یکشنبه 20 اردیبهشت 1388  03:55 ب.ظ

کاردرست ها عقب می مانند



.:: رسول ترابی-چلچراغ ::.

 

دغدغه ی اصلی اش راک است. اما همه سعی اش نگه داشتن حد واسط است. او می خواهد بین پاپ و راک حرکت کند. سیروان با همه آرام بودنش مثل همه ی هم نسلانش روحیه معترضی دارد. با هم قرار گذاشتیم که جنجالی و اعتراضی گفتگو نکنیم، اما نشد. با همه رک بودن رعایت خیلی ها را کرد و محتاط تر حرف زد، ولی درمورد هر موضوعی که اعتراض داشت، حقیقتی را که به آن اعتقاد داشت گفت.

سیروان خوانندگی اش را در دومین آلبومش با نام «ساعت 9» پر رنگ تر کرده و تنظیم های متفاوت تری را نسبت تنظیم های موفقی که برای دیگران کار کرده، برای خودش انجام داده است. او به این آلبوم اطمینان دارد.

 

پی نوشت من:

منتظر یک یادداشت تحلیلی درباره گفتگوی رسول ترابی با سیروان و بنیامین باشید.

ممنون از مهسا بابت  این مصاحبه

قبل از انتشار آلبوم که با هم گپ می زدیم، می گفتی این آلبوم را برعکس آلبوم اولت بیشتر عامه پسندتر کار کرده ای. این عام و خاص را برای من تعریف می کنی؟

 

از نظر من موزیکی خاص است که وقتی شنونده که خیلی حرفه ای نیست، آن را برای اولین بار می شنود، حس کند قبلا آن را نشنیده است. خاص بودن یعنی اینکه زیاد تکراری نباشد و غیرمنتظره بودن را جزو فاکتورهایش داشته باشد.

 

موسیقی خودت چه ویژگی هایی داشت و دارد که خودت یا منتقدان تو را بیشتر در دسته خاص قرار می دهد؟

 

کارهای من حد وسط است. خودم که این طور فکر میکنم. به نظر من این پاپیولار یا راک بودن را سازبندی ها نمی تواند مشخص کند. تشخیص این خاص و عام بودن با شنونده است.

 

شنونده عادی که نمی تواند در این ماجرا تعیین کننده و صاحب نظر باشد.

 

اینجا داستان فرق می کند. در اینجا کاری را که من می سازم، برای خودم خاص نیست، عادی عادی است. خیلی وقت ها هم می بینم چیزی را که ساخته اند و خیلی نرمال و عادی است، بهش می گویند کار خیلی خاص

 

به نظرت اصلا چیزی به اسم راک ایرانی داریم یا نه؟

 

اگر منظورت این است که مثلا مثل ترکیه Turkish Rock داشته باشیم، در آن حد نه. راک ایرانی داریم، ولی باید تکلیفش را معلوم کنیم. اگر رنگ و بوی ایرانی راک را در نظر بگیریم، می توانیم بگوییم بله راک ایرانی هم داریم.

 

مثال می زنی؟

 

مثلا بعضی از کارهای کاوه یغمایی راک فارسی هستند. البته فقط بعضی شان. بعضی از کارهای گروه اوهام هم همین حالت را دارند. یا اینکه راک هستند، ولی بعضی جاها رنگ و بوی ایرانی بودن هم دارند.

 

گروه هایی مثل کیوسک و آبجیز را هم در این دسته بندی قرار می دهی؟

 

نه فکر نمی کنم. فضای کارشان بیشتر شبیه به فضای کارهای مارک نافلر و… است. بیشتر سعی می کنند کلام فارسی را روی آن سبک و دسته بندی راک بگذارند. بیشتر حالت غربی دارند. البته یک جاهایی ولی خیلی کمرنگ ایرانی می شوند. فکر میکنم کمیت راک فارسی خیلی کم است.

 

در موسیقی ارک که کار میکنی، بیشتر با چه خواننده هایی راحت تری و تحت تاثیرشان قرار می گیری؟

 

خیلی ها هستند که واقعا دوسشان دارم، التون جان، برایان آدامز، بیل جوئل، یو2، عاشق ایگلز هستم.

 

در فضای راک امروز جهان چطور، کسی هست که تحت تاثیرت قرار بدهد؟ یا تو هم جزو آن دسته هستی که معتقدی جهان تحلیل رفته است؟

 

ابهت قدیم را که ندارد. اما باز هم با خواننده و گروه هایی مثل جان می یر و دریم تیاتر لذت می برم.

 

من سیروان خواننده را به عنوان سیروان تنظیم کننده دوست ندارم. من فکر میکنم اگر فقط تنظیم کننده و حتی آهنگساز باشی، نسبت به خوانندگی موفق تری.

 

این را قبول ندارم.

 

عشق خواندن باعث شده این طور فکر کنی؟

 

نه اصلا. من صدای خودم را صدای عامه پسندی نمی دانم، ولی می دانم و مطمئنم که آهنگ های خودم را هیچ کسی به خوبی خودم نمی خواند. قبلا هم گفتم آهنگ هایم کلا در دو نوع پاپ و پاپ- راک هستند. مثلا همین آهنگ «ساعت 9» برای من پاپ به حساب می آید، ولی حس می کنم برای عام کمی خاص است، ولی قضیه چیز دیگری است. آهنگ هایی که این حالت را دارند، اگر به جای صدای خودم هر صدای دیگری که فاکتورهای عامه پسند بودن را دارد، آنها را بخواند، کار یک جور دیگر می شود.

 

چرا این طور فکر میکنی؟

 

دلیلش این است که صدای من روی آهنگ های این طوری یک اتفاق خوب را به وجود می آورد.

 

یعنی چه کار می کند؟

 

گفتم که صدای من عامه پسند نیست، ولی در آهنگ های این تیپی تبدیل به یک مشخصه از آن می شود. اصلا بحث خوب خواندن و… نیست. اصلا مشخصه این سبک صدای خودم است. اگر یکی با یک صدای عامه پسند، آنها را بخواند، یک چیز نچسبی می شود.

 

با این حرف هایی که گفتی، حالا صدای خودت را دوست داری؟

 

آره خیلی دوست دارم.

 

آلبوم تو و بنیامین با هم در یک روز به بازار آمدند…

 

این که خیلی خوب است. هر چه تعداد کارهای مطرح در بازار بیشتر باشد، به نفع شنوندگان و بازار موسیقی است.

 

صد در صد. ولی دلیل این همزمانی را توضیح می دهی که یعنی چه؟

 

تا جایی که من می دانم دلیل خاصی نداشت. یک موضوع کاملا اتفاقی بود.

 

اگر جای من بودی و من این جواب را می دادم، قبول می کردی؟

 

از دید من که این طور بود. حالا رقابت شرکت ها یا آلبوم ها با هم بوده را من نمی دانم. ما زمان دقیقی برای انتشار آلبوم مشخص نکرده بودیم. از طرف دیگر دموی آلبوم را زودتر از بنیامین روی سایت ها گذاشتم، زمان هم که مشخص شد، معلوم شد که آلبوم من یک روز زودتر از آلبوم او به بازار خواهد آمد، ولی شرکت پخش کننده آلبوم او به هر دلیل یک روز زودتر از آلبوم من، کار او را منتشر کرد. در اینجا زیاد روی زمان ها و هماهنگی های این طوری حساب نکن، چون هیچ زمانی اینقدر دقیق و همزمان با هم اتفاق نمی افتند.

 

ولی من هنوز قانع نشده ام، این هم زمانی زیاد به نفع هردویتان نبود و بیشتر شبیه یک تسویه حساب و رو کم کنی بود.

 

(می خندد) نه، اصلا. فقط یک نکته را بگویم؛ هیچ کسی به دلیل اینکه آلبوم دوم بنیامین را نشنیده بود و طبق آلبوم موفق و پرفروش قبلی اش، روی این آلبوم هم نظر می داد، جرات انجام کاری را که من انجام دادم، نداشت. آن هم آلبومی که چهار سال تمام برایش زحمت کشیده باشی. دقیقا قضیه مثل یک هندوانه سربسته بود که خبر نداری خوب است یا بد. من جرات کردم و این اتفاق افتاد. الان خیلی ها که آلبوم دوم بنیامین راشنیده اند، جرات پیدا کرده اند و می گویند ما هم بودیم، این کار را می کردیم.

