گلزار به پیشنهاد ایرج قادری نقش اول فیلم تازه این كارگردان قدیمیرا قبول كرد و با «سام و نرگس» به سینمای ایران معرفی شد. حاصل كار چیزی فراتر از توقع تماشاگران از ساخته ایرج قادری نبود و با وجود فروش قابل قبولش در هیچ زمینهای فیلم موفقی نبود. این شروع زیر استاندارد زمینهای برای ستارهشدن محمدرضا گلزار فراهم نكرد، ولی انتخاب قادری او را در موقعیتی قرار داد كه سینمای ایران با پیشنهادهای دیگری به سراغش آمد. او در سال آغازین دهه 1380 سه بار جلوی دوربین سینما رفت و سینمای ایران این فرصت را در اختیارش گذاشت كه بدون دریافت بازتابهای نمایش عمومیاین فیلمها بتواند به كارش ادامه دهد. جدایی گلزار از گروه آریان و جنجالهای خبری این ماجرا مدتی در صدر اخبار نشریههای عامهپسند بود و همین موضوع به او كمك كرد كه اولین قدمهای ستارهشدن را در فضایی غیر سینمایی تجربه كند. نمایش موفق «شام آخر» ظاهراً ارتباط چندانی به نقش و حضور گلزار نداشت، ولی فریدون جیرانی به پشتوانه شناخت و تسلطش بر موقعیت تاریخی سینمای عامهپسند ایران و باز بودن فضای سینما بعد از روی كار ماندن دولت اصلاحات بار دیگر - بعد از حضور هدیه تهرانی در «قرمز» - نشان داد كه شم درستی برای استفاده از چهرههای مطرح و مقبول بین تماشاگران عام سینما دارد. 
محمدرضا گلزار موقعی بازیگر سینما شد كه به عنوان نوازنده گیتار در گروه موسیقی پاپ آریان چهرهای معروف بود. حالا دیگر همه كسانی كه ماجراهای پشت پرده سینمای ایران را دنبال میكنند، ماجرای بازیگر شدن گلزار را میدانند. ایرج قادری كه خودش زمانی ستاره مشهوری بود، مهمان یكی از كنسرتهای گروه آریان در شمال كشور بوده و گلزار را در متل قوی رامسر میبیند و با كمك سالها تجربه در كارگردانی و بازیگری در سیستم ستارهسالار سینمای قبل از انقلاب به این نتیجه میرسد كه این جوان نوازنده میتواند در سینما چهره محبوب و موفقی باشد.
«بالای شهر پایین شهر» و «زمانه» ادامه منطقی اعتماد بدنه سینما و بخش خصوصی به قابلیتهای بالقوه گلزار برای ستارهشدن بود، گرچه هیچكدام به محصولی قابل قبول كه بتواند به تثبیت محبوبیت و مقبولیت این ستاره تازه از راهرسیده كمك كند نرسید. گلزار با بازی در «چشمان سیاه» و «زهر عسل» به مسیری افتاده بود كه به نظر میرسید قرار است فقط ضریب خطای فیلمها را در موفقیت مالی تا حدی كم كند و هنوز كسی تصور نمیكرد كه بازیگر این فیلمها چند سال بعد میتواند معادلات اقتصادی سینمای ایران را با حضورش روی پرده به هم بریزد و به عنوان سوپراستاری تضمینشده، فاصلهاش را با رقیبان همنسلش تا این حد زیاد كند. این اتفاق با نمایش عمومی«كما» و رشد غیرعادی آمار و ارقام فروش فیلم در روزهای بعد از تعطیلات نوروز 1382 افتاد. گلزار در «كما» برای اولین بار عنوان سوپراستاری را بدون هیچ اما و اگری مال خودش كرد و از آن زمان تا امروز توانسته این موقعیت را حفظ كند. سینمای بعد از انقلاب برای اولین بار در چنین موقعیتی قرار گرفت كه میتوانست روی حضور بازیگر جلوی دوربین به عنوان ضمانت بیخطای بازگشت سرمایه و سوددهی محصولات حساب كند و این برای سینمایی كه از نظر اقتصادی هیچوقت قابل پیشبینی نبوده، خبر خوشی بود. شاید «سیزده گربه روی شیروانی» به دلیل جنس فانتزی نامربوطش و «گل یخ» به دلیل دستكاری غیر كارشناسانه فیلمساز در فرمولهای امتحان پسداده سالهای دور به پیشبینیهای فروش نجومیروزهای ساختشان نرسیدند، اما در معادلات اقتصادی سینمای ایران فیلمهای شكستخوردهای هم نبودند.
در این شرایط، حتی فیلم متفاوت «بوتیك» هم كه كسی روی فروشش حسابی باز نكرده بود، به كمك محبوبیت رو به رشد ستارهاش از شكستی حتمینجات پیدا كرد. «بوتیك» تا كنون اعتباریترین فیلم كارنامه گلزار است كه او را در موقعیتی فراتر از ویژگیهای یك ستاره عام و در قالبی تازه و امتحاننشده موفق نشان داد. فضای تلخ و لحن افسرده فیلم هیچ نسبتی با قصهها و فضاهای فیلمهای قبلی گلزار نداشت و عدم موفقیتش میتوانست لطمهای جدی برای وجه ستارهگی بازیگرش باشد. فیلم در كمال تعجب اغلب بینندههای جدی و پیگیر سینمای ایران از حضور در بخش مسابقه جشنواره فجر بازماند تا این نقش متفاوت كارنامه بازیگرش امكان داوری و ارزشگذاری كامل و همهجانبه را نداشته باشد. فیلم بر خلاف فضای رسمیدر میان منتقدان سینما و تماشاگران موقعیت خوبی پیدا كرد و موضوع همیشگی «نقش خوب - بازیگر خوب» را بار دیگر مطرح كرد.
«آتشبس» نقطهعطف بیچون و چرای كارنامه حرفهای گلزار به عنوان ستاره اول سینمای ایران بود. قالب كمدی - رمانتیك فضای مناسبی برای نمایش جذابیتهای حضور گلزار روی پرده فراهم كرد و ركورد بالاترین فروش ریالی تاریخ سینمای ایران را به نام او ثبت كرد. زمانبندی كمدی گلزار در «آتشبس» و هماهنگیاش با مهناز افشار در چهارمین تجربه سینمایی مشتركشان میتوانست بیش از این مورد توجه قرار بگیرد و وجه اعتباری كارنامه او را هم سر و سامانی بدهد، ولی «آتشبس» هم در بخش مسابقه جشنواره فجر پذیرفته نشد تا معلوم شود كه محمدرضا گلزار لااقل در این زمینه ستاره بدشانسی است. سینمای ایران كه همیشه منتظر بهرهبرداری از موفقیتهای فرمولبندی شده است، با فروش میلیاردی «آتشبس» دست به كار شد و زوج بازیگری این فیلم را در دو فیلمنامه ضعیف و با اجرایی نچسب بار دیگر روی پرده سینماها برگرداند. «تله» و «كلاغپر» فقط به ضمانت حضور و و جود ستاره ساخته و اكران شدند و هر كدام هم بسیار بیشتر از آنچه میشد حدس زد، فروش كردند تا واژه سوپر استار - سالها پس از اقبال ستارههای سینمای فارسی - تعریف درست و منطقیاش را در سینمای ایران پیدا كند.
در چنین شرایطی چه سوژهای بیشتر و بهتر از محمدرضا گلزار میتوانست موفقیت فیلمیبا حضور او را تضمین كند؟ «توفیق اجباری» نشان داد كه وقتی مردم برای تماشای ستاره محبوبشان به سینما میروند، بهتر است حاشیه نرویم و اصل مطلب را در اختیارشان قرار بدهیم. «توفیق اجباری» یك شوی تكنفری گلزار بود كه طنز و نمك رضا عطاران را هم برای حاشیه امنیت داشت. زندگی خصوصی ستارهها همیشه از بخشهای جذاب و وسوسهكننده مخاطب عام سینما بوده و بخش عمدهای از نشریههای عامهپسند هم دائماً به كار انتشار این اخبار و حواشی مشغولاند. پس طبیعی بود كه نمایش زندگی فوقستاره محبوبی مثل گلزار با یك خط داستانی كمرنگ اما امتحانپس داده و چاشنی كمدی كمخطاترین موضوع قابل تصور در سینمای این سالها بود. فروش میلیاردی «توفیق اجباری» فاصله فروش فیلمهای گلزار را با رقبایش به شكل تصاعدی زیاد كرد و بار دیگر نشان داد كه كمدی - رمانتیك بهترین فضای نمایش تواناییهای ستاره و دلایل جذابیت و محبوبیت فوقالعاده اوست؛ «توفیق اجباری» ساخته شده بود تا تماشاگر علاقمند او جنس واكنشهای گلزار به شوخیهای عطاران و شكل خندیدنش را به حد كفایت تماشا كند و از حضور كافی و وافی در كنار ستاره محبوبش و سرككشیدن در خانه واقعی او و تماشای گوشههایی از زندگی خصوصیاش لذت ببرد. از این نظر میشود گفت كه «توفیق اجباری» در تثبیت جایگاه گلزار به عنوان سوپراستار نقشی مهمتر از «آتشبس» داشته است.
حالا بعد از اقبال عمومیگسترده «توفیق اجباری» زمان مناسبی فراهم شده تا گلزار روی موج موفقیت فیلم سراغ تجربههای متفاوتی برود كه «مجنون لیلی» شكل ناكامیاز آن بود و فروش مناسبش نشان داد كه گلزار هنوز میتواند روی استقبال بیدریغ تماشاگران حساب كند، بهشرطی كه قدمهای بعدی را هوشمندانهتر بردارد و روی این موج سنگین موفقیت بازیهای تازهای را رقم بزند.
نیما حسنی نسب
شهروند امروز
آخرین پست ها