
سیاست؛ سیاحت؛ ضیافت
بی شک تابستان امسال یکی از کم رونق ترین تابستان های موسیقی ایران بعد از یک دهه بود. هر چند آثار عرضه شده از لحاظ کمی زیاد بود، ولی از نظر سطح کیفی کارهای ارائه شده جذابیت لازم برای مخاطبان را نداشت. البته تجربه چند سال اخیر نشان داده فصل تابستان پتانسیل خیلی مناسبی هم برای عرضه آلبوم های موسیقی ندارد، ولی هر ساله چندین آلبوم از هنرمندان مطرح در فصل تعطیلات عرضه می شد. مشکل دیگری که در این فصل بیشتر بروز پیدا کرد، تنگ تر شدن دایره توزیع آلبوم ها بود که بسیاری از آثار فقط در مراکز اصلی شهر تهران پخش شد و به شهرهای دیگر نرسید!
تیرماه: سیاست
تابستان امسال با رویدادهای سیاسی بعد از انتخابات اواخر خرداد آغاز شد. فضای نامساعد تیرماه خواه ناخواه مارکت موسیقی داخلی را به کما فرو برد. آلبوم های موسیقی به تعویق می افتاد و انگیزه ای هم از جانب مردم برای جستجو و استقبال از موسیقی داخلی وجود نداشت. موسیقی تیرماه در حاشیه فضای سیاسی، رنگ سیاسی به خود گرفت و مهم ترین رویدادهای موسیقی محدود به واکنشهای سیاسی هنرمندان شد که بحث در مورد آن در این مکان مناسب نیست که فقط در این متن سعی در بررسی بازار موسیقی است. در بازار موسیقی اصیل، آلبوم سیم آخر اثری از استاد جلال الدین ذالفنون از شرکت چهارباغ عرضه شد که باربد خوانندگی آن را بر عهده داشت و آرش زنگنه هم یکی از نوازندگان بود. این اثر که به دلیل بحران های زمان عرضه، اصلا مورد توجه قرار نگرفت و به درستی هم پخش نشد، از سوی علاقه مندان هم مورد بی مهری قرار گرفت. البته شاید تنها نقطه قوت آلبوم حضور استاد ذوالفنون بود! و اما مجموعه ای که پس از دوره طولانی توانست عده ی زیادی را به سمت فروشگاه های عرضه محصولات صوتی بکشاند، آلبوم رسوای زمانه از شرکت آوای باربد بود. اثری ماندگار از استاد همایون خرم با چند قطعه جدید و بازسازی شده که علیرضا قربانی اجرای آنها را بر عهده داشت. مجموعه ماندگار رسوای زمانه که هنوز هم در زمره کارهای پرفروش تابستان است، همزمان با دو آلبوم چرخ گردون و سروش آسمانی عرضه شد. این دو آلبوم که در یک پک عرضه شد، صدای استاد علی اصغر شاهزیدی ( یکی از شاگردان استاد تاج ) بر روی آثار استاد علی تجویدی و اشعار استاد بیژن ترقی بود. تنظیم های استاد فریدون شهبازیان و نوازندگی اساتیدی چون، جلیل شهناز، محمد اسماعیلی، جهانگیر ملک و ... توانست مخاطبان خاصی را به سوی خود جذب کند. آثار منتشر شده که مربوط به اوایل دهه هفتاد بود، قطعه بسیار زیبای جام مدهوشی را نیز شامل می شود. در این ماه آلبوم تک نوازی تمبک محمدرضا مرتضوی به نام ساینا هم توجه عده ای را به خود جلب کرد. اما بازار موسیقی پاپ با عرضه آلبوم عموزنجیرباف اثری از روزبه نعمت الهی نیم تکانی خورد. آلبومی که عده ای آن را اثری بی نظیر و عده ای تکرار روزبه و آثار صدا و سیماییش نامیدند. حضور روزبه در برنامه مختلف صدا و سیما در فروش نسبی آلبوم عرضه شده از شرکت سروش نقش داشت. روزبه که در کنار احسان خواجه امیری، علی لهراسبی، غلامرضا صنعتگر، مازیار عصری، امیر تاجیک و مجید اخشابی، دردانه های صدا و سیما هستند، از این حضور کمال استفاده را نموده است. در تیرماه سه آلبوم پاپ دیگر عرضه شد. آلبوم اول رضا راد به نام شادی حرومه از شرکت نوانگار که با توزیع محدود توسط شرکت گلچین توانست نظر شنوندگان را به خود جلب کند. آلبوم دوم کیوان تافته به نام مشکوک که باز هم با سرمایه شخصی تولید شده بود، توسط آونگ پخش شد و مانند آلبوم اول او کاری متوسط بود. آلبوم آروم آروم حمید یعقوبی هم بعد از چندین سال انتظار توسط پیام اسلام عرضه شد و استقبال خاصی را شاهد نبود! گویا زمان زدگی مشکل اصلی آن بود.
مردادماه: سیاحت
با آغاز ماه دوم تابستان و کمرنگ شدن آثار ظاهری بحران سیاسی، مردادماه جولانگاه آلبوم اولی های موسیقی پاپ شد. در حالی که این ماه تنها فرصت مسافرت تابستانی برای عده ای قبل از فرارسیدن ماه رمضان بود. در موسیقی سنتی شرکت آوا خورشید آلبوم من جدا گریه کنان ابر جدا از مظفر شفیعی و گروه ماهریز و آلبوم ای سرخوشان اثری از پوریا اخواص و جهانبخش رستمی را به بازار عرضه کرد. آلبوم من جدا گریه کنان ابر جدا با استقبال نسبی علاقه مندان روبرو شد. آلبوم ندانم کیستی به آهنگسازی و خوانندگی محمود هماوند نیز در این ماه توسط آوای شباهنگ منتشر شد. با اینکه سبک کاری محمود هماوند بسیار به فرمان فتحعلیان نزدیک است ولی نتوانست علاقه مندان به کارهای فرمان را به خود جذب کند.
در موسیقی پاپ مردادماه مانند باز کردن مقطعی دریچه بود، آلبوم خاتون من با صدای پویا اشتری، با حضور جمعی از نوازندگان معروف از شرکت گیتی گویش عرضه شد که به دلیل گذشت زمان نتوانست نظر مخاطبان را به خود جلب کند. آلبوم چشم به راه با صدای باقی اثری از علی موثقی بود که گویا گرد زمان بر آن نشسته بود و با اینکه باز تنظیم هایی توسط سعید عزیزی روی آن صورت گرفته بود مجموعه قابل توجهی نبود. این آلبوم را پژواک هنر ارائه کرد. آلبوم کیش و مات، اثری از مائد علیپور، از شرکت گلچین آوای شرق آغاز کننده موج کوچکی از آلبوم های راک و شبه راک بود. مجتبی تیموری و آرش عادلپور آهنگسازان آلبوم کیش و مات هستند. فضای این آلبوم سنگین و گرایش به راک و متال دارد. تبلیغات این آلبوم به صورت نصب پوسترهای شهری بود. شیشه شکسته، آلبوم اول خواننده راک خوان، محمد نظری معروف به شیدوس بود که بالاخره توسط شرکت پیام اسلام عرضه شد. گرچه شیدوس در فعالیت هنری چند ساله طرفداران خاص خود را جذب کرده بود، ولی استقبال مورد انتظار از این آلبوم صورت نگرفت. همزمان با شیشه شکسته آلبوم حضرت عاشقا به خوانندگی محمد دهقان و اثری از نوید شاه بیگی عرضه شد که با وجود فضای متنوع کارها و آلبومی دیجیتالیزه شده! مانند سایر کارهای این ماه کمی مهجور ماند. آلبوم تو کدومی از مهدی امینی و با حضور داریوش صالح پور و روزبه بیش از کارهای همزمان مورد توجه قرار گرفت. سبک غالب در این آلبوم هم متمایل به راک بود. این آلبوم با سرمایه خصوصی منتشر شده بود. بازی قشنگی بود اثری از مصطفی گلستانیان و شاهین خسروآبادی بود. شاهین که این روزها در داخل کم کار شده است، فضای آلبوم را به کارهای خواننده خارج نشین متمایل کرده بود. شرکت نوای نی لبک شرق عرضه کننده این آلبوم بود. از این آلبوم نیز استقبال قابل توجهی نشد. حسین کاری برای آلبوم دوم خود، سایه تو، به سراغ سامان عباسی، آهنگساز جدا شده از گروه وندا رفت. گرچه آلبوم دوم حسین کاری که عرضه ای از شرکت نشر صدا آویش بود، باز هم مهجور ماند، ولی جهشی برای او محسوب می شد و پیشرفت او در موسیقی قابل ملاحظه بود. انتها آلبوم اول محمد عیوضی بود که به دلیل شباهت اسم، حساسیت برانگیز بود. انتها اثری از میلاد قائمی، آهنگساز و تنظیم کننده توانای راک بود که همه کاره آلبوم خود اوست. آوای مهربانی عرضه کننده آلبوم انتها بود. از نوازندگی تا میکس را میلاد قائمی انجام داده و فقط خوانندگی را به محمد عیوضی سپرده است. محمد عیوضی صدای مشابه خواننده خارج نشین و مقلدانش چون مجتبی کبیری و حمید پیروزنیا دارد. آلبوم دوم کامران رسول زاده به نام واژه های بی قرار با آهنگ و ترانه های او تنظیم جمال خدامی، اثری بود که به صورت محدود به مناسبت میلاد حضرت مهدی (عج) در دسترس برخی قرار گرفت. کارهای کامران رسول زاده هم اکنون بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است و آلبوم او به زودی در اختیار علاقه مندان دیگر هم قرار می گیرد. آلبوم سوم مجتبی کبیری به نام نیم نگاه پس از معطلی های زیاد و ممیزی به بازار عرضه شد. کبیری که در کارهای جدید خود هیچ تلاشی به نوآوری و دوری از تقلید نکرده، کم استقبال ترین اثر خود را توسط ایران گام عرضه کرد تا کم کم در زمره خوانندگان حاشیه نشین قرار بگیرد. تلاش های پدرام کشتکار و نیما صرافی مهر هم برای فضاسازی های موثر، بی نتیجه ماند. هنوز دنیای من هستی اولین اثر علی خطیبی با موسیقی فرید قهرمانپور توسط پرکارترین شرکت این روزها، پیام اسلام عرضه شد. فضای پرانرژی کارها و ملودی های خوب اثر و صدای پرقدرت و تلاش برای شبیه شدن به کارهای خواننده معروف خارج نشین نکات قابل توجه آلبوم بود. آخرین اثر مردادماه، یکی مثل تو، هفتمین آلبوم سعید خوانساری بود که این بار با بهنام خدارحمی آلبوم خود را جمع کرده بود. تغییر سبک ناگهانی به سمت کارهای خواننده چیپ و سطحی خوان نیویورک در آلبومی عرضه شده از شرکت نغمه مقاومت قابل تامل بود. هم چنین بهنام خدارحمی نیز که توانایی خود را در همه سبک های موسیقی نشان داده این بار کارها را بیش از پیش بازاری و مصرفی کرده بود. این آلبوم نیز در کنار سایر کارهای مردادماه استقبال خوبی را شاهد نبود.
شهریورماه: ضیافت
با آغاز ماه سوم تابستان، ماه رمضان نیز آغاز شد. عرضه آلبوم های پاپ خود به خود مسکوت ماند. به جز آلبوم فاصله محمد اصفهانی که در ماه رمضان عرضه شد، هیچ آلبوم دیگری نتواسنته در این ماه ضیافت الهی موفق باشد.
در این ماه عرضه آلبوم رندان مست از استاد شجریان، تنها عامل مراجعه مخاطبان موسیقی به فروشگاه ها بود. آلبوم استاد شجریان به همراه مجید درخشانی (گروه شهناز ) که بعد از اتفاقات سیاسی جنبه های دیگری نیز پیدا کرده بود، با فروش خیره کننده ای روبرو شد و همه کاستی های عدم استقبال از موسیقی تابستان را به یک باره جبران کرد. گرچه عده ای از منتقدان کارهای قبلی استاد را قوی تر از این آلبوم قلمداد می کردند، ولی گویا استقبال از آلبوم جدید استاد شجریان با طیف رنگ گسترده سازهای مورد استفاده در گروه شهناز پاسخ مردم به استاد بود. روزهای میانی شهریورماه که مصادف با آغاز نیمه دوم ماه رمضان بود، هیچ اثری عرضه نشد. ولی روزهای پایانی تابستان باید منتظر عرضه چندین اثر معروف بود. در آخرین روزهای تابستان نیز، شرکت آوای نوین اصفهان، مجموعه صدای سخن عشق به خوانندگی شهرام ناظری را منتشر کرد. این مجموعه حاوی دو سی دی است که سی دی اول آلبوم صدای سخن عشق شهرام ناظری و کیخسرو پورناظری ( گروه شمس ) است که در انتهای دهه 50 عرضه شده بود. سی دی دوم همان تراک ها با تنظیم های جدید و نوازندگی اعضای کنونی گروه شمس است که با افزوده شدن سازهای کوبه ای به آن عرضه شده است. در واقع تابستان امسال تحت تاثیر مسائل دیگر قرار گرفت و خود به خود توان خود را برای مارکت موسیقی از دست داد. در واقع اگر بتوان در کل تابستان آلبوم هایی را مطرح کرد، قطعا پس از رندان مست، رسوای زمانه و پس از آن عموزنجیرباف قرار می گیرند.شرکت های موسیقی و فروشگاه ها و هم چنین علاقه مندان به کارهای نو، منتظر آغاز خزان و ماه های سرد پیش رو هستند تا آثار بهتر موسیقی گرما بخش لحظات آنها باشد.
منبع : سایت هنر و موسیقی

Just in Time
سریال 24 یکی از دیدنی ترین سریال های در حال حاضر جهان است که پخش آن از سال 2001 از تلویزیون فاکس آمریکا آغاز گردیده است.داستان های این سریال به صورت اپیزودیک و در 8 فصل(تا امسال 2010) به تصویر کشیده شده.جک باور مامور فدرال در واحد ضد تروریستی(CTU) است که در هر قسمت درگیر مشکلاتی می شود.فصل های این سریال با یکدیگر ارتباطی غیر مستقیم دارند.
روایت جذاب و غیر قابل پیش بینی سریال باعث می شود هر بیننده ای به این سریال و داستان های آن علاقه مند شود.کیفر سادرلند،الیشیا کتبرت،سارا کلارک،کارلوس برنارد و ... از جمله بازیگران این سریال هستند.نقش مامور فدرال جک باور را بازیگر انگلیسی یعنی کیفر سادرلند 43 ساله بازی کرده است.او از 35 سالگی تاکنون درگیر بازی در این سریال بوده است.فصل هشتم این سریال(که البته مشخص نیست فصل آخر آن باشد یا خیر) در ژانویه 2010 از تلویزیون فاکس پخش خواهد شد.
از مقدمه کلیشه ای که بگذریم به متن این سریال می رسیم.
سریال 24 را به همه توصیه می کنم که ببینند.هر قسمت این سریال هم درس برای فیلمسازان ما است و هم روایت جذابی برای دنبال کردن دارد.شما به عنوان مخاطب اگر از قسمت اول مخاطب این سریال باشید قطعا در پایان هر قسمت راغب به دیدن قسمت بعدی هستید و این امر مشترکی در میان همه بینندگان این سریال بوده است.قطعا این مورد نشان می دهد که دست اندرکاران این سریال توانسته اند بیینده را راغب به دیدن سریال کنند و با کش ندادن یک موضوع یا شخصیت بتوانند روایت گر یک داستان جذاب باشند.بحث ها درباره این سریال بسیار است و شاید صدها مطلب بتوان درباره آن نوشت.اما شما را می خواهیم بیشتر به حاشیه مخاطب این سریال ببریم.
تصویر رو بچسب !
اول بیاییم از نوع تصویربرداری و تدوین سریال صحبت کنیم. اگر سریال را دیده باشید خواهید دید که تمامی صحنه های این فیلم با دوربین متحرک تصویربرداری شده است و نوع تدوین تصاویر این سریال کمک شایانی به روان بودن سریال و داستان کرده است.
البته فرق اساسی تصویربرداری این سریال که همگی با دوربین متحرک بوده با دیگر فیلم ها و سریال هایی که ما اینچنین دیده ایم این است که در سکانس های بسیاری از سریال 24 این دوربین است که داستان را جلو می برد. اگر بخواهیم دقیق تر نگاه کنیم می بینیم که دوربین در این سریال در خیل عظیمی از سکانس ها قصد دارد مخاطب خود را به قول معروف گول بزند و قضاوت نهایی را از او بگیرد.شاید این برای اولین باری باشد که دوربین یکی از اجزای اصلی فیلمنامه یک سریال می شود.
اصل مهم در چنین سریال هایی(پلیسی،اکشن،معمایی) این است که شما ندانید در سکانس بعدی چه اتفاقی خواهد افتاد و نتوانید داستان را حدس بزنید.کاری که در فصل اول سریال بسیار تا بسیار حرفه ای و ارزشمند از کار درآمده است و شما با دیدن ساعت آخر اپیزود آخر فصل اول قطعا غافلگیر خواهید شد.
جلوه تقسیم پرده(چند تصویر در یک صحنه+یک ثانیه شمار) هم رکن اصلی این سریال است چون در 24 نیاز است که چندین داستان با یکدیگر وو هماهنگ جلو بروند.داستان هایی که اگرچه در انها کمی غلو وجود دارد اما ارتباط آنها کاملا منطقی و به جا است."فوکوس" هم نقش بسزایی در جذابیت بصری این سریال داشته است.با توجه به نوع تصویربرداری این سریال که کاملا متحرک است و به سبک چشم انسان تعبیه شده است این قابلیت(فوکوس) خیلی حرفه ای کار شده است و باید به مدیر تصویربرداری این سریال بابت این خلاقیت تبریک گفت.
جک باور:کسی که همیشه خدا دچار مشکل است و از همه بدتر یک مشکل اساسی به نام کیم باور دارد! این آدم نه از شکنجه با شوک الکتریکی هراس دارد و نه از شیرجه رفتن با بمب اتم ! سوپرمن زمینی است !همسر و فرزندش را بسیار دوست دارد.
کیفر سادرلند هم به خوبی از پس صحنه های اکشن برآمده و هم احساسی(نگاه کنید به صحنه وداع با دخترش در فصل دوم سریال).جک باور مطیع هیچ کس نیست جز رئیس جمهور یعنی دیوید پالمر.او جان رئیس جمهور را تا به حال چند بار نجات داده است.از قانون شکنی هم هراسی ندارد و مهم نیست چه بلایی سر قانون و همکارانش می آید.او باید به هدفش برسد.از مرگ بقیه خوشش نمی آید و دوست دارد دشمنانش را هم فقط بازداشت کند.به غیر از ویکتور دریزن و پسرش که بابت انتقام از دخترش(که فکر کرده بود مرده است) آنها را به قتل رساند. شاید والاس در فصل دوم سریال راست می گوید.او یک قاتل بالفطره است اما دوست ندارد این بالفطره بودن به بالفعل نشان داده شود.
کیم باور:اعصاب آدم را با خنگ بازی هایش خرد می کند.در حالی که پدرش در یک ماموریت سری است زنگ می زند و از پدرش می پرسد به یک قاتل تیر بزنم یا نه !! خب بزن بره دیگه !!!
کیم شخصیتی است که چندان خودش را نشان نمی دهد.البته با خنگ بازی هایش چرا ! تصمیم ها و حرف های احمقانه او گاهی اوقات دیگر با غلتک از روی اعصابتان رد می شود.همیشه هم برای پدر مشکل درست می کند و جک باور باید گند های این خانم را جمع کند. به طور کل شخصیت (...) است !
دیوید پالمر:باراک اوباما مدل 2001 تا 2003 می شود دیوید پالمر.انگار همگی شخصیت باراک اوباما چندین سال پیش در دیوید پالمر دیده شده است.حرف هایش و صلح طلبی اش و دوری اش از جنگ و احترام متقابل چیزهایی است که ملت آمریکا در سالهایی دیده است که جرج بوش داشت عراق و افغانستان را نابود می کرد.شاید سریال 24 خدمتی بس بزرگ به دموکرات های آمریکایی و باراک حسین اوباما کرده باشد.او به خاطر دوری از جنگ هم چندین بار سوقصد می شود و هم از سمتش برکنار...
شخصیت پالمر دوست داشتنی و تصمیم هایش و اعتمادش به جک باور مخاطب را از خود خشنود می سازد.تمامی اطرافیانش به او خیانت می کنند.از همسر سابقش(شری پالمر) تا رئیس دفترش یعنی مایک نوویک.
تونی آلمیدا: قوی،جذاب و قانون پرست.تمام چیزهایی که می توان درباره تونی گفت دز همین 3 کلمه خلاصه می شود.او از جک باور خوشش نمی آید اما گاهی اوقان که حق مسلم با باور است به همکاری با او ادامه می دهد و قانون ها را هم می شکند.در حالی که از جک کتک خورده و مچ پایش مو برداشته اما به خاطر باور قانون شکنی می کند.او نمی خواهد روابط شخصی اش را وارد کارش کند اما میشل دسلر را خیلی دوست دارد و همین باعث می شود با او ازدواج کند.گاهی اوقات مزه های خوبی هم می پراند در حالی که بسیار جدی ست.وجود او برای CTU یک آرامش کم نظیر است.بعد از رفتن موقتی جک باور و نینا مایرز او افسر ارشد سی تی یو می شود و آنجا را به سبک خود مدیریت می کند.بعد از جک باور او دوست داشتنی ترین شخصیت سریال است.او در همه فصل های سریال غیر از فصل ششم حضور دارد.
میشل دسلر: بعد از رفتن نینا مایرز او جای نینا را در سی تی یو می گیرد و همان اول رابطه اش با تونی آلمیدا لوو می رود.میشل جسور و شجاع است و در کارش بسیار جدی ست اما طاقت ورود روابط خانوادگی اش را به حوزه کارش ندارد.تنها کسی که می تواند به او کمک کند تونی است.چهره او یک رگ آسیایی دارد که این به با نمک بودن او کمک شایانی کرده است.او به مانند تونی قانونی است اما بدش نمی آید برای کمک به جک باور قانون را دور بزند.
مایلو:مخ کامپیوتر با آن تیپ نه چندان عادی اش ! و با گوشواره هایش!! مایلو را فعلا فقط در فصل اول دیدیم اما گویا در فصل های بالاتر او دوباره باز خواهد گشت.
پیشنهاد برای روزی که شاید این سریال دوبله شد:
جک باور/منوچهر والی زاده
دیوید پالمر/حسین عرفانی
سعید مظفری/تونی آلمیدا
اما روایت از دیگر ملل در 24
در این سریال نمایندگانی از دیگر ملل هم وجود دارند که گاهی اوقات تصاویر نشان داده شده از آنها باعث شود که آنان از بودن چنین شخصیتی در سریال احساس تنفر کنند. روایت از مسلمانان،ایرانی ها،عرب ها و ملت هایی که به هر حال روزگارانی چند همیشه متهم بوده اند و هستند.تصاویری که شاید نابخردانه باشند و همچنین تصویر درستی نباشند.
شاید کسانی بگویند که این از سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا نشات می گیرد اما به هر حال داستانی ست که دارد روایت می شود. به رغم مخالفت هایی که با توع نشان دادن تصویر از دیگر ملل و مذاهب در برخی از صحنه های سریال است اعتقاد دارم که باید پای این محصولات با هوشمندی تمام نشست و از پخش آنها هراسی نداشت.باید به دقت تمامی روایت ها را زیر نظر داشت.در فصل دوم سریال از مسجد،نماز،الله اکبر و کارکترهای مسلمان تصویر ناخوشایندی عرضه میشود گرچه باید در کنار آنها کارکتر امام جماعت مسجد را هم در نظر گرفت.(که البته می دانیم که نمایشی است)
شاید یکی از دلایلی که این سریال تا به حال از سوی صدا و سیما خریداری و پخش نشده است همین باشد.تصویری نه چندان خوشایند از ایرانی ها یا مسلمان ها.گرچه این سریال پابند چنین نکاتی نیست.شما در جای جای این سریال حملات کوبنده ای را به سیستم حکومتی و حتی اجتماعی آمریکا می بینید اما خب اینجا صدای کسی در نمی آید و شاید ما خوشمان هم بیاید.
بحثی در این مورد ندارم اما این حرفم را تکرار می کنم که باید و باید وقتی پای این سریال ها و فیلم ها می نشنیم ، هوشمندانه همه چیز را زیر نظر داشته باشیم و فقط سطح را نبینیم.
این مطلب همه چیز درباره سریال 24 نبوده و نیست.اگر وقت بود بیشتر خواهم نوشت.
پی نوشت(1):
اگر فیلمنامه 24 را به صورت فایل متنی داشته باشیم تعدد 3 واژه Protect و Safeو Trust Me رو قطعا خواهیم دید.امنیت، محافظت و بهم اعتماد کن
پی نوشت(2):
فصل چهارم سریال را ندیده ام.با توجه به شروع دانشگاه ها و ترم سختی که در پیش دارم شاید نتوانم دیگر به تماشای سریال بپردازم.کار سختی است اما ...
اما پیشنهاد میکنم سریال را حتما ببینید.حتی اگر جمعه شب ها ساعت 22 از کانال فارسی1 با آن دوبله های محشرش!! پخش شود.
حوصله دیدن سریالی را به صورت تکی و انفرادی ندارم.نمی دانم روزی دوباره رغبت خواهم کرد که DVD سریال 24 را در دستگاه پخش بگذارم یا نه ...
.
.
.
پی نوشت پس از دیدن قسمت دوبله شده:
افتضاح !
مشکل دوبله فارسی1 این است که نه صداها خاص دوبله هستند و از همه مهم تر این صداها "حس" ندارند.فک کنم دوبله فارسی 1 حداقل 50 سالی از ما عقب باشد.کاش 24 را دوبلورهای خودمان دوبله کنند.
همکاری من و رضا صادقی دیگر تکرار نخواهد شد 
امید حاجیلی، متولد 2 مهرماه 1362، دارای مدرک کارشناسی ارشد موسیقی، استاد حال حاضر دانشکده موسیقی صداوسیما است. نوازنده حرفه ای ساز ترومپت که در بسیاری از آلبوم های موسیقی حضور داشته است، نوازنده سابق ارکستر سمفونیک، آهنگساز و تنظیم کننده چندین تراک در آلبوم های مختلف و هم چنین خواننده، یکی از اعضای اصلی گروه دارکوب و ...! پاییز گذشته موفق شد اولین آلبوم متفاوت خود به نام آلگرو را بعد از چند سال به بازار عرضه کند. آخرین ماه تابستان، در بین روزهای پرمشغله امید، توانستیم بعداز ظهر نه چندان گرمی را برای گفتگو با او هماهنگ کنیم. البته کولر خاموش دفتر مطبوعاتی، به گرم تر شدن گفتگو کمک کرد.
• قبل از هر چیز یک سوال دارم و اینکه چطور با ساز ترومپت در خانه تمرین می کردید؟
- تقریبا به سختی! در حال حاضر، در طبقه پایین منزل سوئیت کوچکی دارم که آکوستیک کردم ولی قبل از آن که در خانه تمرین می کردم، به خاطر نوع صدای ساز ترومپت، صدا از منزل بیرون می رفت و خوشبختانه همسایه ها اعتراض نمی کردند.
• اولین آلبومی که به طور رسمی منتشر شد و نام شما در آن بود، آلبوم ایلیا بود. نوازندگی جیم بی و ترومپت و کرال و تنظیم و دکلمه در آن انجام داده بودید. چه شد که با ایلیا همکاری کردید؟
- با ایلیا در موسیقی تاتر آشنا شدم. آن موقع دانشجوی دانشگاه سوره بودم . دوستی به نام علیرضا ناصحی دارم که بازیگر خوبی است و من را به تاتر معرفی کرد. بعد از آن با ایلیا آشنا شدم. روحیه ما به هم نزدیک بود و با هم دوستان خوبی شدیم. در همان موقع ایلیا درگیر گرفتن مجوز آلبوم بود. این آلبوم آن زمان اسم دیگری داشت. ایلیا مجوز کارها را گرفت، ولی شرکت سرمایه گذار گفت چون زمان زیادی گذشته باید چند تراک تغییر کند. ایلیا قضیه را گفت و من به او قول همکاری دادم. از آنجا همکاری ما شروع شد. تقریبا در انتهای کار ملحق شدم و سه قطعه حذف شد و به جای آن سه تراک اضافه کردیم که تراک ابتدایی هم خیلی سر و صدا کرد.
آخرین پست ها