 

این حرف یعنی آلبوم بنیامین ضعیف بود؟

 

من این حرف را نزدم، ولی با اعتقادی که به آلبوم خودم دارم، از این همزمانی خوشحال هم هستم.

 

اینکه بدتر شد.

 

(می خندد) تو حق داری هر طور دوست داری برداشت کنی. من حرف خاصی نزدم.

 

گفتی که به آلبوم خودت اعتقاد داری. این اعتقاد از کجا می آید؟

 

آلبوم دومم را هر کسی گوش کند، متوجه می شودکه چه کار خوبی انجام داده ام.

 

تو هم که از خودت تعریف کردی.

 

من کاملا منطقی ام. هرکسی که این آلبوم را گوش کند، خیلی ساده متوجه می شود که شبیه به هیچ خواننده و آلبوم کار نکرده ام. یک نکته کاملا روشن در آلبوم «ساعت9» وجود دارد. هر کسی نمی تواند آن را انجام دهد و کاری در این حد و سطح ارائه کند.

 

خاصیت خواننده ها را خوب برداشت کرده ای.

 

(می خندد) نه بابا، حرف در نیاور. وقتی فضای امروز موسیقی مان را می بینم، به کاری که کرده ام مطمئن تر می شوم.

 

اتفاقا به خوب جایی رسیدیم؛ چرا وضعیت موسیقی و آلبوم ها اینقدر افتضاح شده است؟

 

همه این نظر را دارند. من هم نگرانم. رو به پیشرفت نیست. بیشنر در حال پسرفت هستیم. دلیل هم دارد. وقتی که موسیقی و موزیسین حرمت و جایگاه نداشته باشد و از لحاظ مالی هم تامین نشود و دغدغه های فکری و استرس های مختلف داشته باشد، طبیعی است که کارش پیشرفت  نمی کند.

 

خودت جزو چهره های گران قیمیت انجام کارهای موسیقی هستی، پس بهتر می شود در این باره بحث کرد. اتفاق تیم های مطرح و جایگاه دار موسیقی با وضع مالی خوب را داریم، ولی آنها هم در یکی دو آلبومی که همین روزها به بازار آمده اند، نا امید کننده کار کرده اند.

 

این هم دلیل دارد. چون همه ی اینها «اتفاق» بوده اند. پشتوانه نداشته اند. چه کسی را مثال بزنم؟ مثلا التون جان یک اتفاق نبود. بعد از این همه سال هنوز در بین 10 چهره پرفروش و پول ساز کنسرت های جهانی  حضور دارد. استینگ وبرایان آدامز و.. اتفاق نبوده اند. ولی موسیقی ما روی «اتفاق ها» می چرخد. برای همین هم کسی ماندگار نیست.

 

مگر آنها هم خواننده اتفاقی ندارند؟

 

چرا؟ اتفاقا بحث همین است. آنها اگر 10 نفر موزیسین کار درست دارند، به جایش هزار نفر اتفاق دارند که می آیند و می روند، اما کار درست ها، همیشه عقب می مانند.

 

از کار درست های خودمان کسی را می شناسی که این شرایط را داشته باشد؟

 

مثلا گروه اوهام. از بدشانسی شان بود که نتوانستند آلبوم هایشان را منتشر کنند.

 

اوهام که جزو موسیقی های خاص بود.

 

شک نکن.

 

چند سال یک بار سلیقه ها عوض می شود، چند سال قبل ترنس مد شد، الان هم شش و هشتی که بین پاپ و رپ مد شده، این اتفاق های موسیقی روز چرا در آهنگ هاین نیفتاده است؟

 

این جریان عوض شدن سلیقه ها اصلا مهم نیست. اینها تب است. تب مسویقی و سلیقه های ایران، خیلی گذراست. یکدفعه ای همه را می گیرد، یکدفعه ای هم ول میکند. برای همین نمی شود زیاد روی آن حساب کرد.

 

نمی گویم با مد روز پیش بروی، ولی چرا مثل کارهایی که برای زانیار انجام دادی، برای خودت نکردی؟

 

اصلا دوست نداشتم آن تیپی کار کنم. حتی پایولار تر از آنها هم می توانستم کار کنم، ولی نخواستم.برای خواننده های دیگر این کار را می کنم، ولی برای خودم نه. باید خاص بودن را حفظ کنم.

 


آخرین پست ها
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات