سورپرایز از محمد علیزاده


 

.::امید محمودزاده ابراهیمی::.

 

محمد علیزاده با کوله پشتی بر سر زبان ها افتاد.صدای آوازی و زیبای او خیلی زود به دل شنوندگان آثار او نشست. علیزاده تا به حال آلبومی به طور رسمی وارد بازار نکرده است و آلبوم "سورپرایز" اولین آلبوم رسمی او به شمار می رود.
علیزاده پس از چند سال با شناخت نسبی مخاطبان خود و آهنگ هایی که کم و بیش در برنامه های صدا و سیما شنیده شده بود؛سعی کرده است آلبومی را جمع آوری کند که مورد توجه و پسند عامه شنوندگان موسیقی باشد.

 افکارسنجی علیزاده برای آلبوم و مخاطبانش این بار نه از طریق صدا و سیما و برنامه های تلویزیونی؛ بلکه با ارائه یک تک آهنگ از آلبوم جدیدش در اینترنت آغاز شد.

 

"جز تو" نام تک آهنگی از آلبوم سورپرایز علیزاده بود که توسط سایت "ایمان هنر" در دسترس عموم قرار گرفت.خیلی ها ابتدا گمان بردند که این تراک از آلبوم او لوو رفته است اما اینگونه نبود.علیزاده قصد داشت با عرضه یک تک آهنگ از آلبومش،مخاطبان را با سبک آلبومش محک بزند."جز تو"  با شعری از سمیرا پاکدل و با موزیک و تنظیم میلاد ترابی خیلی زود رکورد دانلود اینترنتی را شکست و به شدت مورد توجه قرار گرفت.ترانه سراسر عاشقانه علیزاده سوی نگاه ها را به او و آلبوم در راهش جلب کرد.


شرکت آوای نوین اصفهان که صاحب اثر آلبوم علیزاده است،تصمیم گرفت آلبوم علیزاده را در روزهای پایانی سال 87 وارد بازار کند تا بتواند رکورد اینترنتی را با رکورد بازار رسمی نزدیک کند.حتی بنر تبلیغاتی آلبوم محمد علیزاده با تاریخ انتشار "اسفند87" ؛25 روز در سایت ایمان هنر(وابسته به فرزاد حسنی) خودنمایی کرد و آخرین بار تاریخ انتشار آلبوم را 20 اسفند اعلام کرد اما به مانند تمامی خوانندگانی که قصد داشتند در روزهای پایانی اسفند87 آلبوم به بازار عرضه کنند و سپس پشیمان شدند! علیزاده و شرکت آوای نوین اصفهان هم قید انتشار آلبوم را در روزهای پایانی سالی که گذشت را زدند و تاریخ اردیبهشت 88 را زمان عرضه آلبوم اعلام کردند.


با توجه به استقبال بی شماری که از تک آهنگ "جز تو" به عمل آمد،تحقیقا می توان حدس زد که آلبوم محمد علیزاده هر زمان که عرضه شود(با توجه به ماندگاری چند ماهه تک آهنگ جز تو) مورد توجه قرار خواهد گرفت.


اما با توجه به خلوت بودن بازار در اواخر سال 87 علیزاده می توانست با عرضه آلبومش یکه تاز عرصه موسیقی پاپ در سال منتهی به 88 باشد.علیزاده اسم "سورپرایز" را برای آلبومش انتخاب کرده؛انتخابی که به نظر میرسد واقعا سورپرایز کننده باشد.میلاد ترابی تنظیم کننده کل آلبوم است و چند ملودی هم از او در این آلبوم وجود خواهد داشت.فرزاد حسنی هم طبق انتظار چند ترانه در "سورپرایز" دارد.


باید منتظر ماند و دید که آلبوم سورپرایز می تواند به اندازه تک آهنگ "جز تو" سورپرایز ایجاد کند یا خیر...؟

تا اردیبهشت صبر کنید!



ستاره ها با یکدیگر می آیند

توزیع همزمان آلبوم "بنیامین88" در ایران و آمریکا


جمعه 28 فروردین 1388  12:34 ب.ظ

چرا سوال نمی کنیم؟

 

عکس: محمد شاه حسینی/دوربین دات نت

 

.::امید محمودزاده ابراهیمی::.

 

همه ما می دانیم که پرسیدن به از نادانی ست.کسی که موضوعی را نمی داند بهتر است از یک فرد آگاه سوال کند.وقتی دانشجو هم باشید که دیگر سوال پرسیدن از واجب الوجوب تان می شود.اما شاید خیلی ها روی سوال پرسیدن را ندارند.شاید فکر می کنند که اگر سوال بپرسند دیگران فکر می کنند که او(شخص سوال کننده) چقدر از مرحله پرت است در حالی که شاید خودشان هم از موضوع مورد نظر سردرنیاورند!!

در هفته های منتهی به آخر سال 1387 به همت باشگاه پژوهشگران جوان دانشگاه ما؛ 2 همایش برگزار شد."بررسی بحران اقتصادی غرب" با حضور مهندس خاقانی و سمینار "مدیریت کیفیت" با حضور دکتر حمید اسماعیلی،مدرس دانشگاه.

با اینکه سوالات بسیاری در ذهنم درباره بحران اقتصادی شکل گرفته بود(قبل از سمینار و صرفا دیدن خبر برگزاری چنین همایشی)؛ اما با تداخل کلاس های مهم رشته ام، نتوانستم در سمینار اول شرکت کنم و از این بابت بسیار هم متاسف شدم.نکته ای که یکی از دوستان از جلسه برایم نقل کرد این بود که در تمام مدت سخنرانی مهندس خاقانی کسی سوالی نپرسید و همگی شونده بودند.در پایان جلسه هم گویا مهندس خاقانی از این موضوع  متعجب بوده که چرا کسی از او سوالی نپرسیده است !

در همایش دوم هم با اینکه در تمام جلسه حضور نداشتم و اساسا هم ربطی به رشته تحصیلی ام نداشت اما باز هم همین نکته مشهود بود که جملگی همه شنونده بودیم.با اینکه "مدیریت کیفیت" جزوی از دروس رشته ما نیست اما آگاهی داشتن از آن در آینده بسیار مفید است.سمینار حدود 3 ساعت طول کشید و باز هم کسی سوالی نپرسید تا آنجایی که در آخر جلسه صدای دکتر اسماعیلی هم درآمد !!

 

حال این سوال پیش می آید که چرا همه ما شنونده بودیم؟ چرا کسی سوالی نپرسید؟ آیا اینقدر ذهن ما آشفته بود که فرصت فکر کردن نداشتیم؟ آیا کم رویی باعث سوال نپرسیدن مان شد؟ آیا بی علاقگی به موضوع باعث این مسئله شد؟ آیا از مرحله پرت بودیم؟

 

من هم در این جلسه حضور داشتم و در اواخر جلسه یک سوال در ذهنم نقش بست اما نتوانستم آن را مطرح کنم.سوال من در رابطه با رابطه کمیت و کیفیت بود.اما نتوانستم آن را مطرح کنم.

شاید دلیل خاصی نداشت که سوال را مطرح نکردم.شاید هم جو حاکم بر جلسه این اجازه را به من و امثال من نمیداد.

 

در اغلب موارد همین گونه است.یعنی جو حاکم بر کلاس،دانشگاه،جلسه و... این اجازه را به شما نمی دهد که به ایراد سخن یا سوال بپردازید.از نگاه دیگران بیمناک هستید.از اینکه دیگران بفهمند شما چه طرز فکری دارید.فکر می کنید اعتماد به نفس تان پایین است اما قطعا اینطور نیست چون  اگر همین سمینار در یک جمع خصوصی تر برگزار شود شاید شما اولین نفری هستید که نوبت سخن را در دست می گیرید.

البته این موضوع به حس کنجکاوی و ماجراجویی هم ربط دارد.ذاتا ما آدم های ماجراجو و کنجکاوی نیستیم.حالا این موضوع به نوع سیستم آموزش و پرورش ما برمیگردد یا نوع تربیت خانوادگی...بماند .

دانشجویان در این رابطه آب دیده نیستند.سر کلاس ریاضی اگر انتگرال را نفهمند سوال نمی پرسند چون ممکن است از کنایه کناری شان یا کسی که موضوع را درک کرده بدشان بیاید و نخواهند به قول معروف ضایع شوند.

متاسفانه این مورد هم از اخلاق بد ماست که باید تغییر کند.اگر به طور مثال در یک کلاس موضوعی را من نوعی متوجه شدم اما بغل دستی من متوجه نشد و دوباره همان موضوع را از استاد مربوطه سوال کرد،من نباید به او و اینکه چرا موضوع را نگرفته است کنایه بزنم و تیکه بندازم.این موجب می شود که بغل دستی من تا آخر ترم نه در کنار من بنشیند و نه دیگر سوال کند.این موضوع می تواند خیلی حادتر بروز کند و محدود به کلاس و درس و دانشگاه هم نشود.

 

یقین دارم در این دو سمینار برگزار شده خیلی ها سوالات بسیاری را در ذهن داشته اند اما به دلایلی که در بالا ذکر شد از بازگو کردن آن منصرف شدند.لطفا به این موضوع فکر کنید سپس سوال بپرسید!

 


سه شنبه 25 فروردین 1388  04:32 ب.ظ

ساعت 9 در راه است . . .




دانلود دموی آلبوم جدید سیروان

همخوانی زانیار با سیروان در ساعت9


Download (Click Here) Server 1
 Download (Click Here) Server 2


درباره ساعت9 در همین وبلاگ بخوانید...


پس نوشت:
با عرضه دموی آلبوم سیروان، آرای او در نظرسنجی همین وبلاگ رو به افزایش است...تاثیر تبلیغات را مشاهده می کنید؟


دوشنبه 24 فروردین 1388  11:45 ق.ظ

تغییری که نباید از آن ترسید

 

.::امید محمودزاده ابراهیمی::.

 

 

ترس چه زمانی پیش می آید؟ آیا تا به حال بر ترس غلبه کرده اید؟ توانسته اید در زمان ترس خود را کنترل کنید؟

البته این یادداشت روانکاوانه و درباره روانشناسی ترس نیست.ترسی که از آن می گوئیم،ترس ناشی از دیدن غول و هیولا نیست.شامل همگان هم نمی شود.این ترس زمانی بر ما غلبه می کند که ما توانایی مقابله با عامل ترس را نداریم.عامل ها هم مختلف اند.اگر تا به حال غول و هیولا بوده است؛ حال این غول و هیولا  به عوامل فرهنگی، اقتصادی،صنعتی و سیاسی تبدیل شده اند.بحث هم شخصی نیست.مربوط به یک ملت می شود.

 

همیشه به این فکر بوده ام که چرا یک خودروی وارداتی در حدود قیمت 10 تا 12 میلیون تومان در بازار خودروی ایران وجود ندارد که با خودروهای داخلی رقابت کند.با واردات خودرو و رقابت واردکنندگان این امید تقویت می شود که خودروهای ارزان قیمت بتوانند وارد بازار ایران شوند و با خودروهای داخلی رقابت کنند.اما در این میان یک مشکل وجود دارد.تعرفه واردات خودرو در ایران صد در صد است یعنی تمام قیمت خودرو مثلا 10 میلیونی روی قیمت خودرو محاسبه می شود و خودروی 10 میلیونی به خودروی 20 میلیونی تبدیل می شود بعلاوه هزینه های متفرقه دیگر.

 

اگر پیش خود فرض کنیم که یک خودروی 12 میلیون تومانی سدان(خانواده) وارد بازار ایران شود.چه اتفاقی می افتد؟ حال فرض کنید مثلا این خودرو ژاپنی هم باشد! قطعا مردم راغب به خرید خودروی ژاپنی می شوند و بازار خودروهای هم قیمت آن متزلزل خواهد شد.یعنی یک رقابت پیش می آید که در آن خودروهای داخلی باید با خودروهای خارجی رقابت کنند.اما این رقابت هیچ گاه شکل نخواهد گرفت چون ما اهل رقابت نیستیم.شاید از رقابت "ترس" داریم.ترسی که نمی توانیم بر آن غلبه کنیم.فضا را می بندیم تا رقابتی شکل نگیرد.می دانیم اگر میدان رقابت شکل بگیرد، مردم راغب به "غیر از ما" می شوند و این اصلا به سود صنعت نیست!!

 

می دانیم اگر رقابت باشد مردم ما را انتخاب نخواهند کرد و دنبال بازار جدید می روند.پس دیکتاتورانه فضا را می بندیم.البته این مورد فقط در صنعت ما نیست بلکه در سیاست و فرهنگ ما هم چنین مواردی وجود دارد.

راه دور نمی رویم.هنوز چند ماه نیست که شبکه جدید  فارسی زبان(که متعلق به یک بنگاه سخن پراکنی بزرگ و معروف است) راه اندازی شده است.در بدو راه اندازی این شبکه،سریعا آن را نفی کردیم و آن را خطری دانستیم علیه منافع و مصالح ملت.

 

خیلی خودمانی تر اگر بگوییم که ما از این شبکه جدید و نوع اطلاع رسانی آن ترسیدیم.ترسیدیم که اگر آن شبکه وارد کارزار رقابت با شبکه های داخلی ما شود، ما ناتوان از جذب مخاطب داخلی باشیم و مردم "راغب به غیر از ما" شوند.پس باز هم فضا را می بندیم،تخریب می کنیم تا کسی نتواند غیر از ما را ببیند و انتخاب کند.

 

این فضا اصلا به سود هیچ کس نیست.رقابت همیشه باعث بالا رفتن کیفیت شده است.رقابت سبب می شود که همیشه "بهترین" ها عرضه شوند.اگر ما بهترین باشیم و فضا را هم آزاد بگذاریم مطمئنا مردم ما را انتخاب می کنند و این دستاوردی عظیم برای عرصه های مختلف این مرز و بوم است.

 

اگر صنعت خودروی ما بهترین باشد چرا باید از ورود یک "خارجی" ترسید؟ چرا خودمان را محدود کرده ایم؟ چرا در کلاس جهانی خود را نمی بینیم؟

اگر رسانه ما بهترین در نوع خود باشد،چرا باید از یک شبکه با پخش چند ساعته ترسید؟ شاید همه اینها را باید در تغییر اخلاق خود ببینیم. بستن فضای رقایت بخشی از اخلاق ما ایرانی ها شده است که باید آن را تغییر دهیم.تغییری که نباید از آن ترسید.

 

پی نوشت(1):

درباره دوستی که پیغام داده بودند که من چکاره ام درباره سینما و موسیقی نظر میدهم و مفسر شده ام(جدی؟) هیچ پاسخ خاصی ندارم جز اینکه من به عنوان یک مخاطب فعال موسیقی،سینما و تلویزیون حق دارم که نظر خود را در وبلاگم به عرضه بگذارم.این جزوی از حق آزادی بیان هست یا خیر؟ تازه وقتی اینجا را میخوانم به خودم بیشتر اعتماد می کنم!

 

پی نوشت(2):

نود امشب را از دست ندهید...

 


جمعه 21 فروردین 1388  12:13 ق.ظ

کما 2

 

.::امید محمودزاده ابراهیمی::.

 

حمید عسکری پس از آلبوم موفق "کما" قصد دارد "کما2" را با همان حال و هوا وارد بازار موسیقی کند.برخلاف آلبوم کما که بیشتر تنظیم های آن از آن میلاد ترابی بود(تنظیم چند قطعه از بهنام صفوی بود)؛ این بار نیما وارسته وظیفه تنظیم کلیه قطعات آلبوم را بر عهده دارد.نیما پس از جدایی از تیم بنیامین و آلبوم فوق العاده موفق 85؛ اینبار با حمید عسکری همکاری می کند.جنس تنظیم های نیما هم تقریبا شبیه میلاد ترابی است.فصل های خالی در تنظیم هایی که از او شنیدیم زیاد بوده است.میلاد هم تقریبا همین سبک را در تنظیم آلبوم کما داشته است.

چیز زیادی از سبک آلبوم جدید او شنیده نشده است و فقط این گفته خوده حمید عسکری که گفته است: کما 2 در حال هوای همان کما است.

 

حمید عسکری در سال 85 توانسته بود پس از بنیامین بهادری به عنوان دومین پدیده سال معرفی شود.تنظیم های خوب و جذاب میلاد ترابی و شباهت صدای حمید عسکری به شادمهر عقیلی موجب پرفروش تر شدن آلبوم او شد.گرچه قبل از عرضه رسمی،همه تراک های آن غیر از تراک "تلافی" به اسم خواننده دیگری لوو رفته بود.روی فولدر آهنگ ها اسم "علیرضا فرد" به چشم می خورد و آهنگ هایی که مشخص بود هنوز میکس نهایی نشده اند.اتفاقی که برای چندین خواننده دیگر هم افتاده بود و لوو رفتن آلبوم مشکلات بسیاری برای آنها ایجاد کرده بود.

 

با عرضه رسمی کما مشخص شد که خواننده اصلی حمید عسکری است نه علیرضا فرد.گرچه صدای علیرضا فرد هم کم شبیه شادمهر نبود اما جنس صدای این دو (حمید و علیرضا) بسیار متفاوت بود و شنونده متوجه این تغییر جنس صداها بود.باز هم مثل همیشه مشخص نشد که آلبوم کما از چه مجرای زیرزمینی لوو رفت.هنوز هم می توان نمونه این آهنگ های ناقص را در ضبط ها و سی دی ها یافت.

حمید عسکری در اولین گفتگوی رسمی اش شباهت صدای خود را با شادمهر عقیلی تکذیب نکرد ولی در عین حال اعلام کرد که جنس صدای او و شادمهر با یکدیگر فرق می کند و در گذر زمان مخاطبان او متوجه این موضوع خواهند شد.

 

از حمید عسکری پس از یکماه از عرضه آلبوم "کما" تک آهنگی با عنوان "دوستت دارم" و با تنظیم میلاد ترابی به بازار غیر رسمی ها آمد.تک آهنگی که بسیار مورد توجه قرار گرفت و در نزدیکی ایام نوروز شنیدنی شد.اما سال 86 ؛ سال سراسر غیررسمی حمید عسکری بود.تک آهنگ هایی که گاه و بیگاه از او و با تنظیم میلاد ترابی عرضه می شدند آنقدر زیاد شدند که حکم یک آلبوم جداگانه را برای حمید عسکری داشتند.در میان این آهنگ ها حتی آهنگ پرونده که قرار بود در آلبوم سال بعد مهدی مقدریان عرضه شود هم وجود داشت.عرضه ای که بعدها موجب اختلاف جدی او و مهدی مقدریان شد.

 

حمید عسکری پس از اجرای چندین کنسرت در تهران و شهرستان ها خود را برای اجرای جشنواره موسیقی فجر که برای اولین بار اجرا میشد،آماده کرد.اجرایی که جزو بهترین اجراهای او در این 3 سال بود و استقبال فراوانی از آن شد.پس از آلبوم "کما" و چندین تک آهنگ؛حمید عسکری به همکاری خود و میلاد ترابی پایان داد و نیما وارسته(تنظیم کننده قبلی بنیامین) را جایگزین او کرد.

 

ترابی در زمانی که شایعات جدایی حول او و حمید عسکری می گذشت؛ با انجام چند مصاحبه عملا همکاری خود و حمید عسکری را پایان یافته و موفقیت آلبوم کما را بیشتر مرهون تنظیم های خود دانست.

او دلیل همکاری با حمید عسکری را نزدیکی صدای شادمهر و حمید برشمرده بود.میلا ترابی پس از جدایی از حمید عسکری با چندین خواننده مطرح همکاری کرد که محمد علیزاده و آلبوم سوپرایز بخشی از آن است.

 

حمید عسکری هم به مانند خوانندگانی همچون بنیامین و سیروان خسروی و... قصد داشت آلبوم دوم خود را در ایام منتهی به نوروز به بازار بفرستد اما باز هم مشخص نشد که او چرا قید انتشار آلبومش را زد.

منتظر می مانیم تا ببینیم "کما2" می تواند به اندازه "کما" موفق باشد یا خیر.

آیا تنظیم های نیما وارسته می تواند "کما2" را در حد "کما" بالا ببرد؟

کما2 همین روزها قرار است منتشر بشود...البته اگر اتفاق خاصی نیفتد!


کارکترهای ستاره



18 فروردین تولد کسی ست که نافش را با طنز بریده اند!!

تولدتان مبارک آقای مدیری!


.::امید محمودزاده ابراهیمی::.

 

 اصلا لازم نیست زیاد فکر کنیم.همه ما با دیدن آخرین قسمت مرد 2 هزار چهره؛ این فکر به ذهن مان متبادر شد که تلفیق مسعود شصت چی و دهکده برره چقدر می تواند سوژه خوبی برای کار بعدی مهران مدیری باشد.خیلی ها هم آرزو کردند همین امسال این اتفاق بیفتد و قسمت آخر مرد 2 هزار چهره ، مهران مدیری را به صرافت ساختن "شب های برره2" بیاندازد.اما از مهران مدیری 48  ساله دیگر بعید به نظر می رسد که ساخت پروژه ای مثل شب های برره را به عهده بگیرد.او پس از باغ مظفر در مصاحبه های مختلف از عدم علاقه خود به ساختن نود شبی دیگر گفت و گفت که می خواهد پس از سالها(چیزی حدود 10 سال) به قول خود مبنی بر ساخت یک فیلم سینمایی کمدی با فیلمنامه ای از پیمان قاسم خانی جامه عمل بپوشاند.در واقع می توان گفت نویسندگان مرد 2 هزار چهره و مهران مدیری از قسمت آخر به عنوان یک فلش بک به پرمخاطب ترین کاری تیمی شان  استفاده کردند و اصلا قرار نیست "شیرفرهاد برره ای" در کنار "مسعود شصت چی" قرار بگیرد. خصوصا آنکه ایفای نقش هر دو این شخصیت ها به عهده مهران مدیری است و قطعا او نمی تواند دو نقش سنگین را یکجا بازی کند.

 

از این نوع فلش بک ها قبلا هم در کارهای مدیری دیده بودیم. در قسمت آخر نقطه چین هم شخصیت ها به نود شبی "پاورچین" فلش بک زده شدند تا هم خاطره پاورچین همچنان زنده بماند و نقطه چین هم به نقطه چین ختم نشود.

قرار گرفتن 2 کارکتر ستاره در اغلب اوقات جواب داده است.همین چند سال پیش بود که خبر در کنار هم قرار گرفتن بتمن و اسپایدرمن در سری های متوالی فیلم "مرد عنکبوتی" شنیده شد.قطعا قرار گرفتن کارکتر ستاره ای مثل بتمن که نسخه شوالیه تاریکی آن سال گذشته لقب دومین فیلم سینمایی پرفروش دنیا را کسب کرد،در کنار اسپایدرمن می تواند مخاطبان بیشتری را جذب کند. از بحث کلیشه ای درباره ستاره بودن این شخصیت و اینکه هر کدام از آنها می توانند طرفداران خود را به صف سینما و تلویزیون بکشانند می گذریم چون از حوصله مطلب خارج است.

امسال غیر از شیرفرهاد برره ای که به عنوان یک کارکتر پرکشش و جذاب به قسمت آخر سریال مرد 2 هزار چهره اضافه شد؛شخصیت ستاره دیگری هم بود و آن کسی نبود جز "زی زی گولو" که در مجموعه "کلاه قرمزی88" در کنار شخصیت ستاره دیگری یعنی کلاه قرمزی ظاهر شد.

 

در کنار هم قرار گرفتن 2 شخصیت مجزای عروسکی به خودی خود بسیار جذاب و تاثیرگذار است.هر کدام از این 2 شخصیت دنیایی از عوامل پیدا و ناپیدا در بطن خود دارند و جمع این 2 می تواند مخاطب حداکثری را پدید بیاورد.

استفاده و نگاه درست به جمع 2 یا چند شخصیت ستاره می تواند برای سینما و تلویزیون ما بسیار تاثیرگذار باشد.در کنار هم قرار گرفتن "شخصیت های ستاره" خیلی بهتر از بازیگران ستاره می تواند جواب بدهد.ادامه تریلوژی پرمخاطب هم بخشی از روند ادامه سازی و استفاده از شخصیت های جذاب در سینما و تلویزیون است.

 

امسال شاهد یک نوع نگاه جدید در ساخت فیلم های سینمایی و سریال های تلویزیونی بودیم.اکران دومین قسمت از تریلوژی پرفروش "اخراجی ها"(که با فروش 3 میلیاردی خود چشم ها را خیره کرد) و استفاده از شخصیت های ستاره در سریال های تلویزیونی نشان از نوعی نگاه جدید در منظر کارگردانان ایرانی بود.البته این شائبه ممکن است پیش بیاید که این نگاه تقلیدی از نوع نگاه هالیوودی به آثار هنری است.نمی توان به طور قطع این نگاه را هالیوودی خواند چون هر کشوری با توجه به پتانسیل های موجود در جامعه و مخاطبان در گذر زمان تصمیم های متفاوتی ممکن است اتخاذ کند و این نگاه حتما نگاه هالیوودی نیست.

 

ما چنین حرکت هایی را به فال نیک می گیریم...شما چطور؟


*دیروز هنر هفتم وارد 5 سالگی شد . . .مبارکه؟ 

 

 


آخرین پست ها