رستگاری
در 6 روز... یادداشت
بهاریه ------------------------------ امید محمودزاده ابراهیمی ------------------------------ اعتراف می کنم که بهترین روزهای زندگی ام 6 روز مانده به عید نوروز است.(اگر
اسفند 30 روزه نباشد مثل امسال) البته با همه زحمت ها،خانه تکانی ها،گردگیری ها و غیره.گرچه این حرف را
خیلی از خانم ها قبول ندارند که روزهای پایانی اسفند روزهای شیرینی است ! 6 روز مانده به اتفاق،6 روز مانده به رستگاری.تمام شوق و ذوق عید در ایام
نرسیده به آن نهفته است.نمی دانم؛شاید حس غریبی باشد، اما سالهای سال است که آن را
لمس می کنم. ایامی که خیلی ها قصد "نو" شدن می کنند.می خواهند رنگ و
لعابی جدید از آمدن بهار بگیرند.سنت خرید عید هم از همین جا ناشی می شود.همه این
نو شدن ها...شکوفه زدن درختان...عطر برگ های تازه ،قدم زدن وسط طولانی ترین بلوار
شهر....همه و همه تا قبل از عید به روح و روانم می چسبد.به مانند آن مثال معروف که
"تمام عشق در نرسیدن به آن است" یک سال از روی جسارت نوجوانی خواستم که عید و سال نو را جدی نگیرم...بی
خیال شدم.خودم را تا سال تحویل بیرون منزل سرگرم کردم و بعد از تحویل سال به منزل
رسیدم ولی باز هم همان شوق در من زنده شد.آنقدر که می خواستم سرم را به سقف
بکوبم!! ذوق خریدن لباس،کفش،هدیه،دید و بازدید عید و....همه چیز می خواهد نو بشود
اما نه در یک روز نه در یک ساعت و نه در یک لحظه؛ زمین هم در 6 روز آفریده شد.من هم در 6 روز "نو" می شوم.
ما یه جورایی مرض داریم که سر به سر شخصیت های سیاسی بگذاریم !
اینها را به عنوان فتوکاتور طنز ملاحظه بفرمایید.دوستان میپرسند که چرا در ادامه مطلب گذاشتی و جرات نکردی در صفحه اول بگذاری! ...چه بگوییم؟ ببینید و دم نزنید !





آخرین پست ها