یکشنبه 20 اردیبهشت 1388  08:22 ب.ظ

هرگز مثل رضا صادقی عمل نمی کنم


 
.:: مجید رئوفی،اعتماد ملی ::.
 
به سبك چهره‌های موسیقی عمل نمی‌كند. به‌راحتی، بی‌پروا و بدون ملاحظات ویژه فعالیت در عرصه هنر، نظراتش را درباره مسائل مختلف موسیقی اعلام می‌كند. ابایی هم ندارد كه همكارانش را نقد كند. نمود این مساله را در این گفت‌و‌گو خواهید دید. همین نكته برای تمایزش با دیگران كافی است. اما این تمایز وقتی اهمیت پیدا می‌كند و مورد توجه قرار می‌گیرد كه ببینیم او كارش نیز با دیگران كاملا متفاوت است و به ‌درجا‌زدن و حركت در مسیرهای از پیش‌تعیین‌شده اكتفا نمی‌كند. همه اهالی موسیقی، چه آنها كه كارشان را جدی می‌گیرند و چه كسانی كه هستند تا باشند، به این مساله اذعان دارند كه كارهای سیروان خسروی كاملا با بقیه فعالان حوزه موسیقی پاپ متفاوت است. همكاری‌اش با سایر فعالان این حوزه هم عموما نتایج مثبتی داشته است. به همین دلیل هم هست كه این روزها، پركارترین موزیسین ایران لقب گرفته‌است. دو آلبوم با تنظیم‌هایش به بازار آمده و آلبوم«ساعت9» هم با صدای او منتشر شده. گفت‌وگو با او نیز به همین مناسبت است.

به نظر می‌رسد كه موسیقی مجاز ما، وارد ورطه‌ای شده كه نشانی از موفقیت در آن دیده نمی‌شود. به خواننده‌های زیادی امید می‌رفت كه اتفاقی در موسیقی پاپ ایجاد كنند، اما هیچ‌كدام نتوانستند مطابق انتظارات ظاهر شوند. این در حالی است كه در موسیقی غیرمجاز، خیلی از خواننده‌ها با یكی، دو آهنگ به شهرت و محبوبیت می‌رسند و به اصطلاح آهنگ‌هایشان می‌گیرد. این در حالی است كه خیلی از چهره‌های مجاز امروز نظیر چاووشی، یگانه و... پیش از ورود به عرصه رسمی، كارهای مطرحی داشتند اما در آلبوم‌های مجاز حتی خودشان را هم تكرار نكردند.


آلبوم‌هایی كه سال گذشته از چهره‌های مطرح منتشر شد، نتوانست تغییری را كه انتظار می‌رفت، در بر داشته باشد. به آلبوم‌های چاووشی، آریان، بابك جهانبخش و فرزاد فرزین امید می‌رفت اما در میان اینها، فقط آلبوم چاووشی تفاوت‌هایی با كارهای قبلی‌اش داشت. البته سبك چاووشی، سبك مورد علاقه من نیست اما تغییراتی كه او در سبكش ایجاد كرده بود، تغییرات چندان خوبی نبودند و به نظر من این تغییرات در جهت به روز شدن و ارائه یك كار جدید نبود. به نظر می‌رسد دوست داشتند كاری كه ارائه می‌كنند، با ذهنیت مخاطب متفاوت باشد. اما این تفاوت، موفق نبود. به نظر من اینكه فقط سعی كنی خودت را تكرار نكنی، دلیل خوب از كار درآمدن یك آلبوم نیست. مهم این است كه فرم جدید برای شنونده جذاب‌تر باشد وگرنه این تغییر فرم كه توجیهی ندارد.


منظورت این است كه چون در كارها، فضاهای جدید و متفاوت و به روزی نبود، این كارها موفقیتی كسب نكردند؟


من معتقدم اتفاق خاصی در هیچ یك از آلبوم‌های سال گذشته نیفتاد كه صاحبان آن آثار، منتظر اتفاقی در فروش آلبوم‌هایشان باشند. شاید كمی ظاهر قضیه تغییر كرده بود؛ صداهایی كه برای تنظیم استفاده شده بود كمی تغییر كرده بودند. طرح جلدها متفاوت بود و همین. مسائل ظاهری عوض شده بودند، اما در اصل قضیه، اتفاقی نیفتاده بود. آثار جدید این هنرمندان نسبت به كارهای قبلی‌شان ضعیف‌تر بود.فقط شاید آلبوم بابك جهانبخش بهتر از كارهای قبلی‌اش بود.


ولی آلبوم او هم اصلا شنیده نشد؟


بله، درست است. كار او نسبت به كارهای قبلی‌اش بهتر بود. حركت او روبه‌جلو بود ولی این تغییرات آن‌قدر زیاد و نمایان نبود كه به موفقیت آنچنانی هم دست پیدا كند. اما برای سایرین، بهترین حالت، در جا زدن بوده و هیچ حركت روبه‌جلویی در كارهایشان ندیدم.


با این اوصاف، اگر بخواهیم موفقیت یك اثر را با فروش بالای آن بسنجیم، آیا موسیقی پاپ ما این توان را دارد كه بتواند یك اثر موفق را به بازار عرضه كند. آیا می‌توان امیدوار بود كه ركود یكی‌، دو سال اخیر به پایان برسد؟


من هنوز فكر می‌كنم می‌توان اتفاقاتی را رقم زد. اگر اینگونه نباشد، كار كردن بی‌معنا خواهد بود. من چون حس می‌كنم كه هنوز امیدواری وجود دارد، كار می‌كنم. اگر به این نتیجه برسم كه دیگر امیدی نیست، طبیعی است كه دیگر كار نخواهم كرد.


مگر می‌شود كه دیگر كار نكنید؟


شاید به عنوان خواننده كار نكنم و فقط به عنوان تنظیم‌كننده به فعالیتم ادامه بدهم، اما چون فكر می‌كنم ایراد اصلی مربوط به كارها بوده، هنوز به این تصمیم نرسیده‌ام. البته مساله كپی‌رایت هم مساله مهمی است كه نباید از آن غافل بود.


و نداشتن یك رسانه برای موسیقی.


نبود رسانه بزرگ‌ترین ضربه را به موسیقی وارد آورده. دومین مساله هم كپی‌رایت است. اگر این آثاری كه درباره‌اش صحبت می‌كنیم، دانلود نمی‌شدند، قطعا فروش‌شان 10 برابر می‌شد.


درست است كه دانلود بسیار زیاد است اما بسیاری از همین آلبوم‌‌ها با وجود اینكه دانلود می‌شوند، شنیده نمی‌شوند و فراگیر نمی‌شوند.


بله. اما در صورت رعایت كپی‌رایت حتی اگر این آثار شنیده نمی‌شدند، پول ساخته می‌شد. می‌دانم كه حتی هواداران فلان خواننده هم به اندازه آثار قبلی‌اش، كار او را گوش نداده‌اند. در این مشكلی نیست كه كارها قابلیت فراگیر شدن را نداشته‌اند، اما اگر آلبوم‌ها بفروشند و شركت‌ها درآمد بیشتری داشته باشند، قدرت ریسك و سرمایه‌گذاری برای كارهای بزرگ‌تر و متفاوت‌تر هم به وجود می‌آید. نداشتن درآمد از فروش آلبوم‌ها قطعا روی كیفیت آثار بعدی تاثیرگذار است.


قطعات آلبوم شما را شنیدم. قطعات بسیار جذاب و متفاوتی بودند؛ به ویژه از لحاظ تنظیم. فكر می‌كنی كه این آلبوم‌می‌تواند به موفقیت بزرگی برسد. یعنی المان‌های فراگیر شدن را دارد؟


با توجه به تجربیاتی كه طی چند سال گذشته به دست آورده‌ام، به این نتیجه رسیده‌ام كه امروز كارها در دو حالت همه‌گیر می‌شوند؛ اول كلام آهنگ آنقدر بد، افتضاح، مبتذل و بی‌ارزش باشد كه بتواند خودش را نشان دهد یا كل آهنگ باید بیش از حد متفاوت باشد و این تفاوت به صورت كاملا آشكار خودش را نشان دهد. من هر كاری كه می‌توانستم انجام دادم تا این اتفاق برای آلبوم «ساعت 9» بیفتد. كاری كردم كه حتی كسانی كه موسیقی را به صورت خیلی دقیق دنبال نمی‌كنند و فقط به صورت تفننی آن را می‌شنوند، این تفاوت را احساس كنند و آن را با موزیكی كه همین الان در دنیا شنیده می‌شود، مقایسه كنند.


به ویژه اینكه امروز، آثار جدید به راحتی از طریق رسانه‌ها در دسترس همه هست.


این‌قدر همه چیز راحت به گوش مردم می‌رسد كه دیگر با شنیدن هر كار معمولی‌ای شگفت‌زده نمی‌شوند. باید این قدر تفاوت واضح باشد كه آن را حس كنند.


آن دسته اول كه اشاره كردی، بیشتر روی كلام فانتزی و متفاوت و چه‌بسا خارج از عرف مانور می‌دهند.


به نظر من، واقعا كلام این آثار مبتذل است. خیلی‌ها می‌توانند كلامی نظیر آنچه امروز می‌شنویم، بنویسند، اما كسانی كه به كارشان اهمیت می‌دهند، به این سمت حركت نمی‌كنند. غیرمجازها هستند كه هرچه بخواهند، می‌خوانند.

اما اشكال به شرایطی بازمی‌گردد كه خوانندگان مجاز دارند. مجازها رسانه‌ای ندارند تا كارهایشان را به گوش مردم برسانند و صرفا به درآمد آلبوم‌ یا اجرای كنسرت بسنده می‌كنند كه آن هم وضعیت چندان خوبی ندارد.


خود تو در این مدت وسوسه نشدی كه فعالیت رسمی را رها كنی و مثل خیلی‌های دیگر، به صورت غیرمجاز كار كنی.


واقعیت این است كه وسوسه شده‌ام اما برای خوانندگانی كه به صورت مجاز فعالیت می‌كنند، دشوار است كه از این مسیر خارج شوند. خواننده مجاز با خودش می‌گوید خب من 2 سال منتظر مجوز مانده‌ام. 6 ماه دیگر هم منتظر می‌مانم. برعكسش هم همینطور است. خیلی سخت است كه یك خواننده غیرمجاز بتواند در چارچوب مجاز فعالیت كند.


اما خیلی‌ها هستند كه بعد از گرفتن چند اثر غیرمجازشان، مدتی از صحنه دور شده‌اند. تعهدی داده‌اند و بعد آلبوم مجازشان را به بازار عرضه كرده‌اند.


بله. اما اگر من مسوول باشم، به همه مجوز می‌دهم. اما به هرحال، باید یكسری ضوابط را رعایت كرد. نمی‌توان به كلام خارج از عرف مجوز داد. اما باید تاكید كنم كه به نوع موسیقی نمی‌توان ایراد گرفت و مثلا به آن مجوز نداد. اما خیلی از كسانی كه غیرمجاز بوده‌اند و خواسته‌اند به صورت مجاز كار كنند، نتوانسته‌اند موفقیتی كسب كنند. نمونه‌هایش هم زیاد است.


در صحبت‌هایت به لزوم تفاوت واقعی و نمایان در كارهای جدید اشاره كردی تا كارها مورد توجه قرار بگیرند. آلبوم اول تو در زمان خودش، از لحاظ تنظیم و نوع اجرا بسیار كار متفاوتی بود اما چقدر باعث تثبیت تو به‌عنوان یك خواننده و آهنگساز جدید شد؟ فكر می‌كنم كارهایت میان موزیسین‌ها و تعقیب‌كنندگان جدی موسیقی بسیار بیشتر از مردم عادی مورد توجه قرار گرفت.


آلبوم اول را موزیسین‌ها شنیدند و متوجه شدند كه اتفاقی افتاده. این اتفاق كمتر بین مردم عادی افتاد. اما ناگفته نماند كه اكثر موزیسین‌ها هم می‌‌گفتند كه كار، غربی است و ایرانی‌پسند نیست و سلیقه مردم ایران، چیز دیگری است. اغلب موزیسین‌ها با این نوع برچسب‌ها با كار روبه‌رو شدند. می‌گفتند كه سیروان، بازار را نمی‌شناسد. خود من از این حرف‌ها زیاد شنیدم. اما اتفاقی كه باعث شد من بیشتر شناخته شوم، تنظیم‌هایی بود كه برای خوانندگان دیگر انجام دادم. همان‌هایی كه می‌گفتند من بازار را نمی‌شناسم، بدون استثنا سراغ من می‌آمدند تا تنظیم آهنگ‌هایشان را انجام بدهم. این مساله برای من ارزش زیادی ندارد. برای 90 درصد این خواننده‌ها كار نكردم و نخواهم كرد.


چرا؟


چون زمانی كه باید می‌فهمیدند، من چه كار كرده‌ام، نفهمیدند. وقتی یك كار موفق شود و بعد هم برای ساخت قطعه‌ای شبیه آن قطعه موفق سراغ من بیایند، برایم بی‌ارزش است. موزیسین ‌و خواننده باید بیشتر از مردم عادی نسبت به كار جدید شناخت داشته باشد. به نظر خودم، بهترین كارهایی كه از من شنیده شده، از نظر تكنیكی‌ همان آلبوم اولم است. هیچكدام از كارهایی كه برای خواننده‌های دیگر انجام داده‌ام، به هیچ وجه قابل مقایسه با كارهای آلبوم اولم نیست. موزیسینی ‌كه این مساله را متوجه نمی‌شود، با شنونده عادی هیچ فرقی نمی‌كند.


بین موزیسین‌ها، چه كسی از این دست مواضع را كه «این كارها با گوش ایرانی مطابقت ندارد»، مطرح نكرد. شاید بهتر باشد بگوییم چه كسی به خاطر كارهای جدیدت به تو تبریك گفت؟


فقط بهروز صفاریان.


بهروز صفاریان خودش یكی از تنظیم‌كننده‌های كاربلد و توانای موسیقی پاپ است. البته بعضی‌ها به وسواس بیش از حد و كند بودنش انتقاد می‌كنند. نظر خودت درباره كارهای او چیست؟


هركس، سیاست‌های كاری خودش را دارد. من كارهای بهروز صفاریان را دوست دارم. او تنها تنظیم‌كننده موسیقی پاپ داخل ایران است.


با وجود تفاوت سبك كاری‌اش با تو، همیشه سعی می‌كند به روز باشد. اما این موضوع نشان می‌دهد كه كار تنظیم‌كننده‌های دیگر را چندان قبول نداری.


موزیسین‌های ایران از آغاز كار، خودشان را مقابل موزیسین‌های غربی بازنده می‌دانند. بهترین حالت این است كه خودشان را با لس‌آنجلسی‌ها مقایسه می‌‌كنند.


خود تو برای به روز بودن چه می‌كنی و خودت را با چه كسانی مقایسه می‌كنی؟


من هم موسیقی روز دنیا را پی می‌گیرم و البته هیچ وقت با حسرت و از پایین به آثار خارجی نگاه نمی‌كنم. همیشه از موضع برابر به این كارها نگاه می‌كنم و فكر می‌كنم هیچ كاری نیست كه آنها انجام داده‌اند و من نمی‌توانم انجام بدهم.


با توجه به اینكه موسیقی روز را دنبال می‌كنی، آیا می‌پذیری كه دوره موسیقی ترنس دیگر تمام شده؟ به همین دلیل نیست كه تو هم بیشتر روی سبك‌ هاوس كار می‌كنی! در حالی كه ترنس هنوز به‌عنوان موسیقی متفاوت و مدرن در موسیقی پاپ داخلی مطرح است.


بله. اما یك نكته را حتما باید تاكید كنم. آنچه در موسیقی پاپ ما طی این سال‌ها كار می‌شده، اصلا ترنس نیست و قواعد آن را رعایت نمی‌كند. این قطعات بیشتر تكنو هستند كه بیش از 10سال است در موسیقی دنیا از بین رفته و دوره‌اش به پایان رسیده. معلوم است كه این كارها موفق نمی‌شوند.


یعنی اینجا هم مردم عادی جلوتر از موزیسین‌ها هستند؟


بله. چون مردم به هرحال موسیقی روز را از كانال‌های مختلف می‌شنوند و دوره كاملا عوض شده. در دنیا، هر هفته یك خواننده جدید با یك سبك و سیاق تازه و متفاوت مطرح می‌شود. تغییرات، هفتگی است. در حالی كه در ایران اصلا رقابت معنا نمی‌دهد. صرفا فعالیت است. اینجا در ایران صدابرداری اصلا معنا نمی‌دهد. در خارج از كشور هر گروه و خواننده‌ای، صدابردار ویژه خود را دارد كه علاوه ‌بر اپراتور صدابرداری، كارهای مهندس صدا را انجام می‌دهد و به نوعی تهیه‌كننده كار است.


خود تو هم این كار را به خوبی انجام می‌دهی. با توجه به اینكه هم می‌خوانی، هم ملودی می‌سازی، هم تنظیم می‌كنی و هم كار میكس و مسترینگ و صدابرداری را انجام می‌دهی، خودت بیشتر از همه این فعالیت‌ها، به كدام یك تعلق خاطر بیشتری داری؟


آهنگسازی و تنظیم.


بیشتر از خوانندگی؟


نه، دوست دارم كارهایی را كه می‌سازم و تنظیم می‌كنم، خودم بخوانم.(خنده)


اتفاق افتاده كه كاری را برای كس دیگری تنظیم كنی و خودت دوست داشته باشی بخوانی یا بعدا پشیمان شوی كه چرا خودت این كار را نخوانده‌ای.


نه. سعی می‌كنم كارهایی كه برای دیگران تنظیم می‌كنم، هیچ‌وقت به حیطه كاری خودم نزدیك نشود. این ایده‌ها را در فضایی عملی می‌كنم كه خودم هیچ‌گاه در آن فضا نخواهم خواند.


مثلا آهنگی مثل «یالا» با صدای مهدی اسدی را هیچ وقت خودت نمی‌‌خوانی؟


نه. با وجود اینكه می‌دانستم این كار قطعا همه‌گیر می‌شود، آن را نخواندم. همینطور كه در آلبوم جدیدم، هیچ آهنگی شبیه آن را نخواندم. در حالی كه خیلی‌ها انتظار داشتند آهنگی شبیه آن را داشته باشم.


بعضی‌ها می‌گویند سیروان كارهای جدید را برای خودش نگه می‌دارد و بیشتر سعی می‌كند برای دیگران كارهای معمولی‌تر بسازد.


مگر كار «یالا» بد بود؟


نه بحث جدید بودن كار است.


در آن زمان، كار جدیدی بود. اما من وقتی كار بسیار جدید را خرج می‌كنم كه ارزشش را داشته باشد. وقتی می‌خواهی كار جدیدی انجام دهی، باید با یك تفكر ویژه وارد میدان شوی. وقتی خواننده‌ای بدون نقشه قبلی و تفكر آنچنانی از من یك آهنگ می‌خواهد، من 50 درصد بالاتر از حد خودش كار را به او ارائه می‌دهم.


مثلا مهدی اسدی با همین تك آهنگ به یك چهره خیلی مطرح تبدیل شد. قبل و بعد از آن هم كه آهنگی نداشته.


البته این آهنگ برای من هم خوب بود و باعث شد تا عده بیشتری با تنظیم‌های من آشنا شوند.


ولی قطعا سودی كه اسدی از این آهنگ برده، با نفعی كه برای تو داشته، قابل مقایسه نیست.


بله، درست است. اما من نمی‌توانم كه هر ماه یك بار، یك آهنگ بدهم. پس باید خلأ نبود خودم را با تنظیم خوب برای یك خواننده دیگر پر كنم.


در این بین، برای علیرضا تهرانی و گروه واران هم آلبوم‌هایی ساختی.


آن كارها مربوط به سال 83 و 84 بود كه یك كار نرمال بود. اخیرا برای امیر یگانه آلبومی ساخته‌ام كه خودم بیشتر از بقیه از آن راضی‌ام.


البته تك آهنگ‌هایی هم برای دیگر خواننده‌ها تنظیم كرده‌ای؟


بله، نادرمسچی و رضا صادقی، امید حاجیلی و توفان كرمی و...


كه نقطه اوجش هم قطعه «وایسا دنیا»ی رضا صادقی است. در نگاه اول، فضای كاری تو و رضا صادقی اصلا به هم نمی‌خورد. كارهای تو شیك و استاندارد است ولی آهنگ‌های صادقی احساسی‌تر و درونی‌تر است و خودش هم می‌گوید شاید علمی و كاملا برمبنای اصول نباشد. چگونه این همكاری پیش آمد؟


