
عکس تزئینی است
قصه برگزار نشدن یک کنسرت در شهرستان چیز عجیب و غریبی نیست و همیشه پیش می آید که به دلایل مختلف از جمله کم کاری مسئولان شهر یا عوامل برگزاری یا نفوذ نیروهای افراطی در جریان تصمیم گیری در خصوص مسائل فرهنگی به خصوص برگزاری کنسرت های موسیقی؛ باید همیشه منتظر لغو چنین برنامه هایی باشیم.
این روزها خبر لغو کنسرت کنسرت موسیقی سنتی! حسام الدین سراج در کرمانشاه در سایت های خبری تحلیلی موسیقی ادامه دارد. به طور مثال برخی از همین نیروهای افراطی(آنطور که شنیده شده است) در حرف های خودشان گفته اند که اجازه برگزاری حتی یک کنسرت موسیقی سنتی را در شهرشان نمی دهند و از آن طرف بیانیه های مختلفی در محکومیت این اقدامات صادر می شود.اینجا را بخوانید...
مشابه این قضایا را چندین سال پیش در همین شهر خودم؛سیرجان به وضوح دیدم.البته موضوع آن موسیقی پاپ بود و حضور رضا صادقی که آن موقع با «مشکی رنگ عشقه» بسیار معروف شده بود و احتمالا این نیروهای افراطی تصور کرده بودند که اگر رضا صادقی در کنسرت اش حرفی از مشکی رنگ عشق بزند احتمالا کنسرت به مراسم لهو و لعب تبدیل شده و احتمالا پس از آن یا زلزله می آمد یا برخی ها به غیرت دینی و ناموسی این نیروها شک می کردند.به هر حال هر چه که بود ان کنسرت برگزار نشد و نتیجه همان برخورد نکردن ها و عدم تبعیت از قانون این می شود که عده ای در کرمانشاه به سبک خودشان غیرت دینی نشان می دهند و....
این جور قضایا وقتی اتفاق می افتند که کار از چند جا می لنگد.
نخست اینکه معاون هنری وزیر ارشاد رسما می گوید «از موسیقی پاپ حمایت نمی کنیم» اما معلوم نیست چرا صدای این آقای معاون به روی فیلم های سخیف روی پرده بلند نمی شود(اگر ایشان معاون هنری هستند) و معلوم نیست چه صیغه ای برای موسیقی پاپ نیمه جان در ایران خوانده اند که باید تمام کاسه کوزه ها سرش بشکند.واقعا همیشه باید نوحه و مداحی و مولودی و اندکی موسیقی سنتی وجود داشته باشد و پاپ نمونه تهاجم فرهنگی است؟
دوم اینکه قانون در فرهنگ اصلا نمی گنجد.البته به طور کلی چرا اما در ایران چون قدرت های مختلف در کارهای هم حق دخالت دارند در نتیجه قانون شبیه به یک کاغذپاره خیلی قشنگ است که همه نگاه می کنند و تعریف می کنند ولی بهائی نمی دهند.اجرا کنندگان قانون هم همیشه می گویند خب وقتی فلانی دخالت می کند کاری از دست ما ساخته نیست !
پای کوبیدن بر عقیده هنر و فرهنگ خودمان باعث می شود برخی ها حساب کار خودشان را بکنند و ببینند که در مقابل اکثریتی ایستاده اند که نمی توانند با آنها مقابله کنند.
به هر حال ما در همین عمر چند ساله چیزهای بسیاری دیده ایم و شرم داریم از آنها سخن بگوییم.چون اگر بگوییم واقعا ثابت کرده ایم که ملت بی فرهنگی هستیم و 2500 سالی که هی از آن دم می زنیم کلا به باد می رود.گرچه به نظر من ملاک فرهنگی بودن یک ملت حال فعلی آن است نه 2500 سال و یک میلیون سال تاریخ و تمدن که خودمان چیز زیادی از آن نمی دانیم و فقط بلدیم پر بی خود جلوی بقیه بدهیم.اگر قرار است کاری کنیم همین امروز است نه اینکه یاد خاطره ها کنیم.
اینها چیزهایی بود که به ذهنم رسید و نوشتم...همین!
یادداشت فوق العاده سمیه قاضی زاده در موسیقی ما بخوانید.در ادامه مطلب هم می توانید بخوانید.
پینوشت(1):
چند روز پیش در لپ تاپ یکی از دوستان که آیات و روایانی را اتوماتیک روی دسکتاپ نشان می داد جمله ای خواندم که خیلی جالب بود.روایتی از پیامبر اعظم که از کتاب کنزالعمال نقل شده بود: «هر طور که باشید،همان طور بر شما حکومت می شود».جمله جالبی است در حال وضع این روزهای ما.کمی بیشتر فکر کنید.
پینوشت(2):
...چیز خاصی نیست فقط اینکه این یادداشت را به سیاست ربط ندهید.تشکر بسیار!

::: سمیه قاضیزاده:::
چند سال اخیر را برای موسیقی ایران باید در زمره تلخترین و توهینآمیزترین سالها دانست. کنسرتها یکی پس از دیگری در شهرستانها لغو میشود یا اصلا مجوز نمیگیرد و وزارت ارشاد هم کمترین برخوردی نمیکند.
بلاتکلیفی دولت نهم و دهم در زمینه برخورد با موسیقی هر از گاهی به شکلهای مختلف خودش را نشان میدهد و شترسواری دولا دولای مسئولان موسیقی ارشاد گاه به تغییر آنها، گاه به سفارش ساخت سمفونیهای مناسبتی و گاه به اختراع واژههایی مثل «موسیقی فاخر» میانجامد، اما این روزها ادارات ارشاد استانها بیش از پیش دست خودشان را باز دیده و راسا اقدام به صادر نکردن مجوز یا لغو کنسرت میکنند تا در تابستان که معمولا در ایران به فصل کنسرتها اختصاص دارد، خاطرهای تلخ را برای شهرستانیها و موسیقیدانان رقم زده باشند. موج تازه لغو کنسرتها، ندادن مجوز برگزاری کنسرت و قوانین سفت و سخت برای برگزاری برنامههای موسیقی راه افتاده است.
در این چند سال بارها و بارها وزارت ارشاد مدیران دفتر موسیقی وزارت ارشاد را که پیش از اینها «مرکز موسیقی« نام داشت تغییر دادهاند. بارها و بارها درباره «انواع موسیقی مورد قبول» صحبت شده و در همین صحبتها بود که چه در دولت نهم که واژه «موسیقی فاخر» اختراع شد و چه در دولت دهم که این واژه از یادها رفت، درباره موسیقیهای مورد تائید دفتر موسیقی بحث شده، اما آنچه این روزها گریبان موسیقی ایران را گرفته اتفاقا در حوزه همین موسیقیهای مورد تائید مسئولان ارشاد است؛ یعنی موسیقی که به عنوان موسیقی اصیل ایرانی یا موسیقی سنتی شناخته میشود.
جالب اینجاست که مسئولان ارشاد در اکثر اظهارنظرهایشان از جمله این آخری، موسیقی پاپ را از دایره حمایتی خودشان خارج کرده و همچنان صحه اصلی را بر موسیقی اصیل گذاشتهاند، اما واقعیت کاملا برعکس این ماجرا را نشان میدهد. کنسرتهای پاپ بی هیچ دردسری هر روز در تهران و شهرستانها برگزار میشوند و مشکلات برگزاری کنسرتهای گروههای موسیقی سنتی هر روز بیشتر و بیشتر میشود.
نکته اینجاست که هربار مشکلاتی که برای گروههای موسیقی تراشیده میشود با دفعات قبلی متفاوت است. یک روز حضور نوازنده زن در گروه به عنوان مشکل مطرح میشود، یک روز با شخص موسیقیدان مشکل دارند و در مواردی از جمله شهرستان تبریز از اصل با برگزاری کنسرت مشکل دارند. مشکلی که پیشتر در مشهد هم توسط امام جمعه این شهر به وجود آمد و حل نشد.
موج نوی لغو کنسرتهای موسیقی که از سال گذشته با لغو کنسرت همایون شجریان در تبریز به دلایلی عجیب و غریب آغاز شد، امسال با لغو کنسرتهای دیگر از جمله کنسرت خیریه سراج در کرمانشاه و صادر نشدن مجوز کنسرت به گروه کیهان کلهر ادامه پیدا کرده است.
از آنسو حوزه هنری هم که پیش از این بعد از گذشت دوسال، بار دیگر تصمیم به برگزاری کنسرت گرفته بود و اعلام کرده بود گروههای موسیقی سنتی میتوانند در تالار اندیشه کنسرت برگزار کنند، قوانین دست و پاگیر جدیدی را برای گروههای موسیقی وضع کرده، از جمله اینکه باید حتما سالن پر شود و همه آثار اجرایی توسط گروه هم تازه باشند. قوانینی که واقعا در دنیا نظیر ندارد!
بارها و بارها در کنسرتهای مختلف شاهد حضور شهرستانیهای معترض بودیم که از حضور نداشتن گروههای موسیقی در شهرهایشان گلایه داشتند. ادارات ارشاد شهرستانها که عامل اصلی این ماجرا هستند هم همیشه تقصیر را به گردن اهالی موسیقی انداختهاند که آنها تمایلی به حضور در شهرستانها ندارند.
کیهان کلهر که تا چند روز دیگر به همراه حمیدرضا نوربخش روی سن تالار وحدت حاضر میشود تصمیم به برگزاری تور دور ایران داشته و دارد. استاد شجریان هم اعلام کرده مهرماه تصمیم دارد در شهرستانها کنسرت دهد، شهرام ناظری برنامهای برای اجرای شاهنامهخوانی در شهرستانها تدارک دیده و خیلیهای دیگر که معلوم نیست به چه امیدی باید این برنامهها را طراحی و اجرا کنند؟
وقتی که مسئولان دستگاههای مختلف هرکدام به طریقی به خود اجازه دخالت در امور موسیقی و برگزاری کنسرت و لغو آن را میدهند، چطور میشود انتظار برگزاری کنسرت در شهرستانها را داشت؟
در این میان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان متولی رسمی و اصلی کنسرتهای موسیقی به هیچ عنوان برخورد لازم را با بیقانونیهایی که در شهرستانها در زمینه برگزاری کنسرتهای موسیقی میشود ندارد که این مسئله نمیتواند نشان از چیزی جز خواست خود این ارگان داشته باشد.
این در حالی است که دولت دهم برنامهای دارد برای اینکه تهرانیها را بفرستند شهرهای دیگر تا تسهیلات داشته باشند. هزار و یک دلیل هم میآورد که از تهران باید کوچ کرد. خیلی خوب است اگر تهرانیها بدانند که اگر کوچ کنند، حداقل در زمینه موسیقی نمیتوانند دلشان را به هیچ موسیقی جز سیدیهایی که در خانهشان دارند خوش کنند.
منبع: خبرآنلاین
آخرین پست ها