شورای نظارت،مظفر،مهندسی پیام، سریال های مناسبتی و...


 

حرف اول:

خوشبختانه شورای نظارت صدا و سیما با مرد همیشه در صحنه اش یعنی حسین مظفر باز هم به كارزار با تولیدات رسانه ملی پرداخت تا نشان بدهد كه مهندسی پیام در سریال های ما چقدر نهفته است و ما خیلی به فکر مشاهدات مردم از رسانه ملی که همان حکم دانشگاه را دارد؛هستیم.

 

متن:

چندی پیش شورای نظارت صدا و سیما با تمجید از سریال "ترانه مادری" گوشه هایی از موارد مهندسی پیام در این سریال را منتشر ساخت!!! از جمله موضوعاتی كه به آنها اشاره شده بود شامل مواردی همچون :

-نشان دادن تصویر مثبت از زنان چادری،

-همگرایی در خانواده ها،

-توجه به ارزش های دفاع مقدس،

-بد بودن دروغ!!!

-روابط دختر-پسر در دانشگاه،

 و....

عمده این 24 مورد مهندسی!! كه شورای نظارت اعلام كرده بود را به خاطر ندارم ولی واقعا چرا اینقدر سطحی بین شده ایم؟ یعنی حاضر شده ایم پیام های پنهان را در سریال بگنجانند تا وقتی مردم سریال را دیدند بگویند كه "اه...دیدی ...میخواست اینو بگه ها !!!" لقمه آماده بلع !

 خودتان قاضی! آخر نشان دادن چهار تصویر از آبادان و خرمشهر(آن هم با آن همه سوتی!!!) می تواند توجه به ارزش های دفاع مقدس باشد؟ یعنی دفاع مقدس ما اینقدر سطحی شده است که با چهار تصویر از آبادان و خرمشهر زنده می شود؟ خب کلیپ های موسیقی با همان موسیقی دری وری شان هم که دست کمی از این چهار تصویر ندارند!!

 

دیالوگ های محشر خانم مینا لاكانی چی؟ با آن دیالوگ ها واقعا ما؛ نسل سوم را  با دفاع مقدس و ارزش هایش آشنا ساختیم؟(آه...بهرام..پویا...بابا و مامانتون داشتن تحقیق و تفحص میکردن رفتن روی مین تیکه پاره شدند!!!...گریه های زورکی واقعا حرص آدم را درمیآورد)

یا تصویر هندی بغل كردن بهرام و پویا و متحول شدن همگی شخصیت ها در پایان سریال؟

 آخر چرا اینقدر سطحی نگری سریال هایمان را پر كرده است؟ تصویر مثبت از زنان چادری یعنی اینقدر مهم است كه مینا لاكانی سر ساختمان هم با همان چادر می رود و مهندس بازی درمی آورد ؟ چرا افراط؟ یعنی چادر اینقدر خوب و همه گیر است كه می شود در معدن زغال سنگ هم با آن رفت؟ از شورای نظارت بعید نیست!!...

روابط دختر-پسر هم جای بحث بسیار فراوانی دارد که از آن صرف نظر می کنم.

همه توصیف های آبكی شورای نظارت را از سریال "ترانه مادری" كنار بگذارید و برسید به تاك شوی جدید آقای مظفر!!! كه  طی نامه ای به ضرغامی از سریال "بزنگاه" با مواردی كه در زیر می آید انتقاد كرده است:

-نشان دادن تصویری نامثبت از زنان چادری،

-تمسخر مراسم عزاداری و سوگواری،

-نشان دادن وضع بد خانواده های قشر پایین اجتماع،

-از بین بردن قبح مواد مخدر و نشان دادن مصرف آن،

 

اشاره و نکته:

(1)نمی دانم چرا حتما باید برای احیای پوشش حجاب،بازیگران نقش مثبت حتما چادر سرشان کنند تا مردم خرفهم شوند که "دیدی!!....این زنه چادر سرش بود...تصویر مثبت داره !"...

شاید برای بعضی از کارگردانان هم واقعا سخت باشد که بخواهند چنین تصویری را نشان بدهند..از لحاظ ایمانی نمی گویم اما اگر کارگردانی بخواهد نقش مثبت سریالش را تا انتها نگاه دارد و نشان ندهد(پوآرو بازی دربیاورد)...با این مشکل روبه روست.شخصیت مثبت او با پوشیدن چادر از همان اول لو می رود و تلاش های فیلمنامه نویس و کارگردان هم!

