جمعه 13 شهریور 1388  07:00 ق.ظ

جومونگ،ضرغامی و یک نامه



.:: امید محمودزاده ابراهیمی ::.

اینقدر از نبود یک قهرمان یا یک شخصیت ملی در رسانه ملی گفتیم که زبانمان مو درآورد.حالا جومونگ و دار و دسته اش برای رستم ما نقش و نشان می کشند.ما هم می نویسم ولی در کل هیچ اتفاقی نمی افتد!
همین است دیگر...همیشه همین طور بوده! ما از مشکلات می نویسیم و مسئولان هم با خنده ای ملیح می خوانند و به روی مبارک هم نمی آورند.همین 2 سال پیش من باب موفقیت سریال جواهری در قصر چقدر نوشتیم؟ چقدر شما خواندید؟ چقدر از یانگوم و بانی چوئی و افسر مین جانگو تعریف کردیم؟از موج کره ای(هالییو) نوشتیم. حالا مگر جومونگ چی است که ما را میخکوب کرده؟ رسانه میلی مان(ملی سابق) که در خواب زمستانی ست و هر چقدر هم که تکان تکانش می دهیم انگار که نه انگار!
اشتباه نشود این یک یادداشت برای سریال پرمخاطب این روزها نیست.این مقدمه ای بود بر نامه ام به رئیس سازمان صدا و سیما که در گذرسالها دچار تغییرات اجباری بسیاری شد.

سلام آقای ضرغامی؛
امیدوارم حالتان خوب باشد و حوادث این چندماه را با کمترین هزینه برای خودتان از سر گذرانده باشید.

آقای ضرغامی؛مدیر دوست داشتنی تلویزیون؛

شما در جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی از کاهش مخاطبان صدا و سیما گفتید؛از اینکه مخاطبان صدا و سیما به کمتر از 40 درصد رسیده اند.این را گفتم تا به شما بگویم که جانا سخن از زبان ما می گویی.این روزها و شب ها که جومونگ تان جور قهرمانان به تصویر کشیده نشده تان را می کشد و خبرهایتان دیگر رنگ و بوی صداقت کامل را ندارد.این حرف شما بیشتر به چشم می آید.
بیشتر به چشم می آید وقتی در گوشه و کنار می بینیم که واقعا همین طور شده و شواهد(اگر قبول دارید) از کاهش و ریزش مخاطبان صدا و سیما می گویند.
 شاید هم همین فردا حرفتان را تکذیب کنید,می دانید که این روزها بساط تکذیب و تکذیب نامه حسابی به راه است و شاید هم شما بدتان نیاید حرفی را که زدید یا حتی اگر نزدید و در دلتان دارید؛ تکذیبش کنید تا امثال ما روی مان باز نشود.

اشکالی ندارد آقای ضرغامی اما این قلم شاهد و گواه است که چقدر نوشتیم و نوشتیم.
نوشتیم که صدا و سیمای وطنی حالا رقیبان سرسختی دارد از شبکه های خبری تا سرگرمی.همان چیزی که تا به حال در روضه هایمان از آن خواندیم یعنی تهاجم فرهنگی.شمشیر دیگر از پشت نمی زنند آقای ضرغامی.حالا رو به رویتان هستند و دارند با شما سر چرخاندن دید مخاطب ایرانی رقابت می کنند.شنیده ام این روزها تشکیلات روبرت مرداک یهودی هم به این کارزار وارد شده است.شنیده های دیگری هم داریم آقای ضرغامی.نمی دانیم اینها را به شما می گویند یا نه اما ما شنیده ایم که قرار است سی ان ان فارسی و تی آر تی فارسی هم به این جمع اضافه شوند.

 آقای ضرغامی  بارها این قلم بر صفحه های سفید فرود آمد و ما از ناگفته ها نوشتیم.نوشتیم که با این روال نمی توان امید داشت که مخاطب ایرانی را پای رسانه خودمان بنشانیم.اما شما چه گفتید؟ هیچ یادتان هست؟ یادتان هست پس از راه اندازی یک شبکه خبری برون مرزی خبرنگاران از شما چه پرسیدند و شما چه جواب دادید؟ یادتان هست گفتید که در رویکرد صدا و سیما تغییری حاصل نخواهد شد؟ شما رقیب پیدا کردید اما به روی خودتان نیاوردید.شما شتابزده قضاوت کردید.حتی اگر حق مطلق هم پشت سر ما باشد باید آن را پیش چشم مخاطب مان بگذاریم نه اینکه منفعلانه فقط نگاه کنیم.قرار نیست با راه اندازی هر شبکه فارسی زبانی ما هم تغییر رویکرد داشته باشیم.نه این طور ها هم نیست آقای ضرغامی.ما باید نیاز های مخاطب مان را بشناسیم و اگر نمی توانیم از مخاطب جلو باشیم حداقل از آن عقب نیفتیم که این خود هنری بس ستودنی ست.اما صورت مسئله را پاک کردن فایده ای ندارد آقای ضرغامی.

