
قسمت دوم
عکس:هفته نامه تلاش،آیا گلزار ناجی است؟
گفتگویی طولانی و خواندنی با محمدرضا گلزار بگذارید تکلیف را همین اول مشخص کنیم. شاید محمدرضا گلزار به نظر گروهی تنها بازیگری خوش چهره و خوش پوش برای سینمای عامه پسند باشد که تنها با اتکا بر ویژگی های ظاهری اش توانسته در قامت یک ستاره ظاهر شود اما اگر کمی انصاف داشته باشیم با یک جمع و تفریق ساده روی 14 فیلمی که محمدرضا گلزار در کارنامه خود دارد، درمی یابیم که او تاکنون حدود 5 میلیارد تومان طی پنج سال گذشته برای سینمای ایران درآمد کسب کرده است. (توجه کنید که این رقم تنها مربوط به فروش فیلم ها در تهران است و فروش شهرستان ها محاسبه نشده.) در مورد کیفیت بازی گلزار هم اگر فیلم اولش «سام و نرگس» را کنار آخرین فیلم او یعنی «توفیق اجباری» بگذاریم، تغییراتی را در کار او حس می کنیم. لحن و طرز بیان گلزار و حتی اکشن ها و ری اکشن های این بازیگر نسبت به اولین فیلم هایش در وضعیت بهتری قرار دارد، اگرچه شاید پیشرفت او روی نمودار چندان محسوس به نظر نرسد و در نگاه اول به چشم نیاید که این را هم می توان به حساب انتخاب های آقای ستاره گذاشت و اینکه جنس فیلم هایش به گونه یی بوده که اساساً بازیگر جای کار بیشتری نداشته است. گلزار در این سال ها بیشتر سعی کرده خودش را در قامت یک ستاره تثبیت کند تا اینکه به دنبال تجربه های متفاوت برود. البته شاید در این راه بخت هم با او یار نبوده و اگر چند همکاری با کارگردانانی مثل مهرجویی در «مهمان مامان»، کیمیایی در «سربازهای جمعه» یا بیضایی در «لبه پرتگاه» شکل می گرفت، اوضاع آقای ستاره به لحاظ جایگاه بازیگری در سینما تا اندازه زیادی فرق کرده بود. آن طور که گلزار می گوید این روزها علاوه بر ادامه راه در سینمای تجاری، به دنبال تجربه هایی متفاوت هم هست تا خودی نشان بدهد. شاید پاسخش به «دعوت» حاتمی کیا دری تازه را پیش روی ستاره سینمای ایران باز کند. 
مهدی طاهباز

دبیر خانه شورای عالی اطلاع رسانی کشور با هدف تقویت حضور خط فارسی در عرصه های بین المللی و نگارش رایانه ای و به پاس داشت فرهنگ غنی ایران اسلامی در خط تحریری و نوشتار نستعلیق، طرح تولید قلم نستعلیق رایانه ای را در قالب طرح تسما (تولید و ساماندهی محتوای الکترونیکی ایران) به شرکت های رایانه ای پیشنهاد داد و شرکت داده ورزان هامون مجری پیاده سازی و تولید فونت نستعلیق در محیط های عمومی تولید متن شد.
خط نستعلیق با توجه به تنوع ارتفاع قرارگیری حروف از خط مبنا یا خط کرسی نوشتاری، برای پیاده سازی در محیط های تولید متن مشکلات بسیاری در بر دارد و ترکیب های ممکن، تنوع را بی شمار می کند.
دکتر بهروز مینایی - معاون فنی شورای عالی اطلاع رسانی، با اشاره به بکارگیری ابزار مناسب برای ساخت فونت و بهره گیری از مشاوره اساتید مجرب و تکنیک های ابداعی در این پروژه گفت: کارهای زیادی برای افزایش زیبایی نمایش خط نستعلیق روی صفحه نمایش انجام شده است. در این راه رایانه به عنوان یک ابزار، بخشی از بار تولید را بر دوش داشته است و بخش اعظم کار ساخت ترکیبات هنری خط نستعلیق را کارشناسان خط نستعلیق به عهده داشته اند.
وی همچنین تاکید کرد: دبیرخانه با عرضه آزاد، گام نخست را در عرضه فونت نستعلیق یونیکد بر داشته است، امید است ارائه نظرها و جمع آوری انتقاد و پیشنهادها و اعمال دیدگاه ها مراتب ارتقاء و پیشرفت و فراگیر شدن عرضه خط فارسی به زبان نستعلیق میان دوست داران ترویج خط و زبان فارسی در محیط رایانه فراهم شود.
فونت فوق با نام Iran Nastaliq عرضه گردیده و به صورت استاندارد یونیکد طراحی شده است و می توان از آن در تمامی نرم افزارهایی که یونیکد را پشتیبانی میکنند مانند (اینترنت اکسپلورر، مایکروسافت آفیس، اتوکد، فتوشاپ خاور میانه و ...) همانند دیگر فونت های فارسی به راحتی استفاده نمود.
دانلود با حجم 498 کیلوبایت
پسورد: www.persiankhafan.com
محسن رجب پور؛همه کاره موسیقی پاپ وبلاگ: بنیامین
یادداشتی در ستایش یک مدیر توانمند موسیقی
نویسنده:روناک
16 آذر یادآور خیلی چیزهاست . . . رویداد ها . . . چهره ها روز دانشجو کاش یکی بود یکی نبود . . . اول قصه ها نبود خبرنگارانی که خود خبرساز شدند

در ادامه مطلب متنی از رعنا شمس بخوانید . . .
زیر پوست ستاره یادداشتی برای "توفیق اجباری" پیك موتوریای كه در به در به دنبال امضاگرفتن از گلزار است، یكدفعه بنزین تمام میكند، عصبانی میشود، پایش را به جدول میكوبد و میگوید: «آخر با یك لیتر بنزین مگر چندتا امضا میشود جمع كرد؟». بله، «توفیق اجباری» فیلمی است با همین ارجاعات بهروز و اشارات پررنگ به روزگار ما. غیر از اشاره به «كارت سوخت»، كلی ارجاع به روز دیگر هم در فیلم وجود دارد؛ اشارههایی به «جواهری در قصر» و یانگوم، تعدادی از فیلمهای روز سینمای ایران و در رأس همه فیلم «آتشبس»، ترانهای از «محسن نامجو» و حتی خود «توفیق اجباری». شاید باورتان نشود اما در جایی از فیلم، گلزار با ماشین از كنار بیلبورد تبلیغاتی توفیق اجباری رد میشود. این همه ارجاع و اشاره به اوضاع روز، احتمالا كسی كه هنوز فیلم را ندیده را امیدوار میكند تا با فیلمی كاملا مرتبط با زمانهاش روبهرو شود. فیلمهای اكرانشده در چند سال اخیر، آنقدر بیبو و خاصیت و بیربط به اوضاع ما بودهاند كه حضور این همه نكته ملموس فرهنگی در این فیلم، غافلگیرمان میكند؛ یعنی فقط همین؛ غافلگیرمان میكند و متاسفانه قدم دوم و حركت بعدی در كار نیست و فیلم در همین مرحله متوقف میماند. توفیق اجباری از این لحاظ به یادداشتهای نامنسجم و پراكنده یك خبرنگار اجتماعی از گوشه و كنارش شباهت دارد. محمدحسین لطیفی در این فیلم بیشتر در مقام «ژورنالیستی» ظاهر شده كه فكر و ذكرش ثبت لحظات معاصر است و همینطور فیلمش را - بدون اینكه درمورد بامزهبودن و بجابودن ارجاعاتاش به اندازه كافی فكر كرده باشد- از این لحظات اشباع میكند؛ طوری كه توفیق اجباری انگار به قصد بهرخكشیدن و نشاندادن آگاهی فیلمساز از اوضاع و احوال جامعه ساخته شده باشد . در برابر این فیلم، مثلا «چهارشنبهسوری» را داریم كه از نگاه ژورنالیستی «توفیق اجباری» مبراست و ارجاعاتاش به جامعه معاصر كاملا در تار و پود فیلم تنیده شدهاند و به راحتی از متن خود فیلم قابل تجزیه نیستند. 
عکس ها: سینمای ما
در جایی از فیلم آخر محمدحسین لطیفی - توفیق اجباری - سكانس اغراقشدهای وجود دارد كه حال و هوای كلی فیلم را توضیح میدهد.
علی به پژوه
به همراه یادداشت هایی از:
پاشا ابراهیمی،شیوا منتظری
درباره "گنگستر آمریکایی" ساخته ریدلی اسکات
یك فیلم گنگستری در سال2007، یعنی اینكه هنوز هم میشود به مخفیگاههای تنگ و تاریك تبهكارها سرك كشید و نشست به تماشای جنایتهای ریز و درشت و تعقیب و گریزهای نفسگیر و كاراكترهای درب و داغان و چندبعدی.
این روزها یك فیلم گنگستری دیگر دارد قصه عجیب و غریب دنیای زیرزمینی یك شرور خاكستری و تقابل او با یك قهرمان شكننده را روی پرده سینماهای جهان تعریف میكند؛ فیلمی از یك كارگردان مسلط مثل ریدلی اسكات با بازی 2 ستاره بزرگ سینمای آمریكا.
فیلمهای گنگستری جزء اولین ژانرهای شكلگرفته سالهای ابتدایی تاریخ سینما هستند كه هنوز هم جزء انواع زنده سینمایی بهحساب میآیند و گاهی یككارگردان بزرگ را وسوسه میكنند تا بایستد پشت دوربین و یك فیلم گنگستری بسازد. یكی از پرطرفدارترین گونههای سینمایی (یعنی فیلم نوآر) روی شانههای سینمای گنگستری ایستاد و رشد كرد و خیلی از جذابیتهایش را هم از این نوع سینما وام میگیرد. یك فیلم گنگستری دنیایی را پیش روی تماشاگر میگذارد كه تجربه مستقیم آن تقریبا محال است؛ تماشای نیمه پنهان دنیای شخصی یا حرفهای قهرمانها و ضدقهرمانها. گاهی بستر تعریف داستانهایی از این دست، اتفاقاتی واقعی و تجربهشده هستند؛ مثل همین فیلم جدید ریدلی اسكات (گنگستر آمریكایی) كه داستان زندگی یك تبهكار حرفهای و یك پلیس تكافتاده است. داستان در اوایل دهه70 روایت میشود كه مصرف مواد وسط خیابان داشت تبدیل به یك كار خیلی معمولی میشد. این ایام درست همان روزهایی بود كه به نظر میرسید كابوس جنگ ویتنام قرار نیست دست از سر مردم آمریكا بردارد.
احمد فرهنگ نیا
نشست نقد و بررسی سریال "اغما" در دانشگاه تهران نشست نقد و بررسی سریال «اغماء» با هدف آن چه بررسی بیشتر مفاهیم مورد نظر این مجموعه خوانده میشد، عصر دوشنبه ـ 5 آذر ماه در تالار فردوسی دانشكده ادبیات دانشگاه تهران برگزار شد. این برنامه كه پس از ماهها از گذشت پخش این سریال مناسبتی به همت كانون نمای نو دانشگاه تهران برگزار شد، سیروس مقدم، امین تارخ، حامد كمیلی، ایرج نوذری، نفیسه روشن و غزاله جزایری (بازیگران) و مرتضی اسكندری (خواننده تیتراژ پایانی ) حضور داشتند بلیت این مراسم به قیمت 500 تومان به فروش رسید كه به گفتهی دانشجویان همین بلیت در خوابگاهها به قیمت هزار تومان فروخته شده بود در بخشی از این مراسم پرسش و پاسخ، سیروس مقدم در پاسخ به این پرسش كه چرا «الیاس» از فریب «پری» عاجز ماند، در حالی كه «دكتر پژوهان» را به راحتی فریفت؟ گفت: سوال خوبی است كه تا كنون به آن فكر نكرده بودم وی ادامه داد: ممكن است علامت سوال بسیاری در متن كار وجود داشته باشد. بنابراین پیش از این سوال باید به این پرسش پاسخ دهم كه اگر هر انسانی دارای شیطان خاصی است، طبیعتا بر اساس منطق قصهگویی، پری نباید قادر به دیدن الیاس میشد؛ چرا كه این شیطان با دكتر پژوهان سر و كار داشت! اما ما باید به نفع یك چیزهایی از برخی مسایل میگذشتیم و چارهای نداشتیم. گردآوری: سیمای ایران
دانشکده ادبیات-آذرماه 86
منبع: ایسنا
علی اینطور می گوید:
دانشجوهای دانشگاه تهران یعنی بهترین دانشگاه ایران چه طوری دنبال بازیگرا می دوند و سعی دارن از اونها امضا بگیرند. اصلا قصد تحقیر و توهین ندارم اما جای همچین برنامه ای تو دانشکده ادبیات نبود حد اقل باید توی دانشکده هنر ها برگزار می شد. "
یادداشت من:
به نظر من حق با شماست ولی یک دانشکده ادبیات یک ایراد بزرگ دارد:
-یکی از دلایل دعوت از بازیگران اغما همین ×دانشجوی ادبیات بودن× کارکترهای پری و موسویان است.
سوال ها را بخوانید...اولین سوال از مقدم این است: شما قصد خاصی داشتید این دو را دانشجوی ادبیات نشان دهید!!!؟
چرا باید سیروس مقدم برای دانشجو بودن و ادبیاتی بودن دو کارکترش توضیح دهد؟ چرا فکر می کنیم ما میخواهیم با سریال هایمان مشاغل مختلف و علوم مختلف را بی ارزش کنیم؟ حتما سیروس مقدم قصد بدی داشته؟
بیائیم اینقدر منفی فکر نکنیم.
آخرین پست ها