پرونده آلبوم ساعت 9 سیروان خسروی فقط گاهی وقت ها... .:: سما بابایی ::. گاهی وقت ها می
شود امیدوار شد. می توان آلبومی را گوش كرد و فهمید كه خالق آن تلاش كرده است تا
اثری متفاوت خلق كند. كاری جدید. مهم نیست كه نتیجه چه باشد، مهم این است كه كسی
به شعور مخاطبش احترام گذاشته و تلاش كرده است. حالا اگر نتیجه هم خوب شد كه دیگر
همه چیز عالی است. «ساعت 9» سیروان خسروی تمام این حس ها را به آدم می دهد. این حس
را كه در فضایی كه یك آلبوم موسیقی با یك كیبورد شكل می دهد و چند ترانه بی مایه، موزیسینی
این زحمت را به خود داده است كه چند سالی وقت بگذارد تا آلبوم خودش را به بازار
موسیقی عرضه كند. از نوازندگان برجسته استفاده كند و آلبومی منتشر كند كه به
استانداردهای موسیقی پاپ نزدیك باشد. او مراحل ساخت این آلبوم را از سال ۱۳84 آغاز کرد و حالا بعد از چهار سال آن را منتشر کرده
است. به همین خاطر است كه می شود گفت او تا حد زیادی به هدفش رسیده، هر چند از
كسی كه از سنین كودكی آموزش آكادمیك موسیقی دیده است، انتظار بیش از این هم می
توان داشت. انتظار این كه تلاش او برای بالا بردن سطح سلیقه مخاطبی كه تا حد ممكن
افت كرده است ، بیشتر باشد. چه در آثاری كه خود به عنوان خواننده منتشر می كند و
چه در آثاری كه به عنوان تنظیم كننده در آن ها فعالیت دارد و انتظار این كه اثری
با قدرت بیشتری منتشر كند. به خصوص این كه او از شاگردان گذشته و دوستان كنونی
كاوه یغمایی است كه خود به عنوان یكی از محورهای موسیقی راك ایران است. از تمام
این حرف ها گذشته می توان «ساعت 9» را گوش داد و با ترانه های زیبایش كمی به زندگی
امیدوارتر شد. در كنار تمام این ها اما همچنان یك افسوس باقی می ماند. این كه برای
جذب مخاطب هیچ كدام از این ها مهم نیست، یعنی اهمیت چندانی ندارد. انگار برای
تبلیغ یك محصول فرهنگی باید از همان شیوه های تبلیغات تجاری بهره برد. به طرح
آلبوم او دقت كرده اید، عكسی زیبا از خواننده ای جوان با بك گراندی زیباتر.
بدعتی تازه در ترانه ها در 2 آلبوم هیت این روزها یعنی ساعت9 سیروان خسروی و 88 بنیامین بهادری
شاهد یک بدعت در ترانه های این 2 آلبوم بوده ایم که البته این بدعت مشترک است. منظور من اصلا سخت و نامفهوم نیست. برای اولین بار است که ما در ترانه های
این 2 آلبوم شاهد استفاده ترانه سرایان از واژه های غیر فارسی هستیم. در قطعه "ساعت9" از ترانه مکرم می شنویم: یه کافی شاپ قهوه و تلخی حرفات
چشماتو بغض منو و سردی دستات استفاده از واژه کافی شاپ جالب و بدیع بود همچنین در در قطعه "بیا عاشقم کن" از فرید احمدی در آلبوم 88 می شنویم: تو نگات یک دفعه جادووم میکنه وقتی رووی قلب من زووم میکنه.... استفاده از کلمه زووم که به معنای دقیق شدن یا توجه کردن است جالب بود.به
خوبی یا بدی این بدعت کاری ندارم و فقط خواستم یک موضوع مشترک را اشاره کنم. البته این موضوع شاید برای خیلی تازگی نداشته باشد اما استفاده از کلمات
خارجی در این سطح (به نظر من) بی سابقه بوده است.
دانشگاه یا زندان؟ .:: امید محمودزاده ابراهیمی ::. کار ما دانشجویان به جایی رسیده است که برای حفظ و صیانت از ما دست به دامان تکنولوژی می شوند و با دوربین مدار بسته کنترل مان می کنند.اقدامات کنترلی برای دانشجویان خیلی وقت است که اجرا می شود.قبلا هم نصب دوربین داشتیم اما در سالن امتحانات و برای جلوگیری از تقلب. اما این یکی واقعا نوبر است! منطق چنین بخشنامه هایی چیست؟ یعنی در یک دانشگاه حتی با وسعت پایین نمی توان با نیروی حراست مواظب دانشگاه و دانشجویان بود و حتما برای حراست از آنها باید از دوربین استفاده کرد؟ متاسفانه به این موضوع نمی توان خوشبینانه نگاه کرد چون این دوربین نه در سالن ها و ساختمان های درونی بلکه دقیقا روی بام ساختمانی نصب شده است و منطقه حراست آن محوطه اصلی دانشگاه است که این امر موجب می شود دانشجویان خیلی مواظب رفتار خود باشند تا مبادا روزی دوربین ها فیلم آنها را ضبط کنند. یک جور کمین در ملاء عام و شاید شبیه به اردوگاه اسیران جنگی و یا محوطه حیاط زندان ! دانشجویان به مانند زندانیانی که برای هواخوری بیرون می آیند باید سرشان را پایین بگیرند تا شاید یک روزی فیلم خصوصی آنها منتشر نشود!! این حراست دقیقا رابطه مستقیمی هم با ارتباطات دختر و پسر دارد و این روابط حتما تحت تاثیر قرار می گیرد و قطعا کسی دوست ندارد که وقتی دارد با همکلاسی خود صحبت می کند کسی از آنها فیلم بگیرد و مراقبشان باشد.احتمالا هم این ارتباطات به بیرون از محیط محصور دانشگاه کشیده می شود.جایی که نقطه کور دوربین هاست و همچنین خلوت تر ! (از ثمرات حاصله!!). چرا نمی خواهیم باور کنیم که داریم رشد می کنیم؟ می خواهید اعتراض کنید؟ ایرادی ندارد شما می توانید! و آزادید، اما یادتان باشد همراه با دستور العمل اجرایی این مصوبه ، دستور العمل توجیهی آن برای دانشجویان هم برای اجرا کنندگان این مصوبه فرستاده شده است و شما در هر صورت باید قانع شوید که "هرکاری" که برای حراست از شما انجام می شود قطعا خوب است و جایی برای اعتراض نیست !! اعتماد به دانشجویان،جوانان،نسل سوم و ....فقط همان شعار بود و در حد همان شعار هم ماند.ثمره این اعتماد این است که برای حراست از شما جوانان در روز روشن برایتان دوربین می گذارند و شما همیشه در معرض دید یک آقابالاسر هستید! ثمره فرهنگ سازی و تربیت دانشجویانمان هم به اینجا کشیده شده است که این دانشجویان باید با دوربین کنترل شوند چون در این دوره و زمانه کسی به چشمانش هم اعتماد ندارد!!! توجیه مسئولان هم "باید" شما را راضی کند؛ طلا که پاک است چه حاجت به خاک است!! اصلا انگار مسئولان ما فرق دانشجو را با زندانی نمی دانند یا خودشان را از دانستن این موضوع محروم می کنند.به هر حال تجربه همین چندین ساله ثابت کرده است که هم دانشجو می تواند زندانی باشد و هم زندانی ، دانشجو !!! به خودمان بیاییم؛ ترس از چه عاملی باعث شده است که برخی ها تصمیم بگیرند که در تمامی دانشگاه های کشور اعم از دولتی آزاد و پیام نور دوربین نصب شود؟ آیا ضعف تربیتی حاصل از دیدگاه چندین و چند ساله مسئولان آموزشی و پرورشی ما باعث چنین اقداماتی می شود؟ شعار "هوای جوانان را داریم" همین بود؟ آیا بهتر نبود که این هزینه کلان برای خرید و نصب دوربین در دانشگاهها به راهنمایی و رانندگی داده میشد تا همین دوربین ها در مسیر های پر رفت و آمد و چهارراه های خطرناک نصب میشدند تا هم مواظبت بیشتری از خیابات ها انجام میگرفت و هم کار حراست! از خیابان ها و خودروها و جلوگیری از تخطی رانندگان از قوانین راهنمایی و رانندگی راحت تر صورت میگرفت؟ آقایان مسئول؛ محافظان نسل سوم انقلاب؛ ما این حراست شما را نمی خواهیم. کاش باور می کردیم که فقط دانشجویان فساد کننده هستند و مسئولان دانشگاهی همگی پاک هستند و هیچ گونه مشکلی ندارند. دوربین ها برای ماست جوان عزیز ! خدایا ؛ ما را همان ده که همان به . . .(البته فعلا که اینجوری نبوده !) ----------------------------------------------------------------- پی نوشت پس از بازخورد: این متن همین امروز بازخورد زیادی بین دانشجویان و هیئت رئیسه دانشگاه داشت.اما پاسخی که امروز از مسئولان دانشگاه دریافت کردیم این بود: دوربین نه برای کنترل دانشجویان بلکه به دلیل تعدیل نیرو دانشگاه آزاد و کنترل ساختمان ها در شب نصب شده است. توضیحی که منطقی به نظر می رسد. 

تصویربرداری سریال تلویزیونی سرزمین کهن کمال تبریزی دوباره در لالهزار پیگیری می شود.
گروه
تولید «سرزمین کهن» به کارگردانی کمال تبریزی که چندی پیش در شهرک سینمایی
غزالی مشغول ضبط تصاویر این مجموعه بودند، به تازگی وبرای دومین بار از
زمان آغاز تولید،با استقرار در لالهزار مشغول ادامه كار شده اند.
بیتا
فرهی، فرهاد قائمیان، میترا حجار، پژمان بازغی، امیر آقایی، جعفر دهقان،
الهام حمیدی، علی شادمان در کنار ثریا قاسمی و پرویز پورحسینی بازیگران
اصلی این سریال هستند.
«سرزمین کهن» از سریالهای عظیم سیما است که طبق
برنامهریزیهای انجام شده، گروه تا سال 1390 درگیر آن خواهند بود. تدوین
همزمان این سریال هم بطور همزمان آغاز شده تا مراحل فنی این کار نیز هرچه
سریعتر پیش رود. تهیهكنندگی و مجری طرح این اثر هم به عهده محمد مسعود،
تهیهكننده سریال «معصومیت از دست رفته» است كه در 40 قسمت برای گروه فیلم
و سریال شبکه سوم سیما برعهده دارد. فیلمنامه این سریال را علیرضا
طالبزاده نوشته است.
این سریال قصه كودكی به نام «رهی» را روایت
میكند كه بعد از بمباران دهكدهای توسط نیروهای متفقین، از زیر آوار
بیرون كشیده میشود. رهی پس از چند روز مراقبت توسط مادرش راهی تهران
میشود. سالها بعد او در یك خانواده تودهای بزرگ میشود؛ اما بر اثر به
وقوع پیوستن ماجراهایی، او به یك خانواده درباری سپرده میشود.
در این خانواده است كه او رفتهرفته به هویت خود پی میبرد و ...
در
ساخت این سریال تلویزیونی، محمدرضا سكوت (مدیر تصویربرداری)، بهمن اردلان
(صدابردار)، مجید اسكندری (طراح گریم)، مجید لیلاجی (طراح لباس)، كیوان
مقدم (طراح صحنه)، بهرام دهقان (تدوین) و زهرا مصفا (عكاس) همكاری
میكنند.
همچنین گروه تولید پروژه تلویزیونی کلاه پهلوی سیدضیاالدین دری که
قرار است بزودی با سفر به فرانسه بخشهایی از كار را آنجا مقابل دوربین
ببرند، از چندی قبل سکانسهای مربوط به ساوه را با شركت بیشتر بازیگران
اصلی تصویربرداری میکنند.
از چندی قبل سکانسهای مربوط به
ساوه را با شركت بیشتر بازیگران اصلی تصویربرداری میکنند و تصویربرداری
این سکانسها حدود یک ماه به طول خواهد انجامید.
داریوش فرهنگ، گوهر
خیراندیش، امین حیایی، شقایق فراهانی، امیرعلی دانایی، ماهچهره خلیلی،
داریوش کاردان، آنا نعمتی،صالح میرزاآقایی و... در کنار مریلا زارعی،
نیلوفر خوشخلق و محمدرضا شریفینیا بازیگران اصلی این سریال هستند.
در
خلاصه داستان كار آمده است:یك ایرانی تحصیلكرده در فرانسه پس از ازدواج با
دختر مستشارالدوله و عضویت در لژ فراماسونری به ایران مراجعت كرده و از
طریق توصیه فرماندار شهرستان كوچكی چون ساوه مامور اجرای فرمان كشف حجاب
در آن شهرستان می شود و به كمك خوانین و شخصِیتهای ذی نفوذ شهر طرح و
برنامه ریزی می كند،ولی میرزا رضا تدین، بازاری معتمد مردم مقابل او جبهه
می گیرد و...
تهیه این سریال راكه سال گذشته مدتی نیز دچار وقفه در
تصویربرداری شده بود، محمدرضا تختکشیان برای گروه فیلم و سریال شبكه اول
سیما برعهده دارد.
سیدضیاالدین دری ساخت مجموعه های «كیف انگلیسی»، «لژیون» و... را در كارنامه خود دارد.
از طسوی دیگر خبر رسید که فهرست بازیگران "عملیات 125" کامل شد.
احمد نجفی، حمیدرضا پگاه، بهمن دان و ... در سری جدید مجموعه تلویزیونی "عملیات 125" به کارگردانی محمدرضا آهنج نقشآفرینی میکنند.
داود
هاشمی مجری طرح این پروژه گفت: رضا توکلی، رحیم نوروزی، امیرحسین زند،
مهدی امینیخواه، امیرحسین مدرس، رضا بنفشهخواه، بهزاد رحیمخانی، شهروز
ابراهیمی، اکرم محمدی و نفیسه روشن دیگر بازیگران سری جدید مجموعه "عملیات
125" هستند و از بازیگران سری اول عبدالرضا اکبری، کاوه خداشناس، ایمان
صفا و مجتبی رجبی در مجموعه جدید نیز حضور دارند.
وی در ادامه
افزود: این مجموعه با مشارکت شبکه تهران و سازمان آتشنشانی تهران تهیه
میشود. 25 صحنه اکشن در سری جدید "عملیات 125" داریم و برخلاف سری قبل که
ورود و آموزش نیروهای جوان به آتشنشانی نشان داده شد، این بار صحنههای
جذاب عملیات آتشنشانی به تصویر کشیده میشود.
هاشمی خاطرنشان
ساخت: مجموعه "عملیات 125" در 13 قسمت 45 دقیقهای به نویسندگی علیرضا
افخمی و مهدی شیرزاد بر اساس طرح اولیه از افخمی تهیه میشود و احتمال
ساخت سری سوم و چهارم این پروژه هم وجود دارد. همزمان با تصویربرداری،
روحالله انصاری تدوین مجموعه را به عهده دارد و از مهرماه روی آنتن شبکه
تهران میرود.
عوامل این پروژه عبارتند از فرشاد گلسفیدی مدیر
تصویربرداری، شهریار کلهر طراح صحنه و لباس، اصلان مرتضایی مدیر تولید،
جلالالدین معیریان طراح گریم، شکیل مظفری دستیار اول کارگردان، زهرا
جعفری منشی صحنه، مرتضی اصلانزاده صدابردار و شرکت افسانه نگاران تصویر
تهیهکننده.
سری اول مجموعه "عملیات 125" به کارگردانی بهروز افخمی
خردادماه پارسال با حضور عبدالرضا اکبری، رضا رویگری، سیامک احصایی، محمد
فیلی، کاوه سماکباشی، مهران رجبی، مجتبی رجبی، اکرم محمدی، فلور نظری،
مارال فرجاد، کاوه خداشناس و ... از شبکه تهران پخش شد.
سری دوم
این مجموعه قرار بود آبان ماه پارسال کلید بخورد، اما بنا به دلایلی این
اتفاق نیفتاد. برای ساخت سری جدید "عملیات 125" با راما قویدل صحبتهایی
شد، اما شبکه تهران با او به نتیجه نرسید و محمدرضا آهنج جایگزین وی شد.
داستان مجموعه "عملیات 125" درباره چند جوان است که در آتشنشانی مشغول کار هستند و درگیر ماجراهای مختلف میشوند.
منبع سایت: سینمای ما
حاجی شدن با اعمال شاقه !! .:: امید
محمودزاده ابراهیمی ::. این روزها بازار رفت و آمد به خانه خدا و حاجی شدن حسابی گرم است.رفتن به
سفر پربرکت مکه و مشرف شدن به خانه خدا یکی از اعمال واجبی است که هر مسلمانی در
صورت استطاعت باید آن را به جا بیاورد. شاید شما خودتان هم یکی از همین حاج آقاها
و حاج خانوم ها باشید.زیارتتان مقبول درگاه خداوند یکتا اما ... هیچ حواستان هست؟ به کجا؟ ...همین دور و برتان.بعید می دانم از مکه آمده
باشید و بساط ولیمه برپا نشده باشد.ولیمه سنت از مکه بازگشتن است اما حواستان هست
که این ولیمه اگر به دست کسانی که باید برسد...نرسد می شود چزو اعمال شاقه ؟ بعید
می دانم کسی که اعمال حج را به جا میآورد و آنان را به ترتیب اجرا می کند(با سی دی
آموزشی البته!) از اعمال پس از آن بی خبر باشد. عرف حاج آقا و حاج خانوم های این زمانه این شده است که پس از سفر حج ولیمه
پر و پیمانی بدهند اما نه به آنانی که باید بدهند بلکه به دوستان،آشنایان، فامیل و
غیره . آیا این درست است؟ چرا عرف غلط را می پسندیم؟ چرا یک نفر در این بین پیدا
نمی شود که واقعا کاری که درست است انجام دهد؟ اگر با فامیل رو در بایستی
دارید...قبول ولی شما اول در مقابل فرمان خدا سر تعظیم فرود بیاورید و ولیمه تان
را (هر چند رنگین) به کسانی که باید بدهید...برسانید سپس فامیل را هم دور خود جمع
کنید تا حق الولیمه آنها هم فراموش نشود!!! البته خیلی سال است که این
اتفاقات می افتد و صدای کسی هم در نمی آید. به هر حال هر کسی یک بار هم به ولیمه
های اینچنینی رفته است و چندان اهمیتی به چنین موضوعی نمی دهد.نگارنده هم در زمان
بی خیالی و بی اطلاعی به این مجامع پای گذاشته است اما سعی کنیم اول خودمان تغییر
کنیم. چرا باید حاج آقا و حاج خانوم ما قبل از رفتن به حج گرفتار لیست دعوت
شدگان فامیل برای فلان روز در فلان رستوران با فلان غذا باشد؟ به جای اینکه به
حج،اعمال آن،نیت ها،دعاها و ثواب حج بیاندیشد در فکر جمع جور کردن و لیست کردن
مهمانان است. کسانی که فقط از روی عرف خود را مجبور به این کار می کنند قطعا دچار
اشتباه هستند.کافیست یکبار به این عرف غلط پای ندهند و صراط مستیم را روانه
شوند.حرف ها و غیبت های فامیل را هم پشت گوش بیاندازند. نمونه بد ماجرا اینجاست که این حاج آقا و حاج خانوم قصه ما بیایند و از
روی نیت بدی(مثلا پز دادن یا افتادن پسوند حاج پشت اسمشان) تمام اعمال حج شان را
به فنا بدهند. این خودپسندی و غرور نیست؟ خدا کند که از این نمونه بد حتی یک نفر
هم پیدا نشود چون ...(بقیه اش را خودتان می دانید) این ضرب المثل "مرگ خوب است اما برای همسایه" را هم در این
مواقع پیش خود زمزمه نکنید.اول خودتان تغییر کنید.مطمئن باشید این تغییر در آینده
بعد بیشتر و وسیع تری هم بر خود می گیرد. نوشتن این مطلب هم من باب تذکر بوده و لاغیر حجکم مقبول عند الله
پایان های چند گانه و سریال های
ایرانی .:: امید محمودزاده ابراهیمی
::. قصه این پایان های 2 گانه یا چند گانه سریال ها از سریال آمریکایی(فرار از
زندان) آغاز شد.تهیه کننده این سریال طی یک ایده جذاب تصمیم گرفت که برای دی وی دی
سریال 2 پایان در نظر بگیرد تا مخاطب همان طور که خود می پسندد پایان سریال را
انتخاب کند. ایده این حرکت بسیار جذاب بود و همین باعث شد که سایر کارگردان ها هم
تصمیم به ساخت پایان های متفاوت برای سریال ها بگیرند.(البته فقط برای پخش دی وی
دی نه پخش تلویزیونی).این کار باعث می شود که مخاطب این احساس را درک کند که حس و
حال خودش را برای پایان سریال اعمال کند و چندان به جبر کارگردان تن در ندهد. در سریال های ایرانی نمونه مشابهی تاکنون دیده نشده است چون سریال های
ایرانی فقط پخش تلویزیونی دارند و پخش دی وی دی و سی دی آن با پخش تلویزیونی
تفاوتی ندارد(البته اجازه چنین کاری هم از سوی تلویزیون ایران صادر نمی شود) اما
حسن فتحی استارت این حرکت را از سریال قبلی اش یعنی میوه ممنوعه زد.او برای این
نمونه ابتدا 2 پایان برای میوه ممنوعه در نظر گرفت.صحنه خارج شدن حاج یونس فتوحی
از بیمارستان و نزد هستی شایگان به عنوان پایان "کارگردان کار" و پایان
خوب و خوش هم به عنوان "پایان تلویزیون پسند" . اما در همین سریال تازه ی حسن فتحی که از پایان پخش آن یک هفته می گذرد هم
ما شاهد چنین رویه ای از سوی نویسنده و کارگردان کار بودیم ولی اینبار به گونه ای
متفاوت از میوه ممنوعه. در قسمت آخر که اگر دیده باشید دوربین پس از توقف روی بهروز(برزو
ارجمند) به عنوان داماد و نگار(لیلا اوتادی) به عنوان عروس و پایان تلخ سریال ؛
صحنه به عقب بازمی گردد و راوی سریال(مهدی هاشمی،حشمت) داستان را به گونه ای دیگر
روایت می کند که در انتها به همان پخش معمول تلویزیون در نشان دادن پایان خوب و
خوش سریال می رسد. روایت اینگونه سریال نشان از درایت فتحی دارد که با وجود محدودیت های
فراوان توانسته است ایده خود را به نحو احسن اجرا کند. اشک ها و لبخندها روایتی نمایشی با نگاهی تئاتری به قصه بود که بسیار خوب
و جذاب از کار درآمد. در وابستگی سریال به دیالوگ ها شکی نیست و علیرضا نادری به
عنوان دیالوگ نویس بار دیگر هنر خود را در نوشتن دیالوگ ها نشان داد. اگر بخواهیم نسبت به سریال قبلی فتحی که علیرضا نادری در آنجا هم دیالوگ
نویس بود، اینبار دیالوگ های آهنگین تری به رشته تحریر درآمده بود و غلظت خود را
در اکثر سکانس ها نشان می داد. اعتقاد دارم که اگر اشک ها و لبخندها در ایام نوروز پخش میشد به این شکل
مورد استقبال قرار نمی گرفت و باید از ممیزی ها ممنون باشیم که نگذاشتند سریال در
ایام نوروز پخش شود ! پی نوشت ها: *حسن فتحی بازی گیرنده خوبی از بازیگرانش است.بازی لیلا اوتادی در اشک ها
و لبخندها به عنوان یک نقطه عطف در کارنامه او به شمار می رود. *گوهر خیراندیش بار دیگر نشان داد که از بازی کردن در نقش های فوق العاده
متفاوت دوری نمی جوید و همچنان به دنبال تجربه های متفاوت و جدید است.شمسی پلنگ یک
تیپ-شخصیت بود که خیراندیش به خوبی از ایفای نقش آن برآمد. *این متن را چند وقت نوشتم. از این که سوخته به نظر می آید؛ شرمنده ! ببینید:

.:: بهمن بابازاده ::.
بنیامین اگر در آلبوم 85، نبوغ و نگاهی نو و تجربه ای متفاوت با سایر آثار موسیقی پاپ آن دوره را مزه مزه کرد، این بار و در آلبوم 88 ، مخاطب اش را در دنیایی پر از علامت سؤال به اسارت درآورده و حتی حق هرگونه اظهار نظری در مورد این کار را هم از آن ها گرفته است. نحوه نگرش هواداران بنیامین به این آلبوم جدید، تا به امروز 3 حالت کاملا متضاد را در بر داشته است:
دسته اول، که به نوعی هواداران تیفوسی بنیامین هستند، این کار را آلبومی متفاوت تر از همه کارهای این دوره می دانند و در نگاه آنها بنیامین، روشنفکر متفکری است که توانسته با در نظر گرفتن همه جوانب ممکن، دست به تولید اثری بزند که همه را در درک استدلال و سبک و سیاق آن عاجز گذاشته و با فاصله ای غیر قابل جبران، خود را از بقیه و سبک های تکراری شان جدا کرده است.
دسته دوم کسانی هستند که درست برعکس گروه اول هستند و آلبوم جدید بنیامین را غیر قابل دفاع می خوانند که از شدت پیچیدگی و بی منطقی جو حاکم بر موسیقی پاپ کشور، به بیراهه کشیده شده و با هیچ دلیلی هم نمی شود از آن دفاع کرد. تعداد این دسته از مخاطبان ناامید شده بنیامین شاید بیش تر از دسته اول باشند اما نوستالژی ای که از او در حافظه موسیقایی شان نقش بسته، به آن ها اجازه نمی دهد که حرف دل شان را بی پرده و رک راست عنوان کنند و همین باعث شده که سکوت اختیار کنند و به هیچ کدام از جریان ها و نقد های آلبوم ( حالا چه مثبت، چه منفی) واکنش نشان ندهند.
و اما دسته سوم...
آن ها کسانی هستند که از شدت گمراهی و غرق بودن در فضای حاکم بر موسیقی پاپ مان، جان شان به لب رسیده و نمی توانند از میان 2 صفت خوب و بد، یکی را با قدرت انتخاب کنند و در گروه های اول و دوم جایی را برای خود دست و پا کنند (!). تعداد اعضای احتمالی این دسته هم در مقایسه با 2 دسته قبلی، چندان کم نیست و به راستی هم که چه سخت و نفس گیر است جزو این دسته بودن!
در آلبوم بنیامین 88، همه ترانه ها کار سید فرید احمدی است و پیام شمس هم علاوه بر قطعه ای که به عنوان خواننده همراه حضور داشته، همه تنظیم ها را انجام داده و خود بنیامین هم آهنگساز آلبوم اش است. بنیامین 88 شامل 17 قطعه است و مدت زمان آن حدود 42 دقیقه تنظیم شده است. آلبوم جدید بنیامین، توسط 2 شرکت آوای نکیسا و ترانه شرقی به طور هم زمان در ایرن و آمریکا منتشر شده است. با گوش دادن به این آلبوم می توانید خودتان را آزمایش کنید که جزو کدام یک از هواداران بنیامین هستید: تیفوسی، ناامید و شاید هم سردرگم.
توضیح ضروری:
ارسال این پست و پست قبلی به نشانه ی موافقت با آنها نیست

.:: نوید غضنفری
::.
«سلیقه جامعه بیشتر به سوی سطحی و چیپ بودن پیش می رود. مد و پز روشنفکری هم همین شده که اگر چند سال پیش موسیقی های خاص مد بود، الان سیستم هنری جدید چیپ بودن است.»، این ها را سیروان خسروی می گوید که پی گیران موسیقی او را به عنوان یک تنظیم کننده حرفه ای می شناسند که برای خیلی از خواننده های پاپ این سال های اخیر کار تنظیم انجام داده است، البته علاقه مندان به موسیقی شسته و رفته و منطبق با معیارهای جهانی نام سیروان را از آلبوم قبلی او با عنوان «تو خیال کردی» به یاد دارند، آلبومی که مطمئنا خاطره های خوبی برای آن ها از اسم هایی مثل امید اطهری نژاد، زانیار خسروی که سیروان را در آلبوم اش یاری داده اند، به جا گذاشته است. حالا سیروان با همه وسواس ها و ریزبینی هایش در پرداخت، بعد از حدود 4 سال دوباره آلبوم شخصی ای روانه بازار بی رونق این روزهای موسیقی کرده است، این بار اما با جسارتی بیش تر و صدایی که حالا واقعا برای گونه خاص موسیقی سیروان پخته تر شده است.
«موقع ساخت و پرداخت یک آهنگ باید راه خودت را پیش بگیری و موسیقی ات را بسازی اما از نوع بفروش اش»، این راه و روشی است که سیروان در وضعیت فعلی موسیقی کشورمان در پیش گرفته و آلبوم «ساعت 9» با همین نگاه تهیه و تنظیم شده است. «ساعت 9» به مانند آلبوم قبلی به سبک پاپ-راک است که 5-4 قطعه از آن به گونه دنس/هاوس تنظیم شده، ترانه های خوب و انصافا هوشمندانه اثر کار زانیار- برادر سیروان- و امید اطهری نژاد است و کاوه یغمایی در آهنگ «دلم گرفته» گیتار الکتریک زده است. سیروان علاوه بر این که در آلبوم تازه اش، کوشیده کاری ارائه دهد که در میان موسیقی های مد شده و عمدتا زیرزمینی امروز خودی نشان بدهد، خواسته تمیز و مطابق با معیارهای استاندارد این ژانر هم باشد، تلاشی ستایش آمیز برای کالیبره کردن دوباره موسیقی پاپ در عرصه موسیقی بلاتکلیف کشورمان. تنها یکی از ویژگی های آلبوم «ساعت 9» نگرش امیدوارانه به جهان و جامعه اطرافش و درست برخلاف جهت حرکت آهنگ ها و ترانه های سیاه مد شده این روزها است، حالا چه در نوع پرداخت موسیقی و چه شعر و کلام آن. سیروان در یکی از ترانه هایش با عنوان «زندگی همین امروزه» (در گام ماژور) می خواند؛ «اگه ثانیه هات می سوزن تو آتیش گذشته، تو خودت مقصری/ بار سنگین گذشته رو تا کجا با خودت می بری؟».

کاردرست ها عقب می مانند .:: رسول ترابی-چلچراغ ::. دغدغه ی اصلی اش راک است. اما همه سعی اش نگه داشتن حد واسط است. او می
خواهد بین پاپ و راک حرکت کند. سیروان با همه آرام بودنش مثل همه ی هم نسلانش
روحیه معترضی دارد. با هم قرار گذاشتیم که جنجالی و اعتراضی گفتگو نکنیم، اما نشد.
با همه رک بودن رعایت خیلی ها را کرد و محتاط تر حرف زد، ولی درمورد هر موضوعی که
اعتراض داشت، حقیقتی را که به آن اعتقاد داشت گفت. سیروان خوانندگی اش را در دومین آلبومش با نام «ساعت 9» پر رنگ تر کرده و
تنظیم های متفاوت تری را نسبت تنظیم های موفقی که برای دیگران کار کرده، برای خودش
انجام داده است. او به این آلبوم اطمینان دارد. پی نوشت من: منتظر یک یادداشت تحلیلی درباره گفتگوی رسول ترابی با سیروان و بنیامین
باشید. ممنون از مهسا بابت این مصاحبه
آخرین پست ها