جذابیت‌كار به خاطر همین تضاد فضاها بود. مصطفی منصوریار كارگردانی كه من با او كار می‌كردم، رابطه بسیار خوبی با رضا صادقی داشت و دارد. سه‌سال پیش بود كه به من گفت یك آهنگ مربوط به آلبوم جدید رضا صادقی است. تو تنظیمش می‌كنی؟ خواستم كار را بشنوم. ماكت كار را شنیدم و سریع حدس زدم كه چگونه باید تنظیمش كنم. فكر می‌كردم ضعیف‌ترین آهنگ آلبومش است. بقیه قطعاتش را نشنیده بودم. اواسط كار بود كه با شعرش ارتباط برقرار كردم و دیدم چقدر ترانه خوبی است.
وقتی آلبوم منتشر شد، متوجه شدم كه بهترین شعر آلبوم، همین ترانه است. كل جریان ضبط و تنظیم و خواندن این قطعه هم یك هفته طول كشید. خواندن رضا صادقی هم نیم ساعت طول كشید.


با توجه به اینكه كار این قدر موفق بود و به عقیده خیلی‌ها، باعث موفقیت آلبوم رضا صادقی هم شد. چرا این همكاری ادامه پیدا نكرد؟


در ایران وقتی كاری موفق می‌شود، همه دوست دارند آن موفقیت را سهم خودشان بدانند. من همان زمان در چند گفت‌وگو اعلام كردم كه یكی از مهم‌ترین دلایل موفقیت این قطعه، این است كه خواننده‌اش رضا صادقی است. كاری با تنظیمی بهتر از این را اگر خواننده تازه‌كاری می‌خواند، برای مخاطب جذابیتی نداشت. آن دوران، همه دوست‌ داشتند موفقیت این قطعه را به من نسبت بدهند تا رضا صادقی را بكوبند. ولی من از این آب گل‌آلود، ماهی نگرفتم. اما در آن سو، برعكس این قضیه اتفاق افتاد.


یعنی رضا صادقی حق مطلب را ادا نكرد؟


نه اصلا من هیچ‌وقت نمی‌توانم تصوركنم كه كاری شبیه رضا صادقی را انجام بدهم. وقتی در یك همكاری، اتفاق مثبتی می‌افتد، مگر ایراد دارد كه واقعیت را بگویی و سهم عوامل را هم در نظر بگیری؟ رضا صادقی دوست داشت كه كل قضیه را به نام خودش ثبت كند. یك بار مقابل خود من گفت كه تنظیم‌كننده معروفی به من زنگ زده و گفته این بهترین آهنگی است كه من از بچه‌های داخل ایران شنیده‌ام و بعد سریعا حرفش را عوض كرد و گفت شعرش خیلی عالی بوده.


اما پكیج‌كار، فوق‌العاده بود.


شكی در خوب بودن شعر آهنگ نداریم اما اگر این قطعه، تنظیمی غیر از این داشت، باز هم این قدر موفق می‌شد. وقتی او سعی می‌كند این مساله را مخفی كند، من دیگر دوست ندارم این همكاری را ادامه دهم.


آیا پیشنهادی از سوی صادقی برای ادامه همكاری بوده؟


صددرصد. مگر می‌شود كه نباشد؟ در موسیقی ایران، تعداد كسانی كه می‌توانند كارهای جدی و متفاوتی بسازند، كم است. پس اولین نكته این است كه بتوانی روابط حرفه‌ای داشته باشی و همكارانت را از دست ندهی. چون دیگر، كسی برای همكاری بعدی نمی‌ماند.


خب به آلبوم جدیدم بپردازیم و به قطعه بسیار عالی«تكرار» كه در آن از ساز تار استفاده و آن را با موسیقی‌ هاوس تلفیق كرده‌ای.


پنج سال پیش، آهنگی را برای یك خواننده تنظیم می‌كردم. تصمیم گرفتم ملودی اولش را با سه‌تار بسازم. بعد با خودم گفتم كه حیف است این ایده را برای این كار، خرج می‌كنم. فكر می‌كنم تنها باری بود كه صرفه‌جویی كردم.(خنده) به جای سه‌تار، با گیتار آن قسمت را ضبط كردم و بعد از پنج‌سال، این ملودی تار را وارد آلبوم خودم كردم. سه‌تاری كه قرار بود در آهنگ قدیمی استفاده شود، نقش نرمالی داشت و گیتار هم می‌توانست همان گیرایی را داشته باشد ولی آن موقع، حسی داشتم كه می‌توان با این ایده، یك كار ویژه انجام داد.


آخرین پست ها
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic