سه شنبه 8 اردیبهشت 1388  09:07 ق.ظ

پدیده های متهم

 

.::امید محمودزاده ابراهیمی::.

 

یادم می آید وقتی روی پرونده بنیامین کار میکردم و مطالب تقریبا برای عرضه پرونده تکمیل شده بود به فکر یک عنوان برای پرونده بودم.در این جور موقعیت ها اکثر تیتر های سینمایی یا موسیقیایی به ذهنم می آمد اما همه آنها را کنار گذاشتم و تیتر "پرونده ای برای یک خواننده عامه پسند" را انتخاب کردم.

خیلی ها (از دوستان و همکاران) موافق این تیتر نبودند و آن را در شان خواننده ای مثل بنیامین نمی دانستند.این شد که به شک افتادم که آیا این تیتر برای بنیامین مناسب است؟ این سوال پیش می آمد که چرا ؟ مگر عامه پسند بودن ایرادی دارد؟واژه مناسبی نیست؟ عامه پسند از این لحاظ مورد تشکیک بود که سو برداشتی از آن شود یعنی عامه پسند اطلاق به مخاطبانی شود که سطح پایین گوش می کنند و بنیامین هم شامل حال آن شود.اما هر چقدر که بنیامین و آلبوم 85 او را گوش کنیم نشانی از سطح پایین بودن او کارهایش نمی بینیم.بنیامین آهنگساز هوشمندی است و این مورد را در تک تک آهنگ های آلبوم 85 اش به اثبات رسانده است به خصوص ملودی "ترانه واژه" . واقعا چه کسی حاضر بود روی کلمات مجزا و شعر مخصوصش آهنگ بگذارد و بخواند؟

بنیامین و آلبوم 85 نقطه عطف موسیقی پاپ ایران شدند که جمع بسیاری از "عامه" به کلام و آثار او ابراز علاقه کردند اما روشنفکران یا شاید به عبارت بهتر روشنفکرنماها او را تائید نکردند.بنیامین پدیده ای بود که توانست نگاه های بسیاری را به خود معطوف کند و مخاطب او طبقه خاصی را شامل نمی شد. یادم می آید دقیقا چنین مخالفت هایی در سال 84 با سریال شب های برره که مخاطب فوق العاده بالایی داشت، انجام شد.مخاطب بالا و "عامه" بودن تا به حال باعث شده است که روشنفکران به این نمونه ها حمله کنند و آنها را تائید نکنند.

مخالفت با پدیده های موفق و عام دلیل خیلی خاصی ندارد،می توان اتهام بزرگی به این مخالفت ها وارد کرد:

 

این پدیده ها مخاطب بالایی دارند و جمیع موافقان آنها خیلی بیشتر از مخالفان آنهاست.پس اگر کسی در این میان به مخالفت برخیزد خیلی زود مورد توجه قرار می گیرد.میتوان اینطور تعبیر کرد که کسی برای مطرح کردن خود به مخالفت با پدیده ای موفق و با مخاطب اجتماعی بالا برمی خیزد. اما به نظر من این اتهام به هیچ کس وارد نیست.اینجا بحث بیشتر سلیقه ای است تا حرفه ای. نمی گویم که نمی شود از این پدیده ها انتقاد کرد؛ اتفاقا آنها برای درست پیمودن راه به نقد بیشتر نیاز دارند تا به تعریف اما چیزی که ما شاهد آن بوده ایم نقد نبوده ،بلکه حملاتی شدید از جنس روشنفکرنمایی بوده است.بهتر است کسانی که ادعای روشنفکری دارند واقعا روشنفکر باشند و بمانند نه اینکه فقط ادای آن را در بیاورند.یادمان نرفته است که شوخی مهران مدیری با این طبقه روشنفکر در سریال مرد هزار چهره ،توانست چهره اصلی روشنفکران جامعه ما را عیان تر کند.وقتی این طبقه اجتماعی تاب یک شوخی ندارند چگونه می توان آنها را به نقد کشید؟

در بطن شعارهای روشنفکری آزادی جایگاه خاصی دارد.طبیعتا بنیامین هم در یک فضای آزاد و البته بدون تبلیغ توانست خود را به عنوان یک پدیده معرفی کند.اما خیلی ها نمی توانند بالا رفتن یک شخص را ببینند.گرچه این اخلاق ما ایرانی هاست و ما خود را بهتر از همه می شناسیم.اما سوال اینجاست که چرا این پدیده ها مورد انتقاد قرار می گیرند؟ از دل همین آزادی ها خواننده هایی به عرصه آمدند و معرفی شدند که هیچ نشانی از یک پدیده خوب نداشتند.نمونه آن هم واضح و مبرهن است؛ ساسی مانکن که این روزها موسیقی اش روی بورس است اما روشنفکران ما ته تنها موسیقی آن را چیپ نمی دانند بلکه دست به تشویق او برمیدارند و از شنیدن آن شاد هم می شوند.این عجیب نیست؟!!روشنفکر بودن از دیدگاه کلی نگری در مسائل نشات می گیرد ولی به نظر نمی رسد هیچ منافاتی با پدیده های عام  و عامه پسند داشته باشد .

بنیامین و پدیده هایی از این قبیل همیشه متهم اند حتی اگر سطح کار آنها هم حرفه ای باشد هم در عین حال عامه پسند.این مشکل بنیامین نیست.مشکل از تفکر "روشنفکرنمایی" پیش می آید.



همین مطلب در موسیقی ما

همین مطلب در مجله موسیقی ایرانیان


آخرین پست ها
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات