از
این محسن تا آن محسن ---------------------------- شهروند
امروز ----------------------------- اتفاق
جدیدی افتاده است؛ ارشاد با دید وسیعتری به ماجرا نگاه میكند و مدیریت خوبی را
بر جریان اعمال میكند. مشخص است كه “ حسن نیت” بیشتر از پیش، بر مراودات حكمفرما
شده و البته نگاهها واقع گرایانهتر شدهاند. فرصتسوزی كافی است. حالا موقع
استفاده بهینه از فرصت هاست. با اعمال دید مثبت ارشاد، جوانان با استعداد عرصه
موسیقی پاپ، فرصت یافتهاند تا از كانالهای رسمی و از مجراهای مجاز با مخاطبانشان
ارتباط برقرار كنند. حالا میشود بیشتر رویشان حساب كرد. میشود از استعدادشان در
شتاب بخشیدن به گردش چرخه صنعت موسیقی استفاده كرد. میتوان در صورت خطا، حتی
تنبیهشان كرد ولی نكته اساسی اینجاست كه نباید نادیدهشان گرفت. نسلی
كه نامشان را “زیرزمینی”، “غیرمجاز” یا “غیررسمی” گذاشتهایم – یا هر عنوانی كه با
دید مثبت و منفی برایشان انتخاب شده – ناگهان بر جریان موسیقی كشور حاكم شدند. اگر
چشم بر این حقیقت ببندیم، بیتردید خودمان را گول زدهایم و خودمان مغبون خواهیم
شد. آن سوی آبیها كه مدت زیادی است از صحنه خارج شدهاند و حتی به مدد كانالهای
بیستوچهار ساعته - كه به اندازه چند دقیقه هم برنامه استاندارد و جذاب ندارند –
نمیتوانند در جامعه هفتاد میلیونی عرض اندام كنند. هنرمندان
داخلی هم كه به جز چند نمونه نادر، نسبتی با خلاقیت و به روز بودن ندارند. نتیجه
این ماجرا، كاهش عجیب و غریب تیراژ آلبومهای موسیقی است و در جا زدن هنرمندان و
شركتها و مخاطبان. اما در این میان، همین نسل”زیرزمینی” – چه بخواهیم و چه
نخواهیم – بر جریان موسیقی متداول میان جوانان و نوجوانان حاكم شدهاند. ابتدای
كار، هشدارهای زیادی در این باره داده شد، اما مسوولان سعی میكردند به ماجرا
چندان توجهی نكنند. اما همین بیتوجهیها كه ریشهای دیرینه دارد، كار خودش را
كرد. بعضا
آهنگهایی ساخته میشدند كه نمیشد در میان اعضای خانواده، به آنها گوش كرد و بدین
ترتیب، یك شبكه غیررسمی ایجاد شد. در این بین، برخی نیز به سبب ندانمكاری یا احساسات
نوجوانانه و چه بسا ذات خراب، به سمت اشعار مبتذل و حتی مستهجن رفتند و البته به
سوی مشكلات اخلاقی و رفتاری هم گرایش پیدا كردند. از آنجا كه بنا به یك سنت
دیرینه، اغلب این رفتارهای نادرست به پای تمام اعضای این صنف نوشته میشود، بسیاری
از مستعدهای سالم هم در آتش بقیه سوختند. كار به جایی رسید كه ماجراهای موسیقایی
به حاشیه رفته بودند و نگاههای بیرونی، اصل را بر این مشكلات و ناهنجاریها قرار
داده بودند. دستگیری رپرها هم چاره كار نشد و پس از مدت كوتاهی، دوباره همه مشكلدارها
و بیمشكلها دست به كار شدند. میشد زودتر از این حرفها به فكر چاره افتاد. اما
همین كه امروز تعدادی از این جوانان مستعد، توانستهاند به صورت مجاز، فعالیتشان
را آغاز كنند، باعث خوشحالی است. این داستان البته محدود به پاپخوانها میشود و
ربطی به داستان رپرها ندارد كه قارچگونه، در حال تكثیرند. محسن رجب پور، مدیر
شركت ترانه شرقی كه قرار است دو آلبوم از احسان حقشناس و احسان غیبی، دو خواننده
زیرزمینی سابق و مجاز امروز را به زودی به بازار بفرستد، درباره دلایل و نحوه
اقدام ارشاد در ارائه مجوز به زیرزمینیها میگوید:”البته این وظیفه من نیست كه در
این باره صحبت كنم، اما آنچه از رفتار ارشاد برداشت كردهام، این است كه مادامی كه
شهرت و معروفیت یك خواننده به سبب فعالیتهای غیرقانونیاش كم رنگ شده باشد و او
به انتشار غیرمجاز آثارش از طریق اینترنت یا شبكههای ماهوارهای اقدام نكند،
مشمول دریافت مجوز فعالیت رسمی خواهد بود. حضور غیرقانونی در جریان موسیقی كشور، با برخورد
تنبیهی ارشاد رو به رو میشود و احیانا اگر پس از اخذ مجوز رسمی، خوانندهای
دوباره به سمت مجراهای غیرقانونی حركت كند، با تنبیههای شدیدتری مثل محرومیت
مادامالعمر روبه رو خواهد شد. به هرترتیب، خواننده باید ثابت كند كه میخواهد كار
قانونی انجام دهد. این برداشت من از رفتار ارشاد است.” با این اوصاف، خوانندگانی
كه كلیپهایشان همچنان از شبكههای ماهوارهای پخش میشود، نظیر مهدی مقدم، نریمان
و... فعلا نباید به فكر دریافت مجوز باشند. البته آنها هم آگاهانه، دست به ساخت
كلیپهای جدید و ارائه آن به شبكههای ماهوارهای میزنند. هدف آنها چیز دیگری است
و درآمدزایی شان هم از مسیر دیگری تامین میشود. اما
خیلیها هستند كه استعدادشان را به نمایش گذاشتهاند و نشان دادهاند كه میتوانند
در فضای دشوار فعالیت موسیقایی امروز، جایی برای خود باز كنند اما به هر دلیلی
مرتكب اشتباهاتی شدهاند. رجبپور در این باره میگوید:”وقتی اجرای كیش محسن یگانه
را دیدم، بسیار تاسف میخوردم كه او این همه مدت، به شكل مجاز، فعالیتش را دنبال
نكرده است.” واقعیت این است كه حضور در مجرای رسمی، از بسیاری از حاشیهها جلوگیری
میكند؛ نمونهاش همین محسن نامجو كه شاید پیش از این تصور میكرد هر كاری كه میكند،
نوآوری است اما امروز، در برابر كارهای دیروز و پریروزش هم احساس مسوولیت میكند و
حتی در خارج از كشور هم نسبت به قضایای داخل حساس است. محسن نامو تنها نیست.محسنهای
مستعد دیگری هم به او پیوستهاند. سه ماه پیش بود كه آلبوم”محسن یگانه” به نام”
نفسهای بیهدف” وارد بازار شد و با وجود تكراری بودن اغلب قطعات، با استقبال
نسبتا خوبی رو به رو شد و تا امروز به تیراژی بالاتر از 150 هزار نسخه دست یافته
است. همین روزها هم قرار است آلبوم” محسن چاووشی” به بازار بیاید كه انتشار این
آلبوم، بیشك یك اتفاق در بازار نسبتا راكد موسیقی پاپ خواهد بود؛ آلبومی به نام”
یه شاخه نیلوفر” كه دموی یكی، دو آهنگش از حدود یك سال گذشته، روی وب سایت نشر
آوای باربد قرار گرفته بود؛ شركتی كه مدتی است به دلیل تخطی از قوانین نشر وزارت
ارشاد با تعلیق فعالیت نشرش رو به رو شده است. حتما از ماجراها و حاشیههای سنتوری هم كموبیش
مطلع هستید. به میان كشیده شدن پای مركز موسیقی حوزه هنری و ضبط آلبومی بر اساس
اشعار كهن فارسی با صدای چاووشی را هم به این جریانات اضافه كنید تا بار دراماتیك
ماجرا بیشتر هم بشود. خبرهای درگوشی هم كه همیشه هستند. با این اوصاف، خبر اعطای
مجوز به آلبوم” یه شاخه نیلوفر” از سوی ارشاد، بسیار خبر مهم و جالب توجهی به نظر
میرسید. انگار این بار واقعا فصل ناكامیهای محسن چاووشی رو به پایان است و او به
مدد دوست و همراهش محمدرضا آهاری توانستهاند از عهده كارها به خوبی برآیند و
امروز چاووشی جزو آرتیستهای مجاز جامعه موسیقی است.
آخرین پست ها