پاسخی دیگر بر مهران موزونی؛
مهربانانه سخن می‌گویم...




این متن گپی دوستانه می باشد با کسی که به تصمیم استاد شجریان در مورد بیان عدم رضایت او از پخش آثارش در صدا و سیما ی جمهوری اسلامی ایران واکنش نشان داد. متن نامه هایت را خواندم. می گویی به تو توهین شده! درست است. از این بابت متاسفم. اما تا به حال به اینکه چرا این همه مورد حمله قرار گرفته ای ! فکر کرده ای؟ شاید بخشی از این جملات به خاطر لحن گفتار و استفاده از تعابیر و جملاتی بود که تو در مورد این هنرمند به زبان نوشتار در آوردی. در جواییه خود به گفتن حرفهایت به صورت نکته و نمونه وار اقدام نمودید. بگذارید من هم به این روش عمل کنم. از نامه اولتان شروع می کنم.

1- گفتید که زمانی از واژه استاد استفاده می کردید و امروز... بگذارید یک سوال ازتان بپرسم. اساساً چرا به شخصی استاد می گویند؟ ساده ترین تعریف ممکن آن است که به کسی که در حرفه ای بسیار عالی باشد استاد می گویند. ملاک استاد بودن شجریان با بیان نظرات سیاسی نباید تغییر کند. او در موسیقی سنتی ما استاد است نه در سیاست. ملاک سنجش هنر، سیاست نیست.

2- پوشش او را مورد انتقاد قرار دادید... اما باز هم این پوشش دلیل و ملاک مناسبی برای عدم استاد بودن او نیست. ملاک سنجش هنر، پوشش نیست.

3- از زندگی خصوصی او صحبت کردید ... خود می گویید زندگی خصوصی!! پس به زندگی خصوصی او احترام بگزارید و به حریم شخصی او را محترم بدانید. اما با تمام این اوصاف ، باز هم می گویم، اما به صورتی دیگر. ملاک سنجش هنر، ربطی به زندگی شخصی فرد ندارد.

 4- گفتید که استاد با نظام رفتار دو گانه دارد... "... صدای من جایی در تلویزیون و رادیوی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران ندارد..." . این جمله بخشی از صحبتهای استاد در مورد نظام جمهوری اسلامی ایران می باشد که در همان مصاحبه با BBC بر زبان آورد. اگر او با نظام مشکل داشت که نمی گفت "جمهوری اسلامی ایران". می گفت؟؟! از رفتار دوگانه اش صحبت می کنید، اما نمی گویید که دلیل آن در چه بوده. بیان دلایل این دو گانگی به ساعت ها بحث می انجامد. اما به گفتن یک مورد بسنده می کنم. شاید دلیل این دو گانگی رفتار دو گانه ای بوده که با او صورت گرفته. رفتار دو گانه ای که فقط بخشی از آثار او را مورد تائید می دانند. و این امر هم یک دلیل دارد. آن هم این است که می توان از آن استفاده ابزاری نمود. به عقیده من استفاده ابزاری از هنر ایرادی ندارد. ولی این استفاده به جایی نرسه که مایه سوءاستفاده بشه و اینکه فقط و فقط از هنر استفاده ابزاری بکنیم.

5- و اما خیانت او... این برداشت استاد از سخنان احمدی نژاد ، برداشت عده ی زیادی از مردم کشور بود که مسئولان رسانه ملی تا چند روز حتی کوچکترین کاری برای رفع ابهام این موضوع نکردند. وقتی رسانه ملی ما کاری برای رفع ابهام نمی کند ، چه انتظاری از بیگانه ها دارید که آتش به دامن این قضیه نزنند. استاد هم بخشی از همین مردم است که چنین برداشتی داشتند. مگر اینکه شما این عده از مردم را اندک بدانید که اندک نبودند. حتماً شما هم با من موافقید که این عده از مردم، حسابشان از آشوب گران و اغتشاش گران جدا است.

 6- حق انتخاب کاندیدای استاد را هم زیر سوال بردید... مگر تمام کاندیدا های ما از فیلتر شورای نگهبان نگذشته اند. مگر نه اینکه رهبر ما همه کاندیدا ها را از درون نظام دانست و کسی را از برون ندانست. خیلی از هنرمندان ما حمایت از کاندیدای خاص خود را به اطلاع عموم مردم رساندند. خوشبختانه در بین حامیان هر 4 کاندیداها هنرمندان حظور داشتند. اینکه ملاک انتخاب آنها را به تمسخر بگیرید و بگویید که بوی کباب شنیده اند، بی لطفی نیست? هر کس برای انتخاب، دلیل خود را دارد. شما رسانه ملی را پاک می دانید، اما بگویید چرا این رسانه پاک فقط به بیان هنرمندان حامی یک کاندیدا در قبل از انتخابات بسنده کرد. به هر حال باز هم می گوییم. ملاک سنجش هنر، انتخاب سیاسی فرد نمی باشد.

 7- انگیزه سیاسی شدن را کسب پول می دانید... کدام پول ؟ شما در هنر ایران بازگشت پولی می بینید که ما نمی بینیم. بگذارید یک آمار ساده به شما بدهم. میانگین فروش یک آلبوم موسییقی در سال 1387 که پشت سر گذاشتیم، چیزی کمتر از بیست هزار عدد بود. می دانید این یعنی چه؟ یعنی از جعیت هفتاد میلیونی ما تنها 0.02 درصد اقدام به تهیه آلبوم کردند. این مقدار فروش حتی کفاف اجاره استریو جهت ضبط هم نمی باشد. چه به رسد به دست مزد آهنگ ساز و ترانه سرا و ... . شما می گویید دکان، اما کدام دکان. از آمار کنسرت ها نپرسید که گفتن ندارد.

 8- از عدم شرکت در جنگ می گویید... بسیاری از معلمان و استادان دانشگاهی ما هم در جنگ شرکت نکردند. بسیاری از پزشکان ما در جبهه جنگ حضور نداشتند. شما چرا آنها را مورد پرسش قرار نمی دهید که چرا در جبهه ها حظور نداشتید. یادتان رفته که امامان چه گفته بود. امام نبود که می گفت که سنگر های جنگ فقط در خط مقدم ها نیست. مگر فقط کسانی که در جنگ حضور داشتند مردم این مرز و بوم هستند. خیلی ها روحیاتشان با جنگ میانه ای نداشته. از جمله بسیاری از پزشکان ما که در هنگام جنگ از ایران خارج شدند، و در خارج از کشور ساکن شدند. ولی بعد از اتمام جنگ به وطن بازگشتند و اینجا به مردم کشور خدمت کردند. مگر غیر از این است.

 9- گفتید با ایجاد سبک های جدید، هنر او دارد به فراموشی نزدیک می شود... بنا به کدام دلیل این موضوع را بیان می کنید. موسیقی سنتی دارد فراموش می شود؟ پس چرا نسل جدیدی از خواننده های موسیقی سنتی وارد بازار می شوند و خیلی هایشان موفقند. از جمله سالار عقیلی و یا علیرضا قربانی. حتی در موسیقی پاپ کشور هم آن عده از خواننده هایی موفق می شنود که از موسیقی سنتی سر رشته دارند، و در امر خواننده گی خود از تحریر های سنتی خوانی استفاده می کنند.

 10- مخاطب شجریان عده ی محدودی نیستند... چرا با طرح این موضوع که مخاطبان استاد آن 24 میلیون رای دهنده به احمدی نژاد می باشند، میان مردم تفرقه می اندازید. یعنی بقیه ملت ایران مخطب ربنای استاد نیستند. این بی انصافی است.

 11- رفتار افراط گونه حامیان یک کانیدا چه ربطی به استاد دارد... در مورد رفتار افراط گونه حامیان یک کاندیدا سخن گفتید و از استفاده نابجا از رنگ تبلیغاتیشان. اما اگر شما این رفتار افراط گونه را در استفاده از پارچه های سبز دیدید. من هم این رفتار افراط گونه را استفاده از پرچم ایران مشاهده نمودم. و هیچ کدامشان را نمی پسندم.

 12- مقایسه افراد، در حالی که هیچ نکته اشتراکی با هم ندارند... فکر می کنید امثال ساسی مانکن چرا به این همه اعتبار رسیده اند. دلیلش را من به شما می گویم. یکی از مهمترین دلایل آن سیاست های غلط وزارت ارشاد در مورد موسیقی زیر زمینی کشور می باشد. دلیل بعدی عدم حمایت از هنرمندان قانونمند کشورمان است. امثال ساسی مانکن از طرفی سخیف ترین ترانه ها و کلمات را به زبان می آورند که حتی خواننده های لوس آنجلسی از به زبان آوردن آن کلمات بیم دارند و از طرف دیگر به اجرای کنسرت در برنامه های ارگانهای دولتی و غیر دولتی دست می زنند. این در حالی هست که هیچ ممانعتی در مقابلشان صورت نمی گیرد. از طرفی هنرمندان قانونمند برای دریافت مجوز پخش آلبوم در سطح کشور گاه تا 4 سال هم درگیر ارشاد هستند. گرفتن مجوز رسانه ملی هم بماند. از مجوز کنسرت ها هم نپرس که اگر بگویم در ایران کنسرتی برگزار نمی شود به واقع اغراری نکرده ام. به این نکته هم می بایست اشاره کنم، کسانی همچون "حسین فهمیده" ، "همت" و ... به خاطر همه مردم ایران شهید شدند. باز هم می گویم به خاطر همه مردم ایران. و اینکه ما اکنون با سنگ ملاک آنها کسانی که در جنگ حضور چندانی نداشته اند را زیر سوال ببریم، اصلا عقلانی و منطقی نیست. ما همه ایرانی هستیم. باور من هم بر این است که آن عزیزان برای اینکه از اسمشان برای دادخواهی از دیگران استفاده شود راضی نیستند. ملاک سنجش هنر ، فقط و فقط هنر فرد می باشد. ارزش هنری فرد را با ملاک های دیگر نسنجیم و دست به قیاص نزنیم که قیاص کار خدا می باشد. اگر عمری باقی بود در مورد جوابیه که دادید هم مطالبی را می گویم. ای هم وطن تو بهترینی...

امضاء : یه هم وطن
منبع:سینمای ما


  • آخرین ویرایش:-
آخرین پست ها
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات