چهارشنبه 25 آذر 1388  12:41 ب.ظ

کمی بزرگتر فکر کنیم


عکس تزئینی است


در واکنش به یک گزارش و یک یادداشت در هفته نامه های محلی پاسارگاد و نگارستان

.:: امید محمودزاده ابراهیمی ::.

تلویزیون، تلویزیون و تلویزیون.

سوژه یک گزارش و یک یادداشت در 2 هفته نامه ی محلی. یکی از ضعف ها شکایت دارد دیگری آن را تهدید می نامد.اما به واقع چرا؟

تلویزیون در دوره ای که ما در آن زندگی می کنیم موثرترین رسانه جمعی است و توسعه و توجه روز افزون به آنها حرفی است که این روزها زیاد می شنویم و گوش مان از این حرف ها پر است.اما از یک نکته بزرگ شاید غافلیم. ما از خودمان غافلیم.از این اینکه چند کانال تلویزیونی خوش آب و رنگ توجه  مخاطبمان را به خود جلب می کنند،می ترسیم. نمی گویم ترس ما به جا نیست.اتفاقا هست اما چرا ما باید خودمان را دست کم بگیریم؟ چرا باید همیشه از پایین به قضایا نگاه کنیم؟ می ترسیم و اولین اقدام مان محدود سازی است.می خواهیم روی همه این شبکه پارازیت باشد تا فقط خودمان باشیم و خودمان ! عکس المعل مان منطقی نیست. این نگاه محدود به چند نفر هم نیست! خیلی از مسئولان مملکتی ما هم همین نگاه را دارند که صد البته جای تاسف دارد.

به یاد می آورم حرف ها و واکنش هایی که ما و مسئولان ما نسبت به امور فرهنگی داشتیم.مهندس ضرغامی رئیس رسانه میلی(ملی سابق!) سال گذشته در واکنش به ایجاد یک شبکه خبری فارسی زبان به خبرنگاران گفت که تغییری در رویه سازمان و... نخواهد داد.این نگاه آقای ضرغامی 2 وجه دارد.اینکه ما «ساختار» خودمان را حفظ می کنیم که حرف منطقی ای است و وجه دوم اینکه ما با ایدولوژی خاص خودمان جلو می رویم و تغییرات را جدی نمی گیریم که این یکی کمی خطرناک است.

حالا یک سال از حرف آقای مهندس گذشته است.نگاهی به اخبار ساعت 14 و 19 و 21 شبکه اول سیما می اندازیم و چشم هایمان از این تغییرات سطحی و این حجم عظیم از تقلید کورکورانه گرد می شود.از اخبار هواشناسی انتهای اخبار شگفت زده می شویم.از اینکه گویندگان خبری لحن پسر همسایه مان را گرفته اند! متعجبیم.(یه کم شبیه همان شبکه ای نیست که همیشه نفی اش می کنیم؟!!!)

حالا چه کسی بود گفت ما تغییر نمی کنیم؟ به نظر می رسد به جای آنکه واقعا تغییر را درک کنیم می آییم و رنگ عوض می کنیم.کاری که ما ایرانی ها خیلی خوب آن را بلدیم.تقلید کورکورانه کار همیشگی مان می شود و ایده ها و اندیشه های خوب خودمان را نادیده می گیریم.باید حتما یک شبکه آنورآبی راه بیفتد تا ما به فکر تغییر بیفتیم؟چرا خودمان شروع به تغییر نمی کنیم؟چرا خودمان الگو نمی شویم؟ کسی اصلا حرف هایمان را می شنود؟ کسی نامه های ما را می خواند؟ برای ما وبلاگ نویس ها که نامه نوشتن به این و آن برایمان یک کلیشه است! می دانیم که خبری نیست و هر کس که آن بالا نشسته است،گوشش بدهکار نقد و ارزیابی نیست!

ما مخاطب مان را دست کم می گیریم.معضل ما فارسی وان و ... نیست.مشکل خودمان هستیم که به این روز رسیدیم.اینکه دی وی دی سریال های خارجی بیشتر از سریال شبانه ما مخاطب و خریدار دارد؛ تقصیر خارجی نیست.این شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت فرهنگی است که هزار ماشالله هزاران مسئول دارد.چندین مدت یا بهتر بگویم سال است که از ریزش مخاطب رسانه خودمان نوشتیم و نوشتیم.

حالا جوابمان را آقای ضرغامی اینگونه می دهد کما بر اینکه قبل از این هم داده بود: «حجم موسیقی در صدا و سیما باید کم شود.»خوب این جمله را بخوانید. آقای ضرغامی اشاره به «حجم» دارد و نه کیفیت! آقای ضرغامی نمی گوید که باید کیفیت بالا برود.او کمیت را پایین می آورد تا ...(بقیه اش بماند حالا!)


آقای ضرغامی می گوید خانم ها نباید در صدا و سیما آرایش کنند.
من یک سوال دارم؛ مگر تا حالا آرایش می کرده اند که اکنون می خواهید رویه عوض کنید؟ چرا حرف های گذشته را دوباره می زنید؟مگر کسی خواستار آرایش خانم ها در صدا و سیمایتان بود؟کسی گفت برای جذب مخاطب خانم آرایش کرده به صدا و سیما بیاورید؟ این حرف های شما فرار به جلو محسوب نمی شود؟  ما خواستار جذب مخاطب به حرفه ای ترین شکل بودیم.ما و شما و همه می دانند که با کارهای مقطعی نمی توان مخاطب را جذب کرد.وقتی صدا و سیما واقعا بی طرف و کارآمد نیست.ال سی دی 1000 اینچی! چه دردی از مخاطب دوا کرده است؟


آقای علیزاده عزیز!

ما می دانیم که همه فرهنگ ها وجب به وجب فرق می کند اما اگر به این توصیه ها گوش بدهیم باید جلوی پخش تمام سریال های خارجی را بگیریم چون دارند فرهنگ خودشان را به ما عرضه می کنند و مخاطب می گیرند.باید امثال جومونگ و... را قلع و قمع کنیم تا کسی نگاهش به آنطرف نیفتد.آیا ما به مخاطبمان نگاه کرده ایم که انتظار نگاه شدن را داریم؟ صدا و سیمای ما واقعا جلوتر از مخاطب است؟

اگر اینطور باشد پس تمام سریال ها و فیلم های ما هم تهاجم فرهنگی ما می شود به آنوری ها !ما همیشه باید در حمله و ضد حمله به سر ببریم؟ تصاویری از یک کشور دیگر می آید ویترین فرهنگ  آن کشور است.از بُعد آشنایی با فرهنگ های دیگر وقتی نگاه کنیم آنوقت کمی مشکلاتمان کمتر می شود.

من نه با آقای ضرغامی مشکل دارم و نه کس دیگر اما چرا انتقاد به خود جدی گرفته نمی شود؟ گزارش نشریه پاسارگاد همین نقد خودمانی است.انگار کسی کنارمان نشسته و عیبمان را می گوید.چه ایرادی دارد؟مگر نگفتیم که دوست آیینه دوست است؟ اگر همین نقد درونی را نداشته باشیم می خواهیم چه کاری انجام دهیم؟ مشکل مسئولان ما هم همین است که نقد درونی را جدی نمی گیرند و مرتبا داد و هوار از تهاجم فرهنگی دارند.

من باب تهاجم فرهنگی هم قبلا در وبلاگم نوشته بودم که اگر رسانه جای جنگ است ما در سنگری به سر می بریم که فرمانده مان دارد برای ما از تهاجم دشمن خاطره می گوید در حالی که بمب و خمپاره است که روی سرمان می بارد و ما هم غرق شنیدن قصه هستیم! دشمن آن سوی سنگر است و ما به خود مشغولیم.هیچ اقدام عملی نمی کنیم.ضعف خودمان را قبول داشته باشیم اما ایمان هم داشته باشیم که به قله ها می رسیم.مگر رزمندگان ما در جنگ تحمیلی تا دندان مسلح بودند؟ آیا ایمانشان به سلاح شان نمی چربید؟ آیا به قله نرسیدیم؟

آقای علیزاده عزیز؛

این مشکل جز با کنار گذاشتن نگاه ایدولوژیک قابل حل نیست و بحث ها و یادداشت ها و گزارش ها هم دردی از ما دوا نمی کند.مشکل این است که منِ مخاطب باید اطلاعاتی که می توانم از همین رسانه خودمان به دست بیاورم را از رسانه های آنوری بگیرم.مشکل این است که باید «عمر خیام» را در یک برنامه مستند آن ور آبی بشناسم و نه صدا و سیمای خودم.

مشکل ما با فارسی وان آغاز نشده است که اگر چنین بود باید خیلی وقت پیش اشاره به شبکه عربی «ام بی سی پرژیا» می کردیم.مشکل ما از خودمان و از چندین سال پیش آغاز گردیده است.

به هر حال چند شبکه آن ور آبی داریم که حسابی دارند برای مخاطب ایرانی دست و پا می زنند. یاد بگیریم که هوشمندانه پای تلویزیون(هم اینوری و هم آنوری) بنشینیم و سریع خودمان را نبازیم. چاه سریال ماهواره ای هست اما وقتی ما راه را روشن کنیم قطعا کسی با میل خود به درون چاه نمی رود.

با این فکر برنامه ساختن که، هر کس ما را نگاه کند مخاطب است و هر کس ما را نگاه نکرد غرب زده است و دچار تهاجم فرهنگی گردیده است؛مشکلی حل نخواهد شد. یادمان نرود وقتی سریال شب های برره از همین صدا و سیمای خودمان پخش میشد همه ماهواره ها خاموش میشد و مخاطب پای محصول ما می نشست.
پس بیاییم صادق باشیم و با بغض و کینه نگاه نکنیم.نقد درونی را بپذیریم و خودمان را رشد بدهیم.کمی بزرگتر فکر کنیم. قطعا با این نگاه نه چاهی وجود دارد که از آن بترسیم و نه ترس از دست دادن فرهنگ را داریم. مخاطب ما وقتی هوشیار و هوشمند باشد با هیچ طنابی به هیچ چاهی نمی رود.

خواهشا همگی با هم روضه خوانی را تمام کنیم...



ببینید:

یادداشت محمدجواد علیزاده در هفته نامه نگارستان  (در چاه سریال های ماهواره ای نیفتیم)

گزارش علی حاج محمدی در نشریه پاسارگاد              (فارسی وان موی دماغ رسانه ملی)


پی نوشت(1):

هنر این است که در دنیای باز رسانه ها «رسانه ما» برنده میدان باشد.

پی نوشت(2):

از یک چیز می ترسم و آن هم این است که اگر گروهی کارکشته و حرفه ای از دوبله ایران به غربت مهاجرت کنند و به استخدام شبکه فارسی وان در بیایند آنوقت ....(می خواهید از الان برایشان حکم بِبُریم و بِبَریم شان زندان اوین تا از این فکرها نکنند؟!!!)


  • آخرین ویرایش:چهارشنبه 2 دی 1388
آخرین پست ها
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات