این صداست که می ماند... ------------------------------ امید محمودزاده ابراهیمی ------------------------------ این شب ها،شب های خوبی برای
اهالی فرهنگ و دوستداران موسیقی در سیرجان است.گروه باربد با سرپرستی احسان ستوده
و با صدای عباس ایرانژاد این شب ها در سالن سینما قدس مشغول اجرای برنامه هستند. بالاخره بعد از ماهها کش و قوس و
تمرین گروه باربد،این تلاش ها به ثمر رسید تا ما شاهد اجرای یک کنسرت موسیقی
استاندارد و خوب در شهرمان باشیم.برنامه ای که میرفت با لغو اجرا و همچنین سرمای
پاییزی-زمستانی در احوالات موسیقی و آب و هوا ! مواجه شود؛خدا رو شکر بدون هیچ
مشکلی دارد به اجرا در می آید. اما بهانه این یادداشت فقط اجرای
گروه باربد نیست که صد البته قبل ها هم این گروه در سیرجان برنامه های مختلفی را
اجرا کرده است.بهانه این یادداشت چیزی جز انگیزه،وفاق و همدلی نیست.گروه باربد
انگیزه بسیاری برای اجرای موسیقی در شهری مثل سیرجان دارد.اگر در کنسرت تقریبا در
ردیف های جلو نشسته باشید می توانید شور اشتیاق خاصی که در تک تک افراد گروه مشهور
است را به خوبی حس کنید.حتی هنرجویانی که در گروه باربد برای نواختن ویلن حضور
دارند آنقدر انگیزه و تلاش دارند که بهترین اجرای خود را به نمایش می گذارند.همین
انگیزه باعث شده است که اجرای گروه باربد در سیرجان با استقبال خوب مردم مواجه
شود.تازه داریم عادت می کنیم که واقعا می شود که به یک کنسرت موسیقی خوب رفت و از
اجرا لذت برد.بدون هیچ مشکلی،بهانه ای... می شود با سینما و موسیقی که 2 رکن اساسی
فرهنگ یک کشور محسوب می شوند،آشتی کرد.حتی اگر در هوای سرد پاییزی-زمستانی باشد.می
توان با دست در دست هم دادن از حرکت های خوب فرهنگی حمایت کرد.همیشه پشتیبانی از
چنین رویدادهای فرهنگی به یک وفاق و همدلی میان مسئولان و هنرمندان نیاز داشته
است.همکاری و همدلی که الان برای اجرای این کنسرت در سیرجان ایجاد شده است و ما
باید آن را جدی بگیریم. باید بتوانیم این وحدت و همدلی
را حفظ کنیم تا حرکت های بعدی را شکل دهیم. چند ماه پیش از ضرورت شکل گیری
حرکت های خوب و جدی در عرصه فرهنگ و هنر در همین سطرها و ستون ها گفتیم.خوشحالیم
که این انتظار ما چندان طولانی نشد.باید دست یکی یکی دست اندرکارانی که هر کدام به
نوعی به اجرای این گونه برنامه ها در شهر سیرجان نقش داشته اند،به گرمی فشرد و
برای آینده برنامه ریزی کرد. پیشنهاد می کنم کنسرت گروه باربد
را به هیچ وجه از دست ندهید.یک کنسرت خوب و استاندارد با نورپردازی بسیار عالی و
با آهنگ هایی که قطعا از شنیدن آنها لذت خواهید برد. اعضای گره باربد در کنسرت آذر ماه: گیتار:محسن بیگ زاده
ویولن:مجتبی نخعی سه تار و دف:مظفر فرزین ابراهیمی فلوت:سیاوش
توکلی گیتار باس:رسول مداح حسینی تومبا:علی ستوده تنبک و
سنتور:حسام اسدی گیتار:امین ایران نژاد و 3 تن از نوازندگان خوب
ویولن(مهدی بحرینی و...) خواننده:عباس ایران نژاد خواننده و آهنگساز:احسان ستوده
متفاوت و شنیدنی ماهان بهرام خان که با گروه ۰۱۱۱
به شهرت رسیده بود اولین آلبوم مستقل خودش را در ژانر به خصوصی که بین پاپ
و رپ به نظر می رسد روانه ی بازار کرده است که تا به امروز هم علی رغم
تبلیغات و پخش ضعیف با استقبال مناسبی روبرو شده است. این آلبوم شمال ۹
تراک است که همه ی قطعات توسط ماهان بهرام خان ساخته و تنظیم شده و ترانه
سرایانی چون رضا راد، عاطفه ابراهیم تبار، سید سجاد تاجداران و پیمان
نویدی در این آلبوم با او همکاری کرده اند. این آلبوم با سبک "خاص" و
جدیدش بسیار شنیدنی است و شنیدنش را به همه ی موسیقی دوستان توصیه می
کنیم... منبع: بنیامین85
سرانجام آلبوم سهیل تهرانی با نام
"باورم کن" وارد بازار شد... آلبومی که از مدت ها پیش توسط شرکت ترانه
شرقی حساب ویژه ای رویش باز شده بود. سهیل تهرانی که به تعبیر ترانه شرقی
قرار است پدیده ی امسال باشد، در اولین آلبومش با ستاره هایی چون بنیامین،
فرید احمدی، حمید عسکری و نیما وارسته همکاری کرده است. این آلبوم شمال ۱۰
تراک است: شکل من، عاشقی، تو رو به دنیا نمی دم، مثل تو، دوستم نداشتی،
بهم نگو(با دو ورژن)، زلزله، دلم برات گرفته و مغرور. شاعر کلیه قطعات به جز شکل من(سمانه عاملی) ، دوستم
نداشتی (حمید عسکری) ، عاشقی و تو رو به دنیا نمی دم (سهیل تهرانی و حمید
عسکری) سید فرید احمدی است. ملودی "مغرور" هم ساخته ی بنیامین است و مابقی
ملودی ها توسط سهیل تهرانی، حمید عسکری و نیما وارسته ساخته شده است. ضمن
اینکه تنظیم کلیه قطعات برعهده ی نیما وارسته بوده است. منبع: بنیامین85
به بهانه دانشجو بودن و روز دانشجو --------------------------------------- امید محمودزاده ابراهیمی --------------------------------------- دانشجو
بودن و دوران دانشجویی دیگر دارد به یک برهه از دوره زندگی مان تبدیل می شود.شاید
در چندین سال پیش بعضی ها اصلا فکر دانشجو بودن را هم در سر نمی پروراندند تا
اینکه بخواهند روزی آن را تجربه کنند. اگر دوران دانشجویی یک تجربه است پس حتما
تلخی ها و شیرینی های خودش را دارد.در دوران دانشجویی اتفاقاتی می افتد که در
زندگی آینده بسیاری از ما تاثیر بسزایی دارد.خیلی ها راهشان را از همین الان
انتخاب می کنند و دانشجو بودن را وسیله ای برای رسیدن به هدف خویش میدانند.(البته
اگر مثل دوران دبیرستان،آن را هدف غائی نخوانیم). دانشجو
بودن علاوه بر آن چیزی که گفته شد،یک اتفاق بزرگ نیز هست.اتفاقی که خیلی ها می
خواهند "هر چه بزرگتر" باشد تا تاثیر آن بر زندگی شان بیشتر شود یا به
عبارت دیگر یک جوری زندگی شان را زیر و رو کند.سختی ها در این مسیر کم نیست ولی به
جان خریدنی ست.چون افق دید ما روشن است. اگر
سابق،دانشجو بودن برای خیلی ها یک آرزو بود حالا پس از گذشت 3 دهه از انقلاب دیگر
دانشجو بودن آرزوی محالی نیست.آنقدر راه ها و مسیرها باز شده است که گاهی برای
انتخاب سردرگم می شوید.اما مگر مارک دانشجو بودن خیلی مهم است که ما اینقدر به
خودمان فشار می آوریم تا حتما این دوران را تجربه کنیم؟ شاید
خیلی ها اصلا ندانند که چرا دانشجو شدند...خیلی ها هم هنوز فرق دانشجو بودن با
دانش آموز بودن را درک نکرده اند.البته تقصیری هم ندارند به هر حال نظام آموزش
ما...آنها را اینطور بار آورده است. جدا
از همه این مطالب و حرف ها...اصل دانشجو بود به همان قسمت آخر کلمه
"دانشجو" بر می گردد.بیاییم کلمه دانشجو را بخش کنیم.چند بخش می شود؟ 3
بخش می شود. دا+نش+جو اگر
می بینید ما دانشجویان مشکل داریم یا آن چیزی که باید باشیم نیستیم به همین بخش
آخر بر می گردد.ما قسمت آخر را فراموش کرده ایم.دانشجو هستیم ولی روحیه دانشجویی
نداریم.اگر آمدن به دانشگاه صرفا به همین پاس کردن درس ها خلاصه شود پس اصلا نیازی
به نظام دانشجو و دانشجویی نیست.همان دبیرستان را 4 سال دیگر ادامه دهیم با کمی
تغییرات...اتفاقی نمی افتد؟ می افتد؟ یاد
حرف ها و خاطرات مرحوم دکتر صفارزاده می افتم.او همیشه از دانشجویان امروزی و نوع
دانشجو بودن شان انتقاد می کرد.میگفت: ما در دوران دانشجویی کتاب را کرایه می
کردیم و می خواندیم الان کتاب به وفور چاپ و نشر می شود اما دانشجوی ما رغبتی به
خواندن ندارد و این بد است. جایی
هم مقاله ای از دکتر اسلامی ندوشن خواندم که علم بدون فرهنگ جایگاهی ندارد و اگر
کسی عالم به علمی باشد اما فرهنگ درستی نداشته باشد،نمی تواند فرد مفیدی برای خودش
و جامعه پیرامونش باشد. این
حرف ها،حرف های بزرگانی ست که خود همه مسیر را طی کرده اند و حداقل ما باید از
راهی که آنها رفته اند الگو بگیریم. وظیفه
دانشگاه سنگین است.به قول حضرت امام(ره) "دانشگاه مرکز همه چیز است" و
همین بار مسئولیت معلمان،استادان،مدرسین و دانشجویان را بالا می برد.دانشجو انتظار
دارد که بعد از حداقل 4 سال دوران دانشجویی و پس از فراغت از تحصیل یک
"تغییر" در خود دیده باشد ولی متاسفانه
این دید تا زمانی که خوده دانشجو نخواهد اشتباه است.اگر دانشجو خود نخواهد
و فقط از سیستم انتظار داشته باشد،اتفاق خاصی نمی افتد و ما همانی که بودیم،می
مانیم. کاش
همه ما مثل پدر علم فیزیک،"دکتر محمود حسابی" دانشجو بودیم.تا لحظات آخر
عمرمان و نفس مان دانشجو می ماندیم.شاید به جرات بتوان گفت که حدیث "ز گهواره
تا گور دانش بجوی" در وجود چنین شخصیت هایی تجلی یافته است و امید است که ما
هم دنباله رو همان ها باشیم. البته
ذکر یک نکته اینکه حتما لازم نیست همه دانشجو شوند تا بعدها برای خود و جامعه مفید
باشند.همین روحیه دانشجو بودن اگر در زندگی مان حفظ گردد...ما به خیلی قله ها
خواهیم رسید. همه
ما این اتفاق بزرگ را تجربه می کنیم.چه درس ها در پس این اتفاق بزرگ وجود دارد و
ما بی خبریم. ---------------------------------------------------- پی نوشت::پیامک برای سریال یوسف پیامبر پخش: 15 آذر 87 در پی استیضاح اسکندری(وزیر فعلی)،احمدی نژاد طی حکمی "یوزارسیف" را به عنوان وزیر جهاد کشاورزی به مجلس معرفی کرد !!!!

کلیپ جدید زانیار خسروی با موزیک فوق العاده اش (که چند ماه پیش بیرون آمد) و تنظیم سیروان خسروی(برادر زانیار) باعث شد من پا روی عهدم بگذارم.
درست است که خیلی ها می گویند کلیپ جدید زانیار کپی از یک کلیپ خارجی(جاستین تیمبرلیک) است اما نمی توان از نوع فیلمبرداری ، تدوین و تکنیک خاص این کلیپ گذشت.
به شما پیشنهاد می کنم حتما این کلیپ را ببینید چون خدا رو شکر هنوز زانیار مجوز نگرفته است که ما شرمنده اش شویم.
کلیپ قبلی زانیار با "قاف" که کار سعید مدرس بود اصلا در حد زانیار نبود.امیدوارم این حرفه ای گری ادامه پیدا کند.
تشکر
ستاره
حیدری از تهران
سلام
خانم ستاره حیدری
از
لطف شما ممنونم.
من
کارشناس نیستم.من یک دنبال کننده و علاقه مند موسیقی و اتفاقاتش هستم.اوون متن
"زیر زمینی ها حاکم می شوند" از نشریه توقیف شده شهروند امروز بود که به
نظرم بسیار عالی بود و به همین خاطر توی وبلاگم گذاشتم.
اگر
دنبال کارشناس هستید بفرمایید تا ایمیل چند تن از روزنامه نگاران حوزه موسیقی را
به شما بدهم.
(البته
عذرخواهی می کنم که من دارم جواب سوال شما رو میدم...باید ببخشید)
احسان غیبی که خیلی ها او
را با احسان حق شناس اشتباه گرفتند در حال تدارک آلبومی ست با مشارکت شرکت ترانه
شرقی.قبلا از احسان غیبی چندین تراک در اینترنت منتشر شده بود که اتفاقا مورد توجه
هم قرار گرفت.
بگذارید من اول یک توضیح
درباره این کمپانی های موسیقی مشارکتشان و نوع رقابتشان با همدیگر بدم.
ببینید اصل اول در ایران
"عدم رقابت" است.شما می توانید این موضوع رو در جای جای شرکت های بزرگ
ایرانی ببینید.مخصوصا شرکت های دولتی که اصلا رقابتی با هم ندارند چون همان اصل
"جیب به جیب" حکم می کند.
اما در مورد شرکت های
خصوصی...
شرکت های خصوصی در یک
صورت با یکدیگر رقابت می کنند آن هم وقتی که نیاز به بقا داشته باشند و وقتی
جایگاه را به دست آوردند دیگر رقابت برایشان معنای چندانی ندارد.چون آنها جایگاه
را به دست آورده اند.بحث رو بیش از این ادامه نمیدم....
بریم سر اصل موضوع...شرکت
های تولید آثار فرهنگی و موسیقیایی.
شرکت های پخش موسیقی در
ایران همگی روی لبه تیغ هستند و متاسفانه هیچ امکان تبلیغی و...(سایر امکاناتی که
باقی شرکت ها در اصناف دیگر دارا هستند) ندارند و از این لحاط به شدت ضعیف هستند.
دولت هم با توجه با نظام
عقیدتی افراطی که درباره موسیقی دارد(کلا همه دولت ها را می گویم نه صرفا دولت
فعلی) پشتیبانی از این شرکت ها نمی کند و فقط نقش خود را از طریق وزارت فرهنگ و
ارشاد اسلامی ایفا می کند و لاغیر.
حال با توجه به همه این
محدودیت هایی که برای شرکت های تولید و پخش موسیقی وجود دارد،بهترین راه برای بقا
و حمایت از موسیقی چیست؟ یارانه؟ سوبسید؟ ....اشتباه نکنید هیچ کدام از اینها
نیست.
بین شرکت های موسیقی یک
قرارداد نانوشته وجود دارد تا همه به یکدیگر کمک کنند تا از روی لبه تیغ آنورتر
نروند.این قرارداد نانوشته محسنات بسیاری دارد که بر معایب آن(یعنی عدم رقابت بین
شرکت ها) می ارزد.
اولا اینکه موسیقی(چه پاپ
چه کلاسیک چه راک و چه غیره) همگی نیاز به حمایت دارند و وجود و بقای شرکت های
موسیقی یعنی حمایت از ذات موسیقی.پس چرا باید رقابتی شکل بگیرد که در آن رقابت یک
شرکت حذف شود؟ ما به این حمایت نیاز داریم پس عیبی نیست که رقابت آنچنانی بین شرکت
ها وجود ندارد.
اما در این میان شرکتی
موفق تر است که دستاوردها و به قول معروف "آدم" های بسیاری داشته باشد
تا به حضور مستمر خود ادامه دهد و به نظر من ترانه شرقی و آوای نکیسا یه زوج از
این شرکت های موفق تر هستند.
شما نگاه کنید...ترانه
شرقی همین امسال چه چهره هایی در موسیقی داشته است ::.گروه آریان.:: ::.بنیامین.: (البته بنیامین شریکی هست!! هم با
آوای نکیسا هم با ترانه شرقی!!)
شرکت آوای نکیسا ::.محسن
یگانه.:: ::.بابک جهانبخش.:: و....
حال برسیم به سوال شما.
من نمی دونم شما چرا از
رقابت 3 آلبوم موسیقی با خواننده های سرشناس وحشت کردید؟ مگر چیز غریبی است؟ اصلا
در این چند ساله راه موسیقی باز شده تا همین اتفاقات بیفتد.
همین حالا شما را به 15
اسفند 87 می برم....
اواخر سال است...همه برای
نوروز خود را آماده می کنند.ایام محرم و صفر هم تمام شده و ایام شادی هم در راه
است.خیلی ها به فکر یک مسافرت جانانه هستند.اما چه کسی به ضبط خودروهای اینان فکر
می کند؟
فرض می کنیم هر سه آلبوم
بنیامین،اصحابی و غیبی بیرون آمده باشد...خب حالا چه اتفاقی افتاده است؟
چهره ها یکی یکی آلبوم
داده اند و مردم هم بی شک از این 3 گزینه.....هر 3 گزینه را انتخاب می کنند.تنوع
موسیقیایی آن هم در فصلی که مسافرت ها شروع می شود اصلا چیز غریبی نیست.تازه اگر
احسان خواجه امیری و سیروان خسروی هم همزمان نیمه اسفند آلبوم بدهند ...باز هم
مشکلی نیست.
به نظر من این رقابت
بسیار خوب بین خواننده ها و آلبوم هایشان به سود موسیقی است.هم به صنعت موسیقی کمک
می کند و هم سطح سلیقه را بالا می برد تا هر کسی نتواند ادعا که کند من هم خواننده
هستم.
*من نمی تونم پیش بینی
کنم که کدام موفق تر هستند...بستگی به شرایط و همچنین نوع موسیقی آلبوم ها دارد
اما فکر می کنم بنیامین موفق تر باشد به 2 دلیل:
1)آلبوم دوم اوست و همگی
منتظرند ببینند بنیامین در آلبوم دومش چقدر موفق است
2)احسان غیبی و علی
اصحابی به اندازه بنیامین چهره نیستند و آلبوم هایشان(شاید) کمی دیرتر شنیده شود.
------------------------------------------------------
پی نوشت:
پیامک برای این قسمت سریال یوسف پیامبر:
بنا به تصمیم شورای عالی انقلاب فرهنگی زین پس درس "وصایای آمن
حوتپ" به جای درس "وصایای امام" در دانشگاهها تدریس خواهد شد !!!
