--------------
مجید رئوفی
--------------
تا سه روز مانده به آغاز جشنواره، لیست گروههای حاضر در بخش اجراهای ویژه مشخص نشده بود. بلیت فروشیها قرار بود به صورت آنلاین انجام شود اما تا سه روز مانده به آغاز جشنواره، به دلیل مشکلات فنی، کل بلیتهای فروخته شده تمام کنسرتها به عدد هزار هم نرسیده بود. جالب آن که مسئولیت این بخش برعهده شرکت داماد آقای شجریان بود که بلیت فروشی آنلاین کنسرتهای استاد آواز ایران را هم طی این سالها برعهده دارد. ایشان به هرماه گروهی که این فعالیت را در کنسرتهای دل آواز برعهده دارند، مقابل در ورودی تالار وزارت کشور میایستادند و به جای چک کردن الکترونیکی بلیتها، بعضاً درباره ورود خبرنگاران به سالن هم نظر میدادند و دخالت میکردند که این امر با اعتراض خبرنگاران آشنا با ایشان هم روبهرو شد. نکته اینجاست که در کنسرتهای جشنواره، هر کس میتوانست در هر زمینهای دخالت کند.
طبیعتاً این مساله به مدیریت ضعیف کار باز می گردد که هرکس با هر مسئولیتی میتواند در زمینه مسئولیت دیگران هم حکم براند. از سوی دیگر، تبلیغات این اجراها به حدی ضعیف بود که صدای خوانندگان و گروههای حاضر را درآورده بود. حضور خبرنگاران که وظیفه پوشش این برنامهها را برعهده داشتند، با مشکلات فراوانی روبهرو بود و خبرنگاران رسانههای مختلف بارها و بارها به دلیل رفتار دور از شأن مسئولان، صدای اعتراضشان بلند شد. حتی همه خبرنگاران حاضر در تریبون رادیو صدای آشنا و در حضور آقای جعفری مدیر روابط عمومی جشنواره – که انصافاً بیش از دیگران با خبرنگاران تعامل مثبت داشت- به این توهینها و رفتارهای دور از ادب مسئولان به شدت اعتراض کردند. بدترین جای ممکن هم به خبرنگاران اختصاص داده شده بود تا نتوانند آن طور که شایسته است، جوانب مختلف اجراها را به مخاطبانشان منتقل کنند. چراغهای سالنها روشن بود و فقط در دو اجرا، از نیمههای کنسرت چراغها خاموش شدند که این خود برای یک کنسرت پاپ، واقعاً فاجعه است. اما مشخص نیست برچه مبنایی فقط در دو کنسرت چراغها خاموش شدند و در بقیه کنسرتها نه. نورپردازی را که فراموش کنید. صحبت در این باره به یک شوخی میماند.
باورنکردنی بود وقتی یکی از مسئولان اجرایی کنسرت، سراغ نورپرداز در طبقه دوم آمد و با لحن بسیار بیادبانهای به او تاخت که چرا وقتی رضا صادقی به سمت پیانو حرکت کرد، نور صحنه را کمی کم کردی. این تمام ماجراها نبود. جالب آن که خبرنگاران برای حضور در سالنی که ششصد صندلی خالی داشت، باید برای دیدن مسئول توزیع بلیت، طبقات مختلف اداری تالار وحدت را بالا و پایین می کردند و نهایتاً به در بسته میخوردند و نمیتوانستند دو بلیت برای حضور در این کنسرت دریافت کنند.
ماجراهای اطلاعرسانی جشنواره هم که خود پر بود از اشتباه و ندانم کاری و ناآگاهی که حدیث مفصل دیگری میطلبد. کنایهآمیز آن که چند روز پس از پایان جشنواره، گروه آریان در همان تالار وزارت کشور، به روی صحنه رفت. نورپردازی فوقالعاده و خاموش بودن چراغهای سالن، نشان داد که اگر به حاضران احترام گذاشته شود، آنها نیز متقابلاً به برگزارکنندگان احترام میگذارند و مشکلی ایجاد نمیکنند. شش هزار نفر در دو سانس متوالی با رعایت احترام کامل به سالن آمدند، برای گروه محبوبشان دست زدند و تشویقشان کردند و بسیار راضی از سالن خارج شدند. خبرنگاران در بهترین نقطه سالن نشستند و اجرا را دیدند. فرقی هم نمیکرد که طرفدار موسیقی گروه آریان هستند یا نه، آنها از برگزاری استاندارد یک کنسرت لذت بردند.
برخی مسئولان اجرایی جشنواره در تالار حاضر بودند و خود تفاوت اجرای آریان و گروههای حاضر در جشنواره را به عینه دیدند. البته دوستان پیش از این، کنسرتهای خوبی را در تالار وحدت برگزار کرده بودند، اما همگان دیدند که برگزاری کنسرت در تالار بزرگی مثل کشور، تفاوتهای فراوانی با اجراهای جمع و جور تالار وحدت دارد.
آخرین پست ها