
.:: حمیدرضا منبتی.میثم یوسفی،نسیم هراز ::.
بخش دوم این گفتگو را در اینجا بخوانید ...
منبع(مجله): ماهنامه نسیم هراز
سیروان: اتفاق بدتر این است كه تهیهكنندهها دارند كاری میكنند كه از كنسرت هم پولی به خواننده نرسد.
علی: اوه اوه، این دیگر خیلی بد است. چه جوری؟
سیروان: همینجوری كه گفتم دیگر. امتیازش مال اوست...
علی: میگوید باید پول بدهی تا بگذارم اجرایش كنی؟
زانیار: كاش این را میگفت.
علی: همه جای دنیا همین كار را میكنند.
سیروان: میگوید نه برایت كنسرت میگذارم، نه میگذارم بروی با كس دیگری كنسرت بگذاری!
علی: آخه كنسرت برایش درآمد دارد. این خیلی عجیب است!
سیروان: حاضر است از این بگذرد كه پس فردا خواننده دیگری برایش شاخ نشود!
علی:
خدا را شكر كه ما از این مشكلات نداریم. مشكل ما همان است كه گفتم. از طرف
دیگر، آریان مال اجرای زنده است. سیروان هم آن اول گفت. اما یك وقت كنسرت
ما یك سال و نیم گیر میكند. شرایط مملكت جوری است كه ممكن است 2 سال
اصلاً بهت سالن برای كنسرت ندهند. بعد از آنطرف یكهو در كنسرت باز میشود
و 50 نفر با هم كنسرت میگذارند!
با
این تفاسیر، علی كه مهندس است، سیروان هم كه برای زیرزمینیها و
روزمینیها تنظیم میكند و پول درمیآورد. دیگر اصلاً برای چی میخوانید؟
علی:
فكر میكنی غیرمجازها الآن وضعشان از ما بدتر است؟ الآن كلاً خالتورها و
غیرمجازها وضعشان خیلی خوب است. الآن سیروان برای مهدی اسدی یك آهنگ
تنظیمكرده و او برای هر عروسی یا مهمانی كه میرود، 7-6 میلیون پول
میگیرد!
زانیار: سیروان روی 2 آلبوم 8 سال وقت گذاشته، اما مهدی اسدی با همان دو آهنگی كه سیروان برایش تنظیم كرده، به اندازه 80 سال پول درآورده!
علی: (خنده) راست میگویی!
سیروان: آدمهایی
كه كار مجاز میكنند، سخت است برایشان كه از همه چیز بگذرند و مثلاً بروند
مسافركشی. چون زحمت این كار را كشیدهاند، سالها دنبال مجوز دویدهاند و
...
الآن همه موزیسینها شغل دوم و سوم دارند.
سیروان: ما دیگر مثلاً موفقترین خوانندگان پاپایم و وضعمان این است، وای به حال بقیه.
علی: گروه
ما هم همه همینجوری هستند. آن یك سال و نیمی كه ما تعطیل شدیم كه اصلاً
فاجعه بود. یعنی حتی آن كوچولوههمان هم (كه از پدرش پول میگرفت) رفت
سركار! بعد سن و سال ما دارد میرود بالا! من تا چند وقت دیگر موهای سرم
سفید میشود، بعد بیایم برای تین ایجرها بخوانم؟!
سیروان: فقط همین خوانندههای تك و توكی كه تلویزیون ساپورتشان میكند وضعشان خوب است.
علی: مگر آنها درآمد دارند؟
سیروان: آره، احسان خواجهامیری در همین یكی دو سال اقلاً 3 میلیارد درآورده!
علی: خب احسان 350 تا اجرا رفته كه اقلاً 300 تایش ارگانی بوده!
سیروان: جالب اینجاست كه ضعیفترین خوانندهها هم با تلویزیون كار میكنند و بیشترین پول را درمیآورند.
علی: البته احسان به نظر من اینجوری نیست و خوب میخواند.
سیروان: حالا او استثناء!
زانیار: شما
حساب كن آریان 1 و 2 اگر دو سال از تلویزیون پخش میشد، هر شب این سریال،
آن برنامه، عید نوروز، عید غدیر شما را میبردند در تلویزیون بخوانید،
الآن آریان اینجا بود؟
علی: نه خب، خیلی فرق میكرد. منتها به نظر من الآن روی دست همه اینها، بچههای خالتورند كه حسابی دارند پول درمیآورند.
سیروان: آن
یك شغل است، تو میتوانی انتخاب كنی بروی یا نروی. اما من حاضرم بروم
تلویزیون به شرطی كه آن كاری كه میخواهم را بكنم. نكته اینجاست كه شما
میتوانی انتخاب كنی خالتور بروی یا نه، ولی نمیتوانی انتخاب كنی
تلویزیون بروی یا نه!
علی: این منطقی است.
سیروان: تو خالتور میروی؟ حاضری بروی؟
علی: نه.
زانیار: این یك رقابت نابرابر است.
علی:
با وجود تمام این احوالات، اگر ما دستمان در كنسرت گذاشتن باز بود، خیلی
فرق میكرد. اینكه ما بدانیم كنسرت امشبمان كنسل نمیشود، یا میتوانیم
برای ششماه، یك سال آینده برنامه بگذاریم، روزگارمان غیر از این بود.
اما كل مدیریت استراتژیك ما 6 ماه آیندهاش مشخص نیست، چه برسد به موسیقی
و كنسرت!الآن برای اولین بار است كه حمید عسكری و آریان 20 روز قبل از
كنسرتشان دارند بلیت میفروشند. این اصلاً سابقه نداشته، چون مجوز كنسرت
نهایتاً یك هفته قبل از اجرا صادر میشد همیشه!
حالا به خاطر این كه قرار است كمی فضا را بازتر كنند این اتفاقات هم میافتد.
علی:
الآن تنها دلخوشی ما به یكسری هوادار پر و پا قرص است كه در همه شرایط با
ما هستند. در آن كنسرت باشگاه انقلاب معروف كه كنسل شد، خیلیها میگفتند
ما نمیآییم پولمان را پس بگیریم! كه ما گفتیم آقا بیایید، كار ما از این
حرفها خرابتر است!
زانیار: تازه
راجع به CD كه گفتیم خوب است، كنسرت كه بگذاری هر كس ببیندت میگوید 3 تا
بلیت واسه ما بگذار! 15 تا باید بدهی به ارشاد، 20 تا سالن، 50 تا
تهیهكننده و... پس چه ماند؟!
علی:
اصلاً جالب است كه در همه جای دنیا ردیف اول كنسرت مال Super fanهاست، اما
در ایران عموما یكسری آدم غریبه آن جلو نشستهاند كه دارند با سگرمههای
درهم چپچپ نگاهت میكنند!
در
آن كنسرت كریس دیبرگ كه من رفته بودم یك كار جالبی كرده بود كه ماها كه
بلیت VIP داشتیم وسط سالن بودیم و آن جلو هواداران دوآتشه بودند كه شلوغ
میكردند و بهش انرژی میدادند! بلیت كنسرت لندن مایكل جكسون را هم من
داشتم كه مُرد! برای VIPهای آن كنسرت میگویند لیموزین میفرستند دنبال
طرف!
سیروان: آقا خیلی دِپ زدیم دیگه! (خنده جمع)
آره،
یك كم بحث را موسیقاییترش كنیم. راجع به ترانههای آلبوم سیروان (كه
خیلیها میگویند نسبت به پارامترهای دیگرش مثل ملودی و تنظیم و ...
ضعیفتر است) حرف بزنیم و تنظیمهای جدید آریان كه بعد از رفتن نینف، خود
علی آهنگ را تنظیم میكند.
علی:
من توی راه كه میآمدم داشتم راجع به این فكر میكردم كه كارهای اول و دوم
آریان خیلی «دِلی»تر بود. به محض اینكه كار اول را منتشر میكنی، میآیند
خِفتات را میچسبند كه این كار را بكن، این كار را بكن. این «اینكار را
بكن»ها دیوانهات میكند و باعث میشود از همه چیزهایی كه در ذهن داشتهای
دورت كند. من احساس میكنم از آلبوم سوم، دیگر ما كار دلمان را نمیكنیم.
همهاش نگاهمان به منتقدین است، به تهیهكننده است، به مردم است، این
جوری از دلمان دور شدهایم. گاهی من حتی با رجبپور اختلاف داشتهام كه
میگفته فلانآهنگ را اصلاً دربیاوریم از آلبوم. اما من گفتهام: «بابا
بذار یه آهنگ هم به دل من باشه!» مثل «ساحل» آلبوم 4، «شاپرك» آلبوم 3 و …
این آهنگهایی كه من خودم دوست دارم. یا باید بقیه را ول كنی و بگویی من
كار خودم را میكنم، كه در اینصورت اگر آلبومه گیر كند، همه میگویند
تقصیر تو بود! اینجوری آدم گیر میكند. یكی میگفت چرا در كارتان كمانچه
ندارید؟! یك نفر یك آهنگ Rave خفن آورده بود كه یك ربع فقط «دوبس دوبس»
میكرد: میگفت چرا عین این نمیسازید؟!ماجرای كبكه و كلاغه است!
علی:
آره. حالا من درباره سیروان هم فكر میكنم همین دردسرها را دارد. من احساس
میكنم سیروان مایل به راك است. بعد یك جاهایی میآید با پاپ امروزی قاطی
میشود و آنوقت من فكر میكنم نه سیروان شده، نه آنها. این وسط گیر كرده.
سیروان، تو با تهیهكنندههای این 2 تا آلبوم سر این چیزها درگیر بودهای؟
سیروان:
نه خوشبختانه. من كاری كه خواستهام را كردهام. شاید در آلبوم اول بگویم
دلم نمیخواست آن آهنگ شش و هشت را بخوانم، ولی در آلبوم دوم از هیچ آهنگی
پشیمان نیستم. چون این یك مجموعهایست كه در كنار هم كامل است و سیلقه مرا
نشان میدهد. به همین خاطر است كه همیشه از سینگل بدم میآمده و دلم
نمیخواهد مردم با یك آهنگ دربارهام قضاوت كنند.
سر
بحث شعر هم من قبول ندارم كه اینها چرند است یا غلط دارد. آره، ولی آن
جوری كه تو میخواهی سر تنظیم و ... با بقیه پوززنی كنی، سر شعر نمیتوانی.
سیروان:
من این پوززنی را بیشتر از هركس با خودم دارم! ولی به نظرم آلبومهایی كه
الآن میآیند از نظر شعر ضعیف یا نهایتاً متوسطاند. اما ترانههای من
اقلاً متوسط روبه بالا هستند. حالا نمیخواهم اسم ببرم. خیلیها از بیرون
گود به قضیه نگاه میكنند.
علی:
ما یك بار با یكی مصاحبه داشتیم، گفت چرا شما اینقدر ترانههای امیدبخش
میخوانید؟! گفتم چه بخوانیم؟ شما اگر از این سبك خوشت نمیآید، برو چیز
دیگری گوش كن. من دلم میخواهد از این چیزها شعر بگویم.
فرق شما با سیروان این است كه زبان شما زبان استعاریتری است ولی كلام سیروان كلام سادهایست.
علی:
من در همین آهنگ آخرمان «صدای پای امید» (كه برای برنامه جهانی غذای
سازمان ملل) خواندیم، شعرم را خیلی تلخ شروع كردم: «هر روز و هر جا هزارون
گرسنه / با چشمایی معصوم و پاك …» بعضی از هواداران ما جا خورده بودند كه:
توقع نداشتیم از شما. من گفتم این ماجرایش فرق میكند. وقتی از تلخی
میخواهیم بگوییم، زبانی غیر از این نمیشود استفاده كرد. اما باز از
اواسط آهنگ شعر را میآورم در همین فضای آریان: «مث پرندهای كه میتونه /
توی روزای سخت زمونه / خودشو بزنه به آب و آتیش / تا به لونه غذا برسونه…»
شعر و ملودی باید روی هم چفت شوند. در «ساعت 9» به نظرم اینها چفت
شدهاند.
زانیار:
مهمتر از همه چفت شدن اینها با صدا و كاراكتر خواننده است. همان «وایسا
دنیا»ی رضا صادقی را كه سیروان تنظیم كرده، خودش نمیتواند بخواند، اصلاً
با صدای او سازگار نیست.
علی:
در تنظیم هم همین را میشود گفت. یك وقت تو زیر یك آهنگ فقط یك گیتار
میزنی و میبینی چه قدر جواب داد، در حالیكه خیلیها ممكن است بگویند تو
كاری نكردهای!نمونهاش الآن جلوی رویمان است، البته پوسترش: لئونارد
كوهن! در آثارش ممكن است كار عجیب و غریبی نكند، اما میلیونها عاشق دارد.
علی: هر كسی كاراكتر صدایی خودش را دارد. «طفره نرو» را زانیار خوانده جواب داده، اما اگر سیروان میخواند ممكن بود خوب نمیشد.
زانیار:
مسئله بعدی حق انتخاب است. ما كه نمیتوانیم برای كار سیروان بدهیم علی
معلم یا یغما گلرویی شعر بگوید! نمیگویم اینها بدندها، نه! ولی مثلاً
یغما برای سیروان چه شعری میتواند بگوید؟مثل فرید احمدی و بنیامین.
زانیار: آن ترانهها كه به نظرم واقعاً مزخرفاند!
سیروان: «من تورو، تو منو، من تورو، تو منو»....
زانیار: «من تورو دوست دارمت»...«كجای دنیای»!
سیروان: اینها همه اشتباهند دیگر!
علی:
فرید احمدی به نظر همه، ترانهسرای خیلی خوبی است، یكی دو شعر عالی دست
بنیامین دارد كه فوقالعادهاند و من چندبار به بنیامین گفتهام اینها را
بده به من!
زانیار: مثل «گل یاس» شادمهر.
سیروان: اما در آن آلبوم ترانه چندان خوبی ندارد.
زانیار:
حالا اسم نیاورید، ولی یكی از آلبومهایی كه همین چند روز پیش منتشر شده،
ترانههایش را روی كاغذ بنویسید تا ببینید نه وزن دارد، نه قافیه، نه
معنی!
علی:
یك روز ما در استودیو نشسته بودیم، یك خانمی آمد گفت این شعرها چیه
میخوانید؟ من چند تا شعر بهت میدهم اینها را بخوان! مطلع این شعر را من
به شما میگویم، خودتان قضاوت كنید: «كافه تعطیله، بد مستی نكن!» حالا
آریان رو تصور كنید كه میخواهد این شعر را بخواند! (خنده جمع) بیشتر به
درد رضا یزدانی میخورد.
علی:
این قالبها به زور چفت نمیشوند. از آنطرف یك دختری از كانادا یك ایمیل
برای من فرستاد كه شد: «تو یعنی نمنم بارون» و همان لحظه كه اینترنت
هنوز وصل بود، با گیتار ملودیاش را ساختم!آنوقت بنیامین هم ممكن است
بگوید «كجای دنیای» در این آهنگ جواب داده پس درست است!
من میگویم آخه این جواب هم نداده.
سیروان: تازه ما در ترانههایمان حتی در همین حد هم اشتباه نداریم.
زانیار:
من كه نگفتهام چون برادر توام باید شعر مرا بخوانی! در همین آلبوم 3-2 تا
ترانه داشتم كه بعداً شعرهای بهتری به دستمان رسید و ترانههای من را روی
آهنگ حذف كردیم و آنها را گذاشتیم جایش. چون واقعاً بهتر بود.
سیروان:
من یك اخلاقی دارم كه همیشه خودزنی میكنم! یعنی اولین كسی كه میزند توی
سر كار خودم، خودمام! كارم را خودم نقد میكنم و تمام تلاشم را میكنم كه
بهترینها را انتخاب كنم.
علی: در گروه ما كه این بدتر است! خودزنی؟
علی:
كاش خودزنی بود! 10 نفر میآیند میزنند توی سرت، هر كس یك نظری میدهد.
البته ترانههای شما الآن نسبت به آلبومهای اول خیلی بهتر شدهاند.
علی:
آره، ما در آلبوم اول بعضی ترانههایمان غلط داشت. مثل «مادر»، «یاس كبود»
و ... كه مشكل قافیه دارند. مشكل دیگر موسیقی ما، تلفیق شعر و ترانه است.
مثلاً شادمهر در آهنگ «تقدیر» میخواند: «تو با خودت هم دشمنی» و این را
جوری میگوید كه «همدشمن» شنیده میشود.
علی:
در ترانههای ماندگار ایران هم داریم: «برای كوچ شب [فاصله] هنگام وحشت»،
از آن بزرگتر «از خون جوا [فاصله] نان وطن» و ... سیروان یادت هست كه
یكبار قبلا با هم گپ میزدیم و به این نتیجه رسیدیم كه جای یك نشریه جدی
كه بدون هیچ نگاه جانبدارانهای به موسیقی درست برسد كم است؟
سیروان:
هنوز یكی از انتقادات اصلی كه به موسیقی وارد است همین مطبوعات
موسیقیاند. مطبوعات موسیقی سنتی كه كاری به موسیقی پاپ ندارند و چند
نشریهای كه به موسیقی پاپ میپردازند عمدتا زردند. همهشان حول یكسری
روابط دوستانه و با محوریت نان به هم قرض دادن یا حال یكی را گرفتن پیش
میروند. همیشه مطبوعات نقش خیلی مهمی را در اطلاعرسانی به مردم دارند،
چرا باید خوانندهای كه فقط صرفا با یك آهنگ معروف شده است به عنوان
سوپراستار معرفی كنند. مگر سوپراستار شدن به همین راحتی است؟
به نظر من ما به جز شادمهر سوپراستاری در موسیقیمان نداشتهایم. در سینما هم الان فقط به محمدرضا گلزار میشود سوپراستار گفت.
سیروان:
خب همین است دیگر. هیچچیزی سرجایش نیست. به خوانندهای كه خیلی كارش درست
و خوب است، هیچجا بهایی داده نمیشود، اما بعضیها كه یك آهنگ ضعیف در
بازار دارند، از طریق همین مطبوعات ساپورت میشوند.
علی:
خیلیها هستند كه اصلا آهنگی هم ندارند و ساپورت میشوند. كسانی كه
آلبومشان یا اسمشان را بعدا هم نمیشنوی. هر سری توی این مجلات كلی اسم
میبینی كه قرار است آلبومشان منتشر شود، اما هیچكدام منتشر نمیشوند،
یا اگر هم این اتفاق بیفتد كسی آلبومشان را نمیشنود. واقعا 90 درصد این
آلبومها منتشر هم نمیشوند.
سیروان:
همینطوری میشود كه یك خوانندهای را عین بادكنك باد میكنند، در حالی كه
تویش خالی است و با یك سوزن كوچك خواهد تركید. برای همین هم همه موسیقی ما
شده است شهرت. البته این یكی از دلایلش است. این بیسوادی در همهجای
مملكت موج میزند. هم مردم موسیقی را نمیشناسند و هم منتقد باسواد موسیقی
خیلی كم داریم.
سیروان:
همین است. واقعا اینكه شما چقدر پرفروشی یا طرفدار داری معیار این نیست
كه تو خوبی یا نیستی. من قبلا بارها هم گفتهام، هنر معیارهای خودش را
دارد. مردم ما باید بفهمند كه اگر كسی كلیپ میدهد و كسی نمیتواند، اگر
كسی كنسرت میگذارد و كسی نمیتواند، دلیلی برای خوب یا بد بودن هیچ كدام
نیست. من فكر میكنم خیلی از اهالی این مطبوعات اگر رفیق بازی و... نكنند
بهخاطر همینچیزی كه گفتی یا نظر كارشناسی ندارند و یا به یك آدم ضعیف
معروف میچسبند كه هم او را الكی بزرگ كنند و هم خودشان الكی بزرگ
شوند.یكی از دلایلش این است كه ما معمولا اهل حذفیم و آدمهایی هم كه توی
موسیقی هستند را به همین دلیل حذف میكنیم و نمیگوییم كه همه دركنار هم
باشند.
علی:
بگذارید یك چیز خندهدار بگویم كه مال 10 سال پیش است، اولین مصاحبهی
روزنامهای آریان بود. ما با بچهها رفتیم توی دفتر یك روزنامه، مصاحبه به
خوبی انجام شد و طرف آخرش برگشت گفت: خوب الان شادمهر را بكوبید. همهمان
از تعجب كج و كوله شدیم. گفتیم چرا؟ ما كه شادمهر را دوست داریم. گفتند
سیاست ما این است و رییسمان گفته كه شادمهر را بكوبید. گفتیم خوب تو بگو،
در موردش مقاله بنویس، چرا ما دخالت كنیم؟ حرف نزدیم و آمدیم بیرون.
سیروان: خب شاید یكبار جواب تلفن آن خبرنگار را نداده بود و اینطوری شده بود. همهاش همین است.
علی: این وسط میدانی روشنفكر هم چه كسی میشود؟ آنكه هرچه مردم میپسندند را بكوبد.
سیروان:
آخ دقیقا. یا آنچیز ضعیفی كه كسی خوشش نمیآید را الكی به عنوان شاهكار
معرفی كند. مثلا من قبول دارم كه ساسیمانكن برای خودش پدیدهایست. اما
اینكه بیایی بگویی ساسی مانكن خوب است و بقیه بدند چون عرضه ندارند و
كارشان نمیگیرد و نمیتوانند مردم را شاد كنند یعنی چی؟ این دیگر بد است!
واقعا این است؟
علی:
به یارو میگویند نظرت راجع به فوتبال چیست. میگوید: فوتبال هم شد
بسكتبال؟ (خنده جمع) یكی از دوستان من هست كه شش و هشت گوش میكند، حالا
به او بگو برو «ساعت نه» سیروان را گوش كن. گوش میكند و میگوید: خوب كه
چی؟!
علی،
با این ده، دوازده سالی كه از پیدایش آریان گذشته فكر میكنی در آینده هم
همینطوری ادامه بدهید یا سرو شكل گروه با توجه به تغییر روحیات خودتان و
بالا رفتن سن خود و مخاطبانتان عوض خواهد شد؟
علی:
همین الان هم یك كم این اتفاق افتاده است. الان آلبوم اول را با این آخری
مقایسه كنی سن و سال رفته بالا و حتی این دو ترك آخر را اگر گوش كنی. مثلا
«عید اومد بهار اومد» را اكثر آنهایی كه بالای سی سال داشتند پسندیدند.
خوب این خیلی فرق میكند با «گل یاسم تویی...» یا صدای پای امید خیلی فرق
میكند با این...
تجربهی تنظیم برای اولینبار چطور بود؟
علی: خیلی با ترس و لرز اینكار را انجام دادم.
تنظیم خوبی هم نبود.
علی:
خوب این نظر تو بود. (خنده) من خودم دوستش داشتم. من اگر دوستش نداشتم كه
كار نمیكردم.سیروان تو اینكار را شنیدهای؟ نظرت در مورد تنظیمش چیست؟
سیروان:
خب این كار آخری از «گل اومد بهار اومد» بهتر بود. ولی خوب نینف چیز دیگری
بود. توضیح واضحات است دیگر، انتظاری كه از نینف میرود هم همین است كه
بهتر باشد.
علی:
به نظر من كنترپوئنها و زیر صداهایی كه نینف استفاده میكند واقعا
عالیست. من هیچوقت كنترپوئن به خوبی كار نینف نشنیدهام! ولی خود من تا
بهحال دست به كیبورد نزده بودم و به قول نیما وارسته مثل پای مرغ آكورد
گرفته بودم!
خوب حالا چیكار كنیم؟ حرفی مانده؟
سیروان: باز هم میخواهی جنجالیاش بكنیم؟ تو خطرناكی، مصاحبههای قبلی هرچی گفتم را چاپ كردی. (خنده)
علی:
به خودمان گیر بدهیم، نه، به حمید گیر بدهیم. حمید تو اصلا خبرنگاری؟
(خنده)
سیروان، حمید هم همینطوری است ها! هرچه میگویی مینویسد.
سیروان: خوب پس اینها جفتشان همینطوریاند. (خنده)
علی: حالا سیروان از نظر خودت بهترین تنظیم آلبومت كدام بود؟
زانیار: از نظر من كه «باور كن زندگی همین امروزه» و «ساعت 9».
یكی را بگو.
زانیار: «باور كن زندگی همین امروزه».
سیروان:
یكی سخت است، چون سه سبك مختلف است. یكی «باور كن زندگی هیمن امروزه» كه
خیلی سخت بود، واقعا پدرم در اومد. یكیش «دلم گرفته» و یكی هم از بین
«امروز میخوام بهت بگم» و «ساعت نه».
از بین كارهایی كه برای بقیه انجام دادی؟
سیروان: كار مهدی اسدی بود. یك كار جدید زدهام برای عماد و رامین كه خیلی دوستش دارم. كار زانیار هم خوب بود.
«وایسا دنیا»؟
سیروان: آن هم خوب بود اما از كارهایی كه دوست دارم...
زانیار: آلبوم امیر یگانه.
سیروان: آره! آن هم آلبوم خوبی بود. آلبوم امیر یگانه، بهنام صفوی... اكثر كارهایی كه زدهام را دوست دارم.
ولی
یك چیزی هست كه همه میگویند سیروان روی كارهای خودش بیشتر از بقیه وقت
میگذارد. چون خودت هم خواننده هستی اگر این واقعیت نباشد، نگرانیاش هست
كه نكند كار آسات را به دیگران ندهی و برای خودت بگذاری.
سیروان: ولی اینطوری نبوده. خودتان میبینید كه اینطوری نبوده.
علی:
همینی كه میگویی میخواهی با خودت پوززنی بكنی باعث میشود بگویی چون
سیروانم اینجایش را هم این طوری بكنم و این فكر را هم ایجاد میكند. ولی
واقعا سیروان كارش را بلد است. مثلا «طفره نرو» یك كار شش و هشت است اما
با همه شش و هشتهایی كه تا الان بوده فرق دارد.
سیروان: میبینی كه برای خودم نزدهام. (خنده)
آقا دیگر اواخر مصاحبه است. یك كم به هم گیر بدهید! علی به دماغ سیروان، سیروان به گوش علی ... !
سیروان: ما با یك نفر خوبیم، دعوایمان نینداز كه علیه هم بیانیه بدهیم!
زانیار: كنسرت ما كه كنسل شد، ولی علی جان لطفاً 20 تا بلیت مهمان كنسرت آریان را برای ما بگذار كنار! (خنده جمع)
منبع : ماهنامه نسیم
آخرین پست ها