تلویزیون های ماهواره ای که در راستای جنگ نرم علیه مردم ایران از سال ها پیش با رویکرد سیاسی فعالیت می کردند تغییر جهت داده و به موضوعات اجتماعی رو آورده اند.



گفت و گوها، یادداشت ها و گزارش تحلیلی "خبر" از تاثیرات اجتماعی شبکه های ماهواره را در صفحات یک، 6 و 7 روزنامه ببینید.


+

2 یادداشت از عزیز الله حمید نژاد و اسماعیل عفیفه و حسن میرباقری

منبع:خبرآنلاین


حمیدنژاد: موفقیت «فارسی‌وان» به خاطر سیاست‌گزاری‌های تاریخ گذشته تلویزیون است



 کارگردان فیلم‌های «اشک سرما» و «آناهیتا» اعتقاد دارد فیلم‌ها و یا هر چه به عنوان برنامه از شبکه‌های تلویزیونی داخلی تولید و پخش می‌شود، برای مخاطب اقناع‌کننده نیست.
عزیزالله حمیدنژاد در این باره به خبرآنلاین، گفت: «مهم ترین علت ضعف و تنزل تولیدات شبکه‌های داخلی بحث گستردگی ممیزی است بحث ممیزی وقتی در سینما با مخاطب خاص این طور شدید و جدی دنبال می‌شود، مسلم است که در مقوله‌ای مانند تلویزیون با مخاطب عام و فراگیر خود امری قطعی باشد.»

وی در عین حال توضیح داد: «اینکه به کل از ممیزی‌ها نیز صرفنظر شود به اعتقاد من به صلاح نیست، خیر و صواب در میانه روی و تعدیل است. به نظرم با حذف برخی ممیزی‌های بی جا و غیر منطقی می‌توان روی ورودی سوژه‌های بکر و غیر تکراری فتح باب کرد؛ آسیبی که هم اکنون تلویزیون دچار آن است.»

این کارگردان تصریح کرد: «به جهت محدود شدن دامنه فعالیت و آزادی عمل تولید کنندگان، ما همواره با برنامه‌هایی با ساختار و محتوای تکراری مواجهیم که قادر به اقناع روح جستجوگر نیست. اگر به جامعه‌ای پویا و ذهن متعالی می اندیشیم اینها همگی در گروی پویایی ذهن مخاطب به عنوان تشکیل دهنده پیکر اجتماع است و تا این کالای فرهنگی که به خورد او می‌رود پویایی نداشته باشد، لزوما ذهن جامعه را به رخوت و سستی متمایل می‌سازد.»

حمیدنژاد به مشکل اقتصادی این مقوله نیز اشاره کرد و گفت: «بعد دیگر ضعف برنامه‌های تلویزیونی مخصوصا در بحث محتوا، به مسائل اقتصادی بر می‌گردد به دلیل سست بودن پایه‌های اقتصادی برنامه سازی در ایران، تهیه کننده به عنوان متولی جریان اقتصادی یک پروژه سعی در کوتاه تر کردن مدت زمان پروژه تولیدی دارد و با حذف بسیاری از فضاها و وقت هایی که شاید براساس تفکر گروه تولیدی و کارگردانی، کار به نتایج خوبی برسد، ناخواسته به اصل اثر خدشه وارد می کند.»

وی تاکید کرد: «حمایت همه جانبه متولیان و مدیران شبکه از پروژه‌هایی که ملزم به تولید آن شده‌اند، وسواس و دقت بیشتر گروه سازنده را باعث می‌شود و این خود بر کیفی تر شدن اثر تولیدی، تاثیر فزاینده‌ای می‌گذارد. شاید بپرسید بودجه مضاعف در امر تولید فلان برنامه تلویزیون از کجا باید تامین شود و من در جواب می‌گویم با حذف یک یا دو برنامه خرید فلان سریال خارجی سخیف و بودجه‌ای که برای دوبله و حذف بخش‌هایی از آن که مغایر با فرهنگ ایرانی است می‌شود، می‌توان بودجه لازم برای کار بیشتر بر روی پروژه تولیدی کاملا ایرانی را تامین کرد.»

حمیدنژاد همچنین از مسئولان و مدیران رسانه ملی درخواست کرد به سمت استانداردسازی پیش بروند. او گفت: «به دست آوردن استانداردهای تولیدی کار چندان مشکلی نیست، با چند سفر و نشست تخصصی و کارگاهی و مطلع شدن از آرا و نظرات برنامه سازان ممتاز خارجی می‌توان خود را به سطح بالایی از استاندارد در برنامه سازی رساند که این خود مترادف است با تزریق روح جدید و پویا بر بدنه رسانه ملی به عنوان تاثیرگذار ترین رسانه فرهنگ ساز در کشور و دوری و اجتناب از برخی جریان‌ها و توسل به برخی سیاستگزاری های تاریخ گذشته.»


عفیفه: ضعف مجموعه‌سازی ما باعث رونق شبکه‌های ماهواره‌ای است



اسماعیل عفیفه معتقد است گرایش مخاطب تلویزیونی به سمت شبکه‌های ماهواره‌ای اتفاق تازه‌ای نیست و علت اصلی این قضیه تنزل یافتن کیفیت برنامه‌های شبکه‌های داخلی است.
این تهیه‌کننده تلویزیون در گفتگو با خبرنگار خبرآنلاین، تاکید کرد: «این شبکه های ماهواره ای به هیچ وجه سلیقه مخاطب ایرانی را برآورده نمی کند اما در ریشه یابی اقبال عمومی مردم به این شبکه ها بویژه «فارسی وان» می توان به ضعف مدیریت شبکه ای رسید.»

وی گفت: «حجم بالای برنامه های تلویزیونی می طلبد که با صرف هزینه های مناسب ضمن سرعت بخشیدن به حجم تولیدات، از کیفیت موجود در آن ها هم غافل نشویم.»

عفیفه با اشاره به تجربه سالها تهیه کنندگی در عرصه تولید سریال های تلویزیونی، اضافه کرد: «می توانم به جرأت بگویم که معمولا پخش سریال از شبکه های مختلف است که بیننده را مجاب به انتخاب آن شبکه به خصوص می کند. بیننده تلویزیونی خسته از کار روزمره و قرار گرفتن در آماج اطلاعات اجتماعی، دوست دارد که با تماشای یک سریال خوب و درگیر شدن با قصه آن بخشی از هیجانات یک روز کاری را تخلیه کند، کاری که شبکه های ماهواره ای صرفا با  مخاطب سنجی درست به حساسیت آن پی برده اند و با تولید سریال هایی نو و ساختار شکن سعی در جذب مخاطب بیشتر دارند؛ سریال هایی که در بحث فنی و حرفه ای گاه بسیار ضعیف تر از برخی مجموعه های داخلی هستند.»

تهیه کننده سریال پرمخاطب «اشک ها و لبخندها» در توضیح این نکته گفت: «آنچه مهم است این است که بخش پژوهش و تحقیق در عرصه سریال سازی تلویزیونی در صدا و سیمای ما محلی از اعراب ندارد و نتیجه آنکه سریال های ما همگی به ورطه تکرار می افتند. گاهی از گوشه و کنار می شنوم که مثلا فلان فرد می گوید چرا در تلویزیون از فلان قبیل سریال هایی که پخش شد و اصطلاحا خیابان خلوت کن بود دیگر تولید و پخش نمی شود. با همین یک جمله می توان به کنه ماجرا پی برد که طی این سال‌ها آنچنان به بیراهه رفته ایم و سطح سلایق مخاطب را آنقدر پایین آورده ایم که مخاطب حسرت پخش فلان سریال را که جایی و زمانی پخش شد و با اقبال عمومی هم مواجه شد را می خورد.»

وی ادامه می دهد: «قالب های تکرای، شخصیت های تکرای و قصه های دم دستی سریال های امروزی باعث شده که همگان تنها به فکر تأمین حجم برنامه، آن هم بدون توجه به مؤلفه و مشخصه های برنامه استاندارد تلویزیونی باشند، در حالیکه به اعتقاد من یک گروه تحقیقاتی و پژوهشی با توجه به ضروریات جامعه و دغدغه های نسل حاضر باید به الگو و فرمولی برسد که اگر ساختاری حتی تکراری از فلان تجربه موفق شبکه تلویزیونی ماهواره ای را تقلید کند اما محتوایی متناسب با تفکر ملی و اعتقادی ایران داشته باشد. کاری که من درچند تجربه موفق با حسن فتحی داشتم و چون ریسکی در سریال سازی بود ابتدا با مقاومت مدیران در پخش آنها مواج شدیم ولی توجیه شدن دو مجموعه پخش شد و همگان دیدند که چقدر هم موفق بود.»

عفیفه البته تذکراتی هم برای مدیران رسانه ملی دارد و می گوید: «مدیران رسانه ملی باید آزادی عمل بیشتری به تولید کنندگان برنامه های تلویزیونی بدهند. حذف چارچوب های دست و پا گیر و ممیزی های غیر اصولی و غیرمنطقی و بازنگری در آیین نامه های تولید سریال های تلویزیونی و خیلی چیزهای دیگر باعث حرکت به جلو و به میدان آمدن نویسندگان و تولید کنندگان خوش قریحه می شود که ناخودآگاه به تبیین راهکارهای اصولی برای خروج از ورطه تکرار و درجا زدن منجر می شود.»

وی افزود: «چنین سیاست هایی، تهیه کننده را به سوی تقلید از نمونه های به اصطلاح امتحان پس داده سوق می دهد و ماحصل این تفکر می شود که فلان تولید کننده ایرانی بدون در نظر گرفتن ملاحظات فرهنگی و تطبیق دادن مجموعه ای که محصول درجه چندم مخصوصا کشورهای شرقی است و صرفا چون در شبکه ملی امتحان خود را به خوبی پس داده است، به الگوبرداری از آن مبادرت می ورزد که نتیجه چیزی غیر قابل تصور و غیر قابل ارایه  به عنوان محصولی در باکس تأمین برنامه فلان شبکه است.»

تهیه کننده سریال «میوه ممنوعه» ادامه داد: «سهل انگاری و دید سطحی تهیه کنندگان تلویزیونی نیز یکی از گلوگاه های موجود بر سر راه ارتقای کمی و کیفی برنامه ها و مخصوصا مجموعه های تلویزیونی است که به اعتقاد من این مسئله نیز از اعمال قوانین غلط و نخ نمای موجود در مدیریت رسانه ملی ناشی می شود به شکلی که سطح سلیقه تولید کننده را هم پایین آورده و قدرت ریسک را از او می گیرد.»

وی اضافه کرد: «تا زمانیکه قائل به مدیریت دولتی رسانه ای مثل تلویزیون باشیم که البته به اعتقاد من در حال حاضر بهترین نوع مدیریت است چون با اجتماعی از اختلاف سلایق مدیران هر کدام از شبکه ها مواجه هستیم و این خود به عرصه رقابت و کیفی تر شدن برنامه هر کدام از شبکه ها کمک می کند، باید به نیروی نوپا و خلاق در این بخش، به قلم نو، فکر تازه و ایده پردازی به روز تراوش یافته از ذهن جوان نسل جدید هنری و فرهنگی اعتماد کرد و به آن بها داد تا شاهد نتیجه ای مطلوب باشیم که گرایش مخاطب  به سوی شبکه های داخلی را نیز به دنبال خواهد داشت.»



چرا مردم «فارسی‌وان» را ترجیح می‌دهند؟



.:: حسن میرباقری ::.


وقتی کارشناسان برای رسانه‌ها سه عنصر «سرگرمی، آموزش و ارتقای بینش فرهنگی» را در نظر گرفته‌اند و هنر به معنای زبانی فراگیر و رسانه‌ای بدون مرز، در این میان، مخاطبان را با هر زبان و عقیده و ملیتی جذب می‌کند، باید دانست که عدم عرضه کالا از سوی فروشگاه هنری بزرگی چون تلویزیون، راه را برای دیگران باز می‌کند؛ دیگرانی که به وبی از وجه غالب «هنر» در راه اهداف خود استفاده می‌کنند.

حال وقتی در «سریال‌ها» ‌به واسطه غالب بودن وجوه هنری بر سایر وجوه، ارتقای فرهنگ از مهمترین موارد است، شبکه‌ای همچون فارسی‌وان باید هم از ماطبان ایرانی تشنه مجموعه‌های تلویزیونی دلبری کند. «داستان، کیفیت‌ها، رفتارها، گفتارها، برخوردها، تضادها، هیجان و تعلیق، کشمکش و درگیری» به عنوان وجوه هنری یک مجموعه تلویزیونی، با بازی‌هایی دم دستی اما باورپذیر می‌تواند مخاطب را به خود وابسته کند چه آنکه همه جریان‌ها در بستری اجتماعی و ملودرام رخ بدهد.

در واقع داستان به عنوانی مهم‌ترین محمل، زمینه پیدایش شخصیت‌هایی با طبایع متفاوت و متضاد را فراهم می‌کند تا در بزنگاه‌های رویدادها و اتفاقات طراحی شده در داستان «خود حقیقی» اشخاص کشف و افشا شود و بدین تریتب مخاطبان به وجه یا وجوهی پنهان در وجود انسان پی ببرند.

هر چه این طراحی، اشخاص، رویدادها و. . . ماهرانه تر، پیچیده تر، پر تعلیق‌تر و عمیق‌تر باشند، تأثیرگذاری بیشتری را در پی دارند، در این رهگذر و در شرایط معاصر که آگاهی‌های عموم مردم، به ویژه در کشورمان با ریشه‌های غنی فرهنگی، از سطحی بسیار بالا برخوردار است، به این مهم باید هر چه بهتر و بیشتر توجه شود. مخاطب امروز دیگر به راحتی پذیرای آثار سطحی و یکنواخت نیست و به واسطه تجربیات تاریخی و آگاهی‌های اجتماعی به راحتی هر اثری را نمی‌پذیرد و تعقیب نمی‌کند.

در واقع مخاطبان در صورتی که این نوع آثار «باورپذیر» باشند به تماشایشان می‌نشینند. برای باورپذیر شدن نیز حداقل این است که داستان به گونه‌ای طراحی شود که اشخاص، از وجوه انسانی برخوردار باشند، به تعبیر دیگر در آثار نمایشی اشخاص باید دارای چند وجه (از جمله ویژگی‌های فردی، خانوادگی، اجتماعی و روانی) باشند تا از سوی مخاطب پذیرفته شوند. اینها همه در شرایطی است که بررسی اجمالی سریال‌های این شبکه نشان می‌دهد اغلب قریب به اتفاق بدون چنین شاکله‌ای هستند و اغلب سریال‌های این شبکه انسان‌هایی تک بعدی، بدون دغدغه‌های مرسوم یک انسان اجتماعی را نشان می‌دهد که فقط حول موضوع تک بعدی سریال حرکت می‌کنند.

این مجموعه‌ها اغلب با تأکید بر جنبه‌های ظاهری، اما جذاب و قصه‌هایی یک نواخت و قابل پیش‌بینی ساخته و پخش می‌شوند و استفاده از جذابیت‌هایی همچون داستان‌های عاشقانه، زنان زیبا و. . . این رویکرد سطحی را افزایش هم می‌دهد. در حقیقت این شبکه تنها مخاطب را «سرگرم» می‌کند؛ حال باید پرسیداین شبکه با سریال‌هایی چنین سطحی، چگونه مخاطبان بسیاری را جلب کرده است؟

و پاسخ این سؤال مشخص است؛ دست‌های خالی رسانه ملی. به نظر می‌رسد باید برای یافتن راهکارهایی دقیق، مؤثر و مبتنی بر ذائقه مخاطبان ایرانی کاری کرد چرا که می‌توان گفت کم کم دارد دیر می‌شود!



کارشناسان در مورد سریال های شبکه های فارسی زبان خارجی می گویند:
تاثیرگذارند، تردید نکنید

.:: سپیده سعیدی ::.


 جامعه شناسان معتقدند که در حال حاضر شبکه‌های فارسی زبان بخشی از زندگی مخاطبان را هدایت می‌کنند. این شبکه‌ها نه تنها در چگونگی رویه زندگی افراد در جامعه ایرانی نقش دارند بلکه تأثیر آن به حدی رسیده است که ضد ارزش‌ها را برای خانواده‌های سنتی ایرانی تبدیل به ارزش می‌کند.

 به نظر می‌رسد با پیدایش پدیده‌ای چون ماهواره و گسترش و همه گیر شدن شبکه‌های فارسی زبان، تنها جنبه‌های سیاسی این مسئله برای مسئولان دارای اهمیت شد و تأثیر اجتماعی بر جامعه ایرانی اسلامی کاملا نادیده گرفته شد.


این در حالی‌است که جامعه ایرانی این روزها بیش از هر جامعه دیگری در دنیا درگیر این شبکه‌ها شده است. به نظر می‌رسد که در بین این شبکه‌ها، شبکه فارسی یک توانسته تأثیرات منفی قابل محسوسی بر روی آحاد جامعه بگذارد.

گرچه به زعم برخی کارشناسان، کوتاهی‌ها و غفلتهای مسئولان به‌ ویژه در صدا و سیما، مردم را به سوی این شبکه‌ها جذب می‌کند؛ دکتر حسام الدین آشنا، استاد دانشگاه امام صادق (ع) به خبر می‌گوید:" هیچ کوتاهی از سوی مسئولان به ویژه مسئولان صدا و سیما صورت نگرفته است."

او در پاسخ به این و سال که حدود 30 سال از انقلاب اسلامی در ایران می‌گذرد، چرا هنوز مسئولان نتوانسته‌اند ذائقه مخاطب ایرانی را بشناسند و طبق نیاز مردم برنامه‌سازی کنند می‌گوید:" من به هیچ عنوان این مسائل را به هم مربوط نمی ‌دانم."

باید در این راستا بگویم که صدا و سیمای جمهوری اسلامی با صرف هزینه‌های چشمگیر سعی دارد تا بهترین برنامه‌ها را برای مخاطب ایرانی تهیه کند. با خرید حق رایت فیلم‌ها و سریال‌های خارجی یا با ساخت سریال‌های فاخر تلویزیونی که هر کدام از اینها هم در نوع خود بی‌نظیر هستند و مخاطبین خاص خود را دارند.

اما اگر می‌بینیم که این شبکه بر روی مخاطب ایرانی تأثیر می‌گذارد تا جایی که زندگی‌ها از هم پاشیده می‌شوند، باید عنوان کرد که متأسفانه مخاطبی که این برنامه را می‌پسندند و حتی کانون پر ارزش خانواده را بر این اساس از بین می‌برد، مخاطبی با سطح سلیقه پایین است. این نوع مخاطب در همه جای دنیا وجود دارد نه فقط در ایران.

دکتر جواد جهانگیر‌زاده عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی که دارای دکترای جامعه‌شناسی است نیز در این رابطه به خبر می‌گوید:" در اینکه شبکه‌های فارسی زبان بر روی مخاطبین ایرانی تأثیر‌گذار بوده است شکی نداریم و در اینکه این تأثیرات منفی هستند نیزتردیدی نیست. اما باید گفت که نباید این موضوع را در جامعه نادیده گرفت که در حال حاضر قبح بسیاری از مسائل و ارزش‌ها از میان رفته است و آثار منفی قابل توجهی را در این رابطه مشاهده می‌کنیم."

جهانگیر‌زاده در ادامه می‌گوید:" اما نباید آنقدر ساده انگار بود و پنداشت که این شبکه‌ها تأثیر عمیقی برروی جامعه داشته است. در واقع نباید همه بحران‌های فعلی را در جامعه، ناشی از تماشای این شبکه‌ها دانست. چند درصد از خانواده‌ها به خاطر تماشای این شبکه‌ها از هم پاشیده می‌شوند؟ چند درصد از افراد با تأثیر پذیری از این شبکه‌ها به سرعت در زندگی تغییرات منفی ایجاد می‌کنند؟ در واقع باید اظهار کرد که هر تغییر عمقی در ساختار خانوادگی باید در بلند مدت اتفاق بیافتد."

در حالی که برخی از مسئولان هم با صراحت اعلام کرده‌اند که شبکه‌های فارسی زبان کاملا و تعمداً برای مخاطب ایرانی برنامه می‌سازدکتر آشنا مطلبی در نقض این نظریه بیان می‌دارد و در این رابطه می‌گوید:" هیچ تعمدی در کار نیست."

سالهاست که در سراسر دنیا مردم مخاطبین اصلی سریالهای مکزیکی و به ویژه آمریکای جنوبی هستند. البته تنها مردمی که سطحی نگر هستند. همواره ما در تمام دنیا شاهد آن هستیم که این سری از افراد اجتماع به محتوی کاری ندارند بلکه بسته‌های رنگی آنها را جذب می‌کند.

دکتر حسام الدین آشنا در ادامه به قریحه افراد در جامعه اشاره می‌کند و می‌گوید‌:" در این میان سؤالی در ذهن پدید می‌آید که پس قریحه و ذوق آدمها چه می‌شود. اینکه بدانیم محصولی که مقابل دیدمان است تا چه اندازه دارای ارزش‌های هنری است و فاخر به نظر می‌رسد. اکثر این برنامه‌ها هیجان بر انگیزند و یقینا هیجان برای افراد سطحی نگر در جامعه با ارزش‌تر از محتوای معنوی و هنری محصولات است."

او در پاسخ به این سؤال که فکر نمی‌کنید که این سطحی بودن سلیقه مخاطب در ایران نتیجه شکل‌گیری ذائقه او در این سالهاست؛ ذائقه‌ای که با محصولات سطحی سیر آب شده است؟ می‌گوید:" من در این راستا باز هم رسانه ملی را مقصر نمی‌دانم. در شکل‌گیری سلیقه مخاطب و در تربیت افراد جامعه همواره آموزش و پرورش نقش کلیدی‌تری دارد و نیز مراکز آموزشی دیگر."

دکتر محمد جواد جهانگیر‌زاده در این رابطه اظهار می‌کند که نباید جامعه ایرانی را دست کم گرفت وی در این رابطه اظهار می‌دارد:" جامعه ایرانی را نباید تا این اندازه نا آگاه فرض کرد و باید در نظر داشته باشیم که ملت ایران هم با این روش‌ها آشنا هستند. آنها مدتهاست توسط ظاهر فریبی بیگانگان تحت تأثیر قرار می‌گیرند. اما بنیان خانواده با این روش‌ها نباید از هم بپاشد. ما مدتهاست که در کشورمان شاهد طلاق بین زوجین هستیم. اما آیا تأثیرات شبکه‌های فارسی زبان در این میان مطرح بوده است. شاهد بد حجابی هم بوده‌ایم اما تا چه اندازه ماهواره در این مسئله نقش دارد. گرچه در این راستا نباید مسئولیت نهاد‌های مربوطه را نادیده انگاشت.

جامعه شناسان معتقدند که در حال حاضر شبکه‌های فارسی زبان بخشی از زندگی مخاطبان را هدایت می‌کنند. این شبکه‌ها نه تنها در چگونگی رویه زندگی افراد در جامعه ایرانی نقش دارند بلکه تأثیر آن به حدی رسیده است که ضد ارزش‌ها را برای خانواده‌های سنتی ایرانی تبدیل به ارزش می‌کند. مباحثی همچون خیانت، تغییر در نوع پوشش، چگونگی مصرف کالاها و حتی نوع معاشرت که هر کدام می‌تواند تأثیری مخرب بر بنیان خانواده گذاشته است."

دکتر حسام الدین آشنا در این رابطه اظهار می‌کند گرچه معتقد هستم که این برنامه‌ها را برای مخاطب ایرانی نمی‌سازند می‌گوید:" ایجاد شبکه‌های فارسی زبان و امثال آن در همه دنیا برای آنهایی که می‌خواهند شبکه‌های داشته باشند کار دشواری نیست و با کمتر از یک میلیون دلار می‌توان دارای شبکه تلویزیونی شد. این شبکه‌ها در همه جای جهان ایجاد می‌شوند و با ساخت سریالهایی مشابه از کلمبیا، مکزیک و امریکای جنوبی جذب مخاطب می‌کنند. اگر بخواهیم فرض کنیم که تنها مخاطب ایرانی مد نظر بوده است، باید به این مطلب هم برسیم که دشمن، دشمن تیز هوشی نیست."

دکتر جهانگیر‌زاده نیز در ادامه می‌گوید:" خانواده‌های ایرانی از بنیان محکم و اصولی‌تری نسبت به خانواده‌های دیگر در دنیا برخوردار هستند و بعید به نظر می‌رسد که یک محصول سطحی و سبک بتواند بنیان خانواده‌ها را به این راحتی از بین ببرد. باید باور داشته باشیم که تهاجم ناشی از این موارد، ریشه در مسائل سیاسی دارد. اگر قرار باشد بنیان خانواده‌های ایرانی را با این اقدام از بین ببرند، باید بدانیم که جامعه ما هم باید آمادگی این را داشته باشد."



  • آخرین ویرایش:دوشنبه 10 خرداد 1389
  • برچسب ها:فارسی وان ،
آخرین پست ها
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic