دوشنبه 20 مهر 1388  12:57 ق.ظ

عرف

عکس:مجید محرابی


.:: امید محمودزاده ابراهیمی ::.

اولین بار این کلمه سه حرفی را همراه اینگونه واژه ها خواندم ؛ خلاف شرع،خلاف عرف‏
دنبال واژه ها رفتم و سه حرفی اول را فهمیدم(شرع) اما هر چه که دنبال دومی رفتم کمتر یافتم.در سه حرفی اول قانون ‏و مقررات دیدم اما سه حرفی دوم...   بود اما در واقع نبود.هیچ چیز مشخصی نداشت.‏
عرف را اگر بخواهیم معنی کنیم احتمالا به چیزی بهتر از "رایج" و "معمول" نمی رسیم.مفهوماتی که ثابت نیستند و ‏متولی هم ندارند.البته شاید بتوان مردم را متولی اصلی آن خواند اما چیز مشخص شده ای در کار نیست.‏
یک ضرب المثل هم در این میان وجود دارد که ارتباط مستقیمی با همین عرف دارد : خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت ‏شو
ضرب المثلی که این بار شیرینی زبان فارسی را ندارد.بیشتر نقل حرف های کسانی ست که اعتقادی به خود ‏ندارند.شخصیت ثابتی ندارند.‏
اصلا با عرف کنار نمی آیم.چون چیزی نیست که من یا شما تعیین کرده باشیم.بیشتر یک قانون نانوشته تعیین شده از ‏قبل است و کسی حق ندارد به این حوزه وارد شود یا آن را نادید بگیرد.‏
حالا بیاییم یک مثال بزنیم از تقابل عرف و قانون و چیزهای دیگری که وجودشان را "عرف" نهی می کند.‏
سال و سالهای گذشته که بحث ازدواج موقت پیش آمد تمام مخالفان این طرح در انتهای صحبت خود دم از عرف می ‏زدند. آنها می گفتند که عرف این قانون یا رسمی که در اسلام حلال انتخاب شده است را نمی پذیرد.توسل به یک قانون ‏نانوشته مخلص کلام مخالفان بود.در حالی که نباید چنین باشد.اگر مخالفتی با ازدواج موقت بود( و هست!) باید با دلایل ‏منطقی و با دید جامعه شناختی عرضه شود نه اینکه بیاییم و دم از عدم پذیرش عرف بزنیم.‏
عرف از همه مردم نمی آید.چیزی هست که وجود دارد و شما ملزم به رعایت آن هستید.مثلا عرف جامعه ما هنوز ‏نتوانسته است با رابطه دختر و پسر کنار بیاید.ولی نمی دانم چرا این عرف که گاهی از یک قانون هم قویتر عمل می کند ‏درباره مسائل دیگر صدق نمی کند ! مثلا همین رعایت قانون راهنمایی و رانندگی از سوی رانندگان خودروها و همچنین ‏موتورسیکلتها.‏
چرا دروغ نگفتن و کلاه برداری نکردن عرف نمی شود؟ چرا احترام به حقوق دیگران عرف نمی شود؟‏

ما که خیلی به این موضوع فکر کردیم اما نفهمیدیم چرا این عرف کاربرد بهتری ندارد؛ شما فهمیدید؟


آخرین پست ها