واقعا اگر چادر پوشش خوب است چه نیازی به این همه افراط کاری ست؟

 مشک آن است که خود ببوید نه آن که عطار بگوید...واقعا اگر نیاز داریم که پوشش چادر را مثبت جلوه دهیم...آیا اینگونه افراط کاری ها نتیجه ای هم دارد؟

چرا یک نظرسنجی درست و درمان نمی شود که آی مردم ....این سریال "ترانه مادری" با تصویر مثبتی که از یک خانم چادری نشان دادیم....واقعا به دردتان خورد؟ فهمیدید؟ به کار می بندید؟...به نظر من اعمال اینگونه افراط کاری ها نتیجه برعکس می دهد و گواه آن هم وضع امروزه اجتماع است. اگر بخواهم رک تر باشم باید بگویم که این کارها نوشدارو پس از مرگ سهراب است و خطاب به آقایان نظارت صدا و سیما ! کمی به فکر ایده های بهتری باشید و اینقدر افکار خود را پاک،سالم و بدون عیب ندانید.

(2)اگر با دیدن این همه سریال از عطاران نفهمیده باشیم که او با کمدی موقعیتی که اجرا می کند درصدد هجو اتفاقات روزمره و دور و برمان است واقعا باید منگل باشیم!...شوخی های سریال های عطاران دقیقا برخلاف شوخی های سریال های مدیری از دیالوگ بهره نمی برد.بازیگر سریال عطاران نسبت به موقعیتی که در آن قرار می گیرد (یا به گونه دیگر...هجو اتفاقی صورت می گیرد) تماشاچی را می خنداند در حالی که مدیری با طنزی که در دیالوگ هایش وجود دارد...تماشاچی را می خنداند و راغب به ادامه تماشا.

هجو مراسم عزاداری در "بزنگاه" هم از همین فرمول بهره برده است و موقعیتی را ایجاد می کند تا تماشاچی را بخنداند.البته عطاران ایراداتی در نوع نشان دادن این هجو را دارد و این بر هیچ کس پوشیده نیست.

باید تاکید کنم قطعا ایراداتی وجود دارد ولی اینکه با یک سریال مقطعی،یک مراسم چندین هزار ساله از بین برود واقعاً حرف سخیفی است.ما در سال 84 هم همین اعتراضات را بر سریال "شب های برره" دیدیم.اما چه اتفاقی افتاد؟ برره فرهنگ فارسی مان را نابود کرد؟ فرهنگ خواستگاری و...(که در سریال به طنز کشیده شده بود) از بین رفت؟ شاید آقایان شورای نظارت نوعی آلزایمر ضمنی دارند که این موارد در خاطرشان نمی ماند و یا به مصلحت فراموش می کنند.

(3)نشان دادن وضع بد خانواده های قشر پایین هم بیشتر به ایراد بنی عزراییلی شباهت دارد تا تذکر خیرخواهانه.اگر خانواده ای وضع خوب داشته باشد...خب دیگر در دسته پایین قرار نمی گیرد..میگیرد؟ چنانچه اگر خاطرتان باشد در سریال "مسافری از هند" به وضع خیلی خوب خانواده اعتراض شده بود!!! چرا اینقدر تجملات را نشان می دهید؟!! یعنی چیزی که واقعیت دارد را بی خیال شوید....همه در یک حد هستند!! آیا این تصویر خلاف تصویر رئالیستی که در جامعه وجود دارد..نیست؟

یاد دیالوگ نادر خطاب به صابر بیفتید:"ببین داداش ..الان اعصاب همه ما خورده...اینم واسه اینه که پول تو جیبمون نداریم"....

نمی گویم تمام تصویر خانواده های متوسط ایرانی این است اما واقعا چنین چیزی وجود دارد یا خیر؟ آیا عطاران این جمله را بداهه گفته است؟ آیا شما خودتان باور می کنید که وضع همه خانواده های متوسط (و رو به پایین) ایرانی خوب است؟ مشکل چندانی ندارند؟

(4)درباره از بین رفتن قبح مصرف مواد مخدر هم هیچ نظر صد در صدی وجود ندارد.به عنوان یک بیننده اگر نظر بدهم باید بگویم که من نوعی با دیدن این تصاویر (گاهی چندش آور) باید از مصرف این مواد هر چه بیشتر دوری کنم ولی نمی دانم بقیه چه فکری می کنند.در نظر بگیرید که بیننده با دیدن چهره وارفته مهراوه شریفی نیا در سریال "روز حسرت" که با آن وضع افتضاح در حمام افتاده بود(پس از مصرف مواد)...راغب شود که مواد مخدر مصرف کند!!!

 شاید سنتوری را به همین دلیل توقیف کردند که مبادا مردم قبح مصرف مواد مخدر یادشان برود و همگی بروند چیز بکشند !! همچنین شاید اکران فیلمی همچون "شمعی در باد"(که اولین تصویر سینمایی از مصرف مواد مخدر و توهم زا بود) هم اشتباه احمقانه ای بوده که مسئولین وزارت ارشاد در سال 83 مرتکب شدند.

 

حرف آخر:

من فکر می کنم شورای نظارت باید بیشتر نظارت کیفی رو کل برنامه های صدا و سیما داشته باشد نه اینکه تا سریال مناسبتی پخش می شود...شورا هم اطلاعیه بدهد تا به بقیه بگوید من هم هستم! آیا واقعا شورای نظارت بر تمامی برنامه های سیما نظارت دارد؟ آیا شورا به این درک رسیده است که برنامه صدا و سیما از اوایل سال 86 سیر نزولی و ریزش بیننده به خود گرفته است؟ آیا دلایل آنها را می داند؟

چرا وقتی "مثلث شیشه ای" توقیف شد ...احدی از اعضای همین شورا اظهار نظری نکردند؟ توقیف خوب بود؟ بد بود؟ رشیدپور خوب بود؟ توانست مخاطب جذب کند؟ آیا توقیف برنامه لطمه ای به تایم شبانه بینندگان این برنامه نزد؟

فرزاد حسنی چطور؟ موقعی که برنامه او به واسطه اظهارنظر های شدید الحن حسین مظفر به رسانه ها کشیده شد و به قولی شورا از خوده نیروی انتظامی بیشتر شاکی شد تا مصداق همان مثل همیشگی "کاسه داغ تر از آش" باشد...اخراج حسنی کمکی به برنامه کرد؟ آیا واقعا اخراج او درست بود؟

چرا هیچ کس افکارسنجی نمی کند که برنامه کولاک واقعا چقدر مخاطب داشت؟ آیا توانست به اندازه یک دهم برنامه کوله پشتی با اجرای فرزاد حسنی برسد؟ یا همین برنامه دم افطار امسال که گیرایی و کشش سالهای پیش را ندارد؟ ریزش مخاطب اصلا مهم نیست؟

مثل اینکه دست به توقیف،ممنوع الفعالیت و اعتراض به سریال های مناسبتی شورا خیلی بهتر،جذاب تر و بی دردسر تر  از وظایف اصلی آن است.

به گمانم شورای نظارت بر صدا و سیما بیشتر در خواب زمستانی به سر می بر و هر از گاهی به مصلحت خویش از خواب غفلت بلند می شود و صدالبته که بعد ها خواهند فهمید که خوابیدن زیاد خوب نیست !!!

 

پس نوشت ها:

-روز حسرت به شدت تمام دارد از فیلمنامه بی منطق اش و بازی بعضی بازیگرانش ضربه می خورد.

بازی تکراری "پوریا پورسرخ" و بازی بسیار سرد و بی روح "لیندا کیانی" در نقش معصومه.

پورسرخ که حتی  نوع گریم و شخصیت پردازی  امسالش فرقی با سریال سال گذشته اش یعنی "شکرانه" ندارد.(در هر دو؛ او ته ریش داشته و زیر دست پدر کار میکرده است...چه نیازی به شخصیت پردازی ست؟)

لیندا کیانی هم آنقدر بی حس است که حتی موقع گفتن دیالوگ پلک نمی زند و مردمک چشمانش هم تغییر جا نمی دهد!!!...ستاره بعدی! خوش آمدی !!!

واقعا مشخص نیست که چرا این خانم که جدیدا به آن دنیا نقل مکان فرموده اند(مرگ به دلیل نامعلوم و برزخی!!!) چرا اینقدر از مسعود شاکی است!! آیا همین دیالوگ را از معصومه نشنیدیم که گفت: مسعود تو را به خاطر تمامی خطاهایت می بخشم"...خب پس منطق این تصاویر برزخی و شاکی وار این خانم چیست؟چرا اینقدر مسعود را خطاکار می پندارند؟ نکند به آن دنیا رفته...پشیمان شده است؟

-داداشی شاید شریف ترین سریال ماه رمضان باشد که البته روایت "زیر تیغ" گونه اش  باعث شده است که اصلا دیده نشود و البته ساختار روایی "میوه ممنوعه" را هم ندارد تا مخاطب جذب کند.

-مامور بدرقه هم که (...) اصلا هیچ چیز نگوییم بهتر است !!

صدا و سیما طبق انتظاراتی که میرفت امسال سال خوبی با سریال های مناسبتی اش نداشت  البته گمان این هم میرفت که بعد از سال 86 که با استقبال مخاطبان از "اغما" و "میوه ممنوعه" انجام گرفت...امسال سال خوبی نباشد که اینگونه هم شد.

-من هم به تبع از امیر قادری می گویم: "بزنگاه" عطاران را از دست ندهید.البته شوخی های "نگیر" عطاران در این سریال کم نیست.

------------------------------------------

"لیلة القدر خیر من الف شهر"

امشب شب بیست و سوم است.امشب را از دست ندهید...التماس دعا

 

امید محمودزاده ابراهیمی


  • آخرین ویرایش:-
آخرین پست ها
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات