گفتگو با نیوشا ضیغمی ضیغمی یكی از بازیگران پركار سینمای ایران است كه در رشته روانشناسی درس خوانده، اما چون عاشق سینما و بازیگری بوده، سر از دنیای هنر هفتم درآورده است، او كه فارغالتحصیل دانشگاه شهید بهشتی است، همزمان با تحصیل در كلاسهای بازیگری هم شركت میكرده تا این كه ... از اینجا به بعد را میتوانید از زبان خودش بشنوید یا نه بخوانید.ما به بهانه اكران 2 فیلم قرنطینه و تلافی به سراغ او رفتهایم. آلبوم عكس فیلم "تلافی" را از "اینجا" دانلود كنید. شما كه در دانشگاه شهید بهشتی روانشناسی خواندهاید، چطور شد حرفه بازیگری را انتخاب كردید؟ علاقه من به بازیگری برمیگردد به ماهیت درونی خودم؛ من آدم ساكنی نیستم كه بتوانم به صورت مداوم كاری را در یك زمان مشخص انجام دهم؛ البته به صورت همزمان هم در رشته روانشناسی و هم در رشته نمایش (دانشگاه آزاد) قبول شدم. ولی با نظر خانوادهام ترجیح دادم، در دانشگاه دولتی به تحصیل ادامه دهم، از طرفی حس كردم میتوانم در كنار این رشته، كار بازیگری را هم انجام دهم؛ به همین خاطر، همزمان با دانشگاه، دوره بازیگری را در كانون سینماگران جوان گذراندم. زمانی كه من در آنجا تحصیل میكردم، هنرمندانی همچون سیما تیرانداز، گوهر خیراندیش، محمدعلی سجادی، علی ژكان، محمدعلی طالبی و... در كانون سینماگران جوان تدریس میكردند. در همان اوایل دوره بازیگری برای بازی در سریالی به كارگردانی علی ژكان از من تست گرفته شد و حتی برای بازی انتخاب شدم، اما مدیر موسسه به این دلیل كه دوره من كامل نشده بود، اجازه نداد، در سریال بازی كنم. با این حال از همان زمان احساس كردم، جریان بازیگری برایم شكل جدیتری به خود گرفته است.همزمان با پایان دوران تحصیلم در دانشگاه، بازی در سریال تلویزیونی «در چشم باد» به من پیشنهاد شد. شاید باورتان نشود، اما ناآگاهانه رفتم و برای بازی در این سریال تست دادم. خوشبختانه آقای مسعود جعفری جوزانی نیز بعد از دیدن فیلم تست من، قبول كرد كه در این كار بازی كنم.
با سینمای تجاری مشكلی ندارم
امیر قادری/سینمای ما
---------------------------------------------
پس نوشت(1): البته با توجه به اینكه عكسها رو به روی دوربین گرفته شده است...خیلی به پاپارتزی بودن عكسها ایمان آوردیم !!!
پس نوشت(2): مثل اینکه سلسله سوتی های سریال "کاراگاهان" تمامی ندارد..!! صحنه مربوط به 20 سال پیش با پاترول "پلاک ملی" گرفته می شود!!.یک تمشک طلایی نصیب مسئول خودروهای صحنه این سریال...!!
بقیه عكس های به ظاهر پاپارتزی را در اینجا ببینید...
اخبار موسیقی پاپ رضا صادقی: یك خبر خوب دارم گفتگوی شبكه MBC با حمید عسكری سعید شهروز: "بی خوابی" مجوز گرفت،تابستان می آید آلبوم بنیامین مرداد ماه می آید مجتبی كبیری: «نیم نگاه» تیر ماه می آید امیر قدیانی در كنار محمد اصفهانی منبع: ترانه ماه
كریس دی برگ در ایران بالاخره بعد از 30 سال داریم كمی تغییر می كنیم...نمی گویم رنسانس ولی حضور یك خواننده مشهور جهانی در موسیقی پاپ ایرانی خودش یك اتفاق مهم است. موسیقی پاپی كه در سال 1372 آزاد شد و در سال 1377 در رسانه تحویل گرفته شد!!!...اگر بخواهیم سالها را یكی یكی بشمریم تازه به عدد 10 می رسیم.ما فقط 10 سال است كه موسیقی پاپ ایرانی را جدی گرفته ایم.آزمون و خطا بسیار رفته ایم...افول های وحشتناك و تكامل های عجیبی را شاهد بوده ایم.مانند یك طوفان... گاهی آرام و گاهی سهمگین... از این 10 سال شاید بتوان گفت 5 سال است كه حركت به سمت سلیقه های مردمی و نیز "خوب" شروع شده است.افراد بسیاری در این چند سال از موسیقی پاپ كنار رفته اند و افراد بسیاری هم مانده اند...ولی این به معنای ماندگاری نیست...ماندگار در موسیقی پاپ(مخصوصا موسیقی پاپ ایران با سلایق مختلفش) یعنی به روز بودن و با سلیقه مردم همگام شدن...اگر بمانی...نمی توانی ادامه دهی...سقفی وجود ندارد...تكامل به معنای كامل شدن و دست روی دست گذاشتن نیست...تكامل موسیقی تا ابدیت ادامه خواهد داشت... «خیلی ها اعتقاد دارند كه چرا باید برای اینكه صدای موسیقی مان به آن سوی دنیا هم برود حتما باید از حضور یك خواننده غربی استفاده كنیم؟» این دیدگاه كمی منفی است...چرا؟ دلیل آن این است كه وقتی ملت ها برای "بودن" به یكدیگر نیاز دارند پس شكی نیست كه همكاری موسیقی های شرق و غرب(دنیا) باعث تكامل،رشد و غنی شدن موسیقی برای "بودن" و "بهتر شدن" است.اما در پاسخ به این دیدگاه می توان گفت كه موسیقی ایرانی قطعا پتانسیل جهانی شدن را دارد و حضور و همكاری با یك خواننده مطرح غربی نیز به "رسانه ای" شدن این حضور كمك شایانی خواهد كرد.شكی نیست كه حضور "كریس دی برگ" در ایران می تواند دیدگاه های منفی كه علیه ایران وجود دارد را كمی تغییر دهد.اگر بخواهیم می توانیم. اما من كمی بدبینم! بدبینی ام تقصیر من نیست...كریس دی برگ 4 روز در ایران بود ولی رسانه های رسمی كشور(تلویزیون و رادیو) حتی یك خبر كوچك هم درباره حضور او در ایران ندادند مبادا تبلیغ برای شركتی و كمپانی یا افراد خاصی شود...این واقعا ظلم است...ما می توانیم از حضور كریس دی برگ در ایران نهایت استفاده را ببریم...شاید مسئولان ما واقعا شامه قوی برای حس "فرصت و موقعیت" ندارند.حضور دی برگ در ایران یك فرصت است كه نباید آن را به آسانی از دست داد. اگر واقع نگر باشیم می توانیم از فرصت ها نهایت استفاده را ببریم و اگر بخواهیم دنباله رو دید سنتی باشیم همچنان باید بمانیم و... دی برگ با كمپانی "ترانه شرقی" همكاری می كند و قطعا ترانه شرقی از این بابت سود سرشاری هم از لحاظ مادی و هم از لحاظ معنوی می برد.اما سود اصلی نصیب كیست؟ دی برگ؟ آریان؟..هیچ كدام...سود اصلی نصیب ملت ها مخصوصا ملت ایران است...به احترام ملت هم كه شده بیاییم و فرصت ها را غنیمت بشمریم. پی نوشت(1): قرار است كنسرت مشترك آریان و كریس دی برگ در مهر یا آبان برگزار شود.دی برگ در ایران سه محل را مناسب كنسرت دانست.تالار بزرگ كشور،استادیوم دوچرخه سواری آزادی و كاخ ملت سعدآباد...گرفتن بلیط این كنسرت آیا به آسانی ست؟ آیا شهرستانی ها هم می توانند به دیدن كنسرت بیایند؟ خوب است شركت ترانه شرقی از هم اكنون به فكر پیش فروش بلیط اینترنتی كنسرت هایش باشد.
--------------------------
آرامش پس از طـوفـان 
هنوز كلیپ مشترك آریان و كریس دی برگ را با تعجب نگاه میكنم...یعنی باید باور كنم كه آریان دارد با كریس دی برگ همكاری میكند؟ كریس دی برگ خواننده بزرگی ست...او خواننده دست پایینی نیست كه بخواهیم حضورش در ایران و همكاری با گروه آریان را نادیده بگیریم.
-----------------------------------------------------------------------------------
پی نوشت(2): بنیامین با آریان در شهریور امسال كنسرت مشترك اجرا می كند...اگر شایعه همكاری بین بنیامین و كریس دی برگ را هم شنیدید ...چندان تعجب نكنید!!! به هر حال ممكن است پیش بیاید!!! (باز ما رفتیم در فاز شایعه پراکنی!!!)
او آن ها را قبول ندارد!!! «چندی پیش مجله رویش (به مدیر مسئولی رضا رشیدپور) با "سیروان خسروی" مصاحبه ای انجام داد كه گرچه چندان رسانه ای نشد ولی حرفهای سیروان واكنش های فراوانی را برانگیخت.حرف های او درباره اینكه "موسیقی پاپ ایرانی را دوست ندارد" و "خواننده هایی مانند عصار،اصفهانی،اعتمادی...فراموش شده هستند" و همچنین اظهار نظر جنجالی او درباره ستاره پاپ موسیقی ایران یعنی "بنیامین بهادری" . . . همه این عوامل باعث شد كه مخاطبان بنیامین هم واكنشی به این حرفهای او نشان دهند. "مهسا بارانی" در یادداشت زیر اشاره و پاسخی به حرفهای سیروان خسروی دارد.گرچه سیروان خسروی این شانس را نداشت كه با آلبوم "تو خیال كردی بری..." نبض بازار موسیقی ایران را در نیمه دوم سال 84 در دست بگیرد ولی اگر نگاهی به آلبومش داشته باشیم،نمی توانیم از موزیك متفاوت و ترانه های خوبش صرف نظر كنیم...پس با احترام به او و جایگاهش در موسیقی ایران،یادداشت زیر را می خوانیم»:
مقدمه:
پی نوشت(1): اگر نگاهی به پشت جلد آلبوم جدید گروه آریان داشته باشید میبینید که "میکس و مسترینگ"این آلبوم متعلق به شخص اوست و بنیامین هم كه سیروان به طور ضمنی از او انتقاد كرده است...عضوی از همین كمپانی یعنی "ترانه شرقی" است.
امید محمودزاده ابراهیمی
چگونه به صنعت موسیقی مان كمك كنیم؟ . . . همه می دانند كه خریدن CD اورژینال یك آلبوم موسیقی به مراتب بهتر،اخلاقی تر و اقتصادی تر ... از دانلود كردن آن از سایت های مختلف موسیقی ست. چندی پیش و در انتهای سال 1386 و همزمانی انتشار آلبوم "شبح" از بهنام صفاریان...در به در دنبال كاست و CD این آلبوم بودم.اما عرضه نادرست و نامنظم این آلبوم باعث شد كه ما هم همان كار غیر اخلاقی یعنی دانلود آلبوم از روی اینترنت را انجام بدهیم*.(كاست وCD این آلبوم بعد از نوروز 87 به اینجا رسید!!).قطعا هیچ هنرمندی دوست ندارد ضرر كند و دوست دارد كه همگان اگر می خواهند آْلبوم او را گوش كنند ...اقدام به خرید رایت اصلی آلبوم كنند و دست به چنین كارهایی نزنند. اگر من...یك نگاه ساده داشته باشم كه چرا این كار انجام می شود و اصلا هم خیالی نیست!!! چند علت دارد... 1- آلبوم های موسیقی به خوبی در تمام كشور پخش نمی شوند.این عامل بزرگترین مشكل كپی رایت آلبوم های موسیقی ست.حتی خوده خوانندگان و شركت های موسیقی هم به این امر معترف اند.به طور مثال از 15 اسفند تا 15 فروردین باربری در كشور تعطیل می شود!!! خب این چه معنی می دهد؟ یعنی ما بهترین فرصت و موقعیت برای فروش آلبوم های موسیقی را عملا از دست می دهیم.آلبوم 85 از بنیامین كه در نزدیكی عید سال 1385 عرضه شد یك استثنا بود و كسی از نحوه عرضه آن اطلاع چندانی ندارد.چون این آلبوم در بهترین زمان ممكن به بازار آمد و فروش خیره كننده ای داشت.نمی خواهم مقایسه كنم ولی به نظر من اگر آلبوم "شبح" بهنام صفاریان هم در همین زمان و موقعیت به بازار می آمد بیشتر می توانست مورد توجه قرار بگیرد.به هر حال هر چه باشد مسافرت های نوروزی یك بخش موسیقی را هم همیشه با خود دارد.(ضبط ماشین ها را كه فراموش نكرده اید؟) 2-شركت های موسیقی رسانه تبلیغ ندارند. این هم یكی از بزرگترین مشكلات موسیقی در ایران است.اینجا نه صدا و سیما و نه رادیو و نه هیچ رسانه دیگری آلبوم های "مجاز" موسیقی را تبلیغ نمی كنند.حتی پول هم آنها را وسوسه نمی كند چون ایراد از جای دیگری ست.صدا و سیما یك سری خواننده "مورد اعتماد" دارد كه می تواند روز و شب برای آنها تبلیغ كند...آهنگ هایشان را مرتبا پخش كند....اگر اسم این عمل را رانت نگذاریم پس چه بگذاریم؟ یك عده خاص فقط می توانند از امكانات صدا و سیمای دولتی استفاده كنند و بقیه باید بروند . . . صدا و سیمای خصوصی هم كه در ایران طبق قانون ممنوع است....پس چه باید كرد؟ رادیو هم زیاد فرقی با تلویزیون ندارد....رادیو جوان هم از این امر استثنا نیست....چون كلا موسیقی بحث خطرناكی در این نهاد است.هر كس سلیقه خودش را اعمال می كند و اصلا مهم نیست كه سلیقه آن شخص چقدر به سلایق مردم و به موسیقی فاخر نزدیك است . . . اگر خدای نكرده خواننده بخواهد كارش را در تلویزیون های آن ور آب هم پخش كند كه دیگر . . . ممنوع الفعالیت و دیگر هیچ....به همین سادگی.... اما این میان چگونه می توان مردم را به خریدن رایت اصلی و قانونی ترغیب كرد؟ CD اورژینال بیشتر آلبوم های موسیقی 1000 تومان بیشتر نیست...خب اگر كسی بخواهد هزینه اینترنت و تلفن را حساب كند قطعا دنبال دانلود تراك های صوتی از اینترنت نمی رود...اگر هم بخواهد از بازار تهیه كند ...500 تومان است كه به نظر من ارزش ندارد آدم نسخه اصلی كه فقط 500 تومان گران تر است را با نسخه غیر اصلی عوض كند. پیشنهاد: رایت های اصلی آلبوم های موسیقی(CD,VCD,DVD) جذاب تر شوند......چگونه؟ اگر توجه كرده باشید جدیدا بیشتر آلبوم های موسیقی كه به صورت لوح فشرده عرضه می شوند همراه با یك یا بیش از یك كلیپ تصویری موسیقی همان آلبوم هستند.خب این ایده بسیار جذابی است.ولی اگر كلیپ های دیگری هم همراه این آلبوم های صوتی عرضه شوند خیلی جذاب تر می شود. مثلا(از نظر من) یك خواننده مثلا نحوه خواندن یا نحوه آهنگسازی یكی از همان آهنگ هایی را كه خوانده است در قالب یك كار تصویری در همان آلبوم بگنجاند خیلی چیز جذابی از كار در میآید.مثلا در نظر بگیرید كه بهنام صفاریان چگونه آهنگ "اشتباه بود" را می خواند...یا مثلا بنیامین آهنگ "لكنت" یا "ترانه واژه" را چگونه می خواند. . . . یا مثلا چیز های دیگر..... این فقط یك ایده است كه به ذهن من رسیده است شاید در ذهن شما هم ایده هایی باشد برای بهتر شدن،جذاب شدن و....اگر ایده ای داشتید دریغ نكنید و كامنت بگذارید.... پی نوشت(1): با اینكه آْلبوم چهارم آریان در اینترنت و با وفور نعمت!! عرضه شده است هنوز آن را دانلود نكرده ام چون قرار است CD,DVD,VCD شان چند روز دیگر اینجا باشد پس من رایت غیرقانونی نمی خرم...چرا باید به هنر مندان كشورم ضربه بزنم؟ . . . اقتصادی تر هم هست.... *چندی پیش به بهنام صفاریان ایمیل زدم و ایشان هم با متانت جواب كاملی به ایمیل من دادند....من در ایمیلم اشاره ای نكرده بودم كه آلبوم "شبح" را ابتدا غیر قانونی دانلود كردم.... فكر می كنید اگر بهنام صفاریان وبلاگ مرا بخواند(آدرس وبلاگم در امضای ایمیلم هست) و بداند كه من آلبومش را غیر قانونی دانلود و گوش كردم ....چه عكس العملی نشان می دهد؟ آیا ناراحت می شود؟ آیا حق را به من می دهد؟ آیا . . . 
عکس ها تزیینی است
دست خواننده ها...موسیقیدانان و شركت های موسیقی برای تبلیغ آثارشان خیلی خیلی بسته است و این اصلا اتفاق خوبی نیست چون به تدریج با كمرنگ شدن نقش شركت های موسیقی و احتمالا ورشكستی شان شاهد از بین رفتن موسیقی فاخر و.... خواهیم بود.
--------------------------------------------------------------------------------------------------
گفتگوی جذاب و خواندنی رضا رشیدپور با مهران مدیری من رو به چالش نمی كشید؟ به نام خداوند بخشنده مهربان خانمها آقایان ، دخترها و پسرها سلام شب به خیر امروز روز آزادی بود برای مردم غیور، مردم درجه یک و مردم بسیار متعهد و متدین کشورمان، مجددا در برنامه مان گرامی می داریم روز بزرگ حماسه و غیرت در تقویم تاریخ ایران 3خردادماه را ،شما خیلی خوش سلیقه هستید که برنامه ما را برای تماشا انتخاب کردید امیدواریم که ما هم در قبال لطفی که به ما دارید برنامه ای درخور شان تقدیم حضورتان کنیم. فکر میکنم که با تبلیغاتی که انجام شد برای برنامه هم در خود تلویزیون، هم روزنامه ها و خبرگزاری های مختلف، نیازی نباشد من خیلی برنامه را به فضای تعلیق ببرم تا شما مهمان برنامه را بشناسید. شاید ذکر همین نکته کافی باشد که مهمان برنامه ما می گوید که بی دفاع است. اگر باور نمی کنید تماشا کنید تا برگردیم . . .
--------------------------------------------------------------------
آلبوم چهارم آریان با نام "بی تو،با تو" منتشر شد.
خواننده میهمان: كریس دی برگ
برای آریان آرزوی موفقیت می كنم گرچه هنوز این آلبوم را نشنیده ام.
ما فقط ظاهر پرستیم . . . شهری ما در آن دانشگاه می رویم(و زندگی می كنیم...) جزو مناطق گرمسیری كشور محسوب می شود و بهار و تابستان گرم و خشك در آب و هوای اینجا حكومت می كند.به هر ترتیب وقتی هوا گرم می شود لباس ها هم كمتر می شود و این هیچ تعجبی ندارد ولی تعجب از آنجا آغاز می شود كه طرح برخورد با لباس های نامناسب بدون هیچ منطقی در اینجا دنبال می شود.چندی پیش جلسه پرسش و پاسخ با هیئت رئیسه دانشگاه آزاد عمدتا حول همین موضوع(برخورد با لباس های نامناسب) چرخید و كار به جاهای باریك كشیده شد.مسئول فرهنگی!!! دانشگاه(كه از قشر روحانیت هم هستند) با این منطق كه لباس باید مناسب باشد و ما اگر فلان لباس را ببینیم برخورد می كنیم ...اعتراض شدید دانشجویان را برانگیخت.حالا قضیه این طرح چیست؟ قرار بر این شده است كه "فقط" با "تی شرت" آستین كوتاه و آستین بلند برخورد شود و بقیه اگر پیراهن آستین كوتاه و تنگ و كوتاه پوشیدند هیچ مشكلی وجود ندارد...(پیدا كنید منطق داستان را!!!) اما مشكل این گونه برخورد ها چیست؟ چرا هیچ گاه این طرح های به ظاهر فرهنگی به ثمر ننشسته اند؟ چرا نسل جوان به رغم تمام محدودیت هایی كه ایجاد می شود باز هم در مقابل این گونه طرح ها مقاومت می كنند؟ هیچ كس لباس نامناسب را در دانشگاه نمی پسندد...این یك حرف منطقی ست اما چه كسی تعیین می كند كه لباس نامناسب چیست؟ امروز كه با تی شرت دانشگاه رفته بودم(آستین كوتاه و قدبلند) حراست دانشگاه به تبعیت از همان كار فرهنگی جلوی ما را گرفتند و گفتند كه لباس شما نامناسب است...واقعا چه كسی تعیین كننده است؟ آیا تی شرت هایی كه روی آنها عمدتا این جمله نامناسب(Fcuk) نوشته شد...تنگ و كوتاه است....با دیگر تی شرت ها فرقی نمی كند؟ نكند اینجا هم باید تر و خشك با هم بسوزند یا همه ما برویم در این گرمای 35 درجه پیراهن آستین بلند بپوشیم؟...منكر آدم هایی نیستم كه با پوشش نامناسب به دانشگاه می آیند و مدل موهایی عجیب و غریب دارند...باید با آنها برخورد شود ولی چگونه؟ فقط با جلوگیری و تحكم؟ فقط با افعال امری؟ به "فقط" خیلی توجه كنید.... هزاران بار این جمله را تكرار كرده ام كه ما "عرضه فرهنگی" نداریم.یعنی چیزی از فرهنگمان را نداریم كه عرضه كنیم یا شاید هم نمی خواهیم كه عرضه كنیم.بحث پوشش 2 جنبه دارد.شخصی و اجتماعی...در نهادی اجتماعی مثل دانشگاه باید وزنه دومی(یعنی همان بعد اجتماعی پوشش) سنگین تر باشد و در این شكی نیست.خب این موضوع را اینجا نگه دارید...نگاهتان را بچرخانید....دانشگاه...در این باره چه كاری انجام داده است؟ آیا دانشگاه كه به قول حضرت امام(ره) مركز همه چیز است....واقعا مركز همه چیز است؟ اگر هست پس چرا حداقل همین كار ساده را نمی تواند انجام دهد؟ چرا نمی تواند همزمان با اجتماعی بودنش ...فرهنگی بودن خودش را هم ثابت كند؟ یكی از روسای همین دانشگاه ما با طرح حجاب برای خانمها بدین شكل كه "چادر ملی" چادر سنتی" مانتوی بلند" وارد این كارزار شد...ولی خب كسی محل به این طرح نگذاشت....! چرا فقط با زور می خواهیم چیزی را بفهمانیم...چرا طرح ها باید با زور حراست و غیره انجام شوند نه با شوق دانشجویان؟...همه اینها دلیل دارد....دلیل آن این است كه این گونه طرح ها 2 مشكل دارند...اولا اینكه "زوری" هستند و دوما اینكه "جذاب و متنوع" نیستند...باور كنید اگر كسی بتواند این 2 مشكل را حل كند باید به او لقب "سوپرمن" بدهیم!!! تا به حال چندین طرح درباره حجاب اسلامی...مد اسلامی و... در مجلس تصویب و به بایگانی منتقل شده اند!!! چرا هیچ كس یا همین مسئولان به ظاهر فرهنگی نمی خواهد این طرح ها را اجرا كند؟ چرا همه در تابستان یادشان می آید كه مد اسلامی هم هست!!!؟؟ همین مسئول فرهنگی دانشگاه ما كه به گفته خودشان فارغ التحصیل دانشگاه شهید بهشتی هستند و با كمیسیون حقوق بشر همكاری می كنند....!!....چرا نمی توانند در جذب جوانان موفق باشند؟ چرا طرح های فرهنگی فقط دارند خاك می خورند؟....فكر می كنم باید حداقل تا اینجا منظور من رو درباره عرضه فرهنگی فهمیده باشید.... چرا تیتر بالا را زدم؟ دلیل آن این است كه ما فقط می خواهیم ظاهر را درست كنیم و به باطن هیچ كاری نداریم....مسئولان فرهنگی دانشگاه فقط می خواهند دانشجویان ظاهر خود را حفظ كنند تا بعدا به مقامات بالاتر پز همین اقدامات فرهنگی شان!! را بدهند....قطعا غیر از این نیست....حالا خیلی از شما بعد از خواندن این مطلب ممكن است فكر كنید كه من دارم به آنان توهین می كنم....برداشت شما مال خودتان....ولی من فقط دارم یك تلنگر می زنم....تلنگر می زنم تا بعضی ها بفهمند كه ما داریم به كجا می رویم.....ما فقط داریم جاده ظاهر پرستی مان را طی می كنیم و دیگر هیچ!!! لطفا كمی علف !!! 
مثل اینكه تبعات طرح "امنیت اجتماعی" دارد به دانشگاهها هم نفوذ می كند!...چند صباحی ست(بعد از گرم شدن هوا)...پوشیدن هر گونه تی شرت(آستین كوتاه و آستین بلند) در دانشگاه ما ممنوع شده است.كارهایی كه عمدتا با هدف "فرهنگی" انجام می شوند ولی عملا اتفاق خاصی نمی افتد.
اگر به عنوان مثال یك دانشجو بخواهد در دانشگاه فساد كند(حالا از هر نوع كه شما فكرش را می كنید) ...آیا این دانشجو با پوشیدن پیراهن آستین بلند سر به صلاح میشود؟ آیا فساد كم می شود؟ آیا نیت ها تغییر می كند؟ ...كاش ساده بودم و این حرف ها را بی دلیل و منطق باور می كردم....باور می كردم كه می توان با تغییر ظاهر... باطن را هم تغییر داد.....اما نمی توانم....گوسفند نیستم!...باورم نمی شود....
یكی مرا ساده كند....
آخرین پست ها