اما می دانید حاصل این صورت مسئله پاک کردن ها  چیست؟ جز رویگردانی همین مردمی که روزگاری از شب های برره شما غافل نبودند؟ سریال هایتان را با زمان دقیقش به یاد می سپردند؟ حالا چه شد؟ چرا از تغییر واهمه داشتید؟ مگر قرار بود چه بشود؟  از زمان آغاز ریاست شما بر این سازمان انتظارها بالا رفت چون شما رویکرد مناسبی در ابتدا داشتید اما حالا این علامت سوال پیش روی ماست که چرا مهندس ضرغامی در سال 1383 با مهندس ضرغامی 1388 اینقدر فرق دارد؟

رویکردتان را تغییر ندادید و همین طور جلوی صدای بقیه را گرفتید(یا گرفتاندند) صدایی که خودتان ایجاد کرده بودید.
از شما سرنوشت رادیو جوان تان را بپرسم که در  برهه ای از زمان داشت از تلویزیون تان جلو میزد؟ از سرنوشت مهران دوستی ها و فرشید منافی ها و فرزاد حسنی ها بپرسم؟ که چه شد؟ کجا رفتند؟ حالا مخاطبان تان کجایند؟ شما به جای ایجاد تحول و تعدیل و حمایت از پرسنل تان...صورت مسئله را پاک کردید و پای بر سلیقه مخاطبان گذاشتید و ملی را  میلی کردید.گردن بر فشارهای اعمال شده گذاشتید و عملا ریاست تان را به عده ای خاص واگذار کردید.

هیچ کس نمی داند اما می دانیم که ضرغامی 88 هیچ شباهتی ضرغامی 83 ندارد.ضرغامی 83 هوشمندانه و با دیدی باز به مسائل نگاه میکرد .او منطق را جایگرین تعصب کرد.اما نشد آنچه که باید میشد.
آقای ضرغامی بیایید برای همیشه تکلیف مان را با این تهاجم فرهنگی مشخص کنیم.اصلا تعریف شما از تهاجم فرهنگی چیست؟ می خواهید با هم به دوران دفاع مقدس سری بزنیم؟ آقای ضرغامی دشمن وقتی رو به روی شماست و شما در سنگر خودتان هستید آیا ترجیح می دهید از گرفتاری هایی که دشمن برایتان درست کرده است بگویید یا سلاح برداشته و به جنگش بروید؟

بگذارید مثالی دیگر برایتان بزنم.شما یک خانه می سازید و مصالح کم می آورید و دیوار را کوتاه می سازید.به درها قفل نمی زنید و شب ها درب را باز می گذارید.یک شب دزد از بالای دیوار می آید و تمام اثاث منزل تان را می برد.شما دزد را بیشتر مقصر می دانید یا خودتان را که دیوارها را بلند و درب ها را قفل دار نساختید؟
اگر نظر به قاطبه نظرهایی دارید که مدام روضه از تهاجم فرهنگی می خوانند باید برای شما هم متاسف باشیم.شما سنگر رسانه ملی را دارید اما مشخص نیست چرا این سنگر در برابر دشمن از خود دفاعی صادر نمی کند.اگر اینطور باشد باید جومونگ که حالا نقش قهرمانان افسانه ای ما را دارد ؛نمونه بارز تهاجم فرهنگی باشد و شما مروج تهاجمات فرهنگی دشمن. اما آیا واقعا این گونه است؟ آیا همیشه قصد داریم ظالمان را محکوم کنیم و مظلوم را مقصر ندانیم؟

آقای ضرغامی؛

شما 5 سال دیگر ریاست خودتان را برای این رسانه خواهید داشت.با اوضاع و احوال کنونی که بر رسانه تان می گذرد؛ یک امید به ما بدهید که دوباره مشتاقانه شبکه های داخلی را تماشاگر باشیم.
به ما بگویید چگونه می توان به این رسانه دل بست و چشم چرخاند.

آقای ضرغامی؛

همیشه این مخاطبان نیستند که متهمند که چرا چشم از رسانه های خودشان برداشته اند و نگاه به آن طرف دارند.گاهی اوقات لازم است ما برای جذب آنان قدمی برداریم.



موفق و موید باشید




همین مطلب در پافا


  • آخرین ویرایش:جمعه 20 شهریور 1388
  • برچسب ها:جومونگ ،
آخرین پست ها
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic