تبلیغات
هنر هفتم - روزنوشت(6)
پنجشنبه 4 آذر 1389  06:10 ب.ظ



•    دیشب «تسویه حساب» را دیدم. فیلم جذابی بود.دیالوگ های خوبی داشت و متفاوت بود. بازی لادن مستوفی واقعا عالی بود و فیلمبرداری تونی زرین دست(علیرضای خودمان! به او در سینما تونی می گویند) حرف نداشت. پس از فیلم مزخرفی به نام –یک اشتباه کوچولو- تسویه حساب کمی حالم را خوب کرد و اندکی امید داد که هنوز نقطه امیدی روشن است در این وانفسای سینما. DVD اش را 2500تومان خریدم اما نفهمیدم کیفیت فیلم HD بود یا نه ! به نظرم نبود چون اگر بود حتما تبلیغ می کردند. واقعا ارزشش را داشت.پیشنهاد می کنم از دست ندهید. تهمینه میلانی دیالوگ های خوبی کار کرده و پایان تسویه حساب را هم متفاوت بسته بود.

•    برای اولین بار گزارش من از یک جلسه شورای شهر تیتر یک نشریه شد.«اینجا»  لیاقت گزارشم را نمی دانم اما خوشحال کننده آنچنانی نبود. چرا؟ چون دوست داشتم بهترین گزارشم تیتر یک باشد نه اولین گزارشم. من طنزنویس و دبیر صفحه آخر هستم و گزارش خبری اولین تجربه من بود.به هر حال سیاه مشقی بود برای آینده. ممنون از دبیر تحریریه و سردبیر که با تیتر یک کردن گزارش سنت حال دادن به اعضای تحریریه را حفظ کردند! ***حاشیه: برای این جلسه اینقدر استرس داشتم که اولا کل جلسه را با خودکار لکسیLexi تازه خریداری شده ام نوشتم(با اینکه خودکاره فوق العاده ای بود اما دستام افتاد بس که نوشتم!!) و همزمان کل اش رو ضبط کردم. هیچ کدوم از خبرنگارای دیگه اینکارو نکردن و چپ چپ منو نگاه میکردن! یا من آماتور بودم یا اونا بی خیال !***
پاسارگادنیوز را ببینید و دانلود کنید...

•    میان ترم ها شروع شده...دوباره امتحان و ریاضی2 و مقاومت و اینا !...چه گرفتاری هستیم ما ! لطفا دعا کنید

•    برخلاف خیلی ها مختارنامه را از قسمت اول تا به الان ندیده ام ! تعریف که زیاد می کنند اما خب حوصله تلویزیون دیدن را ندارم. ساختمان 85 هم اینقدر اعصاب خردکن شد که گذاشتمش کنار...

•    دیروز یکی بهم گفت امید تو مردی؟ گفتم چطور؟ گفت دیگه فیس بووک نمیای...! وبلاگتو آپ نمیکنی...ممنون از این دوستمون که زنده ماندن ما را با معیارهای مجازی سنجیده اند!

•    فارسی‌وان وحشتناک روی اعصاب من راه میره(نقاب آنالیا...همسایه ها...طلسم زیبا...کوفت....زهرمار...این خزعبلات چی‌ان ملت نگاه میکنن؟؟؟)...خدا نصیب کافر نکنه ! البته سریال های PMC و آن هم از نوع «به نام عشق» را هم اضافه کنید. توفیقی اجباری برای من که حتی شنیدن صدای این سریال ها آزارم می دهد

•    چلچراغ هم توقیف شد و 1000تومان از حجم مالی مجلات خریداری شده ما کم شد...چه کسی می داند توقیف و بیکار شدن یعنی چی؟

•    در شماره قبل نشریه پاسارگاد مطلب طنزی درباره مرحوم کردان و مراسم بزرگداشتش نوشتم که کلا خط قرمز آمد رویش...حالا میذارم اینجا که دق دلی خالی کرده باشم !...

«عنوان مراسم» هفته :

* مراسم یادبود سالگرد ارتحال علی كردان وزیر جنجالی كابینه دولت نهم با عنوان «یاد یار مهربان» در مازندران برگزار می‌شود. ستاد برگزاری یاد یار مهربان اعلام كرد: در این مراسم  14 كمیته اجرایی به صورت «خودجوش و مردمی» فعالیت می‌كنند و مهمانانی از داخل و خارج از كشور حضور دارند.
(1) ورود افراد غیر دكترا اكیدا ممنوع است!
(2) با توجه به برگزاری این مراسم و هفته كتاب كه «یار مهربان» شناخته می‌شود به مسوولین وزارت ارشاد به صورت جدی تذكر می‌دهیم هفته «كتاب، یار مهربان» را به هفته «كتاب، یار كاغذی روی‌دست مانده» تغییر نام دهند تا با این مراسم مهم هم‌نامی پیش نیاید.
(3) 14 كمیته‌ی خودجوش و مردمی! با این حساب لزوم داشتن ستاد ارتحال را توضیح بفرمایید.
(4) باور بفرمایید منظور از مهمانان خارج از كشور هم‌كلاسی‌های مرحوم كردان در دانشگاه آكسفورد نیست!
(5) اینطور نباشد که ما ارتحال کنیم، شما عشق و حال !(قال کردان;ع;)

•    منوچهر متکی وزیر امور خارجه کشورمان درباره سلاح های پیدا شده در نیجریه با دستپاچگی خاصی گفته بود که این سلاح ها قرارداد میان یک شرکت خصوصی ایرانی! و کشور نیجریه بوده است. والا خدمت انور شما عرض شود که ما در این عمر 23ساله خود برای اولین بار است می شنویم که یک شرکت خصوصی اسلحه سازی در ایران وجود دارد که البته نه اسمی دارد؛ نه مسوولی که بیاید اظهارنظر کند و از شرکتش دفاع کند و این نیجریه ها هم معلوم نیست چرا به سپاه گیر داده اند(احتمالا همش فشارهای آمریکا بوده و لاغیر!) . حالا جالب تر این است که این شرکت خصوصی که تاجرش را فرستاده بود به آنجا اینقدر ارتباطات قوی داشته که تا لو رفتن قضیه سریعا تاجر مربوطه به سفارت پناهنده شده است.البته معامله خدایی و حلال که دررفتن نمی خواهد.احتمالا این دوست تاجرمان زیاد ترسیده اند وگرنه خبری نبود! وزیر امور خارجه ما هم در راستای لو رفتن این قضیه در سه سوت خودشان را رسانده اند نیجریه که بگویند بی‌خیال و گیر نده و از این حرفها که معلوم شد این تو بمیری از اوون تو بمیری ها نبوده !... نیجریه همچنین یک عضو سفارت ایران را هم متهم به دخالت در این قضیه کرده است.این وسط اول رسانه های غربی گفتند: بله آقا ! این سلاح ها قرار بوده بره غزه ...از اینجا سردرآورده! آخرش معلوم شد که این سلاح ها که توسط یک شرکت خصوصی(!) از ایران صادر شده بود داشته میرفته گامبیا...از اوون طرف گامبیا هم کل سفارت ایران رو از کشورش شوت کرد بیرون !(گامبیا کشوری 1.5میلیون نفری است)آنهایی که خبرها را دنبال می کنند لطفا بشمارند که از اول تا آخر این قضیه دولت ایران چقدر مجبور شد آسمان را به ریسمان ببافد و چقدر هزینه کند که چی؟..... یک شرکت خصوصی دوتا کانتینر اسلحه بفروشد !

•    حتما خیلی از شما عکس های یک روستا در کهگیلویه و بویراحمد دیدید که مردمانش مجبور بودند برای رسیدن به آنطرف رودخانه از تله کابینی استفاده کنند که به مرور باعث قطع انگشتان دست انها میشد.گزارشی که فاطیما کریمی از خبرگزاری مهر آن را تهیه کرد، خیلی ها را تکان داد اما ...! ....اما خیلی ها همچنان عین خیالشان نبود. نماینده آن منطقه در مجلس(سید علی محمد بزرگواری) به صراحت گفت: رودخانه در آن منطقه عرض آنچنانی ندارد و مردم می توانند شنا کنند!  من اگر جای رییس مجلس بودم یک هیات به همراه ایشان برمیداشتم و میرفتم به منطقه مربوطه و به نماینده نامربوطش می گفتم...بدو...دربیار اوون لباسا رو...بپر تو آب ببینم چیکاره ای...روو هم حدی دارد !



•    قول میدم بیشتر بنویسم....فعلا همین


  • آخرین ویرایش:جمعه 5 آذر 1389
آخرین پست ها