عكس ها و پوسترهای اختصاصی از "سعید شهروز"



از اینجا دانلود كنید
پسوورد: artcm.ir





Design: Omid Mahmoodzadeh Ebrahimi

Wallpapers From:
SaeidShahrouz.com


لینك ها و خبرها:

*  *  *
06 كجاست؟؟


  • آخرین ویرایش:چهارشنبه 1 آبان 1387

بی سواد یا مغرض؟


--------------------------------------------

مهدی مهرآفر*-امید محمودزاده ابراهیمی**

--------------------------------------------

 

پنجشنبه 25 مهر برنامه شوک که به موضوع شیطان پرستی میپردازد از شبکه سوم برای دومین بار پخش شد. و در این برنامه قسمتی از کلیپ شب انتظار بهنام صفاریان از آلبوم شبح در تیتراژ این برنامه پخش شد!در این که بعضی از گروه های رپ {البته نه همه آنها}دنبال این گونه مسائل هستند حرفی نیست ولی آیا کلیپ آلبومی که به صورت مجاز و در سبک پاپ به هزار زحمت مجوز گرفته و وارد بازار شده باید در این ماجراها وارد کنیم؟!! *



صحنه ای از كلیپ "شب انتظار" به كارگردانی امیر مقیمی

 

 

مستند شوك كاری ست از گروه مستند سازی سیما به سفارش شبكه سوم سیما كه به معضل انحرافات اجتماعی می پردازد.تاكنون 2 برنامه از این سری مستند تهیه و پخش شده است و میزگردی هم به صورت زنده در پنجشنبه 25 مهرماه پخش گردید.برنامه شوك در بررسی های خود به موضع اعتیاد،گروه های شیطان پرستی و...هم می پردازد.

شخصا قسمت اول و دوم مستند را به صورت كامل دیدم و البته آرزو كردم كه دیگر چنین مزخرفاتی با عنوان مستند دیگر از رسانه ملی پخش نشود اما انگار دست اندركاران این برنامه همچنان بر كار و راه اشتباه خود ثابت قدم هستند.مستند شوك ابتدا می خواهد گروه های شیطان پرستی و انحرافات اجتماعی آنها را نشان دهد.پس سریعا سراغ نماد ها می رود.اما رویه اشتباه از همین جا آغاز می گردد.شوك با نشان دادن چند رپر معروف به عنوان مظاهر شیطان پرستی!!! بنا را كج نهاد.معضل اعتیاد هم به این رویه اضافه می شود و این روند همچنان ادامه دارد.

شاید تقصیر عوامل برنامه هم نباشد اما چرا وقتی در یك موضوع بررسی و پژوهش كامل نمی شود دست به ساخت چنین برنامه هایی زده می شود؟ اساس مستند بر پایه پژوهش و تحقیق است چیزی كه حداقل در مستند شوك وجود ندارد.حتی حرف های كارشناسان برنامه هم با تصاویر نشان داده شده به مخاطب ...انطباقی ندارد.چرا یك نفر نمی آید موسیقی رپ و متال را تعریف كند؟ اساس این دو چیست؟ تفاوت هایشان چیست؟ آیا گروه های شیطان پرستی از موسیقی رپ در پارتی های خود استفاده می كنند؟ آیا خواننده های رپ همگی شیطان پرستند؟ منكر انحراف موسیقی رپ در كشور نیستم اما نمی توانم قبول كنم كه مستندی بیاید و رپ را نشانه شیطان پرستی معرفی كند.مستند شوك بیشتر به مستند ضدرپ شبیه است تا مستندی درباره انحرافات اجتماعی.شما با یك جستجوی ساده در اینترنت می توانید اطلاعات بهتری نسبت گروه های شیطان پرستی پیدا كنید تا اطلاعاتی كه این برنامه خلاف واقع به شما نشان می دهد.

بدون شك موسیقی رپ  پدیده جدیدی بود كه ما نه قبولش كردیم و نه هدایتش كردیم.تا به آن مشروعیت ندهیم اما باز هم راه را اشتباه رفتیم.حالا داریم آن را میكوبانیم تا نسل آینده را حفظ كنیم.اما دیر شده است.

دست اندركاران مستند شوك یا خیلی بی سواد هستند یا خیلی مغرض اند.همان طور كه در یادداشت بالا خواندید،قسمت هایی از كلیپ "شب انتظار"(بهنام صفاریان) كه مضمونی ضد جنگ دارد در تیتراژ یك برنامه ضد شیطان پرستی پخش شد.آیا واقعا این توهین به موسیقی پاپ كشور نبود؟ كلیپی كه با زحمت فراوان تهیه و همچنین از اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی مجوز گرفته است.

اینجا دیگر بحث اشتباه كردیم و "من نبودم دستم بود" نیست...به شما پیشنهاد می كنم حتما كلیپ شب انتظار را ببینید...با ترانه ای ضد جنگ ار یغما گلرویی و با موسیقی بهروز صفاریان و با صدای بهنام.

مشكل را حدس بزنید....نزدید؟ صدا و سیما شاید با بهروز صفاریان مشكلی دارد كه این كلیپ را در تیتراژ شوك قرار می دهد.واقعا باید برای صدا و سیما متاسف بود كه اینقدر خود را مشكل دار نشان می دهد.كلیپ "شب انتظار" قرار بود در اسفند سال گذشته از یكی از شبكه های صدا و سیما به مناسبت پنجمین سالگرد اشغال عراق توسط نیروهای آمریكایی پخش شود اما حضور بهروز صفاریان به عنوان آهنگساز و تنظیم كننده و همچنین بهنام باعث شد كه این كلیپ پخش نشود.

رسانه ملی تا به كجا می خواهد پیش برود؟ آیا این حركت یك حركت مغرضانه نبود؟

آیا كسانی كه می دانند با كسانی كه نمی دانند برابرند؟**




  • آخرین ویرایش:دوشنبه 29 مهر 1387

عكس هایی از كنسرت اخیر "بهنام صفاریان"



با تشكر از آقای بهنام صفاریان بابت ارسال عكس ها


  • آخرین ویرایش:-

یك شاخه نیلوفر...یك سبد ترانه



«گل نیلوفر نمادی از عشق است»

سومین آلبوم از سری آلبوم های پاییزی هم به بازار آمد.محسن چاووشی پس از سالها توانست مجوز قاونی خود را دریافت كند و "یك شاخه نیلوفر" هم اولین آلبوم قانونی اوست كه بیش از 2 سال صرف ساختن آن شده است.
این آلبوم از 12 قطعه تشكیل شده است و اشعاری از مولانا و شهریار هم در آن قرار دارد.اگر اتفاقی نیفتد این آلبوم تبلیغات تلویزیونی از شبكه های استانی داشته باشد.ما این امر را به فال نیك می گیریم و امیدواریم این راه برای دیگر خوانندگان هم باز شود.

پیشنهاد می كنم حتما آلبوم "یك شاخه نیلوفر" را به صورت قانونی تهیه كنید و از شنیدن آن لذت ببرید.


  • آخرین ویرایش:سه شنبه 23 مهر 1387

او خودش را گم کرد...

 

 

 

----------------------------------------

امید محمودزاده ابراهیمی

---------------------------------------

 

 

ستاره های ما علاقه عجیبی به افول دارند.البته شاید در به کار بردن اصطلاح "ستاره" باید کمی محتاط بود چون ستاره های زودگذر کم نیستند.اینکه بخواهیم هر شخصی را که "مشهور" شده است،ستاره بدانیم دچار قضاوت عجولانه شده ایم.ما لفظ ستاره را اینجا درباره چهره های سینمایی به کار می بریم."ستاره" در سینما یعنی کسی که وجود بتواند یک وزنه باشد...وزنه ای برای بالا بردن فروش فیلم،وزنه ای برای دیده شدن یک فیلم خاص،وزنه ای برای تحقق اهداف کارگردان و جذب بیشتر مخاطبان عام سینما.البته تعریف ستاره به همین چند نکته محدود نمی شود و تعاریف دیگری هم دارد که ما از توصیف آنها می گذریم.

محمد رضا گلزار که در ایران "ستاره" سینما شناخته می شود در گفتگویی با امیر قادری(منتقد سینما) گفته بود: «ما در ایران ستاره نداریم...در سینمای ایران ستاره مفهومی ندارد.ستاره یعنی کسی که واقعا حضورش یک وزنه است و از لحاظ مالی هم دغدغه ای ندارد...»شاید حرف محمرضا گلزار منطقی باشد اما چیزی که او در این میان اصلا از آن سخنی به میان نیاورده است همین تفاوت ظرفیت سینمای ایران و هالیوود است.گلزار در ایران به عنوان "ستاره" سینمایی شناخته می شود در حالی که شاید در سینمای دنیا(البته آن چیزی که ما از سینمای خود عرضه داشته ایم) یک بازیگر معمولی به حساب بیاید.در تمام کشورهای دنیا هم همین طور است.ستارهای سینمایی و تلویزیونی شان محدود به کشور خودشان هستند و چیز بیشتری ندارند.شما نگاه کنید به سینمای بالیوود.شاهرخ خان و امثالهم ستاره اند در حد بالیوود نه در حد سینمای جهان.

اما اینجا یک سوال مطرح است.چرا بازیگرانی مانند آل پاچینو،رابرت دنیرو و... در حد و اندازه های جهانی ستاره اند و محدود به سینمای کشور خود نیستند.دلیل این امحدود بودن ستاره ها به "هالیوود" بودن سینمای آمریکا بر می گردد.آنها حد و ظرفیتی برای ستاره هایشان قائل نیستند و سینمایشان را به تمام دنیا تحمیل کرده اند.بنابراین اینجای مساله به خودمان برمی گردد که سینمای ما؛ حد و ظرفیت سینمای هالیوود را ندارد که بخواهد ستاره جهانی عرضه کند و این یک امر کاملا طبیعی ست.سینمای ما به رغم پیشرفت های منحنی وار  در این چند ساله هنوز به جایگاه اصلی خود دست پیدا نکرده است.البته نباید حضور و نقش رسانه ها را فراموش کرد.رسانه های ما هم چندان قوی نستند که بتوانند در حد و اندازه های جهانی حاضر شوند.

برمی گردم به چند خط اول همین یادداشت...چرا چهره های سینمایی ما وقتی خود را ستاره می یابند دچار افول می شوند؟ گلشیفته فراهانی برای همیشه از ایران رفت تا راه خود را در جای دیگری پیدا کند.البته او هنوز به عنوان یک ستاره شناخته نشده بود.گلشیفته هنوز خیلی جای کار داشت تا ستاره شود اما نخواست و نماند.او هنوز پخته نشده...سوخت! گلشیفته فراهانی گمان میبرد که چون در یک فیلم هالیوودی بازی کرده است پس حتما یک فوق ستاره است که توانسته در جلوی اینهمه بازیگر معروف بازی کند ولی او خودش را گم کرد.

گلشیفته هنوز خیلی جوان است.او هنوز هنر این را ندارد که ظرفیت خود در سینمای ایران را با سینمای هالیوود تطبیق دهد.بدون هیچ شکی او در هالیوود ستاره نخواهد شد.او جایگاهش را در سینمای ایران به هوای اینکه در هالیوود اتفاقات بهتری برای او می افتد؛رها کرد.اما قانون سینما در همه جا یکی ست.گلشیفته کوچکتر از آن است که خود را در قامت یک ستاره به هالیوود تحمیل کند.درست است که بازی کردن روبه روی "دی کاپریو" و "کرو" برای بازیگری مثل گلشیفته یک افتخار است اما قطعا این باعث نمی شود که شما را در حد یک ستاره جهانی بالا ببرد.القای این فکر که در کنار یک ستاره قرار گرفتن می تواند "من را ستاره کند" خیلی ساده انگارانه است.

تنها چیزی که برای گفتن باقی می ماند همین قسمت یادداشت حسین زمان است: « گلشیفته الان همانی که می خواست هست،نه آن چیزی که مجبور بود باشد.»

 اما به نظر من گلشیفته هم به مانند همان خواننده "مسافر" به قهقرای تاریخ هنر ایران پیوست.جایی که تقریبا پلی برای بازگشت ندارد.

 


سالها دل طلب جام جم از ما می کرد

وز آنچه که خود داشت،ز بیگانه تمنا می کرد

 


  • آخرین ویرایش:سه شنبه 23 مهر 1387

گفت وگو با شهرام گیل آبادی؛ مدیر مرکز هنرهای نمایشی رادیو



من خیلی زود مسائل را فراموش می کنم


شهرام گیل آبادی مدیر سابق رادیو جوان سال گذشته یکی از جنجالی ترین چهره های سال های اخیر در حوزه رادیو بود. گیل آبادی که به رغم دفاع عزت الله ضرغامی از عملکردش به دلیل حجم انتقادهای گسترده از دولت نهم، از مدیریت یکی از پرمخاطب ترین رادیوهای ایران کنار رفت، بلافاصله پس از منصوب شدن به سمت مدیریت مرکز هنرهای نمایشی، به سمت آماده کردن مقدمات رادیو نمایش پیش رفت و مدعی شد این رادیو به پرمخاطب ترین رادیوهای ایران تبدیل خواهد شد. شهرام گیل آبادی از اوایل خرداد با حکم حسن خجسته به عنوان مدیر مرکز هنرهای نمایشی رادیو منصوب شد. اگرچه زمان کمی از منصوب شدن او به این سمت گذشته، اما او در این مدت بیکار ننشسته و دو جشنواره مونولوگ و کلمه الله را برگزار کرده است. با همین انگیزه گفت وگویی با او انجام داده ایم. برای اولین سوال سراغ تردیدهایی رفتیم که او قبل از پذیرفتن این سمت داشت، اما او در پاسخ به ما گفت دلایلش کاملاً شخصی بوده، ولی در رسانه ها به اشتباه مطرح شد. او در این گفت وگو از زمان افتتاح رادیو نمایش و برنامه های متنوعی که خواهد داشت صحبت کرد و اینکه با راه اندازی آن یک رادیوی پرمخاطب و مردمی خواهیم داشت، اگرچه ادعای او خیلی بزرگ است، اما با سابقه یی که او در رادیو تهران و رادیو جوان دارد و از رادیوی منفعلی همچون جوان توانست رادیویی جنجالی با نقدهای کوبنده بسازد و این شبکه را به عنوان پرشنونده ترین شبکه رادیویی در میان دل مردم جا کرد، این ادعای او قابل تامل است. یکی از ویژگی های گیل آبادی این است که به برنامه ساز، گوینده و... خود اعتماد می کند و اجازه رشد می دهد. می توان گفت بسیاری از گویندگان موفق رادیو جوان، موفقیت خود را مرهون گیل آبادی هستند.گفت وگوی ما را با او می خوانید.

---

-برای شروع گفت وگو می خواهم از تردیدی بفرمایید که قبل از آمدن به مرکز هنرهای نمایشی رادیو داشتید. چه شد به این تردیدها پایان دادید و این سمت را پذیرفتید؟

من خیلی زود مسائل را فراموش می کنم و نمی دانم شما از چه تردیدی صحبت می کنید ولی پشت هر تغییر و تحولی، مسلماً انگیزه هایی وجود دارد و حتماً مسوولان سازمان صدا و سیما هم ایده ها و انگیزه های خود را داشتند. رئیس سازمان و معاون صدا هم در جلسات مختلف انگیزه های خود را بیان کرده اند که البته من عین جملات را به خاطر ندارم.

اما چرا بارها گفته ام هیچ وقت قصد ورود به مدیریت هنری را نداشته ام؟ بنا به دلایل شخصی بود، چراکه مطالبات هنرمندان به دو دلیل زیاد است. هنرمندان قشر حساس و نکته بینی هستند و ملاک های ارزیابی یک هنرمند با آدم های دیگر فرق دارد و دیگر آنکه رسیدگی به موضوعات هنری نیازمند وقت، انرژی و منابع کافی است. از سوی دیگر در بحث هنر در نگاه و سیاستگذاری فرهنگی مشکلات اساسی داریم، به همین خاطر مطالبات اساسی روی هم انباشته شده و مدیریت فرهنگی هنری را سخت کرده است.دلیل دوم من علاقه مندی ام به دو حوزه رسانه و درس و دانشگاه است. در حوزه رسانه من یک برنامه ساز هستم و به طور طبیعی تعامل من در حوزه برنامه سازی است. این حوزه جدی است و دوست دارم به صورت علمی طرفش بروم. حوزه دانشگاه را هم به جد دنبال می کنم و در طول سال های کاری ام فعالیتم در دانشگاه قطع نشده است.به همین دلایل دوست نداشتم به وادی هنر به خصوص هنر نمایش و دراماتیک وارد شوم، چرا که مطالبات آن این همه انباشت دارد. البته چه در حوزه رسانه و هنر و چه در حوزه خارج از رسانه و هنر همه مطالبات به شکلی زنجیره یی دست به دست هم می دهند. متاسفانه نگاه بی میلی به سمت هنر، نگاهی بلاتکلیفی، غیرفرهنگی و سیاستگذاری نشده به وجود می آورد. اگر تردیدی هم برای وارد شدن به این حوزه داشتم شخصی بود، اما در رسانه ها به اشتباه مطرح شد و دلایل دیگری نداشت.

-با وجود گذشت چند ماه از مدیریت شما در این مرکز، الان چه نظری دارید؟

مجموعه پتانسیل فوق العاده بالایی دارد. اگر مشکلات و مطالبات انباشت شده حل شود؛ می تواند به مجموعه یی کارا و اساسی تبدیل شود و ما سعی می کنیم مشکلات را حل کنیم.

-فکر می کنید مشکلات این مجموعه تا چه زمان حل شود؟

مشکلات سه دسته هستند. دسته اول مشکلات داخلی است که بازتعریف برخی آیین نامه ها و تعاریف می تواند این مشکلات را حل کند. مشکل دوم در نگاه سازمانی است که نسبت به این بخش وجود دارد. مسوولان سازمان باید در مورد این نگاه فکر کنند و راه حل های جدی برای آن مشخص شود. مثلاً زحمات جدی که همکاران من می کشند، خیلی جدی گرفته نمی شود. یک بازیگر برای رسیدن نقش در سینما، تلویزیون، تئاتر و رادیو تلاش زیادی می کند. در این تلاش تفاوتی نیست و فقط مدیوم های آن فرق می کند، حتی از بازیگر در رادیو امکانات متعدد بدنی و حسی گرفته می شود. بنابراین کارش خیلی سخت تر می شود، اما مسائل مالی و نوع نگاه ما به این فضا متفاوت از سینما، تئاتر و تلویزیون است. این نگاه ها باید اصلاح شود. هنرمندان زیادی با عشق در این مجموعه کار می کنند، اما به آنها بی مهری و جفا می شود. البته در صحبت رئیس سازمان اهمیت به نمایش های رادیویی سریالی و تک قسمتی و ضرورت آن مطرح شده است. معاون صدا هم در مراسم اختتامیه جشنواره مونولوگ ها درباره رشد و توسعه رادیو و نیاز به یک فضای بنیادی به عنوان هنر نمایش صحبت کرد.

بنابراین رفتن به سمت رادیو نمایش؛ یعنی اهمیت جدی دادن به این فضا. به نظرم نگاه مالی نسبت به این فضا باید تغییر کند. البته تمام معاونت های سازمان به ما کمک می کنند تا این فضا اصلاح شود، اما این فضا نیاز به نگاه اساسی دارد تا مشکلات حل شود.سومین حلقه خارج از سازمان است و این حلقه بسیار عمده و اساسی است و باید در مورد آن فکر کنیم. باید تعامل خود را با حوزه های حرفه یی دیگر برقرار کنیم. بچه های ما مجموعه توانمندی تشکیل دادند که شاید تاکنون از 20درصد استفاده شده است. ما افرادی مثل ژاله علو، احمد آقالو، ثریا قاسمی، مهین نصری، صدرالدین شجره، میکائیل شهرستانی، محمد و علی عمرانی و... با توانمندی های بالا داریم، اما کمترین بهره را از توان آنها برده ایم. سعی می کنیم با تحقق اهداف خود از توان این دوستان بیشتر استفاده کنیم.

-شما اشاره به تعامل مراکز خارج از سازمان کردید. تاکنون با کدام یک از مراکز تعامل کرده اید؟

رسانه برای فضای حرفه یی کشور می تواند نقش محوری و اساسی داشته باشد و ما با افتتاح رادیو نمایش می توانیم با مراکز حرفه یی نمایش فضای حرفه یی ایجاد کنیم و از توانمندی ها در یک سیاستگذاری درست بهره ببریم.

ما اولین جلسه شورای سیاستگذاری رادیو نمایش را با حضور مسوولان مرکز هنرهای نمایشی برگزار کردیم. روسای مراکزی چون هنرهای نمایش ارشاد، حوزه هنری سازمان تبلیغات، تئاتر انقلاب و دفاع مقدس و سازمان فرهنگی هنری شهرداری را دور یک میز جمع کردیم تا با یک تعامل مثبت سیاستگذاری کنیم تا رسانه نقش محوری خود را بازی کند و از این قدرت برای همسو کردن فضای نمایشی، سیاست های سینمایی و نمایشی کشور بهره ببریم.

-چندی پیش از سوی معاون صدا اعلام شد رادیو نمایش در دهه فجر افتتاح می شود. شما چه اقداماتی در این باره انجام داده اید و آیا در این زمان این شبکه افتتاح می شود، چرا که امسال قول راه اندازی چند شبکه دیگر هم داده شده، اما هنوز اتفاق نیفتاده است؟

ما وظیفه یی را که برعهده مان گذاشته اند، انجام داده ایم. چشم اندازها و ضرورت رادیوهای نمایش را نوشتیم. برنامه ساختارهای جدید را برای این شبکه ارائه دادیم، حتی جدول پخش برنامه های پیشنهادی برنامه های رادیو نمایش را تدوین و ارسال کرده ایم. کارهای سازمانی انجام شده است. به لحاظ داخلی هم در حال ساماندهی هستیم. طرح هایی نو برای رادیو نمایش ارائه شده و برخی برنامه ها مراحل پیش تولید خود را سپری می کنند. ما خود را برای یک رادیوی پرمخاطب و مردمی آماده می کنیم و منتظر یک حرکت جدی هستیم. از ظرفیت بالای خود در گویندگی، کارشناس مجری و... که در این مجموعه داریم، استفاده می کنیم. قصد داریم در رادیو نمایش یک فضای نقد را ایجاد کرده تا ظرفیت نقدپذیری را بالا ببریم و آن را به مردم منتقل کنیم. البته این نقد فقط تخصصی و ساختاری نیست، بلکه به زمینه های دینی، روانشناسی، جامعه شناسی و... توجه می شود. همچنین می خواهیم موسیقی ما خاص و جدی باشد. نگاه ما به گویندگی پخش و حتی آرم استیشن ها هم نمایشی خواهد شد. به هر حال ما به دنبال شبکه یی پرمخاطب و مردمی هستیم؛ شبکه یی که به لحاظ جذابیت نمایش حرف خود را به مردم منتقل می کند.هدف ما تربیت کارگردانان، بازیگران و منتقدان متبحر است. شک نکنید این پتانسیل به مناسبت سی امین سالگرد انقلاب افتتاح می شود.

چند تاریخ را مشخص کرده ایم و به مسوولان گفته ایم، اما دوست دارم قبل از بهمن ماه افتتاح شود، چرا که می توانیم از پتانسیل بهمن در جهت نشر سیاست های واحدی که برای این شبکه تعریف می شود، استفاده کنیم.

- اشاره به موسیقی خاص برای رادیو نمایش کردید، در این باره بیشتر توضیح بدهید؟

موسیقی ما به طور طبیعی مختص خودمان می شود. از موسیقی های کلاسیک، ارکستر فاخر، سنتی های قوی و پاپ شناسنامه دار استفاده می کنیم. قصد داریم فضای موسیقی خاص خود را برای برنامه سازان تشریح کنیم تا مورد استفاده جدی قرار بگیرد.

- شما اشاره کردید رادیو نمایش پرمخاطب و مردمی می شود، با توجه به تعدد شبکه های تلویزیونی و رادیویی، آیا می توانید این ادعا را ثابت کنید؟

به نظرم این ادعا نیست. اگر به مولفه های جدی و اساسی یک رادیو و ویژگی های آن برگردیم، می توانیم این کار را انجام دهیم. در حال حاضر رادیوهایی که داریم خیلی خودشان را روی سیاق برنامه سازی تکرار کرده اند، اما با توجه به ویژگی، پتانسیل بالا و برنامه های متفاوتی که رادیو نمایش دارد، می توان انتظار داشت این شبکه پرمخاطب و مردمی شود، چرا که دستمایه نمایش را در کار خود دخیل می کند. به همین دلیل شاهد رادیویی متفاوت با ساختاری دیگر خواهیم بود.علاوه بر آن نقد صحنه هم داریم و برنامه های جذابی همچون «ساعت صفر» که به گفت وگوهای جذابی حول محورهای تخیل در سینما، روح گرایی در سینما و تئاتر و... اختصاص دارد، خواهیم داشت. به نظرم اگر از جذابیت هایی که در اختیار داریم، درست استفاده کنیم؛ مسلماً می توانیم رادیویی پرمخاطب داشته باشیم.

 

منبع:صدای جوان ایرانی/ روزنامه اعتماد

----------------------------------------------


عكس هایی از حضور آقای سوپراستار در سیرجان


از اینجا دانلود كنید/ پسورد: artcm.ir

عكس ها: علی حاج محمدی/نشریه پاسارگاد

با تشكر فراوان از دوست خوبم "عباس محمودیان" بابت فرستادن عكس ها


  • آخرین ویرایش:سه شنبه 23 مهر 1387

ستاره اجباری


یادداشتی پیرامون حضور محمدرضا گلزار در سیرجان

 

ترجیح میدهم چهره محمدرضا گلزار را در قاب تصویر(چه سینمایی،چه ویدویی و...) ببینم تا اینکه توفیق اجباری دیدار از نزدیك با سوپراستار سینمای ایران برایم فراهم شود.حضور ستاره محبوبی  مثل گلزار توجه زیادی را به خود جلب میكند...حتی اگر به دورترین نقاط كشور برود و این اصلا امر شگفت انگیزی نیست.اما حضور یك ستاره سینمایی می تواند تاثیر گذار باشد؟ تاثیر از چه نوعی؟...

خیلی واضح است كه كه "ستاره" می خواهد همیشه شان خود را حفظ كند و همچنین تاثیرگذار و "محبوب" باشد...چیزی كه ما؛ آن را با "شهرت" اشتباهش می گیریم.اینجا اصلا بحث حضور محمدرضا گلزار در سیرجان نیست... حضور ستارگان همیشه بعد اجتماعی داشته است.باغ هنر بم كه به دست استاد محمدرضا شجریان افتتاح شد نمونه ای از حضور تاثیرگذار یك ستاره است.استاد با راه اندازی باغ هنر بم تاثیر بسیار خوبی بر هنر و فرهنگ شهری داشت كه به خرابه ای بیشتر شبیه بود.اینگونه حضور  در محافل اجتماعی،نمونه های فراوان دارد.محمدرضا گلزار هم از شهرت و محبوبیت اش استفاده می كند و تیم والیبال هنرمندان را برای كمك به مستضعفان و محرومان راه اندازی می كند.

ولی اینجا یك سوال مطرح است كه  اصلا دعوت به چه قصدی انجام می گردد؟ آیا حضور یك ستاره سینمایی مانندمحمدرضا گلزار می تواند كمك یا تاثیر فرهنگی بر شهری مانند سیرجان داشته باشد یا ....؟ نظر به اتفاقات و حوادثی که در این 3 شب حضور آقای سوپراستار گذشت می توان اینطور نتیجه گرفت که حضور یک "فوق ستاره" هم نمی تواند کمکی به فرهنگ و هنر این شهر کند.محمدرضا گلزار مثل یک نمایش می آید و می رود...چه عوایدی دارد؟ هزینه ای که این سه شب برای حضور این همه ستاره(علی صادقی،امیر نوری،احسان علیخانی) شده است...نمی توانست جای بهتری خرج شود.منکر حضور هنرمندان محبوب کشور در شهرم نیستم اما این حس رقابت برای آوردن بهترین ها بیشتر شبیه خودنمایی فردی مان است.

سیرجان شهر نسبتا ثروتمندی است ولی همین شهر ثروتمند یک سینمای درجه یک یا یک سالن آمفی تئاتر خوب یا یک نگارخانه مجهز ندارد.کاش آقای سوپراستار فقط ازمان تعریف نمی کرد و به جایی که ما در آنجا فیلمهایش را دیدیم هم سر میزد.به نهاد "هنر هفتم" هم سری میزد تا کمی بیشتر تامل کند و کمتر از خونگرمی مان بگوید. کاش حضور او می توانست ارمغان فرهنگی بیشتری برایمان داشته باشد.او در آخرین شب حضورش قول کنسرت موسیقی با گروه اش را میدهد(البته گروهی که هنوز سامانی ندارد!!)...

آقای گلزار واقعا درباره سیرجان چه فکری کرده است؟ همین حضور او باعث جنجال های فراوان است که بعدها بیشتر مشخص خواهد شد...کنسرت های موسیقی در سیرجان در سینمای این شهر برگزار می شوند....آیا آقای سوپراستار حاضر است در سینما قدس کنسرت بدهد؟ با سیستم های صوتی محشر که نمونه اش در جشن مشهود بود؟

محمد رضا گلزار امشب با تعجب به ما می نگریست...حالا ما ، با تعجب می نگریم که این همه ساده انگاری و خدای نکرده عوام فریبی...برای چه و واقعا چرا؟

موقع برگشتن ،پیاده همراه مردم شرکت کننده در جشن همراه می شوم.همه از این همه بی نظمی ناراضی اند.از حضور ستاره چیزی نمی دانند.چون او را فقط در قاب تصویر دیده اند.

شاید نحوه شادی کردن و پذیرفتن حضور افراد محبوب را یاد نگرفته ایم.نمی توان به شخص محمدرضا گلزار انتقادی روا داشت.سوی همه تیرهای انتقاد به خوده ما برمیگردد.کاش کمی رشد کنیم...بزرگتر شویم.از انتقاد سرخورده نشویم.


عكس هایی از حضور احسان علیخانی،علی صادقی و امیر نوری در سیرجان



از اینجا دانلود كنید
عكس ها: امین ارجمند،سیرجان نیوز

پسورد: artcm.ir

 


  • آخرین ویرایش:سه شنبه 16 مهر 1387

یک شب در محضر  آقای سوپر استار!!



 

ضد گزارشی از جشن عید فطر با حضور محمدرضا گلزار

 

 

 

  • بلیت فروشی در شب تاریک: بلیط جشن را از طرق غیر قانونی و چند دقیقه قبل از مراسم در دم درب سالن می خریم.البته خوشبختانه با همان قیمت اصلی.حس ورزشگاه آزادی و مشکلات همیشگی اش بهمان دست داده است.
  • ارکستر و بلیت های VIP: در شروع مراسم ارکستر شروع به نواختن آهنگ های اونجوری می کند و طبق معمول دست،سوت،کف و جیغ !!...بعضی ها گویا بلیت ویژه یا همان VIP دارند که روی صندلی و درست در وسط سالن نشسته اند.ما که روی سکو نشسته ایم به سبک همان ورزشگاه آزادی چندین سال پیش !!!
  • مراسم جشن یا تخلیه انرژی: بیشتر فکر می کنم به جشن تخلیه انرژی توسط همه چیز!! دعوت شده ام تا جشن عید فطر با حضور محمدرضا گلزار...منکر تخلیه انرژی نیستم اما این یکی خیلی خیلی نوبر است!!!
  • آهنگ های اونجوری و ...: با آهنگ هایی که می شنویم فکر می کنیم باید الان همه به حرکات موزون افتاده باشند...اما باز هم دست مریزاد جامعه بانوان که از حدود خودشان خارج نمی شوند.
  • پشت پرده: ما از اینجایی که نشسته ایم به پشت پرده و وقایع اتفاقیه آن اشراف کامل داریم...کوچکترین حرکتی از چشممان دور نمی ماند!!!...مصطفی راد(بازیگر نقش پلیس مخفی در سریال 3*4) بسیار مضطرب و نگران است. جیغ و داد های مردم  بی تاثیر نیست!!!


  • آخرین ویرایش:دوشنبه 15 مهر 1387


پس از سه سال "بی خوابی"


 

بالاخره پس از سه سال آلبوم جدید و استثنایی و فوق العاده شنیدنی «سعید شهروز» منتشر شد.این آلبوم نام "بی خوابی" را بر خود دارد و از موسیقی و تنظیم های بهروز صفاریان و مهدی یراحی بهره می برد.

سعید شهروز پس از سالها همكاری با بهنام ابطحی سرانجام تصمیم گرفت كه تنظیم كننده همیشگی اش را عوض كند تا به آلبوم هایش نفس تازه ای دهد.بهروز صفاریان هم با توجه با سابقه درخشانش در موسیقی پاپ در این آلبوم چیزی كم نگذاشته است.كوچه های های خاطره نام قطعه ای است كه میكس كارهای قبلی سعید است.همچنین هنوز سنت یك آهنگ لری را در آلبومهایش حفظ كرده است.آهنگ "تو هم بسوز" با ترانه ای از غلامرضا سبزعلی قطعه فولكوریك لری این آلبوم است.

 

موسیقی و تنظیم: بهروز صفاریان ، مهدی یراحی

ترانه سراها: افشین سیاهپوش،روزبه بمانی،زهرا امیرتیموری،بهاره مكرم

نوازندگان: بهمن فریادرس،بهنام حكیم،عسل ملك زاده،مهران نوبخت

نظارت ضبط و ادیتینگ: بهروز صفاریان

عكس: فریدون خسرویان

طراح: سیروس سلیمی خلیق

 

این آلبوم در 10 قطعه جمع آوری و به بازار روانه شده است.شما این قطعات را در این آلبوم خواهید شنید:

حرفامو باور كن،میبخشمت،تو باید جای من باشی،تبعیدی،نفس،زخمه،چند سال از امشب بگذره،ما عاشق هم بودیم،تو هم بسوز،كوچه های خاطره(مالتی میكس)

این آلبوم در شركت "هم آواز آهنگ" تهیه و تولید شده است.شركتی كه كارهای قبلی سعید را هم منتشر كرده بود.

پیشنهاد میكنم این آلبوم را تهیه كنید و از موسیقی آن لذت ببرید.


  • آخرین ویرایش:پنجشنبه 11 مهر 1387

اولین آلبوم پاپ پائیز 87

 


"شوک" فرزاد فرزین به بازار موسیقی

 

بالاخره بعد از دردسرهای فراوان آلبوم جدید فرزاد فرزین به نام "شوک" وارد بازار شد.

آلبوم شوک ترانه ها و تنظیم های زیبایی دارد و به شما توصیه می کنم حتما نسخه قانونی آن را تهیه كنید و لذت ببرید.

فرزاد در این آلبوم با افراد بسیاری همکاری کرده است.گرچه حضور خوده فرزاد در همه زمینه ها مشهود است:

 

آهنگسازان: محسن چاووشی،امیر قنادی و فرزاد فرزین

تنظیم کنندگان: فرزاد فتاحی،شهاب اکبری،آرش قنادی و فرزاد فرزین

ترانه سراها: فوژان برقیان،محمد فراهانی،امیر آزاد،مهتاب رخصتی،بابک صحرایی،داریوش شهریاری و فرزاد فرزین

 

همخوانان: فرزاد فتاحی و بابک جهانبخش

عکس:فریدون خسرویان

طراح: آرش بهمنی



شما می توانید در ریمیکس قطعه شوک صدای محسن چاووشی را هم بشنوید.



این آلبوم توسط صدر الدین حسین خانی تهیه شده است و اولین آلبوم از سری آلبوم هایی است که قرار است در پائیز امسال منتشر شوند.

 

بعد از "شوک" باید منتظر "بی خوابی"(سعید شهروز)،"یه شاخه نیلوفر"(محسن چاووشی)،"06"(بنیامین بهادری) باشیم.البته مجتبی کبیری و رضا صادقی هم در اواخر پائیز آلبوم هایشان را به بازار خواهند فرستاد.

 

هنوز شایعات درباره آلبوم 06 بنیامین(که اسم غیر رسمی آلبومش است) و یه شاخه نیلوفر محسن چاووشی به اتمام نرسیده است.مشخص نیست که کدام یک از این آلبوم ها زودتر روانه بازار می شوند و شاید هم پخش همزمان.

هیچ اخبار دقیقی هم از زمان پخش این 2 آلبوم منتشر نشده است.هر دو آلبوم قرار بود بعد از ماه مبارک رمضان و حول و حوش عید سعید فطر منتشر شوند اما مشکل پخش 2 آلبوم همزمان با 2 خواننده پرطرفدار و ایراد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به پخش همزمان باعث شده است که هیچ کدام از این 2 اثر منتشر نشوند تا "شوک" جایگزین آنها شود.

 

در آلبوم شوک شما این 12 قطعه را خواهید شنید:

 

شوک،بن بست،بازیگر،یادمه،گیج،تاج ترانه،شوک(ریمیکس)،بمون،به تو مدیونم،بعد تو،می بخشمت،من و تو(ریمیکس)



ماهت عید شد
خوش،سربلند در بزنگاه سعادت

 


  • آخرین ویرایش:پنجشنبه 11 مهر 1387
  • تعداد کل صفحات :2  
  • 1  
  • 2  
آخرین پست ها