هفته قبل: انستیتو تعبیر خواب یوزارسیف و شرکاء تعبیر انواع خواب: -خواب مادرزن -خواب مادرشوهر -خواب جاری
-خواب شوهر و غیره 100٪ تضمینی ! با ما تماس بگیرید 81911 داخلی فرج الله سلحشور و بروبکس!! --------------------------------------------------------------------------------------------- این هفته: قوه قضائیه طی اطلاعیه ای آمادگی خود را برای اثبات جرم کاهنان معبد آمون
اعلام کرد. در این اطلاعیه ضمن رد شایعه افزایش طول زندان "یوزارسیف" از
سوی این قوه، اعلام گردید: حکم از بالا بوده است !! ---------------------------------------------------------------------------------------------
هفته های اخیر سریال حضرت یوسف در حال پخش شدن است ، سریالی که مورد توجه عموم مردم قرار گرفته است ، فیلمی که در آن زلیخا عاشق حضرت یوسف میشود. مصطفی زمانی متولد سال 1361 و دانشجوی رشته مدیریت است و برای ایفای این نقش آموزشهای مختلفی را دیده و با حضور در كلاسهای ورزشی و بدنسازی فیزیك خود را به این نقش نزدیك كرده است.
تا می گویی یوسف، همه چهره ای را مجسم می كنند كه با دیدنش اگرچاقو به دست داشته باشی حتماً دستت را خواهی برید. ازاین قصه كه بگذریم، با خودم فكرمی كردم پیدا كردن یوسف ازمیان خیل چشم رنگی هایی كه عرصه سینما را به دست گرفته اند خیلی هم نباید سخت باشد.
یوسفی كه ازمیان 3 هزارنفربرای مصاحبه می آید نیزیكی ازهمان چشم رنگی هاست كه با مو و ریش بلندش بیشترمرا به یاد مسیح می اندازد. او خیلی اتفاقی گذارش به شهرپر وسوسه و خیال انگیزسینما افتاده و هنوز روزهای دوست داشتنی و دشوارشهرت برای او از راه نرسیده است. به همین خاطرمی شود هر جایی نشست و با او از یوسفی حرف زد كه به قول خودش هیچ شباهتی به آن كه حالا می بینیم ندارد.گویا مو و چشم های رنگی اش را تیره كرده اند، می گوید: زیبایی را گرفته اند تا معصومیت ببخشند.
دلش نمی خواهد او را از گروه همان چشم رنگی هایی ببینیم كه راه دشوارسینما را به خاطرزیبایی چهره شان یك شبه پیموده اند. می گوید به ضابطه معتقد است و بیش از آن به سرنوشت.
ما هم نمی خواهیم مثل برخی منتقدان كه او را نا بازیگرشهرستانی معرفی كرده و[به قول خود زمانی] با سلیقه ای عمل كردن كینه خود را دردل او نشانده اند، بازیگری اش را به بوته ی نقد بكشانیم. می نشینیم به انتظار و نقدها را می گذاریم برای بعد. بازیگری بی شك مهارتی نیست كه بشود داشتن یا نداشتن را درچهره ی او جستجو كرد.
یوسفی كه حالا می بینیم جوان 23 ساله ای است اهل فریدون كنار. اوشبیه همه جوان های دور و برم لباس پوشیده و یك غرورپنهانی را درتكان دادن های دست و حتی نگاه كردنش به آدم های میزكناری می بینم. تعجب نمی كنم وقتی می گوید دو تا دوست بیشترندارد وهمكلاسی هایش می گویند: فلانی به زمین هم فخر می فروشد.با مصطفی زمانی دریك شب زمستانی گفتگومی كنم. تا به خانه برسم به یوسفی فكرمی كنم كه تصویری كردن حقیقت زیبایی اش بی شك كار دشواری است ( كه شاید ازعهده ی هیچكدام ازاین خیل چشم رنگی ها برنیاید).
منبع: یادداشت های مهسا
اس ام اس هایی که من برای قسمت هفته پیش و این هفته سریال حضرت یوسف(ع) ساختم.گفتم شما هم بخوانید بد نیست...!
آخرین پست ها