
• بنیامین می خواهد قرار مصاحبه را برای شنبه یا چهارشنبه بگذارد و من هم دارم کوتاه می آیم اما وحید مخالفت می کند و همه ما را نجات می دهد.
• مسئول هماهنگی وقتی می شنود که من از 1200 کیلومتری و وحید از 600 کیلومتری آمده ایم جنب و جوش خود را برای جوش دادن مصاحبه تنظیم شده اما فیکس نشده را !! زیاد می کند.
• محسن رجب پور از اتاق کارش بیرون می آید و از هماهنگی مصاحبه بنیامین می پرسد و ما هم نام شخص مورد نظر را می آوریم...اینجا همه از ما و مصاحبه مان بی خبرند!!
• قرار مصاحبه 2 ساعت به تاخیر می افتد و ما هم راضی از این تاخیر بیرون می رویم تا یک جوری این تاخیر را پر کنیم!
• با وحیدرضا صیرفیان جایی را برای نشستن پیدا می کنیم که هم موش گنده دارد و هم آب گل آلود...شبیه شمال است اما با بوی دی اکسید کربن و غیره!!آنقدر می نشینیم که دیگر ماشین ها برایمان بوق می زنند و عابر ها دست تکان می دهند!!! بچه محل می شویم!!!
• بدون هیچ حاشیه ای ! از محل دور می شویم و پاساژ گردی را شروع می کنیم.کاری که می گویند برای نرم شدن قلم پا بسیار مفید به فایده است.قبل ها باور نمی کردیم اما مثل اینکه همین طور است!! با زحمت فراوان یکی دو پک آلبوم 88 بنیامین گیر می آوریم که همراه با امضا سوغاتی ببریم...بالاخره این زمان به پایان می رسد و پا به سوی ترانه شرقی می گذاریم.
• 5 دقیقه پس از ورود ما به ترانه شرقی صدای زنگ به صدا در می آید و یک آقای قد بلند(از من قد بلندتر) با لباس معمولی وارد شرکت می شود...از دور چهره اش را نمی شناسیم...دور یعنی 5 متر!! نزدیک تر که میآید به جایش می آوریم....اصل کار است فقط موهایش را کوتاه کرده و همین باعث شد نشناسیمش!
• در حین مصاحبه وقتی بنیامین از موفق نبودن فیدبک های کار اول می گوید چهارچشمی به او خیره می شوم طوری که می گوید: چرا اینجوری به من نگاه می کنی؟!!!
• در حین مصاحبه پذیرایی هم می شویم ولی اینقدر غرق مصاحبه هستیم که اصلا متوجه نمی شویم کی رفت...کی اوومد!!! بنیامین به ما کیک و چای را تعارف می کند اما افکارمان آنقدر غرق تکه کاغذک های سوال هایمان هست که به کل فراموش می کنیم!!! ما هم که اهل خوردن چای سرد نیستیم ...
• بنیامین برای گفتن یک مثال از جایش بلند می شود...هول به دلمان می افتد که مبادا ای دل غافل که بنیامین از ما قهر کند و برود(آخر نمونه قبلی اش یعنی محمدرضا گلزار را در شب شیشه ای دیده بودیم!!) اول کپ می کنیم اما نه... بنیامین فقط برای یک مثال از جایش بلند شد.
• آخر مصاحبه وقتی از بنیامین عکس می گیریم اول راضی نیست که عکس هایش جایی نشان داده شود اما وقتی عکس ها را نشانش می دهیم راضی است که نشان داده شود(عکس را با دوربین دیجیتالی خانگی گرفتیم....به کسی نگویید!!!)
آخرین پست ها