تبلیغات
هنر هفتم - یکی جواب سوالات خدایم را بدهد
چهارشنبه 25 شهریور 1388  03:12 ب.ظ

یکی جواب سوالات خدایم را بدهد



.:: امید محمودزاده ابراهیمی ::.


قرآن را که باز می کنی فقط خط معرب و ترجمه نمی بینی.دنیایی از حرف های پروردگارت را می بینی و می خوانی.خدا از روز آخرت تو را انذار می دهد و در عین حال از رحمتش می گوید.گاهی از رحمتش آنقدر خوشحالی که نمی دانی چطور به خود و بندگی ات ببالی و گاهی آنقدر از انذار پروردگارت به خجالت می آیی که عرق شرم هم جواب خجالت هایت را نمی دهد.پای قرآن خواندن یاد گناهانت می کنی و زیر زبانی از خدایت می خواهی آنها را زیر سبیلی رد کند.از انذارهای پروردگارت می ترسی اما به روی خودت نمی آوری "من که اینجوری نیستم!"

وای بر تکذیب کنندگان...اما تو که تکذیب کننده نیستی؛خوشحال می شوی که در عصری زندگی می کنی که تکذیب کننده نیستی اما ته دلت می لرزد که روزی اعمالت نشان بدهد که تو تکذیب کننده شدی و خود خبر نداری

قرآن را که باز می کنی همه چیز را با روزت می سنجی.کمتر اشتباه و گناهی می بینی.اما همه چیز آن طور که به نظر می رسد نیست.می فهمی که قرآن وجه عملی زندگی ات نیست؛ آخر می دانی؟ فقط ماه رمضان ها به سطرهایش مراجعه می کنی.جلد خاک گرفته اول ماه یادت هست؟ خجالت می کشی و می ترسی که روزی تکذیب کننده شوی.آدمی چیزی را که نمی داند تکذیب می کند.

خدا از تو می پرسد،ای انسان ! تو چرا مغرور و سرمست می شوی؟چرا از مال و چیزهایی که به دست می آوری مغرور می شوی؟ما تو را از یک نطفه آفریدیم...می مانی که چه جوابی بدهی

جوابی نداری...جوابی ندارم...یکی جواب سوالات خدایم را بدهد