یک شب در محضر  آقای سوپر استار!!



 

ضد گزارشی از جشن عید فطر با حضور محمدرضا گلزار

 

 

 

  • بلیت فروشی در شب تاریک: بلیط جشن را از طرق غیر قانونی و چند دقیقه قبل از مراسم در دم درب سالن می خریم.البته خوشبختانه با همان قیمت اصلی.حس ورزشگاه آزادی و مشکلات همیشگی اش بهمان دست داده است.
  • ارکستر و بلیت های VIP: در شروع مراسم ارکستر شروع به نواختن آهنگ های اونجوری می کند و طبق معمول دست،سوت،کف و جیغ !!...بعضی ها گویا بلیت ویژه یا همان VIP دارند که روی صندلی و درست در وسط سالن نشسته اند.ما که روی سکو نشسته ایم به سبک همان ورزشگاه آزادی چندین سال پیش !!!
  • مراسم جشن یا تخلیه انرژی: بیشتر فکر می کنم به جشن تخلیه انرژی توسط همه چیز!! دعوت شده ام تا جشن عید فطر با حضور محمدرضا گلزار...منکر تخلیه انرژی نیستم اما این یکی خیلی خیلی نوبر است!!!
  • آهنگ های اونجوری و ...: با آهنگ هایی که می شنویم فکر می کنیم باید الان همه به حرکات موزون افتاده باشند...اما باز هم دست مریزاد جامعه بانوان که از حدود خودشان خارج نمی شوند.
  • پشت پرده: ما از اینجایی که نشسته ایم به پشت پرده و وقایع اتفاقیه آن اشراف کامل داریم...کوچکترین حرکتی از چشممان دور نمی ماند!!!...مصطفی راد(بازیگر نقش پلیس مخفی در سریال 3*4) بسیار مضطرب و نگران است. جیغ و داد های مردم  بی تاثیر نیست!!!

  • دعوا لفظی-فیزیکی:  یک سوء تفاهم باعث یک جنگ لفظی-فیزیکی در وسط سالن می شود...ملت هم با شعار "بزن بزن" و "ولش کن" همراهی می کنند.نیروی انتظامی قضیه را فیصله می دهد.
  • شباهت اجباری؟!!: خانمی به عنوان مجری روی سن می آید که شباهت زیادی به مرضیه برومند دارد اما زهی خیال باطل!!! خانم علیپور مجری است....
  • اصوات گوش خراش: کم کم از گوشه و کنار نهایت خودنمایی ها و فحش های اونجوری شنیده می شود...از خجالت سرخ می شویم..دعا می کنیم ادامه نداشته باشد.
  • موسیقی بدون خواننده: در بروشور های جشن نام "غلامرضا صنعتگر" به عنوان خواننده جشن به چشم می خورد...موسیقی با صدای او پخش می شود اما خبری از شخص خواننده نیست!!!...دو چشم دیگر هم قرض می کنیم اما فایده ای ندارد....
  • نورپردازی حرفه ای!!: گویا محمدرضا گلزار به این زودی ها می آید...ما را با نورپردازی 360 درجه و شکلک های گوناگون سرگرم می کنند.به عینک دید در شب هم نیازمند می شویم!!!
  • خاطرات کودکی و کودک درون: گروه سرود با یک رهبر ارکستر اولین برنامه را اجرا می کنند...یاد خاطرات دوران طفولیت و همچنین جشن روز کودک در سال گذشته می افتیم!!! مثل اینکه گوش شیطان کر "کودک درون" تماشاچیان بیدار شده است که سر و صدای کمتری از آنها می شنویم...البته همیشه نباید خوش بین بود...شاید دارند نفس می گیرند !!!
  • پوستر کذایی!!!...: با شرمندگی تمام پوستر جشن را زیرانداز می کنیم تا کت شلوارمان آجیلی و خاکی نشود...ناسلامتی روی سکو هستیم.
  • موج مکزیکی و...: تا به حال فکر می کردم موج مکزیکی مخصوص فوتبال و تماشاچیانش است اما مثل اینکه در جاهای دیگر هم می توان از آن استفاده کرد...به 2 حالت افقی و عمودی!!!
  • هنرمندان وارد می شوند:بالاخره مصطفی راد به روی سن می آید و آبروی جشن را می خرد تا کمی هم تماشاچیان را آرام کند...در وسط خاطره تعریف کردن...ملت موج مکزیکی و سوت و کف شان را ادامه می دهند ....تخلیه انرژی است دیگر...!!!خاطره را نصفه و نیمه می شنویم اما باز هم میخندیم!!!
  • فیلترینگ اخلاقی: غلظت نسبت های ناروا(شما بخوانید فحش...) دارد زیادی بالا می رود...کاش به همراه فیلتری به نام "بلیت"...فیلتری به نام "اخلاق" هم وجود داشت.
  • سیستم صوتی...: مصطفی راد همچنان دارد با اعتماد به نفس بالا جوک تعریف می کند...سیستم صوتی هم نهایت تلاشش را می کند اما مثل اینکه تاثیرگذار نیست....گویا تقدیر نیست ما(که در کنار باندهای پخش هستیم) صدای مناسب تری بشنویم.خدا به حال آنوری ها برسد!!!
  • نیروی انتظامی و....: نیروی انتظامی هم مثل اینکه حرف دل ما را می شنود....تذکراتش را جدی تر می کند و اوضاع را آرامتر می کند.باز هم گلی به جمال برادران نیروی انتظامی.
  • نمایش طنز یا پانتومیم؟!!...: سید مصطفی  حسینی و عباس محبوب به روی صحنه می آیند تا نمایش طنز را اجرا کنند...راستی از سید محمد چه خبر؟...نمایش آغاز می شود اما مشکل سیستم صوتی همچنان ادامه دارد...میکروفن ها دائما جا به جا می شوند...فکر می کنم اگر نمایش پانتومیم اجرا میشد خیلی آبرومندتر بود.جالب اینجاست که در هنگام پخش موسیقی سیستم صوتی هیچ مشکلی ندارد اما بعد از آن...مصیبت آغاز می شود!!!...
  • بلیت فروشی توامان..!!: نیمه های جشن و تئاتر است که همچنان تماشاچی اضافه می شود...گویا بلیت فروشی بازار سیاه تمامی ندارد و سکوها هم آماده استقبال از تماشاچی جدید...سالن تقریبا پر شده است...
  • لحیم کاری وسط ...: چشممان به ما دروغ نمی گوید...برخی از همشهریان؟ از موقعیت سوء استفاده کرده و اقدام به لحیم کاری  به شکل جدید و مدرن می کنند.یاد انتقادات از سریال "بزنگاه" می افتم که نمایش رسانه ای این عمل به شدت محکوم شد ...اینجا....وسط این شلوغی...نمایش زنده ای از "بزنگاهی دیگر" می بینیم!!!
  • شوق دیدار یار...: در میانه نمایش حس می کنم مردم بیشتر منتظر آقای سوپراستار هستند تا نمایش طنز...محمد شیری هم با لباس کابویی اش وارد شد.
  • تمرکز فکری و....: هنرمندان واقعا اعصاب پولادینی دارند که با این همه مشکل سیستم صوتی و سر و صدای تماشاچیان کم نمی آورند و نمایش را با موفقیت به اتمام می رسانند.به لحظات حساس نزدیک می شویم.هنرمندان محض دل خوش کنک ما و همشهریان را ناز می دهند ما هم حظ می بریم!!!
  • سوپر استار وارد می شود: دختران شوق فزاینده تری برای دیدن محمدرضا گلزار دارند....حضور گلزار با آن تیپ ساده و همیشگی اش مراسم را به نقطه آغاز می برد...سوت،جیغ،فریاد و....فکر می کنم از امشب شنوایی ام مشکل پیدا کند !!! از دور گلزار را می بینیم و برایش دست تکان می دهیم...نمی دانم سوپراستار هیجان زده است یا متعجب....بدجور نگاهمان می کند.اما آرامشش برایم جالب است.
  • آبروداری میزبان...!!!: همشهریان به خوبی آبروداری می کنند و از قضا تمام این جیغ و دادها و فحش های نجور دارد از سکوی ما به سمت جشن پرتاب می شود.... نمردیم و به اوباشی هم متهم شدیم!!!
  • سوال ویژه و باز هم...: سوال ویژه از گلزار بخش بعدی برنامه است...می دانیم که این سوال کننده از میان خانمها انتخاب می شود.دستمان را برای کاندید شدن زیاد بالا نمی بریم.همان هم میشود..."آقای گلزار شما به بازیگری علاقه مند بودید؟؟" سوال ویژه حسابی سر حالمان می آورد!!! اما یک درگیری فیزیکی دیگر در گوشه سالن برگی دیگر از فرهنگ شهرمان را روو می کند.مردم گلزار را صدا می کنند...گویی او باید بیاید و دعوا را فیصله بدهد !!!....جامعه دختران با شعار "گلزار  دوستت داریم" فضا را عوض می کنند....نگاه سوپراستار همچنان متعجبانه است....شاید هم این برای آقای گلزار یک "توفیق اجباری " باشد...کسی چه می داند؟
  • جون منو و جون شما..*: موقع خداحافظی آقای سوپراستار مردم از فرصت استفاده کرده و با جا گذاشتن ماموران پرتعداد نیروی انتظامی به وسط سالن می ریزند...گلزار را از مهلکه نجات می دهند تا جان سالم به در برد...علاقه هایمان هم رنگ افراط بر خود می گیرد.

 

 

 

 

*نام یکی از آلبوم های "سعید شهروز"

 

امید محمودزاده ابراهیمی


  • آخرین ویرایش:دوشنبه 15 مهر 1387
آخرین پست ها
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات