تبلیغات
هنر هفتم - تغییری که نباید از آن ترسید
دوشنبه 24 فروردین 1388  11:45 ق.ظ

تغییری که نباید از آن ترسید

 

.::امید محمودزاده ابراهیمی::.

 

 

ترس چه زمانی پیش می آید؟ آیا تا به حال بر ترس غلبه کرده اید؟ توانسته اید در زمان ترس خود را کنترل کنید؟

البته این یادداشت روانکاوانه و درباره روانشناسی ترس نیست.ترسی که از آن می گوئیم،ترس ناشی از دیدن غول و هیولا نیست.شامل همگان هم نمی شود.این ترس زمانی بر ما غلبه می کند که ما توانایی مقابله با عامل ترس را نداریم.عامل ها هم مختلف اند.اگر تا به حال غول و هیولا بوده است؛ حال این غول و هیولا  به عوامل فرهنگی، اقتصادی،صنعتی و سیاسی تبدیل شده اند.بحث هم شخصی نیست.مربوط به یک ملت می شود.

 

همیشه به این فکر بوده ام که چرا یک خودروی وارداتی در حدود قیمت 10 تا 12 میلیون تومان در بازار خودروی ایران وجود ندارد که با خودروهای داخلی رقابت کند.با واردات خودرو و رقابت واردکنندگان این امید تقویت می شود که خودروهای ارزان قیمت بتوانند وارد بازار ایران شوند و با خودروهای داخلی رقابت کنند.اما در این میان یک مشکل وجود دارد.تعرفه واردات خودرو در ایران صد در صد است یعنی تمام قیمت خودرو مثلا 10 میلیونی روی قیمت خودرو محاسبه می شود و خودروی 10 میلیونی به خودروی 20 میلیونی تبدیل می شود بعلاوه هزینه های متفرقه دیگر.

 

اگر پیش خود فرض کنیم که یک خودروی 12 میلیون تومانی سدان(خانواده) وارد بازار ایران شود.چه اتفاقی می افتد؟ حال فرض کنید مثلا این خودرو ژاپنی هم باشد! قطعا مردم راغب به خرید خودروی ژاپنی می شوند و بازار خودروهای هم قیمت آن متزلزل خواهد شد.یعنی یک رقابت پیش می آید که در آن خودروهای داخلی باید با خودروهای خارجی رقابت کنند.اما این رقابت هیچ گاه شکل نخواهد گرفت چون ما اهل رقابت نیستیم.شاید از رقابت "ترس" داریم.ترسی که نمی توانیم بر آن غلبه کنیم.فضا را می بندیم تا رقابتی شکل نگیرد.می دانیم اگر میدان رقابت شکل بگیرد، مردم راغب به "غیر از ما" می شوند و این اصلا به سود صنعت نیست!!

 

می دانیم اگر رقابت باشد مردم ما را انتخاب نخواهند کرد و دنبال بازار جدید می روند.پس دیکتاتورانه فضا را می بندیم.البته این مورد فقط در صنعت ما نیست بلکه در سیاست و فرهنگ ما هم چنین مواردی وجود دارد.

راه دور نمی رویم.هنوز چند ماه نیست که شبکه جدید  فارسی زبان(که متعلق به یک بنگاه سخن پراکنی بزرگ و معروف است) راه اندازی شده است.در بدو راه اندازی این شبکه،سریعا آن را نفی کردیم و آن را خطری دانستیم علیه منافع و مصالح ملت.

 

خیلی خودمانی تر اگر بگوییم که ما از این شبکه جدید و نوع اطلاع رسانی آن ترسیدیم.ترسیدیم که اگر آن شبکه وارد کارزار رقابت با شبکه های داخلی ما شود، ما ناتوان از جذب مخاطب داخلی باشیم و مردم "راغب به غیر از ما" شوند.پس باز هم فضا را می بندیم،تخریب می کنیم تا کسی نتواند غیر از ما را ببیند و انتخاب کند.

 

این فضا اصلا به سود هیچ کس نیست.رقابت همیشه باعث بالا رفتن کیفیت شده است.رقابت سبب می شود که همیشه "بهترین" ها عرضه شوند.اگر ما بهترین باشیم و فضا را هم آزاد بگذاریم مطمئنا مردم ما را انتخاب می کنند و این دستاوردی عظیم برای عرصه های مختلف این مرز و بوم است.

 

اگر صنعت خودروی ما بهترین باشد چرا باید از ورود یک "خارجی" ترسید؟ چرا خودمان را محدود کرده ایم؟ چرا در کلاس جهانی خود را نمی بینیم؟

اگر رسانه ما بهترین در نوع خود باشد،چرا باید از یک شبکه با پخش چند ساعته ترسید؟ شاید همه اینها را باید در تغییر اخلاق خود ببینیم. بستن فضای رقایت بخشی از اخلاق ما ایرانی ها شده است که باید آن را تغییر دهیم.تغییری که نباید از آن ترسید.

 

پی نوشت(1):

درباره دوستی که پیغام داده بودند که من چکاره ام درباره سینما و موسیقی نظر میدهم و مفسر شده ام(جدی؟) هیچ پاسخ خاصی ندارم جز اینکه من به عنوان یک مخاطب فعال موسیقی،سینما و تلویزیون حق دارم که نظر خود را در وبلاگم به عرضه بگذارم.این جزوی از حق آزادی بیان هست یا خیر؟ تازه وقتی اینجا را میخوانم به خودم بیشتر اعتماد می کنم!

 

پی نوشت(2):

نود امشب را از دست ندهید...