چهارشنبه 1 دی 1389  01:55 ق.ظ





من و سرما و چلچراغ و فروتن !*

 «گرفت و گیرت شده شب یلدا...آن هم وسط این حذف یارانه‌ها؟...» خواهرم این را می‌گوید آه می‌كشد.حق دارد. برایش چه فرقی دارد كه شب، یلدا باشد و نباشد؟ 4تا بچه قد و نیم قد روی دست دارد. شوهرش هم كه صبح تا شب سگ‌دو می‌زند آخر شب نانی جور كند. چند سال است رنگ انار را به یاد ندارد. هوا كه نمی‌بارد، بارانی كه نمی‌بارد، یارانه‌ها را هم كه حذف كردند. شوقی برایت می‌ماند؟  نمی‌دانم، شاید، اصلا به من چه ربطی دارد؟ حالا دو دقیقه یك شب بلند باشد چه فرقی دارد؟ فوق فوق‌اش دو دقیقه بیشتر می‌خوابی تا فردا سركار سرحال باشی. توی ذوقم خورد كه پیشنهاد برگزاری مراسم یلدا را دادم. بی‌خیال شدم. زدم بیرون. موبایل را جا گذاشتم تا كسی حالم را بدتر نكند.

به روزنامه‌فروشی می‌رسم. چشمانم سراغ «چلچراغ» را می‌گیرد. آخر تنها نشریه‌ای بود كه یلدا را جان می‌داد. حاضر بودم اگر دوهزارتومان هم بود، بدهم تا سرحال شوم اما حواسم نبود كه چراغش را چند وقت قبل خاموش كردند. انگار همه می‌خواهند حالم را بدتر كنند. من هم حالا آه می‌كشم. مثل خواهرم.

«چند دانه یاقوت» كنار میوه‌فروشی دیدم. از آن‌هایی كه «دسته به دسته» بودند. تشر خوبی بود برای خاطرات كودكی.  هنوز هم سردی انار مخصوصا وقتی یلدایش رسیده باشد را با سرمای زمستان گره می‌زنم. هندوانه را كه به قیمت جان می‌دهند اما اشكال ندارد. همین كوچك‌اش هم كفایت می‌كند. می‌خواهم امشب غوغا كنم! در راهم كه به ذهنم می‌رسد چرا این سردی همیشه با یلداست؟ چند سال پیش بود كه فیلم «شب یلدا» كیومرث پوراحمد را دیدم. «فروتن» سراسر فیلم سرد بود. مثل انار. مثل هندوانه! خنده‌ام می‌گیرد از این قیاس‌های مع‌الفارق. یاد چه چیزها كه نمی‌افتم. ها راستی تخمه و آجیلش یادم رفت! گرمی‌ داشتند. با انار و هندوانه می‌جنگیدند. روزگاری بود.


منبع: پاسارگادنیوز/درباره یك شب یلدای سرد



*: تیتر این مطلب اول تو نشریه این بود اما دبیر تحریریه عوضش کرد!


پی‌نوشت یک:

ببخشید یکم تلخ بود.



آخرین پست ها
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات