تبلیغات
هنر هفتم - باز هم کتاب ...
پنجشنبه 19 شهریور 1388  08:09 ق.ظ

باز هم کتاب ...
یا
چطور مثل بچه آدم کتابخوان شویم!!



.:: امید محمودزاده ابراهیمی ::.

این سومین یادداشت من درباره کتاب از اول همین سال 88 است.راستش را بخواهید می خواهم در این سومین یادداشت بگویم که کتاب خواندن واقعا کار هر کسی نیست.چرا؟ چون می بینم که کسانی که کتاب می خوانند دقیقا چه مشکلی دارند.آنها متهم به بی کاری اند! یعنی هر کس اگر در دستش یک کتاب باشد و آن را بخواند(غیر از کتب درسی و دانشگاهی) به او می گویند:«خیلی بی کاری!!» یعنی چیزی که تا همین چند سال پیش ارزش محسوب می شده است حالا برداشت صحیحی از آن نمی شود.کتاب خواندن جدا از چنین موضوعی حوصله هم می خواهد.اگر موقع کتاب خواندن حوصله تان سر برود و یا چشم هایتان کم کم روی هم بیاید ممکن است به نظرتان بیاید که کتاب خواندن چقدر سخت است.از شما چه پنهان الان روی دست خوده من چند کتاب مانده که چند تای آنها را در حال خواندن دارم اما چند تای دیگر را هنوز باز نکرده ام!! به طور مثال کتاب "زندگی من" از بیل کلینتون که 2 جلد 300 صفحه ای است که تقریبا جلد اول آن را تمام کرده ام.کتاب "چرند و پرند" از علی اکبر دهخدا که در دست مطالعه است و "مشت بر پوست" از هوشنگ مرادی کرمانی که هنوز به مطالعه آن نرسیده ام.3 کتاب شعر هم در کنار اینها هست و روزنامه ها و مجلات هفتگی را هم به اینها اضافه کنید.قطعا در کنار درس و کتب دانشگاهی خواندن این حجم روزنامه و مجله واقعا حوصله می خواهد(البته من زیاد با حوصله نیستم !) ولی عامل مهمی که در زندگی آدم های موفق خوانده ام و متاسفانه هیچ وقت خدا هم یاد نگرفته ام ! برنامه ریزی بوده است.برنامه ریزی چیزی است که 90 درصد ما ایرانی ها از آن بی بهره ایم و این را می توانم به جد(با کسره جیم) بگویم که اگر 50 درصد ایرانی ها در زندگی هایشان برنامه ریزی داشتند قطعا فلک را سقف شکافته بودند!

دارم به زندگی خودم نگاه می کنم.واقعا من(و همچنین امثالهم) برای کتاب،درس،تلویزیون،خانواده،ورزش و تفریح مان هیچ برنامه ای نداریم و ایراد بزرگ همین جاست.این شنبه شنبه ها خیلی گذشته است!

رضا امیرخانی(نویسنده رمان های دفاع مقدس) می گوید برای کتابخوانی باید تلویزیون را حذف کنیم اما نمی شود آقای امیر خانی.تلویزیون را می شود غلظتش را کمتر کرد اما حذف ...

ولی اگر برنامه ریزی باشد می شود همه چیز را تنظیم کرد.در یادداشت قبلی ام گفتم که جماعتی هستیم جوگیر.یعنی تا تلویزیون و دی وی دی پلیر به زندگی مان اضافه شد کتاب را حذف کردیم و بعد کتاب خواندن را جزو بیکاری هایمان خواندیم.اینکه از سر صبح تا بوق حیوان دو حرفی بنشینیم و چشم به تلویزیون باشیم قطعا درست نیست.

اما در سایه برنامه ریزی می توان همه اینها را کنترل کرد.همین ویندوزی که ما متن مان را با ان تایپ می کنیم یک جایی دارد به اسم Control Panel .پس بیاییم یک کنترل پنل برای خودمان طراحی کنیم.
اگر بخواهیم احساسی کتابخوان شویم،ورزشکار شویم،درسخوان باشیم و ... به هیچ کجا نمی رسیم.این کارها باید پایه منطق داشته باشد و نه احساس.البته چشم هایتان برق نزند! برنامه ریزی هم مشکلات خاص خودش را دارد که در یادداشت بعدی از آن خواهم نوشت.