تبلیغات
هنر هفتم - مطالب اسفند 1388

یادداشت سیدابوالحسن مختاباد درباره لغو كنسرت تبریز همایون شجریان
رگ غیرت آقای مدیرکل



.:: موسیقی ما - سیدابوالحسن مختاباد::.

 در میان تمامی سخنانی که مدیرکل ارشاد استان آذربایجان شرقی درباره دلایل لغو کنسرت گروه حصار به خوانندگی همایون شجریان گفتند، این بخش آن باید محل تامّل بیشتری قرار بگیرد.

«احمدی در پاسخ به اینکه دو نفر نوازنده زن در گروه همایون شجریان که با رعایت کامل حجاب اسلامی در داخل و خارج از کشور بارها روی صحنه رفته و کنسرت اجرا کرده‌اند، چگونه می‌تواند بازتابی داشته باشد، اظهار کرد:وزیر ارشاد این بخش را به عهده مدیران کل گذاشته است و گفته گروه مهم نیست و ما تشخیص می‌دهیم، به هرحال هر استان برای خودش حال و هوایی دارد.» (خبر‌آنلاین)

این تامّل، آنجا که او می‌گوید «ما تشخیص می‌دهیم» باید افزونتر باشد.

پرسش‌ها از همین نقطه باید آغاز شود که شما چگونه و بر چه اساسی تشخیص می‌دهید؟ آیا این امکان وجود دارد که شما و زیرمجموعه‌تان، بر اساس همان تشخیصی که از آن سخن می‌گویید، به کنسرتی مجوز بدهید و در نتیجه این مجوز، مدیریت برنامه و گروه و سرمایه‌گزار کنسرت، کلی وقت و انرژی و هزینه را صرف کنند تا مقدمات کار فراهم شود و در نهایت سه روز مانده به اجرای کنسرت تشخیص و نگاه شما تغییر پیدا کند و کل طرح و پروژه به هوا برود؟

آیا با این گونه تصمیم‌گیری‌ها سنگ روی سنگ بند می‌شود؟ و گروهی و تهیه‌کننده‌ای دیگر جرات و جسارت پیدا می‌کند که طرف برگزاری کنسرت برود؟ آیا در تشخیص شما جایی هم برای بیش از 8هزار شبکه ماهواره‌ای (نقل به مضمون از رئیس سازمان صدا و سیما) که شبانه‌روز موسیقی‌های آنچنانی را بر سر و روی جوانان این مرز و بوم می‌بارانند، جایی دارد؟

و شما اگر مخیر به تصمیم‌گیری بین انتخاب کنسرت گروه همنوازان حصار با دو بانوی نوازنده محجبه که در قانون و شرع و اخلاق هیچ حکم و حرمتی برای حضور آنها نیامده است، با موسیقی‌های به قول خود شما آنچنانی با آن سر و وضع را که افراد به راحتی و بدون بلیت و مزاحمت و ... لم داده بر بالش منزل می‌توانند ببینند، کدام را انتخاب می‌کنید؟

رگ غیرت شما و دوستانتان چرا در چنین مواقعی نمی‌جنبد؟ اگر این گونه است چرا در آموزشگا‌ه‌های موسیقی آن دیار را تخته نمی‌کنید؟ آنجا هم بانوان محجبه به آموختن و تدریس نوازندگی مشغولند. مگر امتیاز و مجوز این گونه آموزش‌‌گاه‌ها با وزارت ارشاد و ادارات کل ارشاد استان نیست؟ نمی‌توان پذیرفت که رگ غیرت آقای مدیرکل در یک امر واحد در دو مکان دو گونه بجنبد؟ برای اولی هیچ واکنشی نشان ندهد، برای دومی کنسرتی را تعطیل کند و حقوق تماشاگران و دست‌اندرکاران کنسرت و هنرمندان و همه را با یک تصمیم زیر پا بگذارد.

قانون البته برای این گونه تصمیمات خلق‌الساعه و رگ غیرتی که نوشتم، ‌تدابیری اندیشیده است که از جمله آنها نتیجه رای دیوان عدالت اداری درباره برخی اتقاقات مشابه است. که نمونه آن رای دیوان عدالت اداری برای پرداخت خساراتی بود که تهیه‌کننده یکی از فیلم‌ها متحمل شده بود (در نتیجه جلوگیری از اکران فیلم توسط ارشاد در حالی که مجوز ساخت و اکران و نمایش آن را داده بود و تهیه کننده بخت برگشته بر اساس همین مجوز هزینه‌های هنگفتی را تقبل کرده بود.)

ماجرایی چنین بر سر گروه دبو هم آمد که دو ساعت مانده به اجرای کنسرت، اجرا لغو و مردم پشت در ماندند و در نتیجه آن بیش از صد میلیون تومان خسارت به تهیه کننده کنسرت وارد شد و البته ایشان هم شکایت به دیوان عدالت اداری برد که نتیجه آن هنوز مشخص نیست.

به گمان نگارنده مهمترین مشکل مدیران ارشاد شهرستان‌ها، نداشتن تخصص و البته جسارت است. تخصص برای آنکه دریابند کدام موسیقی به رشد و بالندگی فرهنگ ایرانی و اسلامی مدد می‌رساند و کدام جنبه تفریحی و عمومی دارد و ... و جسارت مدیریتی برای آنکه پای تصمیمات خود بایستند و با قدرت منطق مخالفان و منتقدان را مجاب کنند که اجرای کنسرت‌های این چنینی نه تنها ایمان و اعتقاد شهروندان را به باد نمی‌دهد، بلکه تضمینی است بر توسعه فرهنگ موسیقایی ایرانی؟

اگر قرار است کنسرت و موسیقی‌ای که فرزند شجریان می‌خواند با عرف و قانون و شرع مورد نظر آقای مدیر (و نه آنچه که در کشور ساری و جاری است) همخوانی نداشته باشد، ایشان می‌توانند بفرمایند بر اساس تشخیص خودشان چه نوع موسیقی‌ای باید اجرا شود؟


منبع : خبرآنلاین


  • آخرین ویرایش:-
چهارشنبه 5 اسفند 1388  08:20 ب.ظ

فرق ها و شباهت های اساسی "فرار از زندان" و "24"
آیا "فرار از زندان" مکمل "24" است؟



.:: امید محمودزاده ابراهیمی ::.

زمانی که شروع به دیدن سریال فرار از زندان کردم هنوز در حال و هوای سریال 24 بودم و این اعتقاد را داشتم که بعد از 24 هیچ سریالی مرا به خود نمی تواند جذب کند.اوایل و تا قسمت سوم سریال فرار از زندان همین طور بود اما بعد از قسمت سوم اوضاع کمی چرخید و من از فضای 24 ای بودن درآمدم و حس کردم که واقعا نباید این 2 سریال را با هم مقایسه می کردم.البته هنوز اعتقاد دارم که رویداد های واقعی تری با اتکا به منطق داستانی و نمایشی بیشتری در 24 وجود دارد تا در فرار از زندان،اما پیچش داستانی قسمت به قسمت فرار از زندان هم قابل چشم پوشی نیست.
شاید استقبال مخاطب ایرانی از چنین سریال هایی همین پیچش های داستانی باشد که در این سریال ها وجود دارند اما در سریال های وطنی خبری از آنها نیست.

شباهت بسیاری بین ژانر های این 2 سریال(24 و فرار از زندان) وجود دارد و تفاوت ها اندک است.در فرار از زندان خبری از رویدادهای تروریستی تیست و تروریستی به آن معنا(اگر از سازمان های مخفی و سیا در این سریال به عنوان تروریست نام نبریم) وجود ندارد.قهرمان به مانند سریال 24 یک نفر است اما داستان یک خط سیر کلی دارد که مدام پیچ می خورد و جلو می رود ولی در 24 یک خط سیر کامل برای تمامی فصول آن وجود ندارد و فصل ها ارتباط غیر مستقیم با هم دارند.

هرگز به دنبال این نباشید که این 2 سریال را با هم مقایسه کنید چون واقعا نمی توانید.ساختارها با هم متفاوت اند و این یکی از فرق های اساسی است.24 و فرار از زندان 2 کلاف در هم پیچیده هستند که تشخیص تفاوت ها و شباهت هایشان سخت و بسیار ظریف است.اینجا قصد ندارم که ویژگی های فرار از زندان را یکی یکی بشمارم و یا برای آن پرونده ای مثل 24 کار کنم.اما تا همین جایی که تا به حال دیده ام باید بگویم بر سوال هایم هر روز اضافه تر می شود.با دیدن هر قسمت از فرار از زندان و فکر کردن روی نحوه داستان و دیالوگ ها سوالات بسیاری برای من به وجود می آید.

همه ما خوب می دانیم(که حتما باید بدانیم) که کمپانی سازنده هر 2 سریال یکی است؛فاکس قرن بستم (20th Century FOX).حتی کارگردانی 2 قسمت اول این سریال هم بر عهده یکی از کارگردان های اصلی سریال 24 بود؛ برد تورنر(Brad Turner). اما به شباهت ها و تفاوت های این 2 سریال برسیم.

در هر دوی این سریال ها که در زمان حکمرانی جرج بوش بر کاخ سفید ساخته شده اند فساد دولتی تا بالاترین مقام یعنی رئیس جمهور نشان داده می شود.در فرار از زندان سرویس مخفی،رئیس جمهور،حلقه کاخ سفید و...همگی زیر سوال می روند که واقعا جای بسی شگفتی ست که کمپانی فاکس در سریال های خود فساد را تا این اندازه نشان می دهد و سوال اینجاست که حد آزادی کمپانی های فیلمسازی برای نشان دادن فساد در سیستم حکومتی آمریکا چقدر است؟

در سریال 24 این آزادی جایگاه های بالاتری را هم نشان می دهد و عملا برای نشان دادن آن وارد کاخ سفید هم می شود و اشارتی به پشت صحنه قدرت هم دارد.نمایش هایی که در هیچ کجای دنیا نخواهید دید.
اما فرق اساسی فرار از زندان و 24 در کجاست؟

24 شبیه به آن می نماید که برای تطهیر اقدامات دولت آمریکا در مبارزه با تروریسم ساخته شده است اما در این سریال که آزادی بسیاری در نمایش دارد اشاره ای به "یازدهم سپتامبر"،"بن لادن" و "فاکس نیوز" و....نمی شود.24 برخلاف نمایش های بی پرده اش در ذات داستانی خود رویه غیر مستقیم در پیش می گیرد و اسمی وجود ندارد.اگر توجه کنیم در سریال 24 چندین بار کشورهای خاورمیانه متهم به همکاری برای حمله به خاک ایالات متحده می شوند اما اسمی از آنها برده نمی شود.در فصل هفتم و هشتم سریال هم نام های ساختگی جای نام های واقعی را می گیرند."سانگالا" که احتمالا شبیه سنگال است.نامی کشوری آفریقایی که دچار درگیری داخلی است و داستان از آنجا آغاز می شود و در فصل هشتم "جمهوری اسلامی کمیستان"؛که ظاهرا شبیه به پاکستان است.
اما در فرار از زندان اتفاقات مکمل دیگری می افتد.در این سریال به کرات از 11 سپتامبر اسم برده می شود.وقتی که مایل اسکافیلد در پوشش مامور سازمان استراتژیک(چنین سازمانی وجود دارد؟) میخواهد سوابق بازرس الکس ماهون را تائید کند و به منزل او می رود در پایان تحقیقاتش همسر ماهون به او می گوید: «پس از "11 سپتامبر" وظیفه تایید ارتقای مامورین و بازرسین سازمان اف بی آی به سازمان اطلاعات(احتمالا همان CIA) واگذار شده است و سازمان استراتژیک از این کار کنار گذاشته شده است».دیالوگی که همسر ماهون می گوید شاید فقط یک دیالوگ نیست.یا در زمانی که سوکره با هواپیما دارد به خاک مکزیک فرار می کند جنگنده های آمریکایی تا درون خاک مکزیک هواپیمای ناشناس را تعقیب می کنند؛کاری که به گفته خلبان هواپیمایی که سوکره در آن سوار است،پس از 11 سپتامبر اتفاق افتاده است.از 11 سپتامبر در فرار از زندان به 2 گونه واکنش نشان داده می شود، یک: واکنشی که نشان می دهد مسئولین آمریکایی خود مسئول و مقصر حادثه بوده اند(اشاره به سازمان سیا و استراتژیک) و دو: واکنشی که حاصل از برخورد بیرونی با حوادثی از این قبیل است(اشاره به تعقیب حتی در خاک کشور دیگری که این یکی با سریال 24 بیشتر می خورد.)

در فرار از زندان برای اولین بار یکی از کارکترها ،پل کلرمن که مامور سازمان CIA است و سپس کنار گذاشته می شود،از بن لادن سخن می گوید.او می گوید «وقتی بن لادن پای چپ را روی پای راست می اندازد نتیجه اش با اینکه پای راستش را روی پای چپش می گذارد،متفاوت است.مایکل به او می گوید که او و برادرش که بن لادن نیستند اما کلرمن می گوید برای آنها فرقی نمی کند» این حرف 2 جنبه دارد،اینکه سازمان های اطلاعاتی آمریکا برایشان فرقی نمی کند که چه کسی مجرم است و او را به شدت زیر نظر دارند و جنبه دوم اینکه هرکس بخواهد این فساد را افشا کند حتما می میرد.یعنی کسی که بخواهد به امنیت آمریکا و امنیت سازمان های اطلاعاتی آمریکا ضربه وارد کند به شدت زیر نظر است حتی اگر بی گناه باشد.

مایکل اسکافیلد نواری از اطلاعات شفاهی خود را در اختیار "فاکس نیوز" قرار می دهدو آن نوار 26 دقیقه کامل و بدون سانسور از "فاکس نیوز" پخش می شود.کمپانی فاکس و زیر مجموعه اش یعنی فاکس نیوز شاید خواسته اند با نشان دادن این تصاویر، نمایشی از آزادی بیان را به بیننده نشان دهند.آزادی ای که در ینگه دنیا برای مایکل اسکافیلدی وجود دارد که می خواهد فساد سیستم حکومتی آمریکا را زیر سوال ببرد.کمی عجیب نیست؟ آیا بیننده ی ایرانی(یا هر بیننده دیگری غیر از آمریکایی) از این اقدامات حیرت زده نمی شود؟ همه این اتفاقات در سریال اتفاق می افتد که ژانر آن پلیسی تروریستی نیست بلکه اکشن هیجانی است.بهتر است فرار از زندان را مکمل سریال 24 بنامیم که نتوانست بعضی حرف ها را به دلیل رویه غیر مستقیم اش بگوید.

در سریال فرار از زندان و 24 کمپانی فاکس در قامت یک منتقد(تند و جدی) سیستم حکومتی ایالات متحده ظاهر شده است و مشخص نیست این حجم از نمایش های بی سابقه از فساد در این سیستم با چه هدفی صورت می گیرد؟

بیننده آگاه با دیدن این 2 سریال(که انصافا جزو بهترین سریال های دنیا هستند) قطعا سوالات بسیاری از خود خواهد پرسید.اینکه چرا سریال 24 بصورت یکجا همه این حرفها را نزد یا چرا اولین رئیس جمهور زن در فرار از زندان یک فاسد است و در 24 یک صلح طلب و متفکر؟

آیا بیننده آمریکایی بعد از دیدن این محصولات و نمایش ها از سیستم ایالات متحده احساس غرور و افتخار می کند یا دچار افسردگی و شرمندگی خواهد شد؟
آیا بهتر نیست به جای پرداختن به نمادها و اینکه بگویم این عنصر در سریال نماد چیز دیگری ست و ..... به فیلمنامه و قصه ها و پرداخت ها توجه کنیم؟آیا کسی هست که جواب این سوالات را بداند؟









سه شنبه 4 اسفند 1388  01:02 ق.ظ

همه چیز اینقدر ساده است آقای مطهری؟
یادداشتی در پاسخ به یادداشت دکتر علی مطهری در همشهری جوان





ازدواج موقت از آن دست بحث هایی است که بحث آن در گاهی اوقات زیاد می شود اما عملا راهکاری با ریسک بالاست و کسی حاضر نیست به راحتی آن را برای جوانانی در سنین 15 تا 25 تجویز کند.
درباره ازدواج موقت نمی دانم یک بار یا دو بار در همین وبلاگ نوشته ام اما این بار بهانه ام صحبت های دکتر مطهری است.بدون مقدمه سر اصل مطلب می روم.این مطلب را کسی از نسل سوم می نویسد.نسلی که مخاطب اصلی این بحث هاست.

•    هیچ کس از ازدواج موقت بدش نمی آید.مخصوصا پسرها و آقایان که حس تنوع طلبی زیادی هم دارند.به نظر من ازدواج موقت راهکاری خوب است که می تواند جلوگیری کند از انحرافات اخلاقی و جنسی اما شرایط دارد.

•    ازدواج موقت اگر در دبیرستان ها حلال شود(به نقل از تیتر همشهری جوان از دکتر مطهری) در آینده با بحران انحرافات اخلاقی در پوشش ازدواج موقت خواهیم بود.دیگر چیزی به نام عشق باقی نمی ماند و همان حس و عاطفه دوران بلوغ هم به طور کامل از بین می رود.یک پسر که می بیند نیاز جنسی اش مرتبا و با موارد متعدد قابل برطرف سازی است دیگر دنبال "یک نفر" نمی رود و شهوت جای عشق را خواهد گرفت.

•    با بحران 10 سال بلوغ جنسی تا بلوغ اجتماعی چه کنیم؟ چندین راه و راهکار باید با هم اجرا شود.اول اینکه آقایان مسئول خودشان را به کوچه علی چپ نزنند و فکری به حال وضعیت اقتصادی کنند.قطعا یکی از مسائل مهم دغدغه اقتصادی است.جوانی که کار نداشته باشد که پولی دربیاورد و متعاقبا مسکن و.... را نتواند تهیه کند،هیچ وقت به سمت ازدواج دائم نمی آید.البته طرف موقتش هم نمی رود و به انحراف کشیده می شود.

•    جناب دکتر مطهری؛ شهوت چیزی نیست که بتوان 10 سال(این حداقل آن است) با کار و مشغله فکری،رژیم غذایی و....چیزهایی که شما اسم بردید توی سرش زد و قسمت عمده ای از جوانان را مشمول آن ندانست.اگر قرار بر این است می توانید به انستیتو پاستور تهران سفارش قرص کافور را بدهید تا به وفور در داروخانه ها و آزادانه پخش گردد تا از انحرافات جنسی جلوگیری کند.

•    مسکن 20 یا 30 متری برای دو نفر که حکم خوابگاه دارد برای چند سال اول زندگی بد نیست اما می ترسیم برای آن انبوه سازی شود و این خوابگاه ها ! تدریجا به مسکن اول خیلی ها تبدیل شود.توجه کنید که اگر پای یک فرزند به میان بیاید دیگر 30 متر جوابگو نیست !

•    ازدواج موقت ممکن است برای آقایان خیلی لذت بخش باشد(جدی می گویم) اما قطعا برای دختران جامعه ما یک لکه ننگ است.هیچ دختری دوست ندارد که از او به عنوان وسیله ای برای دفع شهوت مردان استفاده شود.

•    یک موقعیت را برای شما فرض می گیریم.فرض کنید شما به دختری علاقه مند هستید که باکره است و تاکنون ازدواج نکرده است.آیا می توانید به او پیشنهاد ازدواج موقت بدهید؟ آیا می توان با توجه به جو فرهنگی کشور ما دختران باکره را به ازدواج موقت مردان درآورد؟ آیا خانواده ای وجود دارد که چنین کند؟ آیا اگر نمایندگان عزیز مجلس حاضرند خود؛دختران خود را به ازدواج موقت دیگران درآورند؟ پس این طرح برای مجردان و کسانی که ازدواج نکرده اند قطعا قابل اجرا نیست.

•    به طور کلی با طرح ازدواج موقت موافق هستم به شرطی که شرایط آن در جامعه ایجاد شده باشد.یعنی عرف اجتماعی تغییر کند که به نظر من حداقل 15 سال طول میکشد تا یک عرف اجتماعی تغییر پیدا کند.

•    سوال؛ پسران و دختران مجرد که نمی توانند ازدواج موقت کنند یا از این کار ابا دارند چه کنند؟ جواب: اگر می دانستیم حتما به شما می گفتیم!

•    کار از پایه ایراد دارد.وقتی فیلم های غیراخلاقی منبع آموزش اصلی روابط بین زن و مرد می شوند پس یاد آن شعر بیفتید که می گوید: خشت اول چو معمار نهد کج.... تا ثریا رود دیوار کج !

•    فرق ازدواج موقت با روابط بین زن و مرد در مغرب زمین چیست؟ تقریبا همان است و فقط مسئولیت پذیری را شرط کرده که البته همه دارند از این مسئولیت پذیری سرباز می زنند.

•    کسانی که ازدواج موقت می کنند(چه زن و چه مرد) دوست ندارند کسی بفهمد که آنها ازدواج موقت کرده اند.وقتی روابط غربی را می بینند به سمت آن متمایل می شوند چون فکر می کنند که در آن طرف این چیزها نیست.اتفاقا به نظر من هست اما چون فرهنگ آنها جور دیگری است اهمیتی که ما برای آن قائل هستیم را آنها قائل نیستند.

•    پرونده شماره 248 همشهری جوان و یادداشت دکتر علی مطهری در شماره 249 این مجله  را حتما بخوانید.اگر گیرتان نیامده است از این سایت مقداری از آن را می توانید دانلود کنید(www.hamshahrimags.com)

•    نکته آخر: سریال های خارجی فارسی 1 را حتما خیلی از شما می بینید. خیلی خوب و هوشمندانه نگاه کنید و قضاوت کنید.روابط آنها به ما و فرهنگ ما نمی خورد.اما آیا راه بهتری هست؟ هست...بگردید و بهترین راه را پیدا کنید. دیدن فارسی 1 بد نیست به شرطی که هوشمندانه باشد نه اینکه بیایید فردا بگویید ما هم می خواهیم مثل پسر ویکتوریا ازدواج رفاقتی کنیم !(2 سال است با هم هستند ولی هنوز ازدواج رسمی نکرده اند...خیلی جالب است؛یعنی یکجورهایی نوبر است !!!)

*     *     *


گفتم این مطلب به روز میشه...نه؟ حالا بقیه ش رو بخونید درباره مطلبی که امروز توی سایت MSN خوندم و گفتم ینجا بذارم تا شما هم بخونید.البته خوبه که فیلتر نیست !!!
توی پرانتز که نقطه هست کلمه سه حرفی هست که همتون میدونید پس بعدا نپرسید

6 Surprising Truths About Boys and (...)
How do teen boys honestly feel about (...) and relationships? Seventeen Magazine and The National Campaign to Prevent Teen and Unplanned Pregnancy partnered on a survey of 1,200 15-22-year-old guys to find out!

حقیقت های اعجاب آور درباره پسران و (...)
چگونه پسران زیر 20 سال احساس شان نسبت به (...) و رابطه عادت می کند؟ مجله 17 ساله ها و کمپین جهانی به همین منظور از 1200 جوان بین 15 تا 22 سال درباره جلوگیری از بارداری های ناخواسته نظرسنجی کرده اند تا
آن را بیابند.

Digital Vision/Getty
(...) Isn't Necessarily the First Thing on a Guy's Mind

45% of guys in this sample are still virgins and 40% are not looking for (...) or hook-ups.

Many are not in a rush and may actually regret moving too fast

چشم اندازهای دیجیتالی و ایماژ:
لازم نیست(...) اولین چیز در ذهن مردها باشد. 45 درصد از مردها در این نمونه تاکنون رابطه جنسی نداشته اند و 40 درصد نیز به نظر نمیرسد که برای (...) با کسی ارتباط برقرار کرده باشند.(ترجمه ناقص)


45%have had (...) with someone and regretted it afterward, and almost half say it's good to wait to have (...) until you're married.

45 درصد از این نمونه تا به حال ارتباط جنسی داشته اند و بعضی از آنها پس از این رابطه از آن پشیمان شده اند و اغلب (بیش از نصفی از آنها) می گویند که خوب است برای داشتن رابطه جنسی تا ازدواج صبر کرد.


متنی که بالا توپر شده رو برای آقایونی توپر کردم که فکر میکنن اونور دنیا همه میخوان رابطه جنسی آزاد و.....داشته باشند.این یه نتیجه نظرسنجیه که  توی نشریه 17 ساله ها کار شده است.آقایان مسئول با اطلاعات حرف بزنند.

منبع:
http://lifestyle.msn.com/your-life/family-parenting/staticslideshowsev.aspx?cp-documentid=23382994&gt1=32050

لطفا بقیه لینک ها رو هم بخونید(زیر صفحه ای که باز می شود)


*     *     *

به رغم مخالفت هایی که با این پست وجود دارد و من هم به آن واقف هستم اما این پست رو دوباره ادامه میدیم این بار به شکلی دیگر.متنی که در زیر می خوانید در وبلاگ "سنگ صبور" منتشر شده است.حرف هایی که پگاه؛یک دختر ایرانی به نگارش درآورده است :

بله من یک دخترم! اما نیاز جنسی دارم. نیاز جنسی شدید! این نیاز از وقتی یک دختر ۱۵ - ۱۶ ساله بودم تا الان که ۱۹ ساله هستم با من بوده! توی مدرسه هم دوستام بهم می گفتن تو مریض جنسی هستی! مگه میشه یه دختر اینجوری باشه؟؟ منم دیگه باورم شده بود که مریضم! که یه چیزیم می شه! اما جالبه بدونید که همون دوستم که به من گفته بود تو مریضی دو سه ماه بعد از اینکه این حرفو به من زد چند روز غایب شد و نیومد مدرسه. بعد که پرس و جو کردم فهمیدم که یکی از همسایه ها اونو با دوست پسرش زیر پل دیده دذر حالیکه دکمه های جلوی مانتوی مدرسه و شلوارش باز بوده و پسره هم حسابی مشغول بوده!!! بعد فهمیدم که "شاید" اونقدرها هم مریض نباشم! حداقلش اینه که با وجود اینکه این نیازو دارم دست به کار خلافی نزدم! البته نه اینکه کاملا نزده باشما!! یکمی زدم! راستش ... خوب من به شدت معتاد به مرض خودارضایی شدم! البته نمی دونم چرا! چون خودارضایی اصلا لذتی برام نداره. جز اینکه بعد از اینکه این کارو می کنم آلت تناسلی ام تا نیم ساعتی می سوزه و اذیت می شم! ولی نمی دونم چه مرگمه که نمی تونم ترکش کنم! ای بابا! به هر حال من نمی دونم چی کار کنم. بعضی وقتا فکر می کنم به اولین خاستگاری که از در خونه اومد تو جواب مثبت بدمو خلاص! اما مگه میشه؟! یه دونه دختره بابا بعد از ۳ تا پسر مگه به این آسونیا می تونه ازدواج کنه؟ بابام می گه یا تا آخر عمرت پیش خودم می مونی یا با کسی ازدواج می کنی که پولدار و تحصیل کرده و خانواده دارو خوشگلو (!!!) مومن باشه!! پس ازدواجم بی ازدواج! چون چنین پسری اگرم وجود داشته باشه که بعیده چرا بیاد منو بگیره؟؟ خوب میره مهناز افشار یا چه می دونم لیلا فروهرو می گیره!!! والا! خوش به حاله پسرا. حداقلش اینه که همه این نیازشونو به رسمیت می شناسن! اما کسی نمی فهمه که شاید این دخترای بیچاره هم این نیازو داشته باشن! بعضی وقتا به سرم می زنه با دوست پسرم یه کارایی بکنم! راستشو بخواهید قبلا یه دوست پسر داشتم طفلک اصلا حرفای ... نمی زد! من خودم غیر مستقیم تحریکش کردم! عمدا این کارو کردم! به خاطر همون مرض کوفتی ام! اونم دیگه دور برداشت! چند بار شبا با هم از این حرفا می زدیم. ای بد نبود. اما بعدا دیگه نتونستم جمش کنم!! بی خیال نمی شد که! هر بارم همدیگرو می دیدیم می خواست باهام ور بره! درسته که منم بدم نمیاد! ولی دیگه اونجوریم نیستم که بزارم هرکی از راه رسید دستمالی ام کنه که! شهر هرت که نیست!

اینم درد دل من! جای دیگه ای برای گفتنش نداشتم. مرسی از سنگ صبور که به حرفام گوش کرد. مرسی از کسایی که درد دل منو خوندن...



ادامه حرف های پگاه و واکنش او به ازدواج موقت :



راستش نمی دونم. من به ازدواج موقت فکر نمی کنم. تقیبا به همون دلایلی که توی وبلاگت نوشتی. ولی من واقعا دارم اذیت می شم. تو خیلی راحت می توی از این حرفا توی وبلاگت بنویسی و با اعتماد به نفس بگی منم مثل بقیه این احتیاج رو دارم! ولی من که نمی تونم! اینجا هم واقعا به اصرار سنگ صبور این حرفارو زدم چون گفت چند تا عقل بهتر از یه عقل جواب می ده و شاید بتونم برای این مرض اعصاب خردکنم یه راه حلی پیدا کنم. 
من یه دخترم. یعنی جامعه به من به چشم یک وسیله برای رفع نیاز جنسی مرد نگاه می کنه (البته از نظر جنسی) هیچ کس به یه وسیله درمورد چیزی که وسیله اش هست حق نمی ده! می ده؟ 
سه سال پیش که داداشم داشت ازدواج می کرد. خودم شنیدم که بابام به مامانم گفت ببین اگه پویا دختری رو انتخاب نکرده خودت براش یه زن خوب پیدا کن. اون دیگه 25 ساله شه. خوب نیست پسر تا این سن مجرد بمونه اذیت میشه. باز خیالم راحته پگاه دختره از این نگرانی ها ندارم! 
من صیغه رو برای خودم تجویز نمی کنم. هیچ وقتم زیر بار چنین چیزی نمی رم. ازدواج دائم هم که بی خیال! پس چاره ی من چیه؟ دارم اذیت می شم! هم اذیت می شم. هم خیلی ها از این درد من سواستفاده می کنن تا حالا خودمو نگه داشتم اما بعید نیست دیگه نتونم!


منتظر پاسخ ها و کامنت های شما هستیم






  • آخرین ویرایش:سه شنبه 4 اسفند 1388

پنجمین شماره مجله موسیقی ایرانیان





مجله موسیقی ایرانیان - ابراهیم مولائی:
این شماره شامل مصاحبه های مفصل اختصاصی با هنرمندانی چون لیلی افشار «اولین زن دکترای گیتار کلاسیک جهان»، حجت افشار زاده و به همراه گفتگوهای کوتاه اختصاصی با حامی، بابک جهانبخش، مهران احراری و امین رستمی است كه از دیگر مطالب این ماهنامه می توان به مقاله هایی درباره ژاکت آلبوم جدید چاووشی، استاد مشکاتیان، موسیقی راک در ایران و بررسی کنسرت ها در کشورمان اشاره کرد.

قابل ذكر است كه این شماره شامل میز گرد مفصل و داغی برای کالبد شکافی ترانه ی نوین همراه با ترانه سرایان و تحلیل گران جوان است که بصورت دقیق و موشکافانه مشکلات ترانه سرایی را بررسی کرده اند.
از دیگر مطالب این مجله می توان به گزارش تصویری و متفاوت از قطعه هنرمندان اشاره کرد که به معرفی هر هنرمند همراه با تصویری از مقبره ی او پرداخته است.
در ضمن می توانید شماره ی قبلی ماهنامه را که همزمان با سالگرد مجله هم بود از اینجا مشاهده کنید .

از شما عزیزان تقاضا داریم برای لذت بردن از ماهنامه حتما با کیفیت بالا دانلود کنید .


برای مشاهده مجله  که به فرمت PDF می باشد به نرم افزار Adobe Acrobat Reader نیاز است.


برای خارج کردن فایل ها از حالت فشرده به نرم افزار WinRAR نیاز است.




در این شماره میخوانید:
تحلیل دو اپیزود ابتدایی لاست
نگاهی به شخصیت جان لاک؛ موافق ها و مخالف ها از لاک میگویند.
فلش فوروارد؛ لاست جدید؟!
مصاحبه با ژوزف فاینس
نقش نشانه ها در سریال فرینج
یادداشتی بر آواتار
یادداشتی درباره ارتباط سریالهای 24 و فرار از زندان(یادداشت من در این مجله)
معرفی سریال های منتالیست، تئوری بیگ بنگ، جریکو و تیکن
نگاهی به سریال قصه های جزیره
و
مطالب خواندنی دیگر...


یادداشت سردبیر سایت:
به عنوان سردبیر مجله iLOST افتخار این را دارم که شماره سوم مجله را پیشکش شما خوانندگان عزیز کنم. امید است این شماره نظر شما را به خودش جلب کند.
نظرات و پیشنهادات خود را در تاپیک مربوطه با ما در میان بگذارید تا در شماره آینده مجله ای شایسته تر ارائه دهیم.






منبع:
www.tvshow.ir

دانلود شماره های قدیمی از اینجا



  • تعداد کل صفحات :2  
  • 1  
  • 2