تبلیغات
هنر هفتم - مطالب مرداد 1388
شنبه 24 مرداد 1388  10:38 ق.ظ

حاشیه نگاری یک آلبوم؛ساعت 9؛سیروان خسروی


طرح:امید

.:: امید محمودزاده ابراهیمی ::.

آلبوم دوم سیروان خسروی هم همان طور که انتظار می رفت در حال و هوای آلبوم اول او، متفاوت از سبک امروزی پاپ عرضه شد.سیروان با گنجاندن 10 تراک با سبک های مختلف سعی کرد هر سلیقه ای را از آلبوم خود راضی نگه دارد.همکاری او با برادرش که این روزها چهره نسبتا مشهور تری نسبت به سیروان دارد در این آلبوم غلظت بیشتری بر خود گرفت به طوری که زانیار در این آلبوم 4 ترانه سرود و 4 آهنگ آن را هم خود ساخت.نکته ای که در کل آلبوم مشهود است نگه داشتن سبک این آلبوم در میان پاپ،راک و ترنس است و غلظت هیچ کدام از سبک ها بر دیگری نمی چربد.
اما تنظیم های سیروان کاملا فضای آلبوم را از موسیقی پاپ امروزی و نوع تنظیم هایی که هم اکنون در موسیقی پاپ مورد استفاده قرار می گیرد جدا کرده است.
سیروان فضاهای الکترونیکی بسیاری در تنظیم آهنگ هایی که انجام می دهد دارد که این فضاسازی به ذائقه موسیقی و سبک اوکاملا سازگار است.البته برای آلبوم های خودش و نه برای دیگرانی که تنظیم آهنگ هایشان را به سیروان می سپارند.اگر اغراق نکرده باشیم سبک سیروان در موسیقی منحصر به فرد خوده اوست و کسی تا به حال سبکی مانند سیروان نداشته است.
اما به سراغ آلبوم برویم ...

آلبوم ساعت 9 با تراک هیجان انگیز "چه حالی داره" شروع می شود.شروعی جذاب،تند که همگان را به وجد می آورد و همچنین یادآور آهنگ های گروه اسکوتر(Scotter) و تراک مشهور رامپ(Ramp) .ترانه این کار از زانیار است و با وجود "خیلی قوی نبودن" مناسب این آهنگ است.این روزها اگر به ضبط ماشین ها گوش فرا دهید حتما صدای این تراک را خواهید شنید.شاید این اولین بار است که صدای زانیار به صورت مجاز در کنار سیروان شنیده می شود.

تراک دوم "امروز میخوام بهت بگم" عاشقانه ای آرام در سبک ترنس راک است.نزدیک به حال و هوای آلبوم قبلی او یعنی "تو خیال کردی بری". سیروان با این تراک کم کم به حوزه علاقه خود در موسیقی (راک) نزدیک می شود اما به اعتقاد خیلی ها او هنوز راک نمی خواند و کارهای اینچنینی سبکی شبیه راک هستند تا اینکه بخواهند واقعا در زمره کارهای راک قرار بگیرند.شاید "امروز میخوام..." فضای دلچسبی بعد از تراک "چه حالی داره" که برای ضبط ماشین ها بسیار مناسب بود؛ نداشته باشد آن هم شنونده موسیقی ایرانی اما چینش کلی آلبوم از وجود سبک های مختلف در کنار هم خبر می دهد.همان طور که در دموی آلبوم که یکی دو هفته قبل از به بازار آمد چینش آهنگ ها همین 4 قطعه ابتدایی بود و آن به نوبه خود ثابت کرد که سبک کلی آلبوم یک سبک مستقل نیست و تنوع فراوانی در در حیطه کلی آن شنیده می شود.

بعد از "امروز میخوام..." تراک ریتمیک  "آره" شنیده می شود.باز هم ملودی و شعر از زانیار و با صدای سیروان.تراکی که قرار بود با همراهی زانیار در آلبوم قرار بگیرد اما گویا ارشاد به بخش "زانیاری" آن ایراد گرفته است و سیروان هم در یک اقدام قابل قبول پس از عرضه آلبوم قطعه اصلی را در اختیار سایت های اینترنتی و طبعا ضبط های خانگی و ماشینی گذاشت."آره" با صدای زانیار و سیروان شنیدنی تر از تراک داخل آلبوم درآمده است و مشخص است که از اول تراک با صدای زانیار بسته شده است اما موفق به کسب مجوز نشده است.گرچه نمی توان قطعه داخل آلبوم را ضعیف دانست چون حداقل در این تراک ریتمیک گیتار الکتریکی خوبی نواخته شده است.

تراک چهارم آلبوم شاید متفاوت ترین تراک آلبوم باشد که قویا می توان گفت که تعلق بیشتری به موسیقی راک دارد و از این نکته نباید غافل شد که سیروان را باید با چنین کارهایی شناخت.ترانه این کار توسط امید اطهری نژاد در زمان حضورش در ایران سروده شده است و کاملا با فضا و سبک سیروان هم خوانی دارد.فضایی که در موسیقی پاپ ما نمی گنجد. شاید خیلی ها از شنیدن چنین تراک هایی سر درد هم بگیرند اما "باور کن..." شنیدنی تر از آن است که بخواهیم دکمه فوروارد ضبط یا ام پی تری پلیر را فشار دهیم.

با شروع تراک "منو نگاه کن" به فضای دیگری از آلبوم سفر می کنیم.فضایی که عمدتا به موسیقی هاوس اختصاص دارد یا نسبت داده می شود.در تراک "منو نگاه کن" باز هم ترانه از زانیار است ولی سبک اصلی تراک اصلا قابل تشخیص نیست.میتواند هم پاپ باشد هم هاوس و هم ترنس.قضاوت با خودتان است.سیروان اما در این تراک نشان داد که نمی تواند دقیقا مثل برادر کوچک ترش این سبک خواندن را به اصطلاح در بیاورد. این مورد جایی نمایان می شود که سیروان شروع به خواندن قسمتی از ترانه می کند: دستا بالا......حالا...با ما...بالا...پایین..همه... یالا ؛ این سبک سیروان نیست و متاسفانه زانیار هم در این تراک حضور ندارد. حضور زانیار می توانست در این تراک مکمل خوبی برای صدای سیروان باشد.

پس از این تراک مثل قطعات اول آلبوم ابتدا سبک کاملا سمت و سوی دیگری می گیرد و ما به فضای سافت راک و تراک "دلم گرفته" پیش می رویم.این سبک تا پایان دیگر ادامه ای ندارد اما سبک قطعه قبلی در قطعه بعد از دلم گرفته شنیده می شود.با اینکه فضای الکترونیک بر فضای کل قطعه "دلم گرفته" غلبه دارد اما سیروان به خوبی با قطعه مچ است.به مانند یکی از قطعات آرام آلبوم قبلی اش به نام (؟؟؟؟) در آلبوم قبلی سیروان هم نمونه ی این کار به چشم می خورد.کشیدن صدا گویی بخشی از سبک سیروان است که در این تراک به خوبی نمایان است.سبکی که سیروان به دیگرانی همچون امیر یگانه و آریو حبیبی هم آموزش داده است.گرچه این کشیدن صدا و یا بازی با صدا می تواند بخشی از فضای سیروانی باشد یا شاید هم نوعی امضا از کارهای سیروان.
تراک بعد رسما دوباره فضا را می شکند و به موسیقی هاوس نزدیک می شود.سیروان در مصاحبه های مختلف تائید کرد که این کار را در حال و هوای موسیقی هاوس کار کرده است و البته قضیه از چندین سال پیش آب میخورده است و اصل تراک بر تار و تلفیق آن با فضای الکترونیک بسته شده است.میلاد درخشانی هم ثابت کرد نوازنده ای حرفه ای ست.اما اینکه موسیقی هاوس چیست و اصلا چرا اسمش هاوس است یا اینکه این موسیقی هاوس همان موسیقی خانگی و زیر زمینی است و یا اسم آن اینطوری است بماند برای بعد که مفصلا به این موضوع بپردازیم.در موسیقی هاوس آنطوری که شنیده ایم ترانه زیاد اهمیت ندارد و در اینجا هم تقریبا همین طور است .ترانه مکرم ترانه "تکرار" را سروده است اما در چنین سبکی و موسیقی ای ترانه زیاد به چشم نمی آید.

تراک هشتم آلبوم دوباره یادآور سبک قبلی آلبوم سیروان است با تنظیمی جدیدتر و جذاب."اوون روزا" با ترانه خوب امید اطهری نژاد و اجرایی که یکی از مختصات اصلی سیروان است مخصوص شنیدن کسانی ست که حال و هوای سیروان و سبکش را ترجیح می دهند.سیروان با "اوون روزا" ثابت می کند که در سبک مورد علاقه اش (پاپ-راک یا ترنس-راک یا هر آنچه که شما آن را ترجیح می دهید) بهترین است و همین است که می گوئیم سبک سیروان را در ایران کسی جز خوده او ندارد.

تراک نهم که عنوان آلبوم نیز هست در فضای آرامی می گذرد اما تقریبا می توان گفت که سبک آن با "اوون روزا" یکی است."اوون روزا" اکتیو تر و با صدای مستقیم گیتار شنیده می شود اما ساعت 9 با فضای آرام و صدای پیانو آغاز می گردد و همچنین اکتیو بودن آن طعنه به کارهای معروف موسیقی راک می زند.ساعت 9 در میانه راه به اوج می رسد و این اوج و فرود را سیروان به خوبی اجرا می کند.ترانه مکرم هم ترانه خوبی را برای سیروان سروده است گرچه هنوز خیلی ها اعتقاد دارند که سبک امید اطهری نژاد در ترانه سرایی بیشتر به سیروان می آید تا ترانه مکرم.اما با این وجود باید به ترانه مکرم(که اسمش در کاور آلبوم هم به علل مختلف نیامد) بابت ترانه های خوبش تبریک گفت.ساعت 9 ترانه خوبی دارد و این موضوع را نمی توان دور از نظر نگاه داشت.
تراک دهم و پایانی کار هم بیشتر به ریمیکس های سیروانی شباهت دارد و باز هم تنوع سبک را در کار سیروان نشان می دهد. این تراک هم به 2 صورت اجرا شد.اجرایی که توسط سیروان ،زانیار و یاس صورت گرفت در تابستان 1386 اما هیچ گاه مجوز نگرفت و باز هم سیروان مجبور شد تراک را بدون صدای یاس که بخش اعظم کار را خوانده بود ببندد و اسمی از زانیار در ابتدای تراک نیاید."تو مریضی" باز هم ترانه ای از ترانه مکرم دارد که تنظیم آن بیشتر به چشم می آید.تنظیمی جذاب و به روز با رگه هایی شباهت به ریمیکس های سیروان مخصوصا ریمیکس تراک "تو خیال کردی بری" در آلبوم قبلی اش.سیروان به فاصله اندکی پس از عرضه آلبوم(گویا یک الی دو ساعت!) این قطعه را با همراهی یاس و زانیار به روی سایت ها فرستاد.البته مشخص نشد که صدای یاس مشکل داشت یا تکست های یاس. البته نظر شخصی ام این است که قطعه ای از تکست یاس که اشاره به شست انگشت دست راست دارد باعث شده است که این بخش به کل! حذف شود.
آلبوم ساعت9  آلبومی متفاوت است که نشنیدن آن  قابل طفره رفتن نیست. در پک ویژه این آلبوم هم عکس های بیشتری از سیروان و زانیار می بینید.در یکی از عکس ها که اتفاقا متعلق به کلیپ "طفره نرو" از زانیار است اینبار سیروان پشت دستگاه های به اصطلاح دی جی قرار دارد. اگر مایل بودید حتما پک ویژه را تهیه کنید و البته از موسیقی آن هم لذت ببرید.


 
پی نوشت: قرار بود این مطلب به علاوه چند مطلب دیگر در پرونده سیروان و زانیار خسروی که قرار بود همین مرداد ماه عرضه کنیم؛منتشر بشود که متاسفانه پرونده منتشر نشد و ....

باز هم بخوانید:

حرف اول در فضاسازی دیجیتالی و تنظیم های مدرن/وحید رضا صیرفیان



همین مطلب در موسیقی 360


حکایت نواب صفوی این روزهای ما !



.::امید محمودزاده ابراهیمی::.



تا به حال این شکلی اش را ندیده بودیم.این که بازیگری صبح الطلوع با یک مامور انتظامی درب یکی از دفاتر سینمایی برود و تهیه کننده نام آشنا را دستبند بزند و از او به علت توهین یا شوخی بی جا یا هر چیز دیگر 100 میلیون تومان غرامت درخواست کند.
حسام نواب صفوی را می گویم.کسی که به الویس پریسلی ایران معروف است و آخرین کار اکران شده ی او همین اخراجی های 2 میلیاردی بود در نقش مجید کاوازاکی.شناخت من از حسام نواب صفوی به چندین سال پیش بر می گردد؛ نه از آن زمانی که کشف شد؛ وقتی که در شمعی در باد پوران درخشنده در مقابل شهاب حسینی و بهرام رادان به ایفای نقش پرداخت و پله های شهرت و ترقی را یکی یکی بالا رفت.
حسام خودش حقوق خوانده و از قانون حداقل مختصری آگاه است.تا به حال برخورد اینچنینی از او که به آرام و متین بودن معروف بوده و هست؛ ندیده بودم.در حافظه ی تاریخی ام به یاد ندارم که حسام از کسی شکایت کند.نعیمه نظام دوست بازیگر فیلم توفیق اجباری (همان فیلمی که در آن با حسام شوخی شده بود) می گوید محمدرضا گلزار برای اجرای این شوخی به حسام زنگ زده بود و اتفاقا اجازه آن هم گرفته شده بود اما چه شده که پس از دو سال حسام یادش آمده که شکایت کند؛آن بحثی است که فقط شخص خوده او می تواند پاسخ آن را بدهد.
سید کمال طباطبایی هم از تهیه کنندگان خوش نام سینمایی است که فیلم های بسیاری در کارنامه دارد.از این تهیه کننده هم تا به حال بد نشنیده ایم.معلوم نیست این وسط چه اتفاقی افتاده که نواب صفوی از تهیه کننده شکایت کرده است و نه از امثال گلزار یا عطاران یا حتی پیمان عباسی که اوست این شوخی را در فیلمنامه توفیق اجباری گنجانده است.
در توفیق اجباری با مهناز افشار و کاظم بلوچی هم شوخی شده بود اما آن دو هیچ گاه از این شوخی دلگیر نشدند.امیدوارم این خبر بیشتر به Facking News شباهت داشته باشد تا یک خبر رسمی در حوزه سینما.گرچه باید باور کنیم که دومی است نه اولی.
حال باید منتظر روزهای آینده و شرح وقایع بیشتر بمانیم.باید این حرف افشار را به خاطر داشته باشیم که باید حرف دو طرف را شنید.

*     *     *

اما یکی از دوستان مطالب مفصلی را کامنت گذاشتند که من آنها را در اینجا می گذارم و پاسخ را هم در پایان خواهم نوشت:

چقدر شرم آوره كه كسی بخاطر امرار معاش در یك دفتر تهیه فیلم حاضر بشود به نفع كسی كه خلاف انجام داده شهادت دروغ بدهد .چیزی كه بنام شوخی با حسام نواب صفوی در فیلم توفیق اجباری جا داه شده با بقیه آنقدر فرق دارد كه دشمنی بخوبی در آن درك میشود . عطاران میگوید : شنیدی میگن این پسره حسام نواب صفوی رفته خواستگاری پروین سلیمانی !؟ گلزار كه دشنمی اش در كلاغ پر با حسام نواب صفوی در پشت صحنه بخوبی مشهود بود(در آخر سر شرح میدهم) در جواب عطاران میگوید : از حسام همچین كاری بعید نیست ! یعنی حسام نواب صفوی از پیرزنی مثل پروین سلیمانی هم نمیگذرد !!!! حال كه یكسال پیش همین گلزار بخاطر خبر : گلزار به خواستگاری مهناز افشار رفت ! خواب و خوراك را از نویسنده مطلب و نشریه مربوطه با شكایت خود گرفته بود !!!!!

آقای ابراهیمی

شما واقعا  مطمئن هستید كه حسام نواب صفوی از طباطبائی 100میلیون خواسته كه آنرا تیتر زدید تا به نفع كمال طباطبائیی وارد دعوا بشوید !؟ مطمئنم كه تیتر را بر حسب رفاقت با آنها و یا بدلیل احساسات تحریك شده خودتان چاپ زدید !
شكایت نواب صفوی دیروز اتفاق نیافتاده كه امروز منجر به جلب كمال طباطبایی بشود ! این شكایت پارسال تابستان بعد از توزیع سی دی توفیق اجباری با صحنه حذف نشده در جریان افتاد و بیش از یكسال و چند ماه حسام نواب صفوی به دادگاه میرفت و می آمد همانطور كه طباطبایی سه بار احضاریه دادگاه را بی جواب گذاشت تا حكمی معادل چهار ماه زندان برای او بریده شد و مدارك چنان محكم بود كه در حكم جلب نیز نوشته شده بود ، ماموران حق دارند در هر روز دوبار با حفظ موازین شرعی وارد خانه كمال طباطبائی بشوند و او را بازداشت بكنند !!! نمیدانم ، معنی چنین حكمی را میدانید یا نه ولی از آقای طوسی بپرسید برایتان روشن میشود . تا به حال از خودتان پرسیدید كه چرا بعد از اینكه وزارت ارشاد بدستور وزیر وقت و مدیر كل ازشیابی و سرپرست پروانه ساخت و همچنین شكایت انجمن بازیگران و حكم قطعی شورای داوری خانه سینما وقتی تهیه كننده مجبور میشود در موقع اكران فیلمش صدای این صحنه را در كل سینماهای كشور ظرف 72 ساعت عوض بكند تا فیلمش توقیف نشود .... چطور چنین فشاری را ظرف 4 ماه فراموش میكند و بعد آنرا دوباره در سی دی خانگی جا بدهد ؟؟؟؟


آیا كسی بفاصله چهاره ماه پس از تعویض بخشی از فیلمش در حال اكران آنهم در كل كشور میشود موضوع را فراموش بكند !؟؟؟؟؟؟ آیا پشت آن غرض ورزی و دشمنی و یا حداقل تنفر شخصی پنهان نیست ؟؟؟؟
طباطبائی دفعه اول گول گلزار را خورده ولی با شكایت و دستور حذف صحنه در موقع اكران دیگر باید متوجه شده باشد كه حسام نواب صفوی راضی نبوده !!!! دفعه دوم چرا ادامه داده و آنرا در ویدئوی خانگی كه دیگر پای گلازار وسط نبوده جا داده !؟ آیا این آقایان زمانیكه گلزار وانمود كرده تلفنی در حال گفتگو با حسام نواب صفوی و دریافت اجازه است ، مطمئن بوده اند كه آنسوی خط حسام بوده ؟؟؟؟؟؟ آیا این شعور در سازندگان فیلم نبوده كه بعد از اجازه حسام گوشی را بگیرند و از او تشكر بكنند و یا این را هم جزو وظایف حسام بخودشان و سینما میدانسته اند ؟؟؟؟؟؟ داستان پول و این بازی های شنیع تلكه گیری دو روز است كه آغاز شده ! چرا كمال طباطبایی وقتی از بازداشت به دادگاه برده شد چنین حرفهایی را به قاضی نزد ؟؟؟؟ چرا به قاضی نگفت كه نواب صفوی در كلانتری قصد تلكه كردن او را داشته؟؟؟؟؟ چرا از قاضی خواهش كرد تا پیش از جلسه بعدی و آخری دادگاه بعنوان آخرین دفاعیه ، به او 20 روز وقت بدهند تا رضایت حسام نواب صفوی را بگیرد !؟ این 20 روز برای یك بازی كثیف مطبوعاتی نبود كه متاسفانه شما هم بدامش افتادید ؟ آگاهانه یا ناآگاهانه ؟

 همه ما حسام نواب صفوی را می شناسیم ، او یكی از یی حاشیه ترین بازیگران بوده و طی یكسال و چند ماه پروژه دادگاه از تابستان 87 این تهیه كننده با شعور و فهیم آقای طباطبائی (كه قبلا در صنف مرغ فروشی كسب و كار داشته) اگر عمدی صحنه را دوباره در سی دی خانگی جا نداده چرا یك تلفن برای عذرخواهی و فرموشكاریش به نواب صفوی نزده ؟ شما این موضوع را به چه حسابی میگذارید ، ناددانی و فراموشی یا بقصد انتقام از شكایت اول به وزارت ارشاد!؟ خدا میداند این تهیه كننده حق و حقوق چند نفر را در این سینما خورده و پایمال كرده كه دستكم من 5 نفر از معروفترین شان را می شناسم ! ولی این مضوع هیچ ربطی به شكایت ندارد .بلكه به شخصیت تهیه كننده مربوط میشود .شما برای نمونه به خانم لیلا حاتمی زنگ بزنید و یا آقای مصفا و برای فیلم طباطبائی دعوتشان كنید و نتیجه را بعد ببینید !!! من نمیدانم شما بعنوان نویسنده و یك وبلاگ نویس چطور بخودتان اجازه دادید چنین تیتری را بنویسید بی آنكه خود از دهان نواب صفوی چین چیزی را شنیده باشید ؟
در فیلم كلاغ پر آقای گلزار رابطه خاصی با كارگردان فیلم برقرار كرد و هر شب او را به اینجا و آنجا میبرد تا هدفش را كه حدف صحنه های بازیگر روبرویش بود به انجام برساند .شما اگر صادق باشید و از بچه های پشت صحنه كلاغ پر بپرسید خواهید دید كه كارگردان كلاغ پر سر صحنه فیلم ، ماشین شخصی گلزار را با شیلنگ آب لوكیشن شست و به آن افتخار هم كرد و گلزار با ایجاد چنین رابطه ای باعث حذف چند سكانس مهم از نقش حسام نیز شد كه به فیلم هم لطمه زد و این شوخی از كینه شتری و حسادت گلزار سر از توفیق اجباری در آورد !!!! در كلاغ پر دقت كنید كه گلزار مدام بی آنكه نین دیالوگی در فیلم باشد میگوید : الویس را كچل كدم .. الویس كچل شد .. الویس كچل شد ! معنی آن است ك او هم از تطبیق مسخره ای كه میان حسام و الویس ایجاد كده اند نه تنها آنرا پذیرفته و مثلا قبول كده كه حسام نواب صفوی شبیه الویس است بلكه سعی در تخریب آن هم داشته است . سعی كنیم در چنین مواقعی صادق باشیم چه پای حسام ناب صفوی وسط باشد چه پای منافع مالی خودمان و آقای طباطبائئ كه تهیه كننده خشنامی نیست و دلایل آن بسیار است كه بمن ربط ندارد .

پاسخ من:

اول یک نکته متذکر شوم.خواهشا سو برداشت نشود.من نه در دفتر سینمایی آقای طباطبایی کار می کنم و نه قاضی هستم که بخواهم از این خبر سریع نتیجه گیری کنم.در ضمن بحث شوخی در فیلم با شایعه در دنیای مطبوعات  از زمین تا آسمان فرق می کند.
من نمی دانم آقای نواب صفوی 100 میلیون تومان درخواست کرده اند یا نه چون منیع خبر من سایت خبرآنلاین بود و من مبلغ را از خودم درنیاورده ام.
در متنی هم که نوشته ام نه قصد طرفداری از آقای طباطبایی را داشته ام و نه آقای نواب صفوی.از شنیده هایم که به آن اشاره کرده ام استفاده کردم و قضاوت هم نکردم.شما هم قضیه را جوری جلوه می دهید که انگار گلزار با نواب صفوی مشکل دارد.خب اگر اینگونه است چرا از تهیه کنند شکایت شده است؟ چرا نواب صفوی از گلزار شکایت نکرده است؟
بحث هایی را هم که مطرح کرده اید از اطلاعات شماست و من فقط آنها را ارائه دادم تا شک و شبهه ای باقی نماند.
امیدوارم مثل پارت آخر همین متن که نوشته ام (حرف دو طرف شنیده شود) حق آنگونه که هست بازستانده شود.

موفق باشید


توضیحات حسام نواب‌صفوی درباره شکایت از یک تهیه‌کننده سینما





شوخی با حسام نواب صفوی 100 میلیون تومان آب خورد !




حسام نواب صفوی دو سال پس از اکران فیلم توفیق اجباری از تهیه کننده این فیلم شکایت کرد و او را به زندان انداخت.

به گزارش خبرنگار ما چند روز قبل حسام نواب صفوی  به همراه یک مأمور نیروی انتظامی و یک حکم جلب وارد دفتر سیدکمال طباطبایی شد و در میان شوک و بهت حاضران او را با خود به کلانتری برد.

حسام نواب صفوی مدعی است به جرم اینکه عوامل سازنده فیلم «توفیق اجباری» در یک سکانس از فیلم، نام او را بر زبان آورده‌اند و با او در فیلم شوخی کرده‌اند، مجرم هستند و باید غرامتی چند صد میلیونی بپردازند.

کمال الدین طباطبایی با وساطت بعضی از هنرمندان و با قرار کفالت آزاد شده و در انتظار پیگیری پرونده است.

مشروح خبر و اظهار نظرها را بخوانید.



پیمان عباسی: گیج شده‌ام


واقعاً نمی‌دانم درباره این اتفاق چه چیزی باید بگویم. هنوز گیجم از شنیدن خبرش و مدام با خودم فکر می‌کنم که حتماً دارم خواب می‌بینم. چرا باید چنین اتفاقی بیفتد؟ یعنی ما حتی اجازه شوخی کردن با هم‌صنفی‌های خودمان را نداریم؟ یعنی. . . اصلاً ولش کن. مگر خود من سر صحنه این فیلم نبودم؟ مگر گلزار جلوی خودم و خیلی‌های دیگر به حسام زنگ نزد تا از او برای شوخی اجازه بگیرد؟ مگر. . . نمی‌دانم گیج گیجم. به مهناز افشار زنگ می‌زنم. مهناز مگر ما با تو هم کلی شوخی نکردیم؟ «چرا. تازه خیلی هم با نمک بود.» خب پس چرا تو ناراحت نشدی؟ چرا تو شکایت نکردی؟ «آخه مسئله‌ای نبود که بخوام ناراحت بشم. عده‌ای از دوستام خواسته بودند با من شوخی کنند و. . .» یاد کاظم بلوچی عزیز می‌افتم. مردی بزرگ که در این سن و سال بعد از شوخی که با او در فیلم کردیم فقط به من خندید و از اینکه به یادش بوده‌ایم تشکر کرد. خدای من گیجم هنوز. ما با خیلی‌ها شوخی کردیم. با خیلی‌ها. نمی‌دانم چرا باید این طوری می‌شد؟ چرا باید. . . بگذریم. برای اینکه خودم را تسکین بدهم فقط می‌توانم یک کار بکنم. یک بند جدید به قراردادهایم اضافه می‌کنم. ‌بندی که در آن اعلام می‌کنم من تا اطلاع ثانوی برای آدمی مثل حسام نواب صفوی هیچ نقشی در متن‌هایم نمی‌نویسم.


نعیمه نظام‌دوست: ناراحتم


من هم مثل آقای عباسی و خیلی دیگر از بچه‌ها وقتی که آقای گلزار به آقای نواب‌صفوی زنگ زد سر صحنه بودم. یادم هست که اصلاً برای همین موضوع شوخی بود که با ایشان تماس گرفتند و حالا که این اتفاق افتاده نمی‌دانم باید چه بگویم. یادم هست که ما برای شوخی با زنده‌یاد پروین سلیمانی هم از ایشان اجازه گرفتیم. دیشب که داشتم با ماهچهره خلیلی نوه خانم سلیمانی در انگلیس صحبت می‌کردم گفت اگر بخواهند این اتفاق را تأیید می‌کند. واقعاً اتفاق عجیبی است. من همیشه برای آقای نواب‌صفوی احترام قائل بوده و هستم اما نمی‌دانم چرا باید چنین اتفاقی بیفتد. چرا باید ما با هم وارد چنین ماجراهایی شویم که از یک اتفاق پیش پا افتاده چنین معضلاتی را به وجود بیاوریم. من خیلی ناراحت شدم. به هر حال همه ما از یک خانواده‌ایم و باید هوای همدیگر را داشته باشیم. این یک شوخی صرف بوده و آقای طباطبایی هم بزرگتر همه ما هستند اما. . . من از این اتفاق خیلی ناراحتم.





از این خبرها هم نیست...


 بهترین شخصی که این میان می‌تواند تکلیف را تا حدودی برای همه روشن کند «جواد طوسی» است.

بهترین شخصی که این میان می‌تواند تکلیف را تا حدودی برای همه روشن کند یک حقوقدان آشنا به قانون جزاست و چه کسی بهتر از «جواد طوسی» منتقد نام​آشنای سینما که از سر اتفاق، قاضی نیز هست.

آقای طوسی آیا شکایت حسام نواب صفوی از سیدکمال طباطبایی به این شکل، محلی از اعراب دارد؟
البته اگر واقعاً توهینی صورت پذیرفته باشد، بله. البته باید دید نظر قاضی دادگاه چیست. به هر حال توهین شقوق مختلفی دارد. توهین می‌تواند مکتوب، رسانه‌ای یا شفاهی باشد.

حداکثر حکمی که ممکن برای آقای طباطبایی صادر شود چیست؟ ظاهراً آقای نواب صفوی برای صرف نظر از شکایت خود تقاضای 100 میلیون تومان غرامت کرده است؟
نه دیگر از این خبرها هم نیست. اتهام آقای طباطبایی در بدترین حالت ممکن «توهین» است که مجازات آن را هم مرجع قضایی تعیین می‌کند. تازه اگر دادگاه در مرحله اول شدت عمل نشان دهد احتمال تعدیل حکم در دادگاه تجدید نظر زیاد است. البته اول باید ببینیم چه اتهامی را به او تفهیم کرده‌اند. اگر اتهام «توهین» باشد حداکثر حکمی که ممکن است از سوی قاضی پرونده صادر شود 75 ضربه شلاق، قابل تبدیل به جزای نقدی است.

ولی به هر حال این شوخی که با نواب‌صفوی شده، توسط وزارت ارشاد که یک نهاد نظارتی رسمی هم دارد، تأیید شده است والا فیلم نمی‌توانست به اکران درآید. این نمی‌تواند طباطبایی را از اتهام مبری کند؟
باید دید تفهیم اتهام چه بوده، بعد می‌شود نظر داد.




مهناز افشار: باید حرف دو طرف را شنید


من ترجیح می‌دهم به جای اینکه اینجا صحبت کنم جلسه‌ای تشکیل داده شود و هر دوی این دوستان در آن حاضر شوند و اگر حرفی بود آنجا بگویم. من هم آقای نواب صفوی را می‌شناسم و هم آقای طباطبایی را و الان چون هیچ‌کدام را ندیده‌ام می‌توانم به هر دویشان حق بدهم. ممکن است حسام خودش را زیان دیده پیدا کرده چون می‌گوید: از من اجازه گرفته نشده و خب از این منظر او را درک می‌کنم که چرا شکایت کرده و از طرفی آقای طباطبایی هم می‌گویند اجازه گرفته‌ایم و می‌توانند حرف‌هایی داشته باشند. باید حرف هر دو را بشنویم و تصمیم بگیریم. من اعلام آمادگی خودم را برای برگزاری چنین جلسه‌ای اعلام می‌کنم و حرف‌هایم را هم همانجا می‌زنم. الان نمی‌توانم هیچ نظری بدهم و منتظر می‌مانم برای آن روز.


منبع: خبرآنلاین



سه شنبه 20 مرداد 1388  09:51 ب.ظ

آتش‌بازی در بازار پاپ



.::موسیقی ما،امید شایان::.

هم‌زمان با عید سعید فطر، تعدادی از آلبوم‌های چهره‌های شاخص گونه پاپ در سراسر کشور منتشر خواهند شد که از آن جمله می‌توان به آلبوم «کما 2»، آلبوم دوم حمید عسگری اشاره کرد.
این آلبوم که مدت‌ها پیش قرار بود وارد بازار رسمی موسیقی کشور شود، بنا به گفته آقای مشایخی مدیریت شرکت «پویا موزیک» در سراسر کشور توزیع خواهد شد.
«دیگه قهرم با چشات» آلبوم دیگری است که هم‌زمان با عید فطر و از‌سوی شرکت «آوای نکیسا» منتشر خواهد شد. بهنام علمشاهی که با آلبوم «نیستی تو» به‌خوبی توانست هوادارانش را راضی کند، با همان تیم سابق‌اش، این آلبوم را تهیه و تنظیم کرده و امید فراوانی هم به موفقیت آن در بازار راکد موسیقی پاپ فعلی کشور دارد.
آلبوم‌های محسن یگانه، رضا صادقی، محمد‌رضا عیوضی، محسن چاووشی، امیر تاجیک و حمید حامی هم در صورتی‌که کارهای پایانی مجوزشان انجام شود، برای عید فطر وارد بازار موسیقی کشور خواهند شد.


بار دیگر دزدی شعر و ترانه



.::موسیقی ما،وحیدرضا صیرفیان::.

خواننده شرکت‌کننده در مسابقه ستاره موسیقی پاپ یک شبکه ماهواره‌ای، ترانه کامران رسول‌زاده را به نام خود معرفی کرد.
یکی از خوانندگان شرکت‌کننده در مرحله نهایی مسابقه ستاره بعدی موسیقی پاپ فارسی در یک شبکه ماهواره‌ای، ترانه‌ای به نام «همین امشب» از آلبوم بی‌سرانجام کامران رسول‌زاده اجرا کرد و ملودی و ترانه کار را به نام خود معرفی کرد.
کامران رسول‌زاده در گفت‌وگویی اختصاصی با موسیقی ما اعلام کرد: «ترانه همین امشب در وزارت ارشاد ثبت شده است و ملودی این قطعه از آهنگ‌ساز ترکی است که به دلیل محدودیت نتوانستم نام آهنگ‌ساز را در آلبوم ثبت کنم و فقط توانستم در مقابل قطعه بنویسم ملودی ترکی، ولی خواننده مسابقه علاوه بر ترانه، ملودی را نیز به نام خود معرفی کرد!»
او در ادامه توضیح داد: «این‌که ترانه‌ای از من و قطعه‌ای از آلبوم من مورد توجه قرار گیرد باعث خوشحالی من است، ولی باید عوامل کار بدرستی معرفی شوند. من می‌خواهم بدانم اگر ترانه خانم مریم حیدرزاده و یا کارهای سایر داوران این‌گونه مورد بی‌مهری قرار بگیرد و به نام شخص دیگری معرفی شود، چه واکنشی نشان خواهند داد.»
کامران رسول‌زاده در بخش دیگری از گفت‌وگوی خود با سایت موسیقی ما گفت: «من در ایران با زحمت بسیار مراحل اخذ مجوز و انتشار آلبوم را طی کردم. نکته این است که وقتی شخص دیگری ترانه من را در مسابقه‌ای معمولی در آن‌سوی مرزها بازخوانی می‌کند، بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرد و مسئولان واقعا باید فکری برای موسیقی داخلی بکنند. در صورت ادامه این روند و عدم وجود راه‌های مناسب برای تبلیغ، هنرمندان امیدی برای ادامه فعالیت خود در داخل مرزها و طبق قوانین کشور ندارند.»


منبع : موسیقی ما


  • آخرین ویرایش:سه شنبه 20 مرداد 1388
سه شنبه 20 مرداد 1388  08:41 ق.ظ


همشهری جوان و پیش بینی ستاره ها



.::امید محمودزاده ابراهیمی::.

مجله را که برداشتم تیتر و عکس این هفته همشهری جوان توجهم را به خودش جلب کرد "کی میشه ستاره گیشه" تیتر و عکس جلد جالبی ست اما فکر می کنم کار کردن روی چنین مطلبی و موضوعی کمی زود بود.درست است که محمدرضا گلزار ستاره دهه 80 است و می توان حدس زد(در کل) که چه کسی ستاره دهه 90 سینمای ایران می شود اما از بین کسانی که همشهری جوان آنها را انتخاب کرده بود،من کسی را در حد سوپراستار بودن ندیدم.کسانی مثل مصطفی زمانی و دانیال عبادی پتانسیل بالقوه سوپراستار شدن را دارند اما تا شروع دهه 90 دو سال مانده است و بازیگران جوان تری به این جمع اضافه نشده اند.
حامد بهداد و پوریا پورسرخ و حامد کمیلی را کلا فراموش کنید.البته حامد بهداد بازیگر خیلی خوبیست ولی پتانسیل سوپراستار شدن را ندارد.(نمی دانم چرا همشهری جوان مدتی ست گیر داده به حامد بهداد!!) پوریا پورسرخ هم به مدد بازی های فوق العاده و مدل موی عوض نشده اش در چندین فیلم و سریال نشان داد که خیلی سوپراستار است.حمل بر توهین یا حمله نباشد اما از پورسرخ انتظار بیشتری میرفت.بازی او در صاحب دلان خوب بود و امید آن میرفت که پورسرخ آن جریان را ادامه دهد اما گویا پورسرخ درجا زدن را پسندید و تغییری نکرد.
حامد کمیلی هم تقریبا دارد حالتی شبیه پورسرخ پیدا می کند.البته ناگفته نماند که او فعلا در قاب تلویزیون شناخته شده است و سینمایی نشده است.اما بعید است کمیلی ستاره آینده سینمای ایران باشد.
دانیال عبادی (که من هنوز فیلمی از او ندیدم) شبیه تر (از نظر چهره) به گلزار است.باید دید او هم راه گلزار را در پیش می گیرد یا اواسط کار او هم به سرنوشت پورسرخ دچار می شود یا خیر.  باید منتظر دیگر تجربه های سینمایی هم از مصطفی زمانی ماند و دیدآیا مدیوم سینما او را می پسندد یا اتفاقات دیگری می افتد.
از همه اینها که بگذریم باید منتظر چهره های دیگری هم در سالهای آینده باشیم.این چهره ها همگی دهه هشتادی هستند.شاید در اوایل دهه نود چهره دیگری پیدا شد.

پرونده همشهری جوان را از اینجا بخوانید


دوشنبه 19 مرداد 1388  01:05 ق.ظ

تجربه قبض روح شدن در خواب

::.امید محمودزاده ابراهیمی.::

جایتان خالی همین دیشب پیش ما هم دچار قبض روح در خواب شدیم.البته این تجربه به همین سادگی که آن را می نویسم نبود.خیلی سخت و سنگین که بر روحیه ام نیز تاثیر گذاشت.تجربه چند صدم ثانیه (زمانش دقیق نیست،گیر ندهید!) جدا شدن روح از بدن.اما قضیه از چه قرار بود؟
آن شب که خوابیدم شام کمی خورده بودم.اما خوابهای زیادی دیدم که اصلا یادم نمی آید.فقط سکانس آخرین خوابم خوب یادم هست.پرده نوشته ای که سال 1395 یعنی 7 سال دیگر را نشان می داد و من خود را روی یک صندلی مخصوص به صورت طناب پیچ شده و دستگاه وصل شده دیدم.من خودم را می دیدم.انگار که بازداشت شده باشم.یک لحظه کسی به من نزدیک شد و سرنگ پر از دارویی را به رگ اصلی دستم تزریق کرد و دستگاهی که به بدنم وصل بود را دیدم(قلب را نشان می داد) که بعد از چند ثانیه کاملا از کار افتاد و من مرگ را در خواب حس کردم.همان موقع از خواب بیدار شدم (نصفه و نیمه و چشم بسته).واقعا حس کردم که روح از بدنم جدا شد و برگشت.انگار کسی جلوی قبض روح را گرفت.
خیلی وقت است فیلم هم ندیده ام که بخواهم بگویم تاثیر وهم یا فیلم های اینچنینی است.تجربه سخت و سنگینی بود.میدانم که اصلا قابل درک نیست.اما من قبض روح شدم.
مایی که نتوانیم چند صدم یا هزار ثانیه را تحمل کنیم،روز آخر چکاره ایم؟

سطرهایی که در بالا خواندید داستان نبود.اتفاق و حقیقتی بود که دیشب مرا تکان داد


  • آخرین ویرایش:-
شنبه 17 مرداد 1388  11:19 ب.ظ


شماره دوم مجله جوان ایرانی با همکاری جمعی از دوستان و با مطالب تازه تر منتشر شد

در این مجله می خوانید:

گفتگو با رضا یزدانی و افشین سیاهپوش
تاریخچه پرچم ایران
همه چیز درباره سریال لاست
و... مطالب خواندنی دیگر

مدیرمسئول و هماهنگی:محسن جاویدی
طراح و صفحه آرا: زهره تعویقی

برای دانلود
اینجا را کلیک کنید


  • آخرین ویرایش:-
جمعه 16 مرداد 1388  01:08 ق.ظ






  • آخرین ویرایش:-
شنبه 10 مرداد 1388  08:45 ق.ظ

همزمانی یا روو کم کنی؟



::. امید محمودزاده ابراهیمی .::

اردیبهشت امسال برای اولین بار شاهد عرضه همزمان 2 آلبوم از 2 ستاره موسیقی پاپ ایران بودیم.نظیر این اتفاق سابق بر این مشاهده نشده بود چون تا به حال در موسیقی پاپ اصطلاحی به نام ستاره نداشتیم. به یاد داریم که آلبوم مرحوم ناصر عبداللهی با نام "دوستت دارم" همزمان با آلبوم "فاصله" محمد اصفهانی عرضه شد و رقابت برای فروش برای اولین بار در موسیقی پاپ ایران مشاهده گردید.البته این اتفاق با این توصیف اتفاق افتاد که صدا و سیمای وطنی پخش چند کار از این 2 آلبوم را در دستور کار داشت و در نتیجه نقش مستقیمی در شناختن و همچنین فروش این آلبوم های موسیقی داشت. اما 10 سال پس از آن اتفاق؛ این بار عرضه همزمان 2 آلبوم از 2 ستاره موسیقی پاپ بدون کوچکترین حمایت رسانه ملی ؛ اتفاق مهمی در موسیقی پاپ ایران است.
اما طرح یک سوال ؛
آیا موسیقی پاپ ایران که در حال حاضر کمترین حمایت از آن و هنرمندانش می شود،پتانسیل اینگونه ریسک ها را دارد؟ آیا عرضه همزمان 2 آلبوم از 2 ستاره بخش اعظم ظرفیت آن است؟ پاسخ این سوال به 2 گزینه آری و خیر محدود نمی شود و باید بحث های جزئی تری را وارد این موضوع کرد.
جواب آری کجاست؟ جواب آری اینجاست که بخش اعظم ظرفیت موسیقی پاپ ایران به چند ستاره محدود است و این معضل جدی حال حاضر موسیقی پاپ است.اگر بخواهیم منطقی نگاه کنیم باید اینگونه تصور شود که در چنین وضعیتی هیچ شرکتی ریسک رقابت را نمی پذیرد و رقابت دور را به نزدیک ترجیح می دهد.
آلبوم های جدید سیروان خسروی و بنیامین بهادری می توانستند به فاصله زیاد یا متوسط(چند ماهه) عرضه شوند و فروش خوبی داشته باشند اما این اتفاق با سیاست یا بی سیاست نیفتاد.همزمانی عرضه 2 آلبوم غالبا به رقابت میان این دو آلبوم در همه بُعدها می شود، رقابتی که شاید به حذف یکی از 2 آلبوم در روند عرضه موسیقی شود. اما در ایران وضعیت اندکی فرق می کند. پاسخ خیر اینجاست؛ در ایران هنوز اینقدر ظرفیت برای چنین ریسک های بزرگی ایجاد نشده است و هنرمندان این عرصه هنوز به حمایت جدی نیاز دارند. ره صد ساله را یک شبه نمی توان پیمود.میانبر زدن هم فایده ای ندارد این روند باید مرحله به مرحله پیش برود.
باید قبول کنیم که اتفاق خوبی در موسیقی ایران افتاده است و این اتفاق می تواند در آینده تکرار شود.اما نباید سطحی و سریع به این موضوع نگاه کرد. آلبوم 88 و ساعت9 هیچ کدام یکدیگر را حذف نکردند و دوشادوش هم عرضه شدند و به فروش رسیدند.ماهها باید بگذرد که این موضوع در عمل فروکش کند.گرچه سبک آلبوم 88 با ساعت9 یکی نیست و این خود یکی از عوامل تفکیک کننده این 2 آلبوم در بازار موسیقی است.اما برای کسانی که موسیقی را جدی دنبال می کنند چندان تفاوتی ندارد. کسی که 88 را گوش می کند نمی تواند بگوید که من ساعت9 را گوش نمی کند و بالعکس.البته در بررسی این موضوع ما بحث اصلی را به موسیقی خوب ارتباط می دهیم و صد البته اینکه سلیقه مخاطب هم در این میان تاثیرگذار است.بنیامین چهره شناخته شده تری نسبت به سیروان بود و در این شکی نیست اما بازار این را نمی گوید. گدر زمان این موضوع را نشان خواهد داد.
به بحث اصلی بازگردیم...
آیا همزمانی عرضه 2 آلبوم فقط همزمانی است یا به رقابت جدی می انجامد؟ بهتر است در این اتفاق گزینه اول را قبول کنیم و قبول گزینه دوم را به سالهای بعد موکول کنیم.سالهایی که موسیقی دارای رسانه مختص خود باشد و بحث کپی های سی دی کمرنگ شده باشد.
موسیقی پاپ ایران در این چند ساله نمودار سینوسی وحشتناکی داشته است که همزمانی عرضه این 2 آلبوم نقطه عطف و صعود این نمودار است. این موسیقی هنوز خیلی جای کار دارد و هنوز ستاره های دیگری هم باید به این کارزار اضافه شوند تا ظرفیت آن بالا رود. این اتفاق دیر یا زود در راه است فقط امیدواریم دیر یا زود آمدنش منطقی باشد با سرعت متعادل !


پی نوشت بی ربط و با ربط :
رسول ترابی عزیز هم در مصاحبه هایش با سیروان و بنیامین و هم در دوره جدید مجله موسیقی قرن 21 به این همزمانی گیر ویژه ای داده بود !



زانیار خسروی،سعید عبداللهی و امید حاجیلی در تالار اریکه ایرانیان
روی عکس کلیک کنید
عکس ها: بهزاد قلی زاده،سعید عبداللهی

***
جشنواره سایت ها  و وبلاگ های موسیقی به تعویق افتاد
مهلت ارسال آثار تا 31 شهریور 1388 تمدید شد
اینجا


سه شنبه 6 مرداد 1388  02:08 ب.ظ

مجله اینترنتی جوان ایرانی با همکاری تنی چند از دوستان و به مدیرمسئولی محسن جاویدی منتشر شد
این مجله را از آدرس زیر میتوانید دریافت کنید
(روی عکس کلیک کنید)





برای دریافت روی عکس کلیک کنید

لینک دیگر:
http://dl.iranhip.com/files/Javan_Irani.rar

طراحی لوگو و صفحه آرایی:

امید محمودزاده ابراهیمی


  • تعداد کل صفحات :3  
  • 1  
  • 2  
  • 3