سه شنبه 29 اردیبهشت 1388  11:03 ب.ظ

پرونده آلبوم ساعت 9 سیروان خسروی

فقط گاهی وقت ها...

 

.:: سما بابایی ::.

 

گاهی وقت ها می شود امیدوار شد. می توان آلبومی را گوش كرد و فهمید كه خالق آن تلاش كرده است تا اثری متفاوت خلق كند. كاری جدید. مهم نیست كه نتیجه چه باشد، مهم این است كه كسی به شعور مخاطبش احترام گذاشته و تلاش كرده است. حالا اگر نتیجه هم خوب شد كه دیگر همه چیز عالی است. «ساعت 9» سیروان خسروی تمام این حس ها را به آدم می دهد. این حس را كه در فضایی كه یك آلبوم موسیقی با یك كیبورد شكل می دهد و چند ترانه بی مایه، ‌موزیسینی این زحمت را به خود داده است كه چند سالی وقت بگذارد تا آلبوم خودش را به بازار موسیقی عرضه كند. از نوازندگان برجسته استفاده كند و آلبومی منتشر كند كه به استانداردهای موسیقی پاپ نزدیك باشد. او مراحل ساخت این آلبوم را از سال ۱۳84 آغاز کرد و حالا بعد از چهار سال آن را منتشر کرده است. به همین خاطر است كه می شود گفت او تا حد زیادی به هدفش رسیده،‌ هر چند از كسی كه از سنین كودكی آموزش آكادمیك موسیقی دیده است، انتظار بیش از این هم می توان داشت. انتظار این كه تلاش او برای بالا بردن سطح سلیقه مخاطبی كه تا حد ممكن افت كرده است ، بیشتر باشد. چه در آثاری كه خود به عنوان خواننده منتشر می كند و چه در آثاری كه به عنوان تنظیم كننده در آن ها فعالیت دارد و انتظار این كه اثری با قدرت بیشتری منتشر كند. به خصوص این كه او از شاگردان گذشته و دوستان كنونی كاوه یغمایی است كه خود به عنوان یكی از محورهای موسیقی راك ایران است. از تمام این حرف ها گذشته می توان «ساعت 9» را گوش داد و با ترانه های زیبایش كمی به زندگی امیدوارتر شد. در كنار تمام این ها اما همچنان یك افسوس باقی می ماند. این كه برای جذب مخاطب هیچ كدام از این ها مهم نیست، یعنی اهمیت چندانی ندارد. انگار برای تبلیغ یك محصول فرهنگی باید از همان شیوه های تبلیغات تجاری بهره برد. به طرح آلبوم او دقت كرده اید،‌ عكسی زیبا از خواننده ای جوان با بك گراندی زیباتر.

گفت و گو با سیروان خسروی؛ خال توری مد شده

 

.:: خسرو خسروپرویز- نوید غضنفری ::.

 

گفت و گوی ما با سیروان خسروی درست یک روز پیش از پخش دومین آلبومش- «ساعت 9»- صورت گرفت. آهنگ ها را در اتاقی شنیدیم که در آن شکل گرفته بودند و سیروان از چند و چون هر کدام صحبت می کرد، قرارمان گفت و گو در مورد آلبوم بود اما انتقادهای سیروان به وضعیت کلی موسیقی بحث را به جاهای مختلفی برد و نتیجه اش شد گفت و گویی که شما این جا می خوانید و البته حرف هایی که جای شان اینجا نبود و سیروان از آن ها گلایه داشت. مثال هایی از اشتباهات فاحش آلبوم های مختلف موجود در بازار موسیقی که به آن ها اشاره می کرد.

 

 

 

-سیروان باید یک اسم کردی باشد، به چه معناست؟

اسم یک رودخانه است در کردستان. در آنجا هم اسم متدوالی است که برای پسرها می گذارند.

 

-اصلیت ات متعلق به آنجاست؟

پدر و مادرم کرد هستند. خودم هم تهران به دنیا آمدم.

 

-معمولا هنرمندان کرد در کارهای شان به نوعی اصالت و رگ و ریشه شان را به کار می برند اما در مورد تو چنین ویژگی ای دیده نمی شود

درسته، چنین نکته ای در کارهای من نیست. اما در کردها ژن موسیقی وجود دارد. ریتم را خوب می فهمند، ولی چنین تعصبی را من متاسفانه ندارم.

 

-چه طور به موسیقی الکترونیک و به نوعی پاپ- راک علاقمند شدی؟

موسیقی راک و الکترونیک را دوست دارم. درستش این است که موسیقی خوب را دوست دارم. در بیش تر سبک هایی که ارائه می شود سعی می کنم خودم را به روز نگه دارم.

 

-فقط موسیقی روز؟ مثلا به گروه «تنجرین دریم» علاقه داری که یک جوری سبک اش الکترونیک پاپ است؟

نه من موسیقی خیلی هنری را دوست ندارم، به نظرم هنر نیست که موسیقی کار کنی که زیاد گوش داده نشود و طیف محدودی از آن استفاده کنند. ترجیح می دهم در عین هنری بودن جذاب هم باشد و صرفا کاری که خود آهنگساز دوست دارد نباشد.

 

-به نظرت سوای تنظیم هایی که برای خوانندگان مردم پسند انجام داده ای چنین ویژگی در کارهایت هست؟

سعی کردم در عین هنری بودن تا حدودی پاپ هم باشد. نتیجه اش در آلبوم اولم این شد که الان گوش می دهم و فکر می کنم تا حدودی این کار را خوب انجام داده ام. آن موقع کار بهتری نمی توانستم انجام بدهم و هرچه بلد بودم در آن آلبوم به کار بردم. در آلبوم جدیدم هم سعی کردم این اتفاق بیفتد.

 

-فاصله آلبوم اول تا دومت چرا این قدر طولانی شد؟

روند ساختش طولانی بود. مثلا یک سال و نیم فقط شعرهایش کامل شد. تا شعرها کامل نشود پرونده آلبوم را هم نمی شود در وزارت ارشاد به جریان انداخت. در این مدت مشغول تنظیم کارهای دیگران بودم تا این که سه سال و نه ماه در این میان فاصله افتاد.

 

-به نظر خودت این فاصله و تجربیاتی که به دست آورده ای باعث شده چه تفاوتی با آلبوم اولت به وجود بیاید. مثلا قبلا گفته می شد صدای سیروان هم تراز کار موسیقایی اش نبوده؟

به نظر خودم هم صدایم پخته تر شده. شاید در سایر موارد ازشعر و تنظیم و ملودی ها این اتفاق افتاده باشد. با توجه به این که زمان کافی هم در اختیارم بود کاری انجام دادم که می خواستم. این طور نیست که الان بگویم کاش فلان کار را هم انجام داده بودم. از مجموع کار بسیار راضی هستم.

 

-اتفاق تاثیر گذار دیگر به نظرم همکاریت با زانیار بوده که یک سری ویژگی های دیگر به کارت اضافه شده

درسته. توی آلبوم اول همه شعرها را امید (اطهری نژاد) گفته، اما چون ایران نبود زانیار مجبور شد در کنار ترانه مکرم یک سری از شعرها را بگوید. جرقه شعر گفتن او از این جا شروع شد. چون برادرم است همه شعرها روی ملودی بود.

 

-شعرهایی که زانیار گفته با توجه به تند بودن ریتم ها به سبک و سیاق کارهای خودش هم نزدیک است

درسته. این آهنگ ها مشخص است که سبک زانیار در آن به کار رفته.

 

-به هر حال این ها باعث شده که آلبومت از تنوع قابل توجهی به لحاظ شعر، ملودی و ریتم برخوردار شود

بعضی از آهنگ ها را 5-6 تنظیم مختلف انجام دادم. بعض از شعرها را 3 آهنگ کاملا بی ربط ساختم. اگر آهنگی آن طور که می خواهی نشود می فهمی. اولین کسی که می فهمد آهنگ از آب در نیامده خود سازنده اش است. آن قدر روی آنها کار کردم که مطمئن شوم بهتراز این نمی توانم. شاید به همین خاطر این تنوع به وجود آمده. سه سال وقت داشتم که ببینم چه آهنگ هایی را کنار هم بگذارم که جذاب باشد و خسته کننده نباشد

 

-یکی از شرایط کار کردن در موسیقی پاپ این است که باید در معرض دید باشی. این که هر سال آلبوم بدهی به قولی در بورس باشی. این که یک آلبوم تر و تمیز طی چند سال ساخته شود شاید نتیجه اش این شود که کمتر معروف باشی

در ایران معروف شدن کاری ندارد.از نقل قول مایلی کهن استفاده می کنم؛ معروف شدن چه آسان آلبوم خوب دادن چه مشکل! ترجیح می دهم کم تر معروف باشم اما کار خوب ارائه کنم. این در درجه اول اهمیتم است. معروف شدن در درجه های بعدی است. باید کاری باشد که بگویم به این آلبوم افتخار می کنم.5 سال پیش فکر نمی کردم بتوانم چنین آلبومی بدهم که خودم از آن لذت ببرم. دوست دارم بقیه هم خوششان بیاید ولی چیزی که برایم مهم است که خودم با کاری که می کنم حال کنم.

 

-زمان بعضی از آهنگها کوتاه است. احتمالا همین وسواسی که گفتی دست و بالت را برای آب بستن بسته بوده

حتی آین آلبوم 11 آهنگ داشت که در آخرین مرحله ها یکی اش را حذف کردم.

 

-ترسی از فراموش شدن به خاطر کم کاری نداری؟

حتما باعث می شود در ذهن مردم فراموش شوی. شانسی که من آوردم این بود که به عنوان تنظیم کننده نسبت به خوانندگی مشهور تر شدم. کمی خیالم از این بابت راحت بود که اسمم به عنوان یک تولید کننده موسیقی وجود دارد. قطعا اگر این کار را نمی کردم کسی روی این آلبوم حسابی نمی کرد. حتی این انتظار هست که ببینند بعد از این که برای دیگران کار کرده ام حالا در آلبوم خودم چه کرده ام. البته این یکی از خوبی های کار برای دیگران بوده، این که وقت برای کارهای خودم استفاده نشده مسئله دیگری است.

 

-برای کسی که در تنظیم ها کارهایت را دنبال می کند چیزی که مشخص است امضای شخصی سیروان روی آنها است. اما در کار خودت گویا اثر انگشتت هم وجود دارد! یعنی همان ویژگی های سبکی به اضافه علایق و غرایض شخصی خودت

نمی دانم حس شده یا نه! در این آلبوم سعی کردم مشابه تنظیم ها را در این سه چهار سال برای کسی کار نکرده باشم. نمی دانم موفق بوده ام یا نه.

 

-مثلا آهنگ «وایسا دنیا» در آلبوم رضا صادقی معلوم است که سیروان آن را تنظیم کرده است.

ولی مثل «وایسا دنیا» را برای خودم کار نکردم. شاید برای این آلبوم انتظاری به وجود آمده باشد که می توانستم از آهنگ هایی که موفق بوده در این سال ها استفاده کنم. سعی کردم چنین اتفاقی نیفتد و این همان انگشتی است که پای این کارها زده ام.

 

--مثل آهنگ « تکرار» در این آلبوم که یک کار تلفیقی است از موسیقی هاوس با ریتم تند و ملودی های شرقی با استفاده از تار، سه تار و تنبک.

بله. چنین تنظیمی برای کسی انجام نداده بودم. شاید چون جذابیت آلبوم خودم کم می شد (خنده) اصلا همین که چیزی قابل پیش بینی باشد جذابیتش را کم می کند.

 

-چراچنین کاری نمی کردی؟ با اینکه خودت همواره در جریان اصلی تولید موسیقی این سال ها سهم داشتی به نوعی درگوشه و کنار به عنوان یک منتقد جریان اظهار نظرهم کرده ای. چطور می شود هم حضور داشت و هم انتقاد کرد و سعی ای بر بهبود آن نکرد؟

در کاری که انجام می دهم هدف اولم این است که به لحاظ تنظیم و صدابرداری استاندارد باشد. به این نتیجه رسیدم که اصلا دلیلی ندارد نظر خواننده ای که کارش را برایم می آورد تغییر دهم. وظیفه من تغییر دیدگاه طرف نیست و قرار نیست شبیه سازی سیروان هم انجام دهم. من منتقد کدام جریانم؟

 

-جریان غالب و حاکم بر موسیقی

(خنده) درسته خودم در این جریان ام و منتقدش هم هستم. قبول دارم. کمی حواسم هست که به آن ورطه نیفتم، با این که به طور عمیقی در آن جریان چرک نیستم. درسته که در تولید موسیقی بد و سطح پایینی که الان در جامعه هست حضور دارم ولی سعی می کنم بالاترین سطح همان موسیقی سطحی را تهیه کنم. فکر می کنم در این رابطه موفق بوده ام. ولی تلاش می کنم درکارهای خودم ویژگی های یک اثر خوب وجود داشته باشد.

 

-با بقیه خواننده ها به این تعامل نمی رسی؟

نمی شود. خواننده ای که پیش من می آید می خواهد معروف شود.همین موسیقی سطح پایینی که باب است را می خواهد. مگر دیوانه ام که چنین آدمی را به سمت موسیقی بهتر بکشانم؟ طرز فکر طرف همین است، چرا باید ارزان سطح فکرچنین آدمی را بالا بیاورم؟ اگر چنین چیزی می خواست درخواست هم می کرد.اسم نمی آورم ولی کسی که دوست دارد شبیه خواننده درجه 3 لس آنجلسی کار کند چرا باید من بگویم نه بیا و فلان موسیقی را کار کن؟ داشتن لیاقت برای نشان دادن مسیر مهم است.

 

-زانیار هم که به نوعی تمایل به جریان غالب موسیقی دارد از یک استانداردی برخوردار است. به نظرم تعادلی است که با حضور تو شکل گرفته

موسیقی پاپ این طور به نظر می رسد که موسیقی ای است که الان می گیرد و مهم نیست 2 ماه بعد چه اتفاقی می افتد. شاید در دنیا هم همین قالب باشد. ولی کسانی که به نوعی ماندگارند اینقد رسطح پایین فکر نمی کنند. مثلا در پاپ دنیا گروه «کلد پلی» هم سبکشان راک است ولی پر مخاطب ترین گروه راک دنیاست ولی می بینی 2-3 سال بین هر آلبومشان فاصله می افتد، د رعین اینکه مخاطب را جذب می کند 10 سال دیگر هم که گوش کنی استاندارد است. ولی الان اگر موزیکی را یک سال بعد گوش کنی می خندی که چطور سال پیش آن را گوش می دادی. ساختن موسیقی اولی سخت است چون هم علم اش را می خواهد و هم سختی بیش تری را می طلبد. باید همه چیز را کنترل کرد و دیگر نمی توانی همان چیزی که به ذهنت می رسد را بزنی. البته کسی که نمی داند اگر 10 سال هم روی یک آلبوم کار کند همان کار چیپ را می دهد.

زانیار هم چون شاید وسواس های من و نتیجه اش را دیده. این که جایگاه من نسبت به 3 سال پیش بهتر است. شاید همین باعث شده که پیش خودش فکر کند که در همین راه قدم بردارد. وگرنه هر کسی نه تنها زانیار می تواند روزی یک آهنگ از چیزهایی که الان پخش می شوند آماده کند که از هر سه تای آن یکی اش می گیرد. ولی آن راه دوم را هر کسی نمی تواند انجام دهد. برای خیلی ها کار کردن سه ماهه روی آهنگی برای شان بی معنی است تا این که می توانند یک روزه آهنگی را به وجود بیاورند. به نظرم یک درصد 30- 70 در کارهای من و زانیار وجود دارد که عوض می شود.

 

-نظرت در مورد جریان اول که جریان غالبی است چیست؟ بعضی نظرها تایید کننده این جریان هستند

قبول ندارم که اینها کارهای خوبی هستند. بچه هایی که موسیقی هنری کار می کردند الان سه چهار سالی است که می بینند کسی تحویل شان نمی گیرد. اصلا چیزی به اسم موسیقی راک نیست. شاید به خاطر این که استقبال عمومی از آنها نشده خسته شدند و بهشان گفتند شما حسودید. شاید الان به این نتیجه رسیدند که این نوع موسیقی خوب است و می خواهند جریان جدیدی راه بیندازند که بگویند موسیقی سطحی خوب است. الان ساسی مانکن مطرح است. دو سال پیش امیر تتلو بود و دوسال دیگر کسی است که هیچ کس نمی شناسد. کارهای ساسی مانکن بیشتر به نظرم تفریح و خنده است. در توجیه کارهای سطحی موجود گفته شده آنها شاد می کنند. این بد نیست ولی خوب هم نیست. این که آقای ریاحی پور گفته موزیسین های ما عرضه شاد کردن مردم را ندارند باید گفت مگر «پینک فلوید» آدم ها را شاد کرد؟ شاید دردهه 1970 با گوش دادن آن آهنگ ها بیشتر به سوی ناامیدی و اعتیاد هم سوق داده شدند. ولی خب، چه ربطی به تاثیر دارد؟ بازیگر کمدی مگر بهتر از بازیگر غیر کمدی است؟

 

-می تواند بیشتر یک ژست هم باشد...

یک ژست که بگویند من آدم روشنفکری هستم و خیلی با دید باز همه چیز را می بینم. ولی این ماجرا اصلا جریان نیست.الان ساسی مانکن مد شده ولی موسیقی ندارد که در موردش بحث شود. یک اتفاق فرهنگی و اجتماعی است. از دیدگاه موسیقی نمی شود آن را نگاه کرد.

این که مردم چه دوست دارند که معیار نیست، خود موسیقی معیار موسیقی است. مردم ممکن است خیلی چیزها را دوست داشته باشند.

 

-یعنی مثلا تو بر اساس استقبال مردم از کارهای قبلیت این آلبوم را تنظیم نکردی؟

نه ولی نسبت به آلبوم قبلی ام بی ربط نیست. اگر آن را گوش داده باشی چنین آلبومی قابل انتظار است. تغییر سبک ندادم. سعی کردم در همان سبک دوباره زور بزنم.همان را پخته تر کردم. این طور نبود که بگویم چون آلبوم اولم چیزی نبود که منفجر کند پس بیایم در دومی کاری بکنم که بشتر مورد پسند مردم باشد. فکر کردم شاید صدای خواننده برای بیشتر مردم مهم باشد و در این مورد تلاش بیشتری کردم. ولی خود من به عنوان یک موزیسین با کل اثرارتباط برقرار می کنم.

 

- در کارهایی که طی این سال ها ارائه شده آیا رگه های مثبتی وجود داشته؟

ببینید جریان خاصی وجود ندارد هر کسی ساز خودش را می زند. کم هستند کسانی که به کارشان فکر کنند. بیش تر کارهایی که گوش می دهم مشخص است که یک شب تا صبح انجام شده و فردا روی اینترنت بوده.

 

-بیشتر یک رقابت معروف شدن است.

99 درصد خواست معروف شدن است. ولی یک درصدی هم با اینکه زیرزمینی هستند مشخص است که در کارشان وسواس دارند. شرایط موسیقی ایران عجیب است. هیچ کجای دنیا اینقدر بی در و پیکر نیست. دلیلش هم این است که موسیقی مجازبه خاطر اینکه خلع سلاح شده ضعیف است.

 

-در مورد نوازندگی چطور؟ اینکه ربطی به مجاز بودن یا نبودن ندارد

به طور کلی چیزی به اسم نوازندگی در ایران نداریم. شاید تا چهار سال پیش کسی می رفت که ساز یاد بگیرد الان این طور نیست. به نظرم موسیقی ایران کلا نابود شده. اصلا نوازنده نداریم. بهترین نوازنده هایی که داریم تمامی شان کسانی هستند که هفت هشت سال پیش بوده اند. فرد جدیدی اضافه نشده است. در غالب تنظیم ها همه چیز با موس کامپیوتر انجام می شود. درسته که در موسیقی پاپ دنیا روی تکنیک همانند سال های گذشته تاکید نمی شود ولی نوازندگی بصورت طبیعی دیده می شود. ولی در ایران اینطور نیست. دلیلش هم مشخص است. کسانی که در ایران موسیقی تولید می کنند با کامپیوتر آشنا هستند و شناختی از موسیقی ندارند.

 

-کارت را با کاوه یغمایی شروع کردی و دراین آلبوم هم با او همکاری داشتی. این همکاری چطور انجام شد؟

هشت ماه پیش از طریق اینترنت این کار را انجام دادیم. در مراحل آخر با توجه به اینکه گرفتار بود به سختی موفق به این کار شدیم.از این سمت من آهنگها را با ایمیل برایش فرستادم و او هم کار را برایم ایمیل کرد.خیلی دوست داشتم این اتفاق بیفتد.

 

-حکایت قطعه «بگو با من می مونی» که در برنامه نود پخش می شود چیست؟ با اجازه خودت بوده؟

نه. برایم جالب بود، در ایران که شکایت معنا ندارد.

 

-جایی هم ندیدیم که اعلام کنی این قطعه مال توست

آقای چکنواریان در مورد مهران مدیری این کار را کرد. ولی آنها مجبور شدند که اسمی بیاورند چون نمیتوانستند حذفش كنند. در هیچ کجای دنیا چنین اتفاقاتی نمی افتد.

 

-الان مشخص است که در آلبوم بعدی ات چه می خواهی بکنی؟

نه اصلا نمی دانم چه آلبومی قرار است کار کنم.

 

-در گفت و گویی که تقریبا چهار سال پیش با هم در مورد آلبوم اولت کردیم. دقیقا همین را گفتی

جدی همینو گفتم؟(خنده) ولی واقعا همین است.هر کاری که می شده انجام دادم و ذهنم خسته است. درایران این طور است که اگر خیلی معروف شوید هر کاری بکنید همه می گویند به به چقدر خوب است. مثلا شادمهر عقیلی این شش هفت سالی که لس آنجلس است به نظرم نسبت به كارهای داخل ایرانش کارهای ضعیف انجام داده و در حد شادمهر نبوده ولی هنوز بقیه تعریف می کنند. چون به اندازه کافی ده سال پیش معروف شده بود.من منتظر روزی هستم که دغدغه این را نداشته باشم که آلبومم...(صدای یک نارنجک در خیابان نزدیک خانه سیروان این ها می پیچد)

 

-مثل این نارنجک بترکاند؟

(خنده) آره. می خواهم دغدغه این را نداشته باشم که آلبومم حتما باید بترکد و منفجر کند. شرایط طوری باشد که کاری را که دوست دارم انجام دهم. در این آلبوم آهنگهایی هست که ریتمیک هستند و به موسیقی پاپ نزدیک است. به خودم فشار آوردم که این کار را انجام دادم.

 

-احتمالا کشش زانیار بوده (خنده)

نه. خودم این دغدغه را پیدا کردم که در فرم دیگری این نوع موسیقی را ارائه دهم. اگر به مرحله ای برسم که این دغدغه را نداشته باشم حتما زودتر آلبوم می دهم.

 

-کنسرت چه طور؟

اگر کسی فقط 2 آلبوم خوب داشته باشد تا آخر عمر می تواند کنسرت دهد و از او استقبال هم می شود. ولی در ایران اینطور است که سریع آلبوم می دهند که هم آنها را کنسرت دهند. به نظرم درست نیست. در لس آنجلس به دلیل سیاست های شان مجبورند که این کار را بکنند. چرا که ویدئو کلیپ عامل تعیین کننده است. ولی در دنیا اینطور نیست. شما از خواننده های قدیمی کلیپی نمی بینید ولی از کنسرت های شان بسیار استقبال می شود. در طی این سال ها به کنسرت هم فکر کرده ام. مطمئنم وقتی این کار را بکنم تفاوتش را هر شنونده ای متوجه خواهد شد.

 

-با چیزهایی که در مورد نوازندگی گفتی از چه نوازنده هایی استفاده می کنی؟

کنسرت ها در ایران مثل عروسی می ماند. چون نوازنده ها باید موسیقی سطح پایین اجرا کنند، اصلا جدی نمی گیرند. چون یک سری آکوردها را به او می دهند و هر چه از قبل خودش می داند را انجام می دهد و بقیه هم کیف می کنند. ولی با همین نوازنده ها می شود کار عالی انجام داد. البته هیچ کجای دنیا اینطور نیست. در کنسرت ها شاید نوازنده فقط از 30 درصد خلاقیتش استفاده می کند و باید طبق آنچه خواسته می شود عمل کند. مثل این می ماند که یازده بازیکن فوتبال را بگویی هر کاری خواستید بکنید. در ایران به این صورت کنسرت داده می شود.هر کس برای خودش رهبر گروه است. خواننده هم کم اطلاع ترین فرد گروه از لحاظ بار موسیقایی است و اصلا نظری هم نمی تواند بدهد.

 

-با این حرفهایی که می زنی برای خودت دشمن تراشی نمی کنی؟

(خنده) واقعیت همین است. اینکه موسیقی تعطیل شده مشخص است. اصلا کسی را نمی بینم که برود ساز یاد بگیرد. الان همه جو گیر شده اند که رپر شوند وشش و هشت بخوانند. چون فقط همین موسیقی شنیده می شود. در ایران موسیقی غیر مبتذل ارائه نمی شود که بخواهد مخاطب داشته باشد.همه می خواهند ساسی مانکن شوند.

 

-البته اخیرا گرایش مردم و حتی روشنفکرها به تولیدات سطحی و چیپ فرهنگی خودش یک مقوله اجتماعی است که جای صحبت دارد

ارزش ها عوض شده مثلا چهار سال پیش به اصطلاح موسیقی هنری مد بود و امتیاز به حساب می آمد. الان پز ضد روشنفکری بهترین پز شده است. خالتور بودن و چیپ بودن الان بهترین پز است. شرایط حال موسیقی این طور است که یا باید کارهای بسیار مزخرف انجام شود که استقبال شود و یا کارهایی که خیلی خیلی خوب باشند.

اولین نکته ای که در موسیقی توجه ام را جلب می کند تنظیم اش است. از پنج تنظیم کننده رو بورس ایران سه تایشان از هر ده آهنگی که تنظیم کنند نه تایش نت ها را اشتباه می گیرند. در حدی که مغز آدم تیر می کشد. در کشوری که تنظیم کننده اش آکورد را اشتباه می گیرد مشخص است به صدابرداری اصلا اهمیتی داده نمی شود. ایران تنها کشوری است که حتی در کارهای مطرح اش آکورد اشتباه دیده می شود. چیزهای بدیهی دراین جا رعایت نمی شود. در موسیقی ایران دو به اضافه دو پنج هم می شود!

جزو ملزومات کار موسیقی است که حداقل کار 100نوازنده و گروه مطرح دنیا رادر حد یک بارشنیده باشی. به جرات می گویم 99 درصد کسانی که در ایران کار موسیقی انجام می دهند به جز کارهای لس آنجلسی در زندگی شان هیچ مویسقی دیگری گوش نمی دهند. با چنین مناسباتی بحث متخصص صدا و یا تهیه کننده موسیقی چیز بیهوده ای است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

درباره پرونده: آلبوم ساعت 9 سیروان خسروی

.:: نوید غضنفری ::.

 

باید موفقیت را در شرایط فعلی موسیقی پاپ دوباره تعریف کرد، باید همه معیارهای اولیه و نزدیک به روال و استاندارد جهانی را خط زد و سیاهه ای از نو نوشت، تا بوده همین بوده که باید موسیقی گونه پاپ مورد پسند قاطبه مردم قرار بگیرد، اما در چه زمانه ای و با چه نوع خوراک دادنی؟ مطمئنیم روند به گونه ای است که مردم اتفاقا خوش ذوق ما حق انتخاب دارند؟ براستی چرا نظر قالب همواره به سوی پاپ های زیرزمینی می چرخد؟ بنا به کدام میزان و معیار موسیقی پاپ مان را قاتی موسیقی مذهبی مان کردیم و برعکس و کک هیچ کس هم نگزید؟ نتیجه اش همین است که مردم ما قدرت تشخیص و انتخاب شان را از دست داده اند و به عبارت بهتر سلیقه شان قات زده! مطابق یک خرافه تازه میان بر و بچه های موسیقی هم که خواننده پاپ مادامی که زیرزمینی است موسیقی اش موفق است و همین که طفلکی به روی زمین آمد، انگار که رنگ و بوی زمینی به خود بگیرد، خودکار از گردونه رقابت حذف خواهد شد، این دقیقا به این خاطر نیست که موسیقی پاپ رسمی مان را رسما خلع سلاح کرده ایم؟ با تمام این حرف ها هنوز هم واژه «موفقیت» به طور دقیق در عرصه موسیقی گونه پاپ مان معلوم نیست، خیلی ها موفقیت را فروش بالای یک آلبوم می دانند که ممکن است به هر چیزی در این شرایط نامیزان ربط پیدا کند. بعضی دیگر موفقیت را یک اثر خوب و مطابق با استانداردهای جهانی می دانند، حتی اگر باعث شود که آن خواننده یا آهنگساز، به خاطرش چند سال نازنین را ازدست بدهد و خلاصه این ور ستاره گونه خود را فدای آلبوم خوب دادن کند؛ سیروان خسروی جزو این دسته موزیسین ها است. بارها در مصاحبه هایش اعلام کرده که مشهور شدن در درجه دوم اهدافش قرار دارد و بیش تر می خواهد آلبومی در خور و هماهنگ با گونه مورد علاقه اش ارائه دهد، البته انقدر سلیقه و معیار درست هم دارد که این سبک را به گونه ای دربیاورد که مورد پسند بیش تر مردم قرار بگیرد، مردمی که البته هنوز به ضرب و زور موسیقی های بد، غیر استاندارد و عمدتا زیزمینی و مد شده این روزها، هنوز گوش موسیقایی شان کر نشده است.


آخرین پست ها
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات