
دانلود برنامه سوم
ممنون از پردیس ترابی بابت لینک ها
ورود MBC Persia به عرصه پخش سریال های روز دنیا
سریال های ترمیناتوز، فرینگ و....بزودی در MBC Persia
آلبوم جدید چاووشی،علیزاده،اصحابی و....
به بهانه انتشار آلبوم ژاکت تصمیم گرفتیم مصاحبه ی کوتاهی با حسین خانی مدیرعامل شرکت ایران گام انجام دهیم که می توانید در این مصاحبه نام قطعات آلبوم ژاکت و توضیحات حسین خانی را پیرامون آلبوم های چاووشی، علیزاده، اصحابی، سیروان و آلبوم منتشر نشده هشت بخوانید.
چرا آلبوم هایی که قرار بود توسط ایران گام منتشر شود خیلی هایشان به بعد از محرم و صفر موکول شد؟
تعدادی از آلبوم ها آماده بود که به خاطر ایام سوگواری که داشتیم و ایام محرم و صفر که در پیش بود و فضایی که وجود داشت تصمیم گرفتیم آلبوم را با تاخیر پخش کنیم، البته قلبا هم دوست نداشتیم و راضی نبودیم در این ایام سوگواری، آلبوم شادی منتشر کنیم، به همین دلیل دست نگه داشتیم انشالله بعد از آخرین وفات که شهادت امام هشتم و رحلت پیغمیر است این کارها را منتشر کنیم و الان هم می توانم این مژده را بدهم که قطعا 27 بهمن آلبوم بسیار خوب و متفاوت محسن چاووشی با نام آلبوم «ژاکت» به بازار عرضه خواهد شد که به نظر من آهنگ های این کار قطعه های بسیار شاد و متفاوتی از کارهای قبلی چاووشی است.
ممکن است نام و تعداد قطعات را نام ببرید؟
این کار یازده قطعه دارد که نامشان به ترتیب بازار خرمشهر، چار دیواری، اسیری، دور آخر، حراج، خنده، کی بهت خندیده، لولای شکسته، بخوان امشب، دلشوره، دریاچه مرده و آخرین قطعه ژاکت است.
از مردم عزیز خواهشی که داشتم، برای حمایت از شرکت های موسیقی لطف کنند کپی اینها را نخرند و سعی کنند آلبوم را به صورت اورجینال خریداری کنند. ما هم نیز تا جایی که مقدور بودیم سعی کردیم قیمت ها را بسیار پاین بیاوریم . قبلا به صورت قیمت های بالا به فروش می رسید ولی ما سعی کردیم به بهترین و زیباترین شکل با قیمت 1500 تومان به مردم عزیز و هنردوست عرضه کنیم.
ژاکت در چند شکل منتشر خواهد شد؟
آلبوم در 4 شکل بسیار زیبا و شیک وارد بازار خواهد شد، یکی «ولت»، دیگری به شکل «دیجی پک» که هزینه اش زیاد هست و دیگری به صورت «کاست» و چهارمی هم به شکل «شیشه ای نرمال» منتشر خواهد شد، دیگر بقیه را هم می سپاریم به دست مردم، امیدوارم گوش کنند و لذت ببرند، ما ببینیم مردم راضی هستند مطمئنا خستگیمان هم رفع خواهد شد!
اگر ممکن است در مورد بقیه ی آلبوم ها مثل علی اصحابی و محمد علیزاده هم توضیحاتی بدهید.
کارهایی دیگه ای هم هست که تمام کارهایشان تمام شده و مراحل آخر اخذ مجوز هم طی شده و امیدوارم همین هفته مجوزنهایی را از ارشاد دریافت کنیم. مثل آلبوم اول آقای علی اصحابی با نام «ولنتاین»، دیگری آلبوم آقای محمد علیزاده به نام «سورپرایز» است که کارهای خیلی نو و جدیدی هستند که زحمات بسیاری کشیده شده، در آلبوم اصحابی آقای الیاس شیرزاد به عنوان آهنگساز وتنظیم کننده هستند و کارهای آلبوم علیزاده را زحماتش را آقای ترابی کشیدند که به نظر خودم در نوع خودش یک نوآوری و یک سری کارهای جدید انجام شده که البته یک قطعه هم بیرون آمده و مردم شنیدند ولی در کل آلبوم متفاوتی بوده و در این آلبوم ها سعی شده کار مطابق علاقه و سلیقه ی مردم انجام شود و آلبومی بوجود بیاید که مردم دوست داشته باشند.
آلبوم آقای علیزاده هنوز مجوز نگرفته؟
آلبوم علیزاده چرا مجوز گرفته ولی یکسری مشکلات اداری داشته که در حال رفع کردن آن مشکلات است.
این آلبوم قبل از عید منتشر می شود؟
صد در صد، قولی که دوستانمان در ارشاد دادند قرار هست که تا آخر بهمن کارهای مجوز نهایی شود و ما هم قول میدهیم که به محضی که مجوز نهایی را گرفتیم آلبوم را حداکثر تا 20 روز دیگر منتشر کنیم.
در رابطه با آلبوم هشت اگر ممکن است توضیحی دهید که دقیقا چه شد که انتشارش به تعویق افتاد و اینکه بلاخره کی منتشر خواهد شد.
آلبوم هشت را ما تهیه نکردیم و به صورت آماده از یک شرکتی خریدیم که طبق قراردادی که ما با اینها بستیم قرار بود آن شرکت کار را 6 آبان به ما تحویل بدهند که تا دو روزی که به 8 /8 /88 مانده بود ما هم دقیقا آلبوم را در آن روز منتشر کنیم ولی قولی که این شرکت به ما داده بود عملی نشد و نتوانستند کار را به زمان مشخص شده برسانند، حتی بعد از آن زمان هم ما راضی بودیم که کار را مجدد منتشر کنیم که متاسفانه این کار را نکردند یعنی نتوانستند مشکلاتشان را حل کنند؛ حتی این شرکت قبلا به ما گفته بودند مجوز آلبوم را گرفته اند ولی خب آلبوم مجوز نداشت و تازه بعد از گذشت دو ماه از 8 آبان مجوز گرفتند و همه این مسائل باعث شد مخاطبین موسیقی از شرکت ایران گام دلخور شوند و فکر کنند که این کار آماده بوده و ما منتشر نکردیم در صورتی که اصلا اینطور نیست عشق ما این است که یک کاری را برای مردم بکنیم و بتوانیم آن چیزهایی که مردم می خواهند برایشان اماده کنیم ولی خب یه موقع یک مسائل و مشکلاتی پیش می آید که مردم باید مطمئن باشند که ما تقصیر کار نیستیم. مردم این را هم بدانند ما تمام زحمتی که می کشیم، تمام لذتی که میبریم این است که بتوانیم یک کاری را سریع به دستشان برسانیم و آنها بتوانند استفاده کنند که اصلا این نیست که حالا صحبت هایی که میشود و یا شایعه هایی که درست می کنند می گویند ایران گام کارها را نگه می دارد و منتشر نمی کند، اصلا اینطور نیست باور کنید ما برای اینکه بتوانیم حتی یک ساعت زودترکار را منتشر کنیم، برنامه ریزی می کنیم که ولی یک موقع مشکلات و مسائلی است که خب همه ی آنها را هم نمی شود بازگو کرد، ولی این را من به عنوان کسی که مدیر عامل شرکت است قول به مردم می دهم که ما زندگیمان را صرف موسیقی کردیم یعنی زندگی و سرمایه و تمام داشته هایمان را در این راه گذاشتیم، راهی که انتخاب کردیم خدمت به مردم، راهی است که خودمان دوست داریم، وقتی می بینیم که یک کاری توانستیم برای مردم انجام بدهیم، برای ما خیلی لذت دارد و اصلا همچین چیزی نیست که ما بخواهیم جلوی کاری را نگه داریم و این هم چون فرصتی پیش آمد خواستم توضیح کوچکی بدهم که سوئ تفاهمات رفع شود.
اگر امکانش هست کمی هم در مورد اختلافتان با سیروان هم توضیحی بدهید؟ علت وجود اختلاف چه بود و چه شد که اختلاف حل شد؟
ما با سیروان اختلافی نداشتیم ، آقای سیروان و حتی فرزاد فرزین جزو خانواده ایران گام هستند، ولی خب یک زمانی اختلاف سلیقه هایی پیش می آید، در خانواده هم می بینی در مقطعی بین اعضای خانواده اختلافات جزئی بوجود میاد و حالا یک مقدار دیگران به این مشکلات پر و بال دادند که اصلا همچنین چیزهایی نبوده، حتی آقای سیروان آلبوم جدیدشان را به شرکت ایران گام سپردند و ما هم برنامه ریزی کردیم تا اگر مشکلات خاصی پیش نیاد اردیبهشت منتشرش کنیم. آن زمان هم ما یک اختلاف سلیقه هایی برای اجرای برنامه و کنسرتشان داشتیم که باعث شده بود که ایشان هم جوانند و یک مقدار عصبانی شوند و از ما دلخور شوند، ولی مشکل خاصی نبود ما سعیمان را کردیم و حتی چند بار اقدام کردیم برای برگزاری کنسرت که متاسفانه یا از شانس ایشان بوده یا بنابر مسائلی که در کشور بود چند بار کنسرت ایشان لغو شد که خود ایشان هم می دانند که ما در این زمینه هیچ کوتاهی نکردیم و اینکه می گفتند در ارشاد هیچ اقدامی نشده، نه اینطور نبوده و ما اقدام کرده بودیم که حتی مدارکش هم موجود هست و ما سر همین لغو شدن ها حتی 10 میلیون ضرر و زیان به مسولین سالن هایی که اجاره کرده بودیم دادیم و مدارکش هم تماما اینجا هست که ما تمام کارهایشان را انجام داده بودیم و هیچ کوتاهی از طرف ما نشده بود ولی یک سری مشکلات وجود داشت داشت که کنسرت ایشان برگزار نشد.
حالا در آینده ممکن است کنسرت ایشان برگزار شود؟
بلی حتما، چرا که نه، افاقا برنامه ریزی هم شده و در آینده تصمیم گرفته ایم در اولین زمان که مجوز ها گرفته شد و تمام مشکلات حل شد کنسرت را برگزار کنیم.
صحبت پایانی؟
آخرین صحبت این که مردم یک لطفی بکنند و بزرگواری کنند اگر واقعا فرهنگ کشورشان را دوست دارند، اگر هنرمندانشان را دوست دارند از ما حمایت کنند و یک طوری شود که از سی دی های کپی استفاده نکنند و آلبوم ارجینال را بخرند تا ما هم بلاخره بتوانیم این راه را ادامه بدهیم و خدای ناکرده مثل خیلی شرکت های موسیقی دیگر این کار را رها نکنیم.

.:: امید محمودزاده ابراهیمی ::.
اکران همزمان با تهران یک فیلم در سینما قدس سیرجان از آن دست اتفاقاتی است که کم می افتد اما سوا از نوع و ژانر فیلم؛ اتفاق خوبی است.اتفاقی که باعث می شود پس از فراغت از امتحانات سری به تک سینمای شهر بزنیم.
با دیدن عکس رضا کیانیان و رضا عطاران مشتاق می شوم که این فیلم را حتما ببینم.اسم ها همگی بزرگ هستند و فیلم نیش زنبور از عوامل حرفه ای سود می برد.مریلا زارعی هم در لیست اصلی بازیگران حضور دارد پس باید حتما این فیلم را دید.
فیلم با صحنه هایی موازی از زندگی دو شخصیت اصلی فیلم آغاز می شود.این موازی بودن بی دلیل نیست تا زمانی که سرنوشت این 2 شخصیت به یکدیگر گره می خورد اما گویی این گره خوردن قبل از صحنه های موازی اتفاق افتاده است.
اسد(رضا کیانیان) با همکاری رضا (رضا عطاران) با ریختن طرح دوستی با زنان ثروتمند و استفاده از ترفندهای مختلف و همکاری با یکدیگر پولی به جیب می زنند و این طرح اصلی داستان است.داستان تا نیمه فیلم به همین منوال ادامه می یابد تا اینکه اسد که در یک جشن اتفاقی شرکت کرده است،افسانه را می بیند و به او علاقه مند می شود و داستان فیلم چهره ای دیگر بر خود می گیرد.
ایده اصلی فیلم نیش زنبور اگر از فیلم "نقاب" کاظم راست گفتار گرفته نشده باشد حداقل خیلی شبیه به آن است.خصوصا آنکه سعی شده است که نیش زنبور هم با توانایی های رضا عطاران و خصوصیات کمیک رضا کیانیان به طنز و کمدی گرایش پیدا کند که نیش زنبور در این بخش کاملا ناموفق بوده است.سروش صحت که دستی بر فیلمنامه نویسی سریال های کمدی دارد در نیش زنبور چندان شخصیت ها را پخته در نیاورده است.اسد و رضا مکمل خوبی برای هم هستند اما در سکانس هایی از فیلم ویژگی های شخصیتی آنها گم می شود.باهوش بودن آنها کمرنگ می شود و به کمدی ساده لوحانه شبیه می شود.البته این نکته فقط برای اسد و رضا اتفاق نمی افتد و افسانه و مرجان(خواهرش) و بقیه شخصیت های این فیلم هم وارد جریان ساده لوحانه ای می شوند که در انتها همه چیز خیلی جدی تمام می شود و کلیشه کلاهبرداری ایرانی رعایت می شود!
بستر سینمای ایران در این سالها افت شدیدی داشته است و کمدی های نازل سینماهای کشور را فرا گرفته اند.نیش زنبور قصه ای را روایت می کند که مخاطب سینما فقط باید آن را نگاه کند،آجیل بخورد و برود. هیچ نکته خاصی در فیلم مشاهده نمی شود و داستان هم به غیر از شوک اول فیلم چندان پیچشی ندارد.قصه خیلی سر راست و ساده است اما انتظار می رفت که طرحی که رضا کیانیان آن را به سروش صحت داده است کمدی آبرومند تری باشد.شاید خواسته شده است که کمدی این فیلم بیشتر متکی بر موقعیت باشد تا کلام اما داستان فیلم کششی بهتر از یک فیلم 70 دقیقه ای را ندارد و شاید 90 دقیقه هم برای آن زیاد است.
بازی ها در نیش زنبور در سطح واقعی خود نیست.رضا کیانیان که اغلب در نقش های جدی سینما حضور می یافت دومین حضور کمدی خود را پس از فیلم همیشه پای یک زن در میان است در نیش زنبور ثبت کرد.کیانیان در نیش زنبور قصد دارد خود را در موقعیت های کمدی قرار دهد تا اینکه خود(به مانند عطاران) زمینه ساز کمدی باشد.اینکه کیانیان در ایفای نقش اسد چقدر موفق بود چندان نمی توان با اطمینان نظر داد چون بستر حضور او فیلمی چون نیش زنبور است و انتظار نمی رود رضا کیانیان یک نقش متفاوت را اجرا کند.
رضا عطاران هم برای چندمین بار کارکتر "عطا" را به مخاطب عرضه می کند.آدم ساده لوحی که همیشه در قالب نقش دوم و آسمان جل است و لحظات کمدی فیلم به کارها و دیالوگ های او بستگی دارد. مریلا زارعی هم به ذات فیلمنامه و تصویری که از زنان فیلم نشان داده می شود شخصیت ساده لوحی را ایفا می کند که در انتهای فیلم از همه باهوش تر می شود و به همراه خواهرش (که حضورش در فیلم اضافی به نظر می رسد) اسد و رضا را قال می گذارد و می رود.
معتقدم بستر نازل سینمای ایران که در چند سال اخیر شدت فزونی یافته است دلیل اصلی کیفیت پایین فیلم های کمدی و حتی بعضی از فیلم های جدی شده است.امیدواریم آینده ای بهتر برای سینمای ایران در پیش باشد.
به زودی نقد:
کتاب قانون
تردید

24 آبان 1388 متنی را نوشتم مبنی بر اینکه ایران گام در بعضی از کارهای خود بدقولی کرده است.با تماس با آقای حسین خانی مدیر شرکت ایران گام سو تفاهم درباره این متن و اطلاعات اشتباهی که در آن وجود داشت برطرف گردید و این پست از وبلاگ من حذف شد.
گرچه منبع اطلاعات این نوشته از اینترنت بود ولی اطلاعات آن موثق نبود و بابت این امر ما یک عذرخواهی رسمی به شرکت ایران گام بدهکاریم.
امیدوارم با اطلاع رسانی کامل و شفاف و بدون پرده بتوانیم دست در دست هم برای پیشرفت موسیقی گام برداریم. به امید آن روز
سپاس و پوزش
امید محمودزاده ابراهیمی
مدیر وبلاگ هنر هفتم
مجله موسیقی ایرانیان - ابراهیم مولائی: چهارمین شماره از «مجله اینترنتی موسیقی ایرانیان» به صورت رایگان و اینترنتی در آغاز سومین سال فعالیت هایش به همراه دست نوشته هایی از بزرگان هنر منتشر شد .این شماره شامل مصاحبه های مفصل اختصاصی با هنرمندانی چون رضا یزدانی، اركیده حاجی وندی «اولین خواننده زن بعد از انقلاب»، اصغر محمدی « نوازنده ی سنتور» و ساسان سلیم نژاد به همراه گفتگوهای کوتاه اختصاصی با محسن یگانه، فرزاد فرزین و مدیر برنامه ی سامی یوسف است كه از دیگر مطالب این ماهنامه می توان به مقاله هایی درباره انواع سبك های موسیقی مثل سنتی، محلی، راك و همچنین گزارشهای مفصل تصویری از كنسرت هلال کاروان و حمید حامی اشاره كرد. قابل ذكر است كه این شماره شامل دست نوشتههایی از بزرگان موسیقی ایران زمین چون حمید متبسم، رضا صادقی، لیلی افشار، علی پهلوان، سالار عقیلی، سعید شهروز، مجتبی کبیری، حمید حامی، بابک جهانبخش، فرزاد فرزین، بابک قدمایی، محسن شریفیان، رضا یزدانی، محمد علیزاده، بهرام تاج آبادی، مهران احراری، نیما وارسته، میلاد ترابی، امین رستمی، سهراب پاکزاد، امیر طبری، فرهاد جواهرکلام، رهام سبحانی ، احسان حق شناس، سهیل تهرانی، سیاوش ناظری، میدیا فرج نژاد، پیمان خازنی، پیمان ناصح پور، رضا برون و غیره است كه لطف كردند به مناسبت تولد مجله موسیقی ایرانیان نظرات، پیشنهادها و نقد های خودشان نسبت به مجله را برای ما فرستادند. شماره چهارم ماهنامه موسیقی ایرانیان با بیش از 100 صفحه مصاحبه ، مقاله ، یادداشت و ... اختصاصی در حالی منتشر شده است، که شماره سوم ماهنامه حدود 80 هزار دانلود داشته است(45 هزار از سرور سایت و نزدیک 35 هزار از سایت ها و وبلاگ هایی که مجله را برای دانلود قرار داده اند) پس با این اوصاف، ضمن اینکه ماهنامه موسیقی ایرانیان نسبت به مجلات چاپی مشابه از محتوای قوی تری برخوردار است نسبت به دیده شدن نیز در جایگاه بالاتری قرار دارد. از شما عزیزان تقاضا داریم برای لذت بردن از ماهنامه حتما با کیفیت بالا دانلود کنید . برای مشاهده مجله که به فرمت PDF می باشد به نرم افزار Adobe Acrobat Reader نیاز است. برای خارج کردن فایل ها از حالت فشرده به نرم افزار WinRAR
نیاز است. برای خارج
کردن فایل ها از حالت فشرده به نرم افزار WinRAR
نیاز است.
مجله موسیقی ایرانیان
از همه ی كاربران هنردوست سایت هم بابت تاخیر در انتشار ماهنامه عذر خواهی می كنیم كه با اینكه تولد سایت 5 بهمن بود ولی به علت دسیسه و دشمنی هایی كه در قالب مجازی و اینترنتی (حمله سایبری به سرور سایت) علیه این مجموعه شد، چاره ای نداشتیم جز اینكه 7 بهمن ماه این ماهنامه را منتشر كنیم.


باور کنید عکس تزئینی است! به آن لیوان کذایی هم توجهی نکنید!!
دوباره آخر ترم و همان بحث قدیمی درس ها و پاس کردن ها...
عادتی شده برایم که هنگام خواندن درس از نوع ریاضی،معادلات،شیمی فیزیک و... ذهنم جولانگاه افکار مزاحمی می شود که البته در حالت عادی فوق العاده فکر های دوست داشتنی هستند(فکر بد نکنید،توضیح می دهم!)
گاهی اوقات این افکار به موسیقی تبدیل می شوند و مثل پتک روی سرم می کوبند.پیش خودم فکر می کنم که ایراد از گوش کردن موسیقی ست اما به دور و برم که نگاه می کنم و می شنوم که کسی هست که واکمن در گوشش می گذارد و آهنگ می گذارد و درس می خواند و نمره خوبی می گیرد و همچنین کسانی هستند دور و بر خودم که از من خوره تر موسیقی هستند؛این شک ام از بین می رود.
استفاده از ترفند نوشتن آن افکار مزاحم روی کاغذ هم برای من زیاد جواب نداده است.البته خوب بوده اما وقتی می خواهم آن افکار را بنویسم ممکن است در آنها غرق شوم.ذهن من دنیای عظیمی از رویاها،تصویرها،آرزوها،آینده ها و...است که برای فکر کردن به آنها تنها بهانه بودن جزوه ریاضی جلوی رویم است.آن زمان است که دیوانه وار این افکار به من حمله می کنند و ما از 100 کلمه ریاضی نهایتا 2 کلمه را می فهمیم!
من علاقه مند به رشته متالورژی نبودم و بالای همین وبلاگ هم نوشته ام اما فکر می کنم اگر ذهنم تمرکز کافی روی درس داشت حداقل وضعم الان این نبود که از آن طرف مشروطی بیفتم ! و این همه از درس و ترم عقب نمی افتادم.
آدم در زندگی کارهایی می کند که شاید واقعا قلبا از انجام دادن آنها متنفر باشد اما خب به هر حال شاید روزی برسد که این اتفاق بیفتد و طرف مجبور باشد قورباغه را قورت بدهد.رشته دانشگاهی و درس پاس کردن(نه دانشجو بودن!) که اینقدرها نباید مشکلی باشد.
خیل با خودم کلنجار می روم که روی درس هایم تمرکز داشته باشم اما وقتی پشت میز درس می نشینم فکرم بی هوا به ناکجاآبادهایی می رود که تصورش مشکل است!
نمونه اش در همین امتحان یکی مانده به آخری ما که تقریبا درس خواندنی بود.خب درس خواندنی برای رشته مهندسی مثل هلو است برای کسی که دارد پوست نارگیل گاز می زند!
با اینکه جزوه را 4 دور کامل خوانده بودم و تقریبا خیلی از جاهای آن را حفظ بودم اما سر امتحان آن چیزهایی که باید در ذهن میداشتم از ذهنم می پرید.دقیقا در امتحان معادلات چنین اتفاقی افتاد و من نتوانستم به سوال ها جواب بدهم چون ذهن و مغزم قفل کرده بود.وقتی این اتفاق می افتد از خودم متنفر می شوم چون به هر حال اینجا دانشگاه آزاد است و هر واحد افتادن معادل با پول دادن بیشتر است و قطعا کسی از پول دادن زیاد خوشش نمی آید.
گاهی اوقات هم فکر می کنم که یک نفر که از من بیشتر بلد است باید همیشه کنارم باشد تا چیزی که نفهمیدم را برایم توضیح بدهد....احمقانه است !!!
حالا باید چندین! درس این ترم را ترم آینده دوباره بردارم(تکرار کنیم!) و همین مثل سوهان روی روح من است.
نمی دانم کسی هست مثل من که اینگونه مشکلی داشته باشد یا چنین تجربه ای داشته باشد یا نه اما خیلی دوست دارم بدانم چگونه می شود با این اتفاق رو به رو شد.
از ترم آینده باید درس را در طول ترم بخوانیم(گرچه همیشه حرفش را می زنیم و اجرا نمی کنیم) چون کار دارد به جاهای باریک می کشد و تا ترک تحصیل فقط یک قدم مانده است.
همیشه حال من زمانی که درسی را فهمیده باشم و نمره نسبتا خوبی گرفته باشم خیلی خوب می شود.الان چند وقتی ست اصلا حالم خوب نیست...اگر نزدیک من می شوید...پیشنهاد می کنم زودتر دور شوید !
من عادت داشتم و دارم که همیشه خودانتقادی داشته باشم اما نمی دانم این خودانتقادی چرا اینجا به کمکم نمی آید و من دارم عین یک کوهنورد در حال سقوط هر روز یک صخره پایین تر پرت می شوم.
نمی دانم چرا درسی که رو به رویم است و آن را بازنویسی هم می کنم باز هم نمی فهمم.حتی تکنیک شب امتحانی و حفظ کردن هم دردی از من دوا نکرده است.
به سرم می زند متالورژی را ول کنم اما از آن طرف می بینم که باید با همان دیپلم سربازی بروم و 2 سال دیگر هم علافی بکشم(به طور کلی اعتقاد دارم سربازی علافی بیش نیست)؛بعد از برگشت هم در 25 سالگی هیچم..صفرم...نه مدرک دارم،نه کار،نه درآمد...هیچِ هیچ !!
فکر کردن به همه اینها عذاب آور است...در حد جهنم
خدا خودش باید برایم فکری کند...من که رسما دارم دیوانه می شوم!
پاسخ کافه شکلات به این متن
آخرین پست ها