سینمایی:

1-در طول دیدن فیلم چندین بار پرده بالا و پایین شد و حتی در اقدامی نادر فیلم به صورت 4 دقیقه به صورت پرده سیاه نمایش داده شد.ما هم در به در به دنبال مسئول سینما !!!... بعد می گویند چرا آمار سینمارو ها دارد ریزش می كند !!!...

 

2- یا كیفیت صدای فیلم های ایرانی خوب نیست یا سینمای اینجا اینقدر صدایش محشر است كه حتما باید ردیف جلو نشست تا صدای فیلم را شنید !!!... بلیط 1000 تومان ماله سینمای درجه چندم است؟

 

 

امید محمودزاده ابراهیمی


  • آخرین ویرایش:-
آخرین پست